مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

جدی ها باید با چه تیپ افرادی ازدواج کنند؟

ازدواج موفق، ازدواجی است که با بیشترین شباهت و تناسب و کمترین تفاوت شخصیتی انجام شود. بنابراین مهم است که بتوانید ویژگی های شخصیتی خود را بشناسید و فردی متناسب با آنها را برای ازدواج انتخاب کنید.

این بار درباره شخصیت های جدی با شما صحبت می کنیم و بهتان می گوییم که چه کسانی با این شخصیت ها خوشبخت تر خواهند شد. جدی ها را خیلی راحت می توانید تشخیص دهید. خشک و عصا قورت داده هستند، کم می خندند، در هر مساله ای به ظرافت های منطقی آن دقت می کنند. باهوشند ولی ترجیح می دهند خودشان را درگیر قواعد و قوانین کنند و به اصول و مقررات احترام بگذارند.


آنها معمولا برای ابراز احساسات وقت زیادی ندارند. از توانمندی های خود مطلع هستند و محدودیت های خود را می شناسند. بنابراین ریسک نمی کنند و در چهارچوب همین توانمندی ها زندگی می کنند. مسئولیت کارهایشان را خودشان به عهده می گیرند و سعی می کنند همیشه طبق قانون عمل کنند. شخصیت های جدی آدم های درستکاری هستند.

آنها متفکر، تحلیل گر و ارزیاب هستند و همیشه همه جوانب یک موضوع را می سنجند بعد تصمیم می گیرند. آنها در خانواده مغز متفکر به حساب می آیند و دیگران تمایل دارند با آنها مشورت کنند. جدی ها تا حدود زیادی محافظه کارند و به عدالت و قانون اعتقاد عملی دارند. همیشه خود را برای مواجهه با بحران آماده می بینند و تقریبا می توان گفت هیچ وقت آنها را دستپاچه، سردرگم، ناامید یا بلاتکلیف نخواهید دید. آنها حد و حدود روابط اجتماعی را رعایت می کنند و از شما هم توقع دارند مثل خودشان مودب و حد نگهدار باشید. شخصیت های جدی آدم های منظمی هستند و توجیه، تنبلی، سر هم بندی و بی توجهی برایشان قابل قبول نیست.

جدی ها در شرایط خاص استعداد دیکتاتوری دارند و اگر روحیات افراطی داشته باشند، می توانند به خاطر مقررات، احساسات و عواطف را آنقدر نادیده بگیرند که در حد یک انسان خشک و بی انصاف و انعطاف ناپذیر به نظر برسند.

یک فرد جدی معمولا به خوبی با همسر جدی خود کنار می آید بنابراین بهترین گزینه برای ازدواج با جدی ها، افراد جدی هستند. البته افراد با اعتماد به نفس هم گزینه خوبی به نظر می رسند. جدی ها نیاز زیادی به پذیرش دارند و بنابراین مهر طلب ها که آدم های انعطاف پذیر و همراهی هستند هم برای آنها خوب به نظر می رسند. با همه این ها، جدی ها بهتر است با ماجراجوها، احساساتی ها، متلون المزاج ها و شخصیت های نمایشی ازدواج نکنند.

نقطه مقابل جدی ها


در مقابل شخصیت های جدی، شخصیت های فارغ البال قرار دارند. کسانی که حق مسلم خود می دانند که هر طور می خواهند از زندگی لذت ببرند. به آسایش و راحتی خود بها می دهند و نه هیچ چیز دیگر. آنها برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و می خواهند خوشبختی را جستجو کنند. هیچ وقت بیش از حد مسئولیت نمی پذیرند و بیش از اندازه به خودشان فشار نمی آورند. در بهترین حالت همانقدری که ازشان کار خواسته می شود انجام می دهند. خیلی راحت رها می کنند و سراغ یک کار، رابطه یا ماجرای جدید می روند. آنها احساس می کنند همیشه برای انجام کارها زمان دارند. عجله ای نشان نمی دهند. خوش بین هستند و معمولا بی نظم، بدقول و ساده انگار و سهل گیر. برای آنها عجله کار بی موردی است. آنها خیلی راحت شکست را می پذیرند و با آن کنار می آیند.

هیچ چیزی حتی تشویق و تنبیه هم آنها را تکان نمی دهد چون معتقدند هر کاری را اگر دوست داشته باشند بالاخره انجامش می دهند. چه دیر چه زود. آنها نیاز به همسری دارند که بارشان را به دوش بکشد. بنابراین باز هم مهر طلب های همیشه پذیرا، برای این افراد مناسبند. اما ماجراجو ها هم برای این شخصیت ها مناسبند. با این حال به هیچ عنوان نخواهند توانست با شخصیت های نمایشی، متلون و جدی کنار بیایند.


درباره این شخصیت ها باید آسان گیر باشید، در خوشی هایشان شریک شوید و زندگی را مثل خودشان سخت نگیرید. یادتان باشد تلاشتان برای حرکت دادن یا تغییر دادن آنها بی نتیجه است. پس هر طور هست با آنها کنار بیایید و شریک شادی شان باشید.

ازدواج بـا همکـار و نکـات قایل توجـه



در حال حاضر بیشتر ساعت‌های عمر افراد در محیط کار سپری می‌شود و طبیعی است که ساعت‌های طولانی در ارتباط بودن با هم باعث ایجاد علاقه و عشق شدید ‌شود...


معمولا محل کار محیطی است که بیشتر افراد بهترین رفتارها را از خود نشان می‌دهند و ظاهری آراسته و مرتب دارند! به همین دلیل باید دقت بیشتری در این زمینه داشت چون ممکن است رفتار همکارتان در بیرون از محیط کار کاملا برعکس آنچه در محل کار است، باشد.
آدم‌ها در محیط کار لایه‌های ظاهری شخصیتشان را نشان می‌دهند، نه تمام لایه‌ها را. بنابراین باید دید همکار آقا یا خانمی که با او در ارتباط هستید و او را به‌عنوان همکاری با خصوصیات خوب می‏شناسید، در زندگی مشترک هم چنین خواهد بود؟


1. همه جوانب را بسنجید

معمولا مراودات مستمر در یک محیط نوعی وابستگی ایجاد می‌کند. پس بهتر است از احساسی که به همکارتان دارید، مطمئن شوید؛ آیا واقعا این حس، به معنای عشق واقعی است یا اینکه به بودن او در کنارتان عادت کرده و به او وابسته‌ شده‌اید و فکر می‌کنید عاشقش هستید؟

علاوه بر این، در برخی اداره‌ها و شرکت‌ها ازدواج همکاران ممنوع است و این قانون بیشتر در محیط‌های کاری کشورهای اروپایی دیده می‌شود زیرا مدیران معتقدند با این کار، کارایی فرد کاهش پیدا می‌کند. پس همه شرایط و جوانب را خوب بسنجید.

2. واقع‌بین باشید

ازدواج با همکار را نه می‌توان توصیه کرد، نه رد. در این نوع ازدواج هم باید تمام جوانب بررسی شود و صرفا به شناختی که از همکارتان در محیط کار دست پیدا کرده‌اید، بسنده نکنید چراکه ممکن است در محیط کار رفتاری مغایر با آنچه در خانه دارد، داشته باشد.

پس واقع‌بینانه با این مساله برخورد کنید و مراقب رفتارتان هم باشید زیرا با برداشتن قدمی اشتباه، همکاران خیلی زود به این علاقه پی می‌برند و ممکن است این مساله در محیط دهان به دهان بچرخد و اگر در نهایت برای ازدواج به توافق نرسید، جو ایجاد شده برایتان مشکل‌ساز می‌شود.


3. معایب را هم ببینید

معمولا وقتی اطرافیان متوجه می‌شوند دو همکار قصد دارند با هم ازدواج ‌کنند، مدام از فواید این نوع وصلت می‌گویند: «این‌طوری مدت زمان بیشتری کنار هم هستید حتی مسیر رفت و برگشت»، «راحت می‌تونید برنامه‌هاتون رو با هم هماهنگ کنید» یا «بالاخره تو محیط کار کسی هست که هواتو داشته باشه» و...


شاید این مسایل از نظر دیگران جزو مزیت‌های ازدواج با همکار باشد و زوج همکار شرایط روانی و فکری یکدیگر را بهتر درک کنند اما اینها فقط ظاهر قضیه است. ازدواج با همکار هم مانند سایر ازدواج‌ها بی‌عیب نیست.



4. به درآمدهای‌تان فکر کنید

واقعیت دیگری که نمی‌توان آن را انکار کرد، مسایل مربوط به درآمد است که برای خیلی از زوج‌ها مشکل‌آفرین است. گاهی زن و شوهرهایی هم که محل کارشان یکی نیست، درباره میزان درآمد و نحوه خرج‌کردن آن از یکدیگر می‌پرسند و طرف مقابل را در مورد اینکه چرا پولش را خرج زندگی نمی‌کند، بازخواست می‌کنند،


حالا اگر همسرتان همکار هم باشد و از چند و چون حقوق یکدیگر باخبر باشید، اوضاع سخت‌تر می‌شود. معمولا بیشتر مردان اصرار دارند خانم‌های شاغل درآمدشان را صرف زندگی کنند درحالی که هر فردی حق دارد در کنار تامین مایحتاج زندگی، بخشی از درآمدش را پس‌انداز کند.


مثلا وقتی خانم یا آقایی می‌بیند همسرش ارتباط صمیمی با همکارش دارد و با او گرم ‌صحبت یا خنده است، ناراحت می‌شود حال آنکه همین فرد قبل از ازدواج درباره نحوه ارتباط با همکاران آقا یا خانم خود حساسیتی نداشته است. از سوی دیگر، گاهی ساعت‌های طولانی در کنار هم بودن باعث سردی و یکنواختی روابط می‌شود و نباید این مساله را نادیده گرفت

5. مرزهای‌تان را مشخص کنید

ازدواج با همکار می‏تواند تغییرات یا محدودیت‌هایی را در زندگی مشترک برای طرفین ایجاد کند و باعث بروز برخی ملاحظات ‌شود که شاید تا پیش از ازدواج اصلا برای هیچ‌یک از طرفین مهم نبوده و حتی به آن توجه نمی‌کرده‌اند؛ مثلا وقتی خانم یا آقایی می‌بیند همسرش ارتباط صمیمی با همکارش دارد و با او گرم ‌صحبت یا خنده است، ناراحت می‌شود حال آنکه همین فرد قبل از ازدواج درباره نحوه ارتباط با همکاران آقا یا خانم خود حساسیتی نداشته است.
از سوی دیگر، گاهی ساعت‌های طولانی در کنار هم بودن باعث سردی و یکنواختی روابط می‌شود و نباید این مساله را نادیده گرفت. تفاهم‌نداشتن بر سر یک مساله و گاهی بحث‌کردن در مورد آن، در زندگی هر زوجی اتفاق می‌افتد و نمی‌توان آن را انکار کرد.

در چنین شرایطی ممکن است زوج همکار اختلاف‌نظر و قهر و دعواهای خود را به محل کار بکشند و این یعنی باخبر شدن تمام همکاران از مسایل زندگی خصوصی آنها. با وجود این، نباید فراموش کرد زن و شوهرهای همکاری هم هستند که این‌گونه رفتار نمی‌کنند بنابراین قبل از ازدواج مرز مشخصی بین زندگی و کارتان تعیین کنید.


6. محیط کار را میدان رقابت نکنید

یکی از دلایلی که گاهی باعث می‌شود کار یک زوج همکار به دفتر مشاوره روان‌پزشکان بکشد، ارتقای شغلی یکی از طرفین در محیط کار است؛ موضوعی که در فیلم «همسر» (ساخته مهدی فخیم‌زاده) به خوبی نمایش داده شد؛ زن و شوهری که در شرکتی کار می‌کنند و رییس شرکت به جرم اختلاس دستگیر می‌شود. مرد هم که معاونت شرکت را به‌عهده دارد، مطمئن است وی را به ریاست شرکت انتخاب خواهند کرد ولی هیات امنا همسر او را برمی‌گزیند.


مرد که تحمل ریاست همسرش را ندارد، مشکلاتی در محل کار و در نتیجه خانواده به وجود می‌آورد. علاوه بر این، اخراج یا تعدیل یکی از طرفین هم می‌تواند مشکل‌ساز باشد. مثلا ممکن است زنی که به دلیل تعدیل نیرو از شرکت بیرون آمده، عزمش را جزم کند که شوهرش هم از محیط کار بیرون بیاید.


چون معتقد است محیط کار را به خوبی می‌شناسد و می‌داند چه کسانی در اطراف همسرش هستند و اینکه همسرش با زنان یا مردان شرکت ارتباط صمیمی‌ای دارد او را ناراحت می‌کند. قبل از هر اقدامی تمام جوانب را در نظر بگیرید و در خصوص این مسایل با طرف مقابلتان صحبت کنید.


7. مراقب نگاه دیگران باشید

آدم‌های کنجکاو همه جا هستند. وجود این افراد فقط محدود به آشنایان و اطرافیان نمی‌شود و ممکن است در محیط کار هم همکار کنجکاوی داشته باشید که بخواهد سر از زندگی‌تان دربیاورد.


کنجکاوی‌هایی از این دست که «شوهرت به‌تنهایی مخارج خانه را تامین می‌کند یا اینکه تو هم مجبوری او را همراهی کنی»، «چرا اجازه می‌دهی همکاران خانم یا آقا همسرت را به اسم کوچک صدا ‌کنند» و... پس مراقب رفتار و گفتارتان در محیط کار باشید و حساسیت‌های بی‌جا نشان ندهید زیرا از هر نظر زیر ذره‌بین نگاه دیگر همکاران هستید.

چگـونه شخص مورد علاقه ی خود را با پیامک هـایش بشناسیم

%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9.jpg


بی‌شک همان‌طور که پیشرفت علم و دردسترس بودن امکانات ارتباطی راه‌های با خبر شدن آدم‌ها از هم را آسان‌تر و سریع‌تر کرده، به همان نسبت هم آدم‌ها را از هم دور کرده. تب پیامک‌ها و دنیای مجازی به قدری ما و زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار داده که دیگر کمتر برای همدیگر وقت می‌گذاریم.


می‌توان گفت برای با هم بودن تنبل شده‌ایم و با خیال اینکه وقتی می‌توان با یک پیامک از یکدیگر با خبر شد دیگر نیازی به طی کردن مسافت‌ها نیست و این یعنی دور شدن از هم و حس نکردن یک ارتباط، حالا می‌خواهیم بدانیم که آیا با این پیامک‌ها می‌توانیم احساسات خود را هم بروز بدهیم یا حتی پی به افکار طرف مقابل خود ببریم، در این باره با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور خانواده صحبت کرده‌ایم و به نتایج جالبی رسیده‌ایم.


پاسخ‌های کوتاه می‌دهید یا بلند؟


کسانی که پاسخ‌های بلند می‌دهند معمولا افرادی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی را ارائه دهند. بسیار اهل گفت‌وگو و اهل برقرار کردن ارتباط با دیگران بوده و خواهان ارتباط کلامی هستند و ارتباط برای‌شان در اولویت است، به همین دلیل رابطه‌های طولانی و حرف‌زدن‌های طولانی را ترجیح می‌د هند. این افراد بسیار کمال‌گرا هستند. افرادی که پاسخ‌های کوتاه می‌دهند بستگی به حال و احوال‌شان در آن لحظه دارد و گاه ممکن است بی‌حوصله و عصبی باشند اما معمولا افراد سردتری هستند که خیلی مایل به ارتباط‌های کلامی نیستند و ترجیح می‌دهند سریع و بی‌مقدمه و بی‌حاشیه حرف‌شان را بزنند و دنبال ادامه ارتباط نیستند، معمولا این افراد روابط گسترده‌ای ندارند.

آیا می‌توان از روی پیامک‌های شخص پی به احساسات طرف برد ؟


در این مورد نمی‌توان به طور قطع نظر داد، انسان‌ها موجودات بسیار پیچیده‌ای هستند و نمی‌توان دسته‌بندی کلی از دل آنها بیرون کشید، ممکن است در آن لحظه که پیامک خاصی به دست ما می‌رسد بتوان تقریبا به افکار و احساسات آن شخص پی برد. این روزها پیامک برای بعضی انسان‌ها وسیله‌ای شده برای بیان احساسات و در این موارد می‌توان کاملا به احساسات شخص پی برد و فهمید که در آن لحظه در افکارش چه می‌گذرد زیرا انسان‌ها در لحظه نوشتن پیامک تمام سعی خود را می‌کنند تا حس آن لحظه خود را به شخص مقابل انتقال بدهند.


کسانی که از شکلک استفاده می‌کنند


تب استفاده از شکلک‌ها در پیامک‌ها در دنیای مجازی این روزها بسیار زیاد است، افرادی که علاقه زیادی به استفاده کردن از آنها دارند به‌شدت تمایل دارند حتما احساس و نظر خود را در آن لحظه به شخص مقابل انتقال دهند، اما باید بدانیم که نوع ارتباط برقرار کردن این روزها خیلی مهم‌تر است. هستند افرادی که دیگر برای دیدن دوستان و آشنایان خود نمی‌روند و برای جویا شدن از حال آنها فقط به پیامک اکتفا می‌کنند، این باعث سرد شدن روابط بین آدم‌ها شده و به‌تدریج باعث از بین رفتن مهارت‌های ارتباطی می‌شود. استفاده کردن از این نوع ارتباطات در اندازه نرمال خیلی هم خوب است اما باعث از بین رفتن اعتماد به نفس اشخاص می‌شود زیرا مهارت‌های ارتباطی آنها به مرور از بین می‌رود.


چه کسانی دیر و چه کسانی زود پاسخ می‌دهند؟


افرادی که ارتباط‌ها و حفظ آنها برای‌شان مهم است، دیگران برای‌شان در اولویتند و محور و مشغولیت اصلی آنها رابطه با دیگران است به محض رسیدن پیامک آن را جواب می‌دهند و فکر می‌کنند با پاسخ ندادن افراد را از دست خواهند داد، اما برعکس افراد خودمحور و با اعتماد به نفس بالا و کسانی که دیگران برای‌شان در اولویت نیستند پاسخ نمی‌دهند یا دیر پاسخ می‌دهند که البته در تمام این موارد موقعیت و شرایط شخص را باید درنظر گرفت.


غلط تایپ نکن !



افرادی هستند که پاسخ‌های پیامک‌ها را بریده و کوتاه یا با غلط املایی‌های زیادی می‌نویسند، این افراد هیچ نوع علاقه‌ای به ارتباط برقرار کردن از طریق تکنولوژی‌های روز ندارند، انسان‌های بی‌تمرکزی هستند و معمولا عجله دارند، وقتی نمی‌توانیم منظور خود را به درستی در پیامک‌ها به هم برسانیم گاهی پیش می‌آید که سؤالی از شخصی می‌پرسیم اما او یا جواب نمی‌دهد یا اشتباه جواب می‌دهد یا کلا برداشت اشتباهی از سؤال ما می‌کند و در نهایت پاسخ اشتباه خواهد داد.


این از عواقب همان نرساندن درست مفهوم و منظور ماست. وقتی رودررو صحبت می‌کنیم، با تاکید روی برخی جملات و سؤالات خود و با استفاده از زبان بدن به راحتی مفهوم را می‌رسانیم و قطعا جواب درست را دریافت خواهیم کرد، در غیر این‌صورت اگر پاسخ درست را دریافت نکنیم شخص با دیدن چهره ما یا با سؤالات مکرر ما متوجه می‌شود که جواب درستی نداده است و تلاش می‌کند پاسخ مطلوب‌تری به ما بدهد.

افرادی که به جملات فلسفی علاقه‌مندند


هستند افرادی که همیشه یک بیت شعر یا جملاتی فلسفی در آستین خود دارند و برای هر پیامک عادی که از افراد می‌گیرند از آنها استفاده می‌کنند، اینها تلاش می‌کنند متفاوت باشند، خودنمایی کنند، این اتفاق بد نیست که جملات تاثیرگذار بگوییم اما ادامه دادن این نوع پاسخ‌ها باعث از بین رفتن اثر این جملات می‌شود زیرا گیرنده آن پیام دیگر برایش عادی می‌شود و به عمق جملات فکر نخواهد کرد. معمولا گیرنده این پیام‌ها از این نوع پیام‌ها خوشحال می‌شوند اما بعد از مدتی خسته‌کننده خواهد بود.



چه کسانی با پیامک راحت‌تر حرف می‌زنند؟



افرادی که از موقعیت فرار می‌کنند با پیامک صحبت کردن را ترجیح می‌دهند، این نوع افراد با ارتباط برقرار کردن مشکل دارند، از برخورد با اطرافیان و عکس‌العمل آنها وحشت دارند و معمولا خود را پشت پیامک‌های‌شان پنهان می‌کنند. اما برخی افراد به آدم‌ها اجازه صحبت کردن نمی‌دهند و اطرافیان خود را مجبور می‌کنند تا بعد از خداحافظی با آنها حرف خود را با پیامک به آنها بگویند تا شاید به این روش توجه آن شخص را جلب کنند که در این‌صورت به مرور روابط این افراد فقط در پیامک‌ها خلاصه خواهد شد.


شخصیت‌شناسی مخفف‌نویس‌ها


دنیای ما دنیای سرعت است و معمولا این افراد عجول هستند که سعی می‌کنند با این روش سریع‌تر پاسخ دهند و سریع‌تر پاسخ خود را بگیرند، برخی دیگر تنبل‌ها هستند که مخفف می‌نویسند آنها با بی‌حوصلگی تمام پاسخ می‌دهند، مقتصد‌ها هم مخفف می‌نویسند. آنها تمام سعی خود را می‌کنند تا با استفاده از کمترین کاراکترها پاسخ پیامک‌ها را بدهند تا کمترین هزینه را پرداخت کنند، اما این اشتباهات املایی به مرور در صحبت‌های محاوره‌ای آنها در زندگی تاثیر می‌گذارد و به مرور عادت می‌کنند تا مخفف و بریده صحبت کنند. البته اینها دلیل نمی‌شود که اگر شخصی وقتی برای پیامک نمی‌گذارد صرفا در رفتار حضوری هم همان‌طور باشد. هستند افرادی که پیامک نمی‌دهند اما بسیار فن بیان بالایی دارند و خوب صحبت می‌کنند.

کسانی که اصلا جواب نمی‌دهند


این‌گونه افراد اتفاقا بسیار انسان‌های ارتباطی دیداری و گفتاری هستند، این افراد ترجیح می‌دهند در ارتباطات خود با اشخاص رودررو باشند چون دیدار برای‌شان مهم‌تر است و به دنبال ارتباط چشمی هستند تا کلامی و به لحاظ علمی این افراد قسمتی از مغزشان فعال است که در نتیجه این نوع ارتباط را بیشتر می‌پسندند.


send to allنکن


یکی از اشتباهات رایج افراد فرستادن یک پیامک واحد برای تعداد افراد زیاد است. این نوع افراد دید اجتماعی مناسبی ندارند زیرا افراد در اجتماع جایگاه‌های متفاوتی دارند و ممکن است هر کدام از این افراد از آن پیامک برداشت خود را داشته باشند و برای برخی خوشایند باشد و لذت ببرند و لی برخی دیگر دچار سوءتفاهم شوند و باعث به هم خوردن دوستی‌ها شود، این نوع افراد خیلی به روابط توجه نمی‌کنند و احساس می‌کنند با این کار می‌توانند این حس را پنهان کنند و می‌خواهند افراد را از سر خود باز کنند و با خود می‌گویند حتما با این کار دیگر کسی از من گلایه نخواهد کرد که چرا پیامک نمی‌دهم.


پیامک را ترجیح می‌دهید یا زنگ زدن ؟


پیامک به عنوان یک ارتباط گرم و صمیمی شناخته نمی‌شود و معمولا انسان‌ها در این نوع ارتباط به خاطر درست نرساندن منظور خود معمولا دچار سوءتفاهم می‌شوند، ما ترجیح می‌دهیم مخاطب‌مان به عمق حرف و احساس ما پی ببرد اما از آنجایی که 80درصد رساندن مطلب زبان بدن و کلام است و وقتی با پیامک ارتباط برقرار می‌شود، مقدار بیشتری از احتمال درست فهماندن مطلب را از دست می‌دهیم، وقتی شخصی می‌گوید «پیامک نده تماس می‌گیرم» یا «بیا حضوری صحبت کنیم» مشخص است که خواهان، روابط صمیمی‌تر و نزدیک‌تر را ترجیح می‌دهد.پیامک‌های خیلی گرم و صمیمی هم فقط در یک یا دو بار اول شاید بتواند تاثیرگذار باشد، با گذشت زمان این امر عادی می‌شود و دیگر نمی‌تواند احساسش را به درستی برساند.

نیازی به معجزه برای تغییر زندگی نیست !



مسئله ای که به آن بی توجه هستید، بی هدفی و بی برنامه بودن تان برای آینده است. اگر برادرهایتان ازدواج کنند و به هر دلیل نتوانند دیگر با شما زندگی کنند، آن وقت تکلیف زندگی شما چه می شود؟ منطقی این است که اگر گزینه مناسبی دارید ازدواج کنید، چرا که با ازدواج بسیاری از نیازهای عاطفی و مالی شما تامین می شود و شاید دغدغه و نگرانی کمتری درباره آینده نامعلوم خود داشته باشید. اما شایان ذکر است که قرار هم نیست چون شرایط تان این گونه است به ازدواج با هر کسی تن دهید!

اگر هم فعلا شرایط ازدواج ندارید، بهتر است به توانمند سازی خود فکر کنید، چون شرایط همیشه همین گونه نمی ماند. بهتر است این گونه فکر کنید که اگر در 60 سالگی به گذشته خود نگاه کنید، دوست دارید خود را چطور ببینید؟ به عبارتی اگر قرار باشد در سنین پیری از گذران عمر خود رضایت داشته باشید، به نظرتان چه کارهایی باید بکنید و از چه کارهایی دست بکشید؟ آیا با کارهایی که الان می کنید به آن نتیجه دلخواه می رسید؟ اگر به دقت به این سوالات جواب بدهید متوجه می شوید که شاید منتظر یک اتفاق یا یک معجزه در زندگیتان هستید که همه چیز عوض شود، ولی تا شما نخواهید چیزی تغییر نمی کند. می توان خوش بینانه هم به این قضیه نگاه کرد که چه خوب است که شما برادرهایی دارید که در صورتی که شکست بخورید، می توانند از شما حمایت کنند.
گم گشتگی؛ مشکل اصلی شما
بنابراین شاید همه مشکل، گیر دادن آن ها نباشد، یا شاید حتی نبودن پدر و مادرتان نیز مشکل اصلی شما به معنای واقعی نیست. مشکل، گم گشتگی و بی هدفی خودتان در زندگی است. ساده ترین پیامد و نتیجه بی هدفی نیز، افسردگی است. سعی کنید هدفی برای زندگی خود بیابید. به عنوان راهکارهای ساده و شاید بسیار سطحی، می توان گفت بهتر است بیشتر مطالعه کنید، شاید خواندن یک کتاب مسیر زندگی شما را تغییر دهد. در گروه هایی که طرز فکرشان با شما نزدیک تر است، شرکت کنید، مثل گروه های کتاب خوانی، شعر، موسیقی و شرکت در جلسات و گروه های روان درمانی نیز که توسط متخصصان روان شناسی برگزار می شود، می تواند کمک بزرگی به شما بکند. نکته دیگر این که حتما خود را به کاری مشغول کنید، مهم نیست که این کار در آغاز، ایده آل شما هست یا نه ، سعی کنید کار کردن را یاد بگیرید چرا که کار کردن، به انسان حس کفایت می دهد و حس کفایت، مسکن افسردگی است.

دلایلی برای ازدواج نکردن خانم ها




صحبت مان درباره کسانی که فرصت مناسب و دلخواه ازدواج را پیدا نمی کنند نیست. از کسانی حرف می زنیم که خودشان تصمیم به مجرد ماندن می گیرند. آنهایی که از ازدواج می ترسند یا نفرت دارند. چرا بعضی از زنان از ازدواج فرار می کنند؟

استقلال

این یکی از شایع‌ترین دلایل حفظ استقلال است. به نظر می‌رسد این روزها خانم‌ها بیشتر از آزادی خود لذت می‌برند. آنها فکر می کنند ازدواج استقلال شان را به مخاطره می اندازد و با مسئولیت های جدید و تعهدهای خانوادگی محدودشان می کند.

بنابراین مجبورند از کار و تحصیل و علایقشان فاصله بگیرند. تصوری که البته اشتباه است. ازدواج ممکن است سبک زندگی شما را عوض کند اما با انتخاب درست می توانید همسری داشته باشید که حامی استقلال شما و فعالیت هایتان باشد نه مخالف آن.


اوقات تنهایی
بعضی از زنان وقت گذراندن برای خودشان را یکی از دلایل عدم تمایل به ازدواج می دانند. تجرد طولانی مدت برای عده ای باعث می شود انزوا و تنهایی شان را به هر چیزی ترجیح بدهند. این عده عموما سازگاری خوبی ندارند و به راحتی با دیگران کنار نمی آیند.

روابط قبلی
تجربیات بد از ازدواج‌های قبلی گاهی یکی دیگر از دلایلی است که خانم‌ها را از ازدواج دور می‌کند. نه فقط ازدواج، روابط عاطفی شکست خورده و دوستی های ازبین رفته و بی اعتمادی ناشی از آنها مانع از وارد شدن آنها به یک رابطه طولانی مدت می شود. تجربیات تلخ دیگران هم گاهی مزید بر علت می شود تا زن ها قید ازدواج را بزنند.

چطور با این ترس ها مقابله کنید؟
برای خودتان تعیین کنید که دقیقا از چه چیزی می‌ترسید: بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، از حواشی و آن ترس دارند. برای مقابله با این ترس بدترین تصویر ذهنی که نگرانتان می کند و باعث می شود از ازدواج بترسی، در ذهن خود مجسم کنید و سعی کنید حربه های مقابله با آن را برای خود تعیین کنید. این که چطور می توانید از این اتفاق پیشگیری کرده و در صورت وقوع چطور باید با آن برخورد کنید.
تجربیات بد از ازدواج‌های قبلی گاهی یکی دیگر از دلایلی است که خانم‌ها را از ازدواج دور می‌کند. نه فقط ازدواج، روابط عاطفی شکست خورده و دوستی های ازبین رفته و بی اعتمادی ناشی از آنها مانع از وارد شدن آنها به یک رابطه طولانی مدت می شود. تجربیات تلخ دیگران هم گاهی مزید بر علت می شود تا زن ها قید ازدواج را بزنند

مشورت بخواهید: از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا درباره ترس ها و نگرانی هایی که قبل از ازدواج داشته و موفقیت هایی که در مقابله با آنها یا حل و فصل شان به دست آورده برایتان صحبت کند.


قبل از ازدواج توجه کنید: ترس های شما تا حد زیادی با انتخاب همسر مناسب تان از بین می رود. نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می‌شود و هم می توانید در رابطه خود موفق تر به پیش بروید.