مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

دانشجویان سال اولی‌ و رابطه با جنس مخالف!



برخی از نوجوانان و جوانان در بدو ورود به دانشگاه و کلا در دوران دانشجویی خود ارتباط بسیار کمی با جنس مخالف برقرار می کنند یا اصلا برقرار نمی کنند. شاید علت این باشد که به امور دیگری مثل پیگیری جدی درس، ورزش، تئاتر و نمایش و .. سرگرم هستند یا خیلی ساده ممکن است هنوز برای این مساله آمادگی نداشته باشند.
برخی دیگر هم که قطعا بر اساس اعتقادات مذهبی خود ارتباط شان با جنس مخالف صرفا در حد مسایل درسی است یا اینکه اصلا در همین حد هم رابطه ای برقرار نمی کنند. اما در طرف دیگر این طیف نوجوانان و جوانانی هستند که از همان روزهای اول ورود به دانشگاه، شروع به برقراری رابطه با جنس مخالف می کنند.
در این نوشتار به کوتاهی ویژگیهای سال اولیها، انگیزه های آنها از برقراری رابطه با جنس مخالف، پیامدهای آن و نیز روشهای پیشگیری و رهایی از آسیبهای اینگونه دوستیها را بیان میکنیم.

سال اولی کیست؟
بیشتر سال اولی ها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش آموزانی بوده اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذرانده اند و تنها نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است. در دوران دانش آموزی، پدران و مادران آنها، به ویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار میدادند و در کنار محبت و حمایت زیاد و بی دریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمانهای رفت و آمد، خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و خانواده هایشان نظارت میکردند.
بیشتر سال اولی ها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهمجنسِ فامیل هم نداشته اند. آنها در زمان دانش آموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و به خاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار میکردند و یا رهایی از آن را به رۆیاهای شبانه و روزانه می سپردند. از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران، تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب دهها کتاب پرحجم درسی گذاشته لذا نوجوانان ایرانی، نه تنها مهارتهای برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود، خویشتنداری و مقابله با استرس را نمی آموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد به نفس به غرقاب محیطی پر از ابهام و مشکل با و پرسشهای جدید پرت میشوند!

آری، در آغــــــاز زندگی دانشجویی، نوجوان یکباره خود را در کنار دهها نفر از همسالان جنس مخالف می بینند، هیجان زده و نگران میشوند و برخی امکان دارد با انگیزه ای در دام نگاهی، لبخندی و کلامی می افتند.
نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.

انگیزه‌های ارتباط
کشش طبیعی: مهمترین انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است.
سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی:


تولد تا 6 سالگی، 7 تا 12سالگی و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13 سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درون ریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن ویژگیهای اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرکهای جنسی و جنس مخالف در نوجوان بیدار میشود و به مرور شدت میگیرد.


فراهم بودن زمینه دوستی: چون دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس میخوانند و یا در یک دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر پیدا میکنند.

آزادی برای برقراری ارتبــاط: دانشجویان چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگترهای خود نیستند. از این رو، راحت تر و بدون واهمه میتوانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.

استقلال طلبی: عده ای از جوانان که فکر میکنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشته اند، بیش از دیگران حریص اند که استقلال طلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیتهـــای خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

شـــرایط روحــی: روان رنجوری ناشی از مشــــــکلات زندگی قبلی، یا اضطــــراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا میدارد که برای به دست آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطه ای که ثابت شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادی آور و تسکین دهنده است.

فشار گروه همسال: نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.

چه کار باید کرد؟
قطعا تعداد نوجوانان و جوانانی که بخواهند در مورد تمام افکار و احساسات خود با والدین شان صحبت کنند، بسیار کم هستند و هنگامی که برای گرفتن اطلاعات به نوجوانان دیگر روی می اورند یا از آنها راهنمایی می گیرند، عمدتا یافته ها نادرست خواهد بود. لذا قبل از اینکه فرزندتان را به محیط جدید دانشگاه بفرستید، حتما در این زمینه با وی صحبت کرده و در مورد چالشها و مشکلات برقراری این دست روابط با وی صحبت کنید. لذا حتی اگر بعد ازگذشت چند ماه از بازگشایی دانشگاه ها انها در این زمینه صحیتی نکردند باز هم شما سعی کنید باب صحبت دراین زمینه را باز کنیدمیگنا دات آی آر، ضمنا باید گفت خانواده ها در سطح اول کاهش عوامل ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان و جوانان یعنی عواملی که احتمال ورود فرزندشان به اینگونه روابط را کاهش میدهد، وظایفی برعهده دارند که شامل موارد زیر است:
اعمال روش فرزندپروری مقتدرانه؛ ارائه الگوی تربیتی سالم؛ افزایش سطح دینداری و معنویت فرزندان؛ برنامه ریزی برای موفقیتهای آموزشی، هنری و ورزشی فرزندان؛ دادن آگاهیهای مورد نیاز به صورت مستقیم و غیرمستقیم؛ حساسیت و دقت به دوستان فرزندان.
سطح دوم پیشگیری یعنی تشخیص بهنگام نشانه ها عبارت است از: تغییر در ظاهر و پوشش فرزند؛ افت تحصیلی؛ عوض شدن شبکه دوستان؛ پنهان کاری در مسائل مالی و استفاده از وسایل ارتباطی؛ بی نظمی در برنامه ریزیها و رفت وآمدها؛ دگرگونی های خلقی و رفتاری. بسیاری از نشانه ها در این سطح مشابه اعتیاد به مواد مخدر است.
سطح سوم پیشگیری نیز عبارت است از: اجتناب از برخوردهای تند و خشونت آمیز؛ خودداری از سرزنش و دادن پند و اندرزهای زیاد و مکرر؛ اجتناب از طرد عاطفی و جسمی فرزند؛ یاری خواستن از افراد عاقل و سالم و در عین حال، محبوب فرزند؛ مراجعه به مشاور و روانشناس آگاه و باتجربه.

دلایل گرایش نوجوانان به مصرف سیگار

بررسی ها نشان می دهد یکی از مهمترین گرایش نوجوانان به مصرف سیگار در جامعه امروز نشانه ای از آزادی در آنها است.






دکتر نصیر دهقان عضو جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: بسیاری از نوجوانان در جامعه امروزی استفاده از دخانیات را نشان ویژه ای برای آزادی خودمی دانند به ویژه زمانیکه رفتار آنها توسط عده ای به ویژه هم سالان نخستین می شود.
وی افزود: تاثیر گروه هم سن و سال در دوران نوجوانی به حداکثر میزان خود می رسد و هم سالان نقش پررنگی در تصمیمات آنها در خصوص چگونگی انجام این عادت دارند همچنین نوجوان ممکن است در خانه هایی زندگی کنند که والدینشان سیگار می کشند در چنین محیطی اگر پدر و مادر یک نوجوان سیگاری باشد احتمال اینکه او نیز سیگاری شود بیشتر دیده شده و زمانی که یک خواهر یا برادر سیگاری نیز داشته باشد این احتمال چندین برابر می شود.
دهقان تصریح کرد: در بسیاری از اوقات استعمالی دخانیات سوء مصرف مواد مخدر و سایر رفتارهای مخاطره آمیز اغلب بدان جهت توسط نوجوانان مورد توجه قرار می گیرد که می خواهند استفاده از آنها را به عنوان نمادی برای رسیدن به دوران بزرگ لی جلوه دهند.
وی خاطر نشان کرد:گاهی در پسران نوجوان استعمال دخانیات نیاز به هیجان آنها را در ارضائی می کند که لازم است این حالات و رفتارها با دقت و حوصله بیشتری از سوی والدین آنها رصد شود.

کودکان آزار دیده


وقتی خداوند کودکی را به یک خانواده عطا می کند، او را در کوچک ترین نیازهای طبیعی خود نیازمند و وابسته به والدین خود گردانده و لذا گریه زبان گفتاری او و پنجره ارتباطی وی با دنیای اطراف و والدین است.


کودک آزاری
افزایش گزارشات مربوط به صدمات و آسیب هایی که به کودکان وارد می شود از جمله سوء رفتار با آنان، استفاده از کودکان به منظور توزیع مواد مخدر و پیامدهای روانی، جسمی و اجتماعی ناشی از این آسیب ها موجب گردیده تا اغلب کشورهای دنیا توجه بیشتری را به این گروه آسیب پذیر جامعه مبذول دارند.

کودک آزاری از جمله آسیب های اجتماعی است که به دلیل گستردگی عوامل ایجاد کننده و تأثیرات عمیقی که این عوامل بر رشد و شخصیت کودک، خانواده و اجتماع می گذارد امروزه به عنوان یکی از اولویت های مسائل بهداشتی و درمانی کشورهای مختلف جهان مطرح می باشد.

از جمله انواع شایع کودک آزاری، آزار جسمانی کودکان است که اغلب اوقات نتیجه تنبیه بدون دلیل و غیر قابل توجیه می باشد.

بررسی ها نشان داده اند مرتکبین کودک آزاری جسمی در 75 درصد موارد والدین کودک (به خصوص مادر) ، 15 درصد سایر وابستگان بوده اند و در 10 درصد از موارد کودک آزاری جسمی، مرتکبین کسانی بودند که از کودک مراقبت می نمایند (مثل پرستار کودک). با توجه به درصد بالای کودک آزاری توسط والدین ،بر آن شدیم مختصری به این موضوع بپردازیم.

وقتی خداوند کودکی را به یک خانواده عطا می کند، او را در کوچک ترین نیازهای طبیعی خود نیازمند و وابسته به والدین خود گردانده و لذا گریه زبان گفتاری او و پنجره ارتباطی وی با دنیای اطراف و والدین است. او در هنگام سرما، گرما، گرسنگی، تشنگی و ... گریه می کند و از این طریق وضعیت خود را به اطرافیان اعلام می دارد. گریه ای که چندان خوشایند نیست و حتی امکان دارد اطرافیان را عصبی کند اما مسلما والدین دلسوز و پر حوصله نه تنها از این مساله آزرده نمی شوند بلکه با مهر و محبت و با کمال علاقه به این نیازهای کودک خود پاسخ می دهند.

اگر کودک در محیطی آرام و در خانواده ای سالم متولد شده باشد، تمام این علایم رفتاری طبیعی انگاشته شده و والدین عاشقانه به نیازهای فرزند خود پاسخ می دهند اما گاه مشاهده می شود که کودکان ضعیف و ناتوان، در خانواده خود به علت بروز همین رفتارهای طبیعی مورد ضرب و جرح و آزارهای جسمی قرار بگیرند. حتما هر از چند گاهی در صفحات حوادث و روزنامه ها خبرهای دردناکی از این دسته مطالعه نموده اید و این سوال در ذهن شما نقش بسته که براستی چگونه یک مادر یا پدر می توانسته چنین آسیبهای جدی به فرزند خود وارد آورد؟

هر چند که احساسات و هیجانات چاشنی زندگی ما انسانها هستند اما در بسیاری از مواقع، بی توجهی به منطق و شناخت، موجبات پشیمانی را به بار آورده، سبب می شود صدمات و خسارات گاه جبران ناپذیری به خود یا فرزندانمان بزنیم.


برای همه ما انسانها، هیجان بخش مهمی از زندگی مان را به خود اختصاص داده است. گاه ممکن است ما انسانها به محرکهای محیطی خود به صورت کاملا هیجانی پاسخ داده و از عقل و منطق خود فاصله بگیریم. هر چند که احساسات و هیجانات چاشنی زندگی ما انسانها هستند اما در بسیاری از مواقع، بی توجهی به منطق و شناخت، موجبات پشیمانی را به بار آورده، سبب می شود صدمات و خسارات گاه جبران ناپذیری به خود یا اطرافیانمان بزنیم. در این میان به نظر می رسد که کودکان بیش از هر کس دیگر در معرض این دسته تهدیدات قرار دارند چرا که توان و قدرت دفاع از خود را نداشته و ضعیف هستند بنابراین بیشتر می توانند در معرض آسیبهای جسمی ناشی از خشونت بزرگسالان به خصوص والدین خود قراربگیرند.

به همین علت در بسیاری از کشورهای دنیا، نهادهای آموزشی، گروههای حمایتی و نمایندگی های حمایت از کودکان تاسیس شده است تا از کودکان در برابر آزار جسمی و جنسی حمایتهای لازم صورت گیرد و به والدین هشدار داده شود که چگونه این موقعیتها را شناخته و بتوانند در برابر شرایط پر استرس و عصبی کننده واکنش مناسب نشان دهند.

گاه استرسهای زندگی وضعیت ذهنی و جسمی انسانها را چنان تحت تاثیر قرار می دهد و تحریک می کند که افراد کنترل خود را از دست داده و ممکن است به هر کسی از اطرافیان خود آسیب وارد کنند. در موقعیتهای بی قراری و حالات هیجانی، بزرگسالان احساس خشم کرده و این احساس خشم منجر به رفتارهای پرخاشگرانه می گردد. در چنین شرایطی به نظر می رسد که افراد نیازمند یک کمک و همراه هستند به خصوص اگر صاحب فرزند باشند چرا که خشم و عصبانیت والد ممکن است پیش از همه متوجه فرزندان خانواده شود.

شناخت این حالات هیجانی منفی و راه اندازهای خشم و عصبانیت می تواند به شما کمک کند تا مانع از ارتکاب یک اشتباه بزرگ یعنی آزار جسمی به فرزندتان شوید. زیرا یک والد عصبی و خسته، امکان دارد در حین عصبانیت هر واکنش نادرست و منفی را از خود بروز دهد. بنابراین در چنین شرایطی از یک دوست، اعضای خانواده، والدین و برای نگهداری از فرزندتان کمک بگیرید تا حالات روحی و عصبی شما به وضع اول باز گردد.


* خارج شدن از محیط پر استرس، ورزشهای آرام مانند پیاده روی و.. در بهبود شرایط روحی و ذهنی شما نقش بسزایی دارد.


* اگر شما نیازمند زمانی برای آرام شدن هستید، حتما با مسئول خود صحبت کرده و از مرخصی استفاده کنید و اوقاتی را در کمال آرامش در کنار خانواده خود بگذرانید. از همسر، اعضای خانواده، دوستان و... برای نگهداری از فرزندان کمک بگیرید. مثلا ممکن است فرزندان شما نیازمند گردش و تفریح باشند و شما نتوانید این کار را انجام دهید اما شاید اطرافیان شما بتوانند این وقت را برای فرزندان شما اختصاص دهند.


* بیاموزید که چگونه از بروز خطرات مهلک، جلوگیری کنید. مطالعه کنید تا بیاموزید که چگونه می توانید شرایط منفی را تبدیل به شرایط مثبت کنید. زمانهایی را صرف بازی کردن با بچه ها و یا خواندن کتاب برای آنها کنید. به فرزند خود بیاموزید که شما همیشه نمی توانید شاد و خندان باشید و ممکن است در زمانهایی دچار خشم گردید. به فرزند خود توضیح دهید در شرایطی که بزرگسالان خسته و عصبی هستند، چگونه باید رفتار کنند.


* از طرف دیگر همیشه این مساله را در ذهن داشته باشید که فرزندان شما کودک هستند و یک کودک همیشه نمی تواند عصبانیت شما را درک کند. بچه ها گریه می کنند، سر و صدا به راه می اندازند و یا بسیاری از کارهای دیگر را انجام دهد که شما را واقعا عصبی کند اما شما به عنوان یک والد مهربان باید بدانید که بچه ها خواهان عشق و محبت و حمایت از شما هستند. اگر آنها احساس خوبی نداشته باشند، آن قدر گریه و بی قرار ی می کنند تا احساساتشان بهتر شود. بنابراین فراموش نکنید که در بذل عواطف و احساسات به آنها کوتاهی نکنید.


* کودکان حافظه قوی دارند و آنچه را شما انجام می دهید به خوبی در ذهن خود نگهداشته و به کار می برند. روشهایی که شما در زندگی برای حل مساله به کار می گیرید و یا واکنشهایی که در هنگام عصبانیت به کار می برید، همگی در ذهن آنها نقش بسته و مورد استفاده قرار میگیرند. بنابراین سعی کنید در رفتار و عملکرد خود روشهای درست کنترل احساسات و هیجانات را به کودک خود بیاموزید.


* زمانهایی را صرف شناخت دنیای کودکان کنید. بخشی از اوقات فراغت خود را صرف ارتباط با کودکتان کنید، به برنامه های مدرسه اش رسیدگی کنید و یا در مورد نیازهای دنیای کودکان مطالعه کنید. تصور نکنید اگر مادر یا پدر یک یا دو فرزند هستید همه چیز می دانید و به دنیای کودکان اشراف کامل دارید.شاید لازم باشد برای اینکه یک والد خوب باشید از متخصصین کمک بگیرید، مطالعه نمایید و یا با افراد مجرب و قابل اعتماد مشورت نمایید.

روش های متوقف کردن دعوای بچه‌ها




بچه‌ها با هم دعوا می‌کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند؛ والدین معمولاً نمی‌دانند چه زمان باید اجازه بدهند دعوای آنها روند عادی خودش را طی کند و چه زمان باید دخالت کرده و وارد عمل شوند. بچه‌ها ممکن است به احمقانه‌‌ترین دلایلی که واقعاً غیرمنطقی به نظر می‌رسند با هم دعوا کنند—دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده‌دار باشد—اما به نظر بچه‌ها دلایل خوبی برای دوست شدن یا دعوا کردن با همدیگر است. خواهر و برادرها ممکن است بخطر ظاهری‌ترین مسائل با هم دعوا کنند: مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می‌زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره... به نظرتان آشنا می‌رسد؟ بله چون دعوای بچه‌ها رفتاری است که بخضی از بزرگ شدن آنهاست. اما کارهایی هست که والدین می‌توانند برای به حداقل رساندن دعوای بچه‌ها انجام دهند.

1. دعوای بچه‌ها را نادیده بگیرید.

البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه‌ها فقط کل‌کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه‌ها و آشتی کردنشان را کندتر می‌کند. خیلی وقت‌ها دعوا کردن راهی برای بچه‌ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق‌های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه‌ها می‌خواستند دعوا کنند او از آنها می‌خواست که به آن اتاق بروند و تازمانیکه مشکلشان را حل نکرده‌اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.
2. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه‌ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است.

یکی از دام‌هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب‌گیری کردن یا تعیین مجازات‌های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می‌کند. در اکثر موارد، مجازات بچه‌ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه‌ها از بین ببرید.
3. به بچه‌ها راه‌هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه‌حل پیدا کنند.

حتی بچه‌های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می‌کنند. درمورد دعوا کردن و راه‌های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می‌توانند بکنند و نمی‌توانند بکنند تعیین کنید )مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده‌های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می‌کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می‌دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است. بچه‌های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی‌کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه‌ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست "ندیدنی‌ها" قرار می‌دادند. اگر بچه‌ها همه فیلم‌هایی که پیشنهاد می‌شد را رد می‌کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می‌خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.
4. وقتی بچه‌ها با هم کنار می‌آیند، آنها را تشویق کنید.

تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه‌ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می‌کنند به آنها توجه کنید. بچه‌ها خیلی زود متوجه این موضوع می‌شوند.
5. الگوی خوبی باشید.

وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که بچه‌هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه‌ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.
6. در زمان‌های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید.

بچه‌ها با دقت می‌بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می‌کنند. در زمان‌هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه‌ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می‌توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت‌ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه‌ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می‌توانند از خود نشان دهند.

7. بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می‌کند.

اگر والدین داد بزنند، دست‌پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه‌ها دوباره تکرار خواهد شد.
8. سعی کنید موقعیت‌های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید.

همه دلایل دعوا کردن بچه‌ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می‌کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ‌ چیزهای مختلف دعوا می‌کنند؟ برای آنها رنگ ها‌ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده‌اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می‌کند می‌تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند. باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته‌اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه‌ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی‌اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.

ایجاد انگیزه دانش آموختن با فضای شاد مدارس





سال تحصیلی با رفتن 12.5 میلیون دانش آموز به مدارس آغاز شد اما کارشناسان و والدین نسبت به فضاهای آموزشی خشک و بی روح ابراز نگرانی می کنند و شور و نشاط را لازمه یادگیری بهتر می دانند و حال سوال اساسی این است که چگونه می توان برای بروز خلاقیت و یادگیری بهتر، فضاهای آموزشی را پرشور و نشاط کرد.

نبود جذابیت و تنوع
مدرسه مکانی است که می تواند احساس شادی، لذت و شور وشوق را در بین دانش آموزان به وجود آورد.
دکتر مهرداد ناظری مدرس دانشگاه آزاد اسلامی با بیان این مطلب به ایسنا گفته است: اساساً آموزش بدون شور و شوق هیچ معنایی ندارد و در فرآیند یادگیری- یاددهی نیز اثر منفی خواهد داشت. وی افزود: با توجه به این که دنیای جدید، عصر تنوع و انتخاب های بی شمار نامیده شده است، لازم است در مدارس به این موضوعات توجه جدی و اساسی شود. یکی از مشکلات مدارس ایران، وجود نداشتن جذابیت و تنوع و وجود جبر در انتخاب های از پیش تعیین شده است. به عنوان مثال دانش آموزان ملزم اند در یک کلاس مشخص که از قبل توسط برنامه ریزان تعیین شده است، حضور یابند و ادامه تحصیل دهند یا در مورد انتخاب کلاس، دانش آموزان نقشی ندارند و همیشه آن ها توسط مربیان مدرسه تعیین می شوند. به گفته وی، جبری بودن برنامه ریزی های آموزشی مهم ترین عامل بی علاقگی دانش آموزان به فضاهای آموزشی است. این جامعه شناس ضمن انتقاد از این که طرح شاداب سازی مدارس در ایران هیچ گاه مورد توجه قرار نگرفته، ادامه داد: در اکثر مدارس ایران به لحاظ فیزیکی فضاها خسته کننده، امکانات محدود و رنگ آمیزی ها تیره و کسل کننده است که در هر فرد احساس افسردگی و دلزدگی ایجاد می کند. ناظری، معتقد است: کمبود فضاهای سبز مدارس در بی علاقگی دانش آموزان به مدرسه نقش پررنگی داشته است و این موضوع در مدارس دخترانه بیشتر مشاهده می شود. این جامعه شناس اجرای برخی طرح های غیرکارشناسی به ویژه در مدارس دخترانه را عامل افسردگی در دانش آموزان دختر دانست و ادامه داد: با توجه به این که تلاش می شود این قبیل مدارس با حفاظ ها و دیوارهای بلندتری مستتر شود، به باوربسیاری از دختران دانش آموز حضور در مدرسه مانند یک زندان می ماند که از آرامش روحی وروانی فرد می کاهد. به گفته وی، با توجه به این که در مباحث روان شناسی اجتماعی، سلامت روانی و احساس خوشبختی و شادی از مهم ترین شاخص های توسعه یافتگی یک کشور محسوب می شود، لازم است در ایجاد آن برای شهروندان ایرانی تلاش شود که به نظر می رسد مدارس با توجه به نقش آموزشی خود می توانند در این باره نقش پررنگی داشته باشند.

این جامعه شناس در ادامه گفت وگو اظهار کرد: در برخی از کشورهای اروپایی مدارسی با هدف تکثیر و تولید شادی و سرور در جامعه ایجاد شده است؛ در این مدرسه ها دانش آموزان و معلم ها به شیوه های گوناگون به شادی و خنده روی می آورند. به گونه ای که تحقیقاتی که در مورد این گونه مدارس انجام شده نشان می دهد که دانش آموزان هنگام تعطیلی و پایان ساعت تحصیلی حاضر به ترک مدرسه نیستند و بعضی اوقات والدین، دانش آموزان را با گریه از مدرسه جدا می کنند در حالی که در ایران این شرایط برعکس است و بچه ها به محض تعطیلی کلاس درس با جیغ و شیون و فریاد کلاس ها راترک می کنند.

وی تاکید کرد: فضای فیزیکی، رنگ دیوارها، شادابی معلم ها و مربیان آموزشی نقش موثری در پذیرش یا تحمل نکردن یک مدرسه دارد؛ حتی باید در نظر داشت روش هایی برای یادگیری دروسی نظیر ریاضی و علوم وجود دارد که توام با شادی و لذت است، مثلاً می توان ریاضی را با سرگرمی همراه کرد یا علوم را با هنر آموزش داد.

ناظری توصیه کرد: برای آن که شادی و هیجان را در مدارس ایجاد کنیم، می توانیم به برنامه ریزی دقیق و همه جانبه برای تغییرات اساسی در فضاهای آموزشی رو آوریم؛ باید فضای سرد و یخ زده آموزشی را به محیطی گرم و دلچسب و شیرین مبدل کنیم، چرا که در جامعه ای که شادی وجود دارد، بیماری روانی، احساس ناکامی و بدبختی بسیار کمتر از سطح هنجارها خواهد بود و حس زندگی در میان شهروندان آن جامعه موج می زند.

آموزش خانواده
کارشناسان بر این باورند که ایجاد انگیزه علم آموزی در دانش آموزان باید از محیط خانه و خانواده آغاز شود و پدر ومادر اولین معلم و مربی به شمار می روند در این راستا آموزش خانواده اولین گام برای ایجاد شور و شوق و انگیزه آموزش در دانش آموزان به شمار می رود.

شاهسون عضو انجمن اولیا و مربیان یکی از دبیرستان های مشهد در این خصوص می گوید: یکی از مصوبات انجمن اولیا و مربیان مدارس برگزاری کلاس های «آموزش خانواده» است. دراین کلاس ها به خانواده ها آموزش داده می شود که محیط خانه را برای دانش آموز به گونه ای فراهم کنند که دانش آموز امنیت روانی برای مطالعه داشته باشد. وی افزود: در کلاس هایی که برای اولیا برگزار می شود، کارشناسان تاکید می کنند که خانه باید از حداقل های تغذیه ای، بهداشتی و روانی برخوردار باشد تا حضور دانش آموز در مدرسه به منزله فرار از خانه تلقی نشود مفهوم این آموزش این است که شور و شوق دانش آموختن در دانش آموزان از خانه شروع می شود و تا مدرسه و محیط آموزشی ادامه خواهد داشت و در این مسیر اگر خللی پیش بیاید روند آموزشی دانش آموز مشکل ساز و فرآیند «دانش آموزی» دچار چالش می شود. شاهسون از اولیای دانش آموزان خواست تا با حضور در کلاس های آموزش خانواده با کمک به روند تحصیلی فرزندان خود همچون معلم و پابه پای مربی در روند آموزش دانش آموزان مشارکت کنند.

نظام آراستگی
چندی پیش هیئت دولت با تصویب آیین نامه ای با عنوان نظام آراستگی(5S) پروژه تعالی سازمانی را در فضای فیزیکی کار کارمندان دولت و دستگاه های دولتی اجراکرد. بر اساس این طرح که در ۵ مرحله اجرا شد، کارمندان باید در محیط کار نظم و ترتیب سازمانی، آراستگی فردی و مدیریت زمان را به گونه ای اجرا کنند که بیشترین بهره وری از نیروی کار کارمند، امکانات اداری و ساعات کار به دست آید. فضای اجرایی این طرح بیشتر در وزارت خانه هایی نمود دارد که بالاترین فضای اداری و بیشترین تعداد کارمند را در ساختار سازمانی و فضای فیزیکی اداری در اختیار داشته و نیز آموزش وپرورش که سالانه متولی آموزش 12.5 میلیون دانش آموز با حدود ۹۲۰ هزارکادر رسمی و آزمایشی است. «نرگس تقیه» کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی و رابط پژوهشی وزارت آموزش وپرورش در تارنمای خود می نویسد: فضاهای آموزشی به دلیل محدودیت های خاص خود، برای خشک و بی روح شدن مستعد است اما باید تمام تلاش ها را به کار گرفت تا از وقوع این حادثه جلوگیری کرد. اهمیت دادن به فضاهای آموزشی و رعایت اصول و استانداردهای مربوط به آن در طراحی این مراکز منجر به ایجاد محیطی مناسب با خواسته های روانی دانش آموزان می شود.

وی می افزاید: ریشه علاقه هر دانش آموز با آموختن در مدرسه و قرار گرفتن در محیط آموزشی شکل می گیرد و درصورت ناهماهنگ بودن محیط با انتظارات فرد، حس دافعه و نبود علاقه به یادگیری در فراگیر شکل می گیرد. شکل و چیدمان کلاس ها، رنگ، نور و تهویه، امکانات آموزشی و دکوراسیون داخلی در آموزش پذیری و ایجاد علاقه و رغبت در دانش آموزان موثر است. تقیه همچنین براین باور است که هم اکنون کمتر ساختمان آموزشی را می توان دید که دارای تمام اسلوب ها و استانداردهای مطلوب باشد.

دکتر مرادی مدیر کل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش نیز معتقد است که بیش از ۹۰ درصد از بودجه عمرانی و پژوهشی وزارت آموزش وپرورش برای بهبود فضای آموزشی و نوسازی و به سازی آموزشگاه ها هزینه می شود. وی به خراسان افزود: به نظر من تامین بهترین معلم و دبیر و تدوین بهترین سرفصل های آموزشی فقط ۵۰ درصد نیاز دانش آموزان را برآورده می کند و ۵۰ درصد باقی مانده به فضای فیزیکی مدارس، فضای کارگاهی و آزمایشگاهی، فضای فیزیکی ورزشگاهی، فضای سبز مدارس و دبیرستان ها و ترکیب فیزیکی چیدمان محیط آموزشی مربوط می شود و البته بخش دوم از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در سال های اخیر تلاش هایی را برای هدایت بودجه عمرانی برای بهسازی فضای فیزیکی آموزشگاه ها آغاز کرده ایم و اجرای این برنامه در سال ۹۳-۹۲ هم ادامه دارد، اگرچه در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ نیز بیش از ۵۰ درصد به سازی و نوسازی فضاهای آموزشی به اتمام رسید و مدارس سراسر کشور به صورت کاملاً محسوس زیباسازی شدند.

یکی از معاونان وزارت آموزش وپرورش نیز از گلایه ادارات کل آموزش و پرورش استان ها مبنی بر اختصاص همه بودجه عمرانی به آموزشگاه ها به خبرنگار ما می گوید: در سال گذشته به دلیل این که ردیف اعتباری برای نوسازی فضای اداری ادارات کل آموزش وپرورش استان ها اختصاص نداده و همه بودجه را برای نوسازی و به سازی و زیباسازی مدارس اختصاص داده بودیم، با گلایه های مدیران سراسر کشور مواجه شدیم.
وی که خواست نامش افشا نشود ،افزود: اولویت آموزش وپرورش، «دانش آموز» است و از این نظر، وزارت آموزش و پرورش در فشار روانی قرار دارد زیرا «تامین اعتبار دانش آموزی» همواره از چالش های اعتباری است لذا از توان مالی خیران مدرسه ساز برای جبران این خلاء استفاده شده و خوشبختانه «خیرین مدرسه ساز» بسیار فعالانه و دلسوزانه به این عرصه ورود پیدا کرده اند و وزارت آموزش وپرورش هم به گونه ای کمک های مالی این خیرین را ساماندهی کرده که به طور مستقیم به بهبود فضای تدریس و دانش آموختن منجر شده است.

دینی در مسجد، ورزش در ورزشگاه
«عزیز وند» معلمی با سابقه ۱۸ سال که ۳ سال از کارنامه کاری خود را در مدارس خارج از کشور گذرانده است از تجربه موفق برخی کشورها در ایجاد شور و نشاط در دانش آموزان به خراسان می گوید: نگاه به دانش آموز باید به عنوان سرمایه ملی تلقی شود و از این رو بیشترین سرمایه گذاری های فرهنگی و آموزشی را برای قشر دانش آموز اختصاص می دهند.

وی افزود: تجربیات موفق در برخی از کشورها نشان می دهد که «دانش آموزی» باید در عرصه دانش انجام شود تا در محیط بسته مدرسه. وی توضیح می دهد: واقعیت تلخی است که برخی از دروس که عمدتاً درس های نظری و تئوری است، مقبولیت دانش آموزان را در پی نداشته است. دلیل عمده آن نیز تئوری بودن و نامانوس بودن مباحث نظری و مشکل بودن درک مفاهیم این دروس است لذا برای تسریع در فهم و درک مطلب بهتر است متناسب با هر درس محیط آن را نیز فراهم کنیم و در محیط آموزشی متناسب با درس به تدریس پرداخت.
عزیزوند توضیح می دهد: معتقدم برای تدریس معارف دینی بهترین فضا را می توان در مساجد یافت و حتی می توان از روحانی مسجد برای تدریس برخی سرفصل ها هم استفاده کرد تا هم دانش آموزان با محیط مسجد آشنا شوند و هم مفاهیم درس معارف را در فضای معنوی مسجد فرا بگیرند و آن گاه خواهیم دید که دانش آموزان بارغبت و شور وشوق درس های دینی، آیین زندگی و قرآن را فرا می گیرند و به خاطر می سپارند.

این معلم با سابقه، برگزاری کلاس های ورزش در ورزشگاه ها را عامل تشویق دانش آموزان به ورزش دانسته و ادامه می دهد: با توجه به فضای محدود آموزشگاه ها می توان برای برگزاری کلاس های تربیت بدنی در ورزشگاه ها برنامه ریزی کرد و دانش آموزان را برای استعدادیابی و تشویق به ورزش به باشگاه ها معرفی کرد و این خود عامل مهمی در شور و اشتیاق دانش آموزان به درس تربیت بدنی است.
عزیزوند برگزاری کلاس های علوم تجربی در آزمایشگاه ها، کلاس های بهداشت در بیمارستان ها و درمانگاه ها و درس های اجتماعی در بوستان ها و فضاهای شهری نظیر میدان ها و... را عامل ایجاد انگیزه و اشتیاق دانش آموزان به درک مفاهیم علوم مختلف می داند و تاکید می کند: تجربه موفق برخی از کشورها نشان می دهد که حتی برخی از کلاس ها در سطح دانش آموزی را در قطار، فرودگاه، موزه، شهرداری و... برگزار می کنند و با استقبال دانش آموزان هم مواجه می شوند و ما نیز می توانیم در یک برنامه مشخص برای خلق شور واشتیاق و بالا بردن توان یادگیری طرح های این چنینی را اجرا کنیم.

برخورداری از کتابخانه
یکی از زمینه هایی که می تواند به شور و شوق دانش آموزی در محیط مدرسه منجر شود برخورداری مدرسه از کتابخانه غنی و بزرگ برای استفاده دانش آموزان است. عضو انجمن اولیا و مربیان یک مدرسه ابتدایی پیشنهاد تشکیل کتابخانه در مدارس با استفاده از کتاب های شخصی دانش آموزان را مطرح می کند و می گوید: بیشتر کتابخانه های مدارس و حتی دبیرستان ها کتاب های جدید را ندارند و از کتاب های قدیمی استفاده می کنند پیشنهاد می کنم که ابتدای سال تحصیلی از دانش آموزان خواسته شود تا کتاب های شخصی خود را به صورت امانت به کتابخانه مدرسه تحویل دهند تا در طول سال تحصیلی همه دانش آموزان از این کتاب ها استفاده کنند و سطح علمی خود را بالا ببرند و پس از پایان سال تحصیلی نیز کتاب ها را از کتابخانه تحویل بگیرند و به خانه بازگردانند.
وی که سابقه ۲۱ سال عضویت در انجمن اولیا و مربیان مدارس فرزندان خود را دارد، افزود: تجربه نشان داده که کتابخانه غنی که کتاب های متنوع علمی و کتاب های داستانی و تاریخی را دارد در بالا بردن انگیزه دانش آموختن و احساس مسئولیت و اعتماد به نفس دانش آموزان تاثیر زیادی دارد و در بالا بردن روحیه دانش آموزان نیز هیچ جایگزینی مثل مطالعه و کتاب خوانی وجود ندارد لذا مدیران مدرسه می توانند در ابتدای سال به شیوه ای که توضیح دادم و در برخی آموزشگاه ها هم تجربه موفقی دارد، به تشکیل کتابخانه و تشویق دانش آموزان به مطالعه در محیط مدرسه بپردازند.

دانش آموزان باغبانان مدرسه

یکی از تجربیات موفق که منجر به تقویت اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری دانش آموزان می شود واگذاری امور مدرسه به دانش آموزان در قالب خدمات آموزشی و فعالیت های فوق برنامه دانش آموزی است.
عزیزوند معلم با سابقه مدارس خارج از کشور از واگذاری «نگهداری فضای سبز» به دانش آموزان می گوید: در تمامی کشورهای اروپایی نگهداری فضای سبز مدرسه و دبیرستان به شورای دانش آموزی واگذار می شود و دانش آموزان با احساس مسئولیت نسبت به این موضوع روزهای تعطیل(شنبه و یکشنبه) نیز به مدرسه رفته و به فضای سبز مدرسه رسیدگی می کنند.
وی درباره تاثیر فوق العاده این موضوع در ایجاد شور و نشاط و مسئولیت پذیری در دانش آموزان اظهار نظر می کند و می گوید: در هر کلاس به تعداد دانش آموزان گلدان در کلاس ها وجود دارد که بیشتر دانش آموزان آن را از خانه به مدرسه می آورند و رسیدگی به آن را به عهده می گیرند بسیاری از دانش آموزان هرس درختان مدرسه و نهال کاری فضای سبز مدرسه را نیز داوطلبانه انجام می دهند و بعدازظهرها قبل از خروج از مدرسه آبیاری گلدان ها و باغ مدرسه را انجام می دهند و به این ترتیب دانش آموز مسئولیت پذیر می شود و احساس مفید بودن و موثر بودن در رفتارهای اجتماعی را دارد. به هر حال به نظر می رسد اکنون که در ابتدای سال تحصیلی قرار داریم مدیران مدارس باید با استفاده از امکانات دانش آموزان محیط مناسب روانی برای ایجاد شور و شوق در دانش آموزان را فراهم کنند تا حس مسئولیت پذیری، امید به آینده و اعتماد به نفس در دانش آموزان رشد کند و خود را برای پذیرش مسئولیت های بزرگ تر در آینده آماده کنند.