سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

مسلط شدن بر اعصاب کار سختی است. میتوانید از این نکات استفاده کنید تا بتوانید عصبانیتتان را کنترل کنید.
وقتی
کسی در خیابان با رانندگی بد خود، سد راه شما میشود، خونتان به جوش
میآید؟ وقتی فرزندتان در خانه همکاری نمیکند، اعصابتان خرد میشود؟
عصبانیت احساسی کاملاً طبیعی و حتی سالم است. اما خیلی مهم است که به طریقی
مثبت با آن کنار بیایید. عصبانیتی که کنترل نشود میتواند هم به سلامتتان و
هم به روابطتان آسیب بزند.
برای کنترل عصبانیتتان آمادهاید؟ با این 10 نکته شروع کنید.
1 - وقفه بیندازید
تا
10 شمردن فقط برای بچهها نیست. قبل از اینکه در یک موقعیت پیچیده واکنش
نشان دهید، چند لحظه صبر کنید، نفس عمیق بکشید و تا 10 بشمرید. کُند کردن
واکنش میتواند کمکتان کند اعصابتان آرامتر شود. در صورت لزوم، کمی از فرد
یا موقعیت مورد نظر دور شوید تا کمی عصبانیتتان فروکش کند.
2 - وقتی آرام شدید، عصبانیتتان را بروز دهید
به
محض اینکه توانستید خود را کنترل و درست فکر کنید، ناراحتی و عصبانیتتان
را به طریقی قاطع اما غیرمقابلهای ابراز کنید. نگرانیها و نیازهایتان را
واضح و مستقیم بیان کنید، بدون اینکه بخواهید کسی را ناراحت یا کنترل کنید.
3 - ورزش کنید
فعالیت
فیزیکی میتواند راه خروجی احساسات باشد، مخصوصاً اگر در حال انفجار
هستید. اگر احساس میکنید عصبانیتتان شدیداً بالا رفته است، به پیادهروی
یا دو بروید یا زمانی را به انجام فعالیت فیزیکی موردنظرتان اختصاص دهید.
فعالیتجسمانی موادشیمیایی مختلفی را در مغز فعال میکند که باعث میشود
احساس شادی بیشتری داشته و خیلی بیشتر از قبل احساس آرامش کنید.
4 - قبل از حرف زدن فکر کنید
در
آن لحظه که از عصبانیت داغ کردهاید، خیلی راحت اتفاق میافتد که چیزی به
زبان بیاورید که بعد احساس پشیمانی کنید. قبل از اینکه حرفی بزنید، زمانی
وقت صرف کنید تا هم خودتان خوب فکر کنید و هم اجازه دهید افراد دیگر درگیر
در آن موقعیت خوب فکر کنند.
5 - راهکارهای ممکن را مشخص کنید
به جای اینکه روی موضوعی که عصبانیتان کرده تمرکز کنید، به این فکر کنید که چطور میتوانید آن مشکل را حل کنید.اتاق
نامرتب فرزندتان عصبانیتان کرده است؟ در آن را ببندید. آیا همسرتان هر شب
برای شام دیر به خانه میرسد؟ برنامه شام را عقبتر بیندازید — یا توافق
کنید که خودتان چند روز هفته را به تنهایی شام بخورید. به خودتان یادآور
شوید که عصبانیت هیچ چیز را حل نمیکند و فقط ممکن است همه چیز را بدتر
کند.
6 - جملات "من" دار استفاده کنید
برای
جلوگیری از انتقاد کردن و تقصیر را به گردن کسی انداختن — که ممکن است
فشار موقعیت را بیشتر کند —برای توصیف وضعیت از جملات "من" دار استفاده
کنید. محترمانه و مشخص صحبت کنید. مثلا به جای اینکه بگویید، "تو هیچ وقت
در کارهای خانه به من کمک نمیکنی"، بگویید، "من ناراحتم که بدون اینکه به
من برای جمع کردن ظرفها کمک کنی، میز غذا را ترک کردی."
7 - کینه به دل نگیرید
بخشش
ابزار بسیار قدرتمندی است. اگر اجازه دهید عصبانیت و سایر احساسات منفی،
احساسات مثبت را در شما از بین ببرد، خواهید دید که غرق در تلخی حس
بیانصافی می شوید. اما اگر بتوانید کسی که عصبانیتان کرده را ببخشید، هر
دوی شما میتوانید از آن موقعیت درس بگیرید. واقعبینانه نیست که انتظار
داشته باشید همه درست همانطور که شما دوست دارید رفتار کنند.
8 - برای از بین بردن فشار موقعیت، از شوخ طبعی استفاده کنید
شوخی
کردن میتواند کمی از فشار را کم کند. البته منظور ریشخند و مسخره کردن
نیست چون میتواند به احساسات طرف مقابل آسیب زده و همه چیز را بدتر کند.
9 - مهارتهای تمدد اعصاب را تمرین کنید
وقتی
از کوره در میروید، مهارتهای تمدد اعصاب را وارد کار کنید. تمرینات تنفس
عمیق، تجسم یک صحنه آرامش بخش، تکرار یک کلمه یا جمله تسلی بخش میتواند
کمکتان کند. همچنین میتوانید به موسیقی گوش دهید، در دفترخاطراتتان
بنویسید یا چند حرکت یوگا انجام دهید.
10 - بدانید چه زمان باید کمک بگیرید
یاد
گرفتن کنترل عصبانیت برای همه سخت است. اگر عصبانیتتان خارج از کنترل به
نظر میرسد، میتوانید کمک بگیرید تا کاری نکنید که بعد پشیمان شوید یا به
اطرافیانتان صدمه بزنید. کلاسهای کنترل اعصاب یا یوگا و همچنین مشاوره گرفتن از یک روانشناس میتواند کمک خوبی برای شما باشد.
کلاسهای کنترل عصبانیت به شما کمک میکند تا
• یاد بگیرید عصبانیت چیست
• بفهمید چه چیزهایی عصبانیت را در شما تحریک میکند
• علائم عصبانی شدنتان را بشناسید
• یاد بیگرید به عصبانیت و ناراحتیتان به طریقی سالم واکنش دهید
• احساسات پنهان خود مثل ناراحتی یا افسردگی را بشناسید
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 15:57
دوستی قبل از ازدواج همیشه چالش
برانگیز بوده است. روابطی که هر قدر هم حد و مرز برای آن قائل شوند ولی
باز سر بزنگاه دامن زندگی جوانان را می گیرد و برایشان دردسر ایجاد می
کند؛ اما باید برای حفظ زندگیشان تلاش کنند تا هر روز شاهد بالا رفتن آمار
طلاق نباشیم.
این
گونه ارتباطات که قبل از منعقد شدن سیستم خانواده شکل می گیرند، بعدا به
صورت ویروس هایی وارد سیستم خانواده شده و منجر به سستی و اختلاف در درون
آن میشوند. سیستم دوستی با سیستم خانواده بسیار فرق دارد. در سیستم
دوستی باورهایی در ذهن دختر و پسر شکل میگیرد که با سیستم خانوادگی
سازگار نیست. آسیب های دوستی های قبل ازدواج 1. ترس از افشای ارتباط های گذشته:
جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در
گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار
بدی در زندگی اش گذارد و هر آن احتمالافشای آن سبب بروز مشکلاتی گردد، به
ویژه در بافت اجتماعی جامعه اسلامی ما. 2. بدگمانی نسبت به همدیگر:
واقعیت این است که در ازدواج هایی که قبل از آن دوستی وجود داشته اعتماد
کمتری وجود دارد. به عنوان مثال در دوستی های قبل از ازدواج ناخودآگاه پسر
به این باور میرسد که این دختر مورد نظر احتمالا جرات ارتباط با پسر
دیگر را دارد وگرنه به این راحتی با من دوست نمیشد. این باور که در سیستم
دوستی به وجود آمده در ذهن باقی میماند و بعد از منعقد شدن سیستم
خانواده تدریجا به صورت عدم اعتماد بروز میکند. همین عدم اعتماد یکی از
زمینه های بروز اختلاف در خانوادهها است. 3. تنوع طلبی:
مرد یا زنی که قبل از ازدواج با افراد متعددی ارتباط دوستی دانسته خواه
ناخواه تنوع طلب می شود و این امر بعد از تشکیل خانواده و زندگی مشترک
همچنان ادامه می یابد، و این امر عامل کم شدن محبت به کانون گرم خانواده
می شود. دوستی قبل از
ازدواج به جای ایجاد شناخت، تنها عاطفه ها را گره می زند و دختر و پسر
قبل از آنکه بتوانند شخصیت یکدیگر را غربال کنند، درگیر عواطف می شوند و
آنقدر به خلق و خوی هم عادت می کنند که دیگر نمی توانند نواقص طرف مقابل
را ببینند و حتی فراموش می کنند که خواسته شان از زندگی چیست و
آیا طرف مقابل توان برآوردن این خواسته ها را دارد یا نه. در حقیقت این
نوع دوستی کمک زیادی برای به دست آوردن شناخت نمی کند و تنها با درگیر
کردن دو طرف در احساسات، تصمیم گیری عقلانی را دشوار و دردناک می کند. انتخاب
همسر دارای مراحلی است که از شناخت خود تا کسب مهارت های اجتماعی را شامل
می شود. در بحث شناخت از خود باید به این نکته توجه کرد که با آگاهی کامل
از خود به سراغ یک ایده و فکر و روحیات جدید در ازدواج باید رفت. ازدواج
می تواند یک تصمیم تلخ یا شیرین باشد که بسته به نوع برخورد با این انتخاب
عظیم، تلخی و شیرینی آن به وجود می آید. بنابراین می توان با به دست
آوردن قدرت و مهارتهای لازم ازدواج را به یک تصمیم مهم و شیرین در زندگی
تبدیل کرد. همانقدر که دوستی قبل از ازدواج آسیب
زا است، آشنایی کسب نکردن قبل از ازدواج هم می تواند مخاطره آمیز باشد.
یک خواستگاری چشم بسته روش درستی برای شروع زندگی نیست. خواستگاری حوزه
سۆال و جواب نیست بلکه فرصتی است تا به طرف مقابل شناسایی بدهیم و از او
شناختی کسب کنیم قدم به قدم تا ازدواج موفق برای
یک ازدواج موفق باید با طرح و برنامه از پیش تعیین شده جلو رفت و این خود
مستلزم داشتن معیار، انگیزه و گزینش درست در ازدواج است. در حقیقت اینجا
بحث خودشناسی مطرح می شود و اینکه در ازدواج به دنبال چه هستیم. بعد از آن
میتوان به دنبال این بود که مخاطب چه طور باید باشد و چه خصوصیاتی داشته
باشد. این در حالی است که دوستی قبل از ازدواج این فرصت را از دختر و پسر
می گیرد تا خود را به دقت بشناسند، خواسته ها و نیازهای خود را برآورده
کنند و بر اساس این خواسته ها فرد مورد نظر را انتخاب نمایند. همانقدر
که دوستی قبل از ازدواج آسیب زا است، آشنایی کسب نکردن قبل از ازدواج هم
می تواند مخاطره آمیز باشد. یک خواستگاری چشم بسته روش درستی برای شروع
زندگی نیست. خواستگاری حوزه سۆال و جواب نیست بلکه فرصتی است تا به طرف
مقابل شناسایی بدهیم و از او شناختی کسب کنیم. باید
از اعتقادات، روحیات، برنامههای مدون زندگی، خوش آمدها و بدآمدها، محاسن
و معایب، شرایط خانوادگی و… صحبت شود، و در تمام این مدت بایدنحوه
معاشرتها و خلق و خوها مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار گیرد. از گفتگو تا اعتماد لازم
است زوجین برای رفع مشکلات و بدبینی ها و ….همکاری جدی داشته باشند و
بدانند که هر دو درگیر یک رابطه بدون بررسی جدی و عاطفی شده اند و با
همکاری جدی باید موانع که برای هردو هم وجود دارد را رفع کنند. باید مدت
گفتگوها درباره همدیگر را بیشتر کنند تا با ویژگی های شخصیتی هم بیشتر آشنا
شوند.
این
افراد باید از مخفی کاری درباره خود اجتناب کنند ولی اگر قبلا با پسر یا
دختری ارتباط داشته اند لازم نیست در این باره سخن بگویند. و اگر گناه
کرده اند توبه کننده چون اگر با خدا آشتی کنیم بسیاری از قفل را را خودش
باز می کند. هر دو مدت زیادی باید مراقب رفتار و ارتباطات خود باشند تا
زمینه های شک و بدگمانی رفع شود. مثلا از مخفی کردن گوشی همراه اجتناب
کنند. یا بیرون می روند بگویند کجا می روند با کی می روند و چه زمانی بر می
گردند. این زوجین باید با انتظارات طرف مقابل
آشنا شوند و اگر اختلافاتی دارند که خودشان تا به حال نتوانسته اند حل
کنند و مرتب مشاجره داشته اند از مشاور خانواده کمک بگیرند و با ادامه دادن مشاوره
مشکل را رفع کنند. زوجین از اعتماد کردن به افراد بیگانه پرهیز کنند و
درباره مسائلی که می شنوند از شریک زندگی خود توضیح بخواهند. از خودرایی
پرهیز کنید و بدانید که شریک زندگی آنها قصد عمدی برای مشاجره یا بد بینی
ندارد ولی از زمین رابطه دوستی، این نوع گیاهان با میوه تلخ می رویند. برای
جلب اعتماد طرف مقابل بهتر است عملا اقدام کنند و به طور عملی توبه و
پاکی خود را نشان دهند. در عمل نشان دهند که فردی باعفت، پاکدامن، با
متانت و… هستند. اگر در عمل ثابت کنند که واقعا از اشتباهات گذشته توبه
کردهاند و به هیچ وجه سراغ آن نمیروند ، کم کم اعتماد طرف مقابل به دست
میآید.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 15:49
همه ما می دانیم برای انجام کارهایمان به تمرکز نیاز داریم.
تمرکز کافی داشتن یکی از باارزش ترین ویژگی هاست که می تواند در موفقیت نقش مهمی ایفا کند.
فردی
که تمرکز حواس دارد، می تواند افکار سازنده داشته باشد و جلوی فکرهای
مخرب را بگیرد. حتی باهوش ترین افراد هم بدون قدرت تمرکز نمی توانند کاری
از پیش ببرند. اگرشما از آن دسته افرادی هستید که نمی توانند افکارشان را به مدت طولانی روی یک مقوله متمرکز
کنند نگران و دلسرد نشوید، زیــــــرا افراد بسیار کمی از عهده چنین چیزی
برمی آیند. باید گفت با تمرین روزانه می توانید بخوبی به این قدرت اعجاب
انگیز دست پیدا کنید.
۱: بدون حرکت روی
یک صندلی راحت بنشیند و ببینید چقدر می توانید بدون حرکت بمانید. این کار
به آن آسانی که فکر می کنید، نیست. شما مجبورید تمام توجه تان را به بی
حرکت نشستن روی صندلی جلب کنید. مراقب باشید هیچ یک از ماهیچه های بدن تان
حرکت نکند.
ابتدا ممکن
است فقط پنج دقیقه بتوانید بدون حرکت بمانید، اما بتدریج حتی می توانید به
۱۵ دقیقه در روز هم برسید. خود را به زور روی صندلی نگه ندارید، زیرا
باید کاملا احساس آرامش کنید. وقتی بتوانید روی بدن خود تسلط داشته باشید،
می توانید امیدوار باشید که ذهن تان را هم رام کنید.
۲: نگاه خیره روی
صندلی به گونه ای بنشینید که سراندکی بالا و چانه تان رو به جلو و شانه
هایتان به عقب متمایل باشد. دست تان را هم سطح شانه تان بالا برده و به سمت
جلو اشاره کنید. به مدت یک دقیقه به انگشتان دست تان خیره شوید. همین کار
را با دست چپ نیز انجام دهید. زمان انجام این کار را کم کم افزایش دهید.
با این روش پس از مدتی متوجه می شوید می توانید براحتی روی کاری متمرکز
شوید.
۳: دست های ثابت یک
لیوان پر از آب برداشته و با انگشتان تان آن را محکــــم بگیرید. دست تان
را به آرامی مقابل خود برده و در همان حال که لیوان را جلوی خود نگه می
دارید به آن خیره شوید و مراقب باشید دست تان کوچک ترین تکانی نخورد. همین
کار را با دست دیگرتان نیز انجام دهید. به این ترتیب می توانید برقدرت
تمرکزتان بیفزایید.
۴: رهایی از اضطراب در
طول روز مراقب ماهیچه های بدن تان باشید به طوری که آنها هرگز سفت و
کشیده نباشد. به جای این که ظاهر عصبی و پرفشاری داشته باشید سعی کنید با
رها کردن ماهیچه های خود در وضع آرامی قرار بگیرید. این کار به شما کمک می
کند با رهایی از اضطراب روی کار مورد نظرتان متمرکز شوید.
۵: کنترل ماهیچه های بدن دست
راست تان را روی زانو قرارداده، انگشتان تان به غیر از انگشت اول را جمع
کنید، به طـــوری که انگشت باز مانده به سمت جلو اشاره کند. سپس آن انگشت
را به آرامی از جهتی به جهت دیگر تکان دهید و در همان حال تمام توجه تان
را به نوک انگشت تان معطوف کنید. با این تمرین به مرور متوجه می شوید که
براحتی می توانید روی حرکات ماهیچه ای تان کنترل داشته و قدرت تمرکزتان را
بالا ببرید و براحتی افکارتان را روی چیزی که می خواهید متمرکز کنید. این
تمرین و تمرین های مشابه را جدی گرفته و با دقت انجام دهید.
۶: حس بویایی با
کمک حس بویایی می توانید قدرت تمرکزتان را افزایش دهید. وقتی پیاده روی
می کنید، یا در روستایی رانندگی می کنید و از کنار باغ گلی رد می شوید به
بوی گل ها و گیاهان توجه کنید و سعی کنید انواع بوها را شناسایی کنید. سپس
یکی را از آن میان انتخاب کرده و سعی کنید فقط آن بوی خاص را حس کنید.
متوجه می شوید که بوی آن گل یا گیاه خاص شدت می گیرد. این کار توجه خاصی
می طلبد و با این روش می توانید ذهن تان را به تمرکز داشتن روی چیزی آموزش
دهید. ۷: جریان خون روی
زمین دراز بکشید و ماهیچه های تان را شل و رها کنید. روی ضربان قلب تان
متمرکز شوید و به هیچ چیز دیگر توجه نکنید. فقط به این موضوع بیندیشید که
این اندام فوق العاده چگونه خون را به تمام قسمت های بدن می فرستد. پس
از کمی تمرین می توانید کاملا جریان خون را در بدن تان احساس کنید. حتی
هرگاه در نقطه ای از بدن تان احساس ضعف کردید می توانید با تصور کردن، خون
بیشتری به آن قسمت هدایت کنید. تردید نداشته باشید که با تمرین می توان به
چنین قدرتی دست پیدا کرد. بنابراین مسلما چنین فردی با این نوع توانایی
می تواند براحتی روی هرکاری که می خواهد تمرکز داشته باشد.
۸ : خواب راحت خواب
راحت در افزایش تمرکز کمک بسیاری می کند. می توانید با روش آب این کار را
انجام دهید. یک لیوان پراز آب روی میز اتاق خواب تان بگذارید و روی صندلی
کنار آن بنشینید و به لیوان آب خیره شوید و با خود فکر کنید که آن چقدر
آرام است. سپس خود را تصور کنید که در وضعی بسیار آرام همانند آب درون
لیوان قرار دارید. پس از اندکی تمرین، اعصاب تان آرام می شود و می توانید
به خواب روید. خواب راحت و با کیفیت باعث می شود شما هنگام بیداری از تمرکز
بالایی بهره مند شوید.
۹: گفت وگو با آینه دو
علامت هم سطح با چشمان خود روی آینه بگذارید و تصور کنید که آنها چشمان
انسان دیگری است که به شما خیره شده است. صورت تان را مقابل آینه قراردهید و
مراقب باشید سرتان را تکان ندهید. به چهره تان خیره شده و تصور کنید آن
زن یا مردی است که می توانید به او اعتماد کنید و دوستش داشته باشید.
اجازه ندهید فکر دیگری به ذهن تان بیاید. درهمان حال چند بار نفس عمیق
بکشید و هوای تازه وارد شش هایتان کنید. با این روش، آرام آرام احساس
آرامش و قدرت وجودتان را می گیرد. سپس با فرد درون آینه صحبت کنید. این
کار را روزانه سه تا پنج دقیقه انجام دهید و پس از مدتی متوجه می شوید
هرزمان که لازم باشد براحتی می توانید روی موضوعی تمرکز داشته باشید.
۱۰: کنترل احساسات با
کنترل احساسات تان می توانید قدرت تمرکزتان را افزایش دهید. برای این که
بتوانید روی احساسات تان تسلط داشته باشید، این تمرین را انجام دهید: با
خود تصور کنید در هوای خنک قرار دارید، چه احساسی دارید؟ اکنون تصور کنید
هوا سردترشده است و بالاخره از سرما دارید یخ می زنید. اگر با تمام
نیرویتان این گونه فکر کنید مطمئن باشید که از سرما به لرزش می افتید.
حالا، برعکس این کار را انجام دهید. فکر کنید در محیطی گرم نشسته اید که هر
لحظه برگرمایش افزوده می شود تا آنجا که غیرقابل تحمل می شود. از این نوع
تمرین در حالت های مختلف می توانید انجام دهید. مثلا اگر گرسنه یا تشنه
اید و بنا به دلایلی نمی توانید چیزی بخورید، می توانید تصور کنید که تازه
یک وعده غذای گرم و نوشیدنی خورده اید یا اگر جایی در بدن تان درد می کند
می توانید با منحرف کردن ذهن تان به سمت چیز دیگری تاحد زیادی از حس درد
بکاهید. این نوع تمـــــرین را اگر هر روز انجام دهید پس از مدت کوتاهی
متوجه می شوید خیلی زود و راحت هرزمان که خواستید، می توانید روی موضوعی
متمرکز شده و بدون حواس پرتی کارتان را انجام دهید. ۱۱: کنترل امیال میل
و خواسته چیزی است که کنترل آن بسیار سخت بوده و نیروی زیادی می طلبد.
فراموش نکنید زمانی که توانستید روی خواسته های تان تسلط یابید لحظه ای است
که می توانید به طرز اعجاب آوری روی مسائل مورد نظرتان تمرکز داشته
باشید. در واقع با فکر نکردن به موضوعات دیگر، تمام وجودتان متمرکز کاری
می شود که در حال انجام دادن آن هستید. فرض کنید خبر جالبی شنیده اید و
دوست دارید درمورد آن به اولین کسی که می بینید بگویید. تمرین تان الان
شروع می شود. یعنی این که باید تمام نیرویتان را به کار بندید و آن را به
کسی نگویید. یا مثلا هنگام انجام دادن کاری هوس می کنید با کسی تلفنی صحبت
کنید یا نوشیدنی بخورید. به جای گوش دادن به فرمان امیال تان، آن کارها
را تا وقتی که کار اصلی تان انجام نشده است انجام ندهید. با این روش می
توانید برامیال خود مسلط شوید و کنترل امیال و خواسته های بی حد و حساب
قدرت تمرکز را بالا می برد.
۱۲: مطالعه یک
تمرین عالی برای افزایش توانایی تمرکز، مطالعه است. فرد هنگام خواندن
مطلبی مجبور است تمام افکارش را روی موضوع مورد مطالعه متمرکز کند تا متوجه
مطلب شود. بنابراین تا آنجا که می توانید مطالعه کنید. داستان های کوتاه
نمونه های خوبی برای این تمرین است . پس از خواندن هر داستان خلاصه ای از
آن را بنویسید. خواندن مقالات روزنامه و مجلات هم گزینه های خوبی است. اگر
پس از مطالعه نتوانستید خلاصه ای از آن را بنویسید یعنی این که هنگام
خواندن تمرکز کافی نداشته اید.
۱۳: تماشای تمرکز روی
یک صندلی نشسته و ساعتی را روی میز روبه رویتان قرار دهید. سپس با چشمان
تان عقربه ثانیه شمار آن را دنبال کنید. این کار را پنج دقیقه انجام دهید.
باید مراقب باشید چشم تان به غیر از ثانیه شمار جای دیگری را نبیند. اگر
بتوانید این کار را روزانه انجام دهید و در این زمان اجازه ورود هیچ فکر
دیگری به ذهن تان را ندهید، می توانید قدرت تمرکزتان را افزایش دهید.
درواقع با کنترل سیستم عصبی تان به چنین نیرویی دست می یابید. هنگام انجام
این تمرین باید روی صندلی ثابت و بدون حرکت بمانید.
۱۴: روش عنکبوتی وقتی
تارهای بافته شده عنکبوتی را با وسیله ای به نرمی تکان دهید، عنکبوت به
تصور این که حشره ای به دامش افتاده است به بررسی آن می آید. اما اگر این
کار را چند بار انجام دهید، عنکبوت دیگر به آن توجه نمی کند. شما نیز می
توانید از روش عنکبوت بهره برید و مانند آن رفتار کنید. مثلا هربار مشغول
انجام کاری هستید هرچیزی که احتمال دارد حواس تان را پرت کند نادیده
بگیرید. چیزهایی مانند صدای پرندگان و سروصدای خودروها. وقتی روی کارتان
متمرکز شدید موارد دیگر را نادیده بگیرید. این کار ابتدا سخت است اما به
مرور زمان می توانید براحتی از پس آن برآیید.
۱۵: ایمان به خود خیلی
مهم است که به توانایی های خود در تمرکز داشتن ایمان داشته باشید. اگر ۱۴
تمرین قبل را بخوبی انجام داده باشید پس اکنون می توانید تا اندازه قابل
توجه ای قدرت تمرکز داشته باشید و چنانچه خود را باور داشته باشید و
توانایی هایتان را دست کم نگیرید، بدون شک می توانید قدرت تان را بالاتر
نیز ببرید. هر زمان که نیاز به تمرکز و انجام کاری داشته باشید، با
خودباوری می توانید راحت به مقصود برسید.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 14:57
شاید با والدین او همانقدر راحت
نباشید که با والدین خودتان هستید. این افراد تا مدتها در زندگی شما
خواهند بود. از بین بردن همه تعارض ها شاید غیرممکن باشد، ولی همیشه راه
هایی هست که بتوانید بعضی از مسائل را برای همیشه حل کنید.
شما
قطعا می توانید اصطکاک را با والدین خودتان خیلی بهتر از والدین همسرتان
حل کنید. زیرا با آنها راحت هستید، ولی با والدین همسرتان، هیچ وقت مطمئن
نیستید که چه بگویید و احساستان را چطور بیان کنید. شاید چیز اشتباهی
بگویید و به احساسات آنها صدمه بزنید. یا اینکه ساکت بمانید و حس بیزاری
در شما بزرگ و بزرگتر شود. و گذشته از همه
اینها، شوهرتان خیلی از خودش مایه می گذارد تا آنها را راضی نگه دارد.
مثلاً خانمی می گفت: «هر وقت صحبت از این می شود که والدین او کاری کرده
اند که مرا آزار داده یا ناراحت کرده، شوهرم شروع می کند به دفاع کردن از
آنها و برای آنها بهانه می تراشد.» یعنی درست موقعی که قرار است مسئله ای
که مربوط به والدینتان بود را حل کنید، دعوای دیگری اضافه بر آن شروع می
شود. والدین همسرتان زیادی در کارهای شما دخالت می کنند؟ آنها
در نزدیکی شما و یا در شهر شما زندگی می کنند، هر بار بیرون می روید می
خواهند با شما بیایند؛ آنهایی که مسیرشان دور است حداقل در تعطیلات می
خواهند با شما باشند. خانمی می گفت: «مادرشوهر و پدرشوهرم راهشان خیلی دور
است و سالی یکبار می توانند به منزل ما بیایند، بنابراین انتظار دارند
همه تعطیلاتمان را با آنها بگذرانیم.» خانم دیگری می گفت: «شوهرم برایش مهم
نیست که همیشه در تعطیلات به دیدن خانواده اش برویم. این طرز فکر او مرا
دیوانه می کند و هیچ وقت نمی توانیم مثل یک خانواده، خودمان تنهایی به
مسافرت برویم.» قبل از آنکه پای خانواده همسرتان
را از زندگی خانوادگی خودتان ببرید، باید این موضوع را به شوهرتان
بفهمانید. اینکه به عنوان یک خانواده مستقل برای تحکیم پیوند خانوادگی
وقت داشته باشید هم مهم است. پس به شوهرتان بفهمانید که چه می خواهید و
دوست دارید با هم وقت بگذرانید، نه اینکه والدین او را تنبیه کنید. بدین
ترتیب او می فهمد که شما چه می گویید و از دید شما به مسائل می نگرد. برای سازش آماده شوید شاید
مجبور شوید روابطتان با والدین خودتان را هم کم کنید. اگر شوهرتان ببیند
که شما دارید بعضی چیزها را فدا می کنید، او هم همین کار را می کند. سپس
باید تعطیلاتتان را طوری تنظیم کنید که بعضی از سفرهایتان بدون والدینتان
باشد. از شوهرتان بخواهید تا به بهترین شکل به
والدینش اطلاع دهد که دیدار بعدی با آنها به این زودی ها نخواهد بود. اگر
حاضر نبود این کار را بکند اصرار کنید، زیرا مناسب تر است که والدینش این
حرف را از سوی او بشنوند. برای بهبود شرایط، می توانید کارهایی انجام دهید
که والدینش فکر نکنند کاملاً بریده اید، مثلاً کاردستی بچه را اسکن کنید و
برایشان ایمیل کنید و بچه هایتان را تشویق کنید که تلفنی با آنها حرف
بزنند. آنها احتمالاً از این تغییر خوششان نخواهد آمد، ولی اگر همه چیز
خوب پیش برود، بالاخره این موضوع را می پذیرند و برایشان عادی می شود. در
مورد والدینی که در نزدیکی شما زندگی می کنند، شاید موقعیتی که پیش می
آید زیاد خوشایند نباشد، ولی بالاخره همه چیز درست می شود. اگر نمی خواهید
در هر مناسبتی آنها زنگ خانه تان را بزنند، به آنها بگویید که می خواهید
خانوادگی این مناسبت را بگذرانید. اگر بچه ها شما را لو دادند، توضیح دهید
که قبلاً برنامه ریزی کرده اید، و اگر بعد از برنامه های شما مثلاً شب
جمعه برای شام بیایند خوشحال می شوید. همیشه اگر گزینه دیگری ارائه دهید،
همه چیز حل می شود. اگر نمی دانید که والدین
همسرتان دارند مرزگذاری می کنند یا درک نمی کنند که شما نیاز به کمک
دارید، از آنها بپرسید که آیا دوست دارند در برنامه های زندگی شما گوشه ای
از بار را بگیرند؟ اگر گفتند: «خیلی دوست داریم کمک کنیم، ولی الان
امکانش را نداریم» دیگر درخواست نکنید. و اگر جوابشان "حتماً" بود، از
آنها تشکر کنید از پسرشان انتظار زیادی دارند؟ بسیاری
از مادران از پسرشان انتظار دارند که وقتی در منزل نیستند، پسرشان
کیلومترها تا منزل بیاید و به گلدان های آنها آّب بدهد. خانمی می گفت:
«شوهرم بعد از ساعت کاری اش باید کیلومترها رانندگی کند و وقتی که به خانه
می رسد بچه ها خواب هستند.» مشکل اینجاست که
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها احتمالاً زمانی که جوان بودند با چنین موقعیتی
روبرو نشده بودند، بنابراین امروز استرس های خانواده را درک نمی کنند. یک
راهش این است که به آنها بگویید که زندگی امروز به چه شکل است و این که
آنچه آنها درخواست می کنند در شرایط امروزی انجامش دشوار است. وقتی این
موضوع را درک کنند، همه چیز آسانتر می شود. البته
خانمی هم می گوید: «مسئله این نیست. بعضی از والدین از پسر متأهلشان کاری
درخواست می کنند تا بدین ترتیب او را در زندگی خود نگه داشته و کنترلش
کنند.» و پسری که در مقابل این درخواست های غیرمنطقی سر فرود می آورد –
حتی با اینکه می داند برای خانواده اش سختی می آورد – باید یاد بگیرد که
بتواند بگوید نه. اگر درخواست های والدینش ادامه پیدا کرد، باید راهی پیدا
کنید که شوهرتان هم بتواند با آن کنار بیاید: مثلاً از یکی از همسایه ها
بخواهید که هفته ای یک بار کمک کند. یا یکی از نوجوانان همسایه را استخدام
کنید تا این کار را هفته ای یکی دوبار برایش انجام دهد. در هر صورت،
شوهرتان به والدینش می فهماند که می خواهد به آنها کمک کند، ولی به شرطی
که به زندگی خودش لطمه نخورد. آنطور که دوست دارید کمکتان نمی کنند؟ این
شرایط کمی پیچیده است، زیرا پدر مادر همسرتان درست مثل شما می توانند
مرزهایشان را مشخص کنند. آنها شاید داوطلب نشوند، زیرا درک نمی کنند که
چقدر به کمکشان احتیاج دارید. نیازهایتان را واضح بگویید. اگر
نمی دانید که والدین همسرتان دارند مرزگذاری می کنند یا درک نمی کنند که
شما نیاز به کمک دارید، از آنها بپرسید که آیا دوست دارند در برنامه های
زندگی شما گوشه ای از بار را بگیرند؟ اگر گفتند: «خیلی دوست داریم کمک
کنیم، ولی الان امکانش را نداریم» دیگر درخواست نکنید. و اگر جوابشان
"حتماً" بود، از آنها تشکر کنید. نمی توانید همه
مسائل را حل کنید، ولی روشن کردن بعضی چیزها خیلی کمک می کند، به خصوص
برای فرزندانتان. بچه ها تنها کسانی هستند که وقتی اطرافیانشان با هم کنار
می آیند بیشترین نفع را می برند. 
دیپلماسی کنار
آمدن با بعضی از والدین خیلی سخت تر از دیگران است، و با بعضی دیگر به
هیچ وجه نمی توان کنار آمد، ولی کارشناسان هم موافقند که اغلب روابط وقتی
شکوفا می شوند که قوانین پایه ای اجرا شوند. اگر در مذاکره با والدین
خودتان بیشتر مشکل دارید، این راهنمایی ها در مورد آنها هم صادق است: فوراً
مرزهای روشنی بگذارید. اگر نمی خواهید مرتباً به خانه شما بیایند یا
مرتباً به شما پند و اندرز دهند، همین حالا باید آنها را متوقف کنید، قبل
از آنکه این کار برایشان تبدیل به عادت شود. در غیر این صورت مجبور می
شوید در بدترین لحظه ممکن این حرف را به آنها بزنید. تصمیم
خودتان را بگیرید که در مورد چه چیزهایی احساس بدی دارید و در مورد چه
چیزهایی می توانید کوتاه بیایید. بخاطر آرامش خانواده، شاید باید بعضی
چیزها را بی خیال شوید و بر روی بعضی چیزها پافشاری کنید. در مورد بعضی
چیزهای کوچک که ضرر کمتری دارد اصرار نکنید. بدانید که چه زمانی باید
زبانتان را نگه دارید. گاهی گفتن کل حقیقت غیرضروری و آسیب رسان است.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 14:49
امام رضا علیه السلام می فرمایند:« جبرئیل به محضر مبارک رسول خدا (ص)
شرفیاب شد و عرض کرد: ای محمد (ص) پروردگارت سلام می رساند و می فرماید:
دختران شما همانند میوه های درخت می باشند. هرگاه میوه درخت رسید چاره ای
جز چیدن آن نیست و اگر چیده نشود تابش خورشید آن را فاسد و باد مزه آن را
از بین می برد. و همانا وقتی دختران به آن حدی رسیدند که زنان دیگر
پیشترآن موقعیت را دریافته اند چاره ای جز اختیارکردن شوهر ندارند و اگر
شوهری برای آن ها در نظر گرفته نشود، از فساد و تباهی در امان نیستند.
رسول خدا (ص) به منبر تشریف بردند. در ضمن خطبه ای، پیام خداوند عزوجل را
به حاضران ابلاغ فرمودند.»
در رابطه با فرمایش امام رضا(ع) باید گفت: منشاء تغییر اخلاق اجتماعی و
خیلی از ناهنجاری ها را باید در رابطه با تاخیر ازدواج در جامعه مطرح کرد.
ولی یکی از عوامل در تاخیر ازدواج دختران، پدران و مادران هستند و آن ها
در این باره مقصرند چون غرایز جوانان سالم است و زود می تواند تحت قید و
بند درآید ولی پدران محتاط و مادران سخت گیر نخست از درآمد خواستگار می
پرسند. خرسندی برخی پدران در پول دار بودن خواستگار است، این درحالی است
که این پدران فراموش می کنند و نمی دانند که جوانان ممکن است دلایلی داشته
باشند که پیران از درک آن ناتوان باشند. این دسته از بزرگسالان اند که
خیر نوع و اجتماع را در نظر نمی گیرند و به اوامر طبیعت بی اعتنا می مانند
و در حقیقت خود مشوق سال های هرزه گردی و عیاشی جوانان می شوند.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 14:17