مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

درباره تعدد زوجات و عوارض روان‌شناختی آن

چرا هر وقت تعدادی از مردان جامعه ما به دور هم جمع می‌شوند و سرحال و سرکیف هستند، بحث تعدد زوجات را پیش کشیده و با شور و شوق فراوان پیرامون آن بحث و اظهار نظر می‌کنند؟ آیا جذابیت این بحث یعنی تعدد زوجات اینقدر بالا است که خیلی از مردان برای آن بها و ارزش فراوان قائل می‌شوند؟ چرا این مبحث اهمیت فراوان به خود گرفته است؟ آیا کثرت زنان به دلایل خاص عاملی در مهم شدن بحث تعدد زوجات می‌باشد؟ آیا استرس و سبک زندگی می‌تواند عاملی برای تعدد زوجات در بین مردان باشد؟
موضوع فوق‌الذکر همیشه برای مردان جامعه ما جذاب بوده است. تعداد افرادی که در جامعه ما تن به ازدواج دوم با وجود داشتن همسر اول، می‌دهند، زیاد هستند. تعدد زوجات هم به‌صورت رسمی و هم به صورت نیمه‌رسمی (همسر موقت) دیده می‌شود.
فرضیات و آراء مختلفی پیرامون این گرایش به تعدد زوجات وجود دارد که در این نوشتار سعی بر آن شده است که علل را ریشه‌یابی کرده و از بعد استرس این عمل یعنی تعدد زوجات مورد بررسی روان‌شناختانه قرار گیرد.


فرضیه عدم ارضاء روانی کامل در ارتباط جنسی زوج با زوجه

عده‌ای از مردان عدم کیفیت بالا در روابط جنسی را بین خود و همسر اول، دلیل قانع کننده‌ای می‌دانند جهت رفتن به سوی تعدد زوجات. عدم کیفیت در رفتار جنسی در زنان به دلایل مختلفی عنوان شده است. آمار و تجربیات کلینیکی در مراکز مشاوره و روان‌شناسی در جامعه نشان می‌دهند که تعدادی در حدود 30 درصد از زوج‌های ازدواج کرده در ایران دارای رفتارهای جنسی توام با لذت و استاندارد شده نیستند. یعنی کیفیت رفتارهای جنسی در زوجین، زیاد بالا نیست. به‌طور مستقیم رابطه‌ای بین عدم رضایت از رفتار جنسی و گرایش به داشتن همسر دوم یافت شده است.

به زبان ساده‌تر اینکه یکی از طرفین و یا هر دو نفر از رفتار جنسی احساس لذت و رضایت خاطر ندارند. اگر این عدم رضایت از طرف زن باشد، معمولا به دلایل عرفی‌، شرعی و قانونی‌، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند. اما اگر این عدم رضایت و عدم احساس لذت از طرف مرد باشد، وی به دلیل عدم محدودیت خیلی جدی، تمایل به انتخاب شریک جنسی برای خود پیدا می‌کند.
این عدم احساس لذت زمانی در رفتار زنان حاصل می‌شود که دلایل زیر وجود داشته باشد. به سخن دیگر این‌که اگر دلایل زیر وجود داشت، شما شاهد یک رفتار جنسی یکطرفه و بدون احساس لذت در زن خواهید بود و اعتقاد بر این است که با برطرف نمودن این دلایل یا کم‌رنگ نمودن آنها، می‌توان شریک جنسی (زن) را به‌طرف یک رفتار جنسی توام با لذت برای طرفین سوق داد.
اولین دلیل، نگرش زن به مسائل جنسی می‌تواند او را در به رفتار جنسی ناموفق هدایت کند. به این معنی که بعضی از زنان این پنداره غلط را در ذهن خود دارند که مردان برای خوشگذرانی و هوسرانی تمایل به انجام رفتار جنسی با زنان خود دارند و یا اینکه احساس می‌کنند که هر وقت نیاز به داشتن فرزند باشد باید نزدیکی کرد. دید توام با تابو و بد به مسائل جنسی در تعدادی از زنان و بانوان دیده می‌شود. کثیف و پلید بودن این رفتار در بیانات و صحبت‌های این بانوان قابل لمس می‌باشد.
دیگر این‌که مشکلات عاطفی در زنان هم می‌تواند دخیل در امر رفتار جنسی شود. زنانی که عدم رضایت از مردان از بعد عاطفی و روانی دارند، نمی‌توانند سرویس دهی جنسی خوبی به همسر خود داشته باشند. کدورت، بغض، نفرت و امثالهم اگر در زن نسبت به مرد وجود داشته باشد مانع بزرگی در انجام یک رفتار جنسی خوب، خواهد بود. افسردگی و خلق افسرده یکی دیگر از عواملی است که امروزه در تعدادی از زنان و بانوان جامعه ما دیده می‌شود و این خود عاملی دیگر و بازدارنده قوی‌تر در رفتار جنسی مطلوب، به حساب می‌آید. بی‌قراری و داشتن تنش یکی از عوامل دیگری است که وقتی در رفتار زن دیده می‌شود او را در ارضاء شریک جنسی خود، محدود می‌کند.
خیلی از زنان همانطور که غذا را تند و سریع و با عجله می‌خورند، می‌خواهند که شریک جنسی (همسرشان) با همان عجله و سرعت رفتار جنسی را انجام داده و به اتمام برساند. اگر رفتار جنسی کمی طولانی‌تر و یا با کیفیت‌تر شود، احساس بی‌قراری و تنش در زن دیده می‌شود. اجبار در ازدواج توسط والدین یکی دیگر از مواردی است که در فرد باعث کاهش میل جنسی شده و زوجه تمایلی به انجام با کیفیت اعمال جنسی ندارد.

داشتن اختلال رفتاری وسواس یکی دیگر از این نوع اختلالاتی است که معمولا انگیزه داشتن یک رفتار جنسی سالم را در زن تحت تاثیر قرار داده و بانوان تمایلی به انجام اعمال جنسی با کیفیت بالا نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند.
داشتن افکار خاص در زنان عاملی جهت عدم تمایل به یک رفتار جنسی سالم، دیده می‌شود. زنانی که فکر می‌کنند باید برابری کامل بین مرد و زن وجود داشته باشد و به دلایلی این برابری را احساس نمی‌کنند و اینکه احساس بهره‌برداری از خود را توسط شریک جنسی دارند و یا این‌که آنان هم می‌خواهند مانند مردان هر وقت اراده کردند و خلق و خویشان اجازه داد و به قول معروف سرکیف بودند، اقدام به انجام اعمال جنسی دهند، اگر این احساس برقرار نباشد، رفتار توام با انجام وظیفه و یا بدون کیفیت دارند.
منابع و تحقیقات نشان دهنده این موضوع هستند که رفتار جنسی در انسان‌ها بستگی فراوانی به افکار، احساسات و عوامل فرهنگی، روانی دارند. بر عکس، این موضوع در حیوانات در دوره‌ای مخصوص، دوره‌ای که حیوان ماده تمایل به نزدیکی با جنس نر دارد صورت می‌گیرد . دراین دوره که توسط هورمون مشخص می‌شود، جنس نر اجازه دارد با جنس ماده نزدیکی جنسی داشته باشد.
زمانی که در انسان‌ها این عوامل فرهنگی در راستای تمایل و کسب لذت نباشد، رفتار بدون احساس و بدون تمایل صورت می‌گیرد. در مردان اگر عوامل فرهنگی و روانی مهیا نباشد، کارکردهای جنسی به حداقل رسیده و به عنوان یک عامل بازدارنده انجام اعمال جنسی ظاهر می‌شود.


فرضیه تنوع طلبی آشفته در مردان

بعضی از مردان اقدام به تعدد زوجات می‌نمایند و اینان هیچ‌گونه مشکلی در ارتباط جنسی با همسرخود ندارند. به گونه‌ای تنوع در روابط جنسی با فرد دیگری را خواستار هستند. یعنی اینان زمانی که اقدام به همسر گزینی می‌کنند، مشکلی خاص با همسر خود نداشته و فقط از بعد تنوع دست به این کار می‌زنند.
داشتن تجربه جنسی با شریک جنسی دیگر همان اندازه برایشان لذت‌بخش است که خرید یک گوشی تلفن همراه جدید و یا یک ماشین جدید. این نوع تنوع طلبی برای بسیاری از مردم جامعه ما امری عادی شده است. در این مورد با توجه به اینکه همسر اول مشکلی از نظر کلی و شرایط معمول ندارد و فقط طبع تنوع طلب فرد او را به این سو، سوق می‌دهد.
شما در خیلی از مکانها و کشورهای دنیا این تنوع طلبی را به این شدت نخواهید یافت. استرس سبک زندگی تیپ شخصیتی
a ، توجیهی است بر این موضوع. یعنی امروزه درصدی از مردم ما به دلایل بودن در تیپ شخصیتی a ، این خصوصیات را نشان می‌دهند. اینان بی‌قرارند، عجول و تند در رفتار هستند. زندگی بدون کیفیت داشته و خیلی سریع از لوازم و امکانات خود زده می‌شوند. بی‌قرارند، کم تحمل بوده، یکسره خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، دنیا را عرصه رقابت می‌دانند. در آن واحد چند کار انجام می‌دهند، از انجام امور زندگی لذت نمی‌برند. بلند پرواز و کمال‌گرا به صورت افراطی هستند.
زندگی‌شان کیفیت نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند. دیگران برایشان خیلی مهم هستند. اعتماد به نفس پائین داشته و مستعد بیماری‌های قلبی عروقی، آسم، درد معده، ریزش مو و امثالهم هستند.


عوارض تعدد زوجات از دیدگاه روان‌شناختی

شاید به دید خیلی از افراد که از بیرون به موضوع تعدد زوجات نگاه می‌کنند این عمل یعنی تعدد زوجات جالب و توام با لذت باشد. اما واقعیات موجود در جامعه ما و همچنین تجربیات کلینیکی در دفاتر مشاوره، گویای حقیقتی است که خیلی از افراد با آن نا آشنا هستند. هنوز این عمل به دلایل عرفی در جامعه ما مورد قبول قرار نگرفته است. در کشور ما ملاکهای کنترل رفتار و یا ویژگی یک رفتار سالم از سه بعد یعنی بعد شرعی، قانونی و عرفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. شاید قانون راهکارهایی را برای این کار مشخص کرده است و همچنین شرع مجوز این عمل را برای عده‌ای فراهم آورده باشد، ولی عرف جامعه با این مسئله کاملا مخالف است و کسی که به طرف تعدد زوجات می‌رود را به دید ناخوشایند نگاه کرده و انواع بر چسب‌ها را به وی می‌زند.
این عدم پذیرش جامعه خود دلیلی است بر ایجاد استرس در زندگی فرد. فرض کنید شما قصد انجام یک کار را دارید. اگر این کار با سه محور کنترلی جامعه که در بالا ذکر شده هماهنگی داشته باشد، جامعه تائیدی بر این انجام کار خواهد نمود و نه تنها هیچ‌گونه استرسی را برای شما به وجود نخواهد آورد، بلکه شما را در انجام این عمل که طبق عرف، شرع و قانون است، یاری خواهد کرد.
زمانی که فردی دست به انتخاب همسر برای دومین بار می‌زند و او دلیلی قانع کننده شرعی و عرفی و قانونی برای این کار ندارد، جامعه این رفتار را تائید نمی‌کند. او مجبور است تا مدتها این رفتار را پنهان کند. این پنهان کاری و انجام رفتارهایی بدور از انظار و همچنین ترس از آشکار کردن این رفتار، برای فرد تولید استرس می‌کند. او به ظاهر خود را موفق تلقی می‌کند ولی غافل از این‌که این مخالف عرف عمل نمودن او را از انجام رفتارهای عادی قبلی خود هم، محروم می‌کند.
به زبان ساده‌تر این‌که وقتی فردی مدتی با استرس و هیجان منفی زندگی کند و یکسره در این فکر باشد که نکند این کار و این عمل آشکار شود و دیگران از این عمل غیر عرفی مطلع شوند، کیفیت زندگی وی را کم خواهد کرد. به طور مثال رفتار جنسی با همسر دوم که در بسیاری از مواقع غیر عرفی است، اگر انجام شود که اکثراً طبق گزارش‌ها به صورت با استرس و بدون کیفیت است و یا حداقل با استرس صورت می‌گیرد (نسبت به انجام رفتار جنسی با همسر اول ) باعث می‌شود که فرد مثلاً یک رفتار جنسی ناخوشایند و همچنین با اختلال در کارکرد جنسی همراه باشد. زودانزالی یکی از عواملی است که دامن گیر مرد شده و در بین مراجعین به دفاتر مشاوره این موضوع دیده می‌شود.

کند شدن رفتار و اعمال زندگی به دلیل اشتغالات فکری بعد از همسر گزینی، اختلالات فاحشی در سطح کارکردهای معمولی فرد، به وجود خواهد آورد. از زندگی با کیفیت دیگر خبری نیست . دروغ گفتن‌های فراوان و پنهان کاری‌های زیاد در رفتار فرد عاملی است که دیگران را به شک و تردید وا می‌دارد. حساسیت ‌های زیاد را در همسر اول به وجود می‌آورد. همسر اول با کمترین شک و تردید دچار سوء ظن به مرد شده و افکار وی را مدتها مشغول این قضیه خواهد نمود.
از بین رفتن وجه و اعتبار مرد در بین فرزندان و همسر اول و خانواده، موردی است که به مراتب گزارش می‌شود. پدر جایگاه ارزشی خود را در خانه از دست می‌دهد. وقتی به دختر خود می‌گوید که دخترم تو مراقب کسانی باش که می‌خواهند به دلایل هوسرانی به تو نزدیک شوند و غیره مسلماً این دختر پذیرای این صحبت‌ها نیست چرا که رطب خورده منع رطب کی کند. پدری که خود به دلیل هوسرانی تن به ازدواج دوم داده است نمی‌تواند دخترش را از خطرات افکار هوسرانانه دیگران باز دارد.
اختلال در خواب، اختلال در خوردن، بی‌قراری، تپش قلب شدید، رانندگی با شتاب و به همراه پرخاشگری و در نهایت کم بودن کیفیت در زندگی نتیجه یک ازدواج مجدد برای بسیاری از مردم است. از هم پاشیدن سیستم خانواده، استرس و نگرانی و اضطراب که در بین کودکان خانواده دیده می‌شود و همچنین فرار دختران و پسران از سیستم گرم خانواده نتیجه دیگری از این عمل می‌باشد.
ورشکستگی مالی، از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در محل کار و بین همکاران، به وجود آمدن دید غیر خوشایند نسبت به فرد تجدید فراش کرده از سوی همکاران در اداره و یا بین همکاران بیرون از اداره از عوامل سوء این عمل خواهد بود.


توصیه های قابل ذکر

به نظر می‌رسد زمانی که مشکلی در خانواده به وجود می‌آید می‌توان مشکل پیش آمده را با ریش سفیدان خانواده که همان مشاوران قدیمی و یا با مشاوران جدید که همیشه در دسترس هستند، مطرح نمود . قطعا راه حل‌های لازم ارائه خواهد شد. در بعد مسائل جنسی، تکنیک‌های لازم بکار گرفته خواهد شد تا مشکل حل شود. تنوع طلبی آشفته فرد بعد از اصلاح سبک زندگی از رفتارهای پر استرس به رفتارهای بدون استرس و یا با حداقل استرس، اصلاح خواهد شد. قبل از هر اقدامی جهت تعدد زوجات یا انتخاب همسر جدید با مشاوران، مشورت کنید تا از عواقب سوء آن مطلع شوید.
داستانی را ذکر می‌کنند که فکر می‌کنم نقل آن خالی از پند و اندرز نیست. می‌گویند در زمان قدیم شاه عباس شبها ملبس به لباس دراویش در قهوه خانه‌ها و مراکز تجمع مردم حاضر می‌شد و از این طریق از اوضاع سیاسی و اجتماعی اخباری کسب می‌کرد و امور مملکت را کنترل می‌کرد.

یک شب به صورت اتفاقی در حال گشت و گذار در یک قهوه‌خانه به سه نفر که سخت مشغول گفتن خاطرات و آرزوهای خود بودند برخورد کرد. یکی از این افراد گفت که من آرزوئی ندارم جز اینکه در ظرف مخصوص شاه عباس یک وعده غذای خوب بخورم. دومی گفت که من در عمرم آرزوئی ندارم جز این‌که با اسب شاه عباس یک مرتبه دور کاخ شاه اسب سواری کنم. نفر سوم گفت من در دنیا آرزوئی ندارم جز این‌که یک شب کنار همسر شاه عباس، شب را به صبح برسانم. شاه عباس آن سه مرد را شناسایی و فردا به وزیر و افرادش دستور داد که این سه نفر را به کاخ بیاورند. برای نفر اول دستور داد که یک ظرف پر غذا کنند به این مرد بدهند تا به آرزوی دیرینه‌اش برسد. اجازه داد تا نفر دوم هم با اسب زیبا و منحصر به فردش به دور کاخ شاه عباس دوری بزند. نوبت که به فرد سوم رسید دستور داد چند تخم مرغ را آب پز نموده و به صورت ساده و چند تا را هم رنگ کنند و بیاورند. شاه عباس به مرد سوم گفت تخم‌مرغ‌ها را پوست بکن و بخور.
آن مرد تخم‌مرغ‌ها را پوست کند و یکی بعد از دیگری خورد. شاه عباس از وی سئوال کرد که بین تخم‌مرغ‌های ساده و تخم‌مرغ‌های رنگ شده فرقی داشت؟ مرد جواب داد نه. دوباره سؤال کرد که آیا از خوردن تخم‌مرغ‌های رنگی بیشتر از تخم‌مرغ‌های ساده لذت بردی؟ مرد جواب داد که نه همه این‌ها شبیه به هم بودند و فقط تخم‌مرغ بودند. شاه عباس به مرد گفت: که ای بدبخت و ای آدم ابله زن من و زن تو شبیه به همین تخم‌مرغ‌ها هستند که فرقی با هم نمی‌کنند. زن من فقط رنگ و لعاب بیشتری نسبت به زن تو دارد. و می‌گویند که دستور داد مرد را برای مدتها در زندان نگه دارند و عنوان نمود که این آدم‌ها باعث فساد می‌شوند و برای مملکت آفت‌زا هستند.
به اعتقاد مؤلف هنر در این است که انسان‌ها تلاش کنند تا آنچه را که دارند به سوی کیفیت سوق دهند نه این‌که سعی در تعویض و یا انتخاب نمونه دیگر کنند. آرامش و آسایش روانی نعمتی است که به راحتی و با یک اقدام عجولانه و بدون توجه از دست می‌رود ولی در کسب مجدد آن باید بسیار تلاش نمود.
با امید به آن‌که کلیه رفتارهایمان، ما را به سوی سلامت روان و آرامش روانی بدون استرس توام با کسب لذت سوق دهد.

وقتی والدینتان دچار بیماریهای روانپزشکی هستند

زندگی در هر خانواده‌ای در بعضی مواقع ممکن است چالش انگیز باشد، اما در خانواده‌هایی که یکی از یا هر دو والدین دچار بیماری هستند مشکلات و چالش‌های ویژه‌ای وجود دارد. کودکان در چنین خانواده‌هایی با بی‌ثباتی و پیش‌بینی ناپذیری مواجه هستند. اغلب در مورد نقشهای خانوادگی سردرگمی وجود دارد و کودکان بخش زیادی از مسئولیت‌های والدین از قبیل مراقبت از خواهر یا برادر کوچکتر و انجام تکالیف خانگی را به عهده می‌گیرند . آنها حتی ممکن است مسئولیت مراقبت و ارضای نیازهای عاطفی و جسمانی والدین شان را نیز به عهده داشته باشند.
در این شرایط کودکان اغلب از مراقبت والدین و برآوردن نیازهایشان محروم هستند‌. اغلب آنها از صحبت در مورد وضعیت‌شان با دیگران با دیگران دچار شرم می‌شوند ودر نهایت از بستگان و دوستانی که می‌توانستند برای آنها حمایت کننده باشد‌‌، دوری می‌جویند. این بچه‌ها که از بیان نیازهایشان حتی به خودشان ناتوان هستند، بطور مکرر احساس انزوا و تنهایی می‌کنند . فرزندان والدین بیمار ممکن است مشکلات اضافی نیز به مانند والدین شان داشته باشند. از قبیل موارد زیر:
مشکلات ارتباطی :
- اشکال در آغاز ارتباط و تجربة احساس تنهایی
- اشکال در روابط عاشقانه
- اشکال در حفظ دوستان
- اشکال در اعتماد به خود و دیگران
- اشکال در متعادل کردن روابط صمیمی ( وابستگی افراطی یا اجتناب افراطی )
- اشکال در ایجاد تعادل بین مراقبت از خود و مراقبت از دیگران
مشکلات عاطفی:
- احساس گناه، رنجش
- شرم و خجالت
- افسردگی
- ترس از به ارث بردن بیماری روانی والد
- ترس از رو شدن اسرار توسط دوستان
- ناتوانی در ابراز سازنده خشم، انفجار خشم یا سرکوب خشم
- سردرگمی در مورد هویت خویش
- نگرش منفی به خود
- ناتوانی در مواجهه با زندگی مگر بصورت نامنظم و بحرانی
- مسئولیت افراطی یا بی‌مسئولیتی در بسیاری از مسائل زندگی از قبیل تعهدات، هزینه،روابط و غیره.
- افکار‌، نگرشها و رفتارهای خود تخریب‌گر از قبیل " من کسی نیستم، من ارزشی ندارم، تلاش بی فایده است…."
- نگرشهای خود تخریب‌گرانه در مورد یکسان دانستن موفقیت با احساس ارزشمندی، از قبیل " من فقط زمانی ارزشمندم که چیزی را به بهترین وجه انجام داده باشم و در مدرسه، شغل یا روابطم بهترین باشم. اما اگر شکست خوردم ارزشی نخواهم داشت و این وحشتناک است."
اگر شما بعضی از این مشکلات را دارید، مطمئن باشید که تنها نیستید. بازشناسی این امر که این احساساست و رفتارهای مشکل‌زا به شما در مقابله با سالهای آسیب‌زای کودکی کمک خواهند کرد، برایتان مفید است. بازشناسی این موضوع که آنها انتخابهای زندگی شما به عنوان یک بزرگسال را محدود کرده‌اند، نقطه شروعی برای کاوش شیوه‌های پاداش دهنده و کارکردی روابط است.

چطور می توانید به خودتان کمک کنید:
1- این موضوع که شما یک والد دچار بیماری روانی دارید را به رسمیت بشناسید و از تاثیرات آن بر خودتان آگاه باشید.
ـ احساسهای غیر قابل قبول قبلی از قبیل خشم، شرم، گناه و غیره را بشناسید.
ـ حالت سوگ ناشی از عدم دریافت حمایت والدین را تجربه کنید.
ـ به خاطر داشته باشید که شما مسئول ایجاد مشکلات والدتان و یا تثبیت وضعیت او نیستید.
2- راههایی جدید برای مراقبت از خود ایجاد کنید .
ـ نیازهای قانونی خود را شناخته و از آنها محافظت کنید.
ـ فشارزاهای زندگی خود را بشناسید و راههای اداره کردن آن را یاد بگیرید.
ـ افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. از قبیل: من آدم ارزشمندی هستم و این حقیقتت ربطی به موفقیت‌ها و ناکامی‌های من ندارد. زندگی من بالا و پایین دارد اما ارزش من تغییر نمی‌کند.
3- شیو ه‌هایی جدید برای ارتباط با دیگران ایجاد کنید.
ـ الگوهای ارتباطی قدیم و ناسالم خانوادگی را بشناسید و روشهایی جدید در ارتباط با والدین و سایر اعضای خانواده را تمرین کنید.
ـ مشکلات ارتباطی موجود خود را بشناسید و شیوه‌های جدید ایجاد رابطه با دیگران را یاد بگیرید.
ـ ثبات خود در روابط را ارزیابی کرده و از آن لذت ببرید. توجه کنید که روابط با بحران یا وابستگی مشخص نمی‌شود.
در مورد بیماری والدین تان به خود آموزش دهید
این موضوع در فهم اینکه والدینتان با چه مشکلاتی مواجه هستند وچه چیزی باعث آن مشکلات شده است ، به شما کمک خواهد کرد. این امرهمچنین به شما در تسکین احساساتی از قبیل گناه، ‌رنجش، ‌شرم و خجالت کمک خواهد کرد.
با یک متخصص بهداشت روانی مشورت کنید
یک مشاور به شما کمک می کند تا بفهمید که بیماری والدتان چه تاثیری بر زندگی شما دارد. همچنین مشاور به شما در یادگیری روشهای سالم ارتباط با دیگران و برآوردن نیازهایتان کمک می کند.
با یک گروه حمایتی ارتباط برقرار کنید
یک گروه حمایتی که با وضعیت ویژه شما هماهنگ باشد به کاهش احساس تنهایی‌تان کمک می‌کند. بویژه زمانی جستجوی چنین حمایتی مفیدتر است که اعضای خانواده مشکل را قبول نداشته و یا در بازشناسی آن اکراه دارند.

غر نمی زنم! می پرسم

« دیشب آشغالها را بیرون نبردی، یادت باشه آنها را امشب بیرون ببری، فردا بچه را باید ببری مدرسه، مادرم می خواد بیاد اینجا و هیچی هم توی خونه نداریم و ... » غر زدن رفتاری است که اکثرزنان انجام می دهند، این رفتارها می تواند سردی روابط، دوری، کینه، نفرت و جدایی را موجب شود. زنانی که غر می زنند معمولاً طرف مقابل خود را با بمبارانی از کلمات و جملات مربوط یا نامربوط مواجه می سازند به طوری که وی حوصله اش سر می رود. حتی ممکن است به مرحله ای برسد که توان شنیدن آنها را نداشته و شروع به واکنش به صورت پرخاشگری، کناره گیری و یا حتی دعوا و ... نماید. بسیاری از مردان در مراجعه به مراکز مشاوره و دادگاه های طلاق علل مراجعه خود را رفتارهایی از جمله غر زدن همسر خود بیان می کنند.

به نظر می رسد این مساله یکی از دغدغه های زندگی اکثر خانواده ها باشد که آگاهی از آن می تواند در بهبود ارتباطات خانواده موثر باشد. به راستی چرا زنان غر می زنند؟
بسیاری از غر زدن های ناشی از فریاد انسان ها مبنی بر نیاز به توجه است. انسان موجودی است که سعی می کند رفتارهای خود را هدفمندانه انجام دهد. شما به عنوان کارمند، کار مشخصی را برای هدفی خاص انجام می دهید، هدفی که سازمان شما آن را معرفی کرده است و در قبال انجام آن به شما حقوق می دهد، این در مورد کار آزاد نیز صادق است اما به راستی در مورد خانه داری چطور؟ تحقیقات نشان داده است که زنان خانه دار بیش از زنان شاغل این رفتار (غر زدن) را از خود نشان می دهند، چرا که زنان خانه دار صبح تا شام کارهایی چون مراقبت از فرزند، پخت و پز، نظافت خانه و ... را انجام می دهند تا بتوانند اسباب آسایش همسر و فرزندان خود را فراهم ساخته و درنهایت رضایت آنان را بدست آورند.
یک زن خانه دار نیز برای کاری که انجام می دهد نیاز به پرداختی دارد، این پرداخت می تواند یک تشکر ساده، یک شاخه گل و یا یک کمک جزیی از جانب همسر یا فرزند باشد. شاید به نظر شما این کار ساده و پیش پا افتاده به نظر رسد، اما مطمئن باشید که می تواند بسیار موثر و کارآمد باشد.
یکی از ویژگی های مردان،علاقه به چیزهای پیچیده است. چرا که به حکم طبیعت، مردان حلال مشکلات خود و دیگران اند. تمدن امروزی مدیون همین ویژگی انسان ها است. این امر سبب شده است تا از بسیاری روش های ساده غافل شوند و در زندگی خانوادگی نیز بسیاری از رفتارها و کارهای ساده ای که می تواند به بهبود روابط زناشویی و خانوادگی کمک کنند را درک نکنند.

غر زدن به این برمی گردد که مساله ای وجود دارد که وی را آزار می دهد.مرد باید این را نشانه ای بداند که یک جای کار می لنگد و احتمالاً اتفاقی افتاده که باعث ناراحتی زن شده است. در صورتی که مساله شناسایی نشود می تواند تداوم رفتار زن و در نهایت دلسردی در روابط، احساس کینه و نفرت و دوری هر چه بیشتر را به دنبال داشته باشد. به جای این که مرد از غر زدن زن فرار کند، بهتر است با صبر و حوصله و به دور از ناراحتی و عصبانیت، منشا و دلیل رفتار زن را بیابد. بسیاری از ناراحتی هایی که زن به شکل غر زدن نشان می دهد ممکن است ناشی از نیاز به صحبت کردن، مورد توجه و قدردانی قرار گرفتن، خستگی از کار خانه و اذیت فرزندان و یا یک سوء تفاهم ساده باشد.
غر زدن چه طور شکل می گیرد؟

غر زدن به یک تفاوت مهم و اساسی بین زن و مرد برمی گردد. یعنی تفاوت در تکلم و ارتباط کلامی که ناشی از تفاوت در مغز آنهاست. بافت عصبی که ارتباط بین دو نیمکره ی مغز را ایجاد می کند در مردان به طور متوسط حدود 10 درصد نازک تر است و حدود 30 درصد ارتباط کمتری را بین دو نیمکره برقرار می کند. این امر سبب می شود که زنان بتوانند از هر دو نیمکره ی مغز خود استفاده ی بیشتری ببرند به این دلیل نسبت به مردان حاضر جوابترند، زودتر تکلم را فرا می گیرند و یا همراه با آن می توانند کارهای دیگری را انجام دهند، مثلاً هم با تلفن حرف بزنند، هم تلویزیون تماشا کنند، همزمان مراقب فرزند خردسال خود باشند و حتی آشپزی بکنند. اما مردان دیرتر تکلم را فرا می گیرند، کلمات کمتری بر زبان می رانند و در صورت انجام چند کار،فقط یک کار را می توانند به درستی انجام دهند. به عبارتی زنان چند کاناله و مردان یک کاناله هستند. زنان روزانه حدود 6 تا 8 هزار کلمه و مردان 2 تا 4هزار کلمه سخن می گویند.
آگاهی از این تفاوت ها می تواند در برقراری ارتباط صحیح یاری بخش باشد.
چگونه؟

چنانچه شما (زنان) می خواهید به غرغرو بودن متهم نشوید و کانون گرم خانواده خود را با جر و بحث های بی فایده و نامربوط به زمستانی سرد تبدیل نکنید و نیز شما مردان می خواهید از این رفتار زنان رهایی یابید بهتر است به نکات زیر توجه کنید:

1- هنگام صحبت با مردان از یک کانال وارد شوید.

مثلاً در صورتی که از یک رفتار همسرتان ناراحت هستید فقط در مورد یک رفتارش سخن بگویید نه چند رفتار. سخن گفتن (انتقاد) در مورد چند رفتار موجب بروز حالت دفاعی در مردان می شود زیرا آنها کل شخصیت خود را در معرض تهدید و زیر سوال رفتن می بینند. با توجه به طبیعت مردانه که همیشه دوست دارد مفید بوده و با کارهایی که انجام می دهد احساس ارزش و قدرت کند، طبیعتاً در صورت انتقاد شما از چند رفتار، وی احساس حقارت و بی ارزشی کرده که این بدترین نوع مورد حمله قرار گرفتن برای مرد است، در نتیجه با حالت دفاعی با شما برخورد نموده و شما را به غرغروبودن و قدرناشناس بودن متهم می کند.
2- همزمان با صحبت یا انتقاد کردن کار دیگری انجام ندهید.

مثلاً هنگام ظرف شستن و یا جارو کردن از مرد انتقاد نکنید. به خاطر داشته باشید که مردان قدرت تمرکز بر چند کار را ندارند، انجام دادن چندین کار شما باعث می شود نه تنها مردان به حرف شما گوش ندهند بلکه با اعصاب خردی و بی حوصلگی، حالت دفاعی و پرخاشگری آنها تقویت شود. بهتر است به جای غر زدن، منظور خود را به صراحت بیان کنید.
اکثر زنان هنوز یاد نگرفته اند و یا به خود اجازه نمی دهند که درخواستهای خود را به طور صریح و واضح بیان کنند، در صورتی که این شیوه می تواند به برآوردن خواسته هایشان کمک کند، بدون این که خللی در روابطشان ایجاد نماید. زنان باید بدانند که مردان از صراحت خوششان می آید و باز به همان دلیل یک کاناله بودن ، متوجه بهانه جویی های غیر مستقیم زنان نمی شوند.
این که زنان توقع دارند که همسرشان همه ی آنچه را که آنها می خواهند باید بدانند یا این که باید متوجه کنایه های آنها بشود (به در بگو دیوار بشنود) تصور واقع بینانه و منطقی ای نیست. پس بهتر است یاد بگیرید که بدون واسطه و استفاده از کنایه، مستقیماً تقاضای خود را مطرح و یا احساس خود را ابراز نمایید.در مقاله ی بعد به ذکر 6 مورد دیگر می پردازیم.

تعهدات فراموش شده



متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. از قدیم تاکنون، مردم براین باورند که مردها در روابط با جنس مخالف، از عدم تعهد کمتری برخوردارند، در حالی که طبق تحقیقات جدید، زنان نیز به نسبت مردها می توانند دست به خیانت زده و در روابط خود پایبند نباشند! واقعیت این است که برخی زنها در روابط طولانی مدّت و در نهایت رعایت تعهد در تمام سالها، بالاخره دست به خیانت زده و تعهد خود را زیر پا می گذارند. البته که مردها نیز به همان میزان ممکن است بعد از داشتن یک رابطه طولانی با یک نفر، دست به خیانت بزنند. در عین حال، هیچ یک از طرفین، در نهایت لجبازی، حاضر به قبول بی وفایی و خیانت خود نیستند! با این تفاوت که روش خیانت و علل آن در این دو جنس مخالف، کاملاً دو رویه متفاوت است.


در اینجا به دلایل کشیده شدن یک زن به راه خیانت می پردازیم:

- از نظر مالی به اندازه کافی تأمین نشود.

- به دلایلی چون، عدم همصحبتی و وقت گذاشتن همسرش برای وی، نیازهای عاطفی خود را از دید مردش نادیده انگارد.

- روابط همسرش با وی صمیمی نباشد.

- از نظر زناشویی و رابطه جنسی، ارضا نشود.

- تنهایی مطلق و حس بی کسی در منزل.

- عدم بروز احساسات مرد نسبت به مزیت های همسرش، مثل، زیبایی، تغییرات ظاهری و .. ، در این حال زن احساس بی ارزشی می کند.


- در صورت اعتیاد مرد به مواد مخدر، الکل یا قمار و یا اعمال خشونت و بددهنی.


- در صورت اطمینان از خیانت مرد.

- عدم درک عواطف و آرزوهای زن.

- در صورتی که مرد، همسر خود را خانه نشین یا از شرکت در جمع منع نماید.

- نقص عضو یا اختلال در ارتباط جنسی یا دیگر اعضاء بدن.

همه مردان تا حدی می‌دانند که خیانت، کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می‌شوند. اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می‌کنند؟

- از بین رفتن عشق و علاقه
پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست می دهند.

- عدم جذابیت همسر
سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می‌شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارند و مانـنـد گـذشته به علاقه مندیهای شوهرشان نمی‌پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.



متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. از قدیم تاکنون، مردم براین باورند که مردها در روابط با جنس مخالف، از عدم تعهد کمتری برخوردارند، در حالی که طبق تحقیقات جدید، زنان نیز به نسبت مردها می توانند دست به خیانت زده و در روابط خود پایبند نباشند! واقعیت این است که برخی زنها در روابط طولانی مدّت و در نهایت رعایت تعهد در تمام سالها، بالاخره دست به خیانت زده و تعهد خود را زیر پا می گذارند. البته که مردها نیز به همان میزان ممکن است بعد از داشتن یک رابطه طولانی با یک نفر، دست به خیانت بزنند. در عین حال، هیچ یک از طرفین، در نهایت لجبازی، حاضر به قبول بی وفایی و خیانت خود نیستند! با این تفاوت که روش خیانت و علل آن در این دو جنس مخالف، کاملاً دو رویه متفاوت است.

در اینجا به دلایل کشیده شدن یک زن به راه خیانت می پردازیم:

- از نظر مالی به اندازه کافی تأمین نشود.

- به دلایلی چون، عدم همصحبتی و وقت گذاشتن همسرش برای وی، نیازهای عاطفی خود را از دید مردش نادیده انگارد.

- روابط همسرش با وی صمیمی نباشد.

- از نظر زناشویی و رابطه جنسی، ارضا نشود.

- تنهایی مطلق و حس بی کسی در منزل.

- عدم بروز احساسات مرد نسبت به مزیت های همسرش، مثل، زیبایی، تغییرات ظاهری و .. ، در این حال زن احساس بی ارزشی می کند.


- در صورت اعتیاد مرد به مواد مخدر، الکل یا قمار و یا اعمال خشونت و بددهنی.

- در صورت اطمینان از خیانت مرد.

- عدم درک عواطف و آرزوهای زن.

- در صورتی که مرد، همسر خود را خانه نشین یا از شرکت در جمع منع نماید.

- نقص عضو یا اختلال در ارتباط جنسی یا دیگر اعضاء بدن.

همه مردان تا حدی می‌دانند که خیانت، کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می‌شوند. اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می‌کنند؟

- از بین رفتن عشق و علاقه
پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست می دهند.

- عدم جذابیت همسر
سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می‌شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارند و مانـنـد گـذشته به علاقه مندیهای شوهرشان نمی‌پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.


- سهل انگاری زنان
اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او می‌بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد. حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند. این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می‌دهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.

- اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر
رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع‌ها‌ و مجادله‌ها‌ی فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می‌کنــد.

- بولهوسی و هوسرانی
این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند. گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می‌کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می‌دهند.

- عقده‌ها‌ی جنسی
بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از نظر سایر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می‌آید که آیا هنـوز در جامعه جذابیتی دارند یا خیر، که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

- بی خطر شمردن خیانت
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی تا زمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجود نداشته باشد حقیقتی محسوب می‌شود. برخی تصور می‌کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود برمی‌شمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد.


- زیاده خواهی
برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می‌دهند. آنها به زن به دیده غنیمت جنسی می‌نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می‌کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

- خیانت همسر
برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می‌یابند که عملی غیر منطقی می‌نماید.

- عدم تمایل همسر به داشتن روابط با شوهر خود
برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.
البته باید توجه داشت که هیچیک از موارد بالا دلیل موجهی برای خیانت کردن به همسر نیست. خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا دیر یا زود گریبان‌گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.


- سهل انگاری زنان
اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او می‌بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد. حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند. این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می‌دهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.

- اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر
رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع‌ها‌ و مجادله‌ها‌ی فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می‌کنــد.

- بولهوسی و هوسرانی
این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند. گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می‌کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می‌دهند.

- عقده‌ها‌ی جنسی
بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از نظر سایر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می‌آید که آیا هنـوز در جامعه جذابیتی دارند یا خیر، که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

- بی خطر شمردن خیانت
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی تا زمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجود نداشته باشد حقیقتی محسوب می‌شود. برخی تصور می‌کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود برمی‌شمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد.


- زیاده خواهی
برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می‌دهند. آنها به زن به دیده غنیمت جنسی می‌نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می‌کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

- خیانت همسر
برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می‌یابند که عملی غیر منطقی می‌نماید.

- عدم تمایل همسر به داشتن روابط با شوهر خود
برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.
البته باید توجه داشت که هیچیک از موارد بالا دلیل موجهی برای خیانت کردن به همسر نیست. خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا دیر یا زود گریبان‌گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.

چگونه شریک زندگی خود را انتخاب کنید؟

ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می دهد. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تاثیرآن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توأم با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاوره ای مناسبی بهره مند شوند و از این طریق با اهداف ، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.

امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره گیری از خدمات مشاوره ازدواج، می توانند با گامهای راسخ تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.
متأسفانه در جامعه ی ما ، در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق ، منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی ، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می کنند. پس از ازدواج نیز به دلیل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می زنند.


نکاتی چند جهت انتخاب همسر
1) نسبت به کل ماجرا واقع بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج ، دوست داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسائل مهم نیز بپردازید. رؤیایی نیندیشید.
2) درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق کنید. اگر این تمایل بنا به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره است از آن صرفنظر کنید.
3) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید. در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می باشد، قبل از تصمیم گیری برای ازدواج ، شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش های مستقیم حاصل می گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد ، گاه برخی حقایق را پنهان می کنند. پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع به طور غیر مستقیم به پاسخ برسید . در مجموع شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته ها، عادات، دیدگاه ها، حساسیت ها، نوع برخوردها، توانایی های ارتباطی و... شناخت پیدا کنید.



طرز برخورد فرد را در موقعیت های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.
4) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا با برداشت شما از دین سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش بینی می شود. مگر آنکه در این زمینه انعطاف پذیرباشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرار داده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد شما به عنوان همسر، بیان نماید.
5) برخوردهای همسراحتمالی خود را در موقعیت های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه های بیشتری از طرز برخورد او با مردم و در موقعیت های مختلف خواهید یافت.
6) خواسته ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسائل مهم زندگی به توافق برسید. به طور مثال شما باید بدانید:
- در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.
- زندگی خود را با خانواده همسر آغازخواهید کرد یا به طور مستقل.
- زمان بچه دار شدنتان حدوداً چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.
- نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت های خارج از منزل چیست.
- نظر همسراحتمالی شما در مورد رابطه ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.
و ...



7) درباره خانواده ی فرد مورد نظر تحقیق کنید. آنها را بیشتر بشناسید. با فرهنگ و باورهای آنها آشنا شوید . رابطه فرد مذکور را با والدین ، خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد وی در قبال این افراد چگونه است و در آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد و تأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود . نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج واقف باشید.
8) با خود واقعی تان مشورت کنید. به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده ام . آیا می خواهم که این مرد یا زن، پدر و مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید وسعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسائل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت الشعاع قرار می دهد.
9) دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان درمورد طرف مقابل کافی نیست، قلب و منطق شما نیز باید دراین کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان ، به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی ، تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.
10) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید . به خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر یکی از فاکتورهای مهم درانتخاب همسر است. بنابر این پیش از تصمیم گیری درباره ی ازدواج ، در مورد نکات مذکور اطمینان حاصل کنید. مسلماً شریکی وابسته به مواد مخدر و یا دارای بیماری خاص جسمانی، آینده مبهمی را رقم می زند.
11) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود درمواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانایی های هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.
12) عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواج ها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیم گیری درنهایت به شکست منتهی می شود ، در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید . صرفاً به دلیل ناامید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.

13) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید. با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا درانتخاب صحیح شریک زندگی ، شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهد. چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیم گیری خود دچار تردید هستید ، می توانید به مشاورین حاضر در مراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.