سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
در شهر قدم میزنیم. به مراکز تفریحی، رفاهی، مذهبی و فرهنگی
میرویم و نوجوانان و جوانانی را میبینیم که با ما غریبهاند. همدیگر را
نمی شناسیم؛ گاه بهتزده میشویم و گاه به سرمان میزند آیا اینها از
سرزمین دیگر آمدهاند؟
به آنها نزدیک میشویم؛ از خندههایشان لجمان میگیرد و حرف زدنشان را
به تمسخر میگیریم. گاه از بودنشان در مکانی که با خانوادهمان میرویم،
احساس ناامنی میکنیم. زمانی هم احساس غربت به سراغمان میآید و اینگونه
میاندیشیم که در این دیار ما غریبیم نه آنها. چرا؟
چرا اینگونه شده است؟
تا چه اندازه باید این موضوع را جدی گرفت؟
آیا این وضع نشان از یک دوره گذار دارد یا در حال تبدیل شدن به فرهنگ غالب نسل یا گروه سنی خاصی از جامعه است؟
برخی، تقصیر این رویدادها را به گردن تکنولوژی میاندازند و اعتقاد دارند
که ورود تکنولوژیهای جدید باعث شده تا متولدان دهه 70 شمسی به بعد،
زبانی متفاوت با نسلهای پیش از خود داشته باشند. و درست از همینجاست که
گرفتاریها آغاز میشود. نداشتن زبان مشترک و نرسیدن به یک فهم مشترک!
اکنون سرعت تولید و دستیابی به تکنولوژیهای جدید همه را غافلگیر کرده
است. نوعی بهتزدگی در برابر آنچه بشر در هزاره سوم با آن روبهروست. وضع
ایران اما در مقایسه با کشورهای توسعهیافته و صاحب تکنولوژی کمی متفاوت
است. چه آنها در یک چرخه زیرسازی شده در گذر زمان، دانش و ابزارهای نوین
را آزمایش و تجربه میکنند و کمتر میتوان آن بهتزدگی را در چهرهشان
دید.
دقیقتر آنکه بهدلیل حضور افراد در متن ظهور و بروز تکنولوژیها، آمادگی
دریافت آن را دارند، پس راحتتر با آن برخورد میکنند و در برابرش مسخ
نمیشوند. درواقع فرهنگ استفاده از آن را از قبل در خود نهادینه کردهاند.
به زبان ساده اینکه، صاحبان تکنولوژی، آن را آموخته و آزمودهاند اما
برخورد ما با آن ابزارها و دانش جدید کمی با هیجانات غیر متعارف همراه
است.
اجازه دهید بحث را با نمونههای عینی پیش ببریم؛ بازیهای رایانهای،
بهترین نمونه این بحث است. در یک دهه اخیر تنوع و تولید اینگونه بازیها
در دنیا، جهش فوقالعادهای داشته است. بازیهایی که قابلیت نصب و انجام
آنها روی انواع دستگاهها و سیستمها به راحتی امکانپذیر است.
نمونه دیگر، دستاوردهای قابل توجه در تولید و عرضه انواع گوشیهای تلفن
همراه، تبلت، فبلت، اولترابوک و ... است. دستگاههایی که مجهز به
پیشرفتهترین و سریعترین نرمافزارهای روز از جمله آندروید، اپل و
ویندوزفون بوده و در کمترین لحظهای کاربر را به دنیای مجازی(اینترنت) وصل
میکند.
به نظر ذکر همین دو نمونه و غور در آن برای پی گرفتن بحث بس باشد.
دستیابی و دسترسی نوجوان و جوان ایرانی به این نوع تکنولوژیها( قصد
نگارنده در این مقال صحبت درباره خوب یا بد بودن نوع تکنولوژی نیست) راه
را برای ورود او به دنیای دیگری هموار میکند که تا پیش از این آن را
تجربه نکرده است.میگنا دات آی آر.مهمتر اینکه اغلب آنها آمادگی ورود به
آن دنیا را ندارند. این چنین ورودی آن هم برای کاربری که بدون آمادگی در
آن قدم میگذارد، نتیجهاش همان است که امروز همه با آن دست به گریبانند.
در دنیا و عصری که کودک و نوجوان ایرانی تمام مراحل یک زندگی از تولد تا
مرگ را در یک بازی رایانهای به طور کامل بازی و تجربه میکند، ما برای او
چه داریم؟ توجه داشته باشید که ایرانیها روزانه 40 میلیون ساعت بازی
میکنند.
آنها میخواهند خود را نشان
دهند. راهش برای آنها مهم نیست، اما باید راه درست را بیاموزند.
میخواهند دیده شوند؛ اما از چه راهی؟ خوردن مواد نیروزا برای اینکه شبیه
قهرمانان بدنسازی شوند؟ یا آرایشها و بزکهای غلیظ برای اینکه شبیه
هنرپیشهها که نه بلکه شبیه بازیگران دست چندم فیلمهای درجه 4 و 5 سینما
شوند.
با این توضیحات، پرسشهای زیادی مطرح است که پاسخ به آنها از سوی شما و
نگارنده بهطور قطع میتواند راهگشا و راهحلی برای مشکلات پیش آمده
باشد.
نسل دوم و سوم انقلاب چقدر با تکنولوژیهای نوین و موج سوم آشنا هستند؟
چه اندازه از بازیهای رایانهای پیشرفته باخبرند و محتوای آن را می دانند؟
چند درصد از بچهها به تکنولوژیهای نو دسترسی دارند؟
آیا از آن به خوبی استفاده می کنند؟ چرا میان این نسلها و نسل امروز زبان مشترک وجود ندارد؟
دلیل فاصلهها چیست؟
آیا به آنها چگونگی یافتن دوست خوب را یاد دادهایم؟
آیا به آنها یاد دادهایم چگونه با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند؟
ما چقدر خود را به این نسل غریب نزدیک کردهایم؟
برای داشتن زبان مشترک و رسیدن به فهم مشترک چه اندازه تلاش کردهایم؟
چرا واژهها، اصطلاحات و کلمات گفتاری ما و آنها اینقدر از هم فاصله دارد؟
چرا نمیتوان یک گفتوگوی کوتاه را با آنها آغاز و در مدت زمان مطلوب تداوم بخشید؟
از یکدیگر زود خسته میشویم، سر هم داد میزنیم و درنهایت به نتیجهای
نمیرسیم. آنها میخواهند خود را نشان دهند. راهش برای آنها مهم نیست،
اما باید راه درست را بیاموزند. میخواهند دیده شوند؛ اما از چه راهی؟
خوردن مواد نیروزا برای اینکه شبیه قهرمانان بدنسازی شوند؟
یا آرایشها و بزکهای غلیظ برای اینکه شبیه هنرپیشهها که نه بلکه شبیه بازیگران دست چندم فیلمهای درجه 4 و 5 سینما شوند.
اینها که غریبههای شهر ما شدهاند، پسران و دختران ما هستند. باید بپذیریم که به هیچ روی نمیتوان جلوی ورود تکنولوژی و دستیابی به آن را گرفت. بلکه باید راه درست استفاده از آن آموخت.
در این میان وظیفه پدران و مادران بسیار سنگین است.
اگر غفلت کنید و یا آن را بی اهمیت قلمداد کنید و با خود بگویید مگر قرار
است چه اتفاقی بیفتد، اینها که بچهاند و برداشتها و تحلیلهای سطحی
این چنینی، ناگهان روزگار شما را با تازههای روبهرو میکند که حتی فرصت
متعجب شدن را هم نخواهید داشت. آن زمان میبینید که فرزندتان حتی در خانه
شما نیز غریبه است و هرچه هم تلاش کنید نمیتوانید با او به یک زبان مشترک
برسید.
ببینید، بشنوید و بفهمید که چه چیزهایی را دوست دارند و چرا؟
چگونه فکر میکنند و چه سلیقههایی دارند؟
درباره مسائل مختلف شخصی، خانوادگی و اجتماعی نظرشان چیست؟
آنها را کشف کنید. پدران و مادران عزیز از تکنولوژی عقب نمانید. با
آنها آشنا شوید و از فرزندانتان بخواهید که آنها را به شما معرفی کنند و
چنانچه لازم است شیوه استفاده از آن را به شما یاد بدهند.
در کنار فرزندانتان بنشینید و بازیهای رایانهای مورد علاقهشان را
ببینید و بازی کنید. اجازه ندهید که تکنولوژی میانه شما را به هم بزند. از
آنها فاصله نگیرید؛ نه جسمی و فیزیکی و نه روحی، ذهنی و روانی. آنها به
شما نیاز دارند و چنانچه پیدایتان نکنند، جایگزینی برای آن پیدا خواهند
کرد. نگذارید غریبه شوند.
پاورقی:
- تبلت یا رایانه لوحی یک رایانه قابل حمل است که از تلفن همراه بزرگتر
است و دارای یک صفحه لمسی بزرگتر از هفت اینچ است. کاربرد اصلی تبلت
انجام امور با استفاده از تماس صفحه نمایش به جای استفاده از صفحه کلید
فیزیکی است.
- فبلت (phablet)؛ اصطلاح جدیدی است که از ترکیب دو کلمه فون (phone) و
تبلت (tablet) ساخته شدهاست و به ابزارهایی با صفحه لمسی گفته میشود که
بعضی خصوصیات تلفن همراه و تبلت را دارد. از تلفن همراه بزرگتر و از تبلت
کوچکتر است و نمایشگر آن اندازهای بین 5 تا 7 اینچ دارد. نخستین فبلت
معرفی شده از شرکت دل به نام Streak بود اما فبلت موفق در سال 2011 توسط
سامسونگ با نام گالکسی نوت معرفی شد.
- اولترابوک؛ نسل جدیدی از خانوادههای لپتاپ است که اواخر سال 2011
توسط شرکت اینتل معرفی و ثبت شد. این رایانههای قابل حمل ویژگیهایی
همچون وزن کم، ضخامت بسیار کم، سرعت بوت شدن بالا، اندازه کوچک و عمر
باتری زیاد نسبت به لپتاپها دارند. با توجه به اندازه محدود آنها، به
طور معمول ویژگیهای لپتاپ مانند هارد دیسک و پورت اترنت حذف شده است.
مشاور
سهشنبه 11 آبان 1395 ساعت 22:11
نگاهی به گذشته برخی از بزه کاران یا بهتر است بگوییم زورگیران امروز و پدر
و مادرآزارهای دیروز نشان میدهد اینها همان افرادی هستند که تهدیدات و
آزار و اذیتها و دزدیهای خود را از دوره نوجوانی و در بستر خانواده شروع
کردهاند. اگر پای درددلهای برخی از پدر و مادران بنشینید و لحظاتی را
با آنها همدل و همصحبت شوید، میبینید دنیای امروزی چنان بیرحم شده است
که نوجوان برای برآورده شدن خواستههای افراطی و گاه غیرمعقول خود،
والدینش را آزار میدهد.
فشارهای روانی، تهدید به دزدی، بیتوجهی به موقعیت مالی خانواده و رقابت
با گروه همسالان همگی دست به دست هم میدهند تا این نوجوان سرکش بحران جدی
و جنگ ناجوانمردانهای را در بستر خانواده به نمایش بگذارد.
چندی پیش که به قصد خرید، راهم را کج کرده و به سمت مغازهای راه
افتادم با دیدن صحنهای تکان دهنده بهتزده شدم. گوشه خیابان مغازه لوازم
پلاستیکفروشی قرار داشت، نزدیک آن که شدم مرد مغازهدار بساطش را از جلوی
مغازه جمع کرده و آماده شد تا کرکره را پایین بکشد. در این میان
بگومگوهای مغازهدار و پسرش توجهم را به خود جلب کرد. پسر مغازهدار وقتی
به حجره پدرش رسید با وجود اینکه مغازه دار با دیدن پسرش خوشحال شد و
سریع سوئیچ را از جیبش درآورد و با لبخندی بر چهره پرایدی را که جلوی در
مغازهاش پارک شده بود، به وی نشان داد اما پسر مغازهدار با دیدن پراید به
سمت پدر حملهور شد و با مشتهای گره زدهاش فریاد زنان گفت: مگر نگفته
بودم پراید به درد من نمیخورد، مگر از تو نخواسته بودم برایم خودروی مدل
بالا بخری حالا که اینطور شد....
آنچه میکاریم درو میکنیم!
دکتر کامران عسگری روانشناس
بالینی کودک و نوجوان درباره تضادهای جدی بین والدین و نوجوانان در جهت
تأمین نیازهای آنان میگوید: نوجوان با ورود به دوران بلوغ خواستهها و
نیازهایش تغییر میکند. تغییر در خواستهها، تضادهای جدی بین والدین و
آنها ایجاد میکند که حتی تبدیل به بحرانهای جدی در روابط خانوادگی
میشود. با ورود بچهها به سن نوجوانی پدر و مادر تا حدود زیادی توان
کنترل خود را در مورد آنها از دست میدهند. در واقع بچهها با ورود به
دوره نوجوانی قابلیت تغییر چندانی را نداشته و شیوههای تربیتی و آموزشی
والدین کارساز نخواهد بود. پس لازم است زمانی که هنوز شخصیت کودکان کامل
نشده است مشکلات تربیتی آنها جدی گرفته شود زیرا با ورود به دوران بلوغ
85 درصد از شخصیت بچهها شکل میگیرد و تربیت نمیتواند نقش چندانی در
تغییر رفتارها داشته باشد.
دکتر عسگری با اشاره بر اینکه عوامل متعدد میتواند نوجوان را تهاجمی،
پرخاشگر و تهدیدکننده بار بیاورد، اظهار داشت: تربیت بچههای بیش از حد
گیرنده و درخواستکننده، تنبیه و سرزنش والدین، آسیبهای کودکی درمان
نشده، بیتوجهی به تربیت نوجوان رها شده و اختلالاتی مانند افسردگی و
بیشفعالی همگی جزو عواملی هستند که باعث میشوند نوجوان مشکلات جدی برای
خود، خانواده و جامعه ایجاد کند.
دکتر اعظم عسگری روانشناس و مشاور
خانواده معتقد است نوجوانانی که برای رسیدن به خواستههای خود، پدر و
مادرشان را تحت فشار قرار میدهند و در صورت برآورده نشدن نیازهایشان
آنها را تهدید به دزدی میکنند در طبقه ضد اجتماعی قرار میگیرند. اگر چه
درصد این گروه از نوجوانان کم است ولی این گروه که اختلال سلوک و روش
دارند بیشتر بزهکاران نوجوان را تشکیل میدهند. این اختلال از اوایل
نوجوانی و از سن 12 تا 14 سالگی شروع میشود و در این شرایط بچهها
والدینشان را تهدید میکنند و حتی دست به دزدیهای کوچکی میزنند. این
گروه از نوجوانان حتی در مدرسه، دانشآموزان دیگر را آزار میدهند. این
اختلال در پسران غالبتر است. دروغ، پنهانکاری، تهدید به آزار و اذیت و
فریب از دستاوردهای اختلال روش است که در صورت عدم معالجه، این نوجوانان
از خانواده طرد شده و زورگیرانی میشوند که دست به انواع بزهکاری در جامعه
میزنند. بهنظر میرسد وقتی مسأله تهدید، دزدی و تحت فشار قرار دادن
والدین مطرح میشود نوجوان ضد اجتماعی آسیب شدیدی در جامعه میبیند و راهش
بهطور کلی از نوجوانان دیگر جدا میشود. اینجاست که آنان سر از زندان،
قاچاق مواد مخدر و اعتیاد درمیآورند. در فرایند روشهای سالم فرزندان در
خانواده مناسب، منضبط و متعهد پرورش مییابند و هرگز تهدید و آزار و اذیت
والدین در این خانوادهها مشاهده نمیشود.
خریدهای بیرویه ممنوع
دکتر عسگری با اشاره بر موضوعیت خریدهای بیرویه و باب شدن فرزندسالاری
در خانواده عنوان کرد متأسفانه تماشای برخی از برنامههای تلویزیونی و
اختلال در نظام تربیتی خانواده موجب شده والدین بویژه مادران جوان راه
افراط و تفریط را در پیش بگیرند و با نادیده گرفتن نیازهای معنوی، ریشهای و
شخصیتی فرزندانشان فقط به نیازهای مالی آنان اهمیت بدهند و در نتیجه
خریدهای بیرویه را در خانواده بسترسازی کنند. خریدهای بیرویه و
رقابتهای نادرست با گروه همسالان نقطه پایانی ندارد، همانطور که اثر این
خریدهای بیرویه را میتوان در اعتیاد به خرید گوشیهای تلفن همراه
گرانقیمت مشاهده کرد. خانوادهها برای تعدیل این معضل نقش اساسی را برعهده
دارند اگر این سیستم روند طبیعی و کارکرد مناسبی را در پیش بگیرد معمولاً
از شدت رفتارهای تهدیدآمیز نوجوانان در جهت تأمین خواستههای افراطیشان
کم میشود. محبت مالی و اشباع بیرویه موجب اختلال در عملکرد خانواده
میشود. پدر و مادری که به وظایف فرزندپروری خود آگاهی لازم ندارند یا در
مشکلات حل نشده خویش غرق هستند با بیتوجهی و بیتفاوتیهای غیرعمد موجب
میشوند بچهها مسیر اصلی زندگیشان را گم کنند.
بحران در دوران لباسهای کوتاه
دکتر جعفربای جامعهشناس و محقق آسیبهای اجتماعی درباره آزادی نوجوانان
در جدال با پدر و مادرانشان برای رسیدن به خواستههایشان میگوید:
نوجوانی دوره گذاری است که به لحاظ فرایند سریع رشد جسمانی و تحولات
همهجانبه روحی، روانی و عاطفی به دوره لباسهای کوتاه هم معروف است. در
این دوره بهعلت رشد سریع اعضا، تعادل رفتاری فرد برای ایجاد یک عادت
مناسب دستخوش مرور زمان میشود. نوجوانی دوره تکوین شخصیت، هنجارپذیری،
ارزشگزینی، نافرمانی، عصیانگری و استقلالطلبی به حساب میآید. متأسفانه
نظام فرزندسالاری در خانواده ایرانی فرایند رشد نوجوان را با ستیزهجویی
با خانواده همراه کرده است. آزادیهای افراطی که نوجوان در فرایند رشد از
آن برخوردار است، امکانات رفاهی و آسایش مطلقی که او از خانواده دریافت
میکند، نوجوان را سلطهجو و ستیزه جو بار میآورد. علاوه بر آن تفاوتهای
نظام تربیتی پدر و مادر فرصتی را فراهم ساخته تا نوجوان با حمایتهای
افراطی یکی از والدین، زیاده طلب شده و برای برآورده شدن نیازهایش دست به
هر کاری بزند به طوری که در صورت تأمین نشدن کوچکترین خواستهای چنان
آشوبی در خانه به پا میکند که گاه پدر و مادر از تولد چنین فرزندی پشیمان
میشوند. سرقت عابربانک والدین، ناسزاگویی و بددهنی و دزدیدن طلاجات و...
نمونههایی از آزار پدر و مادر توسط نوجوانان ستیزهجو است. این
جامعهشناس در پایان خاطرنشان کرد نوجوانی که شرایط دشوار زندگی را تجربه
نکرده با کوچکترین اعتراض یا انتقادی واکنش تند و نامناسبی از خود بروز
میدهد و با تهدیدهای بسیار تندی موجب هتک حرمت و بیاحترامی نسبت به
والدین خویش میشود.
مشاور
سهشنبه 11 آبان 1395 ساعت 21:10
اگر کودک خردسالی، امکان برقراری ارتباط با دیگران را نداشته باشد، نمی تواند بیاموزد که چه طور در اجتماع رفتار کند.
به او مهارت های اجتماعی را بیاموزید و هنگامی که دوستی اش خاتمه یافت یا
احساس بروز مشکل کرد، به او کمک کنید. برای زمان بازی خردسالان و کودکان
پیش از سنین مدرسه برنامه ریزی کنید. روی اولین تجارب کودکان نظارت کنید و
آماده باشید تا با دخالت در کارشان بازی آنها را آسان کنید.
اصولا
تمامی کودکان برای تصمیم گیری در مورد دوست شدن یا نشدن با کودکی دیگر در
ضمیر و ناخودآگاه خود پاسخی برای پرسش های اساسی زیر پیدا می کنند:
۱ آیا بودن با این کودک مایه خوشحالی و شادی خواهد بود؟ شوخ طبعی، خوش
رویی، داشتن مهارت و توانایی های خاص، تمایل و قابلیت مشارکت و همکاری
ویژگی های مثبت و پرخاشگری و حالت تهاجمی داشتن، رفتار دخالت گرانه،
بدجنسی، برتری طلبی، حالت تدافعی و گوشه گیری، خجالت و قدرت ادراک پایین
ویژگی های منفی برای این سوال به شمار می رود.
۲
آیا او قابل اعتماد هست؟ اطمینان، صداقت، راستگویی، رازداری و وفاداری
پاسخ های مثبت به این سوال هستند و حالت تهاجمی و پرخاشگری داشتن، دروغ،
فاش کردن راز وسر ویژگی های دفع کننده خواهند بود.
۳ آیا او در رسیدن به اهدافم کمک خواهد بود یا سد است؟ مشارکت و کمک کردن (جذب)، دخالت گری و حساس و انفجاری بودن(دفع)
۴ آیا به نحوی که من دوست دارم بر همدیگر تاثیرگذار هستیم؟ قابلیت همکاری و
واکنش و پاسخ مثبت دادن جزو ویژگی های مثبت و تهاجمی و پرخاشگر بودن
(قلدری)، ریاست و برتری طلبی و انعطاف ناپذیری و یک دندگی ویژگی های منفی
تلقی می شوند.
۵ آیا با او بودن باعث می شود تا حس خوبی نسبت به خود پیدا کنم؟ کمک کردن،
مهربانی، ابراز محبت و دوستی کردن و پاسخ وواکنش مناسب نشان دادن از
امتیازات مثبت بوده و توهین و بدجنسی کردن، عدم پاسخ دهی و واکنش نشان دادن
و بی مهری کردن از امتیازات منفی کودک خواهند بود.
۶ آیا او شبیه من است؟ علایق و ارزش های مشابه، احترام به عهد و پیمان های
درون گروهی، هم سن، هم جنس و هم نژاد بودن جزو ویژگی های جذب کننده و
برعکس آنها و نیز معلولیت جزو موارد دفع کننده به حساب می آیند.
پاسخ سوالات فوق نه تنها بر روابط کودکان بلکه بر سایر اشکال روابط از جمله
والدین با فرزند، بزرگسالی و ازدواج نیز اثرات عمیق و مهمی دارد. در گروه
های سنی مختلف جایگاه و ارزش هریک از معیارها و عوامل فوق متفاوت است.
برای مثال در سنین پیش دبستانی و کلاس اول و دوم، پاسخ سوال اول (خوش و
شاد بودن باهم) و در سنین بالاتر و خصوصا در دوران نوجوانی قابل اعتماد
بودن (رازداری و وفاداری) حائز اهمیت ویژه ای است.
برخی از ویژگی های مثبت و منفی فوق به تنهایی نقش تعیین کننده در جذب یا
دفع کودک توسط دیگر همسالان ندارد، بلکه مجموع ویژگی ها و شخصیت کلی کودک
است که مهم است. برای مثال اگر کودکی گاهی رفتار برتری طلبی و رهبری داشته
باشد، ولی در عین حال شوخ طبع و دارای برخی مهارت های خاص (خصوصا در ورزش)
باشد و گاهی کاملا کمک کننده یا مهربان باشد، توسط دیگران پذیرفته خواهد
شد. اما بر عکس اگر همین کودک رفتارهای مثبت کمی داشته باشد توسط دیگران
دفع و طرد خواهد شد.
مشاور
سهشنبه 11 آبان 1395 ساعت 20:10
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: توجه معلم به یک شاگرد دیگر یا حسی مبنی بر اینکه معلم دانش آموزی را بیشتر دوست دارد، از جمله احساساتی است که کودکانی که اعتماد به نفس پائین دارند، آن را بیشتر بیان میکنند.
نسرین دودانگی در گفتوگو با فارس، اظهار داشت: رقابت و حسادت
موضوعاتی است که در خود محیط خانواده بین خواهر و برادرها نیز اتفاق
میافتد.
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: این موضوعات ممکن است در محیط
مدرسه نیز دیده شود و اگر این موارد به صورت اتفاقی بهوجود آمد، باید
خانواده با کودک همدلی کرده و به او بفهماند که حرف او را درک کرده است،
اما والدین دقت داشته باشند که بیشتر از حد به موضوع توجه نکنند و این
مطلب را در نظر داشته باشند که این حس، دریافت خود کودک است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تصریح کرد: توجه معلم به
یک شاگرد دیگر یا حسی مبنی بر اینکه معلم دانش آموزی را بیشتر دوست دارد،
از جمله احساساتی است که کودکانی که اعتماد به نفس پائین دارند، آن را
بیشتر بیان میکنند.
دودانگی به شکایت این دسته از دانشآموزان اشاره داشت و افزود: نوع نگاه و شناخت کودک در این موارد دخیل است همچنین ساختار ژنتیک و شرایط محیطی نیز میتواند در اعتماد به نفس پائین کودک و دید منفی به همه چیز مؤثر باشد.
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان ادامه داد: اگر شکایت کودک از این
موارد رو به افزایش باشد، باید درمان شناختی برای کودک انجام شود.
وی به چشم و همچشمی کودکان در مدرسه نسبت به وسائل و نوشتافزار یکدیگر
اشاره داشت و افزود: والدین باید به کودک آموزش دهند که بسته به توان
مالی خود وسایل وی را تهیه کردهاند و هر کسی با توجه به شرایط خانوادگی
خود خرید میکند.
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان ادامه داد: باید به کودک گفت که
داشتههای او را نیز دیگر کودکان ندارند و کودک را با شرایط تطبیق دهند و
خود را به آب و آتش نزنند تا وسایل مورد دلخواه کودک را تأمین کنند.
مشاور
سهشنبه 11 آبان 1395 ساعت 19:10
با
دکتر اسما عاقبتی، روانشناس کودک و نوجوان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم
پزشکی تهران، درباره بهترین برخورد با دوقلوها و تربیت آنها صحبت
کردهایم که در ادامه آمده است.
سلامت: استقلال شخصیتی و عملکردی دوقلوها از چه زمانی آغاز میشود؟
شخصیت
آنها از همان بدو تولد و اولین ارتباط مادر با آنها شروع به شکلگیری
میکند بنابراین والدین باید به شخصیت مستقل دوقلوها احترام بگذارند و آنها
را موجودات یکسانی نپندارند و به خاطر بسپارند بدترین رفتار با دوقلوها،
مقایسه آنها با هم است.
سلامت: برخی والدین میپرسند اگر احساس کردیم یک قل را بیشتر دوست داریم چه کنیم؟
تفاوتهای
شخصیتی ناشی از عوامل محیطی، تربیتی و علایق شخصی هر قل، باعث میشود
شخصیت و رفتار دوقلوها متفاوت باشد اما حتی اگر والدین شخصیت یکی از آنها
را به دیگری ترجیح میدهند، نباید به زبان بیاورند. البته ممکن است از
رفتار و اعمال آنها مثلا گذاشتن عکس یک قل بر پسزمینه رایانه یا تعریف و
تمجید بیشتر او مقابل اطرافیان به این نظر پی ببرند. بهتر است والدین به
نقاطقوت شخصیت دوقلوهای خود بهطور جداگانه توجه کنند؛ مثلا استعداد
نقاشی، آداب معاشرت، راستگویی، توانایی ورزشی و...
سلامت: اگر درس یکی از آنها بهتر بود هم نباید واکنش نشان داد؟
نه!
متاسفانه والدین دوقلوها انتظار دارند تمام ویژگیهای شخصیتی و عملکردی
فرزندانشان مثل هم باشد اما عوامل محیطی و علایق شخصی هرکدام از قلها
میتواند باعث شود حتی در عملکرد تحصیلی با هم تفاوت داشته باشند. مثلا یکی
از آنها علاقه زیادی به ریاضی داشته باشد و دیگری عمیقا ادبیات را دوست
بدارد بنابراین به جای تمرکز بر یک ویژگی منفی، بهتر است استعدادهای مثبت
فرزندمان را بیابیم و آنها را تقویت کنیم.
سلامت: آیا دوقلوها باید همکلاس باشند؟
در این مورد قانون مشخصی نداریم اما اگر
والدین متوجه شدند که اولیای مدرسه، معلمان و دانشآموزان مرتب فرزندان
آنها را با هم مقایسه میکنند، باید ترتیبی دهند که آنها در کلاسهای
جداگانه باشند در غیر این صورت همکلاس بودن آنها باعث پیشرفت تحصیلی و خوشایند بودن محیط کلاس برایشان میشود.
سلامت: باید همهچیز را برای هر دوی آنها تهیه کنیم؟
به
هیچوجه! بچهها باید یاد بگیرند زمانی وسیلهای برایشان تهیه میشود که
به آن نیاز داشته باشند مثلا اگر لیوان یکی از آنها شکسته، نباید برای هر
دوی آنها لیوان بخریم. با این کار به کودکان می?آموزیم مبنای خرید کردن
والدین نیاز اعضای خانواده است نه مقایسه کردن.
سلامت: آیا دوقلوها باید مانند هم لباس بپوشند؟
نه لزوما. معمولا والدین دوقلوها لباسهای
یک?شکل و یک رنگ برای آنها تهیه میکنند اما بهتر است از زمانی که این
بچهها قدرت انتخاب و اظهارنظر پیدا میکنند، لباس یا وسایلی که برایشان
مناسب است، به آنها نشان دهیم تا خودشان آنچه دوست دارند از مجموعه مورد
تایید ما انتخاب کنند.
سلامت: گاهی دوقلوها با هم همدست میشوند تا بر یک بدرفتاری پافشاری کنند، در این صورت چه واکنشی نشان دهیم؟
این
رفتار مختص دوقلوها نیست و نباید آن را مانند عملکرد یک سازمان جاسوسی،
خیلی پیچیده تصور کنیم. اگر این ارتباط صمیمیت بیشتری بین آنها به وجود
میآورد، خوب است تشویقشان کنیم اما اگر هدفشان انجام کارهای ناپسند است، باید با هر دوی آنها مطابق قوانین خانواده برخورد و برایشان تنبیه یکسانی در نظر گرفت.
مشاور
سهشنبه 11 آبان 1395 ساعت 18:09