مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

12 دلیل شکست زندگی زناشویی

امسال هم ، مثل سال گذشته، امیدواریم زندگیتان خوش و خرم، سفت و محکم باشد؛ اما چه بخواهید و چه نخواهید، یکی از این 12 راه زندگی خانوادگی را متلاشی می کند.



این 12 راه عبارت است از:


1- نزاع مکرر که عادت یکی از زوجین یا هر دو آنان باشد؛


2- غفلت هر یک از طرفین از دیگری، عمدا یا ناخواسته؛


3- نبود تعادل در ابراز علاقه به طرف مقابل، مانند نشان دادن تمایل بیش از حد و یا سردی زیاد؛


4- استقلال معیشتی یکی از زوجین، علی رغم زندگی زیر یک سقف؛


5- افشای اسرار خانه نزد دوستان یا خانواده، حتی فقط برای گرفتن مشاوره؛


6- دخالت دادن شخص ثالث در مشکلاتی که بین زن و شوهر به وجود می آید؛



7- نبود عشق و یا بیان نکردن آن به یکی از راه ها؛


8- به فراموشی سپردن عمدی مناسبت های مختلف زناشویی؛


9- بی احترامی یا به کار بردن زور؛


10- سرزنش بیش از حد و یا زیاد به رخ کشیدن اشتباهات طرف مقابل؛


11- زمزمه دائمی در گوش همسر به این که از دست خرح هات خسته شده ام؛


12- تهدید دائمی یکی از طرفین به طلاق.


حالا اختیار با شما است!

مشکلات داماد سرخانه بودن


فراموش نکنید داماد سرخانه واژه عجیبی نیست، مردی است که ازدواج کرده، اما یا توان تامین سرپناه مستقل را ندارد یا به دلایل عاطفی، همسرش را از خانواده‌اش جدا نکرده است، برای همین در خانه پدر همسرش زندگی می‌کند. گاهی نیز داماد خانواده بر خلاف میل باطنیاش به دلیل مشکلات سلامتی و سن و سال والدین همسرش با آنها زندگی می‎کند.در هر صورت شاید این کار ابتدا خوب به نظر برسد و کاری انسان‌دوستانه و راهی برای حمایت از دختر خانواده باشد، اما سرانجام و شیوه انجام این همسایگی هم مهم است. نمیتوان گفت برای همه کسانی که این‌گونه دامادشان را پناه داده‌اند مشکل به وجود می‌آید، ولی بیشتر آن‌هایی که چنین کاری کرده‌اند، خیلی زود پشیمان شده‌اند.

این همسایگی از روی مهر است نه اجبار!

یک مشاور خانواده می‌گوید: دختر و پسری که ازدواج کرده‌اند باید با این دید وارد زندگی مشترک بشوند که هیچ کدام از پدر و مادر‌ها وظیفه حمایت مالی از آن‌ها را ندارند و اگر چنین کاری می‌کنند فقط از روی لطف و مهربانی است. اما وقتی این لطف و مهربانی جور دیگری تعبیر شود و به‌صورت وظیفه در بیاید یا اینکه مجوزی باشد برای دخالت در زندگی همسران جوان، مشکلات تازهای برای دو طرف آغاز می‎شود.
افسانه افسری ادامه می‌دهد: دوری و دوستی اگر چه ضرب‌المثل بدبینانه‌ای است، اما در زندگی زناشویی و ارتباط با خانواده‌های دو طرف کاربرد دارد و می‌تواند کارساز باشد. البته به این شرط که دوری‌کردن از دیگران طوری نباشد که دردسرهای تازه‌ای ایجاد کند.

مسائل شخصی را برای خودتان نگه‌ دارید

وی می‌افزاید: در زندگی زناشویی اصل بر استقلال همسران جوان در فکر کردن، تصمیم‌گرفتن و رفتارکردن است. در این زندگی زن و شوهر باید محرم اسرار هم باشند، مسائل شخصی‌شان را برای خودشان نگه دارند و کسی را وارد مسائل زندگیشان نکنند. اما زندگی با خانواده همسر به‌طور ناخودآگاه سبب می‎شود تا حریم‎ها شکسته شوند و دختر یا پسر ناخواسته خانواده هایشان را درگیر مسائل شخصی زندگیشان کنند. به‌خصوص اگر دختر با خانواده خودش زندگی کند والدینش را در جریان زندگیاش بیشتر قرار می‎دهد. شما کمتر دختری را می‎بینید که خانواده خود را بی‌خبر از زندگی‌اش بگذارد!این مشاور خانواده ادامه میدهد: داماد سرخانه یعنی حضور همیشگی داماد در خانه، یعنی همه چیز به گوشش رسیدن، یعنی هزینه‌های مشترک، حضور همیشگی خانواده همسر کنار او و ایجاد اصطکاک و بروز اختلاف‌نظر بین آنها که این امری طبیعی است. زمانی که داماد با خانواده همسر زندگی می‎کند، آن‌ها ناخواسته سعی می‎کنند به دامادشان کمک کنند و روش زندگی خودشان را بر زندگی آنها پیاده کنند، با توجه به این موضوع که مردان مستقل و قدرت‌طلب هستند و به نوعی قدرت خود را در خطر می‌بینند با خانواده همسرشان دچار مشکل می‎شوند.


داماد خوب مثل پسر خانواده است

وی با اشاره به اینکه همه ابعاد داماد سرخانه بد نیست، می‎گوید: گاهی مشاهده می‌کنید در بعضی خانواده‌ها داماد همه چیزشان است، درست مثل یک پسر خوب که هرگز نداشته‌اند یا اگر داشته‌اند هرگز نتوانسته‌اند رویش حساب باز کنند. یک داماد خوب می‌تواند همراه پدرزن و مادرزن باشد، دستشان را بگیرد، مونس تنهایی‎شان شود و با محبت کردن به دخترشان قلبشان را مطمئن کند. اگر چنین دامادی در خانواده زن زندگی کند به جای تهدید یک فرصت است، اما به‎نظر شما چنین شرایطی برای چنددرصد از خانواده‌ها اتفاق می‌افتد.افسری ادامه می‌دهد: گاهی وجود چنین تکیه‌گاهی داماد را تنبل و پرتوقع می‎کند که در این موارد زنگ خطر زندگی به صدا در می‎آید و اختلافات آغاز می‌شود. سرپناه جدا هر چند مختصر و کم‌بضاعت به زن و مرد هویت جداگانه می‌دهد و دست به جیب شدن مرد خانه باعث وجهه او می‌شود.
یکی از دیگر مشکلاتی که خانواده‌ها با آن مواجه هستند، تفاوت در رسم و رسوم، رفتارها و عادت‌هایی است که در بین آنها وجود دارد. زمانی که این اختلاف‌نظرها یا اختلاف‌ها در رسم و رسوم وارد خانواده‎ها بشود، کشمکش و درگیری نیز شروع می‎شود.وی تذکر میدهد: شما و خانواده همسرتان در یک خانه زندگی می‎کنید. همیشه این‌طور نیست که خانواده همسر شما آداب برخورد با یک زوج جوان و حفظ حریم خانه آنها را بدانند؛ این با هم بودن‌های بیش از حد باعث دخالت‌های بی‌حد و مرز می‌شود؛ «دیشب تا کی بیدار بودین؟»، «چراغ اتاقتون روشن بود!»، «چرا دیر از سرکار می‌آیید؟» و ...به خاطر داشته باشید که اختلاف‌داشتن در زندگی امری کاملا طبیعی است و یک مشکل محسوب نمی‌شود، بلکه شیوه حل اختلاف است که همواره می‌تواند مشکل‌ساز باشد.

پس چه باید کرد؟

* در درجه اول شما باید به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز مرز زندگی خودتان را با آنها مشخص کنید و به شیوه‌ای صحیح به آن‌ها بفهمانید که خط قرمز‌های روابط‌شان با شما کجاست. خیلی مودب و مهربان جلوی کنجکاوی‌های خانواده همسرتان را بگیرید. ورود به خط قرمز‌هایی مثل زمان بیداری و خواب یا زمان استحمام و غیره رنج‌آور است، ولی باید بدون اینکه از کوره دربروید، با کلام مناسب و واژه‌گزینی صحیح این مسئله را حل کنید.* در شیوه صحبت‌کردن و رفتار شما در عین احترام باید این نکته وجود داشته باشد که حتما اطلاعاتتان را حفظ کنید و تا‌ آنجا که امکان دارد اجازه سرک‌کشیدن دیگران در مسائلی که فقط مختص شما و همسرتان است را ندهید.

شما کدام یک هستید؟ دیداری، شنیداری، لمسی!


اگر قصد دارید ازدواج کنید و حتما هم در ازدواج‌تان موفق باشید یا اگر ازدواج کرده‌اید ولی اختلافات جزئی در ارتباط با همسرتان دارید و نتوانسته‌اید به آن رابطه ایده‌آل برسید این مطلب را از دست ندهید.

در بسیاری از خانواده‌ها مشکل ارتباط ناموفق وجود دارد و بیشتر آن هم به دلیل نادیده گرفتن کیفیت‌های حسی درروابط خانوادگی است مثلا زنی که دیداری است و از همسرش می‌خواهد برایش فلان لباس را بخرد و او را فلان جا ببرد و اینگونه محبتش راثابت کند اما همسرش که شنیداری است برای ابراز علاقه فقط به او می‌گوید که «دوستت دارم».اگر ازمرد هم در مورد همسرش بپرسیم می‌گوید: هروقت که به خانه می‌آیم به گرمی به او سلام می‌کنم اما او خیلی خشک جواب می‌دهد گاهی هم هیچ چیز نمی‌گوید، یکبار نشد که بنشیند و به حرفم گوش دهد، فقط برای تولدم هدیه می‌گیرد. این هدیه به چه درد من می‌خورد؟ در حالی که تا به حال به من نگفته که «دوستم دارد »؛ در این مطلب ما می‌خواهیم شما را با کیفیت‌های حسی افراد مختلف آشنا کنیم و به شما یاد بدهیم چگونه بهترین ارتباط را با اطرافیان برقرار کنید چرا که با هر تیپی از افراد باید مثل خودشان و براساس کیفیت حسی خودشان رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست، بلکه برای تاثیرگذاری بیشتر است.اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهید، فرزندتان را در مورد موضوعی نصیحت کنید یا همسر خود را راهنمایی کنید با دانستن اینکه با هر کسی با کیفیت حسی متفاوت چگونه رفتار کنید، بهتر می‌توانید ارتباط برقرار کنید و اطلاعات لازم را انتقال دهید.

چگونه کیفیت حس افراد را شناسایی کنید


خوشبختانه این مسئله ساده است. کافی است تا به صحبت های فرد موردنظر توجه کنید. البته بهتر است که از او بخواهید برای تان خاطره شیرینی را تعریف کند. سپس به سخنان او کاملا توجه کنید و ببینید که از چه ویژگی‌هایی صحبت می‌کند. دقت کنید که در مورد کدام یک از دیده‌ها و شنیده‌هایش بیشتر حرف می‌زند.

آدم‌ها در ارتباط چند دسته‌اند؟ 1. کسانی که ارتباطاتشان در جنبه‌های دیداری خیلی قوی‌تر است. (آدم های دیداری).2. کسانی که ارتباطات‌شان در جنبه شنیداری خیلی قوی‌تر است (آدم های شنیداری).3. کسانی که ارتباطات‌شان در جنبه‌های احساسی و لامسه خیلی قوی‌تر است (آدم‌های لمسی).4. کسانی که هر سه را با درجات مختلف دارند (بیشتر ما جزو این دسته هستیم اما باید بدانیم‌، خودمان و دیگران در کدام جنبه قوی‌تر هستیم.)



دیداری ها:


ظاهر آنها چه نشان می‌دهد

1. دست‌شان را هنگام صحبت کردن تکان می‌دهند2. در جزوات‌شان معمولا نقاشی می‌کشند3. همچنین از رنگ‌های زیادی استفاده می‌کنند4. دست خطی تمیز دارند5. عاشق رنگ هستند و رنگارنگ می‌پوشند6. عاشق عکس و تصویر هستند7. برای مثال: سنگ یا صدف جمع می‌کنند!

رفتار آنها چگونه است

1. بیشتر به کیفیت‌های دیداری توجه دارند یعنی تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می‌کند.2. از آنچه دیده‌اند بیشتر صحبت می‌کنند.3. هیجانی‌ترند و سریع‌تر صحبت می‌کنند.4. از حرکات دست بسیار استفاده می‌کنند و می‌کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند.5. چون سرعت کلام شان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی‌شان برابر نیست، معمولا برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند، برخی کلمات را حذف می‌کنند و آنچه می‌گویند به گونه‌ای است که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند.

آنها به چه چیز توجه می‌کنند

1. این افراد به رفتار ما، به ظاهر ما و هر آنچه به چشم می‌آید، بیشتر توجه می‌کنند مثلا اینکه رفتار ما چقدر محترمانه است یا آیا به احترام‌شان بلند می‌شویم؟ یا آیا لباس‌های مان تمیز است و ظاهری آراسته داریم.2. به اینکه از دید دیگران چگونه‌اند خیلی اهمیت می‌دهند.3. آرامش افراطی و شل بودن ، دیداری ها را کلافه می‌کند.4. با آنها باید پر شورتر و پرهیجان‌تر بود.

چگونه با آنها رفتار کنید

1. وقت آنها را نگیرید. مقصود خود را زود اعلام کنید. توضیح و تفسیر زیاد، حوصله آنها را سر می‌برد.2. صدا زود حواس آنها را پرت می‌کند پس هنگام صحبت جدی با آنها صداهای مزاحم را حذف کنید.3. علاقه‌مند به شنیدن بازخورد حرف‌های خودت از جانب دیگران هستند.4. اگر همسرتان جزو افراد دیداری است یادتان نرود که به هدایا و سفر رفتن علاقه زیادی دارد.

ویژگی‌های منحصر به فرد آنها

سریعا عاشق می‌شوند سپس ول می‌کنند، دعوایشان یک لحظه است، یک لحظه کاری می‌کنند و سپس پشیمان می‌شوند، کینه به دل راه نمی‌دهند. افراد دیداری اگر از کسی ناراحت شوند نگاهش نمی‌کنند و روی خود را برمی‌گردانند و اگر کسی را دوست داشته باشند به او زیاد نگاه می‌کنند.

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

دیدن. نگاه کردن. خیره شدن. چشم‌انداز. در نظر گرفتن. هدف. دوراندیشی و درخشان.

با چه کسانی ازدواج کنند

در مرتبه اول بهتر است که با دیداری‌ها ازدواج کنند و بعد شنیداری‌ها ولی ازدواج با لمسی ها را چندان به آنها توصیه نمی‌کنیم.



شنیداری ها:



ظاهر آنها چه نشان می‌دهد


1. وقتی به تنهایی مشغول به کاری هستند، زیر لب زمزمه می‌کنند و هرچه تند تر بخوانند تندتر کار می‌کنند و برعکس.
2. اگر در طبیعت باشند، به دنبال منبع صدا می‌روند (مثل صدای پرنده‌ها)3. علاقه به بازی‌های پر سرو صدا ولی کم‌تحرک دارند.

رفتار آنها چگونه است

1. این افراد بیشتر به کیفیت‌های شنیداری توجه دارند یعنی از آنچه شنیده‌اند بیشتر صحبت می‌کنند.2. کلام و طنین و آهنگ را به خاطر می‌سپارند.3. آهسته صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند که بیان شان شیوا و رسا باشد و به گفتار خود توجه خاصی نشان می‌دهند.4. از طریق تکرار حرف یا شنیدن مطلب می‌آموزند و از شنیدن حرف‌ها لذت می‌برند.5. از جملات شنیداری مثل: من شنیده ام که... استفاده می‌کنند.

آنها به چه چیز توجه می‌کنند

1. به گفتار شما توجه خاصی دارند یعنی کاملا حواس شان به تحسین‌ها ، تقدیرها، تشکر ها و به آنچه پشت سرشان گفته شده هست.2. برای آنها احترام کلامی مهم‌تر از احترام رفتاری است.3. آنها تند صحبت کردن را بی‌ادبی تلقی می‌کنند علاوه بر آنکه آن را نشانه اضطراب و نبود آرامش می‌دانند.

چگونه با آنها رفتار کنید

1. کمی آرام تر از دیداری‌ها صحبت کنید اما مراقب باشید که خیلی هم آرام نشوید.2. به گفتار شنیداری‌ها بیشتر از بقیه گوش دهید، چرا که شنیداری‌ها به احترام کلامی نسبت به بقیه مسائل بیشتر اهمیت می‌دهند.3. یک دوستت دارم برای یک سمعی هزاربار بیشتر از یک شاخه گل می‌ارزد.4. صحبت‌های تان را خلاصه نکنید اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید5. تشویق‌های تان بیشتر کلامی باشد مثلا یک (آفرین) برای این افراد هزار مرتبه بیشتر ازیک شاخه گل می‌ارزد .

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

شنیدن. گوش دادن. فریاد کشیدن .بحث کردن. اطلاع دادن. تحسین کردن .گفت و شنود کردن. بیان کردن. اعلام کردن.


ویژگی‌های منحصربه‌فرد آنها

افراد شنیداری به 2دسته شنیداری متمایل به دیداری و شنیداری کاملا منطقی تقسیم می‌شوند. افراد شنیداری کاملا منطقی طبق آمار و ارقام و اعداد و محاسبه جهان را درک می‌کنند. اینان افراد دیداری را افراد ساده‌دل و احساساتی محسوب می‌کنند. افراد دیداری عاشق افراد خوش قیافه می‌شوند ولی افراد شنیداری عاشق افراد خوش‌کلام و خوش‌برخورد و خوش‌صدا می‌شوند.

با چه کسانی ازدواج کنند

بهتر است اول سعی کنند به سراغ افرادی از گروه خودشان بروند یعنی شنیداری‌ها ولی در مرتبه دوم احتمالا با افراد دیداری هم خوشبخت خواهند شد.





لمسی ها:


چگونه با آنها رفتار کنید

1. باید دستان‌شان را به گرمی فشرد و حتی هنگام تحسین نیز با ضربه زدن به پشت‌شان آنها را دلگرم کرد.2. آنقدر می‌توان محبت را به لمسی‌ها ابراز کرد با هدیه دادن و گفتن (دوستت دارم) نمی‌توان.3. به پاداش‌های فیزیکی بسیار علاقه‌مندند4. در جریان مکالمه دوست دارند نزدیک فرد مقابل باشند.

ظاهر آنها چه نشان می‌دهد

1. بدنشان کمی شل است و مقداری به جلو خم هستند.2. خیلی نزدیک به تلویزیون می‌نشینند.3. خیلی آرام و با احساس شعر می‌خوانند.4. در کلاس جلو می‌نشینند.5. در طبیعت خودشان را با حس‌شان درگیر طبیعت می‌کنند، مدام گل‌ها را بو می‌کنند و ناز می‌کنند.

رفتار آنها چگونه است

1. بیشتر به کیفیت‌های لمسی توجه می‌کنند.2. هیجان شان خیلی کم است. خیلی آرام‌اند. حتی شاید یک نوع رخوت و سستی را می‌توان درآنها دید.3. احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست.4. یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر آنها را در خلوت شان شاد می‌کند.5. از جملات حسی مثل احساس می‌کنم تو ... استفاده می‌کنند.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد آنها

در جملات این افراد مفاهیم احساسی غالب است ، هنگام اندیشیدن به پایین و طرف راست خود نگاه می‌کنند، صدای شان عمیق است و کلمات شمرده از دهان شان خارج می‌شود حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانی آنها زیاد است، معمولا دست شان را پایین نگاه می‌دارند و خود را به کرات لمس می‌کنند، تنفس این عده عمیق است و از تمام قفسه سینه برای تنفس استفاده می‌کنند.

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

احساس، لمس کردن، اتصال، لغزیدن، تعادل، اصابت و احساساتی.

با چه کسانی ازدواج کنند

این افراد تنها گروهی هستند که توصیه می‌کنیم فقط و فقط با هم گروهی‌های خودشان ازدواج کنند تا زندگی بهتری داشته ‌باشند.

تعاریف ده گانه خوشبختی



خوشبختی چیزی است که همه دوست دارند داشته باشند. ممکن است فردی موفق باشید یا پول بسیاری داشته باشید، اما بدون خوشبختی بی‌معنا و مفهوم خواهد بود.

به همین دلیل تصمیم گرفته‌ایم کمی به معنای خوشبختی بپردازیم.

ابتدا با تعریف لغوی آن شروع می‌کنیم.

در لغت‌نامه دهخدا، خوشبختی، سعادت، نیک‌اختری و مقابل شقاوت یا بدبختی تعریف شده است. در لغت‌نامه مریام وبستر انگلیسی، خوشبختی به این دو معنی آمده است:

وضعیت سلامت و شادی
یک تجربه لذت‌بخش و راضی‌کننده

این تعریف نقطه شروع بسیار خوبی است که می‌توانیم استفاده‌های بیشتری از آن بکنیم. بهترین راه برای این کار این است که نظر اندیشمندان بزرگ تاریخ را بدانیم. به همین دلیل گفته‌های ۱۰ نفر از بزرگترین فلاسفه و اندیشمندان تاریخ درمورد خوشبختی را برایتان گرد آورده‌ایم. هرکدام از این تعاریف معانی عمیقی دارند که برای جذب بهتر آنها وقت بگذارید.

خوشبختی زمانی است که چیزی که فکر می‌کنید، چیزی که می‌گویید و چیزی که انجام می‌دهید با هم هماهنگ باشد.
-- مهاتما گاندی (Mahatma Gandhi)

خوشبختی آن وضعیت هوشیاری است که از دستیابی به ارزش‌های شخصی ناشی می‌شود.
-- این رند (Ayn Rand)

خوشبختی چیزی است که هستید و از طریقه فکر کردنتان ناشی می‌شود.
--وین دایر (Wayne Dyer)

خوشبختی لزوماً رفتن به جایی، از ته قلب، مستقیم و بدون پشیمانی و محافظه‌کاری است.
-- ویلیام اچ. شلدون (William H. Sheldon)

خوشبختی پاداش نیست، یک نتیجه است.
-- رابرت اینگرسول (Robert Ingersoll)

خوشبختی با لذت فرق دارد. خوشبختی با جنگیدن، تحمل کردن و به دست آوردن در ارتباط است.
-- جرج شیهان (George Sheehan)

خوشبختی معنا و هدف زندگی است، هدف غایی و نهایی وجود انسانی.
-- ارسطو (Aristotle)

خوشبختی چیزی نیست که تحربه می‌کنید، چیزی است که به خاطر می‌آورید.
-- اسکار لوانت (Oscar Levant)

خوشبختی موقعیتی نیست که به آن می‌رسید، شیوه سفر کردن است.
-- مارگارت لی ران‌بک (Margaret Lee Runbeck)

خوشبختی تجربه معنوی هر لحظه با عشق، قدرشناسی و بخشندگی زندگی کردن است.
دنیس وایت‌لی (Denis Waitley)

به طور کلی، می‌توانیم بگوییم که خوشبختی یک تصمیم است. خوشبختی شما تصمیم شما برای به دست آوردن آن است. همه گفته‌های بالا نیاز به عمل خودمان و تصمیم ما دارد.

نظر شما چیست؟

تعریف شما از خوشبختی چیست؟

یک انتخاب صحیح در ازدواج ، یک عمر آرامش






خانواده کوچکترین، مهم ترین و مقدس ترین نهاد اجتماعی و بخش بزرگی از دنیای اجتماعی کودک است و از پیوند بین یک دخترو یک پسر تشکیل می شود و فرزندان ثمره و مکمل آن هستند و در صورتی که این پیوند و سرمایه گذاری درست و اصولی انجام شود، این شراکت سوددهی خواهد داشت ؛ یعنی فرزندان صالح و با آینده روشن تربیت می شوند و اگر زن و شوهر بدون علاقه و صرفاً بر اساس جنبه های مادی و یا رفع تکلیف اقدام به ازدواج نمایند ، این شراکت زیان می دهد و فرزندان حاصل از این ازدواج آینده مبهم و تاریکی درانتظارشان است.


ازدواج


مردم به دلایل گوناگون ازدواج می کنند : عاطفی ( که اغلب در سنین پایین انجام می شود) ، مذهبی ( که براساس اشتراک عقیده و ایدئولوژی انجام می شود) ، اقتصادی ( که صرفاً براساس ثروت یکی از طرفین انجام می شود) و اجتماعی ( که شایعترین فرم بوده و براساس سنت ها و عمدتاً به صورت خواستگاری انجام می شود).

تجربه نشان داده است که ازدواج های عاطفی ( که بر اساس علاقه ی فرد نسبت به هم است ) و اجتماعی موفق تر از انواع دیگر می باشند.

شروط اصلی ازدواج



1- بلوغ جسمی، روانی و اجتماعی : بلوغ جسمی براساس شرایط جغرافیایی، تغذیه ای و نژادی تفاوت می کند ولی به طور متوسط برای پسران 13 – 15 سالگی و در مورد دختران 11-13 سالگی است.

بلوغ روانی 2-4 سال پس از بلوغ جسمی و بلوغ اجتماعی حدوداً 2 سال پس از بلوغ روانی صورت می پذیرد متاسفانه هنوز در بعضی خانواده ها به محض ایجاد علائم بلوغ جسمی ، اقدام و یا تشویق به ازدواج نوجوان می نمایند و یا برای فرزندان عقب مانده ی ذهنی خود علیرغم بلوغ بدنی و عدم رشد و بلوغ روانی و اجتماعی، همسر تعیین می نمایند.

2- داشتن انگیزه : بایستی دختر و پسر جوان انگیزه ای واقعی برای ایجاد پیوند زناشویی با فرد مورد نظر داشته باشند و خواست و علاقه والدین و یا آشنایی و تایید آنها دلیل درست بودن این پیوند نمی باشد . چه بسا جوانانی که بدون انگیزه ، ازدواج و مدت کمی پس از مراسم ازدواج اقدام به جدایی و طلاق می کنند.

3- داشتن اطلاعات : فرد متقاضی ازدواج بایستی اطلاعات کامل در مورد ازدواج و نیازهای روانی و اجتماعی طرف مقابل خود و هم چنین خصوصیات روانشناختی زن و مرد داشته باشد و یاد بگیرد که ازدواج یک پیوند مقدس الهی است و صرفاً به عنوان روشی برای ارضاء غرایز نیست.



معیارهای انتخاب همسر


1- تشابهات شخصیتی

2- تشابه فرهنگی و اجتماعی ( زوجین در یک طبقه باشند.)
3- از نظر دیدگاه های فکری وعاطفی قرابت ( نزدیکی ) داشته باشند.
4- اختلاف سن ، ترجیحاً 2-7 سال و مرد بزرگتر باشد.
5- ترجیحاً میزان تحصیلات و درآمد مرد بیشتر از زن باشد.
6- بهتر است دختر و پسر مورد نظر مدتی قبل از ازدواج با یکدیگر آشنا بوده و در حضور خانواده ها با دیدگاه های فکری و اجتماعی و دلایل و برنامه ریزی های یکدیگر در زندگی مشترک آشنا بشوند.
پس از حصول اطمینان از توافق اخلاقی ، مراسم خواستگاری با کمترین تشریفات انجام شود و بهتر است خانواده ها در مورد مهریه و جهیزیه دخالتی ننموده و آن را به عهده ی زوج جوان بگذارند.
متأسفانه در شرایط فعلی ، ازدواج ها بیشتر به صورت چشم وهم چشمی و رقابتی انجام می شود و اغلب ، انگیزه های مادی وجود دارد و روز به روز مراسم عروسی پرهزینه تر و تشریفاتی تر می شود و تأمین جهیزیه کابوسی برای خانواده ها شده است . به همین دلیل انگیزه برای ازدواج و انجام این سنت الهی کاهش یافته و در بسیاری از خانواده ها دختر و یا پسر در سنین 30 – 40 سالگی و مجرد زندگی می کنند.
کمال مطلوب این است که در مورد فاصله ی سنی بین فرزندان نیز بین زن و شوهر توافق قبلی صورت گیرد.
گاه فرزندانی که متولد می شوند ناخواسته اند که یا به علت عدم آمادگی و توافق زن و مرد برای بچه دار شدن بوده است و یا این که نسبت به جنسیت فرزند متولد شده علاقه و توافق ندارد . به هر دلیل فرزندی که ناخواسته به دنیا بیاید هیچگاه مهر و محبت واقعی را از والدین نخواهد دید و در بزرگسالی کاندید ابتلا به اختلال افسردگی و اضطراب است. رفتار کودکان با شیوه های رفتاری والدینشان همبستگی زیادی دارد و کودکان ناموفق معمولاً محصول روابط ناسالم و نامطلوب والدین بوده و از توجه و محبت آنها محروم هستند.
تجربه نشان داده است والدینی که خود از محبت پدر و مادر محروم بوده اند، اغلب نسبت به فرزندان خود بی مهر هستند و نمی توانند والدین موفقی باشند.


والدین با به کارگیری تشویق و تنبیه و نمونه قرار دادن خود و روش های تربیتی و سنتی خود در گذشته به رفتار فرزندان خود شکل می دهند. بهتر است اجازه دهیم فرزندان نیز همانند ما پیراهن هایی را پاره و از این راه تجربه کسب کنند.
همه والدین خواهان سلامتی و نیکبختی ، رفاه وامنیت فرزندانشان هستند ولی روشهای غلط آنها در تربیت اطفال موجب رشد رفتارهای سازش ناپذیری در کودکان می شود. پدران و مادران کودکان خود را به دلیل خطاها و اختلالات رفتاری و ناسازگاری هایشان محکوم و تنبیه می کنند، درصورتی که ندانم کاری ها و اشتباهات خودشان موجب بروز مشکلات آنها می باشد.

مشاجرات بین والدین و تبعیض قائل شدن بین فرزندان از علل اختلال رفتار کودکان است. اختلافات خانوادگی ، تشنجات و توهین ها، محیطی نا امن برای طفل به وجود آورده واو را وادار به نافرمانی می کند.
خانه برای کودک مکانی است که او تجربه اجتماعی روزانه ی خود را با شتاب به درونش می آورد تا آن را مورد ارزیابی قرار دهد و به خاطر آن ستایش و تحسین شود.
در صورتی که انتظارات والدین از کودک زیادتر از حد توانایی و امکانات کودک باشد، موجب شکست و ایجاد نگرش منفی نسبت به خود می شود. کودکی که بیش از اندازه مورد توجه والدین باشد، نازپرورده بار آمده و نمی تواند اعتماد به نفس کافی داشته باشد و توانایی مقابله با مشکلات زندگی، تضادها و محرومیت ها را نخواهد داشت و قادر به پذیرش مسئولیت های اجتماعی نیز نخواهد بود. حمایت و محبت بیش از اندازه، کودک را خودخواه ، ترسو، خجالتی و بی تفاوت و پرخاشگر بار می آورد. کودک ناز پرورده در طول زندگی خود نیاز به روابط عاطفی شدید و بیش از حدی دارد که بتواند آنها را جایگزین روابط عاطفی دوران کودکی خود کند. وی دمدمی مزاج ، تحریک پذیر، پر توقع تراز معمول و تا حدود زیادی بی نظم است.

طرد کودک موجب احساس ناامنی ، ترس ، بی اعتمادی، حسادت ، کینه جویی و ناتوانی در ابراز محبت و قبول آن می شود.