مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

با الفبای مدیریت خشم آشنا شوید!


روزنامه‌ها گاهی به اتفاقات مرگباری اشاره می‌کنند که بر اثر خشمی ‌آنی ایجاد شده‌اند. تا به حال چند بار در حالی که رگ‌های گردنتان از شدت عصبانیت بیرون زده بوده کاری انجام داده‌اید و بعدا از انجامش به شدت پشیمان شده‌اید؟ چرا عصبانی می‌شویم؟ و چقدر می‌توانیم خشم خود را کنترل کنیم؟ اینها سوال‌هایی است که ممکن است گاهی از خود پرسیده باشید. بهتر است کمی‌ هم بدون هیچ عصبانیتی به خشم فکر کنیم و آن را بشناسیم.
خشم یکی از هیجان‌های پیچیده انسان است. خشم واکنشی متداول نسبت به ناکامی‌ و بدرفتاری است. همه ما در طول زندگی با موقعیت‌های خشم‌برانگیز روبه‌رو شده‌ایم. اشکال خشم این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهداف‌مان باز می‌دارد.
ارایه تعریفی واضح و مشخص از خشم بسیار دشوار است، زیرا افراد از نظر زمان و علت خشم و شیوه واکنش به آن کاملا‌ متفاوت هستند. هیجان‌هایی که اغلب با خشم همراه هستند، عبارتند از: عصبانیت، خشونت،‌ خصومت،‌ کینه‌توزی،‌ غضب،‌ تنفر، ‌تحریک، ‌حساسیت، ‌تحقیر و رنجش. چون تعاریف و تجربیات ما از این احساسات متفاوت است،‌ توصیف دقیق آنها غیرممکن است.
● چرا افراد خشمگین می‌شوند؟
تصور اینکه فرد در معرض تهدید، خسارت، آسیب، از دست رفتن شخصیت، عزت نفس، سلامتی و غرور است می‌تواند فرد را خشمگین کند. همچنین انتظارات نا به جا از دیگران، ناکامی‌ها و پایمال شدن حقوق دلیلی برای خشمگین شدن است.
همه افراد به یک اندازه در معرض خشم نیستند. در هنگام خستگی،‌ بیماری و درد، آستانه ظهور خشم کاهش می‌یابد. همچنین، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند؛ تحملشان نسبت به ناکامی‌ها اندک است؛ از مورد انتقاد واقع شدن هراس دارند و همچنین کسانی که تصور می‌کنند باید همیشه با صلابت، شجاع، قدرتمند وقوی به نظر برسند بیش از سایرین خشم را تجربه می‌کنند.
● عوارض جسمی خشم
اتفاقاتی که متعاقب خشمگین شدن در بدن ایجاد می‌شوند عبارتند از : تنفس سریع، متوقف شدن سیستم گوارش که یکی از بدترین پیامدهای خشم است، آزاد شدن ذخایر گلوکز از کبد، ترشح کورتیزول و سرکوب سیستم ایمنی، افزایش هورمون تستوسترون در مردان، تسریع و تشدید حرکات و گفتار، سفت شدن عضلات، گشاد شدن چشم‌ها، سرخ شدن چهره و انتقال جریان خون از پوست، کبد، معده و روده به سمت قلب، سیستم عصبی مرکزی و عضلات. افرادی که سریع کنترل خود را از دست داده و خشمگین می‌شوند در درازمدت دچار مشکلاتی از قبیل اختلالات پوستی، قلبی‌عروقی، گوارشی، نارسایی سیستم عصبی، تشدید علایم بیماری موجود در بدن، آرتروز و سکته قلبی می‌شوند. پس باید بتوانند خشم خود را کنترل و مدیریت کنند.
● راه‌های کنترل خشم
برای مدیریت خشم نکته مهم شناخت این مساله است که چه وقت خشم برای شما مشکل ایجاد می‌کند و زندگی شما را به طور جدی به خطر می‌اندازد و در مواقع روبه‌رو شدن با آن، چگونه می‌توان با آن مقابله کرد. برای این کار به راه حل دو مرحله‌ای ما توجه کنید:
▪ اول: بررسی منطقی بودن علل خشم: یک نقطه خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم تجزیه و تحلیل ارزیابی‌های اولیه است. وقتی ارزیابی اولیه از رویدادی ناخوشایند و مشکل‌ساز به عمل می‌آورید، باید معین کنید آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟ ‌اینجاست که می‌توانید از مهارت‌های تفکر منطقی خود، ‌بهره‌مند شوید. همه ما خواسته‌ها و تقاضاهای غیرمنطقی از زندگی داریم و انتظار داریم که دیگران همیشه با ما خوب رفتار کنند، ‌چون در غیر این صورت خشمگین می‌شویم.
پس،‌ شما باید خواسته‌های غیرمنطقی خود را بشناسید و آنها را به خواسته‌های واقع‌بینانه‌تر تبدیل کنید تا با دلایل غیرمنطقی خشمگین نشوید.
▪ دوم: استفاده از روش خود آرام‌سازی برای حفظ کنترل خود در مواردی که مورد بی‌حرمتی قرار گرفته‌اید: وقتی عصبانی هستید استفاده از مهارت خود آرام‌سازی بسیار مفید و اثربخش است.
برای این کار در حالت راحتی دراز بکشید یا بنشینید. چند نفس عمیق و آرام بکشید. طوری که پر شدن ریه‌هایتان از اکسیژن را احساس کنید. آرام و آهسته نفس بکشید (نفس‌های عمیق و آرام). به خودتان بگویید: «نفس عمیق بکش... نگه‌دار... بیرون بده»
تمام افکار و نگرانی‌های خود را از ذهنتان خارج کنید. فقط نفس آرام بکشید و همان‌طور که به نفس‌های عمیق و آرام خود ادامه می‌دهید، به پاهایتان توجه کنید. عضلات پاهایتان را یا با هم یا یکی‌یکی سفت کنید. آنها را چند ثانیه به این حالت نگه دارید و سپس رها کنید. وقتی عضلات پاها شل می‌شوند،‌ خون به راحتی در آنها جریان می‌یابد، به همین دلیل در پاهایتان احساس گرمی‌ می‌کنید. سپس روی بازوها و دست‌هایتان تمرکز کنید. دست‌هایتان را با هم یا یکی‌یکی سفت کنید. همین کار را با بازوهای خود انجام دهید. بعد از اینکه چند بار بازوها و دست‌های خود را سفت و شل کردید، ‌همه تنیدگی آنها را خارج کنید. یعنی آنها را به حالت شل رها کنید.
حال برگردن و شانه‌هایتان تمرکز کنید. شانه‌های خود را بالا بکشید و عضلات گردن و شانه را سفت کنید. اگر برای مدتی در این حالت بمانید، ‌عضلات گردنتان سفت می‌شود و پشتتان درد می‌گیرد. این کار را چند بار تکرار کنید. با شل کردن عضلات شانه و گردن متوجه تفاوت بین عضلات شل و تنیده می‌شوید. یادگیری طرز تشخیص تنیدگی، مهارت باارزشی است زیرا با این عمل می‌توانید متوجه شوید که چه وقت تمرین آرام‌سازی روی شما اثر می‌گذارد. به نفس عمیق و آرام ادامه دهید. حال به عضلات چهره تان تمرکز کنید. عضلات چانه‌تان را سفت کنید. احتمالا از اینکه می‌بینید چقدر این عضلات سفت هستند، ‌تعجب خواهید کرد. چشم‌هایتان را محکم ببندید و به شدت اخم کنید. حال عضلات چهره‌تان را کاملا شل کنید. جریان خون را وقتی چهره‌تان شروع به گرم شدن و راحت شدن می‌کند،‌ احساس می‌کند. به نفس کشیدن آرام و عمیق ادامه دهید،‌ در این حالت همه قسمت‌های بدنتان در حالت آرامش و راحتی قرار می‌گیرند.
بنابراین، خود آرام‌سازی مهارتی است که می‌توانید با استفاده از آن، ‌کارهای خوبی برای خودتان انجام دهید. این فرصتی است تا شما از ناملایمات زندگی روزمره فرار کنید؛ ‌زمانی است تا در درونتان، آرامش را بیابید و به بدنتان اجازه دهید تا کار خارق‌العاده خود را انجام دهد.

روش های دوری از انزوا افراد


انزوا، احساس تهی بودن و پوچی در درون شماست، احساس می‌کنید از جهان جدا شده‌اید و دورافتاده‌اید و ناگهان از آنچه که مایلید به آن برسید، محروم می‌شوید، انزوا انواع مختلف و درجه‌های متفاوتی دارد. ممکن است انزوا را بعنوان یک احساس مبهم تجربه کرده باشید که گویی بعضی چیزها در وضع رضایت بخشی نیست و نوعی پوچی جزئی، به شما دست می‌دهد. یا احتمال دارد انزوا را بعنوان یک ناکامی بسیار شدید و دردی جانکاه احساس کنید. انزوا، انواع متفاوتی دارد؛ گاهی انزوا مربوط به از دست دادن فرد خاصی است؛ چرا که وی مرده است یا خیلی از شما دور می‌باشد. نوع دیگری از انزوا ممکن است بدلیل احساس تنهایی و عدم ارتباط با مردم ایجاد شود چون واقعاً، از نظر فیزیکی، از مردم جدا شده‌اید، مثل وقتی که شما در شیفت شب کار می‌کنید یا در بخشی از سازمان که به ندرت مردم به آنجا می‌آیند، به تنهایی مشغول کارید. حتی شاید زمانی که مردم در اطراف شما هستند، از نظر روحی احساس تنهایی کنید، چرا که نمی‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.
- منزوی بودن با فقط تنها بودن تفاوت دارد
لازم به تأکید است که انزوا، مشابه تنها بودن نیست، زیرا همه ما زمانی دوست داریم که تنها باشیم. اما، انزوا احساس تنها شدن و اندوه به خاطر این تنهایی است. و البته، همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. زمانی که به نظر می‌رسد در انزوای خود گیر کرده‌ایم، این‌جا هست که یک مشکل واقعی برای ما پیش آمده است.
- چگونه می‌توانیم در احساس انزوای خودمان دخیل باشیم؟
انزوا یک حالت منفعل و غیرفعال است. یعنی با عدم توجه ما، این حالت به آرامی، باقی می‌ماند و چنانچه هیچ‌کاری برای تغییر آن نکنیم، انزوا ادامه پیدا می‌کند. عجیب اینکه، لحظاتی وجود دارد که ما خود پذیرای انزوا هستیم. حتی گاهی فرو رفتن در این نوع احساسات منجر به افسردگی و ناتوانی می‌شود که البته باعث حال منفعل‌تر و افسردگی بیشتر خواهد شد.
- پیدا کردن روش‌هایی برای تغییر احساس انزوا
۱) تشخیص احساس تنهایی و بیان آن:
در ابتدا، باید بپذیریم که ما احساس تنهایی می‌کنیم، پس باید به آن خاتمه دهیم. گاهی قبول کردن این احساس برایمان دشوار است. باید احساس انزوا را به روش‌های مختلف بیان کنیم. ممکن است خودمان را با نوشتن مطالبی در دفتر خاطرات پیدا کنیم یا نامه‌ای خیالی به یک دوست بنویسیم، نقاشی کنیم یا تصویر چیزی را بکشیم، با صدای بلند آواز بخوانیم و بهرحال هرکار دیگری انجام دهیم تا بتوانیم احسسات درونی‌مان را ابراز کنیم. بیان احساسات به‌ ما کمک می‌کند تا دریابیم برخی از چیزها به احساس انزوای ما مربوط می‌شود مثل غم، عصبانیت و درماندگی.
امکان دارد ما توانایی این را داشته‌ باشیم که بررسی کنیم این احساسات از کجا می‌آیند و چگونه به زندگی ما مربوط می‌شوند. زمانی که ارزیابی این موارد را شروع می‌کنیم، برای ایجاد تغییراتی در احساساتمان نیز توانمندتر می‌شویم.
۲) باید فعال‌تر شویم:
بزرگ‌‌ترین تغییر، از بین بردن حالت رکود و فعال‌تر شدن است. چنانچه ما در حال ازدست دادن کسی هستیم مثل خانواده، پدر و مادر و یا دوست؛ می‌توانیم آن‌ها را ببینیم یا برایشان ایمیل بفرستیم یا به آن‌ها تلفن بزنیم. هم‌چنین، صحبت کردن با یک دوست فهمیده، غالباً به ما کمک می‌کند در حالاتمان تغییراتی ایجاد کنیم.
چنانچه دوست خوبی نداریم، صحبت کردن با یک روحانی، معلم یا مشاور می‌تواند نقطه شروعی باشد. اگر بدلیل از دست دادن فردی که فوت کرده است، تنها شده‌ایم، می‌توانیم ماتم خود را بخاطر از دست دادن وی بیان کنیم و خاطرات خوش با او بودن را به یاد آوریم و مطمئن باشیم که این خاطرات همیشه با ما خواهند بود. و بدین ترتیب می‌توانیم از احساس تنهایی فاصله بگیریم. این کار به هنگام از دست دادن دوست یا عزیزانمان نیز مفید خواهد بود.
۳) در کلوپ‌ها یا فعالیت‌های گروهی شرکت کنیم:
شرکت در برخی فعالیت‌ها یا کلوپ‌ها باعث می‌شود بعضی کارها را به انجام برسانیم. زمانی که دریک فعالیت لذت‌بخش شرکت داریم، ذهنمان از احساس تنهایی دور می‌شود. هم‌چنین، بدین طریق می‌توانیم مستقیماً حالتمان را تغییر دهیم. این کار می‌تواند به ما فرصت ملاقات با مردم را بدهد، افرادی که علائق مشابهی با ما دارند و نیز تمرینی برای رویارویی و دیدن مردم می‌باشد. این تأثیرات گاهی به سرعت و گاهی نیز به کندی صورت می‌گیرد. ممکن است، واقعاً، نیاز داشته‌ باشیم که به سمت دیدن و صحبت کردن با مردم حرکت کنیم.
به منظور جلوگیری از حالت انزوا، باید تلاش کرد به گروه‌های مختلفی که وجود دارند (گروه‌های دوستی، ورزشی، هندسی، اجتماعی، محله و...) ملحق شد، یا علاقه جدیدی را در خود گسترش دهیم فقط به خاطر اینکه فکر می‌کنیم اینکار ما را بهتر و جذاب‌تر می‌کند.
روش بهتر شرکت در کاری است که قبلاً از آن لذت می‌برده‌ایم یا فکر می‌کنیم جالب است. احتمال دارد حتی افرادی را پیدا کنیم که راهی مشابه ما دارند. دریافت حقوق اضافی یعنی اینکه ما درک کرده‌ایم که می‌توانیم وارد بعضی از فعالیت‌ها شده و بدون هیچ‌گونه احساس تنهایی، کاملاً به آن فعالیت علاقه‌مند شویم.
● نتیجه:
هر فردی، در هر زمانی احساس تنهایی می‌کند. بکارگیری برخی از روش‌های پیشنهادی فوق، کمک می‌کند تا بهتر براین احساس فائق شویم. چنانچه دریافتید به سختی می‌توانید با احساس انزوای خود مواجه شوید، ممکن است خواهان کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روانی باشید.

درمان دارویی زوال عقل ( دمانس )

زوال عقل چیست و چه درمان هایی برای آن وجود دارد؟
زوال عقل ( دمانس) به نقص همه جانبه و پیش رونده ی قوای دماغی گفته می شود که با کاهش ظرفیت حافظه همراه است. این بیماری در 15 الی 20 درصد افراد بالای 80 سال دیده می شود.
این بیماری اگر قبل از 65 سا لگی بروز کند « زودرس» و اگر بعد از 65 سالگی ایجاد شود « زوال عقل پیری» نامیده می شود.
زوال عقل ( به خصوص از نوع آلزایمر) هنوز درمان قطعی ندارد، ولی برخی از داروها که در ادامه به آن ها اشاره می شود تأثیر نسبی در کاهش شدت آن دارند.
- دونپزیل ( Donepezil) با نام تجاری آریسپت ( Aricept) قرص های 5 و 10 میلی گرمی
- ریواستیگمین ( Rivastigmin) با نام تجاری اکسلون ( Exelon) قرص های 1/5 و 3میلی گرمی
- تاکرین ( Tacrine) با نام تجاری کوگنکس ( Cognex) قرص های 10 و 20 و 40 میلی گرمی
- گالانتامین ( Galantamine) با نام تجاری رمینیل ( Reminyl) قرص های 4 و 8 و 16 میلی گرمی
- ممانتین ( Memantine) با نام تجاری نامندا ( Namenda) قرص های 5 و 10 میلی گرمی
این داروها را در اصطلاح مهارگر کلین استراز می نامند که باعث افزایش ذخیره ی استیل کولین در مغز می شود. استیل کولین حیاتی ترین ماده ی شیمیایی برای ذخیره ی اطلاعات در مرکز حافظه است.
دونپزیل، ریواستیگمین، تاکرین و گالانتامین برای زوال عقل خفیف تا متوسط موثر است، حال آن که ممانتین می تواند در موارد متوسط تا شدید نیز موثر واقع شود.

از آن جایی که بیماران مبتلا به زوال عقل عمدتاً در گروه سالمندان جای دارند باید به چند نکته توجه کرد:
1. عوارض جانبی داروها به علت کمبود آب بدن همواره در سالمندان بیشتر است، بنابراین باید آب بیشتری مصرف کنند.
2. ابتلا به بیماری هایی مثل سرماخوردگی یا مصرف داروهایی مثل داروهای ضد فشار خون، انواع مُسکن ها، داروهای خواب آور، آرام بخش و قلب و عروق باعث کاهش سطح هوشیاری می شود، بنابراین باید بدانیم قرار گرفتن در این وضعیت، حافظه ی بیماران مبتلا به زوال عقل را به مراتب بدتر می کند.
3. همیشه باید یک نفر از این بیماران پرستاری و مراقبت کند و زمان مصرف دارو را یادآوروی کند. این بیماران گاهی دارو را مکرر مصرف می کنند یا اصلاً مصرف نمی کنند.
4. بیماران مبتلا به زوال عقل ممکن است همکاری چندانی با اطرافیان
نکنند، بنابراین باید با حوصله و صبر و بردباری با آن ها مدارا کنیم.
5. زوال عقل در اغلب موارد بهبودی پذیر نیست، بنابراین نباید از این داروها انتظار بهبودی کامل داشته باشیم.
6. باید دانست بعضی از انواع زوال عقل که علل خاصی غیر از آلزایمر دارد، باید به روش های خاصی درمان شود که موضوع بحث این کتاب نیست.

نویسنده: دکتر امیرمسعود احمدی

منبع مقاله :
احمدی سرتختی، امیرمسعود، (1388)؛ دارو درمانی در روان پزشکی، (آشنایی با داروهای روان پزشکی)، تهران: نشر قطره، چاپ اول.

کاربرد تعبیر رؤیاها در روانپزشکی



رؤیاها بخشش‌های الهی هستند که می‌توانند به عنوان یک سرمایه روحی و معنوی مورد استفاده قرار گیرند. بر این اساس می‌گویند رویایی که به آن توجه نشود و مورد بررسی قرار نگیرد، مثل نامه‌ای است که هرگز خو‌انده نشود . رویابینی یک قابلیت عمومی ‌است که کاربردهای مختلفی در زندگی ما دارد؛ هر کسی قادر است از طریق رویاهایش به تغییر و بهبود زندگی خود و حتی درمان بیماری‌هایش کمک کند و چه بسا که از این طریق شفا یابد؛ در واقع یکی از کاربردهای مهم رویاها، درمان و شفای بیماری‌ها است. رویاها هم کاربرد تشخیصی و هم کاربرد درمانی دارند و علاوه بر تأثیرگذاری بر جسم، بر حالات درونی نیز تأثیرگذار هستند. برخی رؤیاها علایم اولیة بیماری را نشان می‏دهند و برخی دیگر نشان دهنده علایم و نمادهای بهبودی هستند؛ بعضی همزمان با بروز مشکلی در بدن یا حتی علاج یک بیماری تجربه می‌شوند و برخی هم می‌توانند مشکلات روحی را برطرف کنند ...
اگر به پیشینه درمان از طریق رویاها مراجعه کنیم، می‌بینیم که در اکثر تمدن‌های باستانی این موضوع وجود داشته است. مثلاً پزشکان یونان قدیم به بیماران تعلیم می‌دادند تا به محتوای رویاهایشان توجه کنند،به این دلیل که در طول رویا بینش‌های درمانی با ارزشی به دست می‌آمده است. بقراط حکیم به رویاهایی اعتقاد داشت که پیام‌های مهمی ‌در آنها آشکار می‌شد. رویاهایی که در آنها نشانه‌هایی از بیماری ظاهر می‌شد و شخص قبل از مبتلا شدن از آن آگاهی می‌یافت، اینگونه رویاها، رویاهای پرودرامیک نامیده می‌شوند. به عقیده بقراط بعضی از نمادها در رویا، علائم بیماری را مشخص می‌کنند و نمادهایی هم وجود دارند که در درمان بیماری‌ها بکار می‌آیند؛ مثل نور خورشید، درخشندگی ستارگان، لباس سفید و رودخانه بزرگ.
در حوزه روانشناسی و روان درمانی نیز به رویاها به منظور درمان بیماری‌ها توجه شده است. از پیشگامان این مبحث «فروید» بود. فروید به کنش رویاها در تحقق‌اندیشه‌ها و خواسته‌ها تأکید داشت. او معتقد بود آنچه که در خواب می‌بینیم، به نوعی تجلّیات ناخودآگاه درونی ماست که از تسلّط ضمیر آگاه ما رهایی یافته است؛ در این معنا رویاهایی که ما می‌بینیم قسمت مهمی ‌از لایه‌های زیرین و پنهان مان است، رسوباتی از «خود» مان که یا فراموش شده‌اند یا به علت‌های مختلف در جهان بیداری سرکوب شده‌اند. فروید رویا را یک فعالیت آشفته ذهنی می‌دید که با آن روان آزردگی بیمارانش را کشف می‌کرد، اما «یونگ» رویا را توصیفی خلاق و طبیعی از ناخودآگاه می‌دانست و بر خلاف فروید بر محتوای‌ آشکار رویا تأکید داشت تا دریابد که رویا چه چیزی را آشکار می‌کند، نه اینکه چه چیزی را پنهان می‌کند. امروزه نیز بعضی درمانگران به شکل‌های مختلف از رویاها برای کمک به بیماران خود مدد می‌گیرند. برخی از آنها معتقدند تحلیل رویا می‌تو‌اند یکی از مؤثرترین ابزارهایی باشد که در روان درمانی وجود دارد. تحلیل رویا می‌تو‌اند به جای طولانی کردن فرآیند درمان،‌ زمان صرف شده در درمان را کوتاه کند، زیرا درمانگر با تعبیر رویاها می‌تو‌اند به سرعت به مشکل بیمار پی‌ببرد.
«لی لی وایس» تحلیل رویا را یکی از مفیدترین ابزارها در رسیدن به ریشة تعارضات می‌د‌اند. او می‌گوید تحلیل رویا به ویژه در بیماران عصبی و افرادی که دچار افسردگی هستند، مثمر ثمر است. بنا به نظر متخصصان، مردم غالباً از تعارض‌های ناهشیاری که در رفتارهای آن‌ها دخیل است، آگاه نیستند. با استفاده از رویاها، آن‌ها می‌توانند درکی از این تعارض‌های ناهشیار به دست آورده و تغییراتی آگاهانه براساس این دریافت‌ها به وجود آورند. طبق نظر «هاتی روزنتال» روان تحلیل گر، محقق و نویسنده در زمینه رویا درمانی، رویاها عملکرد مهمی ‌در تنظیم مکانیزم احساس ما دارند. ما می‌توانیم از خلال خواب دیدن، بسیاری از عواطف نامطبوع و غیرقابل پذیرش را تخلیه کنیم، رویا دیدن راهی برای رها کردن عواطف است. دکتر روزنتال نیز همچون یونگ، آدلر و پرلز ... اعتقاد داشت که هر رویایی دربردارنده پیامی ‌مهم است. پیام‌های رویا معمولاً در پرده‌ای از استعاره و تصاویر ذهنی جای دارند. خانم «مونالیزا شولتز» متخصص اعصاب و روان وضعیت سلامت بیماران خود را بر اساس رویاهای شان پیش‌بینی می‌کند. به طور نمونه مردی که زیاد سیگار می‌کشید، خواب دید به ارتش بازگشته است و زیر حملات شدید دشمن، در دل یک درخت بزرگ جا گرفته و گلوله‌های دشمن از تنه درخت وارد شده و سمت پایینی و چپ قفسه سینه‌اش را هدف قرار داده‌اند. او بعدها دریافت که یک غده سرطانی در بخش پایینی و چپ ریه‌اش به وجود آمده است و این قسمت همان محلی بود که در خواب، مورد اصابت گلوله واقع شده بود. در یک مورد دیگر، زنی خواب دید که روی زمین دراز کشیده و زمین به درونش راه یافته و حفره‌ای ایجاد شده است و در آن حفره او در حال خفگی است. دو ماه بعد روشن شد که او به علت ابتلا به سل دچار حفراتی در ریه شده که باعث اختلال در تنفس وی شده است. خلاصه اینکه رویاها هدیه‌ای الهی هستند که خداوند آن را به ما عطا فرموده تا از این امکان برای تحقق خواسته‌های خود از جمله درمان بیماری‌های مان استفاده کنیم. در درون ما منبع عظیمی ‌از دانش و آگاهی نهفته است که می‌توانیم با برقراری ارتباطی خلاق با رویاهای مان به این منبع عظیم دست پیدا کنیم. وقتی کسی به رویاهایش توجه می‏کند، به مرور سطح جدیدی از آگاهی را تجربه می‌کند و می‏تو‌اند رویاهایی ببیند که نوعی هدایت و راهنمایی درونی را برای زندگی‏اش فراهم کند و حتی چیزهای مفیدی خلق کند و ‌آنها را جایگزین ترس و بیماری کند.

روشی عجیب برای خلاصی از اضطراب

از دید دیگران، حمیده هیچ مشکلی ندارد. بیست و شش ساله است و ظاهر جذابی دارد. در محیط اداره خوش اخلاق و در انجام وظایفش از دقت خوبی برخوردار است. مجرد است و علاقه ای هم به ازدواج نشان نمی دهد. هرگز در محافل زنانه ای که همکاران در خانه هایشان برگزار می کنند شرکت نمی کند و هر بار بهانه ای می آورد.

اواخر هر ماه، کار شرکت زیادتر و فشار کاری بیشتر می شود. در این روزها اگر به رفتار حمیده دقت کنید، متوجه می شوید رفتارهای عجیبی دارد. مدام به پیشانی اش دست می کشد و با سربندی که همیشه زیر مقنعه به سر دارد، بازی می کند و دستشویی رفتن هایش هم بیش از اندازه طول می کشد. حمیده در دستشویی را که از داخل قفل می کند، مقنعه و سربندش را درمی آورد و شروع به کندن موهای سرش می کند و این کار را آنقدر ادامه می دهد تا تنش و اضطرابش کاهش یابد.

به علت این رفتار، بخش عمده ای از سمت راست سرش کاملا خالی شده است. علت مهمانی نرفتن او نیز همین موضوع است: جایی که لازم باشد مقنعه اش را دربیاورد، نمی رود؛ خواه جلسه دوستانه باشد، خواه مهمانی خانوادگی. هشت سال است از این مسئله رنج می برد. مدتی هم ابرو و مژه هایش را می کند ولی هر طور بود کندن مو را به موهای سرش محدودکرد. خانواده اش از مشکل او آگاهند اما تنبیه ها و تشویق های آنها تاکنون سودی نداشته است.

وضعیت کامران به مراتب بدتر است. کامران از دوازده سالگی شروع به کندن موهایش کرد. با افزایش سن، کندن موها بیشتر و بیشتر شد. با رسیدن به سن بلوغ و روییدن موهای صورت، شروع به کندن آنها هم کرد. با اینکه اکنون بیست و دو ساله است، به یاد نمی آورد هیچ وقت نیازی به اصلاح صورت داشته باشد؛ همیشه همه موهای صورتش را می کنده است. چند باری به اصرار خانواده به پزشک و روانپزشک مراجعه کرده است ولی هیچگاه نتوانست کندن مو را به مدت زیادی ترک کند.

بعد از دیپلم نتوانست درسش را ادامه بدهد و به دنبال کار هم نرفت. چند سالی است که کامران در خانه، از راه تایپ کردن پایان نامه گذران زندگی می کند ولی خودش می داند توانایی هایش بیش از اینهاست. تا جای ممکن از خانه خارج نمی شود و در تابستان و زمستان کلاه به سر می گذارد.

«تریکوتیلومانیا» یا «وسوا کندن مو» در دسته اختلالات کنترل تکانه جای می گیرد. ویژگی اختلالات کنترل تکانه، ناتوانی فرد در مقاومت در برابر یک تکانه، سائق یا وسوسه شدید انجام یک رفتار خاص است که برای او یا دیگران زیان دارد. از دیگر مواردی که در افراد مبتلا به اختلال کنترل تکانه دیده می شود، حملات انفجاری، اعتیاد به اینترنت و آتش افروزی عمدی است. با توجه به برداشت های اشتباه بسیاری که حول اختلال کندن مو وجود دارد، در این شماره تصمیم داریم به معرفی این اختلال بپردازیم.

نگاهی دقیق تر به وسواس کندن مو

فردمبتلا به تریکوتیلومانیا پیش از کندن مو، میل شدیدی به این کار پیدا می کند که پس از مدتی تبدیل به تنش می شود. کندن مو به فرد آرامش، و گاهی اوقات لذت می دهد ولی بلافاصله پس از انجام این عمل، عذاب وجدان شدیدی به سراغ او می آید و خود را با برچسب هایی از قبیل بی عرضه، بی اراده و روانی آزار می دهد.

درباره شیوع این اختلال نظرات متفاوتی وجود دارد، زیرا مبتلایان به آن معمولا به خاطر رفتار خود احساس شرم و گناه زیادی می کنند، تا جای ممکن مشکل خود را پنهان و از مراجعه به درمانگر اجتناب می کنند. برآوردها نشان می دهد 1 تا 3 درصد جامعه مبتلا به این اختلال هستند. شیوع این اختلال در زنان به مراتب بیش از مردان است و با توجه به اهمیت بیشتر زیبایی ظاهر برای بانوان، احتمال جستجوی و درمان از طرف زنان بیشتر است.
سن شروع این اختلال از کودکی تا نوجوانی است، هر چند ممکن است فرد در سنین بالاتر نیز به این اختلال مبتلا شود.

عوارض را دست کم نگیرید!

«وسواس کندن مو» درجات و انواع مختلفی دارد. معمول ترین منطقه کندن مو، سر به ویژه جلو و فرق سر است. کندن ابرو، مژه و موی صورت هم رایج است و در مواردی کندن موهای زائد بدن نیز مشاهده می شود. برخی بیماران فقط با موهای خود بازی می کنند یا آنها را می کشند؛ برخی دیگر، موها را از وسط نصف می کنند. در برخی موارد، بیمار پس از کندن مو، ریشه آن را مزمزه می کند و حتی می بلعد. یکی از علل رایج جستجوی درمان، توده انبوه مو در داخل معده است که موجب مشکلات شدید گوارشی می شود.

معمولا فرد آنقدر به کندن مو ادامه می دهد که کمبود مو در منطقه مشخص می شود. از اینجاست که بیمار تلاش می کند به روش های مختلف نگذارد دیگران به مشکل او پی ببرند: موهایش را به نوع خاصی شانه می کند، کلاه به سر می گذارد، جایی نمی رود که مجبور باشد کلاه یا روسری اش را بردارد، روابط اجتماعی اش را محدود می کند و گاهی موهایش را از ته می تراشد. مدت بیماری می تواند متفاوت باشد. برای برخی، کندن مو امری گذراست اما برای عده ای دیگر، این اختلال طولانی مدت است و می تواند چند دهه به درازا بکشد.

این اختلال چه عوارضی را به دنبال دارد؟
در درجه اول به دلیل ایجاد ظاهر زشت، شخص از حضور در جمع امتناع می ‌کند و مجبور به استفاده از کلاه(در آقایان) و روسری دائمی(در خانم‌ها) می ‌شود.
در درجه دوم، بیمار خود را سرزنش می‌ کند که با احساس گناه همراه است و موجب افسردگی وی می ‌شود. گاهی بیمار هم ‌زمان با کندن مو، عادت به خوردن آن پیدا می ‌کند که موجب بروز عوارض گوارشی و حتی سوء تغذیه می ‌شود.


درباره علل بروز این اختلال گمانه زنی های مختلفی شده است. گویا وراثت می تواند در بروز آ« نقش داشته باشد و به علت لذتبخش بودن این عمل برای فرد، ترک کردن آن روز به روز دشوارتر می شود. تشخیص «وسواس کندن مو» از اختلالات پوستی چندان دشوار نیست. اگر در اطراف محل خالی سر فرزند یا دوست خود، موهای کوتاه یا شکسته زیادی مشاهده کردید، باید نسبت به بروز این اختلال حساس شوید. برخی بیماران برای رفع مشکل خود به متخصصان پوست و زیبایی مراجعه می کنند. ناگفته پیداست مداخله هایی همچون تقویت مو و کاشت مو حاصلی نخواهد داشت. بلکه ابتدا باید تریکوتیلومانیا درمان شود. نکته امیدوارکننده این است که کندن مو، معمولا موجب آسیب دائمی به ریشه مو نمی شود و پس از بهبود اختلال، موها دوباره رشدمی کنند، هر چند ممکناست به خوبی روز اول نشوند. فقط در این مرحله است که می توان از متخصص پوست و برای بهبود کمک گرفت.

چطور به داد خود برسید؟

برای درمان این اختلال روش های مختلفی پیشنهاد شده است که در رأس آنها دارودرمانی است. پژوهش ها نشان داده اند مصرف برخی داروها می تواند به درمان این اختلال کمک کند، به ویژه هنگامی که زمان زیادی از شروع اختلال گذشته و بیماری شدید است. درمان های رفتاری، حمایتی و شناختی نیز مفیدند.

اگر شما هم به این اختلال مبتلا هستید و بیماری تان شدید نیست، می توانید به چند نکته که در ادامه خواهد آمد، برای کنترل اختلال توجه کنید. اگر مشکل تان حل نشد، مراجعه به روانشناس و روانپزشک قطعا می تواند به شما کمک کند.

1- اختلال را بپذیرید

باید بپذیرید مشکل دارید و مشکل شما «وسواس کندن مو» است. کند نمو کاری نیست که به آن افتخار کنید؛ اما نه سخیف است ونه خجالت آور. لزومی هم ندارد به خودتان برچسب بی عرضه بودن با بی ارادگی بزنید. نگرانی های افراطی را هم کنار بگذارید. تریکوتیلومانیا تبدیل به جنون نمی شود و نشانه ای از یک اختلال جدی نیست.

2- خط پایه ای ترسیم کنید

چند روز وقت صرف دقت در رفتار موکَنی خودتان بکنید. می توانید جدولی تهیه کنیدوزمان و موقعیت مو کندن را به طور دقیق یادداشت کنید: کجا بودید، چه اتفاقی افتاد که میل به مو کندن در شما ایجاد شد، چه هیجانی داشتید و ... هر رفتار مو کندن، سه مرحله دارد: تمایل شدید به کندن مو،کندن مو و کاهش تنش، و در نهایت احساس گناه. تفکیک کردن این مراحل از هم و دقت کردن به رویدادهای قبل و بعد از آنها موجب می شود رفتار خود را بهتر بشناسید. همچنین بهتر است برای سنجش رفتار موکنی، مقیاس مناسبی تعیین کنید: تعداد دقیقه هایی که صرف این کار می کنید یا تعداد تار مویی که می کَنید. این کار به شما اجازه می دهد بتوانید روند بهبودی خود را بررسی کنید.

3-موقعیت های تحریک کننده را حذف کنید

ایننخستین و شاید ساده ترین گام برای غلبه بر اختلال است. بعد از طی مرحله پیشین، متوجه شده اید میل به مو کندن چه زمانی در شما شدیدتر است؛ چه زمان هایی از روز، چه در موقعیت های اجتماعی یا شغلی، چه تجربیات هیجانی و ... سعی کنید تا جای ممکن این موقعیت ها را از زندگی روزمره خود حذف کنید.

البته ممکن است برخی از این موقعیت ها اجتناب ناپذیر باشند: مثلا برخی تماس های کاری که استرس زا هستند، اما حتما باید انجام شوند. در این صورت باید موقعیت را به گونه ای برنامه ریزی کنید که مانع کندن مو شود. مثلا اگر شما هم مانند بیشتر افراد در حضور دیگران موهای خود را نمی کنید، میتوانید از یکی از همکاران خود بخواهید در طول تماس های کاری در کنارتانباشد. گاهی مو کندن به صورت یک عادت درمی آید، خصوصا هنگامی که فرد در خانه است: هنگام مطالعه، تماشای تلویزیون و ... اگر مو کندن درشما هم به صورت عادت درآمده است، می توانیدبا پوشاندن موی خود یا پوشیدن دستکش، سعی کنید جلوی این عادت را بگیرید.

4- هیجان های شدید را کنترل کنید

معمولا افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا رایج است و همین غمگینی، اضطراب و استرس (و در برخی موارد خستگی جسمانی مفرط) موجب افزایش میل به کندن مو می شود (و کندن مو هم موجب افزایش استرس، غم و اضطراب). اکنون که می خواهید بر اختلال موکنی چیره شوید، بکوشید این هیجان ها را تا حد امکان مهار کنید. شاید لازم باشد سبک زنگی خود را تغییر دهید. به عنوان مثال ورزش منظم می تواند به کنترل استرس کمک کند. در صورتی که احساس می کنید شدت هیجان ها خارج از کنترل شماست، می توانید از یک درمانگر کمک بگیرید.

5- وقتی تکانه به سراغ تان آمد

بیشتر افراد مبتلا به تریکوتیلومانیا فکر می کنند میل به کندن مو آنقدر زیاد خواهد شدکه سرانجام آنها را مغلوب خواهد کرد. همین نومیدی سبب می شود سعی نکنند در برابر این تکانه هامقاومت کنند. تمایل به مو کندن، مانند هر احساس دیگری، گذراست وپس از مدتی کاهش می یابد چون هر بار تسلیم این میل شده و کاهش این میل را تجربه نکرده اید.

با همه موقعیت گزینی هایی که انجام می دهید، تکانه یا میل شدید به مو کندن دیر یا زود به سراغ تان خواهد آمد. در این هنگام مطمئن باشید این تکانه پس از مدت مشخصی (که برای افراد مختلف، متفاوت است) کم کم کاهش خواهد یافت. سعی کنید در این مدت فعالیتی لذتبخش یا مفید انجام دهید تا زمان بگذرد و تکانه کاهش یابد.

بهتر است فعالیتی را انتخاب کنیدکه هم فکر و هم جسم شما را درگیر کند. تماشای تلویزیون یا مطالعه شاید ذهن شما را منحرف کند ولی دستان شما را آزاد خواهد گذاشت. اگر واکس زدن کفش ها یا ظرف شستن را به عنوان یک فعالیت، جایگزین مو کندن کنید، همه به بهبود اختلال خود کمک کرده اید و هم به خانواده تان!

6- انتظار بیهوده نداشته باشید

انتظار نداشته باشید که میل به کندن مو برای همیشه از بین برود. حتی در صورت بهبود اختلال، این میل احتمالا تا مدت ها همراه شما خاهد بود. اما هر چه زمان بیشتر بگذرد، راحت تر می توانیداز پس این تمایل بربیایید. درمان حقیقی زمانی صورت گرفته است که بتوانید این تکانه ها را پشت سر بگذارید، نه اینکه چنین تکانه ای نداشته باشید.

7- بعد از مو کندن چه کنیم؟

واقع بین باشید. این اختلال یکروزه به وجود نیامده که انتظار داشته باشید یکروزه از میان برود. شاید علت اینکه تلاش های قبلی تان برای ترک این رفتار ناموفق بوده است، عذاب وجدان شدیدی است که پس از مو کندن احتمالی انجام داده اید. واقع بین بودن موجب می شود با نخستین لغزش ها ناامید نشوید و به خود برچسب «بی عرضه» و «بی اراده» نزنید. دست از سرزنش کردن خود بردارید و به جای آن دقت کنید کجای راه را اشتباه رفتید. شاید خود را در موقعیتی قرار دادید که احتمال مو کندن را افزایش داده و شاید تسلیم میل مفرط به مو کنی شده اید. به این فکر کنیدکه در آینده چگونه می توانید احتمال موفقیت خود را بیفزایید. همچنین، مهم است که این احساس را نداشته باشید که دوباره به نقطه صفر برگشته اید. نباید با خود بگویید «یک ماه سختی کشیدن و مشخص شد نمی توانم از پس این اختلال بربیایم. دوباره برگشتم سر خانه اول.»

هر چقدر با اختلال خود مبارزه کنید، احتمال موفقیت خود را در نوبت بعدی افزایش خواهید داد. علاوه بر این، شمارش تعداد روزهای مو نکندن روش مناسبی برای تعیین سیر بهبودی نیست. در این صورت اگر پس از یک ماه مقاومت، یک بار موهای خود را کندید، تا چند روز تحت فشار خواهید بود و خود را به خاطر هدر دادن «تلاش های یکماهه» سرزنش خواهید کرد. در عوض، عملکرد خود را درمدت بلندمدت بسنجید: در ماه قبل هفتاد دقیقه مو کندم و دراین ماه فقط چهار دقیقه. برای شروع بهتر است از افراد خانواده یا یک دوست صمیمی بخواهید به شما کمک کند. البته هدف نهایی این است که به تنهایی بر مشکل خود غلبه کنید اما در صورتی که اختلال شما شدید است، در ابتدا می توانید از کمک یک شخص دیگر استفاده کنید. به تدریج که روند درمان جلوتر رفت، توانایی مقاومت در مقابل میل به کندن مو در شما افزایش خواهد یافت و امید شما نیز برای غلبه بر اختلال بیشتر خواهد شد.

نکته مهم: گاهی فرد میلی به کندن مو ندارد، بلکه کندن مو را به عنوان تنبیهی برای داشتن یک فکر زشت یا آزاردهنده برای خود انتخاب می کند. در این صورت توصیه های بالا چندان کاربردی نیست و باید مشکل خود را با یک درمانگر در میان بگذارد.