مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

همـه چیـز درمورد پـرخـاشگـری بچـه هـا


نیکوتین موجود در سیگار می تواند منجر به آسیب های مغزی به ویژه آسیب در بخش پاداش دهی مغز شود...


پزشکان به تازگی دریافته اند که استعمال سیگار در دوران بارداری باعث تولد نوزادان بد اخلاق می شود.

پزشکان با بررسی برروی کودکان و نوزادان به دنیا آمده از مادران سیگاری دریافته اند که اکثر این نوزادان دچار بداخلاقی هستند.

گفتنی است همینطور کودکان و نوجوانانی که مادران سیگاری داشته اند بیشتر دچار بداخلاقی، پرخاشگری و بیش فعالی هستند.

بررسی ها نشان می دهند نیکوتین موجود در سیگار می تواند منجر به آسیب های مغزی به ویژه آسیب در بخش پاداش دهی مغز شود که سبب می شود کودک به دنیا آمده در معرض پرخاشگری و بیش فعالی ADHD قرار بگیرد.

نکته: پرخاشگری و بداخلاقی ناشی از استعمال سیگار توسط مادر، به صورت دائمی در کودک باقی می ماند و تا سال های پیری می تواند او را تبدیل به یک فرد بداخلاق نماید.

همـه چیـز درمورد اعتیاد و دخانیات در فرزنـدان




یک روانپزشک گفت: افسردگی در نوجوانان 1۵ تا 17 ساله می‌تواند به صورت گرایش به سیگار، قلیان، انجام رفتارهای بزهکارانه، افت تحصیلی و ارتباطات جنسی نامعقول بروز پیدا کند.
علامت افسردگی در کودکان و نوجوانان با افسردگی در بزرگسالان متفاوت است چرا که افسردگی در بزرگسالان به صورت گریه، خستگی، گوشه‌گیری، افکار خودکشی، عدم تمایل به کار کردن، افت عملکرد و مسائلی از این قبیل خود را نشان می‌دهد.

این روانپزشک گفت: در کودکان و نوجوانان علائم افسردگی بیشتر به صورت پرخاشگری است.

استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تصریح کرد: در سنین پائین‌ علائم افسردگی می‌تواند به صورت تغییر تغذیه، تغییر رفتار، افزایش چسبندگی به مادر، عدم ارتباط منطقی با همسالان، اختلال خواب، گریه کردن، گوشه‌گیری و شب ادراری بروز پیدا کند.

این روانپزشک ادامه داد: در سنین بالاتر و در سنین 15 تا 17 سال،‌ افسردگی می تواند به صورت گرایش به سیگار، قلیان، انجام رفتارهای بزهکارانه، افت تحصیلی و ارتباطات نامعقول آشکار شود.

استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بیان داشت: والدین در مواجهه با چنین رفتارهایی در کودک یا نوجوان خود باید از انجام رفتارهای خشن، کتک‌زدن ، محدود کردن و استفاده از اجبار برای تغییر رفتار فرزند خود بپرهیزند و سعی کنند در اولین فرصت با یک مشاور تماس گرفته و از او راهکار مناسب را جویا شوند.

نقش مـادران در بیمـاری روانی کودکـان

فرزندان مادران افسرده در معرض خطر بالای بروز اضطراب و اختلال سلوک هستند، اما کارکرد خوب سیستم اکسی­توسین ممکن است این خطر را کاهش دهد. افسردگی پس از زایمان تا 15 درصد از زنان را تحت تأثیر قرار می­دهد که بسیاری از آن‌ها تشخیص داده نمی­ شوند و تأثیر بلندمدتی بر روی فرزندان آن‌ها خصوصاً رشد اجتماعی و عاطفی آن‌ها دارد.

پژوهشگران دریافتند فرزندانی که در ۵ سال اول زندگی در معرض افسردگی مزمن مادران خود، قرار می­گیرند، تا زمانی­که به سن مدرسه ­برسند، به احتمال بیشتری دچار اختلالات روانپزشکی می­شوند. حدود 60% این فرزندان دچار اختلال اضطرابی و یا اختلال سلوک می­شوند. در مقایسه با این کودکان، فقط 15% فرزندانی که مادران آن‌ها از سلامت روانی برخوردارند، تا زمانی­که به سن مدرسه برسند دچار یک اختلال روانپزشکی می­شوند.

پژوهشگران نوارهای تصویری زیادی از تعامل خانواده­ ها تهیه کردند و مشاهده کردند که فرزندان مادران افسرده از نظر اجتماعی کمتر درگیر هستند، بیشتر کناره­ گیری می­کنند و مهارت وارد شدن در تعاملات میان اعضای خانواده­ هایشان را ندارند. هم چنین، آن‌ها سطوح پایینی از همدلی را نسبت به درد و اندوه غریبه ­ها نشان می­دهند.

علاوه بر این، مادران افسرده و فرزندان آن‌ها سطوح پایین­تری از اکسی­توسین را در بزاق دهان داشتند. این یافته جالبی است، چون سیستم اکسی­توسین یک سیستم زیست­شناختی است که از توانایی و ظرفیت ما برای شکل­دهی ارتباطات اجتماعی، روابط نزدیک، اعتماد کردن و همدل بودن با دیگران پشتیبانی می­کند.

کارکرد سیستم اکسی­توسین به مصون نگاه‌ داشتن بعضی از فرزندان در برابر تأثیرات افسردگی مزمن پس از زایمان کمک می­کند. سیستم اکسی­توسین به عنوان یک حلقه پسخوراندی رفتاری ـ زیستی عمل می­کند و اقداماتی مانند لمس کردن، تماس نزدیک، و خیره شدن در چشم­ها می­تواند سیستم اکسی­توسین را فعال کند. اگر بدانیم که عملکرد این سیستم مختل شده است، مداخلاتی مرتبط با اکسی­توسین وجود دارد که می­تواند تا زمانی­که فرزندان کم ­سن هستند، کمک­ کننده باشد. این مداخلات امکان ایجاد یک محدوده حمایتی را برای مشکلات اجتماعی و عاطفی و هم چنین پیشرفت آسیب­ شناسی روانی فراهم می­کند.

بلوغ زودرس در نوجوانان و مشکلات آن


روزهای کودکی که به آخرش نزدیک می‌شود، وقتی قرار است فرد به دنیای بزرگسالی قدم بگذارد، به تدریج نوجوانی را تجربه می‌کند. دورانی که مهم‌ترین اتفاقش، بالغ شدن است. درست است که از قدیم گفته‌اند عجله کار شیطان است اما گاهی برخی چیزها در زندگی‌مان با‌عجله اتفاق می‌افتند و این دست ما نیست، یکی از این اتفاقات نابه‌هنگام بلوغ زودرس است.


بلوغ زودرس

بلوغ دوره‌ای است که فرد برای زندگی پخته می‌شود و به توانایی‌های فیزیکی‌، روانی‌، جنسی و اجتماعی دست پیدا می‌کند. اما مهم‌ترین توانایی که فرد به آن می‌رسد، بلوغ جنسی است و از این جهت مهم‌ترین است که در ظاهر فرد نیز نمود پیدا می‌کند و در نحوه‌ی رفتار و تعامل با دیگران موثر است و از طرفی بلوغ‌های دیگر را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

بلوغ جنسی در سنین ثابتی اتفاق می‌افتد. البته منظور از ثابت این نیست که همه‌ی دختران در 10 سالگی بالغ می‌شوند و پسران در 13 سالگی، بلکه با یک فاصله‌ی زمانی دو الی سه ساله، این اتفاق می‌افتد. مثلاً می‌گویند دختران بین 9 تا 12 سال و پسران بین 11تا 14 سال‌. این سنین در کشورهای مختلف با توجه به شرایط ژنتیکی افراد و همچنین تغذیه و روابط اجتماعی آن منطقه‌، متفاوت خواهد بود.


تشخیص بلوغ زودرس؛

اول از همه باید بدانید که هر تغییر بدنی به معنی بلوغ زودرس نیست. گاهی علائمی بروز می‌کند که مقدمه‌ی بلوغ طبیعی فرد است. در پسران بزرگ شدن بیضه‌ها و همچنین بلوغ سایر اجزای تناسلی و در دختران رشد سینه‌ها و شروع عادت ماهانه از جمله علائم قابل توجه است.


چرا فرزندم زود بالغ شده؟

برای بلوغ زودرس دلایل عمده‌ای وجود دارد که در اغلب موارد نگران‌کننده است و گاهی نیز باید به پزشک مراجعه شود. از جمله‌ی این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛

* در اغلب موارد این اتفاق جنبه‌ی ژنتیکی داشته باشد و در دیگر اعضای همجنس خانواده نیز دیده ‌شود.

* گاهی ممکن است به دلیل یک مشکل جدی در دستگاه عصبی مرکزی مثل تومور، بلوغ زودرس اتفاق بیفتد.

* تغذیه و اضافه وزن هم بی‌تاثیر نیست. البته طبق تحقیقات، اضافه وزن در دختران و کمبود وزن در پسران می‌تواند به این مشکل بی‌انجامد.

* یکی از عوامل مهم ایجاد بلوغ زودرس، محرک‌های مهار نشده‌ی محیطی است. کسی که فیلم‌های نامناسب دارای صحنه‌های غیراخلاقی می‌بیند، برای بلوغ زودرس مستعد می‌شود.


مشکلات بلوغ‌های عجول

وقتی فرزند‌تان زودتر از زمان بالغ شود‌، مشکلاتی در زندگی‌اش ایجاد خواهد شد که شما به عنوان والدین او باید از آنها با خبر باشید و به او کمک کنید.

*بعد از بلوغ رشد قد، خیلی کم بوده و فردی که زود بالغ می‌شود‌، کوتاه قد می‌ماند.

*فرد با دیدن علایم بلوغ دچار اضطراب شده و حتی گاهی فکر می‌کند، بیمار است. خیلی از پسرها تا مدت‌ها گمان می‌کنند دچار بیماری سختی هستند. فرزندی که در سن کم این تغییرات را مشاهده می‌کند‌، هنوز کودک است و ترسش از یک نوجوان بیشتر خواهد بود. بعلاوه چون شما انتظار بالغ شدنش را نداشته‌اید، هیچ آموزشی در این زمینه ندیده است.

*احساس ناهمگونی با همسالان باعث آزار روحی شده و حتی ممکن است به افت تحصیلی منجر شود.


چه باید کرد؟

*از کودکی حواس‌تان به تغییرات جسمی و رفتاری فرزندتان باشد. با برخی توضیحات مناسب با سنش‌، او را کمی آماده کنید که اگر چنین اتفاقی برایش افتاد خیلی دچار ترس نشود.

*اگر فرزندتان زودتر از حد معمول به بلوغ رسیده است‌، باید با پزشک مشورت کنید. او با انجام معاینات و آزمایش‌های مختلف می‌تواند علت آن را تشخیص دهد و با دارو‌درمانی و روش‌های تغذیه‌ای مناسب به رفع مشکل کوتاه قدی کمک کند.

*با ایجاد یک محیط سالم در خانه و نظارت برمدرسه و گروه دوستان‌، فرزندتان را در معرض تحریک قرار ندهید.

*با او روابطی گرم و صمیمی داشته باشید و کمک کنید تا بتواند حرف‌هایش را به شما بزند.

*حواس‌تان به اعتماد به نفس فرزندتان باشد که بخاطر این موضوع آسیب نبیند. او نباید احساس گناه کند.

همچنین توضیحات شما و همدلی‌تان می‌تواند به حفظ احساس ارزشمندی در او بی‌انجامد.

و در انتها به گفته‌های دکتر زهرا بهبودی‌مقدم، عضو هیات علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران اشاره می‌شود که نقش معلمین را در آگاهی‌رسانی به فرزندان موثر می‌داند و می‌گوید: «به نظر من آنچه مهم است، آموزش به معلم‌هاست. معلم‌های ما ممکن است آگاهی چندانی نداشته باشند. لازم است کلاس‌های دوره‌ای برای معلم‌ها گذاشته شود که معلم بداند با دختری که در این سن است چطور باید برخورد کند و چه صحبتی باید با او داشته باشد. این‌قدر بتواند ارتباط خوب و دوستانه برقرار کند که بچه به او اعتماد کند. بچه‌ها در این سن به معلم‌های خودشان خیلی زیاد اعتماد و علاقه دارند. ارتباط معلم با او بسیار موثرتر از متخصص و یا کارشناسی است که یک‌بار در مدرسه حضور پیدا می کند و می‌رود.»

پـرورش خلـاقیـت و اصول هنـری در کودکـان

%D8%B4%D8%B9%D8%B1.jpg

«داره زیر لب، یه چیزی زمزمه می‌کنه. گوش می‌دم، می‌بینم داره میگه: تو پوشک خوب منی، منم ستاره می‌شم دورت میشینم.» این‌ها را یک مادر در وبلاگ پسرش نوشته است.

مادران، با این دست هنرمندی‌های فرزندان‌شان، زیاد مواجه می‌شوند؛ بچه‌هایی که به‌دشواری می‌توانند حرف‌های روزانه‌شان را ادا کنند، به واژه‌ها ریتم می‌دهند و شعرهایی می‌سازند که البته بیش‌تر وقت‌ها، معنی خاصی ندارند، ولی ریتم، چرا. راستی، نکند این شعرهای زیر لبی، نشانه‌هایی است از آینده روشن بچه‌هایمان و شاید راهی باشد برای هدایت ذوق‌های نهفته آن‌ها؟



دکتر «مریم جلالی»، دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی و متخصص در ادبیات کودک و نوجوان، درباره چرایی، چگونگی و رشد ذوق شعری کودکان، نکته‌هایی به ما می‌گوید.

* به‌عنوان یک محقق ادبیات کودک معتقدم که باید ذوق شعری بچه‌ها را با توجه به گروه سنی‌شان، مورد توجه قرار دهیم. برای گروه سنی الف یا همان دوران قبل از مدرسه، تغزل، همیشه از مفهوم‌سازی، پیش‌تر است. کودک ممکن است شعری بسازد که مفهومی نداشته باشد و فقط ریتم داشته باشد. شاید قافیه‌ای هم براساس ریتم، رعایت کند.


* بچه، ریتم را به‌طور ناخودآگاه دوست دارد و با شنیدن موسیقی، حرکات موزون انجام می‌دهد. آن‌ها، در سنین پیش از مدرسه و در مرحله‌ای که واژه‌سازی را فرامی‌گیرند، سعی می‌کنند از واژه‌هایی استفاده کنند که وزن آن‌ها، به هم نزدیک باشد یا حروف آخر آن، به هم شبیه. این کار، به معنای شناخت وزن و قافیه یا حتی استعداد شعر نیست. این اتفاق، در ناخودآگاه او می‌افتد.


* اگر کودک، به شکل ناخودآگاه، سراغ سرودن و آهنگین کردن کلام رفت، بهتر است بزرگسالان، از این وضعیت استقبال کنند؛ حتی اگر جمله‌ها نامفهوم باشند و معنای واضح نداشته باشند؛ زیرا دستکم، چیزی که از این دریچه، نصیب کودک خواهد شد، یعنی «لذت از متن»، بیش‌ترین چیزی خواهد بود که می‌تواند جایگاه ادبیات کودک را برای او، در آینده، معنادار می‌کند.


* برای تقویت ذوق شعری کودکان، لازم است برای بچه، زیاد شعر بخوانیم و به آن‌ها کمک کنیم که این شعرها را حفظ کنند. در این موقعیت، تکرار، حرف اول را می‌زند و موجب می‌شود کودک مستعدی که استعداد شعر دارد، مستعدتر شود و به سمت سرودن شعر حرکت کند. همان قاعده‌ای که در بقیه مراحل زبان‌آموزی، با آن مواجه هستیم، این‌جا هم صدق می‌کند؛ بچه، اول باید بشنود، بعد شروع به گفتن کند. وقتی برای بچه شعر می‌خوانیم، به او الگو می‌دهیم که چه‌طور شعر بگوید، با رعایت وزن و قافیه.


* سنین هفت و هشت سالگی، یعنی همان گروه سنی ب، همان موقعی است که وقتش شده تا به استعداد کودک توجه شود و استعداد شعری بچه، مورد توجه قرار گیرد.


* نوشتن شعرهای کودکان، به‌عنوان خاطرات کار شیرین و مطلوبی است اما روی این شعرها نمی‌توان حساب باز کرد. به‌عنوان یک کار خلاق که نشانه شاعری بچه باشد، نیست؛ بلکه نشانه علاقه‌مندی بچه به ریتم است.


* اشعار گروه سنی کودکستان و پیش‌دبستان، به دو شکل نوشتاری و گفتاری سروده می‌شوند، اما بیش‌ترین اشعار، در زبان گفتاری است؛ چون طبیعی است که کودک، زبان‌آموزی را با آن آغاز می‌کند. یکی دیگر از دلایل مهم ترجیح نوع گفتار، این است که کودکان، هنوز با فضای مدرسه، آشنا نشده‌اند.