مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

کمک به کودکان برای غلبه بر ترس

ترس کودکان کاملا طبیعی است. تشویش و نگرانی نیز احساسی کاملا نرمال است که ما را از موقعیت های خطرناک دور می کند.
کودکان اصولا از مسایل مشخصی همچون حشرات، سگ، تاریکی یا صداهایی بلند همچون صدای جاروبرقی می ترسند. بعضی از آنها از موقعیت های جدید و ملاقات با افراد جدید می ترسند. اما ترس کودکان هنگامی که احساس امنیت می کنند به طور کامل از بین می رود.
چگونه می توان ترس کودکان را کاهش داد؟
راهکارهایی که در ادامه ذکر می کنیم شاید موثر باشند اما نباید انتظار داشته باشید کودک شما بتواند در لحظه بر ترس های خود غلبه کند. اینکه کودک بتواند بر ترس خود غلبه کند ماه ها و شاید حتی یک سال طول بکشد. این کاملا طبیعی است مسایلی که کودکتان را می ترساند و همه فکر و ذکر او را مشغول کرده است را در نقاشی یا بازی خود نشان دهد و بی مورد درباره آنها صحبت کند.
• به ترس های او نخندید
شاید مسایلی که فرزندتان را می ترساند برای شما بی ارزش و خنده دار باشد اما برای او کاملا جدی و واقعی است. هنگامی که او از چیزی همچون صدای فلاش تانک یا موجودات خیالی می ترسد او را تحقیر نکنید یا به او نخندید. سعی کنید به او دلداری دهید که احساس ترس او را درک کرده اید. اگر به او این تسلی و خاطر جمعی را بدهید او متوجه می شود ترسیدن امری طبیعی است و باید تلاش کند تا بر آن غلبه کند.
متقاعد کردن کودک برای اینکه دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد، نتیجه عکس می دهد. اگر به او بگویید: «نگران نباش. سگ که ترس ندارد» در واقع او را غمگین و نگران کرده اید. به جای آن به او احساس امنیت و خاطرجمعی بدهید و بگویید: «می دانم که سگ باعث ترسیدن تو شده است. بیا با هم از کنار او رد شویم. اگر دوست نداری می توانم او را نگه دارم تا از اینجا رد شوی.»
• محبت کردن
به اصطلاح وسایل آرام کننده همچون بالش کهنه یا عروسک – می تواند به کودکان کمک کنند تا بر ترس خود غلبه کنند. وسایلی مشابه اینها به کودک احساس نزدیکی و اطمینان می بخشند – به ویژه زمانی که شما مجبور به ترک او هستید و نمی توانید در کنارش باشید.
این گونه وسایل به کودک کمک می کنند تا راحت تر با ترس های خود همچون ترس از افراد جدید، حضور در زمین های بازی گروهی یا ملاقات با دکتر کنار بیاید. بنابراین، به کودک خود اجازه دهید بالش یا عروسک آرامش‌بخش خودش را همراه داشته باشد. مطمئن باشید او از 4 سالگی به بعد این وسایل را کنار خواهد گذاشت و به دنبال روش های دیگری برای کم کرد ترس خود خواهد بود.
• توضیح مسایل
برخی از کودکان با شنیدن توضیحات منطقی و تشریحی در مورد آنچه او را ترسانده است، می توانند بر ترس خود غلبه کنند. به طور مثال، هنگام کار کردن فلاش تانک به کودک خود توضیح دهید آب توالت به طور کامل پایین کشیده می شود اما کودکان یا اردک ها را نمی تواند پایین بکشد. یا مثلا به او بگویید صدای بلند آمبولانس برای این است که دیگران متوجه آمدن آن بشوند و راه را برایش باز کنند.
شنیدن توضیحات برای برخی از کودکان حس امنیت و خاطرجمعی دارد. به کودک خود توضیح دهید با اینکه جاروبرقی همه آلودگی ها و زباله را به داخل می کشد اما نمی تواند عروسک، اسباب بازی یا انگشت پای پدرشان را ببلعد. یا قدم زدن هنگام غروب ترس تاریکی را در کودک از بین می برد. یا اگر کودک از آرایشگاه می ترسد از آرایشگر بخواهید تا موهای شما یا بخش کوچکی از آن را قیچی بزند تا کودک باور کند قیچی به او آسیب نمی رساند.
اگر تجربیات قدیم کودک باعث ترس او شده اند – مثلا واکسن زدن هفته قبل باعث ترس او از مطب دکتر شده است – ساده از کنار آن عبور نکنید. البته خیلی هم مساله را بزرگ نکنید. خیلی آرام و منطقی برای او توضیح دهید که واکسن یا آمپول ابتدا کمی درد و سوزش دارد اما خیلی زود از بین می رود و شما می توانید پس از آن با هم بیرون بروید و خوش بگذرانید. این وعده تفریح تا حدی حواس او را از ترس پرت می کند.
می توانید در فاصله ای امن به کودک در مورد مسایل خطرناک توضیح دهید. به طور مثال، اگر از حیوانات می ترسد او را به باغ وحش ببرید تا زندگی و غذا خوردن آنها را از نزدیک ببیند. روش کمک کننده دیگر این است که برای کودک خود داستانی از کودکی تعریف کنید که ترس مشابه داشته است و توانسته بی مشکل از آن عبور کند.
• حل مشکل با کمک یکدیگر
اگر کودک شما از تاریکی می ترسد، هنگام شب با هم به اتاق او بروید. یکی دیگر از راهکارهای غلبه بر این ترس کمک گرفتن از گارد محافظ (همچون یک عروسک)، تفنگ آبپاش یا جمله ای جادویی است که هیولای ذهن کودک را از آنجا دور کند.
با سعی و خطاهای مستمر شما و کودکتان با هم، می توانید احساس قدرت و کنترل بر ترس را در او افزایش دهید.
• تمرین در طول بازی
اگر کودک از دکتر می ترسد، شاید بازی در نقش دکتر یا وسایل پزشکی اسباب بازی بتواند تا حدی به او کمک کند. برخی از کودکان با در دست داشتن اسباب بازی وسایل پزشکی خود خیلی راحت تر و با ترس کمتر به مطب پزشک می روند. اگر کودک شما از روبه رو شدن با غریبه ها می ترسد، می تواند با داشتن برخوردهای مشابه با عروسک ها یا حیوان های اسباب بازی خود تا حد زیادی بر این ترس غلبه کند.
• ترس های خود را جلوی او بروز ندهید
اگر کودک شما ببیند از دیدن سوسک یا عنکبوت حسابی ترسیده و عرق کرده اید، یا هنگام رفتن به دندان پزشکی حس بدی دارید، او نیز باور می کند این مسایل ترسناک هستند و حتما از آنها خواهد ترسید. بنابراین سعی کنید ترس های خود را از بین ببرید یا دست کم جلوی کودک آنها را بروز ندهید.
اشکالی ندارد به کودک خود اعتراف کنید دوست ندارید دندانپزشکی بروید اما برای سلامت دندان های خود مجبور به رفتن هستید.
مراقب این زنگ خطرها باشید
هنگامی که ترس کودک روی فعالیت های روزانه او تاثیر می گذارد، مثلا حمام نمی رود چون از آب می ترسد یا از ترس روبه رو شدن با سگ بیرون نمی رود، زنگ خطری برای شماست و باید حتما با پزشک کودک خود در این رابطه مشورت و مشکل او را مطرح کنید. به ویژه اگر این ترس ها به مرور زمان بیشتر می شوند. شاید کودک شما دچار فوبیا (ترس غیرمنطقی زیاد و پایدار) یا نوعی ناهنجاری تشویشی داشته باشد.
حتی اگر ترس کودک زیاد است و به راحتی آرام نمی شود نیز باید به پزشک متخصص مراجعه کنید.

5 راز ویژه در تربیت فرزندان

1. به کودکتان عشق بورزید
اولین راز پرورش کودکی شاد تمجید از اوست. وقتی کودکان بزرگ می‌شوند، دانستن اینکه علایق، عقاید، خصوصیات و استعدادهایشان باارزش تلقی می‌شود، پایه‌گذار شادی سال‌های بعدی زندگیشان خواهد بود. البته پذیرش کودک به معنای چشم‌پوشی همیشگی از خطاهایش نیست. یاد بگیرید که عملکرد کودک را نقد کنید نه شخصیت او را. همچنین، آنچه را که از کودک می‌خواهید به او بگویید نه آنچه را که نمی‌خواهید.


2.افکار مثبت القا کنید
وقتی کودک شما بداند که به او اطمینان دارید و باورش کرده‌اید، احساس می‌کند که دست یافتن به همه‌ چیز برایش امکان‌پذیر است. افکار کودک نسبت به خود بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین والدین باید افکار مثبت به کودک خود القا کنند.


3. مقررات منصفانه وضع کنید
کودکان
کم ‌سن‌ و سال با احساس امنیت شاد می‌شوند. فرض کنید که در بالای آبشار مرتفعی ایستاده‌اید، در صورتی از ایستادن در آنجا لذت خواهید برد که حفاظی در برابرتان باشد، در غیر این صورت، دچار اضطراب خواهید شد. کودکان هم این‌گونه‌ هستند. وقتی که چارچوب محکمی برای رفتارهایشان وجود داشته باشد، آنها پیشرفت می‌کنند.


4. ابعاد مثبت را برجسته کنید
به کودک خود بفهمانید که هیچ مشکلی وجود ندارد که به اتفاق هم نتوانید آن را حل کنید. همچنین به او بیاموزید که خوش‌بین باشد. اگر اتفاق بدی افتاد، با صدای بلند فکر کنید و بگذارید او افکار شما را بشنود: وای، نه... باورم نمی‌شود که این اتفاق افتاده، اما درستش می‌کنم، چیز مهمی نیست.


5. حلقه شادی کودکتان را کامل کنید
به کودکتان کمک کنید ارتباطات دوستانه‌اش را حفظ کند و گسترش دهد. داشتن ارتباطات قوی و مهارت برقراری آن از شروط اصلی شاد زیستن در آینده است.

عوامل زمینه ساز اضطراب کودکان


در دوران کودکی بزرگ‌ترین ترس کودک جدا شدن از مادر است که برای بقا به طور غریزی در او به وجود می‌آید؛ به‌گونه‌ای که در نوزاد هفت‌ماهه ترس از چهره ناشناس و غریبه پدید می‌آید و به دنبال آن در صورت شکل‌گیری دلبستگی ناایمن اضطراب جدایی به وجود خواهد آمد. ترس‌های دوران کودکی به نوعی واکنش به محیط اطراف و کمبود امنیت در آن است.
طی دوران رشد ما شاهد ترس‌های مختلفی از جمله ترس از صدای بلند و اشیای تیره در کودکان زیر یک سال و ترس از تاریکی، حیوانات، هیولا، ارواح و... در کودکان بزرگ‌تر خواهیم بود که قابل انتظار و اغماض خواهند بود زیرا گذرا هستند و برخورد صحیح با آن از بین رفتن آنها را امکان‌پذیر می‌کند. چنانچه ترس‌های طبیعی ادامه پیدا کرده و شدت یابد، با علایمی چون اختلال در خواب، پرخاشگری، ناخن جویدن، شب‌ادراری و لکنت زبان مواجه خواهیم شد که زندگی روزانه کودک را دچار اختلال می‌‌کند و در این زمان مراجعه به روانشناس کودک الزامی بوده و در صورت عدم رسیدگی به موقع به وخامت آن افزوده خواهد شد و عملکرد کودک را در بزرگسالی در حوزه‌های تحصیلی و شغلی و خانوادگی دچار خدشه می‌کند. تقریبا پنج‌درصد از کودکان ملاک‌های تشخیصی یک اختلال اضطرابی را در طول دوران کودکی خود تجربه می‌کنند و از شایع‌ترین اضطراب‌ها در کودکان می‌توان به اضطراب جدایی اشاره کرد که در کودکان 8/2 درصد و در نوجوانان حدود هشت‌درصد است. اگر بخواهیم عوامل تاثیر‌گذار در به وجود آمدن اضطراب‌های کودکان را دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی اشاره کنیم؛ از عوامل فردی سرشت ذاتی کودک و آنچه از والدین خود در ژن‌هایش ذخیره کرده است و بیماری صعب‌العلاج و مزمن که گاهی از آغاز تولد درگیرش ساخته است نقش بسیار پررنگی را به خود اختصاص می‌دهد. خانواده اولین محیط اجتماعی است که کودک تجربه می‌کند و در ایجاد اضطراب‌های کودک سهم بسیار زیادی دارد؛ نزاع و کشمکش والدین، بیماری سخت و طولانی والدین، جدایی‌های موقت و طولانی‌مدت از والدین، جدایی و طلاق والدین، مرگ یکی از نزدیکان، سختگیری و تضاد‌های انضباطی والدین و تولد نوزاد جدید، اعمال فشار برای بهترین و کامل بودن در زمینه‌های مختلف و سبک تربیتی مستبدانه والدین که جایی برای اظهارنظر فرزندان باقی نمی‌گذارد، از عوامل مهم ایجاد استرس کودکان در خانواده است. زمانی که کودک رفتن به مهدکودک را آغاز می‌کند با اجتماع بزرگ‌تری از انسان‌ها وارد مناسبات اجتماعی می‌شود و محیط اجتماعی دیگری را تجربه می‌کند. در این زمان تعدادی از کودکان که هنگام جدایی دچار اضطراب جدایی می‌شوند، در واقع نگران آسیب دیدن والدین یا خودش، از دست دادن والدین یا رخ دادن حادثه‌ای ناگوار و اتفاقی ناخواسته می‌شوند. چنین کودکی در مقابل هر واقعه‌ای مانند تنها خوابیدن، تنها ماندن در منزل و رفتن به مهدکودک که منجر به جدایی او از والدین می‌شود، مقاومت نشان می‌دهد. اضطراب جدایی در اولین روز مدرسه نیز ممکن است رخ دهد. در محیط اجتماعی مدرسه نیز معلم سختگیر و تنبیه‌گر، وجود فردی آزار‌دهنده در مدرسه، مشکلات دوست‌یابی، اختلالات یادگیری شناخته نشده و حتی تغییر مدرسه کودک ممکن است باعث شکل‌گیری اضطراب‌های جدیدی در وی شود. مسایلی چون تغییر محل زندگی و جدا شدن از دوستان قدیمی نیز می‌تواند در به وجود آمدن و ماندگار شدن اضطراب در کودک نقش داشته باشند. از آنجا که اضطراب عامل بازدارنده‌ای است که سرزندگی و خلاقیت را از کودکان می‌گیرد؛ توجه والدین به عوامل زمینه‌ساز اضطراب در کودکان از اهمیت بسزایی برخوردار است. باز هم همراه ما شوید تا درباره علایم اضطراب در کودکان به دانش‌افزایی خود ادامه دهیم.

عوارض تجربه های تلخ کودکی

تحقیقات گروهی از روانشناسان آمریکایی نشان می دهد استرس ها و تجربه های تلخ دوران کودکی می ‌توانند باعث بروز بسیاری از اختلالات جسمی از جمله عوارض قلبی و بیماری های التهابی و در نهایت کاهش طول عمر شوند.

برای انجام این مطالعه، محققان دانشگاه پیتسبورگ ارتباط میان زندگی در فقر و علایم اولیه بیماری های قلبی را در 200 نوجوان سالم مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد در نوجوانانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند، علایمی از تصلب شرایین و پرفشاری خون مشاهده می شود.

اثرات منفی استرس و فشارهای روانی بر روی سیستم قلبی- عروقی به اثبات رسیده است. اغلب محققان بر این باورند که استرس یک عامل خطر جدی برای بیماری ‌های عروق کرونر و حملات قلبی به شمار می رود.

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن نیز گرچه مزایای بسیاری برای بشر داشته است، اما به دلیل افزایش استرس و فشارهای روانی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی را افزایش داده است.

مدیریت استرس را به کودکان آموزش دهید. اصلاح شیوه زندگی از جمله تغذیه سالم، ورزش منظم و مداوم و یادگیری تکنیک های روانشناسی به کاهش استرس و حفظ سلامت جسمی کمک می کنند.

از نظر بهداشت روان کودک سالم کیست؟

- متناسب با سن خود حرف می‌زند و اصلا از لحاظ شاخص‌های تکاملی مشکلی نداشته و ندارد.
- در هر سنی خود را به اندازه مطرح می‌کند. انتظار دارد دیگران به او توجه کنند، ولی هرگز اجازه نیافته توقع داشته باشد همه فقط به او نگاه کنند.
- می‌تواند به مدت متناسب با سن دور از پدر و مادر به سر برده و از بازی و تعامل با سایر اطفال و بزرگترها لذت ببرد.
- به فکر دیگران (از جمله پدر و مادر) است، ولی نه در حدی که خود را فدای دیگران کند. شراکت را بر انزوا ترجیح می‌دهد.
- از موفقیت در درس،‌ ورزش، موسیقی و... لذت می‌برد، ولی نه آنکه فکر کند تمام هدف وی شاگرد اول شدن است و اگر نشد دنیا به پایان رسیده است. از شکست عبرت می‌گیرد و به یک موجود افسرده و سرخورده تبدیل نمی‌شود.
- فرق رقابت را با احساسات درک می‌کند. وقتی به حوالی بلوغ برسد گروه هم سن و سال را بر دایره خانواده ترجیح می‌دهد، جوک می‌گوید، تیم ملی و قهرمانان معروف ورزشی را می‌شناسد، از سیاست، دین و پیشرفت‌های علمی دنیا باخبر است و خود را با علم جدید وفق می‌دهد، به سر و وضع ظاهر خود به اندازه معقول می‌رسد و از مدهای جدید و هنرپیشگان کشور خود بی‌خبر نیست.
- در اواسط تا اواخر نوجوانی، شغل احتمالی آینده خود را برگزیده است.

والدین برای داشتن کودکی سالم به چه نکاتی باید توجه داشته باشند؟
1- والدین باید واقع‌گرا بوده، نقاط ضعف کودک خود را درک و باور نمایند: آیا حرف زدن او دیر شده است؟ (مثلا در پایان 3-2 سالگی هنوز کلمه حرف می‌زند) آیا بیش از حد می‌دود و از مبل و اثاثیه بالا و پایین می‌رود، به نحوی که در یک مهمانی یا مهدکودک شاخص و انگشت نما می‌گردد؟ آیا بیش از حد خجالتی است و از خواندن اشعاری که از تلویزیون یا مهد یاد گرفته در میهمانی‌ها امتناع می‌کند و یا بیش از حد به مادر خود چسبیده، به نحوی که در پایان 3 سالگی نمی‌تواند 4-3 ساعت را دور از خانه و مادر به سر ببرد و خوشحال باشد؟ آیا می‌تواند از خود دفاع کند، به نحوی که اگر کودکی هم سن و سال مداد یا اسباب‌بازی را از دستش بیرون بکشد خودش بتواند آن را پس بگیرد؟ آیا خواندن، نوشتن و محاسبات ریاضی را در حد سن خود می‌داند؟

2- افراد مسئول مانند معلمین و پزشکان متخصص اطفال، باید نقاط ضعف وی را یادآوری نمایند و دنبال کار را بگیرند، نه آنکه انکار و حذف صورت مسئله را چاره کار بدانند (مثلا بگویند کودک من بیش فعال نیست، معلم بی‌حوصله است یا حرف زدن وی دیر نشده، همه افراد فامیل ما دیر شروع به حرف زدن می‌کنند و یا دور سر او کوچک نیست، طبیب جوان و بی‌تجربه است).

3- والدین باید بتوانند جلوی حملات خشم خود را بگیرند و چاره همه رفتارها و خطاهای طفل‌ (مثل دویدن، جیغ کشیدن و درس نخواندن) را در کتک و تنبیه جسمانی جستجو نکنند.

4- والدین نباید انتظار داشته باشند که تمام اجتماع (از معلم گرفته تا اقوام و دوستان)، خود را با طفل ایشان منطبق نمایند، بلکه برعکس باید بدانند که هر انسانی وظیفه دارد خود را با اجتماع منطبق کند (مثلا بگویند: بچه‌ها صبر کنید، وقتی فریبرزجان از بازی خسته شود، همه اسباب‌بازی‌ها را به شما خواهد داد).
5- والدین باید علایم اختلالات روانپزشکی را تا حد لازم در کودک خود درک کنند (افسردگی، تهاجم، کمبود اعتماد به نفس، ضعف تحصیلی، بیش‌فعالی و...) و در صورت لزوم از رجوع به منابع علمی غفلت ننمایند.

6- والدین باید تا حد امکان وقتی به بحث و مجادله بپردازند که طفل یا اطفال حضور نداشته و یا درخواب باشند.