مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چگونه در زندگی امروزه به آرامش برسیم؟



این روزها زندگی انسان‌ها با استرس و تنش زیادی همراه شده و به نظر می‌رسد همه افراد، زندگی پر از استرسی را تجربه می‌کنند. برای همین هم خیلی‌ها به خودشان حق می‌دهند عصبانی باشند و فریاد بکشند یا شکایت‌ها و اعتراض‌های‌شان را براحتی به زبان بیاورند. با وجود این، متخصصان و روان‌شناسان می‌گویند شکایت کردن‌های دائمی و همیشگی می‌تواند تاثیری منفی بر سلامت جسم و روح ما بگذارد. همچنین با در پیش گرفتن چنین رفتاری، احساس غم و اندوه هم در زندگی‌مان افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، استرس و تنش‌های منفی زندگی، عاملی است که می‌تواند احتمال بروز بیماری‌های جسمی مانند دیابت، آسم، سردرد و دردهای مفاصل را افزایش دهد و روح و روان‌مان را هم دچار مشکل ‌سازد اما اگر می‌خواهید هیچ وقت با چنین عوارضی روبرو نشوید و مشکلات جسمی و روحی برای شما پیش نیاید، باید بیاموزید جلوی شکایت‌های بی‌فایده‌ را در زندگی‌تان بگیرید و خیلی ابراز نارضایتی نکنید. برای رسیدن به آرامش می‌توانید از شیوه‌های زیر​کمک بگیرید:

1. نگرش‌تان را تغییر دهید و مثبت‌نگر شوید

اولین قدم برای تغییر روحیه، تغییر شیوه تفکر و طرز فکرتان است. البته ایجاد چنین تغییری در عمل بسیار سخت‌تر از چیزی است که گفته می‌شود ولی مسلما ممکن است و می‌توان این تغییر را در زندگی ایجاد کرد. به عنوان نمونه خوب است به خودتان یادآوری کنید زندگی هیچ وقت کامل و عالی نیست. پس شرایط زندگی را همانطور که هست بپذیرید و پیش بروید. هر وقت هم که مانعی سر راه‌تان قرار گرفت و شما را از ادامه راه بازداشت، با خودتان بگویید همه افراد در زندگی‌شان با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌شوند و شما تنها نیستید.

2. خودتان را با شرایط هماهنگ کنید

در حقیقت، تنها چیزی که با اطمینان می‌توان در مورد زندگی گفت، اینست که هیچ اتفاق و شرایطی برای همیشه باقی نمی‌‌ماند و همه چیز در طول زندگی در حال تغییر است. پس شما هم منتظر تغییر باشید و در اتفاقات ناخوشایند زندگی باقی نمانید. بعضی از شرایطی که برای ما پیش می‌آید و اتفاقاتی که ممکن است آنها را در طول زندگی‌مان تجربه کنیم، می‌تواند بسیار تلخ و آزاردهنده باشد اما نباید با آن احساسات به زندگی ادامه دهید. وقتی ناراحت هستید، ناراحتی‌تان را نشان دهید و هرطور که دوست دارید، سوگواری کنید اما اجازه ندهید این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. پذیرش شرایط موجود یکی از بهترین شیوه‌ها برای کاهش درد و غصه است و می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.

3. گذشته قابل تغییر نیست و نگرانی برای آینده هم کاری بیهوده به حساب می‌آید

پس فکر کردن درباره اتفاقات گذشته یا آینده فقط کاری بی‌دلیل و خسته‌کننده است که زمان را از شما می‌‌گیرد. به جای این کار، در حال زندگی کنید و فقط به اتفاقاتی که در حال حاضر در زندگی شما وجود دارد، بیندیشید. در این میان باید افکار منفی را تشخیص دهید و مثبت‌ها را جایگزین آنها کنید. مثلا زمانی که ساعت‌تان زنگ می‌زند و مجبورید از خواب بیدار شوید، به جای این‌که با ناله و ناراحتی از این وضع شکایت کنید به این موضوع فکر کنید که در یک روز تازه، چه کارهای جدیدی قرار است انجام شود و چقدر در زندگی‌تان پیشرفت خواهید کرد. شاید این حرف‌ها را بارها شنیده باشید اما یکبار اطمینان کنید و موقعیت‌های مختلف زندگی را همانطور که هست، بپذیرید تا نتیجه کار را خودتان ببینید.

4. مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید

وقتی می‌گویند باید عادت شکایت کردن از دیگران یا ایراد گرفتن از اتفاقات بد زندگی را کنار گذاشت و آن را ترک کرد، منظور این نیست که نظر خودتان را فراموش کنید و فقط به خواسته‌های دیگران اهمیت دهید. بلکه برعکس، باید مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید. به این معنی که لازم است نیازهای خود را با اطرافیان‌تان در میان بگذارید و بگویید هر یک از این نیازها به چه صورت تامین می‌شود. علاوه بر این، باید با اعتماد به نفس کامل زندگی کنید و این اعتماد به نفس را در همه حرکات و رفتارهایتان هم نشان دهید. شیوه ایستادن، حرف زدن، راه رفتن، نگاه کردن به دیگران، دست دادن با همکاران و... همگی می‌تواند نشان‌دهنده اعتماد به نفس و آرامش شما باشد.

5. خیلی قضاوت نکنید، نه در مورد خودتان و نه درباره دیگران

هر کسی ممکن است اشتباه کند و برای همین کسانی که خیلی ایراد می‌گیرند و به فکر پیدا کردن نقاط ضعف دیگران هستند، بیشتر به شکایت و گله روی


می‌آورند. پس لغاتی مانند بهتر بود، باید، نباید و... را از دایره واژگان‌تان حذف کنید و تاجایی که می‌توانید آنها را به کار نبرید.

کاهش اضطراب بیماران آلزایمری با داروی افسردگی




نتایج یک مطالعه آزمایشگاهی نشان داد مصرف داروی افسردگی «سیتالوپرام» در کاهش اضطراب بیماران آلزایمری موثر است.


سیتالوپرام از قابلیت کاهش اضطراب و تشویش در این بیماران برخوردار است اما از سوی دیگر عوارض جانبی دارد و تاحدودی توان ادراکی فرد را پایین می‌آورد و در افزایش خطر سکته قلبی نیز موثر است.


متخصصان دانشگاه «جانز هاپکینز» بر اساس بررسی‌های خود اظهار داشتند: سیتالوپرام که داروی پرمصرف افسردگی به حساب می‌آید نسبت به دیگر داروهای ضدروانپریشی که برای درمان بیماران آلزایمری تجویز می‌شوند، کم خطرتر است.


داروهای ضدروانپریشی اغلب به عنوان اولین دارو در درمان اضطراب ناشی از آلزایمر مورد استفاده دارند اما به طور قابل توجهی خطر سکته مغزی، قلبی و مرگ ناشی از مصرف آن را افزایش می‌دهد.

در این بررسی 186 مبتلا به آلزایمر در یک مطالعه‌ 9 هفته‌ای به دو گروه تقسیم شدند. نیمی از آنان روزانه 30 میلی‌گرم داروی سیتالوپرام و نیمی دیگر از یک دارونما مصرف کردند.

نتایج آزمایش‌ها نشان داد حدود 40 درصد از بیمارانی که از داروی سیتالوپرام مصرف کرده بودند، اضطراب‌شان به میزان قابل‌توجهی بهبود پیدا کرد در حالی که این آمار در گروه دیگر 26 درصد بوده است.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری شینهوا، متخصصان همچنین در نظر دارند در تحقیقی دیگر تاثیر مصرف دوز پایین این دارو برای کاهش اضطراب در بیماران آلزایمری را با هدف کاهش عوارض جانبی آن بررسی کنند.

اختلالات خواب باعث تشدید سردردهای تنشی



یک متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه اغلب شکایت‌های سردرد تنشی به شکل نوار پهنی گرداگرد سر بروز می‌کند، گفت: حساسیت عضلات از علایم مشخصه سردردهای تنشی است.


دکتر داریوش نسبی تهرانی، با اشاره به اینکه سردرد تنشی نوعی اختلال دستگاه عصبی است که در آن، استعداد خاصی به حملات سردرد وجود دارد، گفت: دردها اغلب با علائم مختص خود با شدت خفیف تا متوسط بروز می‌کند.


وی با تاکید بر اینکه شناسایی و مراقبت از بیماران در بکارگیری انواع روش‌های درمانی اهمیت دارد، گفت: بیمارانی که حملات سردرد آنها از نوع غیرمتناوب و مختصر است، درصدد روش‌های درمانی جهت بهبود برنمی‌آیند. هر چه میزان دفعات حملات زیادتر باشد بر شدت وخامت آن نیز افزوده شده و بیمار به پزشک مراجعه می‌کند.


نسبی تهرانی در خصوص علایم سردرد تنشی گفت: سردرد تنشی به صورت یک سفتی و کشیدگی عضلانی، با شدت خفیف تا متوسط و در دو سمت پیشانی بروز می‌کند که ساعت‌ها و گاهی تا روزها به طول می‌انجامد که با علایم عمومی یا عصبی همراه نیست.

این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به اینکه اکثر بیماران می توانند محل و گستره درد خود را توصیف کنند، گفت: اغلب شکایت‌های سردرد به شکل نوار پهنی گرداگرد سر است.

وی افزود: تمایز دقیق بین سردرد تنشی از انواعِ دیگرِ سردرد، به خصوص نوع میگرنی یا سردرد ناشی از اختلالات مربوط به گردن، نیازمند بررسی دقیق توسط پزشک است.

نسبی تهرانی با اشاره به اینکه در هر دو نوع سردرد تنشی و میگرن، انواع مزمن نیز دیده می‌شوند، یادآور شد: به تدریج که تناوب سردردها بیشتر می‌شود، سردردهای میگرنی نیز وجوه مشخصه متمایزکننده خود را از دست می‌دهند و شدت آنها کاهش می‌ یابد.

وی با تاکید بر اینکه حساسیت عضلات ناحیه سر نشانه سردردهای تنشی است، گفت: حساسیت عضلانی که در سردرد تنشی دیده می‌شود، ممکن است به عضلات گردن نیز سرایت کند و پزشک و بیمار را به این ظن دچار سازد که منشا سردردها را نوعی اختلال در گردن تصور کند.

این متخصص مغز و اعصاب تصریح کرد: درمان مناسب برای سردرد تنشی، شامل یک درمان حاد برای هر حمله و یک درمان پیشگیرانه برای کاستن از شمار حملاتی است که امکان دارد اتفاق بیفتد.

وی گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده، پیش‌آگهی سردردهای تنشی در عموم جمعیت، خوب است، 45 درصد از بزرگسالانی که به سردرد تنشی دچار شده‌اند (از نوع مزمن یا متناوب) در مدت 3 سال بهبود یافته‌اند ولی در 39 درصد افراد، سردردهای متناوب ادامه می یابد.

نسبی تهرانی با بیان اینکه این نوع سردردها در اثر اختلالات خواب تشدید می‌شود، گفت: سن بالاتر و عدم وجود سردرد تنشی از نوع مزمن در افرادی که نیاز به ملاحظات طبی و اقدامات حمایتی متخصصان سردرد پیدا کرده‌اند، نیازمند درمان‌های حمایتی است.

اثرگذاری عوامل ژنتیکی و محیطی بر ابتلا به بیماری ام‌اس

سرپرست دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان با اشاره به شیوع بیماری ام‌اس در برخی مناطق جغرافیایی و همچنین خانواده‌ها گفت: این دلایل بر موثر بودن، عوامل ژنتیکی و محیطی در ابتلا به بیماری صحه می‌گذارد.



علیرضا بیگلری ظهر امروز در همایش شکوه مهربانی که توسط انجمن حمایت از بیماری ام‌اس استان زنجان و برای کمک به احداث کلینیک تخصصی برای این بیماران برگزار شد، اظهار داشت: دلایل ابتلا به بیماری ام‌اس در حال حاضر ناشناخته است.
وی با اشاره به شیوع بیماری ام، اس در برخی مناطق جغرافیایی و همچنین خانواده‌ها تصریح کرد: این دلایل بر موثر بودن، عوامل ژنتیکی و محیطی در ابتلا به بیماری صحه می‌گذارد.
سرپرست دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان با تاکید بر ناشناخته بودن دلایل ابتلا به بیماری ام،اس اضافه کرد: این عدم شناخت درمان قطعی آن را ناممکن کرده است.
این مسئول با اشاره به تحقیقات گسترده در حال انجام در مورد بیماری ام، اس از جمله متخصصان ایرانی ابراز داشت: بدون شک این بیماری در آینده نه چندان دور به صورت قطعی درمان‌پذیر می‌شود.
بیگلری بر تاثیر گذار بودن حمایت روانی بر درمان یا حداقل کاهش مشکلات ناشی از ابتلا به هر نوع بیماری از جمله ام، اس، ادامه داد: از این رو است که بیماری ام، اسی به همراه متخصص اعصاب به روانپزشک هم نیاز دارد.
وی جمع کردن نیازهای درمانی مبتلایان به بیماری ام، اس را از جمله دلایل احداث کلینیک تخصصی ام، اس دانست و گفت: بیمار مبتلا به ام، اس باید بتواند از تخصص‌های مورد نیاز در یک محیط بهره‌مند شود چرا که برای تردد مشکلاتی دارد.
سرپرست دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان با امیدوارانه توصیف کردن فعالیت انجمن‌های خیریه متعدد در شهر زنجان تاکید کرد: این انجمن و نوع فعالیت آنها موجب شده است که این شهر مرجع مراجعه بیماران از سایر نقاط کشور به آن شود که جای امیدواری است.
این مسئول به شهت زنجان به شهر شور و شعور حسینی اشاره کرد و افزود: این شهرت موجب تبلور نوعی حمایت معنوی برای نیازمندان از جمله بیماران مبتلا به برخی بیماری‌های خاص می‌شود.
بیگلری با اشاره به توصیه و امید خود به فعالان انجمن‌های خیریه برای بزرگ دیدن ابعاد اقدامات حمایتی از بیماران خاطرنشان کرد: اقدامات انجام شده در این بخش‌ها باید بزرگ‌تر از جمعیت و نیاز شهر زنجان دیده شود تا مرجع مراجعه دیگر نیازمندان هم قرار گیرد.
وی با تقدیر از خیران زنجانی برای حمایت از اقدامات خیرخواهانه گفت: با اینگونه اقدامات است که لب‌های دعاگو تبدیل به دست‌های یاری رسان می‌شود.

روانشناسی و ماهیت ارتباط در آن

نکات کلیدی
ماهیت ارتباط: (1)
ارتباط، زمانی برقرار می شود که اطلاعات از جایی به جای دیگر منتقل شود. ارتباط می تواند از طریق هر یک از دستگاه های حسی منتقل شود، و هر یک دستگاه حسی خاص یا جنبه ای از یک دستگاه حسی که اطلاعات را حمل می کند، کانال ارتباطی نامیده می شود.
ارتباط غیر کلامی: (2)
گفتار، با ارتباط های غیرکلامی که از طریق کانال های شنیداری و دیداری رخ می دهد، همراه می شود. نشانه های غیرکلامی به پیشبرد روند یک گفت و گو کمک می کنند؛ و در صورت همراه نبودن رفتارهای غیرکلامی، گفتار به خوبی فهمیده نمی شود.

بیان (ابزار) هیجانات: (3)
بنابر نظریه هیجان، هیجانات "پایه" در تمام فرهنگ ها، دارای تظاهرات چهره ای مشابهی هستند. ما برای انتقال هیجان ها، نگرش ها، انگیزه ها، یا گرایش های کنشی خود به دیگران، رفتار چهره ای خویش را مدیریت می کنیم. رفتاری که ما در یک موقعیت خاص بروز می دهیم، به وسیله قواعد نمایش تعیین می شود.
فریبکاری: (4)
فریبکاری، عبارت است از این که فرد قصد فریب دادن دیگری را داشته باشد. تشخیص دروغ برای مشاهده گران، بدون استفاده از ابزار، بسیار دشوار است؛ زیرا افراد در مورد نشانه هایی که هیجانات را آشکار می کنند، باورهای مشترکی دارند؛ ولی بیشتر این نشانه ها، در واقعیت دروغگویی همراه نیستند. ماشین های دروغ سنج (پلیگراف ها) تغییرات فیزیولوژیکی را که انتظار می رود با دروغگویی همراه باشند، ثبت می کنند. این دستگاه دروغگویی را بیش از حد اتفاق تشخیص می دهند؛ اما مثبت های کاذب (5) فراوانی را ایجاد می نمایند.
ماهیت ارتباط
ارتباط، زمانی حاصل می شود که اطلاعات از یک مکان به مکان دیگر منتقل شود.
در بحث ما، یک ارگانیزم فرستنده (6) و یک ارگانیزم گیرنده (7) در برقراری ارتباط دخالت دارند. در پدیده ی ارتباط، قصدمندی (8) ضرورت ندارد؛ یعنی لزومی ندارد که ارگانیزم فرستنده، انتقال پیامی را مدنظر داشته باشد یا از انتقال پیام آگاه باشد. همچنین لازم نیست که ارگانیزم گیرنده، دریافت پیام را قصد کرده باشد و یا حتی از دریافت آن آگاه باشد. زمانی که رفتار یک ارگانیزم تحت تأثیر رفتار ارگانیزم دیگر قرار می گیرد، ارتباط برقرار شده است. برای مثال، همان طور که فان فریش (9) بیان می کند، "رقص دم (10)" زنبورهای عسل، جهت و مسافت منبع شهد را به سایر زنبورهای کارگر نشان می دهد؛ چرا که زنبورهای کارگر دقیقاً به سوی منبع شهد پرواز می کنند.
[بدین ترتیب] با کنار گذاشتن موضوع "دخالت قصد در انتقال پیام"، استدلال می کنیم که ارگانیزم فرستنده، به محرک هایی در محیط اجتماعی یا طبیعی پاسخ می دهد که رفتار ارتباطی را برمی انگیزانند. این علایم به طور اختصاصی، برای ایجاد ارتباط میان اعضای یک گونه تکامل یافته اند، و علت شکل گرفتن آن ها این است که امکان تداوم نسل افراد گونه را فراهم سازند. این علایم ممکن است زنجیره ی پیچیده ای از رفتار باشند، که آن ها را رفتارهای آیینی (11) می نامند؛ بنابراین ما در مورد آیین های عشقبازی در انتخاب جفت یا پرخاشگری آیینی که بدون وارد آوردن آسیب به حیوانات، در جهت حفظ سلسله مراتب قدرت عمل می کند، صحبت می کنیم. البته آگاهی و قصدمندی، خود دارای مزایای تکاملی هستند.
ارتباط می تواند از طریق هر یک از دستگاه های حسی برقرار شود. یک دستگاه حسی خاص یا جنبه ای از یک دستگاه حسی که اطلاعات را انتقال می دهد، کانال ارتباطی نامیده می شود. به این ترتیب، زبان یک وسیله برقراری ارتباط است که پیام ارگانیزم فرستنده را از طریق کانال های شنیداری (در گفتار) یا دیداری (در نوشتار) به ارگانیزم گیرنده منتقل کند.
ارتباط غیرکلامی (12)
گفتار - بنا به تعریف - عبارت است از کاربرد زبان در ارتباطات؛ ولی وقتی با ارتباط های غیرکلامی همراه می شود کانال های شنیداری و بینایی را نیز در برمی گیرد. علایم غیر کلامی، در گفتار کارکردهای متعددی دارند. آن ها در جریان یک مکالمه نقش مؤثری ایفا می کنند. برای مثال، ما ممکن است با استفاده از الگوی بالا بردن آهنگ کلام (یک کانال فرازبانی (13))، با کج کردن سر (وضعیت بدن (14)) و با تمرکز چشم ها روی دیگری (خیره شدن (15)) نشان دهیم که در حال بیان یک جمله ی پرسشی هستیم. خیره شدن، به ویژه در تنظیم گردش مکالمه میان دو نفر، نقش مهمی دارد. هنگامی که سخن ما به درازا می کشد، معمولاً نگاه خود را از دیگری برمی داریم، و زمانی که به پایان سخن خود نزدیک می شویم مجدداً نگاه خود را متوجه وی می کنیم. تماس چشمی می تواند علامتی باشد بر این که ما به پایان سخن خود نزدیک می شویم و آماده ایم تا "رشته سخن را به دست دیگری بسپاریم (16)". از آن جا که توجه دیداری به صورت انتخابی، به دید کانونی بستگی دارد، اگر بخواهیم واکنش دیگران به کلام خود را ارزیابی کنیم، لازم است نگاه خود را بر آن ها - خصوصاً بر چهره آن ها - متمرکز کنیم؛ چرا که چهره، یکی از منابع غنی اطلاعات غیرکلامی است.
گفتار، بدون توجه به رفتار غیرکلامی همراه آن، به طور مناسب فهمیده نمی شود. برای مثال، تن صدایی که با آن یک جمله ساده مثل "هوای این جا سرد است" را اظهار می کنیم، می تواند نگرش های کلی ما (مانند برتری یا ضعف) یا انگیزه های اختصاصی تر (مثل سرزنش، تصمیم به اصلاح موقعیت) یا تمایل به تماس جسمی را منتقل کند. این معانی به وسیله دیگر کانال های غیر کلامی، مثل خیره شدن (برگرداندن یا تمرکز نگاه)، تظاهرات چهره ای (17)، ایما و اشاره ی بدنی (18)، تماس (19)، نزدیک تر یا دورتر شدن (مجاورت (20)) و یا وضعیت بدنی (21) شرح داده می شود. همچنین ارتباط غیرکلامی در میان انسان ها در غیبت گفتار نیز برقرار می شود و زمینه ساز انتقال دامنه ی وسیعی از نگرش ها، احساسات و مقاصد رفتاری است. در واقع، محتوای کلامی یک سخن ممکن است کاملاً نامربوط باشد. در مثال بالا، هوا ممکن است به هیچ وجه سرد نباشد.
بیان (ابزار) هیجانات
رفتارهای غیرکلامی - خصوصاً تظاهرات چهره ای - در فهم هیجانات اهمیت فراوانی دارند. بسیاری از نظریه پردازان هیجان معتقدند که تعداد محدودی از هیجانات پایه (22) یا بنیادین وجود دارند. دلیل غالب بر این فرض - همان طور که تحقیقات پاول اکمن (23) و کارول ایزارد (24) نشان داده اند - این است که تظاهرات چهره ای بعضی از هیجانات در تمام فرهنگ ها مشابه اند، و از این جهت آن ها را پایه می شمارند که گویا به طور فطری برنامه ریزی شده اند.
بر اساس نظر برخی از مؤلفان، ارتباط میان حرکات چهره با هیجانات خاص نشان می دهد که آیا آن ها به راستی ابراز می شوند و یا این که تنها بازنمودی(25) از وضعیت هیجانی خاص درونی شخص را ارائه می کنند؛ ولی در هر صورت، این موضوع روشن است که ما رفتار چهره ای خود را مدیریت می کنیم؛ به گونه ای که می توان آن را مدیریت برداشت ها یا فریبکاری (در ادامه می آید) نامید. از تحلیل علایم دیگر چنین برمی آید که در مورد رفتار چهره ای، مناسب تر است که آن ها را منتقل کننده ی هیجانات (یا نگرش ها، انگیزه ها یا گرایش های رفتاری) بدانیم، نه این که آن ها را ابراز (26) هیجانات به شمار آوریم. روشن است که راه های عصبی کنترل کننده ی تظاهرات چهره ای خودانگیخته(27)، با مسیرهایی که رفتار چهره ای ارادی (28) را کنترل می کنند، متفاوتند. گویا رفتار ما در یک موقعیت خاص که آمیزه ای از رفتار ارادی و رفتار خودانگیخته ی (غیر ارادی) برنامه ریزی شده است، بر اثر مجموعه ای از قواعد نمایش پدید می آید. همین قواعد که مشخص می کنند کدام فرد، در چه موقعیتی، نسبت به چه کسی، چه هیجانی را از خود بروز می دهد. مفهوم قواعد نمایش تاکنون، فراتر از انتظارات عمومی (حتی کلیشه ای) در فرهنگ ها و موقعیت های مختلف توضیح داده نشده است. این مسأله قطعی است که تظاهرات چهره ای و دیگر تظاهرات غیرکلامی، در سطوحی به مراتب اختصاصی تر از این مدیریت می شوند؛ به گونه ای که ما در عمل، هر تعاملی را بر اساس ویژگی های مختلفی مانند موقعیت، جنسیت، سن، روابط و نیز اهداف شناخته شده یا ادراک شده، انتظاراتی که از یک تعامل می رود و مشاهده گران ارزیابی می کنیم.
فریبکاری (29)
علایم خاصی را که برای گمراه کردن حیوانات دیگر فرستاده می شود، می توان تحت عنوان فریبکاری طبقه بندی کرد. برای مثال، بعضی از گونه های پرندگان، زمانی که آشیانه شان را یک حیوان شکارگر تهدید می کند، طوری رفتار می کنند که گویا نمی توانند پرواز کنند؛ گاهی اوقات این نحوه رفتار، توجه شکارگر را از جوجه های آنان منحرف می کند. البته استفاده از تعبیر فریبکاری، برای توجیه رفتار پرنده در برابر جانور شکارگر است؛ زیرا [این] تعبیر، تلویحاً به قصدمندی اشاره دارد؛ در حالی که چنین رفتاری از حیوان ممکن است تنها یک پاسخ خودکار به یک محرک خاص باشد. [اما] مفهوم فریبکاری زمانی در معنای حقیقی خود به کار رفته است که قصد فریب دادن در کار باشد.
تشخیص دروغ، بدون استفاده از ابزارهای خاص، دشوار است. بر مبنای بعضی از تحقیقات، تنها 45 تا 60 درصد دروغ ها تشخیص داده می شوند، و وضعیت "متخصصان" (مثل نیروی پلیس و مأموران گمرک) از این نظر بهتر از دیگران نیست؛ هر چند آن ها اغلب خود را موفق می دانند (همبستگی فریبنده). باورهای افراد در مورد نشانه های کلامی و غیر کلامی آشکارکننده هیجانات، مشابه است؛ ولی این نشانه ها، معمولاً نشانه هایی نیستند که با دروغگویی مرتبط باشند (به جدول 1 مراجعه شود). برای مثال، ما معتقدیم شخصی که دروغ می گوید، از تماس چشمی پرهیز می کند؛ در حالی که دروغگویی در واقع با تماس چشمی بیشتر ارتباط دارد.
جدول 1. باور عمومی درباره نشانه های فریبکاری و نشانه های واقعی آن
رفتار باور افراد آنچه در جریان دروغگویی رخ می دهد
نشانه های دیداری غیر کلامی دیداری
تماس چشمی کاهش تفاوت ندارد؟
تبسم افزایش تفاوت ندارد
لمس کردن خود افزایش تفاوت ندارد؟
پلک زدن
افزایش
وول خوردن (دلواپسی) افزایش تفاوت ندارد
گشادی مردمک
افزایش
ایما و اشاره بدنی افزایش؟ تفاوت ندارد
حرکات قدم ها و کل پا افزایش کاهش
حرکات بازو و دست افزایش کاهش
حرکات سر تفاوت ندارد؟ تفاوت ندارد
نشانه های فرازبانی
گفتار تردیدآمیز افزایش افزایش
خطاهای گفتاری افزایش افزایش
تن صدا بالاتر بالاتر
سرعت تکلم کندتر تفاوت ندارد / کندتر؟
مدت گفت و گو تفاوت ندارد کوتاه تر
تأخیر قبل از شروع طولانی تر کوتاه تر؟
نشانه های کلامی
اظهار نظرهای منفی
افزایش
محتوای نامربوط
افزایش
بیان غیرمستقیم
افزایش
اشاره به خود
تفاوت ندارد

نتیجه تحقیقات: در هیچ موردی توافق کامل وجود ندارد؛ مواردی که در آن تردید بیشتری وجود دارد با علامت « »؟ مشخص شده اند. جای خالی، نشان دهنده ی آن است که در آن مورد، هیچ تحقیقی صورت نگرفته است یا تحقیاقت انجام گرفته،‌ اندک اند. توجه داشته باشید که بیشتر تحقیقاتی که در مورد نشانه های واقعی صورت گرفته است، از تکالیف آزمایشگاهی نسبتاً کم اهمیتی بهره برده اند، در حالی که بررسی های مربوط به نافذ عمومی درباره ی نشانه ها، عمدتاً به دروغ های مهم اشاره دارند.
وقتی انسان ها در تشخیص دروغ از توفیق چندانی ندارند، آیا ماشین ها می توانند بهتر عمل کنند؟ ماشین های دروغ سنج که تحت عنوان پلیگراف (30) شناخته می شوند، آن دسته از تغییرات بدنی که انتظار می رود با دروغگویی همراه باشند. (مثل جریان الکتریکی پوست، میزان ضربان قلب، و فشار خون) را ثبت می کنند.

عقیده بر این است که دروغگویی، برانگیختگی فیزیولوژیک را افزایش می دهد و کاربر می تواند این افزایش را تشخیص دهد. در واقع پلیگراف ها، دروغگویی را در سطحی فراتر از امور اتفاقی، تشخیص می دهند؛ ولی این کار به قیمت موارد فراوانی از تأییدهای مثبت کاذب (31) انجام می شود؛ یعنی بسیاری از افراد راستگو، دروغگو شناخته می شوند؛ چرا که برای افراد دروغگو، الگوی خاصی از برانگیختگی وجود ندارد؛ و اضطراب ناشی از اجرای این برنامه و پرسش های مرتبط با جرم، تغییرات فیزیولوژیکی را بر می انگیزانند که از تغییرات فیزیولوژیک ناشی از دروغ، قابل تمایز نمی باشند.

نویسندگان: یان کریستنسن، هاگ واگنر و سباستین هالیدی
مترجمان: ابوالقاسم بشیری، جمشید مطهری و رحیم میردری************دی پی نوشت ها :
1. Communication.
2. nonverbal Communication.
3. Expression of emotions.
4. deception.
5. false positives.
6. sender.
7. reciever.
8. intentionality.
9. Von Frisch.
10. tail wagging.
11. rituals.
12. Nonverbal Communication.
13. paralinguistic.
14. postural.
15. gaze.
16. offering the floor.
17. facial expression.
18. gesture.
19. touching.
20. proxemics.
21. posture.
22. basic.
23. Paul Ekman.
24. Carroll Izard.
25. read - out.
26. expressing.
27. spontaneous.
28. voluntary.
29. Deception.
30. polygraph.
31. false positives: مواردی که نتیجه آزمون در مورد آن ها به اشتباه "مثبت" به دست آمده است (م).