مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

غنی سازی رابطه با کودک

ادامه یک زندگی موفق برای همه مردم به واسطه آموزش مثبت فراهم خواهد شد. زیرا هر لحظه از زندگی ، مستلزم یک رفتار خاص می باشد که بدون پیشرفت غیر ممکن است . دراین خصوص نقش والدین در آموزش کودکان به ویژه درابتدای زندگی اهمیت حیاتی دارد . کودکان باید به منظور نشان دادن اعمال خوبی که پیش از این آنها را بروز نمی دادند ،رفتار خود را اصلاح کرده واعمال بحث برانگیز خود را تغییر دهند . این ساخت و تغییر رفتار می تواند در طی فرایند آموزش ، به وسیله ی کمک والدین ، مربیان و جامعه صورت پذیرد . والدین ، به ویژه مادران که زمان بیش تری را با کودک می گذرانند ، باید همه ی سعی خود را برای آموزش روش ها ومفاهیم جدید ، به منظور تغییراتی برای بهبود رفتار و زندگی کودکانشان به کار برند . برای رسیدن به این هدف ، باید نظرات وراه های جدید به کودکان ارائه شود که به وسیله ی آموزش و کاربردشان در آنها می توان رفتاری مثبت به وجود آورد . همچنین آنها باید اطلاعات کافی داشته باشند تا کودکان را برای یادگیری تحریک و علاقمند سازند . به طور اساسی یادگیری اساس زندگی فرد را تشکیل می دهد. در این رابطه، توجه خانواده‌هابه نکات کلیدی زیر، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است: 1. والدین برای کودکان خود سرمشق به شمار می‌روند و این سرمشق‌ها تعیین می‌کند که کودکان به چه چیزهائی اهمیت می‌دهند. بررسی‌ها نشان می‌دهند کودکان زمانی در مدرسه عملکرد خوبی دارند که والدین آنها ملاک‌های تحصیلی واقع‌بینانه‌ای را برایشان تعیین کرده باشند. یعنی از همان ابتدای ورود به مدرسه والدین الگوی رفتاری جدیت را از خود بروز دهند و این ویژگی را تا پایان دوره تحصیل فرزند خود حفظ نمایند. لازم است به والدین یادآوری شود که تنوع فعالیت‌ها در زمینه‌های اجتماعی، آموزشی و تفریحی برای کودکان مفید است و کار مدرسه نباید لزوماً جایگزین این فعالیت‌ها شود ولی در این رابطه والدین می‌بایست برنامه منظمی را برای خود و فرزندانش در قالب برنامه هفتگی طراحی کنند. 2. کودکان از رابطه‌ای بیشترین بهره را می‌برند که از لحاظ کلامی غنی و از نظر عاطفی حمایت‌گرانه باشد. معمولاً هر چه کودکان بزرگ‌تر می‌شوند مدت زمانی که با والدین گفت و گو می‌کنند کاهش می‌یابد. برنامه‌های روزمره مانند صرف شام همراه با آرامش می‌تواند فرصت مناسبی برای گفت و گو اعضاء خانواده باشد. وابستگی عاطفی پایدار و منسجم میان والدین و فرزندان که با ابراز محبت جلوه می‌کند به مناسبات کودک با محیط خارج استحکام بیشتری می‌بخشد و باعث ایجاد نگرش‌های مثبت در مدرسه و در امر یادگیری می‌شود. والدین بهتر است شنوندگان خوبی باشند و گفت‌ و گوی ناچیز روزمره را به مکالمه‌ای غنی میان افراد خانواده مبدل سازند. خانواده‌های پر مشغله ممکن است عادت گفت و گو را از دست بدهند. می‌توان از والدین خواست که هر روز حداقل دقایقی را به گفت و گوی خصوصی با فرزند خود اختصاص دهند و بدون حضور دیگر اعضاء خانواده یا روشن بودن تلویزیون به دقت به حرف‌های فرزند خود گوش کنند. باید به آنها نشان داد که این لحظات ارزشمند و گران‌بها است.

چرا کودکتان از بازی کردن میترسد؟

بعضی از کودکان از بازی با وسایلی که پیچیده است می‌ترسند، حتی اگر بازی با کامپیوتر باشد در این زمان والدین می‌توانند در نقش مربی ظاهر شوند همه بچه‌ها عاشق بازی کردن هستند اما شاید برایتان عجیب باشد که بدانید بعضی از بچه‌ها از بازی کردن می‌ترسند! سراغ پارک‌ها و اسباب بازی‌هایشان نمی روند و معمولا تمایلی به تجربه‌های جدید و تحرک بدنی ندارند. پزشکان به والدین در خصوص ترس کودک از بازی با وسایل بازی در پارک‌ها و یا مکان‌های تفریحی هشدار می‌دهند و می‌گویند این ترس ممکن است علت روانی داشته باشد و به تدریج با بزرگ شدن کودک مشکلات بیشتری برای کودک ایجاد شود. بعضی از کودکان از بازی با وسایلی که پیچیده است می‌ترسند، حتی اگر بازی با کامپیوتر باشد در این زمان والدین می‌توانند در نقش مربی ظاهر شده و لازم و راهنمایی‌های مفید را به کودک بکنند تا او ترس کمتری پیدا کند. گفتنی است اما ترس کودک از بازی با وسایلی مانند سرسره را باید جدی گرفت، البته در اکثر اوقات این ترس به دلایل اکتسابی رخ می‌دهد و ترس والدین از بروز مشکل برای کودک و صدمه دیدن او باعث می‌شود تا ترس در چهره و رفتار آنها نمایان شود، کودک نیز در سنین کم بسیار تحت تأثیر والدین خود قرار دارد و این باعث می‌شود تا او نیز دچار ترس شود. بررسی‌ها نشان می‌دهند در موارد دیگر به غیر از ترس‌های اکتسابی ترس کودک از بازی با وسایل بازی و یا حتی همسالان می‌تواند علل مشکلات روانشناسی داشته باشد و در این مواقع والدین به هیچ وجه نباید کودک را تنبیه و یا به اجبار وادار به بازی کنند بلکه می‌توانند از راهنمایی و مشورت با متخصص روانشناس کودک بهره ببرند تا در آینده کودک دچار مشکلات بیشتر نگردد.

به این دلایل کودکتان را ببوسید

تماس نزدیک لب، دهان و بینی و افزایش احتمال انتقال آلودگی ها و عوامل بیماری زا و شیوع بیماری هایی مانند آنفلوانزای خوکی، برخی والدین را درمورد بوسیدن زیاد فرزندشان دچار تردید کرده است. در حالی که بوسیدن می تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد. مطالعه های جدید نشان داده فواید بهداشتی بوسیدن کودکان (مخصوصا توسط مادر) بر سلامت آنها در سال های آینده نیز تاثیرگذار است. بررسی ها نشان داده مهر و محبت و بوسه های مادرانه هورمون های استرس کودک را کاهش می دهد و مادرهای مهربانی که فرزندشان را زیاد می بوسند با این کار فواید بهداشتی بسیار زیادی برای فرزند دلبندشان فراهم می کنند. نتایج یک مطالعه جدید نشان داده است که تجربه های اولیه دوران کودکی می تواند از طریق تاثیر بر احتمال التهاب مزمن در بدن و واکنش سیستم ایمنی که خط مقدم دفاع بدن در برابر بیماری هاست، اثر ماندگاری بر سلامت بدن داشته باشد. این مطالعه نشان می دهد در آغوش گرفتن، بوسیدن و ابراز محبت توسط مادران می تواند به کاهش استرس کودک و فرونشاندن هورمون هایی که در ایجاد التهاب در بدن نقش دارند، کمک کند. مهر مادر، سلامت کودک اینکه التهاب عامل تعیین کننده بیماری است موضوعی ثابت شده است اما محققان گروه بیولوژی مولکولی دانشگاه کالیفرنیا برای یافتن عامل تعیین کننده التهاب، نمونه خون ۵۳ فرد بزرگسال که در طبقات پایین اجتماعی و اقتصادی بزرگ شده بودند را مورد بررسی قرار دادند. نیمی از این افراد در دوران کودکی و هنگام رشد، روابط خانوادگی نزدیک و صمیمی با مادرانشان داشته اند و نیم دیگر در دوران کودکی روابط سرد و دوری با مادرانشان داشته اند. بررسی نتایج نشان داد، نشانگرهای ژنتیکی التهاب (که در طول زمان می تواند عوارضی برای بدن داشته باشد) در نمونه خون افرادی که در دوران کودکی رابطه گرمی با مادرشان داشته اند کمتر است. این نشانگرهای ژنتیک، مولکول هایی هستند که ژنی را که به طور فعال تغییر شکل می دهد و به پروتئین هایی که در ایجاد التهاب نقش دارند تبدیل می شوند شناسایی می کنند. مطالعه های قبلی، ارتباط سطح پایین اجتماعی و اقتصادی را با افزایش احتمال التهاب و بیماری های مزمن نشان داده بود اما یافته های جدید بر اهمیت رابطه صمیمی و نزدیک مادر و کودک به ویژه در محیط های پراسترس تاکید می کند. این یافته ها که در مجله روان شناسی مولکولی منتشر شد با مطالعه های قبلی که نشان داده بود رابطه نزدیک خانوادگی می تواند کودکان را در برابر برخی پیامدهای منفی رشد در خانواده های فقیر محافظت کند، همخوانی دارد و نشان می دهد فرزندپروری خوب توسط والدین حتی می تواند از آثار منفی رشد در شرایط نامناسب که ممکن است تا سال ها باقی بماند، پیشگیری کند و مسیرهای نوشته شده ژن ها را بی اثر کند. التهاب و بیماری پروتئین هایی که باعث التهاب می شوند هنگام عفونت برای پیام رسانی به سیستم ایمنی و رساندن پیام تقویت سیستم دفاعی به سلول های دیگر بدن ضروری هستند اما هنگامی که افراد از شرایط استرس بیرون می آیند، ممکن است بدنشان نتواند التهاب را متوقف کند. به گفته محققان، این موضوع در طولانی مدت برای بدن خوب نیست. در واقع وجود این پروتئین ها تنها در محل و زمان مورد نیاز ضروری است و بقیه زمان ها باید خاموش باشند. التهاب مزمن با برخی بیماری ها مانند بیماری های قلبی و عروقی، دیابت، افسردگی و سرطان ارتباط دارد. محققان التهاب را به بذری که ایجاد بیماری می کند تشبیه می کنند. برای مثال بررسی ها نشان داده است سطح بالای التهاب احتمال برگشت سرطان پستان را در زنانی که درمانشان موفقیت آمیز بوده است تا ۲برابر افزایش می دهد بنابراین این موضوع که تجربه های اولیه زندگی می تواند بر ترشح هورمون هایی که احتمال التهاب مزمن را در بدن کم یا زیاد می کند تاثیر بگذارد، بسیار مهم است. روابط خانوادگی نامناسب مطالعه جدید دیگری که انجام آن ۱۸ماه طول کشید و نتایجش ۲۹ آوریل در مجله علم روان شناسی منتشر شد، نشان داد نشانگرهای التهاب در دختران نوجوانی که زندگی خانوادگی نامناسبی داشته اند و در شرایط توهین آمیز و همراه با خشونت رشد کرده اند در مقایسه با دخترانی که شرایط بهتری داشته اند بیشتر است. با این حال زندگی در شرایط نامناسب و توهین آمیز و داشتن رابطه سرد با مادر به معنی ایجاد بیماری در سال های آینده نیست اما محققان می گویند تجربه های اولیه خانوادگی عاملی است که در شکل گیری شیوه پاسخ بدن به استرس موثر است. پژوهشگران گروه روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا نیز این موضوع را که علاوه بر سطح پایین اقتصادی و اجتماعی عوامل دیگری می تواند از ما محافظت کند، امیدوارکننده دانسته اند و اعلام کرده اند سایر روابط نزدیک نیز می تواند آثار حفاظتی مشابه مهر مادر و فرزندی داشته باشد. سطح پایین اجتماعی و اقتصادی می تواند با تاثیر بر کورتیزول (هورمون استرس) بر التهاب اثر بگذارد اما محققان در این بررسی دریافتند گرمای مادری از طریق مولکول های دیگری که در واکنش های التهابی نقش دارند عمل می کند. این تحقیقات می تواند در چگونگی درمان افراد در آینده نقش داشته باشد. محققان به دنبال تولید داروهایی هستند که بتوانند از راه های مختلف بر التهاب تاثیر بگذارند. فواید بوسه برای مادر بوسیدن کودک برای مادر هم فوایدی دارد. مطالعه ها نشان داده هنگام بوسیدن سطح اکسی توسین (ماده شیمیایی آرامبخش بدن) و آندورفین خون (ماده شیمیایی که در بدن حالت سرخوشی ایجاد می کند) افزایش پیدا می کند. همچنین بوسیدن باعث افزایش دوپامین که به احساس وابستگی و دلبستگی عاطفی کمک می کند، می شود. بررسی ها نشان داده است بوسیدن کودک سیستم ایمنی مادر را تقویت می کند. محققان می گویند هنگام بوسیدن۳۰ عضله صورت فعال می شود و بوسه عضلات صورت را قوی نگه می دارد و نکته آخر اینکه با هر بوسه ۲ تا ۶ کالری انرژی سوزانده می شود بنابراین بدون هیچ شک و تردیدی فرزندتان را در آغوش بگیرید و ببوسید؛ بدون هیچ قید و شرطی به او ابراز محبت کنید و هر دو از فواید کوتاه مدت و ماندگار آن بهره مند شوید

جند روش برای جلوگیری از لجبازی کودکان

پدران و مادران با کمی خلاقیت و ابتکار می توانند بدون نگرانی و عصبانیت راه حل های مناسبی را برای برخورد با کودکان خود در زمینه های رفتاری مختلف پیدا کنند. یکی از مشکلات مادران لجبازی کودکان است و به همین دلیل برخورد مناسب با این مشکل می تواند روند تربیت را در مسیر درست قرار دهد. اولین نکته این است که با استفاده از روش های ساده و سرگرم کننده می توانیم کودک لجباز خود را آرام کرده و برای دقایقی او را وادار کنیم با ما همکاری کند. در نظر بگیریم وقتی که می خواهیم دندان های فرزندانمان را مسواک بزنیم، دهانش را باز نمی کند. در موقع ناخن گرفتن بی قراری می کند و اگر کودکمان پارک را ترک نکند، ما دیر به محل کارمان می رسیم ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی دارد. معمولا کودکان 3-4 ساله کمی ناسازگارند. به ویژه هنگامی که پدر و مادرشان به طور جدی می خواهند کاری را ازآنها می خواهند مخالفت می کنند. دلیل مخالفت آنها این است که می خواهند استقلال خود را نشان دهند. حرف زدن در این مورد با آنها بی فایده است. برای مطیع کردن کودکان نباید فریاد زد و یا آنها را تهدید کرد. با کمی خلاقیت و حوصله می توانیم حواس فرزندانمان را به کار مورد نظر جلب نماییم. هنگامی که قرار است پزشک آمپولی را به کودکمان تزریق کند یا مجبور هستیم برای مدت طولانی در صف خرید فروشگاه منتظر بمانیم، با به کار گیری روش های زیر می توانیم فکر او را به چیز های دیگری مشغول کنیم.
- او را بخندانیم، خنداندن کودکان بهترین راه برای مسواک زدن یا دارو دادن به آنهاست. وقتی که آنها می خندند،نه تنها فکرشان جای دیگر مشغول نیست بلکه دهانشان نیز کاملا باز است.
- خاطرات دوران کودکی خود را تعریف کنیم؛ بهترین روش برای سر گرم کردن فرزندمان در مواقع ضروری داستان گفتن است. حتی اگر داستان ساختگی باشد. در عین حال ما نیز می توانیم قدرت تخیل خود را امتحان کنیم.با گفتن داستان های طولانی،می توانیم فرزندمان را زمان بیشتری سر گرم کنیم.
- آهنگین و موزون صحبت کنیم؛ معمولا وقت خوابیدن بهترین زمان برای پشت گوش انداختن خیلی چیز هاست، با لحنی موزون می توانیم فرزندمان را به مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن تشویق کنیم. همچنین می توانیم زمان آواز خواندن، یک یا دو کلمه را اشتباه تلفظ کنیم.با این کار حواس فرزندمان به اشتباه ما بیشتر از مسواک زدن جلب می شود.
- تغییر صدا بدهیم؛ با تغییر دادن صدایمان برای کودکان داستان های جالب تعریف کنیم مانند صحبت کردن پیرزن بی دندان، صحبت کردن با لهجه های مختلف، حرف زدن بچه گانه و یا هر تقلید صدایی که می توانیم انجام دهیم.
- به او رازی را بگوییم؛اگر تا 15 دقیقه ای دیگر وقت دکتر داریم و فرزندمان سوار ماشین نمی شود،خم شده ودرگوش او بگوییم؛من می خواهم یک راز خیلی مهم را به تو بگویم. می خواهی آن را بشنوی؟ وقتی که او با سر بله گفت او را بغل کنیم و چیزهای جالب و شیرین را در گوشش بگوییم؛ سپس با سرعت او را در صندلی ماشین قرار دهیم.
- روی نکات مثبت تاکید بیشتری کنیم؛ آیا فرزندمان از دست شستن قبل از شام یا شامپو زدن متنفر است؟ تعریف و تمجید کردن از یک مدل قدیمی ترفند خوبی است بگوییم هر وقت که سرت رابا شامپو می شویی، موهایت بسیار براق و زیبا به نظر می رسند، هم چنین بوی خوبی می دهد در همین زمان شامپو کف دستمان ریخته و آرام آرام آن را روی سر فرزندمان بریزیم. با کمی خلاقیت و ابتکار می توان بدون نگرانی و عصبانیت راه حل های مناسبی را برای بر خورد با کودکانمان در زمینه های رفتاری مختلف پیدا کنیم و به رفع مشکل بپردازیم و با این روش های تربیتی به کودکانمان بیشتر نزدیک می شویم و با اصول و تدابیر تربیتی مناسب و به جایی که به کار می بریم بزرگسالی خوبی را برای آنان در نظر می گیریم.

دلایل اضطراب کودکتان را بدانید

در دوران کودکی بزرگ‌ترین ترس کودک جدا شدن از مادر است که برای بقا به طور غریزی در او به وجود می‌آید.
به‌گونه‌ای که در نوزاد هفت‌ماهه ترس از چهره ناشناس و غریبه پدید می‌آید و به دنبال آن در صورت شکل‌گیری دلبستگی ناایمن اضطراب جدایی به وجود خواهد آمد. ترس‌های دوران کودکی به نوعی واکنش به محیط اطراف و کمبود امنیت در آن است.
طی دوران رشد ما شاهد ترس‌های مختلفی از جمله ترس از صدای بلند و اشیای تیره در کودکان زیر یک سال و ترس از تاریکی، حیوانات، هیولا، ارواح و... در کودکان بزرگ‌تر خواهیم بود که قابل انتظار و اغماض خواهند بود زیرا گذرا هستند و برخورد صحیح با آن از بین رفتن آنها را امکان‌پذیر می‌کند. چنانچه ترس‌های طبیعی ادامه پیدا کرده و شدت یابد، با علایمی چون اختلال در خواب، پرخاشگری، ناخن جویدن، شب‌ادراری و لکنت زبان مواجه خواهیم شد که زندگی روزانه کودک را دچار اختلال می‌‌کند و در این زمان مراجعه به روانشناس کودک الزامی بوده و در صورت عدم رسیدگی به موقع به وخامت آن افزوده خواهد شد و عملکرد کودک را در بزرگسالی در حوزه‌های تحصیلی و شغلی و خانوادگی دچار خدشه می‌کند.
تقریبا پنج‌درصد از کودکان ملاک‌های تشخیصی یک اختلال اضطرابی را در طول دوران کودکی خود تجربه می‌کنند و از شایع‌ترین اضطراب‌ها در کودکان می‌توان به اضطراب جدایی اشاره کرد که در کودکان ۸/۲ درصد و در نوجوانان حدود هشت‌درصد است. اگر بخواهیم عوامل تاثیر‌گذار در به وجود آمدن اضطراب‌های کودکان را دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی اشاره کنیم؛ از عوامل فردی سرشت ذاتی کودک و آنچه از والدین خود در ژن‌هایش ذخیره کرده است و بیماری صعب‌العلاج و مزمن که گاهی از آغاز تولد درگیرش ساخته است نقش بسیار پررنگی را به خود اختصاص می‌دهد.
خانواده اولین محیط اجتماعی است که کودک تجربه می‌کند و در ایجاد اضطراب‌های کودک سهم بسیار زیادی دارد؛ نزاع و کشمکش والدین، بیماری سخت و طولانی والدین، جدایی‌های موقت و طولانی‌مدت از والدین، جدایی و طلاق والدین، مرگ یکی از نزدیکان، سختگیری و تضاد‌های انضباطی والدین و تولد نوزاد جدید، اعمال فشار برای بهترین و کامل بودن در زمینه‌های مختلف و سبک تربیتی مستبدانه والدین که جایی برای اظهارنظر فرزندان باقی نمی‌گذارد، از عوامل مهم ایجاد استرس کودکان در خانواده است. زمانی که کودک رفتن به مهدکودک را آغاز می‌کند با اجتماع بزرگ‌تری از انسان‌ها وارد مناسبات اجتماعی می‌شود و محیط اجتماعی دیگری را تجربه می‌کند.
در این زمان تعدادی از کودکان که هنگام جدایی دچار اضطراب جدایی می‌شوند، در واقع نگران آسیب دیدن والدین یا خودش، از دست دادن والدین یا رخ دادن حادثه‌ای ناگوار و اتفاقی ناخواسته می‌شوند. چنین کودکی در مقابل هر واقعه‌ای مانند تنها خوابیدن، تنها ماندن در منزل و رفتن به مهدکودک که منجر به جدایی او از والدین می‌شود، مقاومت نشان می‌دهد. اضطراب جدایی در اولین روز مدرسه نیز ممکن است رخ دهد. در محیط اجتماعی مدرسه نیز معلم سختگیر و تنبیه‌گر، وجود فردی آزار‌دهنده در مدرسه، مشکلات دوست‌یابی، اختلالات یادگیری شناخته نشده و حتی تغییر مدرسه کودک ممکن است باعث شکل‌گیری اضطراب‌های جدیدی در وی شود.
مسایلی چون تغییر محل زندگی و جدا شدن از دوستان قدیمی نیز می‌تواند در به وجود آمدن و ماندگار شدن اضطراب در کودک نقش داشته باشند. از آنجا که اضطراب عامل بازدارنده‌ای است که سرزندگی و خلاقیت را از کودکان می‌گیرد؛ توجه والدین به عوامل زمینه‌ساز اضطراب در کودکان از اهمیت بسزایی برخوردار است.