مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

10 روش کمک به کودکتان برای اینکه به سیگاری نشود!



ممکن است که شروع سیگار کشیدن در نوجوانان خیلی معولی و تفریحی باشد اما به یک عادت در تمام طول زندگی آنها تبدیل خواهد شد. در واقع همه افراد سیگاری از نوجوانانی سیگار کشیدن را شروع کرده‌اند

شما می‌توانید از طریق این 10 راه به فرزند خود کمک کنید تا حتی اولین پک را به سیگار نزند.

1- به جذابیت آن توجه کنید.
بعضی مواقع سیگار کشیدن برای نوجوانان مانند شورش کردن بر علیه خانواده و اجتماع و یا راهی برای ورود به گروه دوستان محسوب می‌گردد.بعضی از آنها برای کاهش وزن و بالا بردن اعتماد بنفس و دوست داشتن خود و همچنین کسب استقلال سیگار می‌کشند. از فرزندتان بپرسید که کدام یک دوستانش سیگار می‌کشند. آنها را برای تصمیمات صحیحی که می‌گیرند تحسین کنید و با آنها درباره موقعیتهای بدو ناراحتیهایشان صحبت کنید.

2- به سیگار کشیدن فرزندتان نه بگویید.
شاید بنظر برسد که فرزندتان به حرفهای شما توجهی ندارد ولی شما حتماً نظراتتان را درباره سیگار کشیدن او بگویید. به او بگویید که سیگار کشیدن را برای او ممنوع کرده‌اید. نارضایتی شما می‌تواند تاثیراتی بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید داشته باشد. مطالعات نشان داده‌است که کسانیکه از نارضایتی والدین خود آگاهند کمتر از کسانیکه احساس می‌کنند این مسئله برای والدینشان اهمیت ندارد سیگار می‌کشند.

3- الگوی خوبی برای آنها باشید.
سیگار کشیدن در بین جوانانی که والدین سیگاری دارند بیشتر است. اگر سیگار می‌کشید آن را ترک کنید و یا در غیر اینصورت هیچ گاه در خانه‌، ماشین و یا جلوی آنها سیگار نکشید. سیگارتان را در دسترس نوجوانان و یا جایی که بتوانند به راحتی آن را پیدا کنند نگذارید. برایشان توضیح دهید که چقدر از سیگار کشیدنتان ناراحت هستید و چقدر ترک کردن آن برای شما دشوار است.

4- دوستانه صحبت کنید. سیگار کشیدن کار زیبایی نیست.
به نوجوانان خود یادآور شوید که سیگار کشیدن عادتی کریه و ناپسند است. نفس آنها را متعفن می‌سازد. باعث بد بو شدن بدن و موها و همچنین زرد‌شدن دندانهایشان می‌گردد. به آنها بگویید که باسیگار کشیدن توانایی بدنشان برای ورزش کردن کم می‌شود و مبتلا به سرفه‌های طولانی مدت می‌شوند.

5- هزینه‌های اضافی سیگار کشیدن را حساب کنید.
برای کشیدن سیگار باید مبلغ گزافی داد. به نوجوانتان کمک نمایید تا با حساب پولی که هفتگی و ماهانه بابت سیگار کشیدن می‌پردازد، به میزان پولی که از دست می‌دهد پی ببرد. باید پول خرج شده را با پول لباس، بازیهای کامپیوتری و دیگر نیازهای او مقایسه نمایید.

6- به او رد کردن دعوت دیگران را بیاموزید.
مطمئناً دوستان تاثیر بسزایی در عملکرد نوجوانان دارند، اما شما می‌توانید به فرزندتان برای رد کردن سیگاری که دوستانش به او پیشنهاد می‌دهند کمک کنید. در وقتهایی خاص به او سیگار تعارف کنید و از فرزندتان بخواهید به شما جواب رد بدهند. به مرور رد کردن سیگار برای او امری عادی می‌شود و می‌تواند این عکس العمل را در جامعه نیز نشان دهد.

7- با او درباره اعتیاد به سیگار صحبت کنید.
اکثر نوجوانان تصور می‌کنند که هر لحظه که اراده نمایند می‌توانند سیگار را ترک کنند. آنها درباره اعتیاد به نیکوتین حتی به میزان کم هیچ اطلاعی ندارند. می‌توانید آنها را با افرادی که سالها سیگار می‌کشند آشنا نمایید و از بیماریهایی که سیگار عامل آن است آنها را آگاه سازید.

8- آینده را به آنها نشان دهید.
همه تصور می‌کنند که هر اتفاق بدی فقط برای دیگران می‌افتد. شما می‌توانید آنها را با سیگاریهایی که مبتلا به سرطان و بیماریهای قلبی شده‌اند و بیماریهای دیگری که بدلیل استعمال سیگار می‌توان به آنها مبتلا شد آشنا نمایید.

9- آنها را با تبلیغات گمراه کننده آشنا سازید.
بعضی از تبلیغات از سیگارهایی سخن می گویند که نیکوتین کمتر دارند و یا طعم دار هستند و اینگونه در ذهن جوانان جا می‌اندازند که این سیگارها اعتیاد‌آور نیستند و یا هیچ یک از ضررهای سیگارهای معمولی را ندارند. اجازه ندهید که فرزندتان جذب این آگهی‌ها شود و به آنها این اطمینان را بدهید که این سیگارها نیز خطراتی مانند سیگارهای معمولی دارند.

10- درگیر مشکل فرزندتان شوید.
اگر فرزند شما به تازگی سیگار کشیدن را شروع کرده است، ‌او را مواخذه نکنید. سعی کنید که نقشی حمایتی داشته باشید و علت این عملکرد را در فرزندتان بصورت ریشه‌ای بیابید. با کسانی که سیگار نمی‌کشند مشورت نمایید و یا فعالیتهایی جدید را برای او در نظر بگیرید. ترک سیگار از همان نوجوانی بهترین راه برای داشتن یک عمر سلامتی و زندگی سالم است.

پدرها الگوی اصلی در مرد شناسی فرزندان






وقتی چیزی می‌پزم و بابا تشویقم می‌کند آنقدر خوشحال می‌شوم که انگار دنیا را به من داده‌اند. تشویق بابا انگار مهر استاندارد کدبانوگری من است و من هر روز به یک خانم تمام و کمال نزدیک‌تر می‌شوم...



وقتی مو‌هایم را مرتب می‌بافم و پشتم می‌بندم و هنگام آمدن بابا دم در به استقبالش می‌روم و می‌گویم: باباجون امروز من از شما پذیرایی می‌کنم، بابا گل از گلش می‌شکفد و می‌گوید: این یعنی که دختر کوچولوی من بزرگ شده.
خوش به حال آن مرد خوشبختی که تو همسرش خواهی شد. من ته دلم از این‌که بابا مرا زن ایده‌آلی می‌داند به خودم می‌بالم ولی در عین حال خجالت می‌کشم و به بابا می‌گویم: بابایی! تو رو خدا از این حرفها نزن.من می‌خوام دختر کوچولوی خودت باشم. وقتی چیزی می‌پزم و بابا تشویقم می‌کند آنقدر خوشحال می‌شوم که انگار دنیا را به من داده‌اند.
تشویق بابا انگار مهر استاندارد کدبانوگری من است و من هر روز به یک خانم تمام و کمال نزدیک‌تر می‌شوم، اما همه‌اش تشویق نیست. بابا گاهی هم از راز و رمزهای زندگی در جامعه می‌گوید. او می‌خواهد مرا برای ورود به فضای دانشگاهی که در آن کلاس‌های مختلط را تجربه می‌کنم، آماده کند. او در مورد راز و رمز رفتار پسر‌ها می‌گوید و این‌که در مقابل دختر‌ها چه سیاستی پیشه می‌کنند و رفتارهایشان چه معنی دارد و چگونه باید در عین حال که رفتاری طبیعی داشته باشم از خودم نیز مراقبت کنم.»
-
آنچه خواندید صحبت‌های یک دخترخانم 17 ساله است که با پدرش رابطه مثبتی دارد و او را الگوی یک پدر نمونه می‌داند.

*******
روان‌شناسان می‌گویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار می‌گیرد.
مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم به موجب جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر، او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را می‌دهد. پدر برای دختر بر خلاف پسرها نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.
مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز می‌شود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل می‌گیرد.

پدرها و سایه سلامتی
نتایج پژوهش‌ها برخلاف دوران جامعه سنتی بر ارتباط تربیتی پدر و دختر صحه می‌گذارد ، چنان‌که مرور پژوهش‌های 20 سال گذشته (حدفاصل سال‌های 1987 تا 2007 در سوئد) نشان می‌دهد، هر چه رابطه پدر با دختر بهتر و صمیمانه‌تر باشد، دختران به هنجارشکنی گرایش کمتری دارند و موفقیت‌های تحصیلی و اجتماعی بیشتری کسب می‌کنند.خانم‌هایی که روابط بهتری با همسرانشان دارند و در دهه سوم زندگی خود، از نظر روانی و جسمی از سلامت بهتری برخوردارند، در 16 سالگی روابط بهتری با پدرانشان داشته‌اند.

همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که روابط صحیح تربیتی پدر و دختر، مانع بلوغ زودرس دختران و تبعات منفی آن می‌شود اما پدران برای این‌که بخواهند رابطه خوب و موثری با دخترانشان داشته باشند، باید به چه نکاتی توجه کنند؟

مردشناسی در سایه پدر
وقتی مرد به‌عنوان جنس مخالف و شریک زندگی زناشویی در ذهن دختران شکل می‌گیرد، نیاز به الگوی عملی و راهنمای خوب برای برخورد مناسب با جنس مخالف دارند. شیما ـ الف می‌توان گفت پدر بهترین الگوی عملی و نظری برای مردشناسی است که دختران هنگام بلوغ می‌توانند رفتارهای او را ببینند و از مرد بیزار شوند یا به او تمایل پیدا کنند. می‌توانند نحوه رفتار صحیح با مردان را از پدرشان سوال کنند و محبت مورد نیاز و مشروع خود را تا زمانی که هنگام ازدواجشان برسد از او دریافت کنند

دختر 37 ساله‌ای است که هنوز شانس ازدواج پیدا نکرده است.
او می‌گوید: اگر تاکنون چنین شانسی نداشته‌ام از نظر من مقصر پدرم است. او بسیار مرا محدود و هر مساله‌ای را در خانواده با خشونت حل می‌کرد. دائم با مادرم در حال مشاجره بود و کسی جرأت نمی‌کرد مسائل خانواده را با پدرم در میان بگذارد چه برسد به این‌که ما بخواهیم با پدرمان در مورد جنس مخالف صحبت کنیم. از نظر من نیازی به گفت‌وگو نبود، همه مردها مثل هم بودند و پدرم نیز نماینده همه آنها. تا مدت‌ها از پدرم و همه مردهای بیزار بودم. در جامعه، دانشگاه، محل کار و... با آنها خشن برخورد می‌کردم و هیچ‌گونه همدلی با آنان به خرج نمی‌دادم. به همین دلیل هیچ وقت از میان مردانی که مرا دیده بودند و می‌شناختند خواستگاری نیافتم. کسانی که به خانواده معرفی می‌شدند را نیز می‌تاراندم چون اصلا سلیقه خانواده‌ام را قبول نداشتم. حالا دارم به مشاور مراجعه می‌کنم و دو سال اخیر حس می‌کنم، طبیعی‌تر رفتار می‌کنم، اما دیگر شاید خیلی دیر باشد.

آگاهی بخشی به موقع
می‌توان گفت پدر بهترین الگوی عملی و نظری برای مردشناسی است که دختران هنگام بلوغ می‌توانند رفتارهای او را ببینند و از مرد بیزار شوند یا به او تمایل پیدا کنند. می‌توانند نحوه رفتار صحیح با مردان را از پدرشان سوال کنند و محبت مورد نیاز و مشروع خود را تا زمانی که هنگام ازدواجشان برسد از او دریافت کنند.
شما نیز اگر دختر نوجوانی دارید، باید خطرات اجتماع را به او توضیح دهید. توضیح دهید که ممکن است در این سن، در اجتماع کم‌کم، توجه‌هایی را از جنس مخالف دریافت کند که همیشه نشانه علاقه واقعی شخص نیست و نباید زیاد به این نوع افراد وابسته شود.یک پدر می‌تواند دخترش را در مورد عصیان‌های جنسی زودگذر آگاه کند و به او بفهماند چگونه باید از خود در مقابل مزاحمت‌ها مراقبت کند.

گریز از خانواده رابطه پدر و دختر باید به‌گونه‌ای باشد که او بتواند مشکلات خود را قبل از این‌که خیلی دیر شود به خانواده بگوید نه این‌که از ترس پدر دست به پنهانکاری زده و به بهانه درس خواندن سر از پارتی‌های مختلط درآورد. شیرین یکی از دخترانی است که قربانی بی‌توجهی خانواده شده و بعد از فرار از خانه از کانون اصلاح و تربیت سر درآورده است. او می‌گوید: اول از همه با درد دل شروع شد. می‌خواستم با کسی درد دل کنم که به من بگوید چگونه می‌توانم در دل کسی که دوستش دارم اما به من اهمیت نمی‌دهد جا باز کنم. کسی که مردها را خوب بشناسد. برادر و پدرم به گونه‌ای با من برخورد می‌کردند که هرگز جرأت نکردم مشکلاتم را با آنها در میان بگذارم. حتی نمی‌دانستم حسی که نسبت به آن پسر دارم واقعی است یا نه، اما در میان هم‌کلاسی‌هایم دختری بود که ادعا می‌کرد دوست پسرهای زیادی دارد و در مورد جنس مخالف بسیار مجرب است.
او با گفتن این‌که برای فراموشی غم‌هایت باید دارو مصرف کنی اول از همه مرا به یک مهمانی دخترانه که در آن اکس مصرف می‌کردند، برد. این قرص لعنتی آدم را دچار سرخوشی کاذب می‌کند و همه انرژی‌ای که غصه از تو گرفته به تو بازمی‌گردد و در زندگی هر کاری می‌توانی بکنی. بعد کم‌کم مرا با دوستهای جنس مخالف آشنا کرد تابه من بفهماند، تو چون کسی را ندیده‌ای به آن پسره دل بسته‌ای و یک روز سقوط واقعی را در یکی از همین اکس پارتی‌ها تجربه کردم.
با توجه به پایین آمدن سن بلوغ روانی طی سال‌های اخیر بهتر است این مسائل را در شروع دوره راهنمایی با دخترتان در میان بگذارید یعنی قبل از این‌که تجارب ناخوشایندی برایش روی داده باشد. مسائل مربوط به دوستی بین دختر و پسر در این سن و مشکلات و خطرات دوستی‌های ناسالم و به دور از اطلاع خانواده را برای دخترتان توضیح دهید اما در همه چیز تعادل را رعایت کنید و ذهن فرزندتان را با چیزهایی که تجربه‌اش برای او خیلی زود است، درگیر نکنید. این توضیحات باعث می‌شود دخترتان متوجه شود که شما در مورد او و تغییراتی که برایش رخ داده، بی‌اطلاع نیستید. این کار به او این امکان را می‌دهد که در زمان لازم با شما یا همسرتان صحبت کند.

هدف؛ ازدواج
بعد از 18 سالگی یعنی زمانی که دخترتان کودکی را پشت سر می‌گذارد باید به همراه همسرتان به او درس‌های زندگی بدهید. این‌که هدف از یک ارتباط محدود، شناخت طرف مقابل و صرفا برای ازدواج است نه وقت گذرانی. به حرف‌ها و ایده‌آل‌های او گوش دهید و درددل‌هایش را بشنوید. گاهی فقط برای خودتان برنامه‌ریزی کنید و با او به سینما، پارک یا قدم زدن و خرید بروید. در این سال‌ها او ارزش یک مرد خوب و روش یک زن کامل بودن را می‌آموزد، پس در این آموزش، نهایت دقت را به خرج دهید.همیشه دخترتان را به‌عنوان یک زن تکریم کنید و هرگز او را به‌خاطر این که پسر نیست شماتت نکنید. بگذارید او خودش را دوست داشته باشد. یک زن تا برای خودش ارزش قائل نشود نمی‌تواند ارزش خود را در مقابل جنس مخالف حفظ کند.

توصیه هایی برای افزایش تمرکز در کودکان


حتما روزهایی را که در کلاس درس نشسته و در فکر و خیال بودید، به خاطر دارید. همین موقع معلم صدای‌تان می‌کرد و رشته افکار از دست‌تان در می‌رفت و قادر به جواب دادن سؤال معلم نبودید. کودک شما هم چنین تجربه‌ای را خواهد داشت. کودکان و نوجوانان این روزها کارهای زیادی انجام می‌دهند، از جست‌وجو در اینترنت گرفته، تا بازی‌های کامپیوتری و... این حواس‌پرتی‌ها با توجه و تمرکز آنها در حال رقابت است.
با این همه مسائلی که ممکن است باعث وقفه در کار شود کودکان به سختی می‌توانند بر آنچه در حال انجام آن هستند تمرکز کنند اما کمک به کودکان برای ایجاد نظم و استراتژی‌های تمرکز و مهارت‌های تمرکز در سنین پایین ضامن موفقیت آنها در دبیرستان،‌ دانشگاه و حتی محل کار خواهد بود. در اینجا برخی از راهنمایی‌های عملی و نکاتی که والدین برای تمرکز کودک‌شان می‌توانند استفاده کنند را بررسی می‌کنیم.


افزایش تمرکز در کودکان به وسیله توافق رسیدن با کودک

بهتر است کودک بداند بعد از آمدن از مدرسه چه کاری باید انجام دهد. اگر مایل است اول تلویزیون ببیند و بعد به تکالیف خود بپردازد، این را تعیین کنید و با هم به توافق برسید یا اینکه بهتر است بداند از او انتظار می‌رود بعد از یک چرت کوتاه شروع به انجام تکالیفش کند. برای کودک‌تان توضیح دهید که شما مسئولیت‌های مهمی در خانه، ‌محل کار و جامعه دارید اما تنها و مهم‌ترین مسئولیت فرزندتان در حال حاضر یادگیری و آموزش است. هرچه زودتر انتظارات و برنامه منظم یادگیری و انجام تکالیف را مشخص کنید، راحت‌تر می‌توانید آن را تبدیل به یک روال معمول کنید. یک تمرین خانوادگی انجام دهید به این ترتیب که اجازه دهید فرزندان بزرگ‌تر الگوی کوچک‌تر‌ها باشند و زمانی که آنها مشغول انجام تکالیف و مطالعه هستند بزرگ‌ترها هم به آنها کمک کنند و برنامه خود را در مورد آنها هم به کار گیرند.


افزایش تمرکز در کودکان با تنظیم قوانین

هیچ‌چیز بیشتر از این تمرکز فرزندتان را به هم نخواهد زد که وقتی در حال انجام تکالیف است کودک همسایه در بزند و از او بخواهد برای بازی با او همراه شود در حالی که باید تکالیفش درست و مرتب انجام شود قبل از آنکه برای بازی به بیرون برود. با تنظیم قوانینی مثل تعیین زمان مشخص برای انجام تکالیف، این پیام را برسانید که کار مدرسه بر هر چیزی ارجحیت دارد. همچنین بفهمانید تا پایان انجام تکالیف و کنترل آن، تلویزیون یا تماس تلفنی، بازی‌های ویدئویی و... تعطیل است.


با دادن جایزه تمرکز در کودکان را افزایش دهید

جایزه دادن به کودک اگر افراطی باشد می‌تواند تبدیل به باج شود اما حقیقت این است که انسان به تقویت مثبت،‌ پاسخ می‌دهد. اگر فکر می‌کنیدپاداش باعث ایجاد انگیزه در فرزندتان می‌شود از جایزه پولی یا غذایی خودداری کنید و در عوض پاداش را براساس گذران وقت با یکدیگر قرار دهید. از فرزندتان بپرسید چه کارهایی دوست دارد با شما انجام دهد و یک هدف ماهانه برای آن تنظیم کنید. یک جدول انجام تکالیف ایجاد کنید. برای هر تکلیفی که منظم انجام شده به فرزندتان یک ستاره بدهید. این ستاره‌ها می‌تواند بخشی از کاری باشد که آخر ماه قرار است انجام دهید؛ مثل خرید یک کتاب جدید یا به پارک رفتن، دوچرخه سواری یا سینما.


افزایش تمرکز در کودکان با اصل تشویق و مثبت بودن
حتی با بهترین مقاصد و شرایط مطلوب مطالعه، نشاندن بچه‌ها و ایجاد تمرکز در کودکان یک چالش بزرگ است، به خصوص اگر مشکلاتی مانند عدم توجه و تمرکز داشته باشند اما با تمرین، صبر، پشتکار و مثبت بودن ظرف یک ماه یک روال منظم می‌تواند شکل بگیرد. یادتان باشد که از جملات مثبت و ستایش کلامی استفاده کنید. تنبیه فقط کار را سخت‌تر می‌کند و آنها را از تلاش باز ‌می‌دارد. آنها را به خاطر کاری که انجام دادند تشویق کنید نه برای نتیجه کار. مثلا بگویید: «حالا دیگه می‌تونی حروف را به اندازه مناسبش بنویسی، آفرین.» یا «خوشحال می‌شم می‌بینم تکلیفتو مرتب و تمیز می‌نویسی.»


برای افزایش تمرکز در کودکان از موبایل بپرهیزید

خودتان می‌دانید که پیامک و ای‌میل چقدر می تواند در از بین بــردن تمرکز در کودکان موثر باشد. کودک‌تان باید بداند که در طول انجام تکالیف نمی‌تواند از گوشی‌اش استفاده کند. اگر سؤالی وجود داشت که شما قادر به پاسخگویی آن نبودید، می‌توانید اجازه دهید یک تلفن کوتاه با همکلاسی‌اش داشته باشد.


در جهت افزایش تمرکز در کودکان با او ارتباط ایجاد کنید

با اولیای مدرسه درباره تکالیف خانه و نحوه ایجاد تمرکز در کودکان تعامل داشته باشید. یک برگه تهیه کنید و جزئیاتی را که در خانه هنگام انجام تکالیف فرزندتان به نظرتان می‌رسد یادداشت کنید و اولیای مدرسه را هم در جریان قرار دهید. همکاری با معلمان و مربیان مدرسه کودک‌تان برای گرفتن توصیه و حمایت مهم است. آنها ممکن است پیشنهادهایی را در نظر داشته باشند که شما متوجه آنها نباشید. ایده‌های جدید را امتحان کنید، با آنها همکاری کنید تا با یکدیگر اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را تعریف کرده و انتظارات‌تان را مشخص کنید.


مدیریت افزایش تمرکز در کودکان
احتمالا من و شما می‌توانیم برای مدتی در محلی که صدای تلویزیون یا ضبط می‌آید کمی مطالعه کنیم؛ اگر چه کار آسانی نیست، اما از کودک نمی‌توان انتظار داشت در جایی که دور و برش خوراکی، اسباب‌بازی، تلویزیون روشن یا هر وسیله مزاحم دیگری وجود دارد، تکالیفش را انجام دهد. اگرچه از بین بردن حواس پرتی تقریبا غیرممکن است اما راه‌هایی برای مدیریت و کاهش تعداد مواردی که باعث ازبین رفتن تمرکز کودک می‌شود وجود دارد. با این تکنیک شروع کنید که هنگام انجام تکالیف هیچ خبری از تلویزیون، ‌تلفن و کامپیوتر نیست تا زمانی که تکالیف تمام شود. سکوت مطلق لازم نیست زیرا محققان به این نتیجه رسیده‌اند که برخی موسیقی‌های کلاسیک و بدون کلام در افزایش تمرکز نقش دارند. اگر فرزندتان به موسیقی علاقه دارد می‌توانید یکی از قطعات باخ،‌ موتزارت یا بتهوون را برایش پخش کنید.


او روش خودش را دارد

کودکان نیاز دارند که ارزش مطالعه آنها دیده و درک شود اما به یاد داشته باشید افراد راه‌های مختلفی برای یادگیری و پردازش اطلاعات انجام می‌دهند. باید روشی را که در مورد فرزندتان بهتر جواب می‌دهد، پیدا کنید. برخی کودکان راه می‌روند و بلند بلند درس می‌خوانند. برخی دیگر دراز می‌کشند ودرس می خوانند. برخی هم به سکوت نیاز دارند. شما باید درباره روش مطالعه فرزندتان انعطاف‌پذیر باشید. توانایی تمرکز و حفظ عادات مطالعه خوب جزء مهارت‌های زندگی است که باعث موفقیت فرزندان در تمام جنبه‌های زندگی می‌شود.


برای افزایش تمرکز جای مشخصی برای مشق نوشتن داشته باشد
ایجاد یک محل تعیین شده در خانه برای مطالعه بسیار مهم است. این مکان باید میز و جایی برای کتاب‌ها و دفترها داشته باشد. تلاش کنید این مکان در جای کم‌تردد و ساکت خانه باشد تا کودک بتواند بر حواس‌پرتی‌اش غلبه کند. این نقطه باید دارای تهویه مناسب و روشنایی کافی باشد. اگر کودکان برای تکالیف مدرسه به کامپیو‌تر احتیاج داشتند، سعی کنید آن را در مکانی عمومی و نه در اتاق خواب قرار دهید زیرا شما باید بتوانید آنها را از اجرای بازی‌های کامپیوتری، چت‌کردن یا فرستادن ای میل و گردش در اینترنت برای سرگرمی در زمان انجام تکالیف منع کنید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید و آنها می‌توانند با هم کار کنند این خیلی خوب است اما در واقع شاید مجبور باشید مناطق جداگانه برای هرکدام از فرزندان‌تان در نظر بگیرید.


شما هم مشق شب بنویسید
اگر برای‌تان امکان دارد همزمان با فرزندتان به کارهایی که باید انجام دهید، بپردازید. این ممکن است باعث شود برخی کارها را به خانه بیاورید؛ کارهایی مانند پرداخت صورتحساب، چک کردن پست الکترونیک و ... وقتی فرزندتان ببیند شما هم دارید همین کار را می‌کنید بیشتر تمرکز می‌کند. هرچند ممکن است سخت باشد اما سعی کنید وقتی را برای استفاده از کامپیوتر و تلفن در طول این زمان قرار دهید. در طول زمان انجام تکالیف و مطالعه تلاش کنید خانه مانند یک کتابخانه باشد تا به پرورش تمرکز فرزندتان کمک کند.

ارتباط اسباب بازی با شغل آینده کودک



تاثیر اسباب بازی کودکان بر شغل آنها


هر کسی خاطره ای از اسباب بازی محبوبش دارد. ممکن است این خاطره ساختن ستون با لگو باشد یا درست کردن قطار، یک عروسک یا یک سرویس وسایل چای خوری، هر چند بازی با یک وسیله به این معنا نیست که بچه ها ساختمان ساز، راننده قطار، خانه دار یا صاحب کافه شده باشند.

اما آیا واقعا اسباب بازی هایی که کودکان با آن بازی می کنند در انتخاب کارشان تاثیر می گذارند؟ برخی کارشناسان عقیده دارند که اسباب بازی کودکان این تاثیرگذاری را دارند. آنها می گویند: «انواع اسباب بازی های مختلف پیام های متفاوتی در مورد اینکه انجام چه کارهایی برای دختران و پسران مناسب است به آنها می دهد و اسباب بازی های محتوای آموزشی متفاوتی دارند. هر دوی این مشخصه ها مهم هستند و بر تحصیل و انتخاب شغل کودکان در آینده تاثیر خواهند داشت.»


اسباب بازی و شغل آینده کودک از دیدگاه خانم فرانسیس


خانم فرانسیس در یک تحقیق به پسران اسباب بازی هایی داد با ترکیبی از فعالیت، ساخت و ساز و ماشین آلات و به دختران عروسک و ابزارهایی داد که آنها را تشویق به آرایشگری می کرد. پیامی که به نظر می رسید پسران از تقسیم این اسباب بازی ها گرفتند این بود که آنها باید چیزهایی بسازند و مشکلات را حل کنند و پیامی که دختران گرفتند این بود که باید مراقب بقیه باشند و مسئولیت تغذیه و پرورش را به عهده بگیرند. او توضیح داد: «اسباب بازی پسرها بیشتر آموزنده است و دارای اجزایی است که اطلاع و آموزش بیشتری به پسرها می دهد، با دستورات تکنیکی و اجزایی که باید در هم جا بیفتند. در حالی که اسباب بازی های دختران بیشتر خلاقیت و قوه تخیل آنها را پرورش می دهد.»

تحقیقات نشان می دهد که بیش از 60 درصد بزرگسالانی که در مشاغلی از جمله طراحی و معماری فعالیت می کنند خانه سازی با لگوها از بازی های مورد علاقه شان بوده است. بیش از 66 درصد کسانی که در مشاغل مرتبط با ریاضیات مثل بانکداری یا حسابداری کار می کنند پازل اسباب بازی مورد علاقه دوران کودکی شان بوده است.


اسباب بازی و شغل آینده کودک از دیدگاه خانم مک آلیستر


خانم مک آلیستر مشاور خانواده و روانشناس می گوید چیزهای خیلی بیشتری از اسباب بازی ها در آینده و تعیین شغل کودکان تاثیر می گذارند.این تا حدی سطحی نگری است که بگوییم به دختران ماشین و کامیون بدهیم تا با آن بازی کنندو آنها قرار است مهندس شوند. واقعا شواهد واقعی برای اثبات چنین چیزی وجود ندارد و انتخاب شغل تا زمانی که برای یک فرد اتفاق می افتد از تجربه کودکی او فاصله زیادی دارد. محققان عقیده دارند باید کودکان را تشویق کرد که کشف کنند، بپرسند، درگیر شوند و با هم کار کنند و همه اینها تاثیر بیشتری بر آینده شان خواهد گذاشت. دکتر آماندا گامر روانشناس کودک می گوید باید مطمئن شد که کودکان به یک برنامه بازی خوب و سالم دسترسی داشته باشند.

«نقش بازی برای کودکان این است که تا جایی که می توانیم یک دامنه وسیع از تجربه ها را در اختیار کودکانمان بگذاریم. مشکل این است که پدر و مادرها معمولا آسانترین گزینه ها را انتخاب می کنند ولی آنها باید در اسباب بازی به دنبال چیزهایی باشند که توانایی و خلاقیت کودک را افزایش می دهد. باید در انتخاب اسباب بازی ها سعی شود آن کلیشه های رایج هم شکسته شوند. مثلا خیلی از پدر و مادرها به پسرانشان اجازه نمی دهند که عروسک داشته باشند. مغازه ها هم لازم نیست همه صورتی ها و آبی ها را برای همیشه کنار بگذارند ولی باید یک سیاست میانه انتخاب کنند.»

خانم گامر می گوید هیچ کودکی با بازی با لگوهاس اختمان سازی زاد نمی گیرد ولی ممکن است یاد بگیرد چطور آنها را روی هم قرار بدهد تا ستون ها و بدنه محکمی بسازد. بیشتر بحث اعتماد به نفس و آشنایی است تا مهارت اندوزی.

انتخاب نوع اسباب بازی کودکان
به طور کلی انتخاب نوع اسباب بازی اهمیت زیادی دارد اما پویا بودن محیط زندگی کودک، تنوع و ایمنی در زندگی او اهمیت بیشتری دارد به این شکل که هر چه تنوع رنگی اشیا اطراف کودک و تنوع اصوات بیشتر باشد حواس بیشتری از کودک تحریک می شود.

رنگ ها، بینایی و اصوات، قدرت شنوایی کودک را تحریک می کنند و هرچه دریافت کودک از محیط بیشتر باشد و استمرار داشته باتشد بر رشد شناختی و هوشی او تاثیر بیشتری خواهد گذاشت. درست است که بخش اصلی رشد هوش و توانایی کودکان ژنتیکی است اما محیط نیز می تواند باعث تقویت استعدادهای ژنتیکی کودک شود، بنابراین لازم است اسباب بازی کودکان از نوعی باشد که آسیبی به کودک نزند. هر چه سن کودکان کمتر است اسباب بازی کودکان باید نرم تر و هر چه سن او بیشتر می شود اسباب بازی کودکان می تواند جنس سخت تری داشته باشد.

از نظر جنسیت نیز معمولا کودکان به صورت ژنتیکی به اسباب بازی متناسب با جنس خود گرایش دارند اما اگر کودکی گرایش به بازی های مخصوص جنس مخالف داشت، این مسئله نباید از سوی والدین تقویت شود. به عنوان مثال اگر دختری به اسباب بازی های پسرانه گرایش داشت تقویت این عمل او از سوی والدین در شکل گیری هویت او در بزرگسالی تاثیر می گذارد اما چنانچه والدین این عمل فرزند خود را تقویت نکنند قدرت بازسازی مغز کودک به حالت مطلوب خود بازخواهد گشت.

از آنجا که بازی یکی از ابزارهای رشد مهارت های حسی، حرکتی، هیجانی، شناختی و اجتماعی کودکان و انسان هاست در نتیجه تنوع در آن باعث پیشرفت کودک در این مهارت ها می شود و در این خصوص آنچه که مهم است بازی کودکان با یکدیگر است تا بازی با اشیاء.

خودخواهی کودکان از دیدگاه جو فراست


شیما دختری 2 ساله است که از نظر مادرش بسیار خودخواه است. دلیل مادر شیما برای نسبت دادن این خصلت به دخترش این است که شیما به هیچ‌کس اجازه استفاده از اسباب‌بازی‌هایش را نمی‌دهد. او حتی به تازگی در مهمانی‌ای که مادرش ترتیب داده بود و بچه‌های زیادی به آن دعوت شده بودند، بر سر بازی با اسباب‌بازی‌هایش دعوا می‌کرد و جیغ می‌کشید طوری که هیچ‌کدام از بچه‌ها جرات نکردند به هیچ‌کدام از اسباب‌بازی‌های او دست بزنند. مادر شیما این رفتار او را به حساب خودخواهی‌اش می‌گذارد و اینکه شیما دوست ندارد هیچ‌چیز را با دیگران به اشتراک بگذارد. مادر شیما از جوفراست درخواست کمک کرده است.


جو فراست راه‌حل ارائه می‌دهد

کودکان یک سال و نیمه تا 3 ساله توانایی تمرکز نداشته و مهارت‌های ارتباطی آنها برای بازی با سایر کودکان کافی نیست. در این سن کودک در کنار بچه‌های دیگر بازی می‌کند نه با آنها. در این سنین، این شما هستید که باید مفاهیمی مانند شریک شدن، تقسیم کردن و رعایت نوبت را به کودک آموزش دهید. اگر بازی کردن را به کودک‌تان یاد ندهید، او بازی با دیگر کودکان را هم یاد نمی‌گیرد، در صورتی که می‌خواهید فرزندتان خودخواه نباشد اول از همه امنیت،‌ اعتماد و مثبت‌اندیشی را در او تقویت کنید.


حس ناامنی می‌کند

اگر کودک اسبا‌ب‌بازی‌هایش را با دیگران به اشتراک نمی‌گذارد و با این کار احساس ناراحتی می‌کند، این احساس ناشی از حس ناامنی و بی‌اعتمادی است که او نسبت به محیط، اعضای خانواده و دیگران دارد. کودک زمانی مفهوم سهیم شدن با دیگران را یاد می‌گیرد که احساس امنیت درونی کند.


بازی‌های مشارکتی ترتیب دهید

به کودک‌تان بازی‌های گروهی یاد دهید. مثلا با هم پازل درست کرده و برای گذاشتن تکه‌های آن نوبت تعیین کنید. علاوه بر بازی می‌توانید مفهوم مشارکت را در کارهای خانه نیز به او بیاموزید. مثلا حالا که 2 سال دارد می‌تواند در چیدن میز غذا یا سفره به شما کمک کند و وسایل را کم‌کم بیاورد.


سرزنش نکنید

اگر شما کودک‌تان را خودخواه خطاب کنید در واقع ناآگاهانه این ویژگی را در او تثبیت کرده‌اید به جای سرزنش یا نصیحت بهتر است از شیوه تقویت مثبت استفاده کنید. کافی است فرزندتان نکته اصلی را در ذهن داشته باشد. او هرچه بزرگ‌تر می‌شود درمی‌یابد که تقسیم داشته‌ها با دوستان بسیار لذت‌بخش‌تر از انحصاری کردن آنها نزد خویش است.


به او اطمینان دهید

اگر فرزندتان علاقه خاصی به اسباب‌بازی یا لباسش دارد، این اطمینان را به او بدهید که مجبور نیست آن را به دیگری بدهد. کودکان زمانی که بفهمند می‌توانند وسایل مورد علاقه‌شان را نگه دارند برای بخشش سایر وسایل‌شان راحت‌تر اقدام می‌کنند.


جایزه ندهید اما تشویق کنید

وقتی کودک با گرفتن جایزه حاضر شود اسباب‌بازی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارد، نتیجه منفی و کاملا برعکس خواهد شد. کودک در این شرایط خود را فردی می‌بیند که به دادن اسباب‌بازی‌هایش علاقه‌ای ندارد و فقط با گرفتن رشوه حاضر به این کار است. این کار باعث می‌شود در آینده هم آنها خسیس بار بیایند اما تشویق کودک زمانی که وسیله‌ای را با کودک دیگر به اشتراک می‌گذارد در او حس مثبت ایجاد خواهد کرد.


تحریم کنید

اگر دیدید شیما یا کودک دیگری بر سر یک اسباب‌بازی خاص دعوا دارد، بهتر است برای مدتی آن اسباب‌بازی را بردارید و وقتی شیما توانست مفهوم با هم بازی کردن و سهیم شدن را درک کند، آن را بیاورید. یادگیری رفتارهای اجتماعی نیاز به الگو، تمرین و زمان دارد.


والدین باید صبور باشند

برچسب زدن به کودک 2 ساله‌ای که اسباب‌بازی‌هایش را به اشتراک نمی‌گذارد اصلا پسندیده نیست و والدین نباید با بروز رفتارهایی مانند آنچه در این مورد پیش آمده تعبیر به خودخواهی یا خساست در کودک کنند. باید توجه داشت پیش‌نیاز آنکه بتوان چیزی را با کسی به اشتراک گذاشت به تجربه‌های اولیه کودک وابسته است که می‌تواند مثبت یا منفی باشد. اینکه چیزی را به کسی داده و بعد بازگردانده است یا برعکس. اگر تجربه اولیه کودک این باشد که وسیله‌ای را دوست داشته و آن را به مادر داده و مادر هم هیچ‌وقت دیگر آن را بازنگردانده است در این حالت کودک دچار فقدان و از دست دادن آن می‌شود.


به ثبات شی نرسیده است
بچه‌ها برای اینکه چیزی را با کسی تقسیم کنند باید ثبات شی داشته باشند. بخشی از نگرانی کودک از به اشتراک گذاشتن وسیله مربوط به این مسئله است که او ثبات شی ندارد. در مورد برخی از کودکان این مسئله دیر اتفاق می‌افتد زیرا حس امنیت او پایین است و مادر باید در این مورد صبر داشته باشد.


مفهوم حس مالکیت را توضیح دهید
برای به اشتراک گذاشتن چیزی در ابتدا باید مفهوم احساس مالکیت در کودک شکل بگیرد. برای رسیدن به این مفهوم مادر تا 3سالگی فرصت دارد. باید با جملاتی که همدلی در آن است مانند «شیما می‌دونم که عروسکت رو دوست داری،‌ منم دوستش دارم اما مریم هم می‌تونه باهاش بازی کنه و بعد دوباره پسش می‌گیریم.» حس مالکیت را به او بدهید. بچه‌ها برخی اوقات دوست داشتن یک شی را با مالکیت شی اشتباه می‌گیرند و مثلا فکر می‌کنند وقتی چیزی را دوست دارند، مال آنهاست یا اینکه اگر کسی اسباب‌بازی آنها را دوست داشته باشد، پس می‌خواهد آن را مال خود کند. باید در این موارد جملاتی به او گفته شود که بفهمد دوست داشتن با مالکیت متفاوت است. مثلا«می‌دونم که دوستش داری اما این مال شما نیست.» یا «می‌دونم که این مال شماست ولی مریم هم می‌تونه باهاش بازی کنه»


وقتی مهدکودک کمک می‌کند
بزرگ‌ترها چه بخواهند و چه نخواهند نسبت به کودک حمایتگر هستند اما کودکان در مهدکودک با دنیای واقعی یکدیگر آشنا می‌شوند. در آنجا آنها به چشم می‌بینند که کودکی اسباب‌بازی‌اش را به کودک دیگر می‌دهد و فاجعه‌ای پیش نمی‌آید. اگر کودک میان همسالان خود قرار بگیرد زودتر به اشتراک گذاشتن و بخشیدن را می‌آموزد. توصیه دیگر این است که بازی‌های مشارکتی را با کودک افزایش دهید.


رفتار درمانی کنید
اگر کودک در یک مهمانی درگیر کشمکش با کودک دیگری بر سر یک اسباب‌بازی شد، می‌توانید آن وسیله را بردارید و بگویید «توپ الان نمی‌خواد با شما بازی کنه!»، «شما با هم دوست نیستین و این عروسک نمی‌خواد با شما بازی کنه» بعد از چند دقیقه که بچه‌ها ساکت شدند می‌توانید دوباره به آنها پیشنهاد بدهید که «شیما! مریم! عروسک رو بیارم تا هردوتون باهاش بازی کنین؟!» به این حالت رفتاردرمانی گفته می‌شود.