مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

بهترین سن برای مهد کودک رفتن کودکان


فرآیند تربیت کودک در خانواده از همان بدو تولد آغاز می‌شود و به تدریج و با افزایش سن از حمایت مطلق و همه‌جانبه پدر و مادر کاسته و به استقلال فرزند افزوده می‌شود. والدین برای افزایش استقلال باید در مناسب‌ترین زمان فرزندان خود را به مکان‌هایی مانند مهدکودک، پیش‌دبستانی و... بفرستند. تعامل کودک با همسالان، آشنا شدن آنها با قوانین اجتماعی، ایجاد روابط اجتماعی، بازی‌های گروهی و رشد توانایی‌های فردی از مزایای مهدکودک است که زمینه‌ساز مدرسه‌پذیری و به دنبال آن جامعه‌پذیری افراد می‌شود.
امروزه افرادی که رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را به‌راحتی می‌آموزند، همان کودکانی بوده‌اند که دوران خردسالی‌شان را در مهدکودک‌ها سپری کرده‌اند. متاسفانه تحقیقات و بررسی‌ها نشان داده در جامعه ما، اکثر مهدها از استانداردها و شیوه‌های صحیح آموزشی فاصله زیادی دارند؛ از مربی گرفته تا ایمن بودن مهدکودک. در زمینه مهدکودک مناسب، سن ورود به مهد و آماده‌سازی کودک برای ورود به مهد با مهسا مرعی‌نوتاش، کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی و مدرس، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

ترس از مهدکودک
متاسفانه یکی از عللی که باعث می‌شود خانواده‌ها از فرستادن کودکان‌شان به مهد سر باز بزنند، به دلیل ترس کودک و حتی خود پدر و مادر از مهد است. نوتاش می‌گوید: «قبل از هر چیز والدین باید در زمینه امنیت و صلاحیت مهد مورد نظرشان اطمینان حاصل کنند تا با خیال راحت و بدون نگرانی کودک را به مهد بسپارند در غیر این‌صورت دل‌نگرانی والدین به کودک منتقل می‌شود. خانواده برای فرستادن کودک خود به مهد باید از قبل برای کودکش در خصوص فضای آنجا توضیح دهد و درصدد برآید که علاقه کودکش را زیاد کند و زمینه را برای تعامل او با دوستان جدید و بازی‌های گروهی فراهم کند؛ گرچه این کار از وظایف مربیان است اما در ابتدا خانواده باید این مساله را برای کودکش روشن کند.» نوتاش برای اینکه کودک بتواند به تدریج خود را با مکان مهدکودک وفق دهد، ادامه می‌دهد: «تا زمانی که فرزندان در مهد احساس امنیت نکرده‌اند خانواده نباید تنهایشان بگذارند و بهتر است در روزهای اول، مادر در مهد حضور داشته باشد تا اعتماد کودک نسبت به مربی و بچه‌ها جلب شود، این پروسه ممکن است برای برخی از کودکان، دو، سه روز اول باشد و برای برخی دیگر تا چند هفته ادامه پیدا کند و نکته بسیار مهم این است تا زمانی که فرزندان خودشان احساس امنیت و راحتی نکرده‌اند، آنها را تنها نگذاریم برای اینکه کودک به فضای مهد عادت کند. در آغاز باید زمان کوتاهی، فرزندان را به مهد بفرستیم به‌عنوان مثال یک یا دو ساعت در روز تا کم‌کم علاقه‌اش زیاد شود و به این ترتیب شوق و علاقه بیشتری برای رفتن به مهد پیدا کند.» نوتاش تاکید دارد حتما والدین در زمان مقرر که مهد اعلام می‌کند به دنبال کودک‌شان بروند و اجازه ندهند که بیش از اندازه در انتظار به سر برند؛ چرا‌که باعث لطمه دیدن کودک‌شان می‌شود و ممکن است کودک به دلیل این موضوع، از رفتن به مهدکودک سر باز زند. والدین باید هر روز از کودک‌شان بپرسند که در مهد چه اتفاقاتی رخ داده و به این ترتیب بتواند از لابه‌لای حرف‌های فرزندشان مسایل اجتماعی را بیابند مثل اینکه ممکن است کودک دستشویی داشته باشد اما خجالت بکشد با مربیان مهد در میان بگذارد و... خانواده با شنیدن حرف‌های کودک، می‌تواند به مسایل آگاه شده و برای حل آنها اقدام کند. او ادامه می‌دهد: «والدین باید از مسوولان و مدیریت مهد بخواهند که در روزهای اول، اتاق‌های بازی، کلاس‌ها، حیاط، سرویس بهداشتی و سایر قسمت‌های مهد را به کودکان نشان دهد تا ترس برخی از بچه‌ها از این محیط ناشناخته از بین برود.»

بهترین سن ورود به مهدکودک
مادر و پدرها در اینکه چه سنی برای فرزندشان هنگام ورود به مهدکودک مناسب است، اغلب دچار تردید می‌شوند، چراکه نظر متخصصان در این‌باره متفاوت است اما همگی بر این باور متفق‌القولند که کودک تا پایان دو سالگی باید در محیط خانواده و نزد والدینش باشد، چراکه در دو سال اول زندگی، کودک به شدت وابسته به والدینش است و نباید بگذارند این دل‌بستگی و وابستگی غیر ایمن شود، چراکه مشکلات عاطفی برای کودک‌شان فراهم می‌شود. نوتاش در این زمینه معتقد است: «چهارسالگی زمان مناسبی برای ورود کودک به مهد است. اگر مادر شاغل نباشد و بتواند زمان بیشتری را در کنار فرزندش سپری کند، بهتر است تا اینکه کودکش را قبل از سنین سه، چهارسالگی به مهد بفرستد، اما در جامعه ما شاهد هستیم که خیلی از والدین به دلیل مشغله زیاد، کودکان‌شان را در سنین شیرخوارگی به مهدها می‌سپارند که باعث آسیب رساندن به کودک از لحاظ روحی می‌شود.»

نقش کلیدی مربی‌ها در مهدکودک
نخستین موردی که والدین در انتخاب مهدکودک باید به آن توجه کنند، تجربه و دانش مربیان است، زیرا نداشتن سابقه، تجربه و دانش کافی باعث لطمات جبران‌ناپذیری به کودک می‌شود. نوتاش می‌گوید: «مربی مهد باید دارای تحصیلات در زمینه علوم تربیتی و روان‌شناسی کودک و رشد باشد. اما گاهی در مهدها دیده شده که از مربیان متخصص استفاده نمی‌شود یا حتی در برخی موارد میزان تحصیلات مربیان دیپلم است که بهتر است در این‌گونه مهدها، در طول هفته، حداقل دو روز روان‌شناس در مهد حاضر شود و به مشاهده رفتاری دقیق کودکان بپردازد تا در صورت لزوم توصیه‌های مربوط به مربی و والدین را تذکر دهد.» او ادامه می‌دهد: «رابطه عاطفی بین کودک و مربی در این سن بسیار مهم و اثرگذار است و مدیر مهد نباید مربیان را بدون هیچ‌گونه توضیحی برای کودکان عوض کند.» تعداد کودکانی که با یک مربی تشکیل کلاس می‌دهند، بسیار مهم است. نوتاش اعتقاد دارد هر چقدر تعداد کودکان کمتر باشد، مربی زمان بیشتری می‌تواند صرف رسیدگی به کودک کند و کارایی کودک را بالا ببرد و بهتر است والدین در انتخاب مهدکودک نیز به تعداد کودکان در مهد توجه کنند.

شیوه‌های آموزش و یادگیری در مهدکودک
کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی در زمینه شیوه‌های آموزش در مهد می‌گوید: «مهدهایی که تنها به بعد آموزشی می‌پردازند مثلا آموزش همزمان دو زبان خارجه و... لزوما مهدهای مناسب نیستند چراکه بهترین نوع آموزش و یادگیری در سنین خردسالی از راه‌های بازی عینی، کلامی و عملی است و در تنظیم بازی‌ها در سنین مختلف مهد باید دقت کافی شود. نوع بازی‌ای که برای بچه‌ها در نظر گرفته می‌شود، بسیار مهم است. بازی‌های هر گروه سنی باید با توجه به مراحل رشد کودک طراحی شود تا علاوه بر لذتی که کودک از اجرای بازی می‌برد، مهارت‌های جدید را نیز بیاموزد و موقعیت‌هایی را فراهم کند تا کودکان با چالش‌هایی برای تفکر آشنا شوند و راه‌حل‌های تازه‌ای را برای حل مسایل بیابند. او تاکید دارد مربی با دادن پاداش‌های مناسب و اجرای محرومیت‌های خفیف از برخی مزایا، باید در این زمینه مدیریت داشته باشد. در نهایت نوتاش معتقد است علاوه بر موارد ذکرشده، والدین باید در انتخاب مهدکودک به ایمن بودن فضا و ساختمان مهد، نداشتن پله، موکت بودن زمین مهد، ایمنی محیط بازی، تسهیلات سرمایی و گرمایی و تغذیه در مهدکودک توجه بسیاری داشته باشند.

با فرزندم و دوستان خیالی اش چه کنم؟


روانشناسی کودکان - بیشتر کودکانی که در سنین حدود 2 یا 3 سال هستند، چند دوست خیالی برای خود دارند که این دوستی‌ها تا حدود 4 و 5 سالگی هم ادامه می‌یابد؛ البته هر چه سن کودک بیشتر می‌شود، شدت این دوستی‌ها کمتر خواهد شد و به همین دلیل بیشترین و عمیق‌ترین دوستی بچه‌ها با دوستان خیالی را در سنین حدود سه سالگی می‌بینیم. شاید شما هم دیده باشید گاهی بچه‌ها با کسی حرف می‌زنند، بازی می‌کنند، همراه او غذا می‌خورند و اسباب ‌بازی‌هایشان را با هم شریک می‌شوند اما این دوست دیده نمی‌شود، حرف نمی‌زند، حرکت نمی‌کند و فقط در ذهن و خیال کودک همراه اوست.
بیشتر والدین به خیالبافی‌های فرزند خود واقف هستند و آن را به‌عنوان بخشی از زندگی او پذیرفته‌اند.

اما پذیرش یک دوست خیالی و نامرئی کار چندان آسانی نیست؛ به ویژه آنکه فرزندتان با تمام قوا از آن موجود خیالی که گاهی اوقات با اسامی‌عجیب و غریب نیز نامیده می‌شود، دفاع کرده و دوست دارد که شما نیز او را یکی از افراد خانواده بدانید و باور داشته باشید.

نگران نباشید! تحقیقات نشان داده است که کودکان از 20ماهگی به بعد توانایی این را دارند که افکار و احساسات خود را به یکی از وسایل یا اسباب‌بازی‌های خود نسبت دهند و پس از این مرحله معمولا دوست خیالی قدم به زندگی فرزند شما خواهد گذاشت. این دوست خیالی از سن 3-2 سالگی وارد عرصه زندگی شده و گاهی تا سنین دبستان نیز باقی می‌ماند، به‌گونه‌ای که تقریباً 75درصد بچه‌ها تا سن 7سالگی ارتباط با دوست خیالی را تجربه کرده‌اند. البته هر چه سن کودک بیشتر می‌شود، شدت این دوستی‌ها کمتر خواهد شد و به همین دلیل بیشترین و عمیق‌ترین دوستی بچه‌ها با دوستان خیالی را در سنین حدود سه سالگی می‌بینیم. این مسئله در روند رشد کودک طبیعی است و کودکانی که دارای دوست خیالی هستند معمولاً خلاق‌تر هستند.

برخی از والدین نگران این قضیه هستند که ارتباط بیش ازحد با این دوست خیالی به روابط اجتماعی کودک لطمه بزند و او توانایی برقراری ارتباط با همسن و سالان خود را از دست بدهد، اما جای نگرانی نیست. جالب است بدانید که این کودکان اغلب سازگارتر و اجتماعی‌تر از کودکانی می‌شوند که دوست خیالی ندارند.

با گسترش روند تک فرزندی در خانواده‌ها، بد نیست والدین بدانند که کودکان تنها یا فرزندان اول خانواده معمولاً بیشتر از بقیه بچه‌ها، درگیر ارتباط با دوست نامرئی خود هستند و گاهی نیز تا بزرگسالی همراه او زندگی می‌کنند البته با گسترش روابط اجتماعی و جمع‌های دوستان، حضور دوست خیالی کم‌رنگ‌تر و گاهی حتی محو می‌شود.
بسیاری از والدین از حضور این موجود خیالی در زندگی فرزند خود وحشت دارند و سعی می‌کنند با بی‌توجهی یا انکار این دوست، آن را از صحنه زندگی فرزند خود حذف کنند. آنها می‌ترسند که این مسئله سبب گوشه‌گیری و انزوای بیش از حد فرزندشان شود، اما در حقیقت این طور نیست. از زمانی که کودک توانایی درک و استدلال و استنتاج را پیدا می‌کند، دوست دارد که تجربیات و آرزوهای خود را از زبان فردی دیگر نیز بیان کند و نکته جالب این است که پرسش‌کننده و پاسخ‌دهنده یک نفر خواهد بود؛ فرزند شما. این مسئله سبب می‌شود که او مشکلاتی را به‌عنوان مشکلات این دوست خیالی مطرح کند و با استدلال و استنتاج خود، پاسخی نیز برای حل این معما بدهد که البته اغلب این واکنش‌ها برگرفته از رفتار و کردارهای پدر و مادر است.

اگر شما نگاهی تیزبینانه به روابط فرزندتان و دوست نامرئی‌‌اش داشته باشید، در واقع بازتابی از برخوردها و رفتارهای خود را در آن می‌بینید و اگر حرف یا حرکتی، سبب ناراحتی شما می‌شود، بهتر است به جای تنبیه یا توبیخ کودک، به اصلاح آن رفتار در خود بپردازید.

با بزرگ‌تر شدن کودک و ورود به مرحله پیش دبستان، کودکان سعی در مخفی کردن این دوست خیالی دارند به‌خصوص اگر با واکنش‌های منفی یا مسخره‌آمیز شما نیز در این رابطه روبه‌رو شده باشند، اما این دوستان همچنان در زندگی فرزندتان حضوری فعال دارند. در این مرحله دقت کنید که حضور این دوست مانعی برای دوستیابی‌های واقعی وی نشود؛ هر چند که در اکثر بچه‌ها این اتفاق نمی‌افتد و به‌راحتی دوستانی پیدا می‌کنند. با افزایش مسئولیت‌ها و وظایف تحصیلی و گسترش روابط دوستانه، کم‌کم حضور این دوست خیالی کم‌رنگ‌تر می‌شود و تنها هنگام تنهایی‌های کودک به سراغش خواهد آمد. البته گاهی تشدید روابط با این موجود نامرئی به دلیل سرخوردگی و عصبانیت‌های ناشی از حوادث روزمره یا مهم، از قبیل تولد فرزندی جدید در خانواده، دعواهای مکرر پدر و مادر، جابه‌جایی مدرسه و... است که شما باید آگاهانه به کنترل و حل این مشکلات بپردازید تا دوباره شرایط به حالت عادی برگردد.

متخصصین روانشناسی رشد معتقدند که یکی از کارهای مۆثر در پیشرفت ذهنی و اجتماعی کودکان این است که آنها دنیا را از دیدگاه‌هایی متفاوت از دیدگاه خود ببینند و داشتن دوست‌های خیالی کمک مۆثری به این امر می‌کند. در حقیقت دوستان خیالی ابزار مناسبی برای آموزش مسائل به‌طور غیر‌مستقیم به کودک هستند. شما به‌عنوان والدین کودک در قبال این مسئله وظیفه سنگین و خطیری دارید و برخوردهای نامناسب با این قضیه می‌تواند اثرات سوئی تا آخر عمر بر روند رشد عقلی و اجتماعی کودک بگذارد.

چند نکته که والدین باید در برخورد با این موجودات نامرئی رعایت کنند، عبارتند از:
کودک را از داشتن دوست خیالی منع نکنید. بدترین کار ممکن این است که او را به خاطر این دوست تنبیه کنید. با این کار، فضای بی‌اعتمادی و ناامنی را در رابطه خود و فرزندتان پایه‌گذاری می‌کنید که اثرات سوء آن را در دوران نوجوانی او خواهید دید.
دوست خیالی کودک را مسخره نکنید و اجازه ندهید که دیگران نیز این کار را انجام دهند. هیچ دلیلی وجود ندارد که کودک را به دلیل صحبت با کسی که وجود ندارد مسخره کنید. به روابط دوستانه او با این مهمان نامرئی احترام بگذارید.

به کودک نگویید که دیگر بزرگ شده و نباید با دوستان خیالی خود حرف بزند. این مسئله اثرات روحی بدی روی او می‌گذارد؛ درست مانند اینکه از امروز به شما بگویند حق ندارید مادر خود را ببینید!

از طریق فرزند خود، با دوست خیالی ارتباط برقرار کنید. نترسید، کسی شما را دیوانه نمی‌داند؛ البته لزومی‌ندارد که بیش از حد در بازی غرق شوید. منطقی باشید و هیجانات خود را کنترل کنید. شما فقط یک بازیکن هستید و گرداننده اصلی بازی فرزندتان است.

در رابطه با این دوست خیالی با فرزند خود صحبت کنید و اگر دوست نداشت حرف زیادی بزند، به او احترام گذاشته و او را تحت فشار قرار ندهید. به حضور این دوست در خانه خوشامد بگویید و سۆالاتی در مورد زندگی او و تعداد خواهر و برادرها و... از فرزندتان بپرسید. این کار باعث می‌شود کودک، شما را نیز در گستره دوستان خود و این مهمانان نامرئی قرار دهد.

اگر کودک کارهای نادرست و اشتباهات خود را به گردن دوستش انداخت، نگران نشده و با او برخورد نکنید. از طریق برخورد با همین دوست خیالی، پیام خود را به فرزندتان برسانید؛ مثلاً بگویید « من واقعاً از دست فلانی عصبانی هستم. مطمئنم اگر مامانش هم اینجا بود عصبانی می‌شد. این بار دومی‌ است که بی اجازه به وسایل بابا دست می‌زند یا اسباب بازی‌هایش را جمع نمی‌کند».

خطر "افسردگی" در نوزادان ایرانی



محققان به "مادران باردار" هشدار می دهند که در صورت داشتن "افسردگی"، استرس و "اضطراب" نوزادانشان نیز دچار افسردگی می شوند.

نوزادان سالم و سرحال، تلاش و تحرک دارند البته بعضی ها آرامترند و بعضی ها فعالتر. اما کودکان افسرده "تحرک بدنی" کمی دارند، به گرفتن اشیا و تجسس در محیط رغبت کمتری نشان می دهند. اگر نوزادتان کم تحرک و بی حال است و علاقه به بازی در او دیده نمی شود به دلیل حالت های روحی و روانی شما در "دوران بارداری" است.

برای پدر و مادرها و یا به طور کلی مراقبان کودک توجه به برخی رفتارهای نوزاد به خصوص هنگامی که با عادات پیشین نوزاد کاملا متفاوت باشد ضروری است و این موارد می توانند هشدارهایی باشند برای والدین که نوزاد یا خردسال در معرض خطر افسردگی را شناسایی کنند و آن را بتوانند از همان سنین پایین درمان کنند.

روش های برای تشخیص اعتیاد کودکانتان به تبلتشان



پژوهشگران دریافته اند که جذابیت استفاده از وسایلی مانند تبلت ها بویژه در میان کودکان خردسال موجب شده تا کودکانه این وسایل نوعی اعتیاد پیدا کنند.




پژوهشگران به تازگی علائمی که نشان دهنده ی اعتیاد کودکان به وسایل ارتباطی از جمله تبلت ها است پی برده اند و به والدین در این خصوص تذکر می دهند.
گفتنی است: یک سوم کودکان قبل از آنکه بتوانند حرف بزنند از تبلت ها استفاده می کنند . بررسی ها نشان می‌دهند: اعتیاد کودکان به این وسایل می تواند باعث اختلال در چرخه ی خواب و غذا خوردن آنها شود و تمام وقت آنها را به خود اختصاص بدهد. استفاده از این وسایل می تواند باعث بروز رفتارهای مستقیم و غیر مستقیم غیر عادی و غیر متناسب با سن کودک مانند پرخاشگری، زود رنجی، انزوا و کناره گیری از جمع شود. این نوع وسایل که سابق بر این به عنوان یک وسیله بازی برای آرام نگه داشتن کودکان و جلوگیری از بازیگوشی دراختیار آنها توسط والدین قرار داده می شد، درحال حاضر به عنوان یک وسیله که سلامت روانی آنها را تهدید میکند می تواند بسیار جدی قلمداد شود.

پژوهشگران این مشکل را اعتیاد به تکنولوژی نام گذاری کرده اند و از والدین می خواهند که زمان استفاده از این وسایل را برای کودک خود محدود و در عوض او را به انجام فعالیت های گروهی و اجتماعی تشویق کنند. البته شیوه دور کردن این نوع وسایل از کودکان باید با صبر و حوصله و پرهیز از هر نوع رفتارهای عجولانه صورت گیرد زیرا می تواند واکنش تند و حتی پرخاشگرانه کودک خردسال را به همراه داشته باشد.

اضطراب در کودکان و نوجوانان و انواع آن


بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» می‌شوند.

معمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید را کسب کنند.

بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینه بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.

بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.

شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:

ـ اضطراب جدایى
(
Separation Anxiety
)

ـ اضطراب امتحان (
Exam Anxiety)

ـ اضطراب اجتماعى (
Social Anxiety)

ـ ترس از مدرسه (
School Phobia)
عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن
سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می‌شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ بخصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ بخصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی
تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان به‌تدریج می‌پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.
رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان

نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :

  • والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.
  • والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.
  • باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.
  • والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.
  • والدین و مربیان و... باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.

رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فراهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرد، ولو اینکه اشتباه کند و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.
رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه

یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:
  • والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
  • از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
  • با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
  • به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
  • باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
  • در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست