مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

نشانه های بلوغ در پسرهای نوجوان



بدن پسران در سن بلوغ شروع به تولید هورمون تستوسترون (تلفظ می‌شود تِس توس تِرون) می‌کند که موجب تغییرات زیادی در قسمت‌های مختلف بدن ازجمله صدا می‌شود. حنجره در این سن بزرگ‌تر می‌شود. حنجره که در گلو در بالای نای قرار گرفته است، شبیه به لوله‌ای خالی به طول 5 سانتی‌متر است که مسئول ایجاد صدای شماست.

در سرتاسر حنجره دو عضله قرار دارند که تارهای صوتی نام دارند که مثل نوارهای لاستیکی می‌باشند. وقتی نفس می‌کشید، تارهای صوتی شما بر روی دیواره‌های حنجره استراحت می‌‌کنند و برای وارد و خارج شدن هوا به داخل ریه‌ها به‌طور کامل باز می‌شوند. وقتی صحبت می‌کنید، تارهای صوتی شما با کشیده شدن روی حنجره، به‌سمت هم بسته می‌شوند.

هوا از ریه‌ها معمولاً به‌سمت تارهای صوتی بیرون رانده‌ می‌شود و باعث لرزش آنها و ایجاد صدا می‌گردد. وقتی صدایتان را آرام‌ می‌کنید، تارهای صوتی شما در حال استراحت و شل‌تر هستند. وقتی صدایتان را بالاتر می‌برید، تارهای صوتیتان سفت‌تر می‌شوند (وقتی صدایتان را تنظیم می‌کنید می‌توانید این تفاوت را احساس کنید).




با رشد حنجره، تارهای صوتی بلند‌تر و ضخیم‌تر می‌شوند. همچنین استخوان‌های صورتتان هم شروع به رشد می‌کنند. حفره‌های درون سینوس‌ها، بینی و پشت گلو بزرگ‌تر شده و فضای بزرگ‌تری روی صورت ایجاد می‌کنند که فضای بیشتری به پژواک صدای شما می‌دهد. همه این عوامل باعث می‌شود صدایتان بم‌تر به گوش برسد. یک گیتار را درنظر بگیرید.

وقتی یک سیم نازک کشیده می‌شود، ارتعاش کرده و صدایی بلند ایجاد می‌کند. وقتی یک سیم ضخیم‌تر کشیده می‌شود، موقع ارتعاش صدای بم‌تری ایجاد می‌کند. درمورد صدای شما هم همینطور است. قبل از رشدتان، حنجره شما نسبتاً کوچک است و تارهای صوتیتان هم تقریباً نازک هستند. به همین دلیل صدایتان بلند و بچگانه است.




اما با رشد استخوان‌ها، غضروف‌ها و تارهای صوتی، صدایتان کم‌کم شبیه به صدای بزرگسالان می‌شود. درکنار سایر تغییراتی که بدنتان متحمل می‌شود، ممکن است متوجه شوید که شکل ناحیه گلویتان کمی تغییر می‌کند. وقتی حنجره در پسران بزرگ‌تر می‌شود، در داخل گردن به یک زاویه دیگر کج می‌شود. بخشی از آن در قسمتی از گردن که درجلوی گلو قرار دارد جلو می‌آید و خرخره را تشکیل می‌دهد. در دخترها هم حنجره بزرگ‌تر می‌شود اما نه به‌اندازه پسران. به همین خاطر است که دخترها خرخره ندارند.




چه وقت صدایم تغییر می‌کند؟
احتمالاً متوجه شده‌اید که بعضی از دوستانتان صدایشان دورگه شده است و بعضی‌هایشان دیگر صدای بم‌‌تری پیدا کرده‌اند و بعضی‌ها هم هنوز همان صدای دوران بچگیشان را دارند. زمان‌بندی تغییر صدا در هرکس متفاوت است، به‌همین‌دلیل بعضی صداها زودتر شروع به تغییر می‌‌کنند و برخی دیرتر. به‌طورکلی صدای پسران بین سن 11 تا 15 سالگی شروع به تغییر می‌کند--البته ممکن است در برخی افراد زودتر یا دیرتر از این زمان باشد. همه‌چیز به این بستگی دارد که چه زمان فرد وارد دوران بلوغ می‌شود.




چرا کنترل صدایم اینقدر سخت است؟
وقتی بدنتان به این تغییرات عادت می‌کند، کنترل صدایتان کمی سخت می‌شود. به این علت صدای پسران دورگه می‌شود که بدنشان درحال عادت کردن به بزرگ شدن اندازه حنجره است. خوشبختانه، دورگه شدن صدا مسئله‌ای موقتی است و چند ماه بیشتر طول نمی‌کشد و حتی درطول آن زمان هم صدایتان همیشه هم غیرقابل کنترل نیست.

صدای بعضی از پسرها تدریجی افت می‌کند و صدای بعضی دیگر سریع. شاید این مسئله به شما استرس دهد یا موجب خجالتتان شود اما باید بدانید که بقیه این را خوب درک می‌کنند مخصوصاً دوستان یا برادرهایتان که این دوران را سپری کرده باشند. این مسئله برای همه مردها پیش می‌آید و وقتی اتفاق می‌افتد عادت کردن به حنجره بزرگ‌تر و صدای جدیدتان کمی طول می‌‌کشد.





صدایم چقدر بم می‌شود؟
اینکه چقدر صدایتان بم می‌شود به ژنتیک شما بستگی دارد: هرچه حنجره‌تان بزرگ‌تر شود، تارهای صوتی ضخیم‌تر،فضای ‌پژواک وسیع‌تر و صدا بم‌تر می‌شود. وقتی حنجره رشد کرد، صدایتان ثابت‌تر شده و کنترل آن ساده‌تر می‌شود. اما حتی در آن زمان هم هنوز صدایتان کاملاً رشد نکرده است! حتی پس از تغییر سریعی که در دوران نوجوانی دارید، باز هم صدایتان در حال رشد است. گرچه دوران دورگه بودن صدا خیلی طول نمی‌کشد اما صدای اکثر پسران تا اواخر دوره 20 سالگیشان هنوز تغییر می‌کند.

توصیه های برای اینکه کودکتان را از شیر بگیرید


واژة "از شیر گرفتن" معمولاً به‌عنوان توقف شیردهی به کار می‌رود. همچنین می‌توان از شیر گرفتن را به معنای تغییر تدریجی تغذیه کودک از شیر به غذاهای ترکیبی دانست. از شیر گرفتن برای کودک به‌لحاظ عاطفی دشوار است، زیرا مادر برای او منبع شادی، نشاط و غذا بوده است. هنگام گرسنگی در آغوش گرم مادر آرام گرفته و شیر نوشیده، که این عمل علاوه بر آن که او را سیر کرده، برایش لذت‌بخش نیز بوده است. به همین دلیل، ترک آن برایش کاری دشوار و نگران‌کننده محسوب می‌شود. پس اگر می‌خواهید کودک خود را از شیر بگیرید این عمل نباید سریع و ناگهانی و یا با اِعمال خشونت همراه باشد. بلکه باید از شش ماهگی به تدریج، با جانشین کردن غذاهای مناسب و کم کردن تعداد دفعات شیردهی، زمینه را برای این کار فراهم سازید.

بهتر است به این نکته هم توجه داشت که از شیر گرفتن کودک برایش چنین تصوری به وجود نیاورد که دیگر از عشق و محبت مادرانه محروم شده است. بنابراین در مراحل از شیرگیری به کودک توجه بیشتری نشان دهید.


* از شیر گرفتن ناگهانی:
اگر به علّت بیماری، بارداری و یا مسافرت مادر، کودک به‌طور ناگهانی از شیر گرفته شود، اضطراب شدیدی در او ایجاد خواهد شد. در مواقعی که مادر شیرده، مجدداً باردار می‌شود، این بارداری به معنای قطع ناگهانی شیر برای کودک اوّل است. در این شرایط مادر فرصتی برای مراقبت از کودک ندارد.
محروم شدن از گرمای محبت مادری موجب می‌شود تا کودک با انجام فعالیت‌ها و رفتارهایی نظیر بداخلاقی و گریه اعتراض خود را اعلام کند و به خاطر آن تنبیه شود که البته چنین رفتاری برای کودکی نگران طبیعی است.
* بارداری مجدد و شیردهی:
بهتر است در مواقعی که مادر به علّت بارداری مجبور به قطع ناگهانی شیر خود می‌شود، برای جلوگیری از کاهش آثار نامطلوب روانی و عاطفی این مسأله، موارد زیر را مدّنظر قرار دهد:
۱. به‌تدریج و برای مدّت بیش از دو تا سه ماه کودک خود را از شیر بگیرد.
۲. کودک از محبت خاصی برخوردار شود تا کمبودی که برایش به‌وجود آمده است، جبران گردد.
۳. برای ارضای غریزة مکیدن کودک از بطری شیر و پستانک استفاده شود.

* روش‌های سنّتی از شیر گرفتن:
طعم ناخوشایند به‌جای شیر مادر: یکی از روش‌های معمول برای از شیر گرفتن کودک، استفاده از داروهای گیاهی تلخ است. مادر قبل از اقدام به شیر دادن، موضع شیردهی را با داروی تلخ گیاهی نظیر صبرزرد، کلپوره و ... آغشته کرده، به محض این‌که کودک شروع به شیر خوردن می‌کند، به‌جای طعم شیرین شیر، دهانش تلخ و از شیر خوردن منصرف می‌شود. از جمله آثار نامطلوب این روش آن است که گیاهان دارویی مصارف درمانی خاص خود را دارند و هر دارو در جهت درمان یک بیماری به‌کار می‌رود. به‌عنوان مثال، صبرزرد جزء داروهای مسهل است و در صورت مصرف زیاد ممکن است کودک را دچار اسهال کند. مصرف بیش از اندازة کلپوره نیز به‌ویژه برای کودکان حالت مسموم‌کننده دارد.
زخمی نشان دادن سینة مادر: در مواقعی نیز مادر با زخمی یا بدنما جلوه دادن سینه، حسّ ترحم کودک را برمی‌انگیزد. در نتیجه، شیرخوار برای این‌که مادرش احساس ناراحتی نکند، شیر نمی‌خورد. از جمله معایب این روش نیز می‌توان به آثاری که این کار می‌تواند بر روان کودک بگذارد، اشاره کرد. در این حالت کودک قلباً برای مادر متأسف می‌شود. گاهی هم ممکن است کودک از این وضعیت بترسد و مشکلی بر مشکلات بیافزاید. ضمن آن‌که بعد از رفع مانع، کودک مجدداً برای خوردن شیر اقدام می‌کند و بعد از آن، حرف‌های مادر را دروغ می‌پندارد و برای حرف او ارزش قائل نمی‌شود.
* روش تدریجی اما قاطع:
روش تدریجی اما قاطع، برای از شیر گرفتن کودک موفق‌ترین روش است. برای کودک ۶ ماهه اجرای برنامة شیردهی هر چهار ساعت یک‌بار مناسب است. ضمن این‌که می‌توان به‌تدریج غذای کمکی را در تغذیة کودک وارد کرد. با اعمال این روش مادر می‌تواند برنامه‌ریزی غذایی برای کودک داشته باشد. در نتیجه، با اعتمادبه‌نفس در پیشرفت و پیش‌بینی مسایل به پیش برود. شروع به دادن مایعات در لیوان مخصوص کودک و یا با قاشق، بغل کردن عروسک، خرس کوچولو یا قطعات پارچه‌ای دیگر جانشین خوبی برای دلبستگی کودک به شیر مادر برشمرده می‌شود. وقتی فواصل شیردهی مشخص شد، مادر می‌تواند حذف تدریجی وعده‌های شیر را شروع کند. حقّ انتخاب با مادر است. بعضی‌ها ابتدا حذف شبانه را در نظر می‌گیرند، برخی ترجیح می‌دهند، شیر دادن وقت ناهار را اوّل قطع کنند. چون اطمینان دارند کودک به‌جای شیر، غذای کافی برای خوردن دارد. اما اغلب بهتر است مادر بعد از خوردن یک غذای سفت، یعنی زمانی که کودک سیر است، به او شیر بدهد.
این مسئله مهم است که وقتی یک نوبت شیر دادن حذف شد، مجدداً در لحظه‌های بی‌تابی کودک برقرار نشود. ممکن است کودک با صدای بلند اعتراض خود را بیان کند، ولی مادر باید هدف نهایی خود را به‌خاطر داشته باشد، چون هرگونه تردید موجب تشدید تقاضاهای کودک می‌شود. وقتی مادر تصمیم خود را گرفت، قاطعیت تصمیم او، به کودک انتقال می‌یابد. تغذیه قبل از خواب و یا هنگام صبح آخرین نوبت‌هایی هستند که باید حذف شوند. پس مادر می‌تواند این نوبت را تا زمانی که کودک علاقة خود را از دست بدهد، حفظ کند.
* توصیه‌های کاربردی:

  • از شیر گرفتن کودک نارس باید دیرتر از کودک عادی و سالم انجام شود.
  • مادر باید کاملاً مطمئن باشد که مایل است کودک را از شیر بگیرد.
  • در صورت امکان برای حذف هر وعده شیر خوردن کودک، یک هفته فاصله زمانی در نظر گرفته شود.
  • زمانی که مادر فرصت بیشتری برای بیرون بردن و سرگرم کردن فرزندش دارد، بهترین زمان از شیرگیری کودک است، زیرا محدودیت‌های محیط بیرون، مانعی برای شیر خوردن کودک محسوب می‌شود و سرگرم بودن او، اشتیاق به شیر خوردن را کم می‌کند.
  • زمانی را برای قطع شیردهی انتخاب کنید که حوادث تنش‌زای دیگری برای کودک در شرف وقوع نباشد. برای نمونه، قطع کردن شیر، قبل از زمان بازگشت مادر به محل کار، رفتن به مسافرت و یا هم‌زمانی آن با آموزش کنترل ادرار نباشد.
  • بهتر است اطرافیان مادر، در خلال دوره از شیرگیری کودک پیشرفت‌های او را در این کار، هرچند جزیی باشد، گوشزد کنند، و با این عمل، به اعتمادبه‌نفس مادر کمک کنند.
  • برای از شیر گرفتن به هنگام شب، هفته‌ای را انتخاب کنید که دیگر افراد می‌توانند کودک را در تخت بخوابانند.
  • پخش کردن موسیقی مخصوص کودکان که آهنگ ملایم دارد. خواندن قصه، عروسک پشمالو و اسباب‌بازی‌های متعدد که کودک بتواند در آغوش بگیرد یا در تخت خود قرار دهد، از جمله روش‌های آرامش‌بخش هستند.
  • در هنگام از شیر گرفتن کودک و تا مدت‌ها بعد از آن، بهتر است مادر کودک خود را با لباس (پوشیده نه عریان) استحمام کند تا کودک دوباره به شیر خوردن تشویق نشود.

* نتیجه این‌که . . .

برای از شیرگیری کودک تنها تلاش مادر کافی نیست. بلکه همکاری همة اطرافیان، به‌ویژه پدر، در این زمینه بسیار مهم است. به‌عنوان مثال، هنگامی که مادر می‌کوشد کودکش را از شیر خوردن منع کند و او به‌شدّت مقاومت نشان می‌دهد، پدر می‌تواند با تشویق کودک به خوردن غذا و سرگرم کردن او به انواع بازی‌ها، وی را از این کار منصرف کند. این مسئله بخصوص در نیمه‌های شب که کودک بهانه‌گیری و گریة بیشتری می‌کند، حائز اهمیت است.

اغلب پدران خود را از این مسئولیت برکنار می‌دانند و از شیر گرفتن کودک را وظیفة مادر تصوّر می‌کنند. در حالی که موفقیت هرچه سریع‌تر در این امر، به‌نفع آرامش مادر، کودک و محیط خانواده است.
نکتة دیگر آن است که به کودک القا کنیم که او به اندازة کافی بزرگ و مستقل شده است، بنابراین خود می‌تواند مانند بزرگترها از غذای سفره استفاده کند.
خلاصه آن‌که، مادر قبل از اقدام به از شیرگیری، باید بیاندیشد که چقدر تحمل شنیدن گریة کودک خود را دارد. اگر بچه کاملاً آشفته است و آرام نمی‌شود، تصور نکند که بازی را باخته است، بلکه بعد از چند ماه که فرزندش بزرگتر و مستقل‌تر شد، دوباره در مورد از شیرگیری او اقدام کند. این بار حتماً مؤفق می‌شود.

با یک کودک بد غذا چه باید بکنیم؟

مشکلات غذا خوردن کودکان اغلب از سنین نوزادی آغاز می شود چنانچه این موضوع به دلایل جسمانی مانند مشکلات گوارشی و… به وجود نیامده باشد معمولاً به رابطه مادر و فرزند یا مشکلات روان شناختی کودک مرتبط است. در واقع همانگونه که شیوه های فرزندپروری والدین در دیگر رفتارهای کودک موثر است در تمایل او به خوردن غذا نیز تاثیر دارد.
علت را بیابید:

در بسیاری از مواقع رویدادهای روزمره می تواند تمایل کودک به غذاخوردن را تحت تاثیر قرار دهد. مشکلاتی همانند مشاجره والدین، چالش در روابط با همسالان، قرار گرفتن در موقعیتی ترسناک یا اضطراب برانگیز و … با این حال همان گونه که در ابتدا گفته شد تاکید می کنیم که معمولاً بی اشتهایی کودک به دلیل وجود مشکل در روابط او با والدین و به ویژه مادر است. بنابراین در گام اول توجه به علل زمینه ساز بدغذایی کودک می تواند مشکلات تغذیه ای او را کاهش دهد. پس باید روابط در خانواده را مورد توجه قرار دهید و به اصلاح محیط کودک بپردازید.
رفتارهایی که گرایش به کم اشتهایی را در کودک افزایش می دهد:
۱ – زمانی که مادر یا دیگر مراقبین کودک به دفعات از غذا به عنوان ابزاری برای تنبیه کودک استفاده می کنند مثلاً او را مجبور می کنند غذایی را که دوست ندارد بخورد کودک نیز این عمل را می آموزد و لجبازی خود را از طریق غذا نخوردن نشان می دهد. همچنین کودکان به ویژه از سنین ۲ تا ۴ سالگی که تمایل به استقلال در آن ها افزایش می یابد معمولا با دستورات والدین مخالفت می کنند و چنانچه والدین نیز با تاکید و رفتاری خصمانه با کودک برخورد کنند این ویژگی در او تثبیت می شود و در نتیجه در امور روزمره مانند تغذیه نیز بروز می کند.
۲ -رعایت دقیق ساعت غذاخوردن و داشتن برنامه غذایی، به کودک اهمیت خوردن غذا را نشان می دهد. والدینی که خود ساعات غذایی منظمی ندارند و آداب معمولی تغذیه مانند دور میز یا سرسفره نشستن، شستن دست ها، چیدن ظرف و … را مورد توجه قرار نمی دهند، نمی توانند به کودکان خود نیز آداب غذا خوردن را بیاموزند. زیرا این مسائل با توصیه و سخنرانی برای کودک قابل آموزش نیست بلکه آموزش باید از طریق مشاهده در رفتار والدین انجام گیرد.
۳ -سخت گیری بیش از حد در آداب تغذیه نیز غذا خوردن رادر ذهن کودک تبدیل به یک عمل ملال آور می سازد. تا حدودی طبیعی است که غذا از قاشق کودک بریزد یا تمایل داشته باشد که از غذایی بیشتر و از غذایی دیگر کمتر بخورد، بنابراین نباید حتماً اصرار داشت که هر آنچه و به هرگونه که والدین می پسندند کودک نیز به همان طریق عمل کند.
۴ -زمانی که غذاخوردن در جوی به دور از آرامش و همراه با کشمکش والدین با یکدیگر انجام شود نمی توان انتظار داشت که کودک به حضور در این موقعیت تمایلی نشان دهد. زیرا وقت غذا خوردن، برای او همیشه تداعی کننده مشاجرات والدین خواهد بود. عادت به مواخذه کودک به علت رفتارهای اشتباهش در طول روز به هنگام خوردن غذا نیز او را دلزده می کند.
۵ -در بسیاری از خانواده ها مادران به صورت افراطی نسبت به تغذیه کامل کودک اظهار نگرانی می کنند. آن ها معمولاً با قاشق و ظرف غذا به دنبال کودکان راه می افتند و تصور می کنند با این عمل تغذیه کامل و مورد نظرشان امکان پذیر است حال آن که اصرار بیش از حد به غذا خوردن اشتیاق کودک را از میان می برد.

با کودک بد غذا چه باید کرد؟


۱ -جذاب کردن غذا و اهمیت قائل شدن برای سلیقه کودک، گرایش او به خوردن غذا را افزایش می دهد.مسئولیت دادن و شرکت دادن کودک در پخت غذا (البته انجام کارهایی که دوست دارد نه کارهای خسته کننده و طولانی)و تمجید از کارهای مثبت او به مرور علاقه اورا به خوردن غذا افزایش می دهد، چیدن میز یا سفره نیز به شرط آن که با اجبار همراه نباشد کار مناسبی برای خردسالان است.
۲ – طوری رفتار نکنید که انگار غذا خوردن یا نخوردن کودک برای شما امری خیلی حیاتی است. او می آموزد که از این طریق می تواند شما را کنترل کند و به خواسته هایش برسد! پس دایم نشان ندهید که نگران این موضوع هستید.
۳ – هنگام غذا خوردن محیط آرامی فراهم کنید که عاری از تنش، دعوا و مواخذه یکدیگر باشد. بهتر است محیط تغذیه را به جوی شاد تبدیل کنید
۴ – نظم در ساعات و برنامه غذایی علاوه بر آن که اشتهای کودک را منظم می سازد او را عادت می دهد که در این ساعت فعالیت های دیگرش را کنار بگذارد. آداب غذا خوردن برای مثال شستن دست ها، استفاده از قاشق و چنگال و نشستن کنار اعضای خانواده و… را با محبت و تشویق به کودک بیاموزید و با جر و بحث بر سر این موضوعات او را نسبت به غذا خوردن دلسرد نکنید.
۵- تنوع غذایی داشته باشید تا غذای هر روز جذابیت خاص خودش را از دست ندهد.فراموش نکنید زیاد خوردن اهمیت ندارد بلکه رسیدن مواد ضروری به بدن کودک کافی است. پس ظرف کودک را پر از غذا نکنید و مجبورش نکنید که آن را تا انتها تمام کند . باقی مانده غذایش را هم بدون چالش از جلویش بردارید. همچنین وعده های غذایی را به تعداد بیشتر و حجم کمتر در اختیارش قرار دهید. همچنین استفاده از تنقلات مفید در جبران کمبود های غذایی بدن مفید است.

نکاتی برای زمانی که کودک شروع به غذا خوردن میکند





شیر مادر که غذایی ایده آل برای کودک است حاوی ویتامین، پروتئین و چربی است که تمام نیازهای نوزاد را تامین می کند.
آنتی بادی های موجود در شیر مادر به سیستم ایمنی بدن نوزاد کمک می کند تا با ویروس ها و باکتری ها مقابله کند و از طرفی خطر بروز آسم یا آلرژی را در کودک کاهش می دهد.
نوزادانی که در ۶ ماه اول تولد فقط از شیر مادر تغذیه می کنند در مقایسه با کودکانی که از شیرخشک استفاده می کنند کمتر دچار عفونت گوش، بیماری تنفسی و اسهال می شوند. اما پس از یک سالگی، کودک نیاز به غذای کمکی دارد و باید غذاهای کمکی به تدریج به برنامه غذایی کودک اضافه شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره تغذیه کودکان با خدیجه رحمانی کارشناس ارشد تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران گفت وگو کردیم.
وی می گوید: نتایج مطالعات متعدد نشان می دهد، شیر مادر کامل ترین غذا برای کودک است. شیر مادر هم از لحاظ تغذیه ای، بیوشیمیایی و بهداشتی و هم از نظر روابط عاطفی روانی که بین مادر و فرزند ایجاد می‌کند، اهمیت فراوانی دارد و هیچ چیزی جای آن را نمی گیرد.
تغذیه نوزاد با شیر مادر نه تنها باعث حفظ سلامت نوزاد در دوران شیرخوارگی می شود بلکه در پیشگیری از بروز بیماری های دوران بعد زندگی نیز نقش مهمی دارد. نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهد افرادی که در دوران نوزادی با شیر مادر تغذیه شده اند، کمتر در معرض ابتلا به بعضی از بیماری های کم یا پرخطر مانند حساسیت، دیابت، فشار خون بالا، چربی بالا، بیماری قلبی عروقی قرار می گیرند.
همچنین توانایی هوشی کودکانی که با شیر مادر تغذیه شده اند نسبت به دیگر همسالانشان بالاتر است. خاصیت شیر مادر و تاثیر آن در سلامت جسمی و روحی روانی کودک برای همه شناخته شده است.
بنابراین به این نتیجه می رسیم که، بهترین غذا برای نوزاد، شیر مادر است. به ویژه در ۶ ماه اول که نوزاد فقط باید با شیر مادر تغذیه شود. اما با رشد کودک، شیر مادر تمام نیازهای کودک را تامین نمی کند و کم کم باید غذاهای تکمیلی را به برنامه غذایی او افزود.
این متخصص تغذیه ادامه می دهد:در برنامه غذایی تکمیلی ، شیر پاستوریزه تا یک سالگی به کودک داده نمی شود اما از یک سالگی به بعد،وزن کودک بیشتر می شود و شیر مادر کفایت نمی کند و تنها به عنوان تامین کننده بخشی از نیاز کودک در سال دوم زندگی محسوب می شود. اگر برنامه تغذیه تکمیلی مناسب باشد، در پایان سال اول باید کودک قادر باشد از غذای خانواده استفاده کند. از پایان سال اول یا شروع سال دوم، شیر مادر غذای تکمیلی محسوب می شود و شیر پاستوریزه وارد برنامه غذایی کودک می شود.در واقع به همان نسبتی که میزان تغذیه کودک با شیر مادر کاهش پیدا می کند، باید شیر پاستوریزه به برنامه غذایی کودک افزوده شود. به طوری که کودک در پایان ۲ سالگی که کاملا از شیر مادر گرفته می شود، حداقل روزی یک تا دو واحد شیر پاستوریزه مصرف کند. بنابراین اگر این برنامه جایگزینی شیر پاستوریزه با شیر مادر که باید به تدریج انجام شود به خوبی طی نشود معمولا کودکان دیگر قادر به استفاده از شیر پاستوریزه نخواهند بود.
در واقع یکی از دلایل عمده ای که بسیاری از کودکان در سنین بالاتر شیر مصرف نمی کنند، همین مسئله است. از این رو توصیه می شود از شروع سال دوم زندگی، به تدریج شیر پاستوریزه وارد برنامه غذایی کودک شود.
در پایان سال دوم نیز باید فرآورده های لبنی از جمله ماست، پنیر و...به اندازه روزانه ۲تا۳ واحد در برنامه غذایی کودک گنجانده شود.
وی اضافه می کند: این برنامه غذایی با افزودن نصف پیمانه (استکان) شیر پاستوریزه به برنامه غذایی کودک شروع شود و مقدار آن کم کم بیشتر شود. یعنی نیم پیمانه را به یک پیمانه ، سپس یک پیمانه و نیم را به ۲ پیمانه و سپس به ۳ پیمانه افزایش می دهید.

مدرسه و نقش آن در سلامت روان کودک




مدارس همان گونه که در پرورش و شکوفایی استعداد دانش آموزان مهم ترین نقش را ایفا می کنند، در برقراری آرامش روانی، نشاط، سلامت روح و جسم آنان یا برعکس، افسردگی و گوشه گیری آنها نیز دخیل اند. معلمان باید مانند والدین کودک یا حتی مهربان تر از آنان باشند.

دانش آموزی که متعلق به خانواده ای از هم گسیخته است، به یک تکیه گاه و پشتوانه مطمئن نیاز دارد. این چنین کودکی ممکن است به علت احساس فقدان امنیت به آسانی به کسی اطمینان نکند و ناراحتی خود را بروز ندهد. به این ترتیب یا به کودکی افسرده و منزوی تبدیل می شود یا با پرخاشگری و آزار و اذیت اطرافیان بر احساس درونی خویش غلبه می کند.
در چنین مواردی فقط یک مربی مهربان، دلسوز و فداکار می تواند با جلب اطمینان کودک به خود، مشکل او را جویا شده و این موجود بی پناه را از سرگردانی، دلهره و اضطراب نجات دهد. محیط مدرسه باید به گونه ای باشد که کودک در آن احساس امنیت کند و با میل و رغبت به آنجا قدم گذارد. باید توجه داشت در نظر گرفتن مدرسه تنها به عنوان یک محیط آموزشی با مجموعه ای از قوانین خشک انضباطی و تربیتی نمی تواند در برانگیختن انگیزه کودکان به سوی علم و دانش موثر واقع شود.

● مدرسه و دانش آموز
دانش آموزان پایه های متعدد تحصیلی از طبقات گوناگون اجتماع با فرهنگ ها، اعتقادات و آداب و رسوم خاص خانواده های خود به این مکان آموزشی قدم می گذارند. بالطبع شیوه برخورد و رفتار آموزگار و مربی با توجه به روحیات و خلق و خوی آنان، باید متفاوت باشد.
برای تشویق کودکان به فراگیری علم لازم است اخلاق نیکو و پسندیده نیز در کنار قوانین انضباطی مدرسه گنجانده شود. مهم ترین عاملی که سبب فساد اخلاقی کودک و انحطاط وی می شود، بی توجهی و طرد او از کانون خانواده و محیط مدرسه است. او هنگامی که خود را در میان انبوهی از انسان ها، تنها و بی کس احساس می کند ناگزیر می شود به افرادی روی آورد که برای او ارزش و اهمیتی قایل می شوند.
در بیشتر موارد متوسل شدن به گروه های منحط جامعه و باندهای متعدد نتیجه همین سردرگمی و طردشدگی کودک است. وضع روانی کودک که حاصل تعامل و ارتباط متقابل او با محیط خانواده است، یکی از عوامل تعیین کننده وضع تحصیلی اوست. محیط خانواده چه از نظر اقتصادی و چه از نظر شیوه های تربیتی پدر و مادر، تاثیری انکارناپذیر در چگونگی حالت روانی و درنهایت وضع تحصیلی او خواهد داشت. همه دانش آموزان از وضعیت اقتصادی مشابهی برخوردار نیستند.
کودکی که به علت فقر مالی از حداقل امکانات رفاهی برخوردار است، احتمالا از لحاظ روحی و روانی نیز با مشکل مواجه می شود. بدون شک این امر از جمله مسایلی است که می تواند در افت تحصیلی وی تاثیر داشته باشد (به خصوص کودکانی که برای برطرف کردن احتیاجات خانواده ناگزیرند پس از مدرسه کار هم بکنند).

● رشد کودک، موفقیت تحصیلی
یک جنبه از تفاوت های فردی میان کودکان از حیث عملکرد تحصیلی، تفاوت آنها در رشد طبیعی و متعادل جسمی است. برای مثال چنان چه کودک از لحاظ بعضی جنبه های رشد جسمی عقب افتادگی داشته و یا دارای مشکلاتی باشد، طبیعی است که نمی توان انتظار داشت جریان تحصیلی خود را به طور عادی و طبیعی طی کند.
کودکی که چشم ضعیف یا شنوایی ناقص دارد یا از لحاظ بدنی دچار خستگی زودرس می شود و یا به علت کمبود غذایی از جسم سالمی برخوردار نیست، چگونه می تواند در امر تحصیل فرد موفقی باشد؟
در اینجاست که آموزگاران باید متوجه تفاوت های فردی میان دانش آموزان باشند. پس همان گونه که والدین نباید فرزند خود را با فرزندان دیگرشان یا با سایر کودکان مقایسه کنند، در مدرسه نیز مربیان نباید استعدادها و قابلیت های دانش آموزی را به دانش آموز دیگر متذکر شوند یا او را ملامت کنند.
بعضی از آموزگاران درباره دانش آموزان خود به طور ناصحیح و اشتباه قضاوت می کنند. همان طور که پیش از این نیز یادآوری شد کودکان از خانواده های متعدد با روحیات متفاوت به مدرسه قدم می گذارند. اگر کودکی در درسی ضعیف است یا هنگام بیان مطالب با لکنت زبان مواجه می شود، این امر همیشه دلیل بر عقب ماندگی او نیست. این دسته از کودکان به محبت و رسیدگی بیشتر نیازمندند. به وجود آوردن پیوند دوستی میان آموزگار و دانش آموز موجب می شود که کودک به راحتی مشکل خود را با مربی مطرح کرده و از او راهنمایی بخواهد.میگنا دات آی آر،در این صورت معلم نیز به علت واقف بودن به ناراحتی کودک می تواند در صدد کمک به او برآمده و با تشویق او به درس خواندن و شرکت در فعالیت های درسی او را در زمره شاگردان زرنگ کلاس قرار دهد.

● مشق شب
در محیط کلاس بار درسی شاگردان باید براساس توان و کشش کودکان تنظیم شود. دادن تکالیف سنگین و پرحجم به همه دانش آموزان کلاس به طور مساوی، نتیجه توجه نکردن به تفاوت های فردی کودکان است.
بعضی از معلمان معتقدند که دادن تکالیف سنگین درسی به دانش آموزان موجب می شود که آنان بیشتر دقت خود را صرف نوشتن کرده، در نتیجه فرصت کمتری برای بازیگوشی و شیطنت به دست آورند! باید دانست دانش آموزی که بیشتر وقت خود را به نوشتن تکلیف اختصاص می دهد نه تنها از نظر جسمی دچار خستگی می شود بلکه از لحاظ زمانی نیز با کمبود وقت مواجه شده و نمی تواند درس های خود را فرا گیرد.
تکالیف درس و مشق شب باید به اندازه ای باشد که کودک ضمن پرداختن به آنها هم مطالب را بیاموزد و هم بتواند به سایر درس هایش رسیدگی کند و فقط برای انجام وظیفه و سلب مسوولیت تن به انجام آن ندهد. از طرفی، بازی و تفریح از جمله نیازهای ضروری کودک است که لازم است اولیا و مربیان گرامی به آن توجه داشته باشند.
بعضی از معلمان دوره راهنمایی، علاوه بر درس های کلاسی، تکالیف فوق برنامه نیز به دانش آموزان می دهند. البته این کار برای ارتقا و بالا بردن دانش و فرهنگ شاگردان بسیار موثر است ولی باید در نظر داشت که به سایر درس های آنان لطمه ای وارد نشود. به طور کلی وظیفه یک مربی فقط تدریس و رسیدگی به تکلیف درسی کودکان نیست. زیرا او باید نیمی از شخصیت کودک را نیز شکل دهد.

● نتیجه
برای برطرف کردن مشکلات عاطفی و درسی دانش آموزان باید میان والدین کودک و مربیان مدارس، همکاری متقابل وجود داشته باشد. تحقق چنین امری مستلزم انجام اقدامات زیر است: والدین باید وضعیت روحی، اخلاقی و اجتماعی کودک در محیط منزل و سایر محیط های غیر آموزشی دیگر را برای مربی او شرح دهند تا ضمن مطابقت دادن آ ن با رفتار وی در مدرسه به یک نتیجه کلی دست یابند.
اگر بنا به دلایلی مانند از هم گسیختگی خانواده، امکان دسترسی به والدین کودک وجود نداشته باشد، بهتر است پرونده شخصی و محرمانه کودک در اختیار آموزگار قرار داده شود تا ضمن بررسی آن، با مشکلات کودک بهتر و بیشتر آشنا شده و درصدد کمک به او برآید.