مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

نوجوانی و خشم در این دوران





نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزند نوجوان خود را می خواهند، خواسته یا ناخواسته موجب رنجش او می شوند. او می خواهد مستقل شود و هر چه بیشتر احساس خودکفایی اش تقویت گردد.


آیا خشم پیش بینی نشده از ویژگی های دوران نوجوانی است؟
سال های بلوغ، سال های سختی و مرارت والدین است. آن ها به سختی می توانند پیش بینی کنند که در چه شرایطی با خشم نوجوان خود روبه رو خواهند شد. در این دوره ی سنی، خشم به شدت و سریع تحریک می شود. عواملی مانند ظلم و ستم، کمبود محبت، محرومیت و ناکامی، تبعیض و رفتار نادرست والدین موجب خشم نوجوان می گردد به علاوه، دخالت بی جای والدین در امور شخصی نوجوان، سلب آزادی و استقلال و رفتار کودکانه با نوجوان نیز خشم او را برمی انگیزد. غالباً نوجوان ها زود خشمگین می شوند و زود هم آرام می گیرند. رفتار پرخاشگرانه ی نوجوان ابتدا به صورت مخالفت با فکر و سلیقه ی بزرگسالان ظاهر می گردد. در صورت نامناسب بودن واکنش والدین یا ناپخته بودن شخصیت خودش به صورت تمرد و سرکشی در می آید.

همه ی نوجوان ها در جست و جوی هویت اند، آن ها مطمئن نیستند که چه می خواهند، نوجوان از هیچ بودن، به جایی نرسیدن، بی ارزش بودن در هراس است. قصد او از نافرمانی و خشونت، آزار پدر و مادر نیست بلکه می خواهد هویتش را اثبات و تجربه کند. شخصیت او در حال شکل گرفتن است و لازمه ای این شکل گیری همراهی متناسب والدین و گذشت زمان است، این دوران باید پشت سر گذاشته شود.

چه کنیم تا خشم نوجوان کمتر برانگیخته شود؟
خشم و طغیان های دوره ی نوجوانی گذراست. به مرور زمان آرامش در روابط والدین و نوجوان حکمفرما می شود. اما توجه به موارد زیر از سوی شما به عنوان پدر و مادر از دفعات موارد بروز خشم در نوجوانتان می کاهد.
- هر نوجوان ممکن است نواقص یا ویژگی هایی داشته باشد که نسبت به آن حساس باشد. گاهی اطرافیان این ویژگی ها یا نواقص را به رخ او می کشند و او را با نام هایی مثل کوتوله، خپله، لنگ دراز و... خطاب می کنند یا خصوصاً ویژگی های بلوغ را به استهزا می گیرند در حالی که همه به خصوص پدر و مادر حتی به شوخی باید از این کار اجتناب کنند. تمسخر وقتی از سوی پدر و مادر باشد آزاردهنده تر است و جراحات عمیق تری در روان فرد بر جای می گذارد که گاه اثر آن در همه ی عمر باقی می ماند.
- صحبت کردن کودکانه با نوجوان یا یادآوری برخی خاطرات به خصوص در حضور دیگران باعث برانگیخته شدن خشم او می شود. مثل اینکه بگوییم از تاریکی می ترسیده یا در فلان مهمانی شلوارش را خیس کرده است. نوجوان غالباً تمایلی به یادآوری دوران کودکی خود ندارد. می خواهد بین امروز و دیروز فاصله ای قائل شود، می خواهد بالغ و عاقل به حساب آید و پدر و مادر از او حمایت کنند.
- نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزند نوجوان خود را می خواهند، خواسته یا ناخواسته موجب رنجش او می شوند. او می خواهد مستقل شود و هر چه بیشتر احساس خودکفایی اش تقویت گردد.
- نوجوان غالباً نسبت به اصلاح گفته هایش توسط دیگران واکنش نامناسب نشان می دهد. میگنا دات آی آر،با این کار نه تنها او چیزی نمی آموزد بلکه ارتباط دوستانه اش با شما خدشه دار می گردد. کاری می کنید که نه به حرف کسی گوش کند و نه قدمی در راه اصلاح خویش بردارد.
- به خلوت نوجوان احترام بگذارید. نوجوان محتاج خلوت است تا زندگی را از آن خود کند. احترام به این خلوت نشانه ی ارزشی است که برای او قائل می شوید تا مستقل از شما رشد کند.
- به او احترام بگذارید و نظرات و برداشت هایش را به تسمخر نگیرید و بی جهت از در مخالفت با او صحبت نکنید. به سلیقه اش احترام بگذارید و سعی نکنید او را متقاعد کنید که آنچه را می بیند، می شنود و احساس می کند اشتباه و واقعیت چیز دیگری است.
- غالباً انتقاد مستقیم پدر و مادر به نوجوان بی فایده است. او را عصبانی و میل به سرکشی را در او تشدید می کند. با انتقاد از شخصیت و ویژگی های رفتاری نوجوان به او احساس بدی را منتقل می کنیم و شرایطی فراهم می کنیم که با دلخوری و عصبانیت واکنش نشان دهد.

این قول ها را به کودکانتان ندهید




بچه ها وقتی نوبت به قول می رسد بسیار سمج می شوند و شکستن قول و عهدتان با آنها در واقع اعتماد او به شما را از بین می برد. در اینجا به چند قول و وعده و وعید که معمولاً والدین می دهند (و آنها را می شکنند!) اشاره می کنیم و توصیه هایی برای والدین می آوریم.



۱. "قول میدم درد نداشته باشه.": باید بدانید که درد یک امر درونی است، پس وقتی بانداژ شما را برمی دارند زیاد برایتان مهم نیست، ولی فرزندتان حس دیگری دارد. بجای آنکه قول بدهید که اصلاً درد ندارد، بگویید که ممکن است کمی درد داشته باشد، ولی خیلی زود تمام می شود.


۲. "قول میدم قبل از اینکه خوابت ببره بیام خونه.": در مورد موقعیت ها و شرایطی که خارج از کنترل شما هستند – مانند ترافیک و جلسات دقیقه نودی – مراقب باشید. بجای آن بگویید: "قول میدم تمام تلاشمو بکنم و قبل از اینکه بخوابی خونه باشم."


۳. "قول میدم هفته دیگه ببرمت پارک با دوستت بازی کنی، ولی امروز نه.": بچه ها همیشه جزئیات را به یاد دارند. اگر بگویید هفته دیگر، یادشان می ماند. سعی کنید گزینه واقع گرایانه تری بدهید: "بذار با مامان دوستت حرف بزنم و قرار بذاریم بریم پارک."



۴. "قول میدم اگه اتاقتو مرتب کنی، ببرمت بیرون بستنی بخرم برات.": رشوه دادن به فرزندتان به او خودکفایی را یاد نمی دهد. قول دادن و رشوه دادن را فراموش کنید و در عوض به او کمک کنید عواقب موضوع را درک کند. مثلاً چنین چیزی بگویید: "اسباب بازی هاتو جمع کن تا کسی روشون نیفته خراب بشن."



۵. "قول میدم اگه مشقاتو انجام بدی، باهوش ترین بچه کلاس بشی.": به او کمک کنید تا ارزش یادگیری را بفهمد، نه اینکه تمرکز او را به سمت بهترین بودن جلب کنید. بهتر است بگویید: "انجام دادن تکلیف شب باعث می شه که رشد کنی و چیزای زیادی یاد بگیری."



۶. "قول میدم که فردا روز بهتری باشه.": والدین می خواهند همه چیز را برای فرزندانشان بهتر کنند، ولی گاهی آنچه بچه ها بیش از همه به آن نیاز دارند، این است که احساساتشان درک و پذیرفته شود. جمله بهتر این است: "به نظر می رسه که امروز روز سختی برات بوده."



۷. "قول میدم که دفعه دیگه برای تولدت بریم مسافرت.": فرزندتان ناامیدانه چیز خاص و ویژه ای از شما می خواهد و شما ناامیدانه می خواهد آن را به او بدهید، ولی چیزهای بزرگ و گرانی مانند سفر نیاز به پول و برنامه ریزی دارد. فرزندتان را در برنامه ریزی ها دخالت دهید تا بهتر وسعت آن را درک کند. مثلاً بگویید: "منم فکر می کنم تو این مسافرت بهمون خیلی خوش بگذره. پس بذار براش پول پس انداز کنیم."

شکایت‌های والدین از کم رویی کودکان، 80 درصدشان نادرست می باشد!



یک روان شناس کودک گفت: زمانی کم رویی برای کودک مشکل محسوب می‌شود که او در اثر کم رویی در برآوردن نیازها و رفع مسایل و مشکلات خود ناتوان شود.
علی راکی، با بیان این‌که 80 درصد شکایت‌های والدین در خصوص کم رویی کودکان صحیح نیست، اظهار کرد: در برخی موارد والدین گمان می‌کنند اگر فرزندشان برخلاف میل آن‌ها با افراد و یا گروه خاصی ارتباط برقرار نکند، کم رو است. وی با بیان این‌که در تیپ شخصیتی در زمینه ارتباطات، دو گروه درون گرا و برون گرا وجود دارد، افزود: اولین نکته‌ای که در کم‌رویی کودکان باید به آن توجه کرد این است که در بیشتر موارد والدین به اشتباه فکر می‌کنند که کودکانی کم رو دارند.

این روان شناس کودک با بیان این‌که در علم روان شناسی هیچ یک از تیپ‌های برون گرا و درون گرا مشکلی ندارند، تصریح کرد: هر دو تیپ شخصیتی درون گرا و برون گرا افراد سالمی هستند و در کودکان نیز این دو تیپ وجود دارد، اما والدین همیشه می‌خواهند کودکانی برون گرا، پرحرف با ارتباطات اجتماعی بالا داشته باشند و به همین دلیل کودک را برای برقراری ارتباط بیشتر تحت فشار قرار می‌دهند. راکی با بیان این‌که گاهی کم رویی بیش از اندازه می‌تواند یکی از نشانه‌های افسردگی باشد، گفت: زمانی کم رویی برای کودک مشکل محسوب می‌شود که او در اثر کم رویی در برآوردن نیازها و رفع مسایل و مشکلات خود ناتوان شود.
وی با بیان این‌که در بیشتر موارد با افزایش سن کودک مسئله خجالتی بودن و کم رویی او برطرف می‌شود، اضافه کرد: در زمان کودکی والدین نباید برای برقراری ارتباط، کودک را بیش از حد تحت فشار قرار دهند زیرا این امر ممکن است که خجالتی بودن کودک را به مشکلی بزرگ‌تر تبدیل کند.

این روان شناس در خصوص نقش ژنتیک در کم رویی کودکان، گفت: مطالعات نشان می‌دهد ژنتیک بر درون گرایی افراد تاثیر دارد اما در حالت بیمارگونه کم رویی و درون گرایی، ژنتیک نقشی ندارد زیرا رفتار والدین بیشترین نقش در بروز این مشکل دارد. راکی افزود: گاهی والدین برای اینکه کودک برچسب خوب و سالم بودن به خود گیرد او را تهدید می‌کنند و حتی در برآورده کردن نیازها با کودک به شدت برخورد می‌کنند و او را تحت فشار قرار می‌دهند.

وی ادامه داد: گاهی کودکان توقع دارند والدین خواسته‌های نامعقول و اشتباه آنان را بپذیرند و حتی در این زمان نیز والدین نباید با فشار و تهدید با کودک برخورد کنند زیرا احتمال دارد افرادی که در سن کودکی با تهدید و دعوا مواجه بوده‌اند در بزرگ‌سالی کم رو شوند و یا حالت‌های بیمار گونه انزوا طلبی اجتماعی داشته باشند.

این روان شناس کودک ادامه داد: وقتی والدین در دوران کودکی به درستی و با یک ارتباط سالم خواسته‌ها و نیازهای کودکان را برطرف نکنند، این مشکل در دوران بزرگ سالی به ویژه در دختران با افسردگی بروز می‌کند. راکی اظهار کرد: والدین برای درمان کم‌رویی و یا درون‌گرایی نباید به هیچ عنوان بدون مشورت با روان پزشک به کودک دارو دهند، زیرا افراد درون گرا و حتی کم رو نیاز به درمان دارویی ندارند، بلکه درمان‌های روان شناسی برای آن‌ها مناسب‌تر است.

وی با بیان این‌که اگر کم رویی تبدیل به افسردگی شود در این صورت این بیماری در کودکان و بزرگ‌سالان به شکل‌های مختلف ایجاد مشکل می‌کند، تصریح کرد: این بیماری در بزرگ‌سالان موجب می‌شود با مرور زمان حالت‌ها و رفتارهای خود را از دیگران مخفی می‌کنند اما در کودکان این رفتارها بسیار خودنمایی می‌کند.

این روان شناس کودک با بیان این‌که والدین نباید برای برقراری ارتباطات اجتماعی کودک با دیگران، او را سرزنش یا تهدید کنند، افزود: لازم است والدین فرصت‌های ابراز وجود را برای فرزندان خود به وجود آورند، او را وارد گفت‌وگوهای خانوادگی کنند و به کودک خود اجازه اظهار نظر دهند. راکی با بیان این‌که والدین باید کودکان را تشویق به ایجاد ارتباط با همسالان و هم کلاسی خود کنند، ادامه داد: معمولا والدین به این علت که فرزندشان دچار مشکل نشود او را از دیگران دور نگه می‌دارند در حالی که این مسئله دو مشکل اساسی برای کودک ایجاد می‌کند.

وی اضافه کرد: دور نگه داشتن کودک از هم سن سالانش در برخی کودکان ایجاد خودشیفتگی در مهم‌تر از دیگران بودن ایجاد می‌کند و در برخی دیگر موجب کمرویی و انزوای اجتماعی در ارتباطات به ویژه با جنس مخالف می‌شود.

این روانشناس تاکید کرد: والدین باید اجازه برقراری ارتباط سالم با دوستان و هم سن و سالان را تحت نظارت خانواده به کودک بدهند و از این طریق توانایی نداشتن کودک در برقراری ارتباط اجتماعی را برطرف کنند.

کمبود پدر یا مادر بعد از طلاق!




طی سال های اخیر در روز پدر در آمریکا، اتفاقی افتاده که قابل تأمل است. برای تبریک روز پدر کارت های متعددی وجود دارد اما نوشته های روی برخی از این کارت ها حساسیت هایی را ایجاد کرد و البته بحث هایی را در پی داشت؛ روی یکی از این کارت ها نوشته شده بود مادرم روز پدر را به تو تبریک می گویم.
طرفداران این کارت ها معتقد هستند مادرانی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند هم مادرند و هم پدر و باید هم روز مادر و هم روز پدر را به آنها تبریک گفت اما در مقابل، مخالفان می گویند درست است که این مادران زحمت فراوانی می کشند؛ آنها در نهایت مادر هستند و نمی توانند نقش پدری را به صورت کامل اجرا کنند و البته نباید هم چنین انتظاری داشت چرا که تلاش در این زمینه می تواند در رابطه با تعریف پدر و مادر در ذهن نسل آینده جامعه ابهام ایجاد کند.
یکی از بدترین موقعیت ها برای کودکان زمانی پیش می آید که والدین آنها از هم جدا می شوند. بدتر از آن زمانی است که یکی از والدین تمایلی به دیدن آنها ندارد یا به هر صورت وضعیت به سمتی می رود که امکان دیدار با آن والد وجود ندارد.

این شرایط هر چند برای کودکان بسیار دشوار است، قطعا برای والدی که کودک نزد او زندگی می کند نیز دشوار است و مشکلات بی شماری را می تواند ایجاد کند. صرف بزرگ کردن و تربیت یک کودک بدون کمک همسر طاقت فرساست اما چیزی که کار را سخت تر می کند اخباری است که این گروه از والدین از گوشه و کنار می شنوند.
این که نبود یکی از والدین می تواند عوارض جبران ناپذیری بر فرایند رشد کودک باقی بگذارد. در نتیجه تعداد قابل توجهی از این والدهای تنها به دنبال این هستند که علاوه بر وظایف خودشان، وظایف والد غایب را نیز انجام دهند تا فرزند آنها آسیب کمتری ببیند اما آیا واقعا یکی از والدین می تواند علاوه بر وظایفی که برعهده خودش است وظایف والد غایب را نیز برعهده بگیرد؟

ممکن است اما با کمک دیگران


اگر بخواهیم پاسخ دقیقی به این پرسش بدهیم باید به چند نکته توجه داشته باشیم. پدر و مادر در خانه هر کدام وظایفی دارند که بخشی از این وظایف را فرد دیگری نیز می تواند انجام دهد؛ مانند تامین مالی فرزندان، پخت غذا، رسیدگی به نظافت آنها یا حتی رسیدگی به کارهای مدرسه.
اما بخشی از وظایف پدران و مادران شامل مواردی است که فرد دیگر یا نمی تواند آن را انجام دهد یا باید دارای ویژگی های خاصی باشد تا از عهده آنها بربیاید. قسمت اعظم این موارد امور وابسته به جنسیت هستند؛ مانند شیر دادن به شیرخواران، آموزش مسائل خاص دوره بلوغ و تغییراتی که در این دوره چه در دختران و چه در پسران روی می دهد. در رابطه با این امور چطور می توان برنامه ریزی کرد؟
در مورد وظایف پدر و مادری که به آنها اشاره شد با یک برنامه ریزی مناسب می توان تا حدی جای خالی را پر کرد. به عنوان مثال تأمین مالی خانه می تواند هم توسط مادر صورت بگیرد و هم توسط پدر. انجام آشپزی، نظافت خانه و کودکان، خرید خانه و دیگر امور مربوط به بچه ها می تواند توسط هر کدام از والدین صورت بگیرد اما در رابطه با آموزش مسائل مربوط به بلوغ و امور جنسی چطور؟
زمانی که کودکان حاضر در خانه با والد همجنس نیستند، برای انجام این بخش از وظایف لازم است از افراد دیگری کمک گرفته شود.گاهی یک دایی یا عمه می تواند برخی موضوعات را برای نوجوان توضیح دهد، اگر هم دسترسی به اقوام نبود می توان از مشاور یا روانشناس یا حتی از پزشک کمک گرفت. اگر هم هیچ کدام از این موارد در دسترس نباشند، می شود از معلم یا مشاور کودک در مدرسه خواست تا مسائل لازم را برای آنها توضیح دهند.


ناممکن حتی با کمک دیگران
اما جدای از وظایف پدران و مادران، صرف حضور والدین در خانه کارکردهایی دارد که غالب اوقات والدین متوجه نیستند اما این کارکردها در تربیت کودکان نقشی اساسی و مهم دارد و این بخش در زمان غیبت یکی از والدین می تواند آسیب های جدی ببیند. نکته مهم در این بین آن است که جبران کامل این کمبود در خانواده های تک والد بسیار دشوار و در بعضی مواقع غیرممکن است. بنابراین لازم است پدر و مادران فقط با آنها آشنا شوند.

نقش هایی که از کودکی آموخته می شوند


اولین تصورات کودکان ما در مورد نقش های جنسیتی در خانه شکل می گیرد. اینکه وظایف مردان و زنان در خانه چیست، چه مسئولیت هایی در زندگی مشترک برعهده آنهاست و اینکه آنها چطور با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.
این آموزش های مهم هم در خانه و به واسطه والدین روی می دهند و هم خارتج از خانه و به واسطه کتاب، فیلم و ... زمانی که طلاق والدین در زمانی رخ می دهد که کودکان بسیار کم سن هستند یا فرایند طلاق بسیار طولانی می شود، در این آموزش مهم می تواند مشکلاتی روی دهد.
حضور فردی از جنس دیگر و داشتن ارتباط مستمر با او مثل دایی یا عمه می تواند تا حدی این نقص را جبران کند اما به هر صورت رابطه همسران با هم تفاوت هایی اساسی با رابطه خواهر و برادری دارد. بچه ها در خانواده به صورت معمول مشاهده گر رابطه پدر و مادری هستند که به هم وفا دارند، رابطه ای عاطفی و عمیق با هم دارند و در بسیاری از ابعاد زندگی با هم شریک هستند.
در حالی که وقتی دایی، عمه یا پدربزرگ و مادربزرگ قرار است جای خالی نبود پدر و مادر را پر کنند، به رغم همه تلاش هایشان باز هم نمی توانند نمایانگر همه ابعاد رابطه همسری باشند و در هر حال تا حدی این جای خالی باقی خواهد ماند.

نبرد دموکراسی و دیکتاتوری


زمانی که هر دو والدین در خانه حضور دارند، فرایند تصمیم گیری به صورت معمول به این صورت است که والدین با یکدیگر مشورت و تصمیم خود را اعلام می کنند. شاید با خود بگویید این شرایط ایده آل است که والدین به دنبال آن هستند اما در عمل اینگونه نیست.
درست است که همیشه این اتفاق نمی افتد، اگر با خودتان مرور کنید احتمالا مواردی به ذهنتان می رسد که شما نظری داشته اید و همسرتان نظر دیگری و در نهایت ناچار شده بودید با گفتگو تصمیم دیگری بگیرید اما در زمانی که فقط یک والد حضور دارد، فرایند تصمیم گیری فقط توسط او انجام می شود.
شاید بگویید این شرایط نه تنها بدنیست که بسیار هم خوب است! اما این شرایط می تواند برای کودکان عوارض خاص خود را داشته باشد. تصمیم گیری های مشارکتی پدر و مادر هر چقدر هم معدود باشد باز هم می تواند به بچه ها شکلی از دموکراسی را آموزش دهد. در حالی که تصمیم گیری های تکنفره در خانه می تواند یادآور روش های دیکتاتوری در زمان تصمیم گیری باشد.

حل المسائل و دانش آموزان تنبل




به سمت قفسه کتاب‌هایش می‌رود، کتاب حل‌المسائل ریاضی در میان کتاب‌هایش جلوه دیگری دارد از طرفی هم شک و تردید مانند خوره به جانش افتاده است و شیطنت هم در این میان جولان می‌دهد و به استفاده از حل‌المسائل تشویقش می‌کند «حالا یک بار ایراد نداره، دیگه استفاده نکن»... اما عذاب وجدان هم لحظه‌ای رهایش نمی‌کند...کمک گرفتن از دیگران و یاری رساندن همواره در همه حال از جمله امور سفارش شده‌ای است که مورد توجه قرار دارد، حال گاهی این کمک گرفتن می‌تواند از فرد باشد و یا حتی یک کتاب و جزوه.
کتاب‌های حل‌المسائل و کمک درسی نیز از جمله کتاب‌هایی هستند که بازارشان در طول سال تحصیلی داغ است و دانش‌آموزان و گاهی بعضی والدین از طرفداران پر و پا قرص اینگونه کتاب‌ها هستند. در واقع حضور کتاب‌های حل‌المسائل همانند آب سردی بر پیکره خشکیده تفکر و تعمق دانش‌آموزان است و این گونه کتاب‌ها خیانتی به دانش‌آموزان و معلمان است و تلاش معلمان را بیهوده و کاسه انگیزه آنها را تهی می‌کند.
یک کارشناس آموزش و پرورش اظهار می‌کند: کتاب‌های کمک درسی و آموزشی از یک نوع نیستند این موضوع به شیوه‌های تدوین و تهیه آن بر می‌گردد زیرا هر یک با هدفی مشخص تدوین شده‌اند. اکبر حیدری عدم طی شدن فرایند یادگیری را یکی از مهم‌ترین معایب کتاب‌های حل‌المسائل می‌داند و می‌گوید: هنگامی که لقمه حاضر و آماده در اختیار دانش‌آموز قرار بگیرد تلاش و جستجو را رها می‌کند و این تنبلی ضربه سنگینی به درک و تعمق دانش‌آموز می‌زند.کتاب‌های حل‌المسائل مسیر خلاقیت را با موانعی می‌بندد و اجازه پیشروی را از دانش‌آموز می‌گیرد.استدلال و درک مطالب کتاب دانش‌آموز را فعال می‌کند و اشتیاق او را به جستجوی مطالب افزایش می‌دهد.

بعضی از کتاب‌های کمک درسی حاوی مطالب تکمیلی است که موجب می‌شود دانش‌آموز علاوه بر مطالب کتاب خود مطالب اضافی دیگری نیز بیاموزد و در نتیجه دید و درکش از متون درسی افزایش یابد. حیدری کتاب‌هایی را که با هدف تمرین تدوین شده و فاقد پاسخ است را مهم عنوان و بیان می‌کند: این گونه کتاب‌ها با افزایش فهم و درک همراه است و علاوه بر آن او می‌تواند با گونه‌های متنوع سوالات آشنا شود و همین امر در موفقیت‌های بعدی‌اش موثر خواهد بود. دانش‌آموزان در طی سال تحصیلی علاوه بر فراگیری دانش نحوه زندگی و رفتار با دیگران را درک می‌کنند
.

کتاب‌های کار بدون پاسخ در افزایش درک دانش‌آموز موثر است
این کارشناس آموزش و پرورش ادامه می‌دهد: بعضی از کتاب‌های کمک درسی حاوی مطالب تکمیلی است که موجب می‌شود دانش‌آموز علاوه بر مطالب کتاب خود مطالب اضافی دیگری نیز بیاموزد و در نتیجه دید و درکش از متون درسی افزایش یابد.
حیدری کتاب‌هایی را که با هدف تمرین تدوین شده و فاقد پاسخ است را مهم عنوان و بیان می‌کند: این گونه کتاب‌ها با افزایش فهم و درک همراه است و علاوه بر آن او می‌تواند با گونه‌های متنوع سوالات آشنا شود و همین امر در موفقیت‌های بعدی‌اش موثر خواهد بود. دانش‌آموزان در طی سال تحصیلی علاوه بر فراگیری دانش نحوه زندگی و رفتار با دیگران را درک می‌کنند.
حیدری با اشاره به اینکه مطالب کتاب‌های کنونی قوی است، می‌افزاید: اگر دانش‌آموزان توجه کامل به مطالب کتاب‌های خود نشان دهند براحتی می‌توانند مطالب متنوعی را یاد بگیرند که حتی نیازی به مطالب تکمیلی نداشته باشند.جامعه‌پذیری، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری، رشد و تحصیل علم از جمله اهداف حضور دانش‌آموزان در مدرسه است. گرچه شاید نمره‌گرایی، تشویق و تنبیه نیز به نوبه خود در استفاده دانش‌آموزان از اینگونه کتاب‌ها بی‌تاثیر نیست. در اینجا سوالی که ذهن را درگیر می‌کند این است که با وجود آثار زیان‌بار چه نیازی به چاپ کتاب‌های حل‌المسائل است؟ این کارشناس در این خصوص می‌گوید: مسئولانی که نظارت دارند باید به این امر توجه داشته باشند زیرا حضور این کتاب‌ها با تنبلی و بی‌سوادی دانش‌آموز همراه خواهد بود.

والدین نیز به دنبال کتاب‌های حل‌المسائل هستند
امیری صاحب یکی از کتاب‌فروشی‌های کمک درسی می‌گوید: اگرچه فروش اینگونه کتاب‌ها کم شده است، اما خریداران از دانش‌آموزان به سمت والدین پیش رفته است، اکثر طرفداران این گونه کتاب‌ها پدرها و مادرها هستند که با کمک گرفتن از آنها فرزندانشان را در بعضی دروس یاری می‌کنند.
خانم میری مادر دو دانش‌آموز ابتدایی و راهنمایی می‌گوید: کتاب‌ها حسابی تغییر کرده‌اند فهم بسیاری از مطالب برایم دشوار و سنگین است چاره‌ای جز کمک گرفتن از این نوع کتاب‌ها را ندارم.کتاب‌ها انگار سال به سال تغییر می‌کنند، گرچه باسوادم، اما باز در بسیاری از مطالب لنگ می‌زنم.
یک دبیر مدرسه راهنمایی نیز در این مورد می‌گوید: دانش‌آموزان در دوره راهنمایی و دبیرستان استقبال خوبی از کتاب‌های حل‌المسائل می‌کنند و تعدادی نیز این نوع کتاب را در منزل دارند.اعظم محمدی می‌افزاید: در چند سال اخیر با توجه به تخصصی شدن کتاب‌ها والدین نیز موظف به گذراندن دوره‌هایی برای آموزش فرزندانشان هستند و از طرفی با توجه به تغییر کتاب‌های درسی حل‌المسائل‌ها نمی‌توانند نیازهای دانش‌آموزان را برآورده کنند زیرا تا زمانی که درک درست از مطالب کتاب به دست نیاوری استفاده از این کتاب‌ها بی‌فایده است.

دانش‌آموزان در دوره راهنمایی و دبیرستان استقبال خوبی از کتاب‌های حل‌المسائل می‌کنند و تعدادی نیز این نوع کتاب را در منزل دارند.اعظم محمدی می‌افزاید: در چند سال اخیر با توجه به تخصصی شدن کتاب‌ها والدین نیز موظف به گذراندن دوره‌هایی برای آموزش فرزندانشان هستند و از طرفی با توجه به تغییر کتاب‌های درسی حل‌المسائل‌ها نمی‌توانند نیازهای دانش‌آموزان را برآورده کنند زیرا تا زمانی که درک درست از مطالب کتاب به دست نیاوری استفاده از این کتاب‌ها بی‌فایده است

عاطفه دانش‌آموز سال دوم راهنمایی است و از همان ابتدای سال کتاب حل‌المسائل ریاضی و زبان را تهیه کرده است و از استفاده آنها رضایت کامل دارد. او در این خصوص می‌گوید: در این دو درس بسیار ضعیفم و از اینکه پای تخته بروم و بلد نباشم خجالت می‌کشم، گرچه مادرم از وجود این کتاب‌ها بی‌خبر است من هم همواره یواشکی از آنها استفاده می‌کنم. مهسا دیگر نمی‌تواند جلوی وسوسه شیطان را بگیرد کتاب را برمی‌دارد و به دور از چشمان مادر مسئله ریاضی را حل می‌کند گرچه عذاب وجدان هنوز رهایش نکرده، اما انگار تا حدی خیالش راحت است. معلم مهسا را صدا می‌زند و او هم با اطمینان کامل از پاسخ به سمت تخته می‌رود، درست بود حسابی به خود می‌بالید و معلم که حسابی لذت برده است، می‌گوید: مهسا جان کل مسئله را برای دوستانت شرح بده تا همه به هوش و استعدادت پی‌ببرند، اما مهسا دهانش بسته است و با کمال شرمندگی می‌گوید: بلد نیستم...