بعضی کودکان از حمام کردن لذت نمی برند. به این موضوع اهمیت بدهید و سعی
کنید به علت آن پی ببرید. گاهی دلیل تمایل نداشتن به استحمام این است که
شما تمام بچه ها را با هم و همزمان به حمام می برید. اگر کودک شما از آب می
ترسد، به تدریج ترس او را از بین ببرید تا او احساس امنیت کند. به طور
مثال ابتدا اجازه دهید در لگن بایستد و به آرامی بدن او را لیف بکشید. سپس
به آرامی آب را روی بدنش بریزید. به تدریج کودک را به دوش حمام نزدیک کرده
و از او بخواهید تا زیر دوش برود. به هیچ وجه او را مجبور به انجام این
کارها نکنید زیرا برای دستیابی به موفقیت باید صبر بیشتری نیز داشته باشید.
فرزندتان را همراه خود به داخل وان یا استخر ببرید تا با آب آشنا شود و
در نهایت مطمئن شود که هیچ خطری او را تهدید نمی کند و دلیلی برای ترس
وجود ندارد.
انواع ترس حمام
بعضی بچه ها از شست وشوی سرشان متنفرند زیرا از اینکه آب داخل دهان و
بینی آنها برود یا شامپو چشم شان را بسوزاند ترس و واهمه دارند یا اینکه
چون مجبورند چشم شان را ببندند دچار دلهره و ناراحتی می شوند.
برخی کودکان از اینکه آب از روی سرشان به صورت شان بریزد، ناراحت می
شوند. در این صورت می توانید از مانعی مانند دست خودتان برای جلوگیری از
ریزش آب و کف روی صورت او استفاده کنید.
گروهی از بچه ها نیز از دوش حمام واهمه دارند که برای رفع این مشکل بهتر است با یک کاسه کوچک روی سرشان آب بریزید.
بعضی دیگر نیز از چنگ زدن موها می ترسند. فراموش نکنید؛ پیش از هر کار
باید به آنها اطلاع دهید اما در این کار افراط نکنید «حالا می خوام موهاتو
چنگ بزنم، یک، دو، سه و حالا با آب سرتو می شورم.»
باید ببیند سرتان را می شویید
اجازه بدهید کودک شما را هنگام شست وشوی سرتان تماشا کند و برای او علت استفاده از شامپو یا صابون را توضیح دهید.
بازی کنید
استحمام را با استفاده از اسباب بازی تبدیل به نوعی بازی و تفریح کنید.
اجازه دهید کودکان در حمام بازی کرده و کف و حباب درست کنند. به خاطر
بسپارید حمام بهترین مکان برای بازی هایی است که محیط را کثیف می کنند. پس
این فرصت ها را در حمام برای فرزندتان فراهم کنید تا هم کارتان کمتر هم
حمام رفتن برای آنان جذاب شود.
ترس ها می تواند اکتسابی باشد
ترس واکنشی هیجانی است که هنگام احساس خطر در کودک به وجود می آید و او را
به عقب نشینی و فرار از موقعیت ترس آور وا می دارد. علائم ترس در کودکان
متفاوت و وابسته به موقعیت و شرایط آزاردهنده متفاوت و شکل نمایشی آن نیز
متغیر است. این ترس می تواند ترس از تاریکی، تنهایی، حمام رفتن، دستشویی
رفتن، تنها ماندن در خانه یا مدرسه و جمع همسالان و... را شامل شود ولی مهم
این است که ترس و شکل مرضی و بیمارگونه آن در کودکان تفاوت های زیادی با
یکدیگر دارد. محرکی که برای یک کودک ترس آور است می تواند برای کودکان
دیگر بسیار عادی باشد و باز نکته مهم تر آنکه ترس می تواند محصول یادگیری و
اکتسابی باشد یا واکنشی به محرک های ناشناخته از نگاه کودک.
همزمانی های دلهره آور
ترس در کودکان می تواند ناشی از تداعی یا مجاور شدن یک محرک عادی در جوار
یک محرک به ظاهر ترسناک باشد مثل همزمانی باز کردن در یخچال و صدای شدید
رعد و برق که اگر کودک را دچار ترس و اضطراب کند باعث می شود کودک هنگام
حضور نداشتن والدین دیگر در یخچال را باز نکند یا در مورد کودکی که از حمام
و آب می ترسد، بی توجهی والدین در نیاز کودک به نفس کشیدن، زمانی که آب
روی سرش ریخته می شود، اگر یاد نگرفته باشد که باید نفسش را حبس کند، او را
دچار تنگی نفس و ترس از خفگی و... می کند. پس بی توجهی به نیاز متعارف
کودک با تاکید و توجه به سن و مهارت و توانایی او می تواند در کودک شرایط
ترس آور را جدی و آسیب زا کند.
این کارها را انجام دهید:
۱. آشنایی با محرک ترس آور در موقعیتی متفاوت از موقعیت تجربه شده توسط
کودک. حضور والدین در موقعیت ترس آور در کنار کودک و توضیح موقعیت و چرایی
ترس او و تفریحی کردن موقعیت ترس آور برای کودک راه درمان است.
۲. جرات و مهارت آموزی و تفسیر درست و واقعی موقعیت برای کودک نسبت به
موقعیت یا محرکی که آن را ترسناک تلقی می کرده است اصل درمان و راهکار
مبارزه با ترس اوست.
۳. با همجواری محرک ترس آور با محرک شادی آور و نشاط آور می توان ابهت و
قدرت بزرگ محرک های ترس آور را به شدت تقلیل داد یا کلا از بین برد. با نمایش کودک تان را با آب آشتی دهید
یکی از والدین با گذاشتن ظرفی بزرگ در حمام که آن را پر از آب کرده است با
همان لباس راحتی که در خانه پوشیده است در حالی که در حمام نیز باز است
به حمام رفته و بدون آنکه فرزند خود را صدا کند تا او را تماشا کند، خود
به درون تشت رفته و برای خودش آب بازی کند. او باید به صورت نمایشی از آب
بازیش لذت ببرد و این لذت را با خنده ها و شادی های کلامی اش طوری به
نمایش بگذارد که کودک اگر از ترسش از آن موقعیت دور هم شده باشد از سر
کنجکاوی پیگیر صداها و خنده های والد شود. زمانی که والد، کودکش را نزدیک
در حمام و در حال تماشای خود دید نباید از کودکش بخواهد که به او ملحق شود
بلکه به تنهایی به آب بازی خودش ادامه داده و پس از نیم ساعتی جلوی چشم
کودک زیر دوش رفته و پس از آن با خرسندی و شادی از حمام خارج شود. تکرار
این آب بازی در دو یا حداکثر سه بار دیگر کودک را مشتاق ملحق شدن به او می
کند. اتفاقا در چنین شروعی، یک یا دو بار اول این شرایط باید به همین آب
بازی خلاصه شود و از آب ریختن روی سر کودک خودداری شود و زمانی هم که در
دفعات بعد قرار شد آب روی سر کودک ریخته شود، با در اختیار قرار دادن کاسه
ای به کودک و نیز کاسه ای برای خود، آب ریختن روی سر را والد و کودک به
شکل بازی، هر یک برای خودشان انجام دهد. اختیار در عمل، کودکان را از
بحرانی و ترس آور تلقی کردن موقعیت ها یا محرک های ناشناخته دور کرده و
استقلال عمل آنان باعث تسلط ایشان بر محرک های ترس آورشان می شود.
پرسشی از دکتر کتایون خوشابی فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بسیاری
از کارشناسان بر این باورند که همه ما ممکن است در سنین نوجوانی، بیشتر
از هر سن دیگری، بیواهمه دست به رفتارهای پرخطر بزنیم و حتی از آن لذت
ببریم؛ مثلا خودمان را به خواب بزنیم و اینقدر صبر کنیم که پدرمان بخوابد و
آنوقت آرامآرام به جیب کت او نزدیک شویم، سوییچ ماشین را برداریم و
بیترس از خطرات رانندگی در خیابانها برانیم و لذت ببریم....
اما
نکته اینجا است که چگونه میتوان یک نوجوان را از خطر این رفتارهای پرخطر
آگاه کرد؟ دکتر کتایون خوشابی، فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان و
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، به این سوال پاسخ میدهد. ▪ خانم دکتر! چرا نوجوانان از کارهای پرخطر نمیترسند؟
ـ
رشد و نمو غدد داخلی و تغییرات فیزیولوژیک به واسطه ترشحات هورمونهای
مختلف موجب افزایش خطر ریسکپذیری در نوجوان میشود و ریسک ابتلا به
رفتارهای پرخطر را در آنها افزایش میدهد. البته تاثیر دوستان، تلویزیون،
محیط، اینترنت و ... را نیز نمیتوان نادیده گرفت. در این بین بسیاری از
خانوادهها سعی میکنند با نصیحت و بازگو کردن تجربیات ناگوار خود،
نوجوانشان را از انجام رفتارهای پرخطر بازدارند و حتی با ریسکپذیری این
سنین مقابله کنند؛ مثلا به نوجوان خود میگویند: «من ۱۶ سالام بود که
ماشین پدرم رو بدون اجازه برداشتم و چیزی نمونده بود با یه بچه تصادف کنم.
میدونی اگه این اتفاق میافتاد تا آخر عمر چه عذاب وجدانی داشتم؟ ما
اینارو تجربه کردیم و شما باید از تجربیات ما بزرگترها استفاده کنید و
خودتون رو توی دردسر نندازید...» اما به ندرت این راهکارها و نصیحتها
نتیجهبخش است زیرا اولا نوجوان از این احساس خطر لذت میبرد و دوم اینکه
تا خودش این تجربه را تکرار نکند، دستبردار نیست.
▪ پس والدین باید در مقابل نوجوان خود چه عکسالعملی نشان بدهند؟
ـ
هرچه روابط میان خانواده و نوجوان صمیمیتر باشد، نوجوان نیز بیشتر عقاید
خود را در خانواده مطرح میکند؛ البته به شرطی که قضاوتی از سوی پدر و
مادر درباره عقاید او صورت نگیرد. مثلا اگر نوجوان ما درباره ارتباط با
جنس مخالف نظرش را بیان میکند، والدین نباید درباره این عقیده راجع به او
قضاوت کنند؛ مثلا به او بگویند که این فکر خجالتآور است و باید شرم کنی،
بلکه باید اجازه بدهند او بدون ترس از پدر و مادر، آزادانه صحبت کند و
مسایل و مشکلات خودش را با خانواده در میان بگذارد. والدین باید
شنوندههای خوبی باشند. مسلما اگر نوجوان شما مطمئن شود که خانواده از
حرفهای او استقبال میکنند و سرزنش و نصیحتی در کار نیست، همه مسایل
زندگیاش، حتی خصوصیترینها را هم با شما در میان میگذارد و حتی در مورد
مشکلاتاش از شما به عنوان یک دوست کمک میخواهد اما خواسته والدین از
بچهها نباید امری باشد. ▪ مهمترین رفتارهای پرخطری که از نوجوانان سر میزند، چیست؟
ـ
هر کار پرهیجان و پرخطری ممکن است توسط نوجوانان تجربه شود اما گرایش به
گروههای دوستی ناسالم، استعمال سیگار و مواد مخدر، رانندگی خطرناک و بدون
گواهینامه و به ویژه برقراری روابط ناسالم با جنس مخالف از جمله مهمترین
آنهاست. ▪ به رابطه با جنس مخالف اشاره
کردید. تمایل به برقراری این نوع ارتباطات در سنین نوجوانی با نوعی
کنجکاوی و هیجان همراه است. در مقابل این رفتار نوجوان چه باید کرد؟
ـ
قرار گرفتن نوجوانان در گروههای سالم، موجب کاهش رفتارهای پرخطر نوجوانی
میشود. این گروهها میتواند شامل گروههای فامیلی، ورزشی، علمی، هنری و
... باشد و عضویت نوجوانان در چنین گروههایی موجب میشود که نوجوان
سرگرم باشد و کمتر به سمت کارها و رفتارهای پرخطر برود. در عین حال،
بهترین راهکار پیشنهادی این است که والدین به جای اینکه مانند یک تماشاچی
فقط نظارهگر باشند و یا برخورد شدیدی از خود نشان دهند، کاملاً در آموزش
این مسایل به فرزندانشان سهیم باشند و مسوولیت آموختن روش صحیح زندگی را
به نوجوانشان شخصاً برعهده بگیرند، چرا که در صورت ندادن آموزشهای رسمی
یا خانوادگی، نوجوان به سوی یادگیری از گروه همسال، رسانهها و یا تجربه
جنسی مخاطرهآمیز کشیده میشود. ▪ شما در این شرایط چه توصیهای به والدین دارید؟
ـ
پدر و مادرها باید در رابطه با ارتباطهای صحیح و مطلوب به نوجوانانشان
کمک کنند. نوجوانانی که ارتباطی صمیمی با والدینشان دارند، این دوران را
به سلامت طی میکنند. در عین حال، با وجود دلایل بسیاری که موجب میشود
والدین در مطرح کردن این مسایل راحت نباشند، کاملا ضروری است که
ارتباطهای بین فرزندان و والدین قبل از دوران نوجوانی با بحثهایی در
مورد روابط سالم و اهداف زندگی آغاز شود و بعدها این گفتگوها به همه
ابعاد توسعه یابد. با صحبت کردن با نوجوانان در
مورد ابعاد مختلف روابط و بحث کردن در مورد عواقب و نتایج روابط جنسی
زودهنگام و آموزش نوجوانان به اینکه در مورد آنچه میشنوند یا میبینند به
دقت فکر کنند، والدین میتوانند برای برخورد با مشکلات به نوجوانان قدرت
دهند. از طرفی صحبت کردن نوجوان در مورد احساسات و عواطفاش با توجه به
اینکه در دوران برزخ بین بچگی و بلوغ به سر میبرد، سخت است، چه برسد به
اینکه احساسی را در خود پیدا کند که نمیداند در صورت مطرح کردناش چه
برخوردی با او میشود. بسیاری از نوجوانان پس از یکبار سوال کردن از طرف
والدینشان با برخوردی مواجه میشوند که ترجیح میدهند دیگر هرگز با
والدین خود حرفی نزنند.
به والدین توصیه
میشود که ابتدا گوش کنند، بدون اینکه نظری بدهند و بدون اینکه صحبت
نوجوان را قطع کنند. پس از آن، نظر او را درباره آن مطلب جویا شوند و
ببینند که خود او در مورد آن مساله چگونه فکر میکند و بعد راجع به آن با
هم صحبت کنند. نوجوان در این سن بیشتر دوست دارد یک حریم خصوصی برای خود
ایجاد کند، به طوری که اهمیتی که حفظ حریم خصوصی در این دوره دارد در هیچ
دورهای از زندگی فرد وجود ندارد و والدین نباید در زندگی نوجوان خود سرک
بکشند.
چرا آسمان آبی است؟ من چطوری به وجود آمدم؟ چرا مامان بزرگ صورتش چروک شده؟ و... سارا وقتی ۳ سالش بود،..
مدام
این سوال ها را می پرسید و من واقعا نمی دانستم چگونه به او جواب بدهم.
اگر هم جواب می دادم، پشت سر هم سوال های دیگر می پرسید و کلافه می شدم.
وقتی بزرگ تر شد و رفت مدرسه، سوالاتش هم پخته تر شد: «مامان چطوری برق
تولید می شود؟ درخت ها چگونه رشد می کنند؟ و...» راستش را بخواهید، جواب
خیلی از پرسش هایش را نمی دانستم و مستاصل بودم که چگونه باید با او
برخورد کنم. دکتر نسرین امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به سوال هایم پاسخ داد.
▪ معمولا در سن ۳ سالگی، سوال های بچه ها از والدینشان شروع می شود که
گاهی خسته کننده است و والدین نمی دانند چطور به آن پاسخ دهند. بهترین
برخورد چیست؟
سوال هایی که بچه ها در سنین پایین می پرسند، مفهوم سوال و نیاز به پاسخ
ندارد بلکه می خواهند با والدینشان ارتباط برقرار کنند اما والدین متوجه
این موضوع نیستند و ممکن است ساعت ها وقت صرف جواب دادن به سوال های
فرزندشان که عمدتا بی اساس هستند، بکنند. نکته مهمی که والدین باید به آن
توجه داشته باشند، این است که قرار نیست به تمام سوال های بچه ها پاسخ داد و
دوم آنکه نباید فرض کنیم باید در مورد همه علوم اطلاعات داشته باشیم. در
چنین شرایطی می توانیم به فرزندمان بگوییم: «من نمی دانم»، «چه جالب! این
سوال چطور به ذهنت رسید؟»، «می توانی از معلم مهدکودکت بپرسی»، «بزرگ تر
شدی، خودت جوابش را می فهمی».
▪ آیا اینگونه پاسخ دادن به سوال بچه ها باعث نمی شود حس کنجکاوی شان از بین برود؟
اصلا این طور نیست! پرسیدن این سوال ها همیشه نشانه کنجکاوی بچه ها نیست
چون زمانی سوال در ذهن شکل می گیرد که در همان زمینه فعالیت کرده باشیم.
مثلا یک باغبان که سال هاست کار کشاورزی می کند و سیب پرورش می دهد، ممکن
است این سوال در ذهنش شکل بگیرد که چگونه سیب قرمزرنگ به جای زرد تولید
کند. این نشان از کنجکاوی است اما وقتی بچه ۳ ساله می پرسد چرا آسمان آبی
است یا چرا سیب قرمز است، فقط می خواهد بگوید به من توجه کن، در دسترس باش و
والدین می توانند پاسخ دهند: «من نمی دانم، وقتی بزرگ شدی خودت جواب
سوالت را پیدا می کنی.» اشتباهی که والدین معمولا مرتکب می شوند، این است
که تصور می کنند باید «کامل» باشند درحالی که پدر و مادر باید «کافی»
باشند. پدر و مادر کامل همیشه در دسترس بچه ها هستند و همه نیازهایشان را
بدون چون و چرا برآورده می کنند و این اصلا درست نیست چون بچه ها را
وابسته بار می آورند و اعتمادبه نفس آنها کم می شود. والدین کافی، حمایت و
علاقه مندی شان را به بچه ها اعلام و در مواردی که ضروری است، به آنها
کمک می کنند، در این صورت بچه ها هم خیلی راحت می پذیرند که ممکن است
مادرشان در مورد موضوعی اطلاعات نداشته باشد و «نمی دانم» گفتن او برایشان
قابل هضم است و می فهمند قرار نیست تمام خواسته هایشان برآورده شود.
▪ در سنین بالاتر مانند سنین مدرسه و نوجوانی، گاهی بچه ها سوال های علمی
می پرسند که والدین پاسخ آنها را می دانند اما با توجه به سن بچه ، قابل
بیان نیست. گاهی هم پاسخ را نمی دانند. در هر دو حالت چگونه باید رفتار
کرد؟
معمولا وقتی سن بچه ها بالاتر می رود، اطلاعاتی را از منابع مختلف
(دوستان، تلویزیون یا فیلم) به دست می آورند و در مورد آن سوال برایشان به
وجود می آید. اگر سوال متناسب با سن او بود و پاسخ را می دانستیم، باید به
او پاسخ دهیم ولی اگر متناسب با سنش نبود، مثلا بچه کلاس پنجمی است که
پرسیده چگونه هسته اتم تشکیل می شود، نمی توان به سوالش پاسخ داد. والدین
در این شرایط باید بگویند: «برای من جالب است چگونه این سوال برایت مطرح
شد، چون باید صبر کنی تا فیزیک بخوانی و بعد جوابش را پیدا کنی، اگر خیلی
دوست داری جوابش را بدانی، خودت پاسخ را پیدا کن و بعد به من بگو، خوشحال
می شوم بشنوم.» گاهی سوال بچه ها زمینه «جنسی» دارد و از جایی اطلاعاتی به
دست آورده و حالا سوال می پرسد، در این مواقع تحت شرایطی که با بچه ها چشم
در چشم نشویم و آنها را محاکمه نکنیم، مانند هنگام آشپزی یا رانندگی، می
توان از او پرسید این اطلاعات را چطور به دست آورده و بعد در سطح خودش
پاسخ داد. در مورد بچه های کوچک تر، می توانیم با مثال زدن حیواناتی مانند
اینکه گوسفند چطور به دنیا می آید، بچه ها را قانع کنیم.
▪ آیا خریدن کتاب و سی دی برای اینکه بچه ها جواب سوالشان را بگیرندروش مناسبی برای پاسخگویی به سوال های بچه ها نیست؟
اگر سوالی که بچه می پرسد، سوال والدین هم است، یعنی برایشان مهم است، می
توانند همراه فرزندشان از طریق کتاب یا سی دی، پاسخش را پیدا کنند، اما
اگر پاسخ سوال برای والدین اهمیتی ندارد، مثلا مادر پزشک است و علاقه ای
ندارد در مورد مسایل کامپیوتر اطلاعات کسب کند، باید بگوید: «نمی دانم» و
مسیر پاسخ را به فرزندش نشان دهد و او را راهنمایی کند و بگوید «خوشحال می
شوم وقتی جوابش را پیدا کردی به من هم بگویی». گاهی والدین ساعت ها و
روزها زمان می گذارند تا جواب سوال بچه را پیدا کنند، در صورتی که این
یعنی برای خودشان حرمت قائل نیستند. بچه ها از والدینشان هویت می گیرند
بنابراین باید خودشان پاسخ سوال هایشان را با راهنمایی والدین پیدا کنند و
وقتی پاسخ را یافتند، هم اعتمادبه نفسشان بالا می رود و هم وابسته نیستند
و هم یاد می گیرند که قرار نیست والدین در مورد هر موضوعی اطلاعات داشته
باشند.
▪ آیا در مورد نوجوانانی که سوال های علمی تر و پخته تری می پرسند نیز باید همین گونه رفتار کنیم؟
بله، در مورد هر مساله و سوالی بی نهایت منبع وجود دارد و می توانیم بچه
ها را راهنمایی کنیم تا جواب سوالشان را پیدا کنند و به ما بگویند یا می
توانند از معلم شان بپرسند یا از کسی که کارشناس در آن زمینه است. در این
صورت هم حرمت والدین حفظ می شود و هم اعتمادبه نفس بچه ها بالاتر رفته است.
▪ خیلی از بچه ها اصلا سوال نمی پرسند، آیا باید در این صورت نگران باشیم؟
ویژگی های آدم ها متفاوت است. برخی تصور می کنند بچه ای که خیلی باهوش
است، سوال می پرسد در صورتی که این تصور صحیح نیست. گاهی علت اینکه بچه ها
از والدینشان سوال نمی پرسند این است که نمی توانند با آنها ارتباط برقرار
کنند که باید مهارت های ارتباطی والدین قوی تر شود. گاهی هم پدر و مادر
با آنها ارتباط خوبی برقرار کرده اند و دیگر نیازی نیست با سوال پرسیدن،
سعی کنند محبت آنها را جلب کنند و سوال هایشان را از معلم می پرسند.
▪ شما در حرف هایتان تاکید کردید بعضی از سوال ها برای جلب توجه بیشتر و
برقراری رابطه با والدین است، چگونه می توان این خلاءهای ارتباطی را برطرف
کرد؟
پدر و مادر باید به نوع رابطه ای که با فرزندشان دارند، توجه کنند؛ اگر کم
است آن را بیشتر کنند و به فرزندشان بیشتر توجه کنند ولی اگر بچه بیشتر
از حد به والدین وابسته شده و مدام به آنها چسبیده و دنبال وابستگی بیشتر
است، باید اعتمادبه نفسش را بالا برد.
انتخاب نوع اسباب بازی به تقویت ذهن خلاق در کودکان کمک می کند .
کودکان بازی را بسیار دوست دارند و این زمان را بر هر چیز دیگری ترجیح می
دهند . انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت
است. اغلب خانواده ها وقتی به مغازه های فروش اسباب بازی مراجعه می کنند،
سعی دارند از بین اسباب بازی های خشن و تفریحی، اسباب بازی هایی را خرید
کنند که ذهن کودکان را به خلاقیت وادار کند. بنابراین، بازی های فکری و
آموزشی در میان سایر اسباب بازی ها یک سر و گردن بالاتر قرار دارند. با این
حال، با ورود رایانه و بازی های رایانه ای، هم اینک کودکان و نوجوانان
دوست دارند به جای بازی با وسایل تفریحی و ورزشی، به این نوع بازی های
دیجیتالی بپردازند.
«میشل رسینک» مدیر گروه تحقیقاتی مهد کودکهای انگلستان علل گرایش کودکان و نوجوانان به این نوع بازی ها را توضیح می دهد.
میشل می گوید ما می خواهیم کمک کنیم تا اسباب بازی های هوشمند برای بچه
ها توسعه یابند. البته ما به ساخت اسباب بازی های هوشمند علاقه چندانی
نداریم، بلکه می خواهیم اسباب بازی هایی بسازیم که بچه ها را به فکر کردن
وادار کند. ما متوجه شدیم یکی از بهترین روش هایی که به یادگیری کودکان کمک
می کند، این است که برای آنها اسباب بازی و ابزار جدیدی فراهم کنیم تا
آنها بتوانند فعالیت های خلاقیت آمیز انجام دهند، طراحی کنند و با لوازم و
رسانه های جدید اطرافشان، چیزهای نو ایجاد و اختراع کنند.
اگر ما به بچه ها نوع درستی از بازی خانه سازی بدهیم، بدین ترتیب می
توانیم قدرت خلاقیت آنها را تحریک کنیم. با وسایل سنتی خانه سازی، بچه ها
می توانند قلعه و خانه بسازند و به این ترتیب با ساختار ساختمان هایی که در
دنیا ساخته می شود، آشنا شوند. با تکنولوژی جدید، بچه ها می توانند
چیزهایی بسازند که زنده مجسم شوند، حرکت کنند و کنش و واکنش نشان دهند.
چیزهایی که آنها می سازند، مثلاً دقیقاً مثل یک خرگوش نیست، ولی می تواند
مثل یک خرگوش رفتار کند، در اطراف حرکت کند و تأثیر متقابل بر محیط اطراف
داشته باشد.
آنها می توانند درک
کنند چیزهایی که در دنیا وجود دارد، واقعاً چطور کار می کنند. آنها با
ساخت یک روبات کوچک، با چراغ سنسوری که به ارتعاش درمی آید، به درک جدیدی
می رسند. آنها وقتی می بینند که یک شب پره در اطراف یک لامپ چطور پرپر می
زند، متوجه این رفتار می شوند و درک می کنند چه قانونی باید حکمفرما باشد.
این امر باعث می شود آنها هم دنیای تکنولوِژیکی و هم دنیای بیولوِژیکی
اطرافشان را درک کنند.
من فکر نمی کنم
این موضوع برای کودک خیلی زود باشد. چیزهای زیادی وجود دارند که بچه ها می
توانند در هر سنی شروع به استفاده از آن بکنند. البته من نمی گویم این
امر می تواند جایگزین لوازم و اسباب بازی های سنتی که بچه ها با آن بازی
کرده اند، بشوند. قصد ندارم آنها کنار گذاشته شوند. بلکه ما همیشه می
توانیم جذابیت نوع لوازمی را که بچه ها با آن بازی می کنند، بالا ببریم.
شاید فکر کنیم این تکنولوژی تا حدی پیچیده به نظر می رسد و باعث می شود
تعداد زیادی از بچه ها از آن دوری کنند. هر کسی می تواند از مداد رنگی و
کاغذ استفاده کند. مانعی برای استفاده از مداد رنگی و کاغذ وجود ندارد.
اشتباه است که تکنولوژی را امری بسیار پیچیده به بچه ها نشان دهیم که
آنها نتوانند افکار و احساسات خود را بیان کنند. آنچه که ما می خواهیم
انجام دهیم، این است که تکنولوژی را ایجاد کنیم تا بچه ها را قادر سازد
افکار و احساسات خود را بیان کنند به همان راحتی که با مداد رنگی و کاغذ
این کار را انجام می دهند. خوب است اسباب بازی سنتی بچه ها، مداد رنگی و
کاغذ و خانه سازی را به عنوان یک استاندارد در نظر بگیریم، لازم است ما
وسایل جدید تکنولوژیکی را به راحتی آن تکنولوژیها بسازیم.
باید به خاطر داشته باشیم که مداد رنگی زمانی یک تکنولوژی محسوب می شد.
صدها سال پیش بچه ها مداد رنگی نداشتند، بنابراین اختراع آن یک پدیده
پیشرفته تکنولوژی به نظر می رسید، اما امروزه به عنوان بخشی طبیعی از دوران
کودکی به نظر می رسد. امروزه نیز تکنولوژی جدید دیجیتالی، ممکن است جدید و
پیشرفته به نظر برسد، اما در آینده، اگر ما به درستی آنها را توسعه دهیم،
آنها هم مثل مداد رنگی و کاغذ بسیار عادی به نظر خواهند رسید.
من به طور کلی خیلی تحت تأثیر بازی های دیجیتالی که امروزه در بازار وجود
دارد، نیستم. بسیاری از آنها تکنولوژی را در راههای سطحی به کار برده
اند. مثل این که تعدادی چراغ چشمک زن یا صدای بیپ بیپ اضافه کنند. اینها
ممکن است اسباب بازی ها را مهیج نشان دهند، اما نمی توانند مدت زمان زیادی
ارزشمند باشند. این گونه تکنولوژی ها که در ساخت اسباب بازی ها به کار می
روند، آنها را زنده و هوشمند نشان می دهند اما فرصت جدید خلاقیت برای بچه
ها ایجاد نمی کنند. لازم است ما واقعاً بر این نکته تأکید کنیم که چگونه
می توانیم با استفاده از تکنولوژی، از اختراعات خلاقیت آمیز توسط بچه ها
حمایت کنیم. امروزه اکثر بازی های الکترونیکی جدید به این نکته توجه
ندارند، اما فکر می کنم در آینده امکانات بسیاری ایجاد شود.
ممکن است این سوال مطرح شود که اسباب بازی های ایده آلی که با استفاده از تکنولوژی دیجیتالی باعث تقویت خلاقیت می شود، یا نه؟
چندین سال است که ما با شرکت اسباب بازی سازی «لگو» همکاری کرده ایم تا
آجرهای خانه سازی تولید کنیم. شما می توانید از آجرهای لگو سنتی استفاده
کنید و آنها را به هم بچسبانید تا یک ساختمان بسازید. این آجرها را می
توانید کنار هم بگذارید تا چیزهایی بسازید که در دنیا وجود دارند و می
توانند زنده مجسم شوند و به اشیا دیگر کنش و واکنش نشان دهند.
ما مشاهده کرده ایم از این آجرهای خانه سازی جدید در راههای وسیعی
استفاده می شود و این یکی از عناصر کلیدی یک اسباب بازی خوب است. از این
آجرها فقط برای خانه سازی استفاده نمی شود، بلکه به شیوه های متفاوتی از
آنها استفاده می شود. بچه ها می توانند از این آجرها برای ساخت هر چیزی از
یک کارخانه شکلات سازی اتوماتیک گرفته تا موجوداتی که با هم اثر متقابل
دارند، استفاده کنند یا اینکه یک پارک تفریحی بسازند.
ثابت شده که این آجرها محبوبیت زیادی دارند. به نظر می رسد نسبت به سایر
اسباب بازی ها این آجرها بهتر می توانند استعداد نهایی بچه ها را کشف کنند
که به این ترتیب بچه ها می توانند کارهای زیادی با آنها انجام دهند.
اینها همچنین قدرت خلاقیت بزرگسالان را افزایش می دهند. بسیاری از این
اسباب بازی ها به بزرگسالان فروخته می شود که این امر نشانه خوبی است و
نشان می دهد تعداد زیادی از بزرگسالان نیز به اکتشافات تفریحی علاقه مند
هستند. اگر ما نوع درستی از تکنولوژی را برای آنها فراهم کنیم، آنها می
توانند به مدت طولانی به بازی ادامه دهند، کشف کنند، بسازند و یاد بگیرند.
در تمام اینها، عنصر آموزشی وجود دارد. زمانی که بچه ها از اسباب بازی
استفاده می کنند، در واقع در حال یادگیری امور کاملاً پیچیده دیجیتالی
هستند.
طی سالیان طولانی ما دریافته
ایم که بسیاری از بهترین تجارب یادگیری ما، زمانی رخ می دهد که چیزی را
خلق یا طراحی می کنیم. اگر ما بخواهیم به یادگیری بچه ها کمک کنیم، لازم
است به آنها ابزار جدید برای طراحی و ابداع بدهیم. این دقیقاً همان چیزی
است که آجرهای خانه سازی لگو انجام می دهند.
این امر تعداد چیزهایی را که بچه ها می توانند طراحی یا خلق کنند افزایش
می دهد و بنابراین میزان چیزهایی که آنها می توانند در این فرآیند یاد
بگیرند، افزایش می یابد. بعضی موارد آنها چیزهایی یاد می گیرند که جزو
برنامه آموزشی تحصیلی شان است. اما این وسایل به بچه ها کمک می کند آموزش
را از راه بهتری یاد بگیرند، زیرا آن وسایل می تواند مهیج تر و مورد علاقه
بچه ها باشد.
همانطور که میدانیم اولاً
ما هنوز برای استفاده آسانتر بچه ها از این وسایل راه درازی در پیش داریم
تا آنها بتوانند چیزهایی ایجاد کنند که در قوه تخیل آنهاست.
ما می خواهیم فنونی ایجاد کنیم که بچه ها را با نقشه خیالی روبه رو کند و
سپس نقشه خیالی آنها را به واقعیت تبدیل کند. لذا لازم است ما اسباب کار
جدید خانه سازی را طوری طراحی کنیم که بچه ها به راحتی بتوانند قوه تخیل
خود را به کار گیرند و آنها را به واقعیت تبدیل کند.
ما مشاهده خواهیم کرد در جهت دیگر علاوه بر استفاده از تکنولوژی
کامپیوتری، این اسباب بازی ها به طور فزاینده ای از تکنولوژی ارتباطات
استفاده خواهند کرد. بچه ها نه تنها یک ماشین اتوماتیکی یا موجود متحرک
خواهند ساخت، بلکه گروه زیادی از موجوداتی ایجاد خواهند کرد که با هم
ارتباط دارند. ما علاوه بر انقلاب کامپیوتری، از انقلاب ارتباطاتی استفاده
خواهیم کرد.
البته این ایده شگفت انگیز به نظر می رسد موجوداتی که ایجاد کرده ایم، بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند
برای انجام این کار ما متوجه شده ایم که بچه ها در مورد ارتباطات عمومی و
همچنین ارتباطات انسانی چیزهای زیادی یاد می گیرند. همان طور که آنها
موجودات روباتیک خود را برای ارتباط با یکدیگر برنامه ریزی می کنند، درباره
ارتباطاتی که می تواند به ایجاد ارتباط بهتر با دیگران کمک کند، نیز
چیزهایی یاد می گیرند.
● ویژگیهای اسباب بازی مناسب
۱) اسباب بازی باید همواره مناسب سن، مطابق علایق و درخور توانایی های
ذهنی و رشدی کودک باشد. نه آنقدر سخت و پیچیده باشد که کودک عاجز از بازی
با آن شود و نه آنقدر ساده و آسان باشد که علاقه کودک را از بین برده و در
او ایجاد خستگی نماید. همچنین به لحاظ فیزیکی به گونه ای ساخته شده باشد
که به راحتی در دستان کودک قرار گرفته و با آن بازی کند به طوری که کودک
آن را با کمال میل بپذیرد و در حین بازی از آن واقعا لذت ببرد.
در حقیقت چون خواسته ها و تمایلات کودکان به لحاظ فیزیولوژی و روانشناسی
در سنین مختلف فرق می کند، پس بهتر است در هر سن و سالی اسباب بازی مناسب
همان سن را برای آنان تهیه کنیم تا موجب رشد عقلی و شخصیت آنها شود.
به عبارت دیگر چون رشد جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی یک کودک نُه ساله با
کودک سه ساله متفاوت است و اسباب بازی ای که برای یک کودک نُه ساله ساخته
شده به درد یک کودک سه ساله نمی خورد، دادن این اسباب بازی به او برایش
فشار روحی و روانی ایجاد می کند و کودک خود را در بازی با آن ضعیف و ناتوان
می یابد و خسته و عصبی شده و ممکن است اسباب بازی را پرت کرده و یا اینکه
با پا بر روی آن بکوبد و یا اینکه احساس تنفر در او ایجاد کند. لذا
پیشنهاد می گردد که در مراکز تهیه و تولید اسباب بازی از متخصصین
روانشناسی و تعلیم و تربیت استفاده شده و اسباب بازی ها واقعا بر مبنای
نظرات کارشناسانه و متناسب با سنین کودکان ساخته شود.
۲) اسباب بازی باید چنان باشد که ذهن کودک را برانگیزد و او را به سوی
سازندگی، خلاقیت و نوآوری سوق دهد. اسباب بازی هایی که به طور کامل ساخته
شده و کودک کار کمتری بر روی آنها انجام می دهد (اسباب بازی های کوکی)،
قوای فکری کودک را بلااستفاده می گذارد و او را تبدیل به موجودی تماشاگر،
منفعل و ناظر ساخته های دیگران می کند و کودک را که میل به کاوشگری و
کنجکاوی دارد و سعی می کند اسباب بازی را قطعه قطعه کند تا میل درونی اش را
ارضا کند، دلسرد می کند. در حالی که الگوها و قطعات ساختمان سازی که کودک
با آن چیزهای مختلفی می تواند بسازد، جعبه کفش، جعبه مقوایی بزرگی که می
تواند داخل آن بنشیند و ادای قایق سواری، هواپیمارانی، اتومبیل رانی و
غیره را در بیاورد، گل رس، شن و خمیر بازی که با آنها دست به آفرینش،
خلاقیت و نوآوری می زند، می تواند چیزهای گوناگونی بسازد، هر طور که دلش
می خواهد به آنها شکل بدهد، خراب کند و دوباره بسازد، کودک را به سوی
خلاقیت و نوآوری سوق می دهد.
۳) اسباب بازی خوب باید به واقعیت نزدیک باشد تا کودک از راه بازی با
زندگی آشنا شود. مثلاً قیچی برای بریدن، سوزن برای دوختن، خمیر بازی برای
شکل دادن اجسام واقعی و تخیلی و ورزیدگی دست و انگشتان، انواع مدادها و
وسایل رنگ آمیزی برای شناخت رنگ ها، انواع پازل ها، لگوها و وسایل پیچ و
مهره ای که به هماهنگی بین حرکات چشم و حرکات ظریف دست کمک کند.
۴) سبب رشد و پرورش مهارت ها و توانایی های بدنی کودک شود. اسباب بازی
مطلوب علاوه بر پرورش قوای ذهنی، روانی، عاطفی، اجتماعی، خلاقیت و استعداد
باید توانایی کودک را در زمینه استفاده از اعضای بدن رشد دهد.
۵) اسباب بازی ساخته شده هر چقدر بتواند حواس بیشتری از کودک را به کار
گیرد لذت بیشتری ایجاد می کند و مناسب تر است. کودکان آن چیزی را که لمس
کنند، ببینند و بشنوند بیشتر از آن لذت می برند تا چیزهایی که فقط مشاهده
کننده آن باشند.
۶) اسباب بازی خوب می تواند تصورات و تخیلات کودک را گسترش بخشد و میل کنجکاوی و اکتشاف را در او پرورش دهد.
۷) اسباب بازی هایی مناسبند که کودک روی آنها کار کند، با دست آنها را
بپیچاند، بچرخاند، خم کند، ببرد (قطع کند)، رنگ آمیزی کند یا علامت بگذارد،
اسباب بازی هایی که به طرق مختلف بتوان از آن استفاده کرد، بتوان به شکل
های گوناگون در آورد، آنها را بست و محکم کرد و توسط آنها اشکال مختلف
ساخت، کودکان دوست دارند اشیاء را لمس کنند سبک و سنگین نمایند و وضعیت
ساخت آنها را بفهمند. گل رُس، شن، خمیر بازی، لگوها و قطعات ساختمان سازی،
وسایل پیچ کردنی، نقاشی با آبرنگ، نقاشی انگشتی یا با مداد شمعی و مداد
رنگی بیشتر دارای چنین خصوصیاتی هستند و کودک فعال است و می تواند بر روی
آنها کار کند و تغییراتی که ایجاد می کند مشاهده نماید.
۸) اسباب بازی ها باید مستحکم و آنقدر با دوام باشند که کودکان مدت
طولانی با آنها کار کنند، از نظر ظاهر جذاب و زیبا باشند تا کودکان با
اصول طراحی آشنا شوند، دارای تنوع و قابلیت تغییر داشته و در فعالیت های
آموزشی گوناگون مورد استفاده قرار گیرند.
۹) کیفیت و اندازه اسباب بازی نیز باید با سن و هیکل (قد و قواره) کودک
متناسب باشد. دست و قد بچه به آن برسد. اسباب بازی به اندازه ای کوچک نباشد
که کودک آن را به زحمت ببیند مثلاً سوراخ های دانه های رنگی آنقدر ریز
نباشد یا طول دانه ها آنقدر زیاد نباشد که نتوانند نخ را از انتهای آن
بیرون بکشند، یا سر نخ آنقدر شُل نباشد که به داخل سوراخ دانه تسبیح نرود.
همچنین اسباب بازی آن اندازه بزرگ نباشد که قدش به آن نرسد مثلاً وقتی
عروسکی برای دخترتان می خرید به اندازه ای باشد که او بتواند آن را روی پای
خود دراز کرده و برای آن لالایی بگوید و یا به صورتی انعطاف پذیر باشد که
بتواند به آن لباس بپوشاند و با آن بازی کند.
۱۰) اسباب بازی باید متناسب با جنس، ذوق و علایق کودک باشد. در زمینه نقش
جنسیت در انتخاب بازی به وسیله کودکان تحقیقات زیادی صورت گرفته است.
«ترمن» فهرستی از بازی ها را تنظیم کرد و ارائه داده است که نشانگر تفاوت
علاقه دختران و پسران است. دختران به بازی های عروسک بازی، مهمان بازی،
طناب بازی، پذیرایی، آشپزی، تشکیل کلاس درس، بافندگی، خیاطی و معمابازی
علاقه دارند و پسران به ابزارهای مکانیکی چون ماشین، تفنگ بازی، دوچرخه
سواری، تیله بازی، کشتی، بُکس، فوتبال و فرفره بازی علاقه دارند.
نکته مهم اینکه اگر والدین مشاهده کردند که پسر آنها مثلاً عروسک بازی می
کند و یا بالعکس دختر آنها تفنگ بازی می کند بهتر است حساسیتی نشان ندهند
و به آنان نگویند که این بازی ها مربوط به دختران یا پسران است. به طور
طبیعی در سنین ۷ ـ ۸ سالگی تفاوت های جنسی آشکار شده و هر کدام به سوی بازی
هایی خواهند رفت که مطابق با طبیعت و انتظارات جامعه از آنان است.
۱۱) اسباب بازی باید وسیله ای باشد هماهنگ با ارزش ها و معیارهای جامعه
ای که کودک در آن زندگی می کند. چنین وسیله ای سبب می شود که کودک از آغاز
کودکی، ضمن نخستین تجربه های زندگی، بسیاری از ارزش های معمول در جامعه
را بشناسد.
بر طبق نظر روانشناسان
کودک خود را با ویژگی های اسباب بازی ها همانندسازی کرده و از آنها الگو
می گیرد. یک اسباب بازی مطلوب باید با دیگر وسایل و ارزش های موجود در آن
جامعه تناسب داشته باشد. به طور مثال برای یک کودک پرورش یافته در دامن یک
زن مسلمان ایرانی، عروسک خارجی اسباب بازیِ چندان مطلوبی نیست و باعث
بدآموزی و تقلید کودک از آن می شود.
۱۲) اسباب بازی بایستی انگیزه و محرک مناسب به همراه داشته باشد و بتواند
کودک را جلب نماید. اگر بازی با اسباب بازی توأم با موفقیت باشد، کودک به
ادامه بازی ترغیب می گردد مثلاً وقتی کودک قطعات رنگی را بر اساس رنگ خاصی
هماهنگ می کند یا پازلی را حل نماید، احساس موفقیت می کند و این موفقیت
در حکم پاداشی است که وی دریافت می نماید.
یک روانشناس کودک: بچهها از سه سالگی، لحن منطقی را میفهمند یک روانشناس
کودک ضمن تاکید بر این که والدین مانند یک کودک به بازی نگاه کنند، توصیه
کرد: میتوان لحن کودکانه را در حین بازی با کودک به کار گرفت اما باید
توجه داشت بچهها از سه یا چهار سالگی لحن منطقی را میفهمند.
دکتر رامین خدابخشی در گفت وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان
ایران(ایسنا)، ضمن تاکید بر این که لازم است والدین نیز از بازی با کودکان
لذت ببرند تا بتوانند این احساس خوشایند را به کودکشان نیز منتقل کنند،
گفت: در وهله اول درخواست بازی باید از سوی کودک مطرح شود و والدین نباید
پیشنهاد بازی به کودک را بدهند چرا که بازی کردن نیاز کودک است و نه
والدین.
وی در ادامه توصیه کرد: والدین
انجام بازیهای تکراری را باید کنترل و محدود کرده و برای بازیهای تکراری
جایگزینهای مناسب انتخاب کنند. این روانشناس
کودک، با بیان این که پدر و مادر هر روز، یک بازه زمانی مشخص را برای به
بطالت گذراندن با کودک اختصاص دهند، اظهار کرد: والدین به یاد داشته باشند
قرار نیست از این بازه زمانی، بهرهبرداری ویژهای کنند. اگر انجام این
کار برای پدر و مادرها سخت است بهتر است زمان کوتاهتری مثلا 10 دقیقه را
اختصاص داده و به تدریج آن را افزایش دهند.
خدابخشی افزود: والدین سعی کنند ذهن خود را به بازی که انجام میدهند
متمرکز و در زمان «حال» زندگی کنند. بسیاری از والدین در حین بازی با کودک
دچار اضطراب میشوند چرا که به جای توجه به کودک و بازی که انجام میدهند،
به فکر انجام برنامههای عقب افتاده و دل مشغولیهای خود هستند.
بچه ها از سه سالگی لحن منطقی را میفهمند، لازم نیست لحن کودکانه به کار ببرید.
وی همچنین ضمن تاکید بر این که والدین مانند یک کودک به بازی نگاه کنند،
توصیه کرد: میتوان لحن کودکانه را در حین بازی با کودک به کار گرفت اما
باید توجه داشت بچهها از سه یا چهارسالگی لحن منطقی را میفهمند. این روانشناس
کودک اضافه کرد: بازی را یک وسیله سرگرم کننده در نظر بگیرید و به فرآیند
بازی توجه کنید و نه نتیجه بازی. بنا نیست انتهای بازی چیزی عاید دو طرف
بازی بشود.
خدابخشی ضمن بیان این که بازی
را تا جایی که لذت بخش است ادامه بدهید و نه تا زمان رسیدن به انتهای
بازی، اظهار کرد: به عنوان مثال جورچین را تا زمانی که از انجام آن لذت می
برید ادامه بدهید و پس از آن رهایش کنید.
از انجام بازیهای کثیفی چون گل بازی امتناع نکنید
وی افزود: از انجام بازیهای کثیف چون گل بازی، نقاشی کردن با دست،
دویدن زیر باران، آب بازی و مانند آن اجتناب نکنید چرا که کودک از انجام
این بازیها لذت میبرد و مایل است شما در این لذت با او سهیم شوید.