مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

همه چیز در مورد اختلال شخصیت مرزی


آقای الف، حسابدار ۲۸ ساله ای است که سابقه طولانی مشکلات میان فردی دارد. همکارانش در اداره او را شدیدا دمدمی و غیرقابل پیش بینی می دانند. برخی روزها شاد و سرزنده است اما روزهای دیگر خشم غیر قابل کنترل نشان می دهد. همکاران او از نگرشهای بی ثبات وی نسبت به مدیران شگفت زده می شوند. او بین بت ساختن و بت شکستن در نوسان است; به این معنی که یک روز دوستی را تا عرش اعلا می برد و او را ستایش می کند و فردا یا حتی ساعتی بعد او را از همان جا با کله به زمین می کوبد! برای مثال او یک روز درباره «ذکاوت» مدیرش لا ف می زند، اما روز بعد او را به باد انتقاد می گیرد. همکارانش از او فاصله می گیرند، زیرا از توقعات مداوم او برای توجه به تنگ آمده اند.
یک روز بعد از گم کردن یکی از صورت حساب هایش به قدری آشفته شد که مچ دست خود را با تیغ برید. از آنجا که سابقا نیز چندین بار سیگار بر روی دست خود خاموش کرده بود، لذا این واقعه موجب شد که مدیر به او اصرار کند درصدد کمک حرفه ای برآید.
● ماهیت اختلال شخصیت
اختلا ل شخصیت (bisorber Personality) عبارت است از الگوی ناسازگارانه و با دوام تجربه درونی و رفتار بیرونی که به زمان نوجوانی یا جوانی بر می گردد و در زمینه های زیر آشکار می شود:
▪ شناخت، یعنی روش های ادراک و تفسیر خود، دیگران و رویدادها
▪ حالا ت عاطفی
▪ عملکرد بین فردی
▪ کنترل تکانه ضعیف و مخدوش شده مثل خود زنی که در شرح حال آقای الف شاهد بودیم اما دقیقا افراد مبتلا به اختلال شخصیت چه کسانی هستند؟ در زندگی روزمره، همگی ما با آدم های این چنینی روبرو شده ایم:
۱) افرادی که عادت به دروغگویی دارند به صورتی که اگر دروغ نگویند روزشان شب نمی شود! این عده برای کوچکترین مسائلی که هیچ نفع مادی هم برای آنها ندارد باز دروغ می گویند، مثلا اگر ناهار آبگوشت خورده باشند به دروغ می گویند قیمه خورده اند!
۲) افرادی که هنگام عصبانیت سیگار روی دست خود خاموش می کنند، خود را می زنند، زخمی می کنند و گویی که به این شیوه عادت کرده اند!
۳) افرادی که حس می کنند از آنها زیباتر، باهوش تر، روشنفکرتر وموفق تر اصلا روی کره زمین پیدا نمی شود و در صورت وجود چنین فردی حس می کنند که احتمالا سو » تفاهمی پیش آمده است!
۴) افرادی که جز خود، به همه چیز و همه کس مشکو کند، تمام رفتارهای همسر خود را زیر نظر می گیرند، به بی اهمیت ترین و جزیی ترین اتفاقات با سو» ظن می نگرند و معتقدند که همه عالم و آدم در پی توطئه چینی علیه آنها هستند!
۵) افرادی که خوره کارند و خیلی کم می خندند یا تفریح می کنند، این عده آن قدر کم می خندند که تا بحال کسی دندان های آنها را ندیده است!
۶) و آدم هایی که ...
تمام مثال های یاد شده نمونه هایی از «اختلا ل شخصیت» هستند. یک فرد مبتلا به ناراحتی روحی - مثلا اضطراب یا افسردگی - از وضعیت خود در رنج است، لذا انگیزه برای رفتن پیش روانشناس و روانپزشک جهت درمان دارد. اما یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت، معمولا خودش نه رنجی می کشد و نه مشکلی در خود احساس می کند اما اطرافیان وی همگی متوجه اند که مشکلی در کار است; لذا وی را ترغیب می کنند که در پی کمک حرفه ای برآید. در عوض وی تمام «این اطرافیان» را عامل اصلی ناراحتی خود می داند.
از آنجا که اینگونه افراد به طور معمول از آنچه اجتماع به عنوان علایم آنها می شناسد، احساس ناراحتی نمی کنند، اغلب فاقد انگیزه درمان و حتی مقاوم در برابر آن هستند، در طبقه بندی های روانپزشکی، اختلالات شخصیت به سه دسته تقسیم شده اند:
۱) دسته الف رفتاری غریب و نامتعارف دارند،
۲) افراد مبتلا به دسته ب اغلب نمایشی، نامتعادل و هیجانی اند
۳) افراد دسته ج را هراسان ها و مضطرب ها تشکیل می دهند.
اختلال شخصیت مرزی مربوط به دسته دوم بوده و شایع ترین اختلال شخصیت محسوب می شود. شرح حال کوتاهی که در آغاز بدان اشاره شد متعلق به یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است.
● ویژگی های شخصیت های مرزی
«مرزی بودن» یعنی چه؟ تصور می شود که این افراد یک جایی در «مرز» بین روان رنجوری (اضطراب، افسردگی و...) و اسکیزوفرنی (آنچه که در زبان عامیانه بدان جنون گفته می شود) قرار دارند. برخی پژوهشگران معتقدند که اختلال شخصیت مرزی نوعی از اسکیزوفرنی یا افسردگی یا احتمالا آمیزه ای از آنهاست. مشخصه فرد مبتلا، ناپایداری در اکثر حوزه های زندگی است. شخصیت زن آلکس در فیلم «جذابیت شوم» نمونه خوبی است از آنچه یک فرد دارای شخصیت مرزی چه جور آدمی است. در یک صحنه بسیار دراماتیک این فیلم، آلکس شدیدا آشفته می شود و در لحظه ای، مچ دست خود را می برد.
شدت این موضوع نگاهی اجمالی است به ویژگی اصلی افراد مبتلا به این اختلال; یعنی «روابط میان فردی بی ثبات». شخصیت های مرزی تقریبا همیشه به نظر می رسد که در بحران و طوفان به سر می برند. چرخش های سریع خلق در اینها شایع است: یک لحظه ممکن است نزاع طلب باشند، لحظه بعد افسرده و لحظه ای دیگر شاکی از این که هیچ احساسی ندارند. افراد مبتلا به اختلا ل شخصیت مرزی اغلب دچار نوع خاصی از افسردگی می شوند که با احساس های پوچی و هیجان پذیری منفی متغیر مشخص می شود.
دیوید سلینجر، رمان نویس آمریکایی مجموعه داستانی دارد به نام «دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم». در این مجموعه، داستانی وجود دارد با نام «دهانم زیبا و چشمانم سبز» و مردی در آن توصیف می شود که در خانه منتظر آمدن همسر خود است و دیر کردن همسر، وی را شدیدا آشفته و هیجانی می کند و رفتارهایی از پشت تلفن نشان می دهد که بسیار به هیجان پذیری های شخصیت های مرزی شباهت دارد. افراد مرزی به ندرت دیگران را آزار می دهند اما عمیقا تحت تاثیر رویدادهای میان فردی قرار می گیرند که اغلب افراد به راحتی آنها را از سر می گذرانند.
این افراد روابط عمیق و پرتوقعی با دیگران برقرار می کنند و دیگران را نمی توانند خاکستری ببینند، بلکه یا همه را خوب خوب می دانند یا کاملا بد، پدیده ای که دو نیمگی (Splitting) نامیده می شود. آنها علا وه بر این که روابط آشفته ای دارند، اغلب در مورد «هویت» خودشان یا این که آنها واقعا کیستند، دچار سردرگمی می شوند. حتی بعد از این که دوره عادی جستجوی هویت را در نوجوانی پشت سر گذاشته اند باز هم مطمئن نیستند که از زندگی چه می خواهند و در سطح عمیق تر فاقد درک روشنی از خویشتن خویش هستند.
عدم اطمینان آنها درباره این که کیستند، به صورت تغییرات ناگهانی در گزینه های زندگی مانند برنامه های شغلی، ارزش ها، هدف ها و نوع دوستان جلوه گر می شود. احساس های مزمن کسالت و بی حوصلگی باعث می شوند افراد مبتلا به اختلا ل شخصیت مرزی به دنبال تحریک باشند. ماجرای روابط آنها، تا اندازه ای این جستجو برای تجربیات هیجانی شدید را نشان می دهد. امکان دارد برای رفع کسالت به رفتارهای تکانشی مانند ولخرجی های نسنجیده، رانندگی بی پروا، پرخوری، یا حتی دزدی از فروشگاه ها بپردازند.
هیجان ناشی از این فعالیت ها آنها را سرزنده می کند. تفکرات خودکشی گرا یا رفتار جرح خویشتن نیز در بین شخصیت های مرزی متداول است ولی گاها قصد ندارند خودشان را بکشند و این رفتار آنها که «خودکشی گونه» نام دارد، ژستی برای جلب توجه خانواده، معشوق یا متخصصان محسوب می شود. خودزنی آنها به وسیله چاقو یا خاموش کردن سیگار بر روی بدن نوعی پرخاشگری هدایت شده به سمت خود است. مرزی هیجان ها را همیشه در حالت اوج (peak) تجربه می کنند نه در حالت متعادل هنگامی که در حالت اوج هیجان قرار می گیرند - به ویژه احساس خشم یا گناه شدید - برای آرام کردن خود و کم کردن شعله هیجانات به خودزنی می پردازند; چرا که توان تبدیل حالا ت هیجانی خود به کلمات را ندارند و در نتیجه مجبورند که پرخاش شدید را متوجه خویشتن کنند.
● شخصیت های مشهور مبتلا به اختلال مرزی
افرادی مثل مارلین مونرو هنرپیشه لورنس عربستان، توماس ولف، آدلف هیتلر و زلدا فتزجرالد همگی دارای خصلت های شخصیتی شبیه به آنچه در افراد مبتلا به اختلا ل شخصیت مرزی دیده می شود بودند. هر یک از آنها به خاطر رفتارهای غیرقابل پیش بینی و بی اندازه متغیرشان، عدم تحمل گفت وگوهای عادی و اجتماعی، دوره های ناامیدی و بسیاری وقایع غیرعادی که مشخصه زندگی آنهاست، مشهور بودند. همچنین هیتلر در روز دوشنبه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ خودکشی کرد. از روز صدر اعظم شدن هیتلر دقیقا دوازده سال و سه ماه می گذشت...

اختلالات غیرقابل توجیه


یکی از اختلالات شایع روانی، اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی است که آنچنان الگو و قالب مشخصی ندارند. اگر می‌خواهید با برخی از این اختلالات آشنا شوید با ما همراه شوید. ویژگی‌های بعضی از اختلالات روانی شامل علایم و نشانه‌های فیزیکی است که نشان‌دهنده مشکلات ناشی از بیماری است اما به‌طور کامل، بیماری پزشکی را توجیه نمی‌کند...
علایم و نشانه‌های مربوط به اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی یا شبه‌جسمی، ممکن است در مرحله بحرانی زندگی آغاز شود و با رفع استرس یا آموزش سازگاری به فرد مبتلا برطرف شود. علایم و نشانه‌ها شبیه حالت‌های طبیعی همراه با استرس و آشفتگی روانی است اما در اختلال شبه‌جسمی علایم و نشانه‌ها شدیدتر هستند و طی یک دوره مداوم ادامه دارند. انواع اختلالاتی که از نظر پزشکی علایم و نشانه‌های غیرقابل توجیه دارند عبارت‌اند از: اختلال جسمی‌سازی، اختلال درد، اختلال تبدیلی و خودبیمارانگاری.
● اختلال جسمی‌سازی
تبدیل شدن تجارب روانی به علایم جسمانی اختلال جسمی‌سازی است. چنین افرادی برای چند سال متوالی، دچار بیماری‌های جسمانی هستند ولی وقتی که پزشک آنها را مورد معاینه قرار دهد علت فیزیکی واضحی پیدا نمی‌کند. برخی نشانه‌ها و علایم اختلال جسمی‌سازی شامل کمردرد، سردرد، درد مفصل و درد قفسه‌سینه است. همچنین برخی مشکلات گوارشی از قبیل التهاب معده، تهوع، استفراغ و اسهال نیز از دیگر علایم این اختلال به شمار می‌رود. این علایم به‌طور معمول در نوجوانی شروع می‌شود و بیشتر بین خانم‌ها رایج است.
● اختلال درد
اختلال درد شامل تجربه درد به مدت طولانی‌ است و هیچ دلیل فیزیکی، علت درد را آشکار نمی‌کند. این اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس فیزیکی داشته باشد. اختلال درد به‌طور معمول بین ۳۰ تا ۵۰ سالگی شروع و به‌طور ناگهانی ظاهر می‌شود و پس از چند هفته یا چند ماه درد آن بدتر می‌شود. تداوم این اختلال در خانم‌ها دو برابر آقایان است. افراد دچار این اختلال ممکن است که کارشان را رها کنند. از یک پزشک به پزشک دیگر می‌روند و از روش‌های زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده می‌کنند. این اختلال می‌تواند به استرس منجر شود.
● اختلال تبدیلی
علایم و نشانه‌های این اختلال، حسی و حرکتی است. نشانه‌های حسی شامل از دست دادن حس درد یا لامسه، دوبینی، کوری و کری است. علایم و نشانه‌های بیماری مربوط به عملکرد حرکتی شامل ضعیف شدن تعادل و هماهنگ‌سازی، فلج شدن، مشکل در بلع یا تولید صدا است. برخی افراد حتی به حملات قلبی، صرع یا تشنج نیز دچار می‌شوند. نتایج آزمایش‌های عصبی و دیگر آزمایش‌ها، هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نمی‌دهند ولی عوامل روان‌شناسی از قبیل استرس، عامل به وجود آمدن یا بدتر شدن علایم و نشانه‌های مربوط به این اختلال هستند و به طور معمول در نوجوانی و ابتدای جوانی ظاهر می‌شوند.
● خودبیمارانگاری
خودبیمارانگاری یک نوع دل‌نگرانی، همراه با ترس از بیماری است. یعنی شما باور می‌کنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش علایم فیزیکی یا احساس بیمار بودن را بازی می‌کنید حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال فیزیکی، یک ترس بی‌دلیل از بیماری ادامه دارد. تغییر در میزان ضربان قلب شما ایجاد می‌شود. افزایش تعریق و درد معده، به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری است. فکر و ذهن شما، نگران ارگان‌های بدن شماست. به عنوان مثال نگرانی از اینکه شما بیماری قلبی دارید. اغلب اشخاص خودبیمارانگار، توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و از تلاش‌های پزشک برای سلامت خود قدرشناسی نمی‌کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که در اختلالی موسوم به اختلال تصنعی (مونچ‌هاوزن) شخص علایم یک بیماری جسمی را شبیه‌سازی می‌کند و یا یک آسیبی به خود می‌زند تا به این ترتیب توجه دیگران را به خودش و بیماریش جلب کند.
● درمان
پزشک یک معاینه کامل انجام می‌دهد و دلیل فیزیکی علایم بیماری‌ شما را تا حد امکان مورد تحقیق قرار می‌دهد. وقتی که برای بیماری‌ شما دلیلی یافت نشود، بیماری روانی دیگری از جمله اضطراب و افسردگی مطرح می‌شود. به طور معمول درمان، روی روش زندگی شما متمرکز می‌شود به طوری که شما بیش از حد تصنعی و محدود نباشید. این درمان شامل روان‌درمانی و تا حد امکان داروی ضدافسردگی است. داروی ضدافسردگی برای شخصی که افسردگی دارد ممکن است به همراه خود اختلال شبه‌جسمی هم داشته باشد که برای وی مفید است. این دارو همچنین درد را کنترل می‌کند و خواب را بهبود می‌بخشد.

شناسای بیماری روانی از دوران کودکی


مطالعات بر روی بیش از ۸۰ هزار بیمار روانی در آمریکا نشان داد که در بیش از نیمی از آنها این بیماری ها از سنین ۱۴ سالگی آغاز شده است.
در بسیاری از آنها این بیماری ها، ابتدا با علائم کوچک و کم اهمیتی مثل خجالتی بودن و کمی عصبانیت، آغاز شده اما پس از مدتی به یک افسردگی شدید و جدی، ترس بیمارگونه یا عصبانیت وحشتناک تبدیل شده است.
حدود یک سوم بیماران وقتی به سنین ۲۴ و بیشتر می رسند، متوجه بیماری خود می شوند و درمان را آغاز می کنند. آنها فکر می کنند این بیماری خیلی بی اهمیت و جزئی است و به زودی درمان می شود. حتی عده ای پس از تشخیص هم درمان را آغاز نمی کنند و تصور می کنند خود به خود درمان خواهند شد. بیماری های روانی امروزه در بین جوانان و نوجوانان شیوع بسیاری پیدا کرده است و به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است و به عقیده پزشکان باید از کودکی مراقب رفتار فرزندان خود باشیم و در صورت مشاهده هر یک از علائم شناخته شده، سریع به پزشک مراجعه کرده و درمان را قبل از اینکه بیماری به مراحل حادتر برسد، آغاز کنیم.

نکاتی که باید در درباره‏ٔ بیماری‏های روانی بدانیم !


بیماری روانی ممکن است هر کس را رنجور سازد. سن وسال، محدودیت، وضع اقتصادی، نژاد، مرام و مذهب یارنگ آدمی در آن اثر ندارد.
در طول قرن گذشته، دانش پزشکی در شناخت ،درمان واز میان بردن علت‏های بسیاری از بیماری‏ها، مشتمل بربیماری‏های روحی، به پیشرفت‏های شگرفی دست یافته‏است.
در عین‌حال، هر چند پزشکان هم‌چنان به گشودن برخی‏از رمز و رازهای مغز سرگرم‏اند، ولی بسیاری ازکارکردهای آن، معماگونه است. حتی در مرکزهای‏پژوهشی معتبر، هیچ کس از طرز کار عضو یاد شده یاعلت کاستی‏های آن اطلاع چندانی ندارد.
پژوهشگران به این نتیجه رسیده‏اند که شاید بسیاری ازبیماری‏های روانی، پیامد عدم تعادل شیمیائی مغز باشد.امکان دارد این نابرابری، ارثی بوده و یا بر اثر فشار روحی‏بی اندازه یا سوء مصرف مواد مخدر پدید آید.
گاهی از یاد می‏بریم که مغز ما، همچون تمامی اندام‏های ‏دیگرمان در برابر بیماری‏ها، آسیب‏پذیر است. مبتلایان ‏به بیماری‏های روحی، گاه چند گونه رفتار، همانند اندوه و زودآزاری بی‏اندازه و در موردهای حادتر ممکن است وهم‏زدگی و گوشه‏گیری کامل را از خود نشان دهند.
چنین افرادی به‏جای برخورداری از رحم، همدلی ومحبوبیت، به احتمال زیاد گرفتار دشمنی، تبعیض و داغ ‏ننگ می‏گردند.
بهبود، امکان‏پذیر است. نشانه‏های بیماری را می‏توان بایاری و درمان، صحیح کاهش داد یا از میان برداشت.
تجهیز نیروهای شخصی، فراگیری مهارت‌های مراقبت نیکواز خود و بهره مندی از خدمات حرفه‏ای مناسب، سبب‏ می‏گردد که مردم بتوانند بر صدمه‏های ناشی ازبیماری‏های روحی غلبه کنند.
● بیماری روانی چیست؟
بیماری روحی، به ناخوشی گفته می‏شود که در پندار،دریافت و رفتار آدمی، آشفتگی پدید می‏آورد. اگر این به‏هم خوردگی، توان شخصی در رویاروئی با ضروریات وامور روزمره را به طرز چشمگیری گزند برساند، در این‏صورت او اعم از زن و مرد، باید به سرعت برای مداوا نزدمتخصص بهداشت روانی بشتابد. مراقبت‏ها و معالجه‏درست، باعث می‏شود که بیمار بهبود یابد و فعالیت‏های‏عادی خویش را از سر بگیرد.
تصور همگان بر این است که بیماری‏های روانی ازعلت‏های زیستی ریشه می‏گیرد؛ درست مانند سرطان،مرض قند و بیماری‏های قلبی، اما شماری از اختلال‏های ‏روحی بر اثر محیط و تجربه‏های انسان به وجود می‏آیند.
● پنج مقوله عمده‏ٔ بیماری روانی
۱) اختلال اضطرابی
این دسته از اختلال‏ها، شایع‏ترین بیماری‏های روانی راتشکیل می‏دهند سه نوع آنها عبارتند از: هراس‏ها، اختلال‏های وحشت‏زدگی و روان رنجوری‏های وسواسی‏فکری ـ عملی. هراسناکان، از شی یا وضعیت خاصی، بیمناک یا وحشت‏زده می‏شوند اختلال‏های هراسناکانه، شامل احساس‏های شدید و ناگهانی، دهشت بدون هیچ‏دلیل ظاهری است و نشانه‏هایش به حمله قلبی شبیه است ‏آنانی که دربند روان رنجوری وسواسی فکری - عملی‏اسیرند، می‏کوشند که با بازگوئی واژه‏ها یا عبارت‏ها یاپرداختن به رفتارهای تکراری و همیشگی مانند دست‏شستن پیاپی، با نگرانی خویشتن، دست و پنجه نرم کنند.از سایر اختلال‏های اضطرابی ”اختلال فشار روانی پس‏آسیبی“ (پی تی اس دی) و ”اختلال اضطراب فراگیر“ را می‏توان نام برد.
۲) پریشان حالی
اختلال‏های خلقی شامل افسرده حالی و اختلال دوقطبی‏یا شیدائی ـ افسردگی است. احتمال دارد این نشانه‏ها، دربرگیرنده‏ٔ تغییرهای خلق و خو از قبیل غمگینی یا شورو هیجان فراوان، آشفتگی‏های مربوط به خواب و تغذیه و دگرگونی‏هائی در میزان فعالیت و نیرو باشند. در این گونه‏اختلال‏ها، ممکن است خودکشی هم خطری به شمار آید.
۳) روان گسیختگی
اختلال شدیدی است که در شیوه‏ٔ پندار، احساس واعمال بشر اثر می‏گذارد. گمان می‏رود که روان گسیختگی‏به واسطه عدم تعادل مواد شیمیائی در مغز صورت پذیرد و چند علامت همانند توهم، بیهوده‏گوئی (هذیان)، عزلت‏گزینی، گفتار گسسته و استدلال ضعیف از خود می‏نمایاند.
۴) زوال عقل (عقل فرسودگی)
این دسته از نابسامانی‏ها را بیماری‏هائی چون زوال عقل‏پیری (آلزایمر) تشکیل می‏دهد که به فقدان کارکردهای ‏ذهنی از جمله ضعف حافظه و کاهش مهارت‏های عقلی وبدنی می‏انجامد.
۵) اختلال‏های غذائی
بی‏اشتهائی عصبی و پراشتهائی روانی، از بیماری‏هائی‏خطرناک و بولقوه مرگ بار شمرده می‏شوند کسانی که به‏اختلال‏هائی از این دست گرفتارند، از نظر غذائی دل‏مشغول بوده و بیم از چاق شدن‏شان نامعقول می‏باشد.
بی‏اشتهائی عصبی، گرسنگی کشیدن است و حال آن که ‏پراشتهائی روانی شامل پرخوری و پاک‏سازی مزاج از طریق استفراغ عمدی یا سوء مصرف ملین‏ها می‏باشد امکان دارد این حالت از ورزش زیاد هم پدید آید.
۶) برداشت‏های نادرست متداول درباره‏ٔ بیماری‏های‏روانی
افسانه: بچه‏ها و جوانان دچار مشکل‏های بهداشت روانی‏نمی‏شوند.
حقیقت: تخمین زده شده است که افزون بر ۶ میلیون‏جوان در آمریکا به احتمال زیاد از اختلال بهداشت روانی‏رنج می‏برند که قدرت عمل آنان را در خانه، مدرسه یا دراجتماع به شدت مختل می‏سازد.
افسانه: نیازمندان به مراقبت‏های روانی را باید در آسایشگاه روانی نگه‏داشت.
حقیقت: امروزه به برکت پشتیبانی‏ها، برنامه‏ها و یاداروهای مختلف، مردم زندگی پرباری دارند.
افسانه: بیماران روانی، خطرناکند.
حقیقت: جمع زیادی از این نوع افراد، خشن نیستند. درمواردی که خشونت رخ می‏نماید رخداد، ناشی از همان‏دلیل‏هائی است که به عموم مردم مربوط می‏شود مانند درمعرض خطر قرار گرفتن یا مصرف افراط‌آمیز مشروبات‏الکلی.
افسانه: اشخاص مبتلا به بیماری‏های روانی قادرند مشاغل‏پیش‏پا افتاده را برعهده گیرند، ولی شغل‏های مهم یاپرمسئولیت رانمی‏توانند بپذیرند.
حقیقت: بیماران روحی، مانند افراد دیگر، با توجه به‏توانائی‏ها، تجربه‏ها و انگیزه‏ٔ خودشان استعداد دارند که‏در هر سطحی کار کنند.
شما چگونه با بیماری روحی مبارزه می‏کنید؟
۱) تجربه خویش را با بیماری روانی تقسیم کنیدسرگذشت شما به دیگران می‏فهماند که بیماری روانی‏باعث خجالت نیست.
۲) به بیماران روانی کمک کنید که بار دیگر به اجتماع‏ پیوندند. از کوشش‏های ایشان در دست‏یابی به محل‏س************ت و شغل، پشتیبانی کنید.
۳) در مقابل گفته‏های دروغ، در مورد تصور غلط مردم‏راجع به بیماری روحی، از خود واکنش نشان دهید.
بسیاری از افراد در این باره نظرهای اشتباه و زیان‏باری‏دارند ممکن است حقایق و اطلاعات به تغییر اندیشه‏ها وکنش‏های‏شان یاری کند.

تندخوئی و عصبانیت


یکی از حالات بد و ناراحت کننده در بعضی از اشخاص عصبانیت و تندخوئی است و بسیاری از حوادث غیر مترقبه و دور از انتظار موقعی پیش می‌آید که شخص عصبانی شده و کنترل خود را از دست بدهد. بد نیست بدانید که در بدن ما سه نوع دستگاه عصبی وجود دارد:
۱) مغز که در کاسه سر قرار گرفته و دارای اهمیت و وظایف حیرت‌آوری است که هنوز پس از سال‌ها مطالعه و تحقیق تمام وظایف و اعمال آن برای ما شناخته شده نیست. به‌طور کلی بعضی از اعمال بدن مستقیماً به وسیله مغز انجام می‌گیرد مثل فرمان دادن به بسیاری از عضلات و اعضاء، کنترل کردن سیستم‌‌های عصبی دیگر ”یعنی به‌عنوان یک فرمانده مقتدر کار اعصاب خودکار را در شرایط خاص کنترل می‌کند“. مراکز اعصاب واقع شده در مغز را اعصاب مرکزی می‌نامند.
۲) سیستم اعصاب سمپاتیک که در کنار مهره‌های ستون فقرات به صورت غده‌های کوچک عصبی دیده می‌شود و رشته‌های خود را به تمام قسمت‌های بدن می‌فرستد و کارهای زیادی انجام می‌دهد. اعصاب سمپاتیک در اطراف عروق به‌خصوص شریان‌های بزرگ به صورت شبکه‌ای قرار گرفته‌اند. وقتی برای بدن حادثه‌ای رخ دهد مثلاً به خونریزی دچار شود و خون زیادی از دست بدهد بدن برای کم کردن ظرفیت و گنجایش رگ‌های خود با تحریکی که به وسیله اعصاب سمپاتیک انجام می‌شود تمام عروق را منقبض می‌کند یعنی با تنگ شدن عروق، با وجود خون کمی که در رگ‌ها وجود دارد می‌تواند حجم رگ‌ها را پر کند و به اصطلاح بدن با حجم کمتری از خون، مهم‌ترین وظیفهٔ خود را که رسانیدن خون به قلب و مغز است انجام ‌دهد. در چنین حالتی، اعصاب سمپاتیک از خود ماده‌ای به نام آدرنالین و در مراکز مربوط به همین اعصاب، نور آدرنالین ترشح می‌کند و همین کار یعنی ترشح این دو ماده باعث افزایش فشار خون و کم شدن حجم خون می‌شود.”البته تحریک اعصاب سمپاتیک گاهی کار سیستم عصبی پاراسمپاتیک را نیز کنترل می‌کند.
۳) سیستم پاراسمپاتیک از آن دسته از اعصاب خودکار است که کارش را مثل سیستم قبلی به طور اتوماتیک انجام می‌‌دهد. تحریک اعصاب پاراسمپاتیک باعث کند شدن ضربان قلب، گشاد شدن رگ‌های خونی، تحریک روده و دفع مواد زائد یعنی تخلیه مدفوع، تخلیه صفرا جهت هضم کردن غذا با ترشح ماده‌ای به نام استیل کولین و منقبض کردن کیسه صفرا، تحریک لوزالمعده برای ترشح سه آنزیم هضم کننده یعنی”آمیلاز“ ،”لیپاز“و”تریپسین“ برای هضم مواد نشاسته‌ای، چربی و پروتئین، تنگ شدن مردمک چشم، پائین آوردن فشار خون و... می‌شود.
سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک با هم به طور متعادل و هماهنگ کار می‌کنند. اکنون تصور کنید که شخصی یک‌مرتبه عصبانی شود، از کوره در رود و تعادلش را از دست بدهد. به اصطلاح خون جلوی چشمانش را بگیرد و این حالت، مرتباً تکرار شود. بدین ترتیب بسیار امکان دارد که در یکی از این موارد که دیگر اعصاب مرکزی روی سیستم اعصاب کنترل خود را از دست داده، فرد به کسی چاقو بزند، آدم بکشد، ظروف و اشیاء قیمتی را بشکند، خانه را آتش بزند، خودش را از بالای بام به پایین پرتاب کند، به‌سوی مردم تیراندازی کند و کارهای بسیار خطرناک و باورنکردنی انجام دهد. در چنین حالتی معمولاً بر اثر ترشح مقادیر زیادی آدرنالین فشار خون بیمار به شدت بالا می‌رود، نبض تند می‌شود، ضربان قلب بالا می‌رود و فرد تندخو فریاد می‌کشد، حریف و رقیب می‌طلبد و...
اگر در میان فامیل و دوستان خود چنین افرادی را سراغ دارید باید به آنها توصیه کنید تا غذاهائی بخورند که در بدنشان باعث ترشح زیاد آدرنالین نشود. یکی از این غذاها پنیر، به‌خصوص پنیرهای کهنه است که دارای تیرامین فراوان بوده و این تیرامین باعث تحریک مرکز عصبی و ترشح مقادیر زیادی آدرنالین و نور آدرنالین می‌شود و حالت عصبی چنین افرادی را صدچندان می‌کند. بهتر است این گروه از افراد اصلاً پنیر نخورند به‌خصوص آن که تیرامین در افرادی که زمینه ابتلا به میگرن را دارند باعث پیدایش سردردهای میگرنی شده و همین سردرد باعث عصبانیت بیشتر آنها می‌شود. توصیه می‌شود در چنین مواردی برای فرو نشاندن خشم بیمار، از داروهای آرام بخش استفاده کنید و فکر بیمار را از موضوع منحرف نمائید و از وجود افرادی که به شدت مورد علاقهٔ وی هستند کمک بگیرید. البته خورانیدن آب بسیار سرد به بیمار و حتی پاشیدن آب سرد به صورت او و دعوت شخص به آرامش،بسیار مؤثر است . ناگفته نماند که غذاهای خیلی شور نیز به ایجاد چنین حالتی کمک می‌کند بنابراین حساب کنید که اگر چنین شخصی پنیر زیاد بخورد و آن هم پنیر خیلی شور، چه اتفاقی خواهد افتاد؟!!! به هر حال بهتر است افراد تندخو، از خوردن نمک پرهیز کنند و یادشان باشد که گاهی در بعضی نان‌ها نیز نمک زیادی می‌‌‌ریزند. خوراکی‌هائی مثل پفک نمکی، خیار شور، هویج و گل کلم و بسیاری از خوراکی‌های دیگر که مملو از نمک هستند باعث تندخوئی می‌شوند.
برای رفع عصبانیت چه غذائی مفید است؟ یکی از بهترین خوراکی‌هائی که می‌تواند به طور اعجاب‌آور، تندخوئی را برطرف کند لیموترش است البته منظور لیموترش کوچک شیراز و جهرم و جنوب ایران است که به اصطلاح Lime نام دارد. این میوه خاص جنوب آسیا است و به نظر می‌رسد که اعراب این میوه را از هندوستان در سال‌های بین ۷۵۰ تا ۹۰۰ میلادی به کشورهای عربی آورده باشند.این میوه تا قبل از آغاز جنگ‌های صلیبی، برای اروپائیان نا شناخته بود و تازه از سال ۱۶۲۶ اروپائیان با آن آشنا شدند وتعدادی از درخت‌های آن را در کشور موزامبیک یافتند. از آن پس، به خاطر پیشگیری ملوانان از ابتلا به بیماری اسکوربوت ”که در نتیجه کمبود ویتامین c در بدن ایجاد می‌شود و موجب خونریزی می‌گردد“ هر روز به ملوانان تعدادی لیموترش ” به صورت جیره غذائی“ می‌دادند. بعدها کاشت این میوه در کالیفرنیا وفلوریدا مرسوم شد و بعد از سرمای شدید فلوریدا در سال ۱۸۹۴ به کلی مزارع لیموترش این ایالت از بین رفت و کاشت آن به ایالت کالیفرنیا منحصر شد. خوردن لیموترش برای مبتلایان به پادرد همچنین برای کسانی که خونشان خاصیت اسیدی دارد بسیار مفید است زیرا خون را قلیائی می‌کند. بعضی از محققین آن را wonderfulcoolerforthebrain نام داده‌اند. این ماده خشم را به سرعت برطرف می‌کند و نفرت را می‌زداید. بهترین راه برای مصرف کردن لیمو ترش ریختن آب لیمو ترش تازه، بر روی غذاهاست. آب لیموئی که از قبل گرفته شده و در شیشه ریخته‌اند، خاصیت و تأثیر چندانی ندارد.