سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
چند روز پیش به «تغییر» فکر میکردم و دیدم که امسال به
بسیاری از چیزها «نه» گفتم؛ به مردی که دوستش داشتم پاسخ منفی داردم،
موقعیت ورود به دانشگاه هاروارد برای دریافت مدرک فوق لیسانس، زندگی در یک
قایق چند اتاقه و پستی به عنوان یک نویسندهی تماموقت را هم رد کردم. چه
بالایی بر سر تصمیم و اراده، حس ماجراجویی و قابلیت ریسک من آمده است؟
شاید طلسم بختم را گم کردهام؟ شاید هم میترسم خطر تغییر را بپذیرم.
حقیقت این است که تغییر اتفاق خواهد افتاد و باید اتفاق بیفتد تا بتوان رشد
کنیم. چگونگی برقراری ارتباط ما با این تغییرات است که کمک میکند تا
میزان سلامت و سعادت ما مشخص شود. به قول «چارلز داروین»، قویترین یا
باهوشترین موجودات نیستند که زنده میمانند بلکه آن کس نجات پیدا میکند
که بیشترین واکنش مثبت را به تغییرات نشان دهد.
اما چه چیزی ما را تشویق میکند یا به ما آموزش میدهد تا تغییرات را در
آغوش بگیریم و کدام یک باعث میشود در مقابل آن مقاومت کنیم؟ آیا برخی از
مردم در مقایسه با دیگران، تغییرات را آسانتر نمیپذیرند؟ طبق تحقیقی که
خلاصهی آن در مقالهی «نیکولاس وسترهاف» به نام «چرا تغییر دشوار است»
آمده، فاکتورهای مختلفی وجود دارد که بر ارتباط ما با تغییر، تأثیر
میگذارد.
به خودتان اطمینان کنید، به غرایزتان و فرایندهای فکری و درونیتان افرادی
را انتخاب کنید که میزان آگاهی یا روش زندگیشان را مؤثر میدانید و از
آنها کمک بگیرید. اما هیچ وقت قدرت خود را دست کم نگیرید چون هیچ کس غیر
از خودتان نمیتواند تصمیم بگیرید که تغییرات زندگی شما را بپذیرد یا رد
کند.
وسترهاف اظهار داشته است که وقتی سن بالاتر میرود، در مقابل تغییرات پذیرش
کمتری داریم: "مدت زیادی است که روانشناسان پذیرش تجربیات و پیشآمدهای
جدید را به عنوان یکی از ۵ ویژگی بزرگ شخصیتی معرفی کردهاند این
ویژگیها شامل مطابقت و سازگاری، برونگرایی، آگاهی و بصیرت و روانرنجوری
است.
دربارهی این که بعد از سن سی سالگی چهقدر این ویژگیها تغییر میکنند،
اختلافات بسیاری وجود دارد اما اکثر تحقیقات نشان داده است که میزان پذیرش
در بزرگسالی، افت میکند: "طبق یک تحقیق میان فرهنگی که توسط انستیتوی ملی
سلامت انجام شد، معمولا" دههی بیست عمر زمانی است که افراد بهعنوان
قسمتی از رشد هویتی و شخصیتیشان در جستجوی تغییرات هستند. بعد از
سیسالگی این ثبات و پایداری است که اهمیت بیشتری پیدا میکند و این امر
به ویژه زمانی اتفاق میافتد که فرد ازدواج میکند، به دنبال شغل میرود
یا برای خود خانواده تشکیل میدهد."
به گفتهی وسترهاف اگر چه افراد ممکن است در جستجوی تغییر باشند و از ته دل
خواستار چیز جدیدی باشند، همانطور که بزرگتر میشوند برای دعوت تغییر
به زندگیشان میل کمتری نشان میدهند. او مینویسد: "معمولا" با بالا
رفتن سن، افراد تمایل خود را نسبت به چیزهای بدیع و جدید از دست میدهند
اما بسیاری ادعا میکنند با وجود این که سنشان بالاتر از سی سال است اما
از ته دل خواستار چیزهای جدید هستند. در همین حال خود را در حالتی
مییابند که یا تمایل ندارند و یا قادر نیستند تغییرات بنیادی که در
زندگیشان به وجود میآید را بپذیرند." محققان میگویند این تناقض
میتواند مفاهیم موجود در زندگی ما را از بین برده و مقاصدمان را خنثی
کند. اما تغییرات به ندرت به همان آسانی هستند که ما تصور میکنیم."
شواهد کافی وجود دارد که انسانها با درجات مختلفی از پذیرش و سازگاری
متولد میشوند براساس مطالعات بلندمدتی که توسط «ریچارد رابینز» در دانشگاه
کالیفرنیا انجام شده، کودکانی که در مقایسه با همسالان خود پذیرش کمتری
در مقابل تجربیات جدید داشتند در بزرگسالی سنتی و قراردادی باقی
میمانند در حالی که همسالانشان تمایل بیشتری به ماجراجویی خواهند
داشت."
کودکانی که در سن قبل از مدرسه هستند نیز میزان متفاوتی از پذیرش را نسبت
به تغییر محیطشان نشان میدهند و درمقابل محرکهای متغیر درجات مختلفی از
انعطافپذیری و راحتی را بروز میدهند.
انسانها با درجات مختلفی از پذیرش و سازگاری متولد میشوند براساس مطالعات
بلندمدتی که توسط «ریچارد رابینز» در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده،
کودکانی که در مقایسه با همسالان خود پذیرش کمتری در مقابل تجربیات جدید
داشتند در بزرگسالی سنتی و قراردادی باقی میمانند در حالی که
همسالانشان تمایل بیشتری به ماجراجویی خواهند داشت.
هنگامی که حوادث منفی کاملا" ناخواسته مانند مرگ عزیزان، طلاق، بحرانهای
سلامتی یا حتی فجایع طبیعی برایمان اتفاق میافتد چهطور؟ اغلب دیدگاه ما
در مقابل این تغییرات این است که ارتباط ما با آنها، موقعیتهای رشد بعدی
را تعیین میکند. و دوباره سن میتواند یکی از فاکتورهای رویکرد ما نسبت
به این موضوع باشد.
«کیت مکلین» - روانشناس - از دانشگاه تورنتو تحقیقی را انجام داده و در
آن از داوطلبان با سنین مختلف درخواست کرده تا لحظات خودشناسیشان را شرح
دهند. افراد در طیفهای مختلف سنی، تجربیات مثبت و منفی را به عنوان
واسطهی تغییر گزارش دادند. اما «برای افراد جوانتر» اغلب تغییرات بیرونی
بودند که منجر به یک تغییر درونی شده بودند و چنین چیزی در افراد مسن دیده
نمیشد.
اگر شما هم مثل من در دههی سی یا بالاتر از آن قرار داشتید اما هنوز
اینگونه درگیریها در شما وجود نداشت چه؟ مقالهی وسترهاف بیشتر در من
رخنه کرد زیرا دریافتم که در مقابل حس بیثباتی، ناپایداری و بیارادگی که
از طریق آغاز دوباره میآید، مقابله میکنم. اما شاید به دلیل این که هنوز
یک سری آزادیهای مشخص دارم زمان مناسبی باشد تا چیزهای جدیدی را امتحان
کنم، وقتی به موضوع تغییر فکر میکردم، دو درس جدید یاد گرفتم.
دربارهی فواید و مضرات تغییرات بزرگ زندگی هم از نظر بلندمدت و هم از
دیدگاه کوتاهمدت فکر کنید. اگر زندگیام را تغییر میدادم و برای تحصیلات
ارشد به دانشگاه باز میگشتم، میتوانستم مدرک یکی از بزرگترین
دانشگاههای جهان را داشته باشم اما مخارجم دو برابر افزایش مییافت.
بنابراین تصمیم گرفتم ابتدا بدهیهایم را پرداخت کنم و بعد برای بورسیه یا
کمک هزینه درخواست بدهم یا راه دیگری را برای رسیدن به اهدافم انتخاب کنم.
عقاید و نصایح دیگران را گوش کنید اما فقط نظرات آن دسته از مردم را
بپذیرید که به آنها اطمینان دارید و کاملا" میشناسیدشان. به یاد یک آگهی
تلویزیونی افتادم که متعلق به شرکت بیمه و موضوع آن بیمهی اتومبیل بود.
در این آگهی یک خانم از همه - از گارسن گرفته تا مأمور پمپ بنزین -
میپرسید در ماههای آینده بهتر است روی چه نوع بیمهای سرمایهگذاری کند؟
اما من یاد گرفتهام که اگر میخواهید تصمیم بزرگی بگیرید مدت زمانی صبر
کنید که در فکرتان جا بیفتد. آن را با جسم خود کنترل کنید، تمرکز کنید،
مدت زمان طولانی راه بروید یا بنویسید. به خودتان اطمینان کنید، به
غرایزتان و فرایندهای فکری و درونیتان افرادی را انتخاب کنید که میزان
آگاهی یا روش زندگیشان را مؤثر میدانید و از آنها کمک بگیرید. اما هیچ
وقت قدرت خود را دست کم نگیرید چون هیچ کس غیر از خودتان نمیتواند تصمیم
بگیرید که تغییرات زندگی شما را بپذیرد یا رد کند.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 18:01
۱. سالمندی یک پدیدة جهانی است. گروه سنّی ۶۰ ساله و بالاتر، جمعیت
سالمند تعریف شده است. در سال ۲۰۵۰، حدود ۸۰% افراد سالمند ساکن کشورهای
درحالتوسعه خواهند بود. سرعت شهرنشینی با جمعیت سالمندی به نسبت موازی
پیش میرود. در سال ۲۰۰۷ بیش از نیمی از جمعیت دنیا در شهرها زندگی
میکردند و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۶۰% جمعیت سالمندان در شهرها
زندگی کنند. ۲. در واقع، سالمندی بیانگر
موقعیت جامعة مدرن امروزی است و حاکی از پیشرفت قابل ملاحظهای در امر
بهداشت جهانی است و افزایش چالشها در قرن ۲۱، در بین کشورهای درحالتوسعه
و توسعهیافته به این مهم دامن زده است. در سال ۲۰۰۵ امید به زندگی در
کشورهایی چون ژاپن و فرانسه بیش از ۸۰ سال بوده است، حال آنکه امید به
زندگی در کشورهای درحالتوسعه روبهافزایش است. امروزه انتظار میرود یک
کودکی که در کشورهایی چون شیلی، کاستاریکا، جامائیکا، لبنان، سریلانکا و
یا تایلند بهدنیا میآید، بیش از ۷۰ سال زندگی کند.
۳. امید به زندگی در موقع تولد در میان کشورهایی که از نظر بهداشتی
متفاوت هستند، فرق میکند. بهعنوان مثال، در حالیکه ژاپن بالاترین امید
به زندگی (۲/۸۲ سال) را دارد، در چندین کشور افریقایی امید به زندگی به ۴۰
سال کاهش یافته است. ۴. تفاوت در سطح
بهداشت در بین کشورها کاملاً مشهود است. بهعنوان مثال، میتوان انتظار
داشت در ایالات متحد گروهی که وضعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری دارند از
گروهی که از نظر اجتماعی و اقتصادی در شرایط پایینتری بسر میبرند، ۲۰
سال طولانیتر زندگی کنند. ۵. انتظار
میرود در سال ۲۰۵۰ قریب به ۸۰% کل مرگها در سنین بیش از ۶۰ سال اتفاق
افتد. هزینههای بهداشتی با افزایش سن افزایش مییابد. به تعویق انداختن
مرگ سالمندان از طریق اتخاذ سیاستهای مناسب و سلامت سالمندان، موجبات
صرفهجویی در سیستم مراقبت بهداشتی را فراهم میکند.
۶. افراد سالمند سرمایهای برای دیگر افراد خانواده، اجتماع و اقتصاد
بهشمار میآیند. سرمایهگذاری در امر بهداشت در طول زندگی افراد فوایدی
را برای هر جامعه خواهد داشت. بعلاوه تغییر در رفتارهای مخاطرهآمیز
بهندرت میتواند دیر باشد. بهطوریکه اگر یک شخص در سنین ۶۰ تا ۷۵ ساله
سیگار را ترک نماید، خطر مرگ زودرس در وی حدوداً ۵۰% کاهش مییابد.
۷. مراقبتهای بهداشتی اولیه مؤثر برای ارتقاء سطح سلامت در افراد
مسن و پیشگیری از بیماریها و مدیریت بیماریها مزمن در بیماران آسیبپذیر
بسیار حیاتی است. دستوراتی برای مراقبت از افراد مسن در آموزشهای تخصصی
گنجانده شده است و این آموزشها بهدقت و صرف وقت زیادی نیاز دارد. سازمان
جهانی بهداشت از افراد دستاندرکار سیستم بهداشتی، که بدون توجه به
تخصصشان موضوعات سالمندی را دنبال کنند حمایت میکند.
۸. بلایا و شرایط اضطراری در افراد مسن بیشترین آسیبپذیری را
بهدنبال دارد. بهطور مثال بیشترین درصد کشندگی در کشور اندونزی که به
دنبال زلزله و طوفان (سونامی) اقیانوس هند در سال ۲۰۰۴ رخ داد در بین
افراد ۶۰ ساله و بالاتر بود. همچنین موج گرمای اروپا در سال ۲۰۰۳ در افراد
۷۰ سال و بالاتر تلفات قابل توجهی را در پی داشت. سیاست محافظت از افراد
مسن در شرایط اضطراری بهعنوان یک درخواست فوری مطرح میباشد.
۹. در افراد مسن افزایش خطر افتادن و صدماتی که بهدنبال آن پیش
میآید، بسیار جدّی است و هزینههای اقتصادی، بهداشتی و انسانی
قابلتوجهای را ایجاد میکند. در استرالیا، میانگین هزینهای را که سیستم
بهداشتی برای یک فرد صدمه دیده ۶۵ ساله و بالاتر متحمل شده است، ۳۶۱۱
دلار در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ بوده است. ۱۰.
همانطور که هرم سنّی و فعالیتهای اجتماعی تغییر مییابد، با افراد
مسنّی مواجه میشویم که به نوعی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند. سازمان
جهانی بهداشت تخمین زده است که در حدود ۴ تا ۶٪ افراد مسن در سطح دنیا
مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند. از جمله آنها میتوان به سوءاستفادههای
بدنی، روانی، عاطفی، مالی یا نادیده گرفتن آنها اشاره نمود. این نوع
سوءاستفادهها حقوق بشر را نقض میکند.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 17:57
مریم،
دانشآموز کلاس اول دبستان است. او میگوید: بابا بزرگ من خوشتیپترین
بابا بزرگ دنیاست. او موهای جو گندمی دارد. کفشهای براق واکسزده و شلوار
اتوکشیده می پوشد که هیچ وقت چروک نمیشود. هیچ وقت بوی بد نمیدهد و
همیشه لباسهایش تمیز است. او یک عطر خوشبو دارد که وقتی بویش را میشنوم
میفهمم که بابا بزرگ آمده است.سعید هم مادر بزرگ
خود را زیبا و دوست داشتنی توصیف میکند. او میگوید: گرچه مادر بزرگ من
به مادر بزرگهای قصهها زیاد شبیه نیست، اما خیلی دوستش دارم. او بیشتر
شبیه مادرم است. اصلا احساس نمیکنم او پیر و ناتوان است. این دانشآموز
راهنمایی میگوید: پدر بزرگم همیشه به من میگوید: پدر جان اگر بزرگ شدی و
قصد ازدواج داشتی یک زن بگیر مثل مادر بزرگت. من هیچ وقت او را ژولیده و
نامرتب ندیدهام.بابا بزرگ راست میگوید. مادر
بزرگ نمیگذارد رنگ موهایش زشت شود و همیشه به خودش میرسد. لباسهای قشنگ
میپوشد و همانطور که خانه را مرتب نگه میدارد خودش هم مرتب است. او یک
کارمند بازنشسته است و همیشه همینطور بوده و به این روش عادت دارد. او
زنی بسیار دوست داشتنی است.
ابر قهرمانهای خانواده
پدر بزرگها و مادر بزرگها الگوهای خانوادهاند. پیر شدن مجوزی برای رها کردن سر و شکل خود و نامرتب بودن نیست.
تصویری
که ما از مادر بزرگها و پدر بزرگهای خود در ذهن داریم تا ابد باقی
میماند و گاهی به شکل ابر قهرمان ما در ذهن کودکیمان تثبیت میشود. ما
از آنها الگو میگیریم و ناخودآگاه زندگی ما را شکل میدهند. پس چه بهتر
که سعی کنیم در همه مقاطع زندگی زنان و مردانی قوی و محکم و تمیز و مرتب و
جذاب و خوشتیپ باشیم. الگوهای دوست داشتنی برای بچهها و فرزندانمان.
طوری که آنها یک روز به پیر شدن افتخار کنند نه اینکه از آن بترسند.من
همیشه عاشق بوی عطری بودم که از داخل کمد چوبی مادر بزرگم میآمد و یادم
هست تا آخرین روزهای عمرش نگران مرتب بودن روسری و موها و لباسها و چادرش
بود.او همیشه در نظر من یک زن تمام عیار است. این تصویری است که از
بزرگترهایمان در ذهنمان میماند.
برای نوهها جذاب باشید
بسیار دیدهام بابا بزرگهایی را که ریشهای آنها بچههای کوچک را اذیت میکند و بچههایی که از بوسیده شدن فرار میکنند.یکی
میگوید: بابا بزرگ ریش سیخ سیخی دارد و آن یکی میگوید: دندانهای
مصنوعی مامان بزرگ ترسناک است. این یکی از مسواک نکردن بابا بزرگش شاکی
است و آن یکی از اینکه مامان بزرگ وقتی خیس عرق است او را میبوسد.می
توانید سر بچهها را ببوسید. همانطور که خودتان دوست ندارید کسی را که
بغل میکنید تا ببوسید بوی عرق بدهد یا صورتش خیس باشد بچهها هم دوست
ندارند. برای بوسیدن آنها دیر نمیشود. هر وقت آمادگی داشتید این کار را
بکنید، اما مراقب چهرهای که از خود در ذهن آنها میسازید، باشید. طلعت
زمانی، بانوی 75 سالهای است که دوست دارد همیشه مرتب باشد. او میگوید:
هر چقدر هم که پیر باشیم نباید خود را طوری درست کنیم که نوههایمان از
قیافه ما وحشت کنند. این وضعیت آنها را از پیری میترساند. من دوستی دارم
که میگذارد ابروهایش داخل چشمش بروند و ریشش لای گره روسریاش. میگوید
اگر صورتم را اصلاح و ابروهایم را مرتب کنم، مردم میخندند و از من گذشته
است. در حالی که مردم به دیدن قیافه ما هر جوری که همیشه است، عادت
میکنند و همان را به یاد میآورند. این کارها نظافت و مرتب بودن است و
خدا نیز دوست دارد بندههایش تمیز و مرتب باشند. آراستگی با بزک دوزک کردن
در سن سالمندی فرق دارد. مادر بزرگ باید طوری باشد که وقتی نوه او صورتش
را میبوسد یواشکی لبهایش را با پشت دست پاک نکند و وقتی میخواهد او را
بغل بگیرد، فرار نکند. ورزش یکی از رازهای سلامت
است. سعی کنید روزی نیم ساعت ورزش را ترک نکنید.تناسب اندام شما را سر
حال و زیبا نگه میدارد. مراقب تغذیه خود باشید و سلامت بخورید و بنوشید.خنده زیباترین زینت چهره شماست، آن را فراموش نکنید.لباسهای
کهنه خود را با وصله و پینه نگه ندارید. آنها را دور بیندازید و از
لباسهایی که به آنها لباس مهمانی میگویید در جمعهای خانوادگی استفاده
کنید. طوری لباس بپوشید که انگار همیشه قرار است به شما امتیاز بدهند. در
عین حال کفشها و لباسهای راحت و استاندارد انتخاب کنید. مثلا کفش پاشنه
بلند هر چقدر که جذاب باشد برای سلامت شما مناسب نیست.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 16:57
نگهداری از بیمار و سالمند، حکایت یک روز و دو روز نیست؛
باید هفتهها، ماهها و حتی سالها زندگیات را وقف بیمار کنی تا بهبودش
را به دست آورد. البته خیلیها هم چنین شرایطی ندارند و ناچار هستند از
بیمارشان مراقب کنند تا وضعش از آنچه هست بدتر نشود یا با همان وضع تا
پایان عمر زندگی را بگذراند.
نگه داری از سالمند سمیه. ک که
سالهاست از مادر پیرش نگهداری میکند، میگوید: این کار واقعا سخت است،
اما هر بار عصبانی و ناراحت میشوم، به خودم میگویم مادرم سالها برای من
زحمت کشیده و حالا وظیفه من است که از او نگهداری کنم. البته بعضیها
میگویند باید فکر کنم مادرم مثل یک بچه شده؛ اما بچه روز به روز بزرگتر
شده و نیازش به ما کمتر و شیرینزبانیهایش هم بیشتر میشود، در حالی که
در این نوع رابطه هیچوقت چنین دلخوشیهایی وجود ندارد. یکی
بچهای معلول دارد، دیگری از مادر پیرش نگهداری میکند و فردی با بیماری
همراه است که مشکلات روحی ـ روانی مزمن رنجش میدهد. خیلیها با دردسرهای
نگهداری از این افراد دست و پنجه نرم میکنند، اما نمیدانند چاره چیست و
چه کار باید کرد؟مهین. پ حدود ده سال از فرزند
معلولش نگهداری کرده، اما آنطور که میگوید دیگر توان و شرایطش را ندارد و
”‹ ناچار سراغ یکی از مراکز مخصوص نگهداری کودکان معلول رفته است. این
مادر 38 ساله از این که از فرزندش دور میشود، احساس بدی دارد ولی به هیچ
وجه دیگر قادر نیست به تنهایی از او نگهداری کند.دکتر
پروین ناظمی، روانشناس و مدرس دانشگاه در این زمینه میگوید: زمانی که
فرد مسئولیت نگهداری از بیمار یا سالمند و رسیدگی به کارهای او را بر عهده
داشته باشد یا حتی اطرافیانی که برای مدتی طولانی و به شکل مستمر با
بیمار در تماس هستند، دچار مشکلات متعددی خواهند شد؛ به همین دلیل این
افراد باید شیوههای صحیح رویارویی با مشکل را به منظور حل آن بشناسند و
از آنها کمک بگیرند.البته در بسیاری از کشورهای
پیشرفته نیز اولین کاری که در این زمینه انجام میشود، ارائه نکات آموزشی
صحیح به مراقبان و اطرافیان بیمار است تا آنها با شناخت کافی از عزیزانشان
نگهداری کنند.
پذیرش شرایط؛ اولین گام موفقیت همیشه
پذیرش شرایط ناخوشایند، سخت و دشوار است، اما متخصصان تاکید میکنند برای
کنارآمدن با این مسأله، ابتدا باید شرایط پیشآمده را بپذیرید و قبول
کنید بیمار یا سالمندی همراه شما”‹”‹ست که باید از او نگهداری کنید.گاهی
شاهدیم اطرافیان بیمار، وضعیت او را بدرستی درک نمیکنند و نمیپذیرند او
شرایطی متفاوت با افراد عادی دارد. در حالی که اگر چنین پذیرشی ایجاد
نشود، مسلما سازگاری هم به وجود نخواهد آمد و در نتیجه فرد نمیتواند خودش
را با شرایط پیشآمده منطبق کند.محبوبه. ع یکی از
این افراد است که نمیتواند بیماری همسرش را بپذیرد. همسر محبوبه حدود یک
سال پیش سکته مغزی کرده و اکنون کار چندانی از دستش ساخته نیست، اما او
میگوید: نمیتوانم زندگی را به تنهایی بگذرانم و اگر همسرم سلامتش را به
دست نیاورد، ادامه زندگی برایم ممکن نیست.محبوبه هر
شب و هر روز به جای این که به فکر حل مشکلاتش باشد، دائم با شکوه و گلایه
میگوید: چرا این اتفاق برای من پیش آمده است؟ چرا باید در این سن و سال،
همسرم را در این وضعیت ببینم؟در حالی که این
ناراحتی و شوک که منجر به احساس سردرگمی و آشفتگی مراقب هم میشود، به
نوعی مقاومتکردن در برابر پذیرش بیماری است و میتواند موجب استرس و
اضطراب فرد مراقب شده و وضعیت بیمار را هم بدتر کند.باید وضعیت بیمار یا سالمند را بخوبی درک کنید و بدانید توانایی انجام چه کارهایی را دارد و در چه اموری به کمک شما نیاز خواهد داشت.کاوه.
پ در این مورد میگوید: همسرم هیچوقت شرایط مرا درک نمیکرد و با وجود
این که بعد از بیماری، توانایی حرکت نداشتم همیشه از من میخواست به
کارهای بچهها رسیدگی کنم یا با او به خرید بروم. در آن شرایط، هم من و هم
همسرم تحت فشار زیادی قرار گرفته بودیم؛ چون او قبول نمیکرد بیماری من
واقعی است و نمیتوانم مانند فردی عادی، نیازهای زندگی را تامین کنم.به
گفته این روانشناس، نپذیرفتن واقعیت موجب ایجاد اضطراب میشود و اضطراب
هم میتواند ارتباط با بیمار را دچار مشکل کند و در نتیجه انتظاری که از
روند درمان و مراقبت داریم، برآورده نخواهد شد.
از دیگران کمک بگیرید همه چیز فقط
به بیمار مربوط نمیشود و لازم است اطرافیان هم مراقب رفتارهای خود
باشند؛ مثلا مراقبی که عصبانی یا وسواسی است و به شکل افراطی از بیمارش
حمایت میکند یا کسی که بیمار را به حال خودش رها کرده، همگی میتوانند
دردسرساز شوند.نکته: همه چیز فقط به بیمار مربوط
نمیشود و لازم است اطرافیان هم مراقب رفتارهای خود باشند؛ مثلا مراقبی
که عصبانی یا وسواسی است و به شکل افراطی از بیمارش حمایت میکند یا کسی
که بیمار را به حال خودش رها کرده، همگی میتوانند دردسرساز شوندمراقبان
باید بدانند در این شرایط هم میتوانند به زندگی عادیشان ادامه دهند و
فقط باید موقیعتشان را بدرستی بپذیرند و برای حل مشکلات تلاش کنند. در
این اوضاع، کمکگرفتن از متخصصان و کسب آموزشهای لازم نیز میتواند بسیار
موثر باشد؛ مثلا هنگامی که بیمار از خوردن دارو اجتناب میکند، میتوانید
به شیوههای مناسبی که متخصصان توصیه میکنند دارو را به او بخورانید تا
وضعیت روحی و جسمی او بدتر نشود.به استقلالشان احترام بگذارید بسیاری
از بیمارانی که برای انجامدادن کارهای روزمرهشان به دیگران نیازمندند،
دوست ندارند استقلال خود را از دست بدهند. بنابراین تا جایی که امکان دارد
باید اجازه دهید فرد بیمار یا سالمند خودش به کارها رسیدگی کند و فقط
زمانی باید به آنها کمک کنید که خودشان از شما میخواهند.به
عنوان نمونه در شرایطی خاص و برای برخی از بیماران، تغییرات و اختلالاتی
در روابط خانوادگی، اجتماعـی و شغلی فرد ایجاد میشود، اما هیچیک از این
بیماران دوست ندارند با چنین طرز فکری، استقلال خود را از دست بدهند و به
دیگران وابسته شوند. کسانی که دچار معلولیت هستند نیز همینطور فکر
میکنند و اصلا نمیخواهند برخورد نامناسبی از دیگران ببینند.
بیماران مبتلا به آلزایمر؛ معصوم و مهجور بیماریهای
مختلفی ممکن است برای فرد ایجاد شود و اطرافیانش را با مشکل مواجه سازد؛
معلولیتهای مختلف، بیماریهای روحی یا مشکلات نخاعی و حرکتی، اما در این
میان آلزایمر یکی از بیماریهایی است که هم دشواریهای خاص خودش را دارد و
هم تا حدی مهجور مانده است.با توجه به شیوع
روزافزون این بیماری نیز به نظر میرسد لازم است افراد اطلاعات کافی در
این زمینه کسب کنند. آن طور که مطالعات و آمار جهانی نشان میدهد در حال
حاضر در هر چهار ثانیه یک نفر دچار این بیماری میشود و با توجه به عوارض و
مشکلاتی که برای فرد، خانواده و اجتماع ایجاد خواهد کرد، لازم است آگاهی
افراد افزایش یابد.خانم حسینخان، مسئول آموزش
مراقبان و خانوادههای انجمن آلزایمر در گفتوگو با ”‹جامجم”‹ میگوید:
مراقبان بیماران مبتلا به آلزایمر با مشکلات متعددی روبهرو هستند که
میتوان آنها را به سه دسته اقتصادی و اجتماعی، جسمی و خلقی و عاطفی تقسیم
کرد.به گفته وی، یکی از ابتداییترین مشکلاتی که
برای مراقبان این افراد ایجاد خواهد شد، منزویشدن و تنهاماندن آنهاست. به
عنوان مثال، در بسیاری از شرایط فرد ناچار است برای مراقبت از بیمار،
کارش را رها کند و از طرفی، روابط خانوادگی آنها هم بسیار کم میشود؛ چون
عدهای چندان تمایل ندارند این بیماران را به مهمانیها دعوت کنند.به
گفته حسینخان، ناآشنایی و بیاطلاعی عموم افراد جامعه و همچنین
فراهمنبودن شرایط مناسب شهری، ازجمله مشکلاتی است که حضور مراقب را همراه
با بیمارش در جامعه دشوار میسازد. در ضمن، گاهی مسئولیت مراقبت از بیمار
فقط برعهده یکی از اعضای خانواده است و در نتیجه او با توجه به حجم زیاد
کارها نمیتواند بهراحتی در جامعه حاضر شود.وی با
اشاره به این که نبود سازمانها و مراکز حمایتی یکی دیگر از مشکلات جدی
مراقبان به حساب میآید، یادآور میشود: متأسفانه در حال حاضر در کشورما
آنطور که باید و شاید مراکز روزانه یا شبانهروزی توانبخشی و مراقبت از
بیماران وجود ندارد یا به دلیل هزینههای سنگین، خانوادهها از این شیوه
منصرف میشوند.حسینخان میافزاید: متأسفانه
آلزایمر به عنوان بیماری خاص شناخته نشده و تحت پوشش بیمه هم نیست که این
موضوع میتواند برای مراقبان دردسرساز شود. در کنار این مورد، مشکلات
اقتصادی ناشی از این بیماری را که بر خانواده تحمیل میشود نیز نباید
نادیده گرفت.وی با اشاره به بروز مشکلات جسمی برای
مراقبان توضیح میدهد: مراقبان با توجه به شرایط و وضعیت دشواری که در آن
قرار دارند، دائم تحت استرس بوده و در نتیجه مستعد ابتلا به بیماریهای
مختلفی هستند؛ از بیماریهای سادهای مانند سرماخوردگی تا بیماریهای مزمن
و جدی.البته تمام افرادی که مراقب فردی بیمار
هستند، دچار چنین مشکلاتی خواهند شد، ولی با توجه به این که آلزایمر
بیماری دوران سالمندی است و معمولا همسر بیمار نیز سن زیادی خواهد داشت،
اهمیت این موضوع بیشتر مشخص میشود.حسینخان
میافزاید: مراقبان از نظر روحی در معرض فشارهای مختلفی قرار دارند که
شاید بارزترین آنها را بتوان تجربه از دستدادن عزیزی دانست. در واقع، با
توجه به این که آلزایمر حافظه فرد را تحت تاثیر قرار میدهد، کمکم رابطه و
خاطرات مشترک مراقب و بیمار نیز از بین میرود و او از دستدادن فردی
عزیز را بتدریج و از نزدیک تجربه میکند.به گفته
وی، اطرافیان همیشه و باوجود مراقبتهای کامل و کافی، احساس عذاب وجدان
دارند و تصور میکنند آنطور که باید وظیفهشان را انجام ندادهاند. این
موضوع بویژه با پیشرفت بیماری تشدید میشود و حس بدتری به فرد مراقب
میدهد. علاوه بر این، قضاوتهای نادرست اطرافیان و بستگانی که از دور
شاهد ماجرا هستند نیز میتواند بر مشکلات بیفزاید.
راهکارهایی ساده برای بهبود شرایط کسب
اطلاعات و آگاهی درباره مشکلات بیماریهای مختلف بسیار مهم است و به همین
دلیل، اطرافیان بیمار حتما باید به شیوههای گوناگون درصدد این کار
باشند. علاوه بر این، به گفته حسینخان، خانوادهها باید سعی کنند با
پیوستن به گروههای مراقبان و مشورت با آنها، آموزشهای لازم را در این
مورد به دست آورند. دکتر ناظمی نیز تاکید میکند: برخی افراد تصور میکنند
پس از بروز بیماری، کاری از دستشان ساخته نیست و به همین دلیل مراجعه به
متخصص و کسب اطلاعات برای نگهداری از بیمار را چندان مهم نمیدانند؛ در
حالی که باید این باورهای غلط را کنار بگذاریم و اطلاعات مناسب را در مورد
هر بیماری کسب کنیم.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 15:56
بر
اثر تحلیل رفتن قوای جسمانی و ذهنی سالخوردگان، تنوع و کثرت مسایل در
سالخوردگی امری کاملاً طبیعی به نظر میرسد. از این رو، شاید هیچ دورهای
از زندگی مانند سالخوردگی پر مسأله و نگران کننده نباشد، به همین دلیل،
سالخوردگان برای سالم زیستن، به سازگاری فراوانی نیاز دارند و صد البته
نیازمند توجه و مراقبت بیشتری از جانب فرزندان نیز هستند.
والدین پیر در خانهی فرزندان
سالمندی
و پیر شدن و با روزگار ضعف هم آغوش گردیدن، یک جریان طبیعی و عمومی در
نظام آفرینش است. انسان نیز خواه ناخواه زندگی را از دوران کودکی و
ناتوانی آغاز کرده، مرحله جوانی و قدرتمندی را پشت سر می گذارد و به تدریج
با سختی های روزگار پیری و سالمندی دست به گریبان می شود. بر اثر تحلیل
رفتن قوای جسمانی و ذهنی سالخوردگان، تنوع و کثرت مسایل در سالخوردگی امری
کاملاً طبیعی به نظر میرسد.از این رو، شاید هیچ
دورهای از زندگی مانند سالخوردگی پر مسأله و نگران کننده نباشد، به همین
دلیل، سالخوردگان برای سالم زیستن، به سازگاری فراوانی نیاز دارند و صد
البته نیازمند توجه و مراقبت بیشتری از جانب فرزندان نیز هستند.لذا
با توجه به ماشینی شدن زندگی امروزی و افزایش مشغله های فرزندان
سالمندان، مشاهده می شود که برخی از فرزندان ترجیح می دهند که والدین خود
را درمنزل خود نگهداری کنند تا امکان توجه و رسیدگی به آنها بیشتر گردد.
برای مثال ممکن است زمانی فرا برسد که شما از والدین پیرتان دعوت کنید که
با هم زندگی کنید. هر چند این تصمیم ممکن است خیلی کارایی خوبی داشته باشد
اما می تواند برای هر یک از افراد خانواده توام با استرس باشد.
لذا برای به حداقل رساندن این استرسها توصیه می شود که:
**درباره
تمام چیزها به طور کامل و جامع صحبت کنید. احتمالا والدین شما عادت کرده
اند که به طور مستقل در منزل شخصی شان زندگی کنند و ممکن است آماده شدن و
هماهنگی برای زندگی زیر یک سقف مشترک با افرادی که توقعات و کارهای روزمره
خودشان را دارند دشوار باشد.
**قبل
از جابجایی آنها درباره تمام مشکلاتی که احتمال می دهید بروز کند با هم
حرف بزنید، یک فضای احترام متقابل ایجاد کنید و سعی کنید به یک مصالحه دست
یابید که برای تمام اعضای خانواده قابل استفاده و کارایی باشد.
**با
ادب و نزاکت کامل قوانین خانه را به طور کاملا شفاف مقرر کنید و بر روی
مسئولیتهای هر کس و محدودیت هایش در منزل توافق کنید. هر خانواده ای هویت
خودش را دارد و اضافه کردن والدین پیر به این مجموعه گاهی اوقات باعث به
هم ریختن هماهنگی خانواده به طور کلی می شود حتی اگر در این کار حساسیت و
مراقبت بسیار زیادی به خرج دهید.
**چنانچه هنوز فرزندانتان با شما زندگی می کنند و راهی خانه بخت نشده اند،
آنها را هم در نظر بگیرید. هنگامی که پدربزرگ و مادربزرگ به خانواده
اضافه می شوند ممکن است هماهنگ شدن با شرایط جدید برای فرزندان و جوانان
دشوارتر باشد پس بهتر است برای هر یک از اعضای خانواده محدودیتها و
قوانینی که بتواند در عین حال با آنها کارهایش را انجام دهد مقرر کنید.
لازم است که فرزندانتان نسبت به پدر و مادربزرگشان با ملاحظه باشند.
**اطمینان
حاصل کنید که هر یک از اعضای خانه آزادی و فضای شخصی خود را دارند. این
می تواند شامل افزودن یک سوییت مجزا به منزل تان،نصب یک دستشویی اضافی و
یا حتی بازچیدن مجدد منزل تان باشد. هر چند والدین تان دیگر در منزل شخصی
شان زندگی نمی کنند اما هنوز هم آنها خواهان فضایی برای خودشان و داشتن
مقداری ساعات شخصی و خصوصی هستند.
**مشخص کنید که هر چیزی باید کجا باشد. ممکن است عادی و غیر مهم به نظر
برسد اما این طور نیست. والدین تان به وسیله اسباب اثاثیه و اموال و
دارایی هایشان طی سالها احاطه شده اند. شاید لازم باشد چیزهایی فروخته
شود، به اقوام داده شود و یا در انباری نگهداری شود.
**یک
بودجه تنظیم و تدبیر کنید. آیا والدین تان با بخشی از حقوق بازنشستگی شان
در مخارج زندگی سهیم هستند یا شما باید تمام هزینه ها را بپردازید. **هرگز از پیش فرض به ویژه در مسایل مالی استفاده نکنید. درباره موقعیت و شرایط دروقت مناسبش بحث کنید.
اگر
والدین علاقمند به انجام کارهای منزل هستند و توانایی اش را دارند به
انها اجازه این کار را بدهید خیلی از بزرگترها ارزش و اعتبارشان را به
مفید بودن شان گره می زنند و چنانچه تمام یا بخش مهمی از وظایف روزمره شان
توسط یک نفر دیگر انجام شود به لحاظ عاطفی و روانی صدمه می بینند.
**والدین تان را تشویق کنید که استقلال شان را حفظ کنند و فعال بمانند. این کار می تواند باعث سلامت جسمانی و روانی تان شود.
**صبور باشید. هماهمنگ شدن با شرایط جدید برای اعضای خانواده کمی وقت گیر است.
هشدارها و نکات
**سعی
کنید برنامه های مرتب گفتگوی خانوادگی داشته باشید که هر کس بتواند
درباره مسایل و مشکلاتش و یا مشکلات احتمالی با دیگران حرف بزند. گاهی
اوقات ساده تر است که درباره موضوعات دشوار وقتی که همه حضور دارند و در
یک فضای گفتگو حرف بزنند.
**اگر
والدین تان مشکلات جسمانی دارند یک سیستم تماس اورژانسی درست کنید و
مطمئن شوید که همه اعضای خانواده با ان آشنا هستند. این سیستم می تواند یک
زنگ اضطراری در حمام، دستشویی و یا اتاق خواب باشد و یا یک دستگاه تلفن
موبایل ویا یک سیستم پیجر باشد.
**
ملاحظات ایمنی برای بچه ها و کم سن ترها را هم در نظر بگیرید. مطمئن شوید
که والدینتان بچه ها را با داروها و بطریهای غیر امن برای بچه ها تنها
نمی گذارند. همچنین مطمئن باشید که بچه ها اسباب بازی ها را روی پله ها و
یا در مسیر رفت و آمد سالمندتان رها نمی کنند.
مراقبت
از افراد مسن مستلزم صرف وقت و انرژی زیاد است لازم است زمان کافی برای
خودتان و همسر و فرزندانتان هم اختصاص دهید. اگر حس می کنید که در
مسئولیتهای خانوادگی غرق شده اید برای کمک گرفتن از یک نفر و یا یک گردش
یک روزه برنامه ریزی کنید.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 14:56