سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
نزدیک شدن به موضوع طلاق هم برای والدین و هم بچه ها حساس
است . دکتر تیموتی دیویس ( Timothy Davis ) خانواده و کودک درمانگر ساکن
ماساچوست ( Massachusetts ) توصیه می کند که والدین به عنوان یک جبهه متحد
صحبت کنند تا قوت قلب مجددی به بچه هایشان بدهند و از همان آغاز پروسه
خود سرزنش گری را دفع کنند . دیویس رعایت نکات ذیل را پیشنهاد می دهد :
1 . والدین می بایست هر دو با هم درباره این موضوع صحبت کنند . حتی اگر
قادر به حل مجدد اختلافات فی ما بین خود نیستند می بایست بتوانند به عنوان
والدین و با هم بر روی این موضوع کار کنند .
2 . قبل از صحبت برنامه مدونی تهیه نمایید . بچه هایی که به اندازه کافی
بزرگ شده اند می خواهند در مورد اینکه کدام یک از والدین خانه را ترک
خواهد کرد، والدین چه موقع از هم جدا خواهند شد، والدی که خانه را ترک می
کند قرار است کجا زندگی کند و آنها چگونه می توانند او را ملاقات کنند
اطلاعات دقیقی داشته باشند .
3 . از بازی سرزنش دوری نمایید . شفاف و صریح باشید که این موضوع حاصل یک تصمیم دوطرفه است .
4 . بدون مخفی کردن بخش زیادی از اطلاعات ، حقیقت را برای بچه ها بازگو
نمایید . پیشنهاد دیویس این است که والدین می بایست توضیح دهند که آنها با
هم تفاهم نداشته اند و تصمیم گرفته اند از هم جدا شوند زیرا در این صورت
خانواده زندگی شادتری خواهد داشت .
5 . به بچه هایتان بگویید که آنها را دوست دارید و این اطمینان را به آنها بدهید که در این موضوع هیچ تقصیری متوجه آنها نیست .
6 . به بچه ها اطمینان دهید که احساسات آنها برای شما مهم است و می
خواهید که حرفهایشان را گوش دهید . اجازه دهید که ناراحتی ، عصبانیت و غم
شان را ابراز کنند .
مشاور
چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 16:17
شاید از شنیدن عبارت افسردگی در نوزاد کمی متعجب شوید و بگویید فکر
نوزادان چقدر متوجه محیط خود و تغییرات و مسائل آن می شود که بخواهند دچار
احساس افسردگی شوند؟ اما باید بدانید که نوزادان هیجان های زیادی از شادی،
تعجب و علاقه تا خشم، ناکامی و اندوه را نشان می دهند. عوامل مختلفی می
توانند سبب بروز افسردگی در نوزادان شوند از جمله این عوامل جداشدن از مادر
و یا شخصی که مراقب اصلی کودک است. تقریبا از همان هنگام تولد، نوزاد به
شما که مراقب اولی هاش هستید، دلبستگی شدیدی پیدا می کند و هنگام جداشدن
از شما قهر می کند، گریه می کند و دیگر نشانه های غمگینی را با اعتراض
نشان می دهد. هنگامی که پیوند قوی بین
شما و فرزندان برقرار است و این پیوند سالم و پایدار است، فرزند خردسال
شما می تواند حس طبیعی کنجکاوی و نیز تلاش برای استقلال و خود مختاری خود
را گسترش دهد و معمولا در برابر محدودیت هایی که برای کاوش در محیط صورت
می گیرد اعتراض می کند. بسیاری از متخصصان بهداشت روان، افسردگی نوزادان و
کودکان نوپا را شکلی از اختلال دلبستگی می دانند. یعنی پیوند میان مادر و
نوزاد و یا دیگر افراد مهم زندگی او به خوبی پایه ریزی نشده است.
دلایل مختلفی مثلا بستری شدن مادر در بیمارستان، مرگ مادر، جدایی والدین
و... می توانند سبب ایجاد اشکال در فرایند دلبستگی نوزاد شده و زمینه ساز
افسردگی شوند. اما عامل اثر گذار دیگر که در رابطه با افسردگی نوزادان و
کودکان نوپا مطرح شده است افسردگی مادر است. افسردگی پدر و مادر به طور کلی
احتمال بروز افسردگی در کودک را افزایش می دهد. مادران افسرده بچه داری
را سخت تر می دانند و سبک مادری آنها نیز مشکل ساز تر است. مثلا در
برقراری ارتباط و ابراز محبت به کودک خود مشکل دارند.
به نیازهای جسمی کودک به موقع رسیدگی نمی کنند و روش های تربیتی منفی و
ضد و نقیض را به کار می گیرند. آنها معمولا خیلی ایرادگیر هستند، بچه را
خیلی کنترل کرده و او را بیشتر طرد می کنند. نقش عوامل ژنتیکی نیز در بروز
افسردگی در نوزادان و کودکان نوپا حائز اهمیت است. کودکانی که در میان
والدین یا اعضای خانواده و بستگان آنها افسردگی شیوع دارد، احتمال بیشتری
دارد که در مقطعی از زندگی خود دچار افسردگی شوند. واقعیت مهم این است که
کودکانی که آمادگی ژنتیکی و ارثی برای افسردگی دارند، اگر در محیطی نا امن،
پر تنش و پر استرس قرار بگیرند آسیبپذیرتر هستند و زودتر افسرده میشوند. ● ویژگی های بالینی افسردگی در نوزاد و خردسالان (زیر دوسال):
حالا این سئوال مطرح می شود که تظاهر بیرونی افسردگی در نوزادان و
خردسالان چگونه است؟ آیا همانقدر که در مورد بزرگسالان ویژگیهای ثانوی و
خلق و خوی، خبر از رنج افسردگی می دهد، در مورد کودکان هم می توان با
مشاهده ای ساده پی به افسردگی آنان برد؟ برای پدر و مادرها و یا به طور کلی
مراقبان کودک توجه به برخی رفتارهای نوزاد به خصوص هنگامی که با عادات
پیشین نوزاد متضادند ضروری است. این موارد میتوانند هشدارهایی باشند برای
والدین و مربیان که نوزاد یا خردسال در معرض خطر افسردگی را شناسایی کنند و
در صورت لزوم با متخصصان بهداشت روان کورک مشورت کنند. ▪ بی حالتی:
نوزادان سالم، حالتها و هیجان های مختلفی را در چهره خود نشان می دهند
اما در کودک افسرده، حالت بی تفاوتی و یکنواختی دیده می شود. احساس را در
چهره خود بروز نمی دهند و حالت صورت آنها منفعل است و بیانگر احساس نیست. ▪ بی تحرکی:
نوزادان سالم و سرحال، تلاش و تحرک دارند البته بعضی ها آرامترند و بعضی
ها فعالتر. اما کودکان افسرده تحرک بدنی کمی دارند، به گرفتن اشیا و تجسس
در محیط رغبت کمتری نشان می دهند. ▪ گوشه گیری:
نوزادان سالم و بهنجار، به رفتار اطرافیان به راحتی واکنش نشان می دهند،
به لحن کلام و محبت های شما عکس العمل نشان می دهند، اما خردسالان افسرده
از تماس چشمی (نگاه کردن به چشم طرف مقابل) اجتناب میکنند، نسبت به تلاش
اطرافیان برای سرگرم کردن او بیتفاوتی نشان می دهند. ▪ گریه خیلی زیاد یا خیلی کم:
نوزادان سالم در طول روز چند بار گریه ناگهانی و کوتاه سر می دهند که
غالبا در ارتباط با نیاز آنها به غذا، تماس بدنی، تعویض پوشک یا گرفتن و
داشتن اشیا» مختلف است. اما کودکان افسرده یا خیلی بیشتر و طولانی تر گریه
می کنند یا خیلی کمتر گریه می کنند و حالت غمگین دارند البته در صورت
گریه زیاد و طولانی بودن آن باید احتمال ناراحتیهای جسمانی هم بررسی شود. ▪ کم شدن رشد:
رشد طبیعی نوزاد سالم بدین صورت است که هر ماه به وزن و قدش به میزان
تقریبا مشخصی افزوده میشود. نوزادانی که به رشد بهنجار خود دست پیدا نمی
کنند یا الگوی رشد آنها ناگهان تغییر می کند و وزن، قد و یا اندازه هر سه
آنها همواره پایینتر از هنجار است، باید حتما مورد بررسی قرار گیرند. ممکن
است دلایل جسمانی عامل آن باشد. اما در صورتی که پزشک هیچ دلیل جسمانی
پیدا نکند، ممکن است این اختلال رشد ناشی از مشکلات هیجانی و عاطفی کودک
باشد. وقتی کودکان زبان باز
میکنند و می توانند کمی حرف بزنند، ممکن است خودشان با کلماتی غمگین بودن
خود را بیان کنند مانند: حوصله ندارم، خودمو دوست ندارم، من بدم و ... از
این قبیل. البته گفتن این جملات به طور پراکنده و گاهگاه ممکن است عادی و
تحت تاثیر گفته های دیگران و شنیده های آنها باشد، اما به طور مکرر و
دائمی ابراز غمگینی وقتی همراه با خلق پایین و اندوهگین باشد، باید به
عنوان یک هشدار در نظر گرفته شود. به خاطر داشته باشید که هیچ علامتی به
تنهایی نشاندهنده افسردگی نیست. گاهی در پاسخ به یک تغییر وضعیت مانند عوض
کردن خانه، ورشکستی مالی خانواده، سرکار رفتن مادر (یا مراقب) یا مرگ یکی
از افراد خانواده (پدربزرگ، دایه، خواهر، برادر و...) و از این قبیل،
کودک شکل خفیف افسردگی را نشان دهد. اما در صورتی که موقعیت بهبود یابد و
کودک با شرایط جدید منطبق شود نشانه ها ناپدید می شوند. اما نشانه های یک
کودک افسرده اساسی، ثابت و پایدار است و مدتی طولانی در برنامه ها و
فعالیت های روزمره او خلل ایجاد می کند.
مشاور
چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 15:14
دیدن کودکی که با خودش زیر لب حرف می زند یا با دوستی خیالی گرم گفت وگو
می شود یا کنج اتاق، عروسک هایش را می چیند و با برگ درخت یا کاغذهای
خردشده غذا می پزد و دهان عروسک ها می گذارد، چه حسی به شما می دهد؟ بازی
های تخیلی و دوست های خیالی، جزو جدایی ناپذیری از مراحل رشدی کودکان هستند
اما گاهی به حدی می رسند که والدین را نگران می کنند و آنها را به مطب
روان پزشک کودک می کشانند... در گفت
وگویی با دکتر رزیتا داوری آشتیانی، فوق تخصص روان پزشکی کودک ونوجوان،
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در رابطه با حد و مرزهای
طبیعی و غیرطبیعی بودن تخیل بچه ها پرسیدیم. خیال پردازی در کودکان از چه سنی شروع می شود و آیا طبیعی است؟ خیال
پردازی در هر سنی، ممکن است وجود داشته باشد اما معمولا از خردسالی و
سنین قبل از دبستان آغاز می شود. هنگام خیال پردازی، کودک به صورت موقتی
از دنیای اطراف جدا می شود و درگیر تخیل هایی می شود که شامل آرزوها و
احساسات خوب است. نمی توان گفت خیال پردازی، رفتاری بیمارگونه است بلکه
برعکس کودکانی که خلاق ترند یعنی تفکر تصویری بهتری دارند، خیال پردازی
بیشتری می کنند. خیال پردازی در تک فرزند ها هم بیشتر دیده می شود و طبیعی
است.
پس چه موقع از خیال پردازی به عنوان رفتاری بیمارگونه یاد می کنیم؟ وقتی
شدت و دفعه های خیال پردازی زیاد می شود و کودک در محیطی نامناسب شروع به
خیال پردازی می کند باید نگران شد. مثلا در کودکانی که مشکل تمرکز دارند
بسیار دیده شده که معلمان گزارش می دهند کودک موقع درس چشمش به معلم است
ولی حواسش جای دیگری است. یعنی کودک سر کلاس درس و در جمع دانش آموزان
درگیر خیال پردازی است و عملکرد اصلی خود یعنی درس خواندن را از دست داده.
این کودک دچار خیال پردازی بیمارگونه است. در کودکانی که مشکل کم توجهی
دارند، این مساله زیاد دیده می شود و نیاز به مداخله درمانی دارد. داشتن دوست خیالی هم طبیعی است؟ بله.
دوستی با دوستان خیالی از سنین قبل از مدرسه، شروع و معمولا تا ۱۰ ۸
سالگی ادامه می یابد ولی شدت آن، نشان می دهد این رفتار بیمارگونه است یا
نه. اگر کودک متوجه است که دوست خیالی اش واقعیت ندارد، یعنی مرز بین
واقعیت و خیال را تشخیص می دهد. بازی و صحبت با دوست خیالی ایرادی ندارد
اما اگر کودک مرتب با دوست خیالی اش حرف می زند و متوجه نیست که اطرافیان
به او نگاه می کنند یا مثلا سرکلاس درس با دوست خیالی اش صحبت می کند، این
مساله بیمارگونه است. اکثر کودکان متوجه این مساله هستند که از نظر
اجتماعی، صحبت با دوست خیالی مقبولیت ندارد و این کار را در میان جمع
انجام نمی دهند اما کودکان بیمار، متوجه این مساله نیستند و گاهی در جمع
شروع به صحبت با دوست خیالی شان می کنند. در این کودکان نیاز به بررسی
تشخیصی است. انجام بازی های خیالی برای کودکان مفید هم هست یا تنها سرگرمشان می کند؟ نه،
فقط سرگرمی نیست. اینکه بچه بازی های خیالی دارد نشان می دهد، در حال طی
کردن یکی از جنبه های تکاملی و رشد اجتماعی و هیجانی اش است. کودکان در
بازی های خیالی، نقش پدر، مادر یا... را بازی می کنند که این مساله خود می
تواند باعث افزایش همدلی شود. اینکه کودک با عروسکش همانند یک موجود زنده
برخورد می کند، یعنی بازی خیالی دارد و جنبه مثبتی در رشد کودکان محسوب می
شود. تحقیقات نشان داده، بچه هایی که بازی های تخیلی دارند آنهایی هستند
که کمتر پای تلویزیون می نشینند و سرگرم بازی می شوند و از این بازی های
خیالی چیزهای زیادی یاد می گیرند یعنی بر ترس هایشان غلبه می کنند، روابط
عاطفی شان را گسترده می کنند و در مقایسه با کودکانی که دائما پای تلویزیون
می نشینند شادترند. کودکانی که جلوی تلویزیون می نشینند شاید ادای شخصیت
های کارتونی را درآورند اما معمولا مسایل خشونتی را تقلید می کنند و وارد
روابط عاطفی نمی شوند. آنها بازی خیالی و مفید ندارند یا کمتر دارند. آیا ممکن است کودکی علاقه ای به بازی خیالی نداشته باشد؟ معمولا
نه! اتفاقا اگر کودکی از حدود ۲ سالگی، بازی های خیالی را شروع نکند و
قبل از سن دبستان شاهد بازی های خیالی در او نباشیم باید مورد بررسی قرار
گیرد. بازی های تخیلی در کودکانی که طیف اوتیسم دارند معمولا یا شکل نمی
گیرد یا خیلی دیر شروع می شود. آیا خیال پردازی را باید به کودک یاد داد یا ذاتی است؟ بخش
مهمی از بازی های تخیلی ذاتی است و بخشی مربوط به یادگیری می شود. والدین
می توانند با فرزندشان وارد بازی های تعاملی شوند و نقشی را به خود
بگیرند و راه های حل مشکل را به فرزندشان بیاموزاند اما به طور ذاتی
کودکان از۲ سالگی کنترل تلویزیون یا حتی میوه ای مثل موز را به جای گوشی
تلفن می گیرند و حرف می زنند یا به عروسکشان غذا می دهند یا ادای
نمازخواندن والدین را درمی آورند. خیال پردازی تا چه سنی طبیعی است و از چه سنی غیرطبیعی محسوب می شود؟ اگر
تا ۱۰ سالگی داشتن دوست خیالی برطرف نشد، احتمال وجود برخی اختلال های
روان پزشکی مطرح است و لازم است کودک بررسی شود. این بدان معنی است که کودک
مشکلی دارد که نتوانسته روابط اجتماعی خود را گسترش دهد و دوست صمیمی و
واقعی پیدا کند.
مشاور
چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 14:14

اگر یادگیری مطالب به طورموثر رخ داده باشد بازیابی آن مطالب به راحتی
قابل دسترس است پس می توان گفت یادگیری زیر بنای یادآوری و بازیابی مطالب
است.
شایان ذکر است: که در سیکل یادگیری موثر، یاد آوی موثر شرایط مطالعه که
شامل شرایط مطالعه کننده تدارکاتی برای مطالعه و انجام مطالعه می باشند
قابلتوجه است.
پس چرا در مواقعی با وجود یادگیری کامل مطالب و به خاطر سپاری آن،
درزمینه بازیابی و به خاطر آوری آن با مشکلاتی مواجه می شویم به طوریکه
حتی آن مطالب برایمان ناآشنا است گویی هیچ گاه با آن مطالب روبرو نشویم و
لازم به یادگیری مجدد آن ها می باشیم.
طبق مطالعات انجام شده، بروز فراموشی در بازیابی بی تاثیر نیست که عوامل
موثر در یادآوری و بازیابی را که شامل مرور، ارتباط و تداعی، برجسته
سازی، محدوده ابتدا و انتهای متن، استراحت و تنفس عمیق را تحت تاثیر قرار
می دهند.
در پایان گفتنی است :که مرور ارتباط و تداعی مطالب استراحت و تنفس
صحیح، از جمله عواملی به شمار می روند که بیشترین تاثیر را در حفظ نگهداری
و حفظ این مطالب می کنند.
مشاور
چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 10:17
رضا اسماعیلی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه برخی از زوجها به
دلایل متعدد از جمله مسایل اقتصادی و مشکلات آینده از داشتن فرزند دوم
منصرف میشوند، اظهار کرد: برخی والدین تک فرزندی را ترجیح میدهند و از
چند فرزندی فاصله میگیرند زیرا رسیدگی به امور یک فرزند و همچنین مراقبت و
تربیت از یک فرزند سادهتر است.
وی با بیان اینکه تک فرزندان از امکانات، مزایا و شرایط بهتری نسبت به
هم سالان خود برخور دارند، افزود: فرصتها و موقعیتها همواره به راحتی
در اختیار تک فرزندان قرار میگیرد به همین دلیل این افراد به راحتی
نمیتوانند در موقعیتهای رقابتی خوب عمل کنند و از توانایی کمتری در این
زمینه برخوردارند.
تک فرزندان در رقابت با هم سالان کم تحملترند
این جامعه شناس با اشاره به اینکه اولین روابط اجتماعی از خانواده شکل
میگیرد، ادامه داد: میزان روابط اجتماعی در خانوادههای تک فرزند کمتر است
و در خانواده کم جمعیت تعداد و نوع روابطی که شکل میگیرد با یک خانواده
پر جمعیت متفاوت است.
اسماعیلی گفت: به دلیل اینکه در محیط خانواده کم جمعیت فرآیند رقابت
حتی با دیگر فرزندان ایجاد نمیشود، تک فرزندان در برخورد با محیط بیرونی و
در رقابت با هم سالان خود تحمل ناملایمات و مشکلات را ندارند. وی
اضافه کرد: تلاش والدین برای برطرف کردن تمام خواستههای فرزند در واقع
آنها را در مقابل وقایع پیش رو ناتوان و کم حوصله میکنند و از کمیت و
کیفیت روابط اجتماعی فرزندان با سایر افراد کاسته میشود. این جامعه
شناس مهمترین پیامد تک فرزند بودن را آسیب رسیدن به رشد اجتماعی فرد
دانست و افزود: میزان کم تعامل و روابط اجتماعی در خانوادههای کم جمعیت
موجب افت رشد اجتماعی تک فرزندان میشود.
حمایت و کنترل بیش از حد، فرزند را ناتوان میکند
اسماعیلی افزود: هر چه میزان حمایت والدین از فرزند بیشتر باشد، تحمل و
قدرت کودک در برخورد با مشکلات کاهش مییابد و این کودکان اغلب در برخورد
با مشکلات آسیب پذیرترند.
وی تصریح کرد: اگر چه تک فرزندی مزایا و امکانات قابل توجهی برای کودک
نسبت به هم سالان خود فراهم میکند، اما والدین باید در نظر داشته باشند
حمایت و کنترل بیش از حد فرزند را ناتوان میکند و در آینده با مشکلات
بیشتری مواجه میشود.
این جامعه شناس یکی دیگر از معایب تک فرزندی را تاثیر آن بر مراحل رشد
کودک دانست و ادامه داد: به دلیل اینکه کودک همراه و هم بازی ندارد حس
رقابت را تجربه نمیکند و هم چنین نمیتواند فرصتی برای مدیریت و کنترل
این حس داشته باشد.
اسماعیلی با بیان اینکه برخی والدین حمایت و کنترل بیشتری بر فرزند
خود دارند، اضافه کرد: حمایت بیش از اندازه از توانایی کودک برای رشد و
بلوغ احساسات میکاهد.
مشاور
چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 09:17