مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

آیا فرزند شما افسرده است؟

محققان بر این باورند که عوامل زیست شناختی درکنارعوامل هیجانی در افسردگی تأثیر دارد و اگر نتوانیم رخدادهای هیجانی را مدیریت کنیم، افسردگی تداوم پیدا می کند.


به گزارش قدس آنلاین، کودکان نیز افسرده می شوند.افسردگی ای که پشت بی توجهی والدین می ماند، درک نمی شود وبه سادگی پشت گوش انداخته می شود.

به گزارش جوان ایرانی، کسی فکرش را نمی کند این کودکان سراپا نشاط و سادگی هم می توانند افسرده شوند. وقتی گوشه نشین می شوند و لجبازی پیشه می کنند و با جسارت حرف شما را پس می زنند تنها دلیلش لوس کردن نیست؛ کودک شما پشت نگاه معصومش افسردگی نامحسوسی را پنهان کرده است که با اسباب بازی های رنگارنگ و خوراکی های جورواجورهم دست از سر او برنمی دارد.
دکتر احمد برجعلی، استاد دانشگاه و مشاور ارشد روانشناسی شناخت افسردگی در کودکان را راهی برای پیشگیری افسردگی در بزرگسالی می داند و می گوید: « باید در قدم اول ، از افسردگی در کودکان جلوگیری کنیم با شناخت افسردگی در کودک و شناخت زمینه های به وجود آمدن آن می توان او را از افسردگی در سنین دیگر ایمن کرد.اگر کودکی 3 متغیر از متغیرهای زیر را داشته باشد، دچار افسردگی است که باید تحت درمان قرار گیرد؛
- کودکی که اکثر اوقات احساس غم می کند.
- کودکی که به سختی به خواب می رود و یا زود از خواب بیدار می شود.
- خستگی مداوم کودک
- کودکی که دوستان زیادی ندارد.
- گریه کردن زیاد
- عدم تمایل به بازی کردن با کودکان دیگر
- بی اشتهایی کامل
- کودکی که معتقد است بچه های دیگر دوستش ندارند.
رفتار شما به افسردگی کودک دامن می زند
محققان بر این باورند که عوامل زیست شناختی درکنارعوامل هیجانی در افسردگی تأثیر دارد و اگر نتوانیم رخدادهای هیجانی را مدیریت کنیم، افسردگی تداوم پیدا می کند. دکتر برجعلی برنقش خانواده و رفتار آنها در ارتباط با افسردگی کودک تاکید می کند و می گوید:«تحقیقات نشان می دهد خانواده هایی که هیجانات ابراز شده منفی در آنها بیشتر است، بیماری افسردگی در آنها بیشتردیده می شود و بالعکس خانواده هایی که صبوری آنها بالاتر است چندان به افسردگی دچار نمی شوند. در واقع هیجان می تواند جنبه تداوم بخشی داشته باشد.»
چه کنیم تا کودک افسرده نشود
این روانشناس در پاسخ به این سوال که چه کنیم تا کودکان به بیماری افسردگی مبتلا نشوند؟ به مهمترین و اساسی ترین اقدام یعنی انعطاف در فرزند پروری اشاره می کند و می گوید: « هرچه قدر خانواده ها در تربیت فرزندان انعطاف پذیر باشند، فرزندان آنها در برابر افسردگی مقاوم خواهند بود. بچه هایی که انعطاف پذیرند، ناامیدی را به امید تبدیل می کنند و احساس مغلوب شدن، درگیر شدن و از بین رفتن در آنها وجود ندارد.اگر ما کودک انعطاف پذیر تربیت کنیم، با اولین ناکامی، اولین شکست، اولین بی توجهی، اولین فقر و کم نخواهد آورد، چرا که فقدان ها است که داشته ها را نشان می دهد و در این میان موضع ما نسبت به نداشته ها بسیار مهم و تعیین کننده است.»
7 اصل برای دوری از افسردگی کودکان

دکتراحمد برجعلی معتقد است اگر این 7 اصل را در تربیت فرزندان رعایت کنیم مانع بروز افسردگی در آنها می‌شود .بهتر است این 7 اصل را به خاطر بسپارید وبه عنوان یک دستورالعمل اجرایی در تربیت کودکتان به کار بگیرید.
1- فرزندتان را همانگونه که هست ،دوست بدارید. فرزند خود را بر اساس آنچه که هست بپذیرید نه آن گونه که در تصورات و توهمات شما وجود دارد. اگر می خواهید آنگونه که هست را تقویت کنید، به خلق موقعیت بپردازید تا خود واقعی و خود طبیعی او بروز پیدا کند و همه باید باور داشته باشند که تفاوت فردی جزء ویژگی های طبیعی مخلوقات خدا است و ما باید تفاوت های فردی را به رسمیت بشناسیم . کسانی که با ایده آل گرایی خود می خواهند فرزندانشان را بزرگ کنند، بزرگترین ضربه را به فرزندان خود می زنند. بنابراین فرزندان خود را آنگونه که هستند، بپذیریم و خلق موقعیت کنیم تا توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهند.
2- مقررات و انتظارات ما از فرزندان باید کاملاً زلال، معین، مشخص و متناسب با ظرفیت فرزندان باشد. باید خودمان نظم و مقررات را رعایت کنیم تا بتوانیم از فرزندان خود نیز انتظار داشته باشیم. ثبات در رفتار والدین به ثبات رفتار فرزندان کمک می کند. ایمنی بخش باشیم.حساسیت ها ، نیازها و حقوق فرزندان را به رسمیت بشناسیم و پیام های متناقض ندهیم و به خودمان قول بدهیم که رفتارهای خود را به گونه ای هدایت کنیم که برای فرزندان پیش بینی پذیر باشم چرا که اگر غیر از این باشد، فرزند ناایمن می شود و فرد ناایمن یعنی فرد افسرده.
3-اصل ترویج ارتباط باز و صادقانه است. به جای اینکه فرزند خود را سرزنش و مقایسه و کنیم، صادقانه با او صحبت کنیم . به جای دروغ و با واسطه صحبت کردن با فرزند، صداقت را در پیش بگیریم. رابطه پیچیده و اجتنابی فقط مشکل آفرین است. ما باید همیشه طرف حقیقت را بگیریم نه مصلحت را . مصلحت همیشه وجود دارد ولی مصرف آن استثناء دارد. مصلحت طول و عرض و ارتفاع دارد و همه جا کاربرد ندارد ولی صداقت تحت هیچ شرایطی نباید زمین بخورد. بنابراین همیشه باید جانب اعتماد گرفته شود و از دروغ صرفنظر شود تا ارتباط باز و صادقانه ایجاد شود.
4- تشویق و تنبیه باید در کنار یکدیگر باشد . ما نباید خود کودک را تنبیه کنیم بلکه باید رفتار او را تنبیه کنیم. میان اصول تربیتی تشویق و تنبیه جایگاه ویژه ای دارد. همه ما چه به عنوان والدین و چه به عنوان فرزند، تشویق و تنبیه را تجربه کرده ایم و باید اذعان کرد که این 2 شیوه از رایج ترین اصول تربیتی است که به کار گرفته می شود. بیشتر والدین این 2 ابزار تربیتی را طبق آن چه از بزرگ ترها تجربه کرده یا دیده اند، برای فرزندان خود به کار می گیرند و تصور می کنند به کسب اطلاعات و افزایش آگاهی در این باره نیازی ندارند، غافل از این که نادیده گرفتن اصول این 2 شیوه تربیتی تبعاتی دارد و باعث می شود والدین در موارد بسیاری سرخورده و ناامید شوند. بنابراین باید در بعد تشویق سرمایه گزاری بیشتری انجام شود تا رفتارهای بد خود به خود کمرنگ شوند .
5-یکی از ارکان مهم و اساسی در تربیت فرزندان آزادی عمل دادن به اوست. عده ای از مردم آزادی عمل را با آزادی کامل و بی قید و بند اشتباه گرفته و کودک را به حال خود رها می کنند تا هر کاری خواست انجام دهد. والدین این چنین کودکانی استدلال شان این است: نباید جلوی آزادی کودک را گرفت ، بزرگ که شد درست می شود . اگر جلوی کودک را بگیریم شخصیت او آسیب می بیند . متاسفانه این والدین خودشان را در بست مطیع فرزندشان می کنند تا بقول خودشان کودک آنها در زندگی هیچ محدودیت و نا کامی نداشته باشد. این نوع والدین در واقع در دادن آزادی راه افراط و اغراق را می پیمایند و از این نکته مهم غافلند که نتیجه این آزاد گذاشتن بی حد و مرز کودکان چیزی جز بی بند و باری و حالات نا بسامان روحی و جسمی برای کودکان نخواهد داشت. بنابراین باید به کودک آزادی مشروط اعطا کرد تا در ساختن و شکل دادن به شخصیت والای کودک موثر باشد و جلوی عصیان و سر کشی او را بگیرد و عزت نفسش بالا ببرد.
6- پرورش علایق چندگانه در کودکان ؛ ممکن است عده ای بگویند که پرورش رغبت های کودکان محتاج به تجهیزات بسیار مفصلی است که بیشتر خانواده ها از فراهم کردن آنها ناتوان هستند. ولی باید توجه داشت که پرورش رغبت ها و علایق کودکان در درجه اول وابسته به رفتار پدران و مادران با کودکان است ،یعنی اگر کودکی به کاری رغبت داشت وقتی ببیند که محصول کارش مورد تحسین و تقدیر پدر و مادر قرار گرفت بدون تردید رغبت و ذوق آن کودک پرورش خواهد یافت و اگر با بی توجهی و بی میلی آنان روبرو شود ذوق و رغبتش سرکوب شده از کار دلسرد می شود.
7- تقویت عزت نفس از افسردگی جلوگیری می کند. در کارهای روزمره به کودکان خود حق انتخاب بدهید و در شکست ها و عدم توفیق ها آنها را دلگرم کنید.

ضروری ترین آموزش های برای کودکان

برخی مسایل هستند که باید حتما به فرزندان عزیز خود بیاموزید. کودکان آسیب‌پذیر، ساده و ترسو هستند. این وظیفه والدین است آنها را برای رویارویی با برخی مشکلات و بلاها آماده کنند.

1. حرف زدن با غریبه ها

آموزش و هشدار دادن به کودکان در مورد ارتباط با غریبه ها از جمله مواردی است که پدر و مادرها باید آن را جدی بگیرند. باید در این مورد با دقت و تاکید بسیار با فرزندان خود صحبت کنید. البته مراقب باشید این مساله را طوری مطرح نکنید که موجب ترس کودک از غریبه ها بشود. باید به جای ترساندن آنها، اطلاعات مفید که حالت هشدار نیز دارند، به فرزند بدهید.


2. واکنش در برابر بلایای طبیعی


برخی از بلاهای طبیعی به مرور تخریب می کنند و آسیب می رسانند و فرد در برابر آنها فرصت واکنش دارد. اما برخی از آنها نیز ناگهانی هستند و نمی توان هیچ کاری انجام داد. وظیفه پدر و مادر این است خودشان با مطالعه و تحقیق و یافتن اطلاعات ارزشمند و البته مفید، فرزندان خود را برای رویارویی با چنین رویدادهایی آماده کنند. فرزندان باید بدانند در مواقع سیل، زلزله، طوفان یا آتش‌سوزی بهترین واکنش برای نجات یافتن چیست.


3. پس از گم شدن چه کنند

پدر و مادر باید به فرزندان خود بیاموزند وقتی گم شدند. با صدای بلند نام اصلی شما را صدا کنند یا از مادرها یا افراد دیگری که در نزدیکشان هستند کمک بخواهند. به آنها در مورد امنیت در روزهای معمول زندگی آموزش لازم را بدهید. از هر فرصت مرتبطی استفاده کنید تا به کودکان در مورد حفظ امنیتشان بیاموزید. در مورد احتمال گم شدن با آنها حرف بزنید و نمایش های مشابه برایشان بازی کنید تا آمادگی این مساله را داشته باشند.


4. آموزش مسیریابی


منظور از جهت‌یابی این نیست که فرزند خود را به نجوم‌شناس قهار مبدل کنید که با کمک خورشید و ماه و ستاره ها بتواند راه خودش ر ا بیابد. قرار هم نیست یک جی‌پی‌اس به او بدهید تا راه درست را پیدا کند. آموزش های ابتدایی مسیر و جهت یابی را به او بیاموزید تا شمال و جنوب و شرق و غرب را بتواند تشخیص دهد. در مسیر پارک، پاساژ، فروشگاه و ... در مورد جهت و جغرافیا با او حرف بزنید. همین کافی است.


5. آشنایی با محله

باید فرزند خود را با محله ای که در آن زندگی می کنید آشنا کنید. این برای مواقع ضروری بسیار لازم است.


6. نشانی و شماره تلفن

از اینکه فرزند شما نشانی و شماره تلفن خانه را بلد است، مطمئن شوید.



7. کمک های اولیه


مسایل بسیار ابتدایی و ساده کمک های اولیه را به فرزند خود بیاموزید. در مورد مسایلی همچون بریدن یا خراش برداشتن پوست برایش حرف بزنید و بگویید اگر تنها بود و چنین رویدادی برایش رخ داد، چه باید بکند.


8. اطلاعات لازم در مورد آتش‌سوزی

لطفا خودتان در مورد اقدامات لازم هنگام آتش‌سوزی مطالعه کنید و اطلاعات مفید و ساده و لازم را به فرزندتان نیز منتقل کنید. کودک باید بداند در این مواقع چطور برخورد کند.


9. اطلاعات لازم در مورد محل زندگی دوستان و فامیل

کودک شما باید محل زندگی دوستان یا فامیل نزدیک را بداند تا بتواند در مواقع ضرورت از آنها استفاده کند.

10. دانستن شماره های ضروری


شماره های ضروری همچون پلیس، اورژانس یا آتش نشانی چیزهایی هستند که باید به فرزند خود بیاموزید. دانستن این شماره های ساده برای مواقع ضروری بسیار لازم و واجب است.

موفقیت تحصیلی کودکان با سلامتشان ممکن است



متخصصان اطفال تاکید دارند عاداتی چون دنبال کردن یک رژیم‌غذایی سالم، داشتن خواب کافی و در نتیجه برخورداری از سلامت جسمی تاثیر چشمگیر بر موفقیت تحصیلی فرزندانمان دارد.


زمانی که محیط خانه و مدرسه از وضعیت بهداشت، امنیت و سلامت دانش‌آموزان حمایت می‌کند، آنان از نظر تحصیلی کارآیی بهتری خواهند داشت و موفق‌تر خواهند بود.


متخصصان آمریکایی در بررسی که روی وضعیت بهداشت و سلامت جسمی تعدادی دانش‌آموز و عملکرد آنان در مدرسه انجام دادند دریافتند دانش‌آموزانی که به سلامت جسمی آنان توجه بیشتری می‌شود در مدرسه نمرات بهتری می‌گیرند و همچنین از شانس بیشتری برای کسب موفقیت‌های علمی و تحصیلات دانشگاهی برخوردار هستند.

به گزارش ایسنا به نقل از هلث دی نیوز، همچنین در این مطالعه به فاکتورهای دیگر که در بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان موثر هستند اشاره شده که به شرح زیر است:

- خودداری از قرار دادن تلویزیون در اتاق شخصی کودکان و نوجوانان
- کنترل وزن کودکان در حد سالم و طبیعی
- داشتن فعالیت بدنی کافی
- دسترسی به موادغذایی سالم
- کاهش مصرف فست‌فودها تا حد امکان
- پرهیز از مصرف نوشیدنی‌های شیرین و قندی شامل نوشابه و آبمیوه‌های صنعتی

اثرات مخرب مشاجره‌های خانوادگی بر رشد مغزی کودکان



روانپزشکان تاکید کردند قرار گرفتن کودکان در معرض مشکلات و درگیری‌های معمول خانوادگی بر روند رشد مغزی آنان تاثیر مخرب می‌گذارد.


وجود تنش بین والدین، مشاجره و عدم وجود ارتباط کافی و همدلی بین اعضای خانواده می‌تواند بر روند رشد مخچه که در اموری چون آموزش مهارت‌ها،‌ تعدیل استرس و کنترل حسگرهای حرکتی نقش دارد، تاثیر سوء بگذارد.


دکتر «نیکولاس والش» از کارشناسان روانشناسی رشد در دانشگاه ایست آنجلیا در انگلیس گفت: نتایج این مطالعه حائز اهمیت است زیرا قرار گرفتن در معرض این شرایط در دوران کودکی و نوجوانی بزرگترین فاکتور خطرزا در بروز بیماری‌های روانی در سال‌های بعدی زندگی است.

در مطالعات پیشین بر تاثیر درگیری‌های شدید و غفلت از کودکان در روند رشد آنان تمرکز شده بود اما در این بررسی مشخص شد که حتی مشاجر‌ه‌های معمول بین اعضای خانواده هم می‌تواند این تاثیر مخرب را داشته باشد.

در این مطالعه محققان روی مغز 58 نوجوان 17 تا 19 ساله بررسی کردند. همچنین از والدین آنان درخواست شد تا هرگونه حادثه منفی که فرزندشان از زمان تولد تا 11 سالگی تجربه کرده‌، گزارش دهند. همچنین نزدیک به نیمی از این کودکان در این فاصله سنی به مشکلات خانوادگی گرفتار بوده‌اند.

محققان در پایان بررسی‌های خود مشاهده کردند نوجوانانی که با مشکلات خانوادگی خفیف و متوسط در فاصله تولد تا 11 سالگی روبرو بودند مخچه کوچکتری داشته‌اند.

اصول روابط پدران و دختران در بلوغ


دوران نوجوانی و بلوغ (18-12 سالگی) دوران ظهور نیازهای متنوع روانی- اجتماعی است؛ نیازهایی که موجب پیچیده‌تر شدن روابط نوجوان با خود و سایرین می‌شود.

در میان نیازهای متنوع این دوره نیاز به محبت و توجه جنس مقابل جایگاه ویژه و منحصر به فردی دارد. این نیاز به طور کلی مقارن با بیداری غرایز جنسی و بیداری صفات ثانویه و رشد سریع ابعاد بدنی (16-14 سالگی) آغاز می‌شود و ابتدا به صورت کشش‌های عاطفی (به خصوص در دختران) و سپس به صورت یک نیاز عاطفی – جنسی در برابر جنس مقابل خودنمایی می‌کند. پدید آمدن تمایل به جنس مقابل تابع قوانین رشد و تکامل بشری بوده، اساس انگیزه تشکیل خانواده و تکامل و بقای نوع انسان نیز مرهون درک چنین نیازی از جانب انسان‌هاست.

مواجهه صحیح والدین و نوجوانان و جوانان با این نیاز نیرومند در فاصله زمانی بین بلوغ و ازدواج نقش بسزایی در نهادینه کردن بهداشت روانی– اخلاقی در افراد، خانواده‌ها و نهایتاً جامعه دارد و به عکس بی‌توجهی، سوء تدابیر تربیتی و گاهی نیز موضع‌گیری‌های به اصطلاح روشنفکرانه گروهی از والدین موجب می‌شود که عده‌ای از دختران و پسران در تأمین چنین نیازی به بیراهه رفته، تسلیم هیجانات عاطفی خود شوند. این گروه دختران و پسران با ایجاد ارتباط پنهان و آشکار با یکدیگر به استقبال سرنوشت شومی می‌روند که گاهی حتی سرتاسر فضای زندگی آینده آنها را تحت تأثیرات شوم خود قرار می‌دهد. لغزش دختران از معیارهای اخلاقی معمول عوامل بی‌شماری است که یکی از مهمترین این عوامل ناآگاهی بعضی از پدران از لطایف و وظایف مربوط به شناخت و تأمین نیازهای عاطفی – عقلانی دختران می‌باشد.

نتایج برخی از تحقیقات در این زمینه حاکی از آن است که بسیاری از دختران معصومی که در دام روابط غیراخلاقی گرفتار آمده‌اند، همواره روابط سرد و معیوبی با پدران خود داشته و نه تنها توجه محبتی از جانب آنان دریافت نکرده‌اند که به اشکال مختلف مورد تحقیر و سرزنش، تنبیه و سخت‌گیری‌های افراطی یا تبعیض و بی‌تفاوتی‌ آنها واقع شده‌اند. برای درمان یا پیشگیری از بروز پیامدهای ناگوار در زندگی دختران و خانواده‌ها توصیه‌هایی هر چند اجمالی در ذیل ارائه می‌شود که امید است والدین به خصوص پدران زحمتکش با توجه و عمل به آنها گام‌های مۆثری در تربیت صحیح دختران که مادران و آینده‌سازان جامعه‌اند، بردارند.

بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه اینکه برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد



اما پدران برای اینکه بخواهند رابطه‌ خوب و موثری با دخترانشان داشته باشند، باید به چه نکاتی توجه کنند؟



رابطه‌ای هدفمند و در چارچوب


در دوره‌ بلوغ به دخترتان توضیح دهید که ممکن است در این سن، در اجتماع کم‌کم، توجه‌هایی را از جنس مخالف دریافت کند اما این توجه‌ها لزوماً نشان‌دهنده علاقه فرد مقابل به او نیست. پس بهتر است که خیلی روی این موارد حساب باز نکند. در عین حال این توجه‌ها گاهی به مزاحمت‌هایی منجر می‌شوند که هر دختری باید راه‌های مقابله با آن را فرا بگیرد. در درجه‌ اول راه‌های پیشگیری از این موارد را به او یاد دهید. مواردی چون مشخص ساختن حد رابطه خود با پسرها از همان اولین برخورد.

در مرحله بعدی راه‌هایی را معرفی کنید که اگر مزاحمتی برایش ایجاد شد چگونه از خودش دفاع کند و یا مزاحمت را به حداقل برساند و این اطمینان را در او ایجاد کنید که اگر هر مشکلی برایش پیش آمد شما و مادرش پشتیبان او خواهید بود. اهمیت این نکته زمانی مشخص می‌شود که دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد. با توجه به پایین آمدن سن بلوغ روانی در طی سال‌های اخیر بهتر است این مسایل را در شروع دوره راهنمایی با دخترتان در میان بگذارید یعنی قبل از اینکه تجارب ناخوشایندی برایش روی داده باشد.


نیازهای دخترونه


با توجه به رشد دخترتان درباره مسایل مربوط به دوستی بین دختر و پسر در این سن و مشکلات و خطرات دوستی‌های ناسالم و به دور از اطلاع خانواده برایش توضیح دهید اما توجه داشته باشید که نباید میل به جنس مخالف را آن‌قدر طبیعی جلوه دهید که دختر شما اگر هم تا به امروز توجه زیادی را صرف این موضوع نمی‌کرده از فردا درگیری ذهنی زیادی پیدا کند. در مورد عقیده خودتان و همسرتان با او، در این رابطه صحبت کنید.

از عبارت‌های باید و نباید استفاده نکنید چرا که در این مرحله هدف، آگاه کردن او از عقاید شماست.

این توضیحات باعث می‌شود دخترتان متوجه شود که شما در مورد او و تغییراتی که برایش رخ داده، بی‌اطلاع نیستید.

این بر اعتبار شما نزد دخترتان افزوده و به او این امکان را می‌دهد که در زمان لازم با شما یا همسرتان صحبت کند.در سال‌های پایانی دبیرستان و یا دوران دانشجویی توضیح دهید هدف از رابطه با جنس مخالف پیدا کردن همسری مناسب است و نه خوش‌گذرانی‌های موقت. در این دوره کم‌کم با او وارد صحبت درباره ملاک‌های انتخاب همسر شوید و نظر او را جویا شوید. بیشتر به حرف‌های او گوش دهید نه اینکه برایش سخنرانی کنید و مطمئن باشید خود این گوش کردن بهتر از هر روش دیگری او را به تفکر وادار کرده، نظرات او را اصلاح کرده و او را با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌سازد.

دخترها مشکلات کوچک را از ترس برخوردهای خشن، از خانواده مخفی می‌کنند و خود این پنهان‌کاری، باعث سوء‌استفاده از جانب دیگران و بروز مشکلات شدیدتر می‌گردد.


مشخص کردن ضوابط خانه

در مورد تمایل دخترتان به خودآرایی بهتر است قبل از اینکه اختلاف و یا مشکلی پیش بیاید، محدودیت‌های خانواده را برایش توضیح دهید. محدودیت‌هایی که شما و همسرتان از او انتظار دارید رعایت کند. البته پیشنهاد می‌کنم هر چه قدر هم می‌خواهید دخترتان را در محیطی آزاد بار بیاورید باز محدودیت‌هایی را برایش در نظر بگیرید چرا که این موضوع به ویژه در سنین پایین، در درجه اول باعث حفظ ایمنی او می‌گردد.


زمانی برای تقویت رابطه


هر چند وقت یک بار وقتی را برای دخترتان در نظر بگیرید. مثلاً یک ساعت در ماه و در این زمان با او به صورت دو نفری به پارک بروید و در طی پیاده‌روی از حال و روزش خبردار شوید. البته توجه داشته باشید که افزایش این زمان به شکلی کنترل نشده خود می‌تواند شما را زمانی که او می‌خواهد ازدواج کند با مشکل روبه‌رو سازد و به نوعی باعث عدم تمایل به ازدواج در او گردد. داشتن رابطه‌ عاطفی مناسب با شما باعث کاهش توجه زودرس دخترتان به جنس مخالف شده و می‌تواند این میل را تا زمانی که معقولانه‌تر با موضوع برخورد کند، به تعویق بیندازد.

والدین می‌بایست نوجوان خود را تشویق کنند که در جریان زندگی روزمره با جنس مقابل خود مواجه شده برای انجام امور جاری خود با آنها گفت‌وگو کنند. به خصوص گفت‌وگوی دختران و پسران در جمع خانواده‌ها دربارة مسائلی چون مسائل خانوادگی، تحصیلی، شغلی و ... .


از جمله اقداماتی که می‌توانند در رشد متعادل عقلانی – عاطفی دختران مۆثر باشند به طور خلاصه عبارتند از:

1. تشویق دختران به عضویت در گروه‌های موجه و رسمی علمی، مذهبی، سیاسی، ورزشی، تحصیلی و ...


2. ترغیب دختران به پذیرش مسۆولیت در خانواده و پیروی از اصول و روش‌های عقلانی در جریان زندگی و انجام این مسۆولیت‌ها


3. شرکت‌ دادن آنها در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی و مشورت با آنها


4. ارائه استقلال و آزادی‌های مشروع در تصمیم‌گیری‌های مربوط به خود


5. پرهیز از تحقیر و سرزنش و انتقادهای غیرسازنده


به تقویت همه جانبه عواطف دختران بپردازیم
دوران بلوغ و نوجوانی دوران شکفتگی عواطف و احساسات است و به غیر از تمایل به جنس مخالف تمایلات عاطفی دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند حوزه اندیشه و رفتار دختران را سخت تحت تأثیر خود قرار دهند. تمایلاتی همچون نوع دوستی، ایثار و فداکاری، تمایلات و گرایش‌های هنری در زمینه‌های مختلف، گرایش‌های مذهبی و نیاز به نجوا و نیایش، علاقه‌مندی به شهر و محیط زندگی و ...


دختران خود را به شرکت در گفت‌وگوهای عادی و روزمره تشویق کنیم
گاهی مشاهده می‌شود که برخی از دختران و پسران در جریان گفت‌وگوهای معمولی و روزمره با جنس مخالف، دچار اضطراب شده، علایمی همچون تپش قلب، لرزش دست‌ها، خشکی لب‌ها و دهان و تغییر رنگ چهره از خود نشان می‌دهند. در این دوره والدین می‌بایست نوجوان خود را تشویق کنند که در جریان زندگی روزمره با جنس مقابل خود مواجه شده برای انجام امور جاری خود با آنها گفت‌وگو کنند. به خصوص گفت‌وگوی دختران و پسران در جمع خانواده‌ها دربارة مسائلی چون مسائل خانوادگی، تحصیلی، شغلی و ... . نوجوانان اینگونه درمی‌یابند که جنس مقابل آنها یک موجود عادی است.