مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

شخصیتهای کارتونی برای کودکان دوستان خوبی هستند؟



بررسی های جدید دانشمندان نشان می دهد "تماشای تلویزیون" و کارتون های امروزی جلوی فعالیت کودکان را گرفته و از میزان با هوشی و ذکاوت آنها می کاهد.


کودکان شخصیتی تأثیرپذیری زیادی دارند و به محض دیدن کارتون و "شخصیت های کارتونی" خودشان را با آنها وفق می دهد.
بررسی ها نشان می دهند پسربچه ها اغلب بعد از دیدن کارتون آزار و اذیتشان چند برابر می شود تا جایی که پزشکان و روانشناسان معتقدند تا 2 ساعت بعد از دیدن کارتون کودکان در پائین ترین میزان "ذکاوت و هوش" قرار دارند.
روانشناسان با انجام آزمایشاتی دریافتند که کودکان با تماشای تلویزیون خصوصیت و ویژگی های اخلاقی مثبتشان از بین رفته و مهارت های آنان که در آن سن باید شکوفا شود از بین می رود توان تفکر از آنان با دیدن کارتون به ویژه کارتون های جنگی و خشن گرفته می شود.

دلایل نافرمانی کودکان پیش دبستانی از والدین خود چیست؟




کودک دبستانی شما به لطف خدا از مرحله‌ی جیغ و داد و دعوا گذشته است. ولی هنوز هم نمی‌توان گفت فرمان‌بردار است. در واقع، وقتی برای شام صدایش می‌کنید از آمدن خودداری می‌کند، درخواست شما را برای برداشتن جوراب‌هایش نادیده می‌گیرد، و هرگاه از او می‌خواهید زباله‌ها را بیرون ببرد با یک "برای چی ؟" جدی و مطمئن پاسخ‌تان را می‌دهد.
شاید از خود بپرسید «پس چه اتفاقی داره می‌افته ؟»، «من در تربیت بچه‌م قاصر بودم، یا اون فقط می‌خواد حال منو بگیره ؟»
باور بکنید به احتمال زیاد هیچ اشتباهی در کارتان نیست. گرچه ناامیدکننده، ولی عادی ست که کودک دبستانی خط قرمز‌ها و انتظارات والدین را امتحان کند. به گفته ی سوزان آیرز دنهام، استاد روان‌شناسی در دانشگاه جورج میسون درفیرفاکسِ ویرجینیا، در دوران حاضر «نافرمانی یافتن راهی برای قبولاندن حقوق خود به دیگران است».
وقتی کودک دبستانی شما به بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و چیزهای بیشتری از دنیای اطراف خویش می‌آموزد، عقاید خود را در مورد روابط و قواعد شکل می‌دهد (یا عقاید دیگران را می‌پذیرد). پس اگر تلاش می‌کند که با مقاوت در برابر شما و راهنمایی‌های «احمقانه‌تان» حرف خود را به کرسی بنشاند، تعجب نکنید. گرچه، برخلاف کودکان کم‌سن‌تر، اگر از فرزند بالغ‌ پرخاش‌گر خود بخواهید کاری را که دوست ندارد انجام دهد، احتمالا عصبانی نخواهد شد. ولی ممکن است وانمود کند که نشنیده است، یا بسیار آهسته و یواش به درخواست شما پاسخ دهد. («منظورت این بود . . . که اون جورابا رو امروز بردارم ؟»)

برای مقابله با نافرمانی چکار می‌توان کرد ؟



درکشان کنید. وقتی از کودک خود می‌خواهید برای ناهار بیاید و او فریاد می‌زند که «الان نه!» و اگر دوباره خواستید که به هر حال بیاید و عصبانی شد، خود را جای او بگذارید. اگر در حال اسکیت بازی کردن با دوستان‌اش است، بگویید که می‌دانید ترکِ بازی کار سختی‌ست ولی غذا آماده شده است.
این کار برای این است که به او نشان دهید، علی‌رغم اینکه جزئی از مشکل بوده‌اید، ولی در واقع طرف او هستید. سعی کنید عصبانی نشوید (حتی اگر همسایه‌ها سرگرم تماشای این نمایش بین شما و کودک دبستانی‌تان باشند). مهربان و درعین حال درخصوص ضرورت آمدنش مصر باشید.



حد و حدودی مشخص کنید. کودکان دبستانی نیازمند – و حتی خواهان- محدودیت هستند، پس این محدودیت‌ها را وضع کنید و مطمئن شوید که فرزندتان از آنها اطلاع دارد. حد و حدود را گوشزد کنید، «اجازه نداری بدون اجازه از تلفن استفاده کنی»، یا «یه بار که بهت گفتم باید بیای».
اگر فرزندتان (مثل هر بچه دیگری) در اطاعت از این حدود مشکل دارد، روی راه‌حل‌ها کار کنید. در مورد وضعیت پیش‌آمده صحبت کنید و سعی کنید که به عمق مسئله‌ی نافرمانی فرزندتان راه یابید.
شاید به این دلیل از انجام دادن تکالیف خانه خودداری می‌کند که در ریاضیات مشکل دارد. در این شرایط، یک بازی رایانه‌ای ریاضی یا چند جلسه‌ی تقویتی با برادر یا خواهر بزرگتر موثر خواهد بود. یا به این خاطر از پذیرش درخواست شما مبنی بر رفتن برای ناهار یا چیز دیگر سر باز می‌زند که به اندازه کافی وقت بیرون رفتن ندارد. اگر بداند که شما نیز به همراه او در پی یافتن راهی برای حل مشکل هستید، میزان نافرمانی خود را کاهش خواهد داد.


اخلاق و رفتار خوب را تقویت کنید. با این که تنبیه زبانی به هنگام نافرمانی فزرندتان وسوسه‌کننده است، توصیه می‌کنیم که زبان خود را نگه دارید. به گفته‌ی جین نلسون، نویسنده‌ی سری کتاب‌های «انضباط مثبت»، "وقتی رفتار بدی از کودک سر می‌زند، بلافاصله خود احساس بدی خواهد داشت. این فکر از کجا آمده است که برای بهبود رفتار کودکان، باید ابتدا کاری کنیم که احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند ؟» در واقع این کار تنها به رفتاری منفی‌تر خواهد انجامید.
در عوض، سعی کنید وقتی فرزندتان کار خوبی انجام می‌دهد، او را تشویق کنید. به یاد داشته باشید، تادیب کودک دبستانی‌تان به معنای کنترل وی نیست – به جای آن به او بیاموزید که خود را کنترل کند.
تنبیه ممکن است او را به خوب رفتار کردن وادارد، ولی تنها از روی ترس است. بهتر است که او کار خوب را با میل خودش انجام دهد چون این‌کار روز را برای او خوشایند‌تر می کند و احساس خوبی در او ایجاد می‌کند.
معذلک به کودک خود بفهمانید که وقتی قانونی را زیرپا می‌گذارد، پیامدهایی خواهد داشت. به جای تنبیه، منطقی و روراست باشید: «اگه تو خونه با توپ فوتبال بازی کنی، مجبورم بذارمش تو گاراژ و دیگه بهت ندمش».


از بهانه‌ها استفاده‌ی مثبت کنید. وقتی کودک دبستانی شما به خاطر اینکه چیزی یا کاری مطابق میل‌اش نبوده، در آستانه‌ی عصبانی شدن قرار می‌گیرد، به او کمک کنید تا خونسردی خود را بازیابد. به جای دستور تنبیهی («برو تو اتاقت»)، وی را تشویق کنید که در گوشه‌ی مورد علاقه‌اش در اتاق‌خواب خود یا کاناپه‌ای راحت در نشیمن تنها بنشیند تا آرام گیرد.
شاید کودک شما حتی بخواهد «جایی برای تمدد اعصاب" برای خود پیدا کند - با یک بالش بزرگ، رواندازی نرم، و چند کتاب محبوب خودش. اگر از درخواست شما سر باز زد، پیشنهاد دهید که با هم کتابی بخوانید یا به پیاده‌روی بروید.
اگر باز مخالفت کرد، خودتان تنها بروید – فقط برای آرام شدن. این کار شما نه تنها مثالی خوب برای او خواهد بود، بلکه برای خودتان نیز فرصت استراحتی ارزشمند پدید خواهد آورد. آنگاه که هر دوی شما احساس آرامش کردید، زمان صحبت کردن در مورد رفتار مناسب فرا رسیده است.


به کودک دبستانی خود قدرت و اختیار بدهید. سعی کنید برای فرزند خود فرصتی برای بروز دادن استقلال شکوفاشده‌اش فراهم آورید. بگذارید خود لباس‌هایش را انتخاب کند (البته تا جایی که تمیز و فاقد لک یا سوراخ باشند). به عقیده‌ی نلسون «این نوع مشارکت به این معنا نیست که کودک دبستانی شما همه‌کاره است. بلکه تنها نشان می‌دهد که به وی و نیازهایش اهمیت می‌دهید.»
راه دیگری برای اینکه به کودک‌تان کمک کنید بیشتر احساس اختیار کند این است به جای اینکه بگویید چه‌کار نمی‌تواند بکند، بگویید چه کاری می‌تواند بکند. به جای اینکه بگویید «نه، تو خونه با اون توپ بازی نکن»، بگویید «برو تو حیات تمرین کن.» کودک شما اکنون دیگر برای درک توضیح مسائل به اندازه‌ی کافی بزرگ شده است، پس به او توضیح دهید که چرا تمرین بیس‌بال در خانه کار اشتباهی‌ست.


موضوع دعوای خود را انتخاب کنید. اگر می‌خواهد برای ناهار کیک بخورد و صبحانه کره‌ و ژله دوست دارد، اشکال این کار چیست ؟ برخی اوقات راحت‌تر است که از منظر دیگر به مسائل بنگرید – مثلاً به وقتهایی که موهایش را شانه نمی‌زند، یا لباس‌های تمیزش را به جای کمد لباس، زیر تختش می‌گذارد.


مصالحه. از شرایطی که ممکن است موجب تحریک نافرمانی کودک‌تان شود اجتناب نمایید. اگر چند وقتی‌ست که یکی از دوستان او عصبانی‌اش می‌کند، برای مدتی یک هم‌بازی دیگر را به خانه دعوت کنید. اگر از اینکه دیگران به کلکسیون ‌اش دست بزند متنفر است، پیش از آمدن مهمان‌ها آنها را در کمد بگذارید.
به هر جهت، اگر به ناگاه خود را در موقعیت بغرنجی یافتید، می‌توانید حد وسط را بگیرید. این روش 100 درصد کارایی ندارد، ولی ارزش امتحان را دارد.


به سن و توانایی‌های او احترام بگذارید. وقتی از کودک دبستانی خود می‌خواهید که تخت‌خوابش را مرتب کند، یا میز را تمیز کند، نخست مطمئن شوید که می‌داند چطور این‌ کار را انجام دهد. وقتی را صرف آموزش کارهای جدید به او کنید، و تا زمانی که به طور کامل در آن کار مهارت پیدا نکرده است با هم انجامش دهید. برخی اوقات آنچه به نظر نافرمانی می‌آید، تنها ناتوانی در انجام مسئولیتی دشوار ا‌ست که بر عهده‌ی کودک گذاشته‌اید.
در نهایت، به دنیای منحصر به فردی که کودک شما در آن زندگی می‌کند احترام بگذارید. به جای اینکه انتظار داشته باشید پس از بردن بازی بیاید و در در آماده کردن غذا به شما کمک کند چند دقیقه‌ای به او فرصت دهید تا از حالت خوشحالی پیروزی بیرون بیاید. («پسرم، پنج دقیقه دیگه می‌خوایم غذا بخوریم، پس لطفاً بازی رو تموم کن و میز رو بچین.»)
او احتمالاً دوست ندارد بازی را رها کرده و با چنگال و قاشق ور برود– در واقع، احتمال دارد که در تمام مدت این کار غرولند کند. ولی تا زمانی که صبور و پایدار باشید، کودک شما در نهایت خواهد آموخت که نافرمانی راه درستی برای دستیابی به آنچه می‌خواهد نیست.

با کودکانتان روزی یک ساعت کودکانه بازی کنید!



بازی کردن حق بچه هاست. فرزندان شما اگر یک حق مسلم در انتخاب داشته باشند، آن انتخاب بازی کردن در هر موقعیتی است. شما نمی توانید بچه شاد و موفق و توانایی داشته باشید بدون آنکه فرزندتان اهل بازی باشد. بازی کمک می کند بچه ها خودشان را پیدا کنند، روابط اجتماعی را یاد بگیرند، مهارت های فیزیکی پیدا کنند و قواعد طبیعت، ریاضی و تفکر را یاد بگیرند.

با این حال بازی در هر سنی اقتضائات خاص خودش را دارد. در بازی باید سن کودک را به یاد داشته باشیم. او قرار نیست همه چیز را به‌طور کامل و صحیح انجام دهد. کودک باید اشتباه کند، شکست بخورد، ببازد و گاهی از دوستانش عقب بیفتد تا قاعده موفقیت و توانمندی را یاد بگیرد. بنابراین از خط‌دادن بیش از حد به کودک، به گونه‌ای که کنترل بازی در دست شما قرار بگیرد، خودداری کنید. از طرف دیگر اسباب‌بازی‌های گرانقیمت، خلاقیت کودک را افزایش نمی‌دهد. کودک هرگز به قیمت یک اسباب‌بازی نگاه نمی‌کند. حتی ممکن است جذابیت بازی‌کردن با یک تکه چوب برای او بسیار بیشتر از اسباب‌بازی گرانقیمت و ارزشمندی باشد که شما خریده‌اید.

در خرید پیش از هر کاری به ایمنی اسباب‌بازی و سپس عملکرد آن دقت کنید. نکته بعدی این است که مهم‌تر از هر چیز برای کودک، بازی کردن با بزرگ‌تر‌هاست. فرزندتان را برای بازی کردن به مهدکودک و بازی های کامیپوتری و شهربازی نسپارید. برای او وقت بگذارید حتی به اندازه یک ساعت در روز. فقط در اختیار او باشید و با او بازی های پرتحرک و خلاقانه داشته باشید. یک ساعت در روز همسن بچه ها شدن هیچ خدشه ای به جایگاه پدر و مادری شما یا اوقات فردی یا وجهه اجتماعی تان وارد نمی کند!

کودکانی که بیشتر مواقع در خانه تنها هستن و آسیبهای روانشناسی آن





مهدکودک‌ها نخستین راه حلی هستند که بسیاری از مادران آن را انتخاب می‌کنند. روانشناسان معتقدند لبخند مربیان این مراکز هیچ گاه جای لبخند و احساس مادر را پر نخواهد کرد. خانواده، اصلی‌ترین مرکز رشد بهداشت روانی و تعالی معنوی کودک است. تنهایی آزاردهنده با توجه به اهمیت پیشرفت اقتصادی و حضور اجتماعی زنان در عرصه‌های مختلف، چگونه باید برای ساعت‌های تنهایی کودک برنامه‌ریزی و این خلأ عاطفی را پر کرد؟

دکتر محسن اصغری نکاح، روانشناس کودک و نوجوان و استاد دانشگاه فردوسی مشهد با بیان این که تنها گذاشتن کودک در خانه آسیب‌های جبران‌ناپذیری را در آینده او رقم خواهد زد، می‌گوید: اگر خود را به جای کودکی که برای چند ساعت در خانه تنها می‌ماند بگذاریم، می‌بینیم که به هیچ عنوان تحمل آن را نداریم.

آیا دوست داریم اعضای خانواده برای ساعت‌های متوالی ما را تنها بگذارند یا در محل کار همکاران ما را چند ساعت تنها بگذارند؟ تحمل این مسأله سخت است حتی اگر در بهترین و مجلل‌ترین هتل نیز تنها باشیم، باز هم تنهایی ما را آزار می‌دهد. انسان از این که با دیگران در ارتباط نبوده و تعامل نداشته باشد یا فرصت بودن در جمع خانواده را پیدا نکند، نگران می‌شود. این تنهایی برای کودکان بیشتر آزاردهنده است. کودکان توانایی این که خود را سرگرم کنند، ندارند و در تنهایی دچار ترس می‌شوند. از سوی دیگر سپردن کودک به مهدکودک برای ساعت‌های طولانی، آسیب‌های روانی را متوجه او خواهد کرد. لبخند مصنوعی دکتر اصغری نکاح با تاکید بر این که خانواده طبیعی‌ترین نظام آفرینش و طبیعی‌ترین گروه اجتماعی و مرکز رشد بهداشت روانی و تعالی معنوی فرد است، می‌گوید: هر اندازه از خانواده فاصله بگیریم، دچار آسیب بیشتری می‌شویم. کودکی که از این محیط به اجبار دور می‌ماند، دچار کمبود محبت، گوشه‌گیری، انزوا و اضطراب می‌شود؛ آسیب‌هایی که در آینده قابل جبران نیست. وقتی کودک از فضای تربیتی خانواده دور می‌ماند، فضاهای دیگر از جمله مهدکودک جایگزین آن می‌شوند. در مهدکودک‌ها یک نوع پرورش گلخانه‌ای و مصنوعی وجود دارد و کودک به جای آن که مهر و عاطفه و نگرانی و دلسوزی مادر را دریافت کند، باید شرایط و مقررات مهد را فرا گرفته و آن را اجرا کند. خانه فقط در و دیوار و یک مکان نیست. خانه پایگاه امنیت روانی است. امروز کودکی فرزندان را از بین می‌بریم. صبح زود و در حالی که بدن او باید استراحت کند، او را از خواب بیدار کرده و با چشمان خواب‌آلود به مهدکودک می‌سپاریم.

این استاد دانشگاه با بیان این که باید تسهیلاتی برای مادران به وجود آورد تا آنها در کنار انجام وظیفه مادری بتوانند فرزندپروری نیز داشته باشند، گفت: ‌متاسفانه این حمایت‌های مالی و اجتماعی و آموزشی کم است و با توجه به این که بسیاری از مادران از این آسیب‌ها مطلع نیستند و راه حل جایگزین مناسبی نیز ندارند، به اجبار کودک‌شان را در خانه تنها می‌گذارند یا به مهدکودک می‌سپارند. اما پدیده چاقی و اضافه وزن کودکان در جامعه امروز و طی نکردن سیر طبیعی اجتماعی شدن، از دیگر آسیب‌هایی است که متوجه کودکان تنها در خانه می‌شود.

دکتر طهمورث شیری، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه علوم و تحقیقات با بیان این که تنهایی کودکان در خانه باعث می‌شود شخصیت اکتسابی بر شخصیت موروثی این کودکان غلبه داشته باشد، گفت: با توجه به افزایش وسایل ارتباط جمعی و وجود ماهواره و بازی‌های کامپیوتری میانگین وزن کودکان امروز در حال افزایش است. از سوی دیگر افزایش بازی‌های کامپیوتری باعث دورشدن کودکان از بازی‌های دسته جمعی شده و آنان تنهایی خود را با بازی‌های رایانه‌ای پر می‌کنند.

وی یکی از آسیب‌های این تنهایی را فاصله بین کودک و خانواده برشمرد و ادامه داد: شخصیت و اجتماعی شدن این کودکان تحت تاثیر فضای مجازی شکل می‌گیرد و شخصیتی که او از یک انسان کامل دارد شباهت زیادی به شخصیت بازی‌های کامپیوتری دارد و این کودک در مدرسه با همسالان خود درباره این بازی‌ها و همچنین فضای مجازی صحبت می‌کند.

این جامعه‌شناس با بیان این که والدین برای پرکردن تنهایی کودک‌شان، او را تشویق به سرگرم شدن با بازی‌های کامپیوتری می‌کنند، گفت:‌ امروزه از فاصله بین نسلی که ایجاد شده است، به سوی تعارض و تفاوت بین نسلی حرکت می‌کنیم. درواقع شخصیت کودک بر اساس جنبه‌های اکتسابی شکل می‌گیرد. در گذشته اجتماعی شدن کودک متاثر از خانواده، مدرسه، دوستان، گروه‌های مرجع، رسانه و فرهنگ بود اما امروز و از زمانی که فرزندان با وسایل ارتباط جمعی آشنایی پیدا می‌کنند، شکل‌گیری شخصیت و اجتماعی شدن آنها به شدت متاثر از وسایل ارتباط جمعی می‌شود. این بحث در آینده تبدیل به بحران خواهد شد.

دکتر ملوک خادمی اشکذری، روانشناس تربیتی و استاد دانشگاه الزهرا سپردن کودکان به مهدهای کودک را بهترین راهکار برای تنها نماندن آنها می‌داند و می‌گوید: کودکان در مهد با مهارت‌های اجتماعی شدن و همچنین مهارت‌های تحصیلی آشنا می‌شوند و روابط بین فردی را به خوبی می‌آموزند. این وضعیت بخصوص برای کودکانی که خواهر یا برادر ندارند، بسیار مناسب است. والدینی که کودک‌شان را در خانه تنها می‌گذارند، او را از داشتن چنین مهارت‌هایی محروم می‌کنند. بسیاری معتقدند یکی ازدلایل ضعف تحصیلی دانش‌آموزان، تنهایی آنان در خانه است.

وی ادامه داد: مطابق تحقیقات، تنها گذاشتن کودکان در خانه امری نیست که بشود آن را به والدین توصیه کرد. در واقع این آخرین راه حلی است که والدین مجبور می‌شوند برای حل مشکل از آن استفاده کنند. والدین باید آموزش‌های لازم را به فرزندانشان بدهند که در زمان تنهایی پاسخگوی تلفن پدر و مادر باشد و از باز کردن در به روی افراد غریبه پرهیز کند حتی می‌توان از همسایه‌ای مورد اعتماد در این زمینه کمک گرفت و از او خواست طی روز چند مرتبه سرکشی کند. زمانی هم که والدین به خانه بازگشتند، با بررسی تکالیف و دروس، به او نشان دهند بر کارهای او نظارت دارند. تغییر نگرش فرزندپروری برای آن که خلأهای عاطفی تنها ماندن کودکان در خانه پر شود، چه اقداماتی باید انجام داد؟

دکتر محسن اصغری نکاح، روانشناس کودک و نوجوان و استاد دانشگاه نخستین راه چاره را تغییر نگرش والدین نسبت به فرزند پروری می‌داند و می‌گوید: والدین نباید فرزندپروری را یک امر تشریفاتی و ظاهری بدانند و باید آن را یک رسالت فردی، خانوادگی و اجتماعی بدانند. نگاه ظاهری به این امر باعث می‌شود تنها به حضور یک بزرگ‌تر بالا سر فرزندان بسنده کنیم و این بزرگ‌تر می‌تواند همسایه یا مربی مهدکودک باشد. در آموزه‌های دینی و همچنین قرآن کریم، خداوند فرزندان را هدیه‌ای از جانب خود عنوان کرده است. اگر ما گنجینه باارزشی داشته باشیم، آن را نزد خود نگه می‌داریم و به هیچ عنوان حاضر نیستیم نگهداری از آن را به دیگران بسپاریم. فرزندان گنجینه‌های باارزشی هستند که باید از آنها نگهداری کنیم.

وی ادامه داد: باید این مسائل ریشه‌ای حل شوند و فرستادن کودکان و نوجوانان به کلاس‌های مختلف راه حل مناسبی برای پر کردن تنهایی آنها نیست.امروزه زنان در کنار مادری علاقه دارند تحصیل کنند و در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی شرکت داشته باشند اما ما تسهیلاتی فراهم نمی‌کنیم تا آنها در کنار مادری بتوانند این کارها را انجام بدهند. حمایت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و آموزشی از نهاد خانواده بویژه مادران باعث می‌شود هر مادری فرزندش را نزد خود نگه دارد.

این روانشناس کودک و نوجوان راه حل دیگر را پرستاری از کودک در خانه عنوان کرد و گفت: در زمان پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و همچنین سال‌های نه چندان دور از دایه برای نگهداری کودک استفاده می‌کردند و دایه همان نقشی را که مادر داشت، برعهده می‌گرفت. امروز از پرستار یا فرد مورد اعتماد می‌شود استفاده کرد و به جای این که کودک به مهد برود، مربی با خدماتش به خانه می‌آید. خانه پایگاه امنیت روانی است و وقتی کودک چشم باز می‌کند باید خود را در خانه ببیند تا احساس آرامش داشته باشد. همچنین والدینی که کودک‌شان در خانه تنها است باید طوری برنامه‌ریزی کنند که زودتر به خانه بازگردند و در طول روز نیز چند بار به خانه تلفن بزنند. مادر باید با خواندن قصه، شعر و نقاشی کشیدن، ارتباط خود را با کودک نزدیک‌تر کند تا این کودک به جای پناه بردن به فضاهای مجازی با والدینش تعامل داشته باشد. انزوا طلبی و فاصله گرفتن از اجتماع از پیامدهای تنهایی در دوران کودکی است که جامعه‌شناسان بر آن تاکید دارند.

دکتر طهمورث شیری، جامعه‌شناس با بیان این که مهدکودک محیطی عاطفی نیست و یک محیط رسمی است، می‌گوید: فاصله افتادن و گسست نسلی بین والدین و کودکان باعث انزواطلبی آنها و پیروی از الگوهای خیالی می‌شود. این کودک در آینده در برقراری ارتباط با دیگران با مشکل مواجه و به‌شدت منزوی می‌شود. جایی که افراد در کنار یکدیگر می‌نشینند و باید از باهم بودن ‌لذت ببرند اما سرگرم خواندن یا نوشتن پیامک هستند یا از طریق اینترنت وارد فضاهای مجازی مثل فیس‌بوک می‌شوند. متاسفانه والدین به خاطر بی‌سوادی رسانه‌ای، تسلطی بر دنیای مجازی فرزند ندارند و بالطبع ارتباط عاطفی مناسبی نیز بین والدین و فرزندان برقرار نمی‌شود.

کودکان دارای لکنت زبان از نظر مغزی چه تفاوتی با کودکان دیگر دارند؟




نتایج تحقیقات بدست آمده توسط محققان دانشگاه آلبرتا می تواند سهم قابل توجهی در درک ساختار مغز در رابطه با تولید گفتار داشته باشد و به دانشمندان کمک می کند علت لکنت افراد را پیدا کنند و درمان این مسئله را هرچه زودتر پیدا کنند.
تحقیقات پیشین تفاوت ساختاری مغز افرادی که سلیس صحبت می کنند و افرادی که لکنت زبان دارند را مشخص کرده بود اما به طور عمده به اسکن مغزی بزرگسالان توجه کرده بودند.
مشکل تحقیقات پیشین این است که از آنجا که آنها اسکنهای مغزی را سالها پس از شکل گیری لکنت بررسی کرده اند نمی توانند بگویند که آیا این اختلافات مغزی عامل ایجاد لکنت بوده یا به دنبال لکنت زبان ایجاد شده اند. چرا که کودک در سن 2 تا 5 سال دچار لکنت می شوند.
دریک بیل آسیب شناس زبان- گفتار به عنوان رئیس این گروه تحقیقاتی و استادیاد دپارتمان آسیب شناسی گفتار و شنود شناسی در دانشگاه آلبرتا گفت: هرگز نمی توانید مطمئن باشید که این تفاوتها در ساختار مغز یا عملکرد در نتیجه یک دوره اختلال گفتاری است یا این تفاوتها از ابتدا به همین صورت بوده است.
محققان اسکنهای مغزی 28 کودک 5 تا 12 ساله را بررسی کردند که نیمی از آنها لکنت داشتند و نیم دیگر سلیس صحبت می کردند و به عنوان گروه کنترل مدنظر قرار گرفتند. آنها از تکنیک VBM برای اندازه گیری تفاوتها در میزان ماده خاکستری در مغزهای هر دو گروه کودک استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که حجم ماده خاکستری کودکان دارای لکنت در برخی از مناطق کمتر از گروه دیگر است.
از سوی دیگر ماده سفید کودکان دارای لکنت نیز کمتر بود. بیل این نتایج را گام نخست در راستای آزمایشی می داند که تأثیر ماده خاکستری مغز را در مقابل درمان نشان می دهد، این امر می تواند به درک ما از ماهیت یادگیری توالی حرکتی بین کودکان دارای لکنت و کودکان فاقد لکنت کمک کند.

بسیاری از کودکان پیش دبستانی که دارای لکنت هستند در دوره بزرگسالی این حالت را از دست می دهند اما نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد که رویکرد بشین و منتظر بمان می تواند به این کودکان صدمه بزند و آنها هرگز وضعیت خود را اصلاح نمی کنند و از جامعه کناره گیری می کنند.
این تحقیقات در مجله کورتکس منتشر شده است.