مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

خوشحالی و پرخاشگری در کودکان

کودکان خوشحال که دورهم می‌چرخند؛ دانش‌آموزان شاد و باهوش که کتاب‌ها و مدادرنگی‌هایشان را با هم شریک می‌شوند. بچه‌های رقیب که همدیگر را برای نفر اول بودن در صف هل می‌دهند...



خوشحالی کودکان

علی رغم اینکه پرخاشگری برای شما و دیگر والدینی که با آن روبرو می‌شوند، ناخوشایند است، در فرایند رشد کودک 5 ساله کاملاً عادی‌ست. در حقیقت، تقریباً هر کودکی در این سن اسباب‌بازی دوست خود را می‌دزد، لگد می‌زند، مشت می‌زند، یا گاه به گاه داد می‌زند. برخی اوقات دلیل این امر یک ترس ساده است. برای مثال اگر کودک شما احساس می‌کند که از جانب کس دیگری به حاشیه رانده می‌شود ممکن است از کوره در برود. دیگر محرک‌ها بیشتر به شرایط پیش‌آمده بستگی دارند تا به غریزه. در نهایت، کودک مهدکودکی شما در حال تنظیم خود با یک برنامه‌ی جدید استرس زا و یادگیری مهارت‌های جدید است. وی ممکن است به راحتی از هرچه که سعی می‌کند انجام دهد عصبانی شود، و عصبانیت خود را سر هم‌کلاسی‌اش خالی کند. و برخی اوقات کودک شما فقط خسته و گرسنه است. او دقیقاً نمی‌داند چه‌کار باید کند، لذا با فریاد، دعوا یا خشم به این وضعیت واکنش نشان می‌دهد.


کودک شما به زودی بر قسمت عمده‌ی رفتار پرخاشگرانه‌ی خود غلبه خواهد کرد. در 5 سالگی، مهارت‌های زبانی وی تا حد زیادی توسعه یافته است و می‌آموزد که می‌تواند به جای مشت و لگد از کلمات برای حل مسائل خود استفاده کند. همچنین به واسطه‌ی آزمون و خطا می‌آموزد که از حرف زدن و بحث در مورد یک مسئله نتیجه‌ی بهتری می‌گیرد تا از نزاع و درگیری فیزیکی. در این حین، همچنان لازم است که کودک خود را به سمت رویکردی عاری از پرخاش به زندگی راهنمایی کنید و چشم به راه مسائل عمیق‌تری باشید که رخ می‌دهند.
برای مقابله با پرخاش‌گری چه می‌توان کرد؟


به سرعت پاسخ دهید:
سعی کنید وقتی کودک‌تان پرخاشگری می‌کند سریعاً پاسخ دهید، تا همان لحظه بداند که کار نادرستی انجام داده است. وی را به مدت کوتاهی از وضعیت پرخاش‌گری خارج کنید – برای یک کودک مهدکودکی 5 دقیقه کافی‌ست تا در رفتارش بازنگری کند. همچنین می‌توانید در واکنش به پرخاشگری او مجوز کاری را از او بگیرید: مثلاً 15 دقیقه کمتر تماشای تلویزیون یا پول‌توجیبی کمتر. بهتر است که این کار را هر دفعه انجام دهید، تا کودک شما به طور کامل بداند که این کاهش‌ها به رفتار او بستگی دارد.

مثال بیاورید:
مهم نیست که چقدر از دست او عصبانی باشید، سعی کنید از داد زدن، برخورد فیزیکی، و بَد نامیدن وی خودداری کنید. این کار به جای اینکه رفتار وی را تغییر دهد، به وی می‌آموزد که پرخاشگری کلامی و فیزیکی راهی برای برخورد در زمان عصبانیت است. در مقابل، با کنترل خشم خود و برخورد خونسردانه در مواقعی که پایش را از خط بیرون می‌گذارد، به وی مثالی خوب از نحوه‌ی برخورد ارائه دهید.

به برنامه وفادار باشید:
تا جای ممکن، به طریقی یکسان به پرخاشگری‌های او پاسخ دهید. پاسخ کسل‌کننده و قابل پیش‌بینی شما (خیلی خب، باز هم دوستت‌رو زدی، دوباره جریمه می‌شی) الگویی پدید خواهد آورد که کودک شما آنرا تشخیص داده و انتظارش را خواهد داشت. در نهایت، پیش از اینکه مرتکب عملی اشتباه شود پیامدهای آن را پیش‌بینی خواهد کرد- اولین قدم در کنترل رفتارش. حتی اگر در ملاء عام کاری کند که شما را آزار دهد، به برنامه ی جریمه‌ی خود وفادار بمانید. اغلب بزرگترها وضعیت شما را درک می‌کنند، در نهایت، همه‌ چنین وضعیتی را تجربه کرده‌ایم. اگر مردم به شما خیره شدند، سخنی کنایه‌آمیز بگویید چون «چه سن دوست‌داشتنی‌ای!!» و بعد آنطور که خود تشخیص می‌دهید وضعیت را اداره کنید.


حال زمان خوبی‌ست برای اینکه به وی بیاموزید از شرایط و افرادی که موجب بروز پرخاش‌گری می‌شوند اجتناب کند، تا زمانی که راهی بهتر از مشت و لگدپرانی برای اداره‌ی مسئله بیابد. می‌توانید به وی کمک کنید که با خواندن کتاب‌هایی در این زمینه (با هم) خشم خود را کنترل کند.

حس مسئولیت را تقویت نمایید:
اگر پرخاشگری کودک شما به دارایی‌های کس دیگری صدمه وارد سازد یا خرابی به بار آورد، باید خودش آن را درست کند. او می‌تواند یک اسباب‌بازی شکسته را با چسب بچسباند، یا اشیایی را که در زمان عصبانیت پرت کرده است جمع کند. حتی ممکن است لازم باشد که از پول‌توجیبی خود برای جایگزینی یا تعمیر شیئ مورد نظر استفاده کند. این کار را به عنوان یک تنبیه بروز ندهید، بلکه آنرا نتیجه ای طبیعی از عملی پرخاشگرانه بدانید ، کاری که هرکسی که چیزی را شکسته باشد باید انجام دهد.
همچنین مطمئن شوید که کودک‌تان وقتی پایش را از حدود فراتر می‌گذارد حتما عذرخواهی کند ، حتی اگر مجبور باشید خودتان وی را نزد فرد آسیب‌دیده ببرید و تا زمانی که عذرخواهی کند صبر کنید. عذرخواهی وی ممکن است در وهله‌ی اول ریاکارانه به نظر آید ولی درس مورد نظر را در نهایت خواهد آموخت.
به رفتار خوب جایزه دهید:
به جای اینکه تنها وقتی که وی کار بدی می‌کند به وی توجه نشان دهید، سعی کنید وقتی کار خوبی می‌کند هم او را تشویق کنید. مثلاً: وقتی از او می‌خواهند نوبت بازی را به دیگری بدهد، به جای اینکه موس را از جایش بکند جای خود را به کودک دیگری که منتظر است می دهد، بگویید که چقدر به او افتخار می‌کنید. به او نشان دهید که کنترل نفس و حل دعوا رضایت‌بخش‌تر از برخورد فیزیکی با دیگر کودکان است و نتایج بهتری در پی دارد. تقویمی روی در یخچال یا در اتاق خوابش بگذارید، و به وقتهایی که می‌تواند عصبانیت و خشم خود را کنترل کند، به وی با چسب‌های رنگی جایزه دهید. وقتی تعداد خاصی از این چسب‌ها را دریافت کرد، یک جایزه‌ی کوچک به وی دهید – مثل رفتن به شهر بازی، یا یک اسباب بازی جدید.

وقت تماشای تلوزیون را کاهش دهید:
کارتون‌ها و دیگر برنامه‌های به ظاهر معصومانه‌ی کودکان گاه سرشارند از داد و فریاد، تهدیدها، هل دادن‌ها، یا برخورد‌های فیزیکی. پس سعی کنید به برنامه‌هایی که تماشا می‌کند نظارت داشته باشید ، مخصوصاً اگر پرخاشگر شده باشد. اگر در یک برنامه اتفاقی می‌افتد که شما نمی‌پسندید، در موردش با او حرف بزنید: «دیدی چطور پسره اون یکی رو هل داد تا چیزی رو که می‌خواست بگیره ؟ این اصلا کار خوبی نیست، هست ؟» ( آکادمی پزشکان اطفال آمریکا پیشنهاد می‌کند که بچه‌ها در این سن حداکثر یک یا دو ساعت برنامه‌ی خوب تلوزیونی را بینند).


از کمک گرفتن نترسید: برخی کودکان در مقایسه با دیگران مشکل پرخاشگری بیشتری دارند. اگر رفتار کودک مهد کودکی شما مداوم و شدید است، در کارهای مدرسه و دیگر فعالیت‌های گروهی مزاحمت ایجاد می‌کند، یا به حمله‌های فیزیکی به کودکان یا بزرگسالان دیگر می‌پردازد، با دکتر مشورت کنید. به کمک هم می‌توانید به ریشه‌ی مشکل پی ببرید و تصمیم بگیرید که آیا مراجعه به یک روان‌شناس یا روان‌پزشک لازم است یا نه. برخی اوقات یک مشکل یادگیری تشخیص داده نشده یا اختلال رفتاری پشت این عصبانیت و خشم قرار دارد؛ برخی اوقات هم مشکل به خانواده یا مسائل عاطفی بازمی‌گردد. منبع مشکل هرچه باشد، مشاور می‌تواند به کودک شما در مدیرت احساساتی که به پرخاشگری می‌انجامد کمک کند، و به او یاد دهد که چگونه آن احساسات را در آینده کنترل نماید. حل مشکل پرخاشگری در کودک کاری پیچیده است و به صبر و حوصله‌ی زیاد نیاز دارد. ولی با کمک گرفتن می‌توانید به نحو بهتری به هدایت عاطفی موردنیاز کودک بپردازید تا رفتار ناشایست خود را پشت سر بگذارد.

تضعیف سیستم ایمنی در کودکان طلاق!

اگر به تازگی از همسرتان جدا شده‌اید باید بیشتر از قبل مراقب سلامتی فرزندتان باشید زیرا مطالعات اخیر نشان می‌دهند کودکان طلاق امکان دارد حتی بخاطر یک سرماخوردگی جانشان را از دست بدهند.



پژوهشگران معتقدند طلاق و یا مرگ یکی از نزدیکان سیستم ایمنی بدن بچه‌ها را آنقدر ضعیف می‌کند که حتی یک بیماری و یا سرماخوردگی کوچک می‌تواند جان آن‌ها را به خطر بیاندازد.

بررسی‌ها نشان می‌دهند، اضطراب شدیدی که به خاطر این جدایی به کودک وارد می‌شو ،ترشح هورمون کورتیزول را به شکل قابل توجهی در بدن او افزایش می‌دهد و توان بدن او را برای مقابله با بیماری‌ها پایین می‌آورد.
مطالعات جدید نیز نشان می‌دهد، خانم‌ها و آقایان قبل از جدایی از یکدیگر باید به فکر سلامتی فرزندانشان باشند و برای حفظ سلامتی فرزندانشان بیشتر روی تصمیم خود و هدف‌های آینده‌شان فکر و تجدیدنظر کنند.

نکات رفتاری با کودکان بیمار

سوال: دختر 5ساله ام وقتی به یک سرماخوردگی ساده هم مبتلا می شود، خودش را بسیار لوس می کند و اصطلاحا «بدمریضی» است. در طول دوره درمان مجبورم به صورت ویژه ای به او رسیدگی کنم اما انگار این توجه و خدماتی که دریافت می کند، روی رفتارش تأثیر بدی دارد چون معمولا این رفتارها را پس از خوب شدن هم ادامه می دهد.







پاسخ: زهرا حسین زاده ملکی - روان شناس:

معمولا بیماری کودک یکی از چالش برانگیزترین و استرس زاترین موقعیت هایی است که والدین با آن مواجه می شوند، به همین دلیل مدیریت رفتارها و نحوه رفتارشان با کودک بسیار دشوار است. از سویی درمان بیماری کودک مستلزم توجه خاص آنان است و از سوی دیگر این نگرانی وجود دارد که فرزندشان به چنین رفتارهای دلسوزانه‌ای عادت کند و پس از بهبود رفتارهای نامطلوبی را بروز دهد. در ادامه به چند راهبرد که می تواند در مدیریت رفتار کودک طی دوران بیماری کمک کند، اشاره می کنیم:


سخت نگیرید
* والدین لازم است بدانند که بداخلاقی ها یا بهانه گیری های کودکان طی دوران بیماری به احتمال زیاد صرفا ناشی از بیماری آنان است و مسلما با بهبود وضعیت جسمانی کودک حالات نامطلوب روانی او تداوم نخواهد داشت؛ بنابراین هنگامی که کودکی بیمار می شود، والدین می توانند بدون ترس از ایجاد مشکلات رفتاری در کودک اندکی از مقررات همیشگی بکاهند و روی بهبود سلامت جسمانی کودک متمرکز شوند.
* به خاطر داشته باشید که وقتی کودکی بیمار است، به علت محدودیت هایی که در تفکر و درک موضوعات دارد به شدت دچار تشویش می شود. او نمی تواند پیش بینی کند که به زودی بهبود می یابد، در نتیجه کنترل بر رفتارهایش را از دست می دهد و به اطمینان جویی از والدینش نیاز دارد. این نگرانی به صورت غر زدن، نیاز به نزدیک بودن به والدین، بهانه گیری و حتی گاه پرخاشگری بروز می کند به همین دلیل نباید رفتارهای موقتی کودک را به صورت سبک رفتاری همیشگی او در نظر گرفت و در همان زمان بیماری دست به اصلاح این رفتارها زد اما نباید آن قدر هم از قوانین قابل اجرایی که در توان جسمی و روانی کودک هست چشم پوشی کرد که برگشت به اصول و مقررات قبلی برایش دشوار باشد.


از ارائه توضیح به کودک غافل نشوید
* البته بهتر است دلیل این کوتاه آمدن از اجرای قوانین را برای کودک توضیح دهید تا درک کند که به علت شرایطی که در آن قرار دارد، مقررات خانه تغییر کرده است. نکته اصلی در «نحوه» توضیح این موضوع برای کودکان است؛ زیرا نباید این کاهش مقررات را به صورتی مطرح کرد که او احساس کند «چقدر خوب است که همیشه بیمار باشم». به همین دلیل همان گونه که برخی از مقررات مثل جمع کردن وسایل یا انجام تکالیف برداشته می شود برخی آزادی ها مانند بازی در خارج از خانه را نیز متقابلا محدود کنید. همچنین این مسائل را باید با لحنی محبت آمیز و در عین حال مقتدرانه عنوان کرد.


به خودتان مسلط باشید
* در بسیاری از مواقع در حقیقت این مشکل کودک نیست که پس از بهبود نمی تواند رفتاری عادی داشته باشد بلکه مسئله به والدین مربوط است! در موارد زیادی، مشاهده شده است که والدین پس از ابتلای کودک به یک بیماری، قادر نیستند بر اضطراب خود غلبه کنند و رفتاری عادی داشته باشند. کودکان اغلب این احساس نگرانی و اضطراب پدر و مادر خود را متوجه می شوند در نتیجه ممکن است رفتارهای نامطلوبی را بروز دهند تا توجه آنان را به خود جلب کنند و یا آن که به خاطر این که این نگرانی ها به کودک انتقال می یابد با کوچک ترین درد یا ناراحتی، کودک دچار نگرانی در مورد سلامت خود و مضطرب شود.
* اگر پس از طی دوران بیماری باز هم کودک برای دریافت همان توجهات خاص اصرار می ورزد، باید سبک رفتاری خود با او را ارزیابی کنید.
شاید به طور کلی آن میزان که نیاز دارد از توجه شما برخوردار نیست و شیوه رفتار شما نیازهای روانی او را تأمین نمی کند یا آن که بیماری آثاری روی او داشته است که به این رفتارها منجر می شود.


پس از بهبودی ...
* برای آن که کودک تفاوت دوران بیماری با زمان بهبود را تشخیص دهد همین که بیماری اش بهبود یافت، به او بگویید که از این پس دیگر می تواند از آزادی هایی که داشته است بهره مند شود. به عنوان مثال دیگر اجازه دارد که با دوستانش بازی کند و متقابلا از او انتظار دارید قوانین و مسئولیت های سابق خود را نیز انجام دهد.
* به صورت ناگهانی او را از تمام توجه و محبتی که در دوران بیماری به او ارائه می کردید محروم نسازید اما توجه خود را معطوف به کارهایی کنید که از او انتظار دارید انجام دهد یعنی با مشاهده از سرگیری رفتارهای مطلوب و انجام مسئولیت ها، او را تشویق و حتی پاداش هایی هرچند کوچک برایش فراهم کنید.
* چنان چه مشکلات رفتاری کودک تداوم یافت مسائل مربوط به سلامت جسمانی کودک را بررسی کنید گاه ضعف ناشی از بیماری و یا کمبود مواد ضروری در بدن به افزایش پرخاشگری یا بهانه گیری کودک منجر می شود اما اگر در این زمینه از سلامت کودک اطمینان یافتید از مشاوره حضوری با یک روان شناس کودک نیز می توانید استفاده کنید.

راه حل های پیشنهادی برای پیشگیری از بدزبانی کودکان


جمعی‌ از والدین‌ می‌ گویند، ما که‌ این‌ حرف های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌ آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف هایی‌ می‌ زند؟! در نهایت‌ نیز این‌ سۆال‌ برایشان‌ مطرح‌ است‌ که.........


فحش دادن در کودکان

امروزه‌ بسیاری‌ از والدین‌ نگران‌ بددهانی‌ یا بدزبانی‌ فرزندانشان هستند و از خود می ‌پرسند که‌ آنها این‌ صحبت ها را چگونه‌ یاد گرفته ‌اند؟ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان‌ مقصر بوده‌ایم؟ جمعی‌ از والدین‌ می‌ گویند، ما که‌ این‌ حرف های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌ آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف هایی‌ می‌ زند؟! در نهایت‌ نیز این‌ سۆال‌ برایشان‌ مطرح‌ است‌ که‌ چه‌ باید کرد تا کودک‌ فحش دادن ,این‌ عادت‌ ناپسند را ترک‌ کند. در این‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلی‌ بدزبانی‌ و فحش دادن در کودکان و راه‌ حل هایی‌ برای‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.


علت‌های فحش دادن در کودکان
بسیاری‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملکرد والدین‌ نشأت‌ می‌ گیرد. کودکان‌ رفتارهای‌ پدر و مادر را به‌ طور ناخودآگاه‌ درونی‌ می‌ کنند. رفتارهای‌ درون ‌فکنی‌ شده‌ جزو معیارهای‌ نهادینه ‌شده‌ کودک‌ قرار می‌ گیرند و سپس‌ او مطابق‌ این‌ معیارها عمل‌ می‌ کند؛ به‌ این‌ فرآیند همانند سازی‌ می‌ گویند. کودک‌ والدین‌ خود را به‌ عنوان‌ اولین‌ الگوهای‌ زندگی‌ می ‌پذیرد و چون‌ به‌ آنها عشق‌ می‌ ورزد و آنان‌ را سمبل هایی‌ قوی‌ می ‌داند، رفتار والدین‌ برای‌ او شاخص‌ و الگو قرار می‌ گیرد.

گاهی‌ بین‌ درون‌ فکنی‌ یک‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زمانی‌ وجود دارد؛ برای‌ مثال، کودک‌ گفتاری‌ ناپسند را ماهها قبل‌ از زبان‌ پدر یا مادر شنیده، اما برون‌ ریزی‌ آن‌ امروز صورت‌ می ‌گیرد. این‌ مدت‌ به‌ تشخیص‌ کودک‌ و شرایط‌ او بستگی‌ دارد که‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ کسی‌ کلام‌ زشت‌ را به‌ کار برد.

در بعضی‌ خانواده‌ها، والدین‌ با فرزندان‌ خود بسیار خصمانه‌ رفتار می‌ کنند و در عین‌ حال‌ آنان‌ را آزاد می ‌گذارند. به‌ این‌ گروه‌ از پدر و مادرها، والدین‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده‌ می ‌گویند؛ آنها خود از حرف های‌ زشت‌ استفاده‌ می ‌کنند و فرزندان‌ نیز آزادند که‌ این‌ گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار برند. یعنی‌ هیچ‌ اقدامی‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتار به‌ عمل‌ نمی‌ آید؛ و یا از نظرتربیتی هیچ‌ گونه‌ تدبیری‌ از طرف‌ والدین‌ برای‌ ترک‌ فحش دادن در بچه‌ ها صورت‌ نمی‌ گیرد.

ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ چه‌ والدین‌ حرف های‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگویند و چه‌ در حضور او در برابر فرد دیگری‌ این‌ گونه‌ گفتار را به‌ کار ببرند، کودک ، آنها را می‌آموزد و به‌ وقت‌ نیاز بر زبان‌ می‌آورد.

فحش دادن در کودکان و ارتباط آن با اطرافیان

از دیگر علت های‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت و فحش، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و با بچه ‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات‌ کودکان‌ عامل‌ فحش یا بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهد کودک ، مدرسه ، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌ ها فرصت‌ بازی و به ‌خصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد.

از دیگر عوامل‌ بروز فحش یا بدزبانی‌ در بچه‌ها ، به کارگیری‌ کلام‌ زشت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ است. کودک‌ با بر زبان ‌آوردن‌ این‌ گونه‌ حرف ها اعتراض‌ خود را نشان‌ می‌دهد؛ این‌ نوعی‌ رفتار تلافی‌ جویانه‌ است‌ که‌ بعضی‌ کودکان‌ در پیش‌ می‌ گیرند. آنها احساس‌ می‌ کنند، فقط‌ با ادای‌ این‌ گونه‌ کلمات‌ است‌ که‌ تخلیه‌ می‌ شوند و می ‌توانند نارضایتی‌ خود را نشان‌ دهند.

فحش دادن در کودکان و ارتباط آن با خنده اطرافیان

گاهی‌ که‌ کودک‌ خردسال‌ برای‌ اولین ‌بار از کلمات‌ زشت‌ استفاده‌ می‌ کند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافیان‌ می‌ شود. این‌ گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا برای‌ او حکم‌ تشویق‌ به‌ انجام‌ این‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به ‌تدریج‌ به‌ آن‌ عادت‌ می‌ کند.

در پاره‌ای‌ از موارد نیز کودکان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف های‌ زشت‌ می توانند به‌ خواسته‌ های‌ خود برسند. بنابراین‌ بدزبانی‌ را راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود تلقی‌ می ‌کنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.


راه‌ حل‌های پیشنهادی برای جلوگیری از فحش دادن در کودکان

در این بخش برای کودکانی که فحش می دهند ، روشهای درمانی را مورد بحث قرار می دهیم، که معمولا این کودکان بسیار لجباز و خشن هستند:


** والدین باید به طور کلی ناسزاگویی را ترک کنند همچنین به کودک توضیح دهند که رفتار قبلی آن ها صحیح نبوده است.


** کنترل محیط و تعاملات کودک بسیار حائز اهمیت است باید با دور کردن کودک از محیط های ناسالم، دوستان و رفت و آمدهای مناسبی را نیز جایگزین کرد. مناسب تر است که والدین به طور ویژه از 2 سالگی یعنی زمانی که کودک تقلید کلامی رو به پیشرفتی را نشان می دهد به این نکته توجه داشته باشند.


** والدین با دقت بیشتری کارتون ها، فیلم ها و بازی های رایانه ای را برای کودکانشان انتخاب کنند.


** روش های سختگیرانه والدین، رفتارهای پرخاشگرانه به خصوص ناسزاگویی کودک را افزایش می دهد، تغییر شیوه های تعامل با کودک از تثبیت این رفتار جلوگیری می کند.
کودک


** در مقابل فحاشی کودک هیچ گونه واکنشی نشان ندهید و کاملا حرکات او را نادیده بگیرید تا حس کنترل کردن دیگران در او تقویت نشود.


** با شنیدن حرف های زشت کودک نخندید، بلکه با او صحبت کنید و برایش توضیح دهید هر روزی که حرف های ناپسند نزند یا درمهمانی ها این رفتار را نداشته باشد پاداش خواهد گرفت.


** باید در پی ایجاد کردن موقعیت هایی باشید که کودک احساس نشاط و دوست داشتنی بودن را تجربه کند. در چنین مواردی باید به درمان حالات افسرده وار او نیز بپردازیم. این حس را باید در تمامی تعاملات بگنجانید تا از افسردگی و اضطراب او بکاهید.


یک نکته قابل تامل در باب فحش دادن کودکان

چنان چه ناسزاگویی همراه با لجبازی یا تحرک بیش از حد باشد و کودک خشونت زیادی را نیز ابراز کند مراجعه به روان پزشک کودکان توصیه می شود زیرا ممکن است استفاده از الفاظ ناپسند تنها بخشی از یک مشکل عمده تر باشد.

چگونگی ارتباط با فرزند نوجوانتان را بدانید!

از مدرسه که می‌رسد کیفش را روی تختش پرتاب می‌کند و می‌رود سراغ یخچال؛ همین‌طور که طبقات یخچال را برانداز می‌کند و میوه گلچین می‌کند به جانم غر می‌زند که چرا ناهار چنین است و چنان نیست!



بعد هم می رود داخل اتاق و می نشیند پای کامپیوترش، اگر همین یک ذره ترس از پدرش را نداشته باشد احتمالا شام و ناهار را هم پشت همان سیستم کذایی می خورد! کافی است تلفنش زنگ بزند، «چشِ مایی داداش! نوکرم به مولا! رخصت بدی خدمت می رسیم!» هر وقت که با این ادبیات خاص حرف می زند احساس می کنم، نکند آن طرف خطی، یک رفیق ناباب باشد و از سادگی فرزندم سوءاستفاده کند! نه کودک است که به زور قصه و بازی و قربان صدقه حرف گوش کند و نه آن قدر بزرگ شده که با خیال راحت بگذارم برای خودش هر کاری دوست دارد بکند. عجب حکایتی شده، این قصه نوجوانی!

سر هیچ و پوچ عصبانی می شود
لطفا داد نزنید، دشنام ندهید و روی فرزندتان اسم نگذارید: یادتان باشد دشنام دادن و داد زدن، اوضاع را خراب تر می کند و اسم گذاشتن روی فرزندتان، علاوه بر تحقیرکردن او سبب می شود تا سال ها این اسم و لقب ناروا از ذهنش پاک نشود. هیچ کسی دوست ندارد او را به خاطر قد بلندش، لنگ دراز بنامند یا به خاطر کمی اضافه وزن به او صفت چاقالو یا خیکی بدهند! این صفات زخم زننده و تحقیرکننده هستند بخصوص برای نوجوانی که هنوز خودش را هم خوب نمی شناسد.
تهدید نکنید: وقتی تنور دعوایتان حسابی داغ شده، مراقب باشید او را تهدید نکنید، چرا که نه فرزندتان هنگام عصبانیت از این تهدیدها می ترسد و نه تصمیمات آنی در میانه جر و بحث، عملی می شود. چه بسا شما فرزندتان را تهدید به تنبیهاتی کنید که عملی هم نمی شود و این تهدید فقط اعتبار خودتان را کاهش دهد.
درگیری فیزیکی ممنوع: زخم تنبیهات بدنی هیچ گاه از روی روان فرزندان پاک نمی شود، هرگاه عصبانیت شما به حدی رسید که تصمیم گرفتید از زور استفاده کنید قبل از هرکاری به این فکر کنید که در این زورآزمایی شاید ظاهرا شما برنده شوید، اما تبعات بعدی تنبیه بدنی حتما پشیمانتان می کند.
به دنبال پیروزی نباشید: گاهی بهترین کار برای به دست گرفتن کنترل اوضاع، این است که اتاق را ترک کنید و خودتان را آرام کنید. قرار نیست تمام دعواها برنده و بازنده داشته باشد. شاید دیده باشید که هرگاه نوجوانتان را از انجام کاری منع می کنید او همان کار را برای مدت زمان کوتاهی ادامه می دهد و بعد رهایش می کند. هیچ وقت به دلیل این کار فکر کرده اید؟ نوجوان با ادامه دادن کارش و بعد قطع کردن آن می خواهد به شما بگوید این خودش است که انتخاب کرده کارش را ادامه دهد یا ادامه ندهد.
از کلمات «همیشه» و «هرگز» اجتناب کنید: مراقب قدرت این کلمات باشید. کلماتی که این گونه رفتار نوجوان را می سنجد، هیچ گاه نمی تواند جانب عدالت را رعایت کند. اگر او امروز حرف نسنجیده ای به زبان آورده در عوض در خیلی از ارتباطاتش عاقلانه عمل کرده، اگر از سر عصبانیت به او بگویید «تو همیشه نسنجیده حرف می زنی» یا «تو هیچ وقت اتاقت را مرتب نمی کنی» با یک قضاوت ناعادلانه، او را خشمگین تر می کنید.
اجازه دهید کمی عصبانیتش را تخلیه کند: پنج دقیقه تحمل کنید و فقط گوش شنوا باشید. بگذارید احساسات ناخوشایندش را بیان کند و دوباره به خونسردی برسد. خودتان خوب می دانید وقتی نوجوان عصبانی می شود پذیرای نصیحت های شما نیست، پس یک راه حل هم می تواند این باشد که برای مذاکرات صلح زمانی را مشخص کنید و با سکوتتان سبب آتش بسی هر چند موقتی شوید! و وقتی آتشفشان عصبانیتش خاموش شد، دلیل این رفتار پرخاشگرانه را جویا شوید.
رفیق ناباب دارد
دوستانش را بشناسید: به جای این که مدام به این دوست و آن دوستش خرده بگیرید، سعی کنید آنها را بشناسید و اول مطمئن شوید فلانی رفیق ناباب است. بعد از راه درستش مسأله را حل کنید. برای این کار می توانید به بهانه های مختلف (که خودتان خوب بلدید!) با والدین آنها ارتباط برقرار کنید؛ شناخت خانواده می تواند به شما کمک زیادی کند، گاهی هم به بهانه جشن تولد یا درس خواندن های شب امتحانی بخواهید در خانه با هم درس بخوانند. بیشتر کسانی که در نگاه اول بد به نظر می رسند آن قدرها مشکل ساز و بد نیستند .کافی است شما نگاهتان را مثبت تر کنید.
عواطف خودتان را سانسور نکنید: وقتی فرزندان از سن کودکی وارد نوجوانی می شوند، ابراز احساسات کردن برای برخی از والدین سخت می شود. این کاستی در مرحله بلوغ سبب ایجاد دوستی های افراطی و نگران کننده می شود. دقت کنید که آیا فلان رابطه عمیق فرزندتان با همکلاسی اش ناشی از کمبود عاطفه ای نیست که شما به او تحمیل می کنید؟!
قدم به قدم پیش بروید: اگر فرزندتان دوست نامناسبی دارد هیچ گاه صراحتا خواستار قطع ارتباط او نشوید چرا که رابطه فرزندتان با دوستش بسیار قوی تر از رابطه شما با اوست. این موضوع که گاهی اشاره کنید از لباس پوشیدن یا رفتار دوستش خوشتان نمی آید کاملا منطقی و درست است، اما آغازکننده جنگ برای قطع ارتباط نباشید، به قول قدیمی ها کمی هم سیاست داشته باشید! بهتر است اول با یک بزرگ تر یا دوست نوجوانی که روی فرزندتان تاثیرگذار است صحبت کنید تا با فرزند شما همراه شود و پس از دیدن رفیق ناباب مذکور! فرزندتان را راهنمایی کنید .ضمنا مراقب باشید با کنجکاوی های زیاد، فرزندتان را نسبت به آن فرد
نکته: اگر فرزند نوجوانتان دوست نامناسبی دارد هیچ گاه صراحتا خواستار قطع ارتباط او نشوید چرا که رابطه فرزندتان با دوستش بسیار قوی تر از رابطه شما با اوست

مورد اعتماد بدبین نکنید. خلاصه این که غیرمستقیم فرزندتان را راهنمایی کنید.
در انتخاب مهمانی ها دقت کنید: نه به او اجازه دهید در هر مهمانی ای شرکت کند و نه او را از تمام مهمانی ها منع کنید. هنگامی که دوستانش را تا حدی شناختید برای برخی مهمانی ها با والدین میزبان صحبت کنید. می توانید این کار را به بهانه تشکر کردن از آنها یا تبریک گفتن فلان جشن انجام دهید و به این طریق اطلاعاتی درباره آنها به دست آورید. ضمنا مراقب باشید یک کنترلگر افراطی نشوید.


همیشه از ظاهرش ناراضی است


این نارضایتی تا حدی طبیعی است: یک دقیقه بنشینید و به گذشته خودتان فکر کنید. یادتان می آید وقتی خودتان هم نوجوان بودید، بیشتر به ظاهرتان توجه می کردید. این رفتار نوجوان طبیعی است، چرا که او هنوز اندامش کاملا شکل نگرفته، پاهایش باریک است، گردنش لاغر است و یکباره قد کشیده است، کمتر لباسی به این نوجوان تازه شکوفا شده می آید، پس به او حق بدهید گاهی کلافه شود.
فاصله تان را با نوجوان کم کنید: نوجوانان معمولا ساعات زیادی را صرف وبگردی می کنند و تبلیغات بی حد و حصر مواد آرایشی، لباس های مارک دار و مدهای زودگذر آنها را جذب می کند، بهتر است فاصله تان را با نوجوان کم کنید با او حرف بزنید و او را نسبت به توانایی هایش آگاه کنید. نگذارید ساعات تنهایی نوجوان آن قدر زیاد شود که از سر تنهایی و بی همزبانی مجبور شود فقط به خودش رسیدگی کند. نوجوان گاهی از سر لجاجت و دهن کجی به بزرگ ترهاست که به مد رو می آورد. به او اعتماد به نفس بدهید به گونه ای که زیبایی های خودش را از زبان شما بشنود.
به پوشش دوستانش دقت کنید: وابستگی به گروه همسالان هم یکی از دلایل توجه بیش از اندازه به ظاهر است، نوجوان وقتی دوستانش را در ظاهری متفاوت می بیند خودش را با آنها مقایسه می کند و همین مقایسه کردن او را ترغیب می کند تا حتما به دنبال مدل، رنگ یا مارک خاصی باشد.
به او حق انتخاب دهید: اصرار نکنید حتما چیزی را بپوشد که شما پسندیده اید. او را در انتخاب لباسش آزاد بگذارید. فقط کمی راهنمایی اش کنید و اگر اشتباه کرد و لباسی را انتخاب کرد که جنس خوبی ندارد و زود خراب می شود صبر کنید تا خودش از نتیجه انتخابش درس بگیرد، این کار تاثیرش بیشتر از نصیحت کردن یا تحمیل یک خرید اجباری است.
مدیریت پولش را به دست خودش بدهید: یعنی کم کم میزان پولی که برای خریدهایش کنار گذاشته اید را به او بدهید تا خودش خرید کند. به این ترتیب هم بیشتر قدر لباس هایی که خریده است را می داند و هم مدیریت مالی پیدا می کند.
دختران دبیرستانی را جدی بگیرید: در دوران دبیرستان معمولا پوست صورت دختران به دلیل تغییرات هورمونی کک و مک و آکنه می زند. آنها هم می کوشند به کمک مواد آرایشی پوستشان را بپوشانند. مشکل آنها را جدی بگیرید و سعی کنید به کمک متخصصان پوست با آنها همراهی کنید. فراموش نکنید توجه به دختران بخصوص در این سنین بسیار مهم است، ضمن این که با صبر و حوصله به آنها بگویید سادگی، یک دختر نوجوان را زیباتر و معصوم تر نشان می دهد.
به اینترنت معتاد شده
به کلاس کامپیوتر بروید: اگر الان چشمانتان گرد شده و می خواهید مقاومت کنید خوب ایرادی ندارد، اما راستش را بخواهید یاد گرفتن کامپیوتر و استفاده از اینترنت آن قدر ساده و راحت است که دلم می خواهد تمام والدین خودشان با اینترنت آشنا شوند تا این قدر از این محیط مجهول نترسند! تا وقتی شما ندانید اینترنت بجز ثبت نام یارانه و ثبت نام دانشگاه و کارهای اداری استفاده های مفید دیگری هم دارد، حق دارید حسابی نگران شوید که مبادا فرزند نوجوانتان از راه به در شود! کافی است سری به آموزشگاه های کامیپوتر بزنید و از آنها راهنمایی بخواهید تا شما را به کلاس های آموزش اینترنت روانه کنند. ضمنا فراموش نکنید یاد گرفتن اینترنت سبب می شود دنیای شما و فرزندتان به هم نزدیک تر شود.
اعتماد به نفس فرزندتان را بالا ببرید: گاهی نوجوانان به دلیل ضعف اعتماد به نفس، نمی توانند با هم سن و سال هایشان ارتباط دوستی برقرار کنند و در نتیجه ، تنهایی و انزوا سبب می شود به چت روم های مختلف پناه ببرند و به دنبال همصحبت بگردند. اگر نوجوان شما اعتماد به نفس ضعیفی دارد، از مشاور مدرسه یا یک روان شناس خارج از سیستم آموزشگاهی کمک بگیرید. وقتی اعتماد به نفس نوجوانتان بالا برود خود به خود ارتباطات و فعالیت هایش وسیع تر و کمتر وقتش صرف وبگردی می شود.
فرزندتان را نسبت به سایت های غیراخلاقی آگاه کنید: نوجوان شما آن قدر بزرگ شده است که خودتان با او رودررو صحبت کنید. به او بگویید سایت های غیراخلاقی می توانند رفتارهای نامناسب اخلاقی و جنسی را از طریق فیلم و تصویر و پیام ترویج دهند، همچنین امکان دارد افرادی به بهانه دوستی های اینترنتی ارتباطشان را با شما نزدیک کنند و سپس در جهت سوءاستفاده اقتصادی به شما ضربه بزنند. از او بخواهید در تمام این موارد عاقلانه رفتار کند و نسبت به اعتمادی که شما به او کرده اید متعهد باشد. یادتان باشد شما نمی توانید لحظه به لحظه او را چک کنید بلکه باید راه درست را به او نشان دهید و کمی هم به او اعتماد کنید.
نشانه های اعتیاد به اینترنت را جدی بگیرید: اگر زیر چشم هایش گود افتاده است، صورتش خسته و تکیده است، وقتی همه خوابند او بیدار است و وقتی همه بیدارند او خواب است، هنگام درس خواندن تمرکز ندارد، بی حوصله شده و دلش می خواهد همیشه در اتاقش تنها باشد، پس باید جدی تر با مساله روبه رو شوید چرا که تمام این نشانه ها علامت اعتیاد به اینترنت است. توصیه می شود به صورت منظم و با آهنگ آرامی ساعات استفاده از اینترنت را محدود و محدودتر کنید. در صورتی که نوجوان در مقابل این محدودیت پرخاشگری می کند، به مشاور مراجعه کنید و اجازه ندهید عادت به اینترنت، ساعات نشاط و فعالیت فرزندتان را تبدیل به کرختی و رخوت کند.