مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چه رنگی مناسب شماست؟

متولدین فروردین : سرخ:رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند.آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند

متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین اردیهشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تئاند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است

متولدین خرداد : نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا

متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود . متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند

متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند

متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند . این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید

متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست . هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد

متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به سادگی می گوید : ((بله )) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید

متولدین آذر : بنفش
متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند

متولدین دی : قهوه ای
رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است

متولدین بهمن : زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند

متولدین اسفند : سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند . سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند

هنــر درمـانــــــی

در قلمرو زیست شناسی هر فعالیتی که به بقاء کمک و یا سازگاری با محیط را تسهیل کند یا از رفتارهایی در این جهات ناشی گردد، بامعنا شمرده می شود. هنر نیز یکی از این فعالیت هاست. «هربرت رید»( Herbert Read ) تاریخ نگار هنر در کتاب «پیکره و انگاره» (Icon and Idea) می نویسد:

«برخلاف نظریه های اولیه که هنر را صرف انرژی اضافی دانسته اند، هنر در سپیده دم فرهنگ بشری کلید بقاء و موجب تقویت قابلیت های لازم برای تنازع بقاء بود. به نظر من هنر به مثابه کلیدی برای بقاء باقی مانده است.»
پس هنر یکی از راهها و ابزارهای تامین بقای انسان است و بدیهی است در شرایطی مانند بیماری ها و مشکلات روحی و جسمی نیز می تواند نقشی تصحیح کننده و تسکین بخش بازی کند.
ظاهرا بشر از نخستین روزهای حیات خود با این کارکرد هنر آشنا بوده است. بسیاری از نقاشی های باقیمانده در غارهای دوران پارینه سنگی منعکس کننده دغدغه های ذهنی و راهی برای کسب آرامش روحی و غلبه بر ترس‌ها و اضطراب‌های انسان اولیه است.
هنر وسیله ای برای ابراز احساسات و برقراری ارتباط با دیگران و مانند زبانی جهانی است. لذا می تواند نقشی پالایش دهنده ایفا کند و ارتباط انسانی را ارتقا بخشد. در آثار هنری با پیام ها، تمثیل ها و اشارات روبرو می شویم و تخیلات هنری چون از اعماق ناخودآگاه انسان منشاء می گیرند تمایلات، روحیات و محتویات درونی و گاه پنهان او را آشکار می کنند.
در بسیاری از موارد هنر نوعی ارتباط غیرکلامی و وسیله ای برای بیان آمال و آرزوهای انسان و راهی برای تسکین آلام و فشارهای عاطفی درونی اوست که در طراحی، نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی انعکاس می یابد. تصویر شکار حیوانات، مقابله با بلایای طبیعی و ترسیم عناصر طبیعی مانند خورشید، ماه و رعد و برق در خدمت تامین نیازها و تسکین ترس های انسان های اولیه بوده است.
با ظهور تمدن نیز این کارکرد مورد توجه قرار گرفته است. یونانی ها معتقد بودند که وجود جامعه سالم با آموزش موسیقی و ژیمناستیک به کودکان تحقق می یابد. همچنین از موسیقی برای درمان جنون استفاده می کردند یا برای نمایش نیز خواص درمانی قائل بودند. ارسطو نمایش را از زاویه تخلیه هیجانی و پالایش روانی ارج می نهاد. فارابی نیز از موسیقی برای درمان بیماری ها استفاده می کرد و در متون پزشکی سنتی ایران از تاثیر موسیقی در درمان حصبه سخن رانده شده است.
در قرن نوزدهم فعالیت های هنری به برخی از آسایشگاه های روحی راه یافت. در ابتدا هدف تنها سرگرم کردن دیوانگان بود. مجلس رقص مجانین و مبتلایان به هیستری و جمع آوری آثار هنری بیماران روانی در فرانسه و ایتالیا به وقوع پیوست. اما تنها در قرن بیستم و به طور مشخص از سال های 1930 بود که هنردرمانی به صورت امروزی خود در اروپا و امریکا متولد شد و نخستین کسی که از آن سخن گفت نه یک روانشناس یا روانپزشک بلکه نقاشی به نام آدریان هیل ( Adrian Hill ) بود.
در سال های 50 موضوع آسیب شناسی روانی هنر مطرح شد. از سال های 60 علاقه روان شناسان و روان پزشکان به هنردرمانی افزایش یافت و از سال های 90 شاهد شکوفایی این رشته هستیم.
هنردرمانی طیف وسیعی از رویکردها و کاربردهای درمانی را در برمی گیرد که معمولا در آن از هنرهای بصری مانند نقاشی، طراحی، کلاژ و مجسمه سازی استفاده می شود و اشکال دیگری مانند موسیقی درمانی، نمایش درمانی یا استفاده از ادبیات نیز وجود دارند. در هنرهای بصری و موسیقی، هنر به عنوان ابزاری برای ارتباط و بیان غیرکلامی به کار می رود و آنچه در زبان نمی گنجد یا توسط آن قابل انتقال نیست، بیان می گردد. هنردرمانی به عنوان نوعی روان درمانی تلاشی سازمان یافته برای کمک به افراد است تا ارتباط انطباقی و سازگاری بهتری میان خود و جهان بیرون پیدا کنند. تکنیک های هنردرمانی بر اساس رویکردهای گوناگون سیستمی، تحلیل روانی، شناختی و رفتارگرایی بنا شده و در مسایل مختلف روانی، اجتماعی و عاطفی کاربرد اصولی پیدا کرده است.
فرض بر این است که در هنردرمانی، درمان ناشی از خود فرآیند آفرینش هنری است. به عبارتی دیگر فرآیند خلاقیت از خود اثر هنری اهمیت بیشتری دارد. پس هنردرمانی به آفرینش آثار بدیع هنری نظر ندارد بلکه می خواهد به انسان ها کمک کند تا نگرشی مثبت درباره خود و جهان به دست آورند و روابط خود با دیگران را بهبود بخشند. هنردرمانی همیشه به صورت درمان و در بافت رابطه درمانی با درمانگر به هنر می پردازد و از یک منطق درمانی برخوردار است. لذا بعد زیبایی شناختی هنر در آن اهمیت ثانوی می یابد. احساس، خلاقیت، بیان و ارتباط را می توان چهار ستون هنردرمانی دانست.
هنردرمانی نوعی تکنیک درمانی است که وضعیت احساسی و هیجانی بیمارانی را که از کشمکش های روحی و روانی در رنجند، بهبود می بخشد. البته ناگفته نماند که خلاقیت و آفرینش هنری به خودی خود نیز حائز اهمیت است زیرا در جریان آن تفکرات و احساسات فرد بیان می شود و نوعی رشد شخصی و تعالی روحی و معنوی رخ می دهد. به عبارت دیگر ابعاد زیباشناختی آفرینش هنری نیز می تواند در بهبود خلق، ایجاد نشاط و افزایش اعتماد به نفس و آگاهی فرد نقش داشته باشد و حتی بر عوامل فیزیولوژیک مانند تنفس و فشار خون تاثیر مثبت بگذارد.
اهداف و عناصر درمانی هنردرمانی عبارتند از: ارتقاء هویت شخص از انسانی ناتوان به فردی خلاق، تصحیح خودپنداره یا تصویر ذهنی فرد و تقویت خودباوری و افزایش اعتماد به نفس او، تقویت کنترل درونی به جای سیطره عوامل بیرونی، بهبود ارتباط با دیگران، تقویت آگاهی جسمانی، تخلیه روانی و پالایش احساسی در مواجهه با تعارضات عاطفی، بهبود هماهنگی های حرکتی، بهبود و اصلاح مهارت های اجتماعی، افزایش بصیرت و بینش، تقویت زبان تصویری و شیوه های بیان خلاق در رویارویی با مشکلات.
امروزه در عرصه بهداشت روان هنردرمانی هم در درمان و هم در پیشگیری نقش بازی می کند. در بخش پیشگیری کاربرد وسیعی پیدا کرده است و به خصوص در کودکان در آموزش کودکان استثنایی و عادی و افزایش اعتماد به نفس نوجوانان به کار می رود. کودکان معمولا حس هنری بالایی دارند و ذاتا خلاقند و از آنجا که دایره واژگانی آنها محدود است به راحتی می توانند از نقاشی و طراحی برای ابراز احساسات خود در قالب تصاویر استفاده کنند.
هنردرمانی در تمام سنین و در مراحل مختلف رشد و نیز گروه های اجتماعی گوناگون به کار می رود و موارد کاربرد آن فهرست بلندبالایی را دربرمی گیرد که هم بیماران بستری در بیمارستان ها را شامل می شود و هم به طور سرپایی قابل استفاده است. هنردرمانی در ارتقاء سبک زندگی و بهداشت عمومی افراد سالم نیز نقش مثبت دارد. به عنوان مثال کاهش استرس که ناشی از فعالیت های لذت بخش هنری است موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و نقش حفاظتی در برابر بیماری ها ایفا می کند. تمرین های هنری فرصتی برای ایجاد هماهنگی میان چشم ها و دست ها و در نتیجه تهییج مسیرهای عصبی میان دست و مغز است که موجب افزایش سطح انرژی و اعتماد به نفس می شود.
عقب ماندگی ذهنی، مشکلات یادگیری در کودکان، ناکامی های تحصیلی، اضطراب، افسردگی، اختلالات تبدیلی، وسواس، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، مشکلات زناشویی، بیماری های مزمن کلیه، سرطان، هموفیلی، آسم، ایدز، دیابت، صدمات مغزی، دردهای مزمن، پارکینسون، مشکلات سالمندان و آلزایمر از جمله موارد گسترده کاربرد هنردرمانی به شمار می آید. به تازگی هنردرمانی در عرصه های شناختی و رفتارگرایی نیز برای ایجاد مهارت های اجتماعی به کار می رود. به طور کلی می تون گفت که هنردرمانی در ارتقاء کیفیت کلی زندگی و کمک به افزایش احساس خوب بودن و سلامت فیزیکی و روانی موثر است.
استفاده از نقاشی، رقص، مجسمه سازی، عکاسی، کلاژ، موسیقی، نمایش و ادبیات انواع گوناگون هنردرمانی را تشکیل می دهند که تحت عناوین موسیقی درمانی، نمایش درمانی، قصه درمانی و غیره ارائه می شوند. موسیقی درمانی در توانبخشی بیماران به کار می رود و عناصر ریتمیک آن ریتم زندگی و رفتار افراد را بهبود می بخشد. همچنین در تعدیل رفتار کودکان عقب مانده نیز موثر است زیرا با استفاده از ریتم و موسیقی مهارت ها و هماهنگی حرکتی آنان بهتر می شود. قصه درمانی در انتقال غیرمستقیم پیام های مهم جامعه در مورد یادگیری رفتارهای انطباقی و سازگارانه در بافت اجتماع موثر است. نمایش درمانی که در آن از نمایش جهت بیان احساس استفاده می شود مدیون تلاش های جاکوب مورنو ( Jacob Moreno ) در سال های 30 قرن بیستم است. در نمایش درمانی یا درام روانی (Psychodrama ) هرکس می تواند نقش متفاوتی را به عهده بگیرد و از این طریق در ابعاد و ژرفای شخصیتی خود به کاوش بپردازد.

هرچند هنردرمانی را می توان به صورت فردی نیز انجام داد ولی در اغلب موارد جلسات هنردرمانی به صورت گروهی در گروه های کوچک و بزرگ انجام می شود و شیوه ها و تکنیک های متنوعی در آن به کار می رود. گروه ها نیز به دو نوع سازمان یافته و سازمان نیافته تقسیم می شوند. در گروه های سازمان نیافته افراد در انتخاب موضوع و مصالح کاری خود آزاد هستند. هدف این نوع هنردرمانی تقویت استقلال فرد و تغییر محور کنترل او از جهان بیرون به دنیای درون است. جلسات گروهی در بهبود مهارت های ارتباطی موثرند. در این جلسات افراد می توانند در کار هنری با هم مشارکت کنند و کار در معرض تماشای همه قرار دارد. باید توجه داشت که در هنردرمانی تکنیک های حرفه ای یک هنر مورد تاکید قرار نمی گیرند.
بنیاد هنردرمانی بر تشکیل کارگاه های درمانی استوار است که تجهیزات آنها بر اساس نوع هنردرمانی متفاوت است. البته تجهیزات پیچیده ای در کار نیست بلکه همان مصالح آفرینش هنری مانند رنگ، مواد، بوم، آلات موسیقی، گل مجسمه سازی یا ماسک و لباس برای نمایش مورد نیاز است. قواعد و چگونگی جلسات کارگاه بر اساس نگرش و رهنمودهای روان درمانگر که در اینجا هنردرمانگر خوانده می شود، تفاوت می یابد. جلسات درمانی برای افراد بالغ معمولا یک یا دو سال است و برای کودکان و سالمندان کمتر است. مطالب و ابزارهای مورد نیاز توسط درمانگر فراهم می شود و زمانی نیز برای برنامه ریزی، اجرا، بحث و گفتگو در مورد کار و بازتاب آن اختصاص می یابد. جلسات منظم گاهی شش ماه یا بیشتر ادامه می یابد. ساختار جلسات بر اساس مشاهداتی که نشان دهنده حرکت به سوی اهداف درمانی است، شکل می گیرد و نتایج کمی و کیفی آن از زاویه بررسی فرآیندهای درونی بیمار در ارتباط با آفرینش هنری، کفایت فنی او و فرآیندهای جسمانی به کار گرفته شده و تناسب رسانه هنری ارزیابی می شود.
انتخاب رسانه هنری تصادفی نیست و بستگی به نوع رابطه ای دارد که بیمار با جسم و نیز تخیل خود و دنیای بیرونی برقرار می کند. البته نوع بیماری یا مشکل فرد نیز تاثیرگذار است. در حقیقت رسانه یکی از ارکان اصلی مرتبط با مقاصد درمانی است. معمولا رسانه ای که بیمار با آن آشناست انتخاب نمی شود. مثلا از یک نقاش حتی اگر نیمه حرفه ای باشد خواسته نمی شود که به نقاشی بپردازد و از روش تصویری برای بیان حالات خود استفاده کند زیرا در این صورت رهایی از آموخته ها و تجربه های قبلی او دشوار خواهد بود که با اصل تغییر در تناقض است. بنابراین بهتر است رسانه دیگری را انتخاب کند زیرا باید از آنچه تولید شده یا مورد نقد و بررسی قرار گرفته شگفت زده شود و به نوعی به مواجهه جدید با خویشتن دست یابد.
هنردرمانی توسط درمانگری هدایت می شود که نقش خود را به صورت مستقل یا به عنوان عضوی از تیم درمان کلی بیمار ایفا می کند. هنردرمانگر علاوه بر مدرک تحصیل حداقل لیسانس در رشته روان شناسی باید دوره هنردرمانی را نیز گذرانده و مدتی نیز تحت نظر یک هنردرمانگر باتجربه کار کرده باشد تا بتواند به عنوان کارشناس هنردرمانی کار کند. طبعا هنردرمانگر باید با مبانی و شیوه ها و عرصه های هنری نیز آشنا باشد اما لزومی ندارد که هنرمند یا از استعدادهای هنری بالایی برخوردار باشد. هنردرمانگر با توجه به سن، توانایی و مشکلات مراجع و دیدگاه خود رسانه هنری خود را انتخاب کند. هنردرمانگر هدایت جلسات درمانی را به عهده دارد و به مراجع می آموزد که چگونه میان هنر و زندگی خود ارتباط برقرار کند تا از این طریق احساسات و افکار خود را بیان کند و به بهبودی دست یابد.

باید توجه داشت که درمان بیماری ها و مشکلات روانی و رفتاری، درمانی چندوجهی است که اغلب از شیوه های گوناگون درمانی به طور همزمان استفاده می شود. هنردرمانی نیز مانند سایر انواع روان درمانی در کنار شیوه های دیگر درمانی مانند دارودرمانی یا سایر روان درمانی ها نقش بازی می کند. لذا بحث جایگزینی این نوع درمان به جای سایر روش های درمانی از جمله روش های سنتی نالازم است. گسترش علاقه متخصصان حرفه‌ای و وسعت روش های به کار رفته در هنردرمانی می تواند نویدبخش آن باشد که در آینده در میان انواع روش های درمانی نقش گسترده تری بازی کند.
در ایران نیز اخیرا توجه بیشتری نسبت به هنردرمانی دیده می شود. در سال 1383 مرکز مطالعات هنردرمانی در پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی تاسیس شده که از همکاری متخصصان هنردرمانی در زمینه نمایش، موسیقی، قصه و ادبیات برخوردار است. اولین کنگره هنردرمانی در سال 1385 و دومین کنگره هنردرمانی توسط این پژوهشکده در اردیبهشت سال جاری ( سال 1388 ) در تهران تشکیل شد. همچنین می توان به جشنواره بین المللی تئاتر معلولان جوان که در سال 1388 در تهران برگزار شد، اشاره کرد. به جشنواره موسیقی معلولین نیز اشاره شده است. از لحاظ عملی نیز رفته رفته شاهد علاقه بیشتر روان شناسان بالینی به این حوزه و استفاده از تکنیک های آن در کار حرفه ای هستیم.

خواص درمانی رنگ ها

دنیای ما پر از انرژی های مختلف است که با فرکانس های متفاوت رنگ، نور و صدا در اطراف ما وجود دارند. معمولاً جذب رنگ هایی می شویم که تعادل بیشتری در زندگی ایجاد می کنند. استفاده از رنگ برای درمان برخی از بیماری ها را رنگ درمانی می گویند. رنگ درمانی روشی جدید نیست و از زمان های بسیار قدیم وجود داشته است. نخستین بار مصری ها و یونانی ها از رنگ ها برای درمان استفاده کردند.

نفوذ رنگ ها و تاثیر آنها روی بدن انسان به طرق گوناگون ثابت شده است. پژوهش های مختلفی در موردعلل ترجیح یک رنگ به رنگ دیگر، آثار رنگ ها بر ذهن آدمی ایجاد شادی یا افسردگی در آنها و تعادل فکری و جسمی، انجام شده است.

محبوب ترین رنگ بین عامه مردم، رنگ آبی و بعد از آن رنگ قرمز است. انرژی رنگ ها روی تمام سلول های زنده تأثیر می گذارد. رنگ درمانی با هدف ایجاد تعادل و افزایش انرژی فیزیکی انسان ها با استفاده از هفت رنگ طیف نوری، به کار گرفته می شود. رنگ ها در همه جا وجود دارند و ما آنها را نه فقط از طریق چشم ها، بلکه از راه پوست و جریان های الکترومغناطیسی نیز جذب می کنیم. انتخاب رنگ ها از سوی افراد نشان می دهد که در کجای بدن عدم تعادل رنگ وجود دارد.

همچنین نشان دهنده جنبه های عاطفی، جسمی و ذهنی فرد می باشد. همه ما برای خود رنگی دلخواه داریم؛ یعنی رنگ خاصی را بیشتر از سایر رنگ ها می پسندیم و سعی می کنیم لباس ها و وسایل خود را به آن رنگ انتخاب کنیم. به هر حال رنگ مورد علاقه ما هر چه باشد، نمی توان تأثیرات متفاوت آن را بر روحیه، جسم و احساسات نادیده گرفت.

رنگ ها معانی مختلفی دارند و تنها نگاه کردن به هر کدام از آنها هورمون های خاصی را در بدن ترشح می کند که می تواند موجب آرامش، انرژی بخشیدن، افزایش خلاقیت، خواب راحت یا کاهش اضطراب و استرس هایمان شد. به این ترتیب بود که رنگ درمانی به وجود آمد. بدن انسان نور حاصل از طیف های رنگی را جذب می کند. هر رنگ دارای یک فرکانس، طول موج و انرژی است که با آن ترکیب شده است. رنگ هایی که جذب می کنیم قادرند روی سیستم عصبی، غدد و خصوصاً ترشح هورمون ها و ارگانیسم بدن ما تأثیر بگذارند.

علامت بیماری نشانه ای از کمبود و یا استفاده ناکافی از رنگ و نور در سلول ها و ارگان های بدن انسان است. در نخستین جلسات رنگ درمانی، درمانگر پی به فرکانس رنگ مورد نیاز فرد برده و در مراحل بعدی از آن رنگ برای درمان استفاده می کند. اگر هنوز هم در انتخاب رنگ مورد علاقه خود تردید دارید، می توانید یک بروشور رنگ را تهیه و با دقت به آن نگاه کنید و رنگ مورد علاقه تان را بیابید.

رنگ ها به راحتی روی سیستم عصبی، قدرت بینایی، سیستم گوارشی و کلیه سیستم فیزیکی بدن تأثیر می گذارند. رنگ ها همانند موسیقی گاهی اوقات خوشایند و گاهی اوقات ناخوشایند هستند. اگر آنها را آگاهانه بشناسیم، تأثیر آنها را بیشتر درک خواهیم کرد.

رنگ لباس ها، به خصوص لباس های زیر، تأثیر بسیار زیادی در درمان دارند. به طور کلی رنگ های گرم ایجاد جنبش و تکاپو، هیجان و برانگیختگی می کنند و رنگ های سرد موجب آرامش، سکوت، صلح و آسودگی می شوند و برای تسکین دردها، رنگ های سردتر مناسب هستند، زیرا التهابات و ناراحتی ها و کوفتگی ها را کاهش می دهند. رنگ های گرم برای دردهای پراکنده (وقتی که درد اصلی برطرف شده است) مورد استفاده قرار می گیرند.

به همین دلیل است که برای کاهش درد همیشه می گویند اول از کیسه آب سرد استفاده کنید و بعد از کیسه آب گرم. برای شرایط و ناراحتی های روحی، رنگ های گرم ایجاد خوشبینی و رنگ های سرد موجب آرامش ذهنی و تعمق و اندیشه در آسودگی و سکوت می شوند.



● رنگ زرد

رنگ زرد تحریک کننده سیستم اعصاب و نیروی عضلات است؛ بنابراین به هنگام فلج و نیز در معالجه اگزما مفید است. از آنجائی که این رنگ می تواند رسوبات کلسیم تجمع یافته در مفاصل را بشکند، برای درمان روماتیسم و آرتریت نیز مورد استفاده قرار می گیرد. برای رفع یبوست، ضعف کیسه صفرا، سوءهاضمه و سردردهای شدید از این رنگ استفاده می شود. زرد رنگ جدایی و سردی است؛ پس دقت داشته باشید از آن به اندازه استفاده کنید تا این حس را در خود و افراد پیرامون تان ایجاد نکنید.



● رنگ بنفش

بنفش را رنگ روحانیت، وقار و عزت می دانند. برای اختلالات روانی، مثل شیزوفرنی و جنون ادواری از این رنگ استفاده می شود. این رنگ اثر آرام کننده قلب دارد و موجب تصفیه خون نیز می شود و می تواند سموم بدن را دفع کند. از نظر روحی در کاهش نفرت و خشم و هیجانات افسارگسیخته بسیار موثر است و به طور کلی برای بهبود بیماری های طحال، ناراحتی های مثانه، راشیتیسم، دردهای شدید کمر، سیاتیک، ریزش مو، صرع، ذات الریه، سرفه خشک و آسم، مورد استفاده قرار می گیرد.



● رنگ سبز

رنگ سبز یکی از رنگ های میانه و به همین دلیل رنگ تعادل و توازن است. خاصیت ضدعفونی دارد؛ بنابراین بدن را از سموم پاک می کند و باعث ایجاد هماهنگی جسمی، ذهنی و روحی می شود. این رنگ فشارخون را کاهش می دهد و برای درمان بیخوابی، دردهای شدید کمر و بواسیر مفید است. رنگ سبز هیچ گونه اثر منفی روی محیط و سایر افراد ندارد و می توانید به طور نامحدود از آن استفاده کنید؛ فقط دقت داشته باشید که ایجاد دلزدگی نکند.



● رنگ قرمز

قرمز مناسب ترین رنگ برای رفع کم خونی و کمبود آهن است. اعصاب و خون را تحریک و با اثرات مضر سرما مبارزه می کند. از تأثیر نور قرمز، حرارت بدن بالا می رود و گردش خون بهتر می شود. این رنگ انرژی زا است و می تواند در درمان زکام، برونشیت، کم خونی، روماتیسم، یبوست و مقابله با عفونت ها، به کار رود؛ اما افراد عصبی و آنهایی که فشار خون بالایی دارند، نباید از این رنگ زیاد استفاده کنند.



● رنگ نارنجی

نارنجی سمبل انرژی است. این رنگ را رنگ ضدخستگی می دانند و از آن برای افرادی که دچار افسردگی هستند، استفاده می کنند. رنگ نارنجی برای درمان بیماری های کلیوی و سنگ صفرا، آسم، برونشیت، پرکاری تیروئید، کمبود ترشح شیر پس از وضع حمل، افتادگی مقعد، ضعف ریوی و برخی بیماری های دیگر مناسب است.



● رنگ آبی

رنگ آبی برای رفع تنش ها، ترس ها، تپش قلب و بی خوابی به کار می رود. همچنین باعث افزایش قدرت دفاعی بدن می شود، تأثر مثبتی در جذب و هضم غذا و تقویت خون و سیستم عصبی دارد. از طرفی، آرامش دهنده است و برای رفع سردرد نیز موثر می باشد.

به طور کلی افرادی که با استفاده از رنگ ها، برخی بیماری ها را درمان می کنند، معتقدند که:

بیماری های مربوط به مغز با رنگ نیلی

بیماری های مربوط به قلب با رنگ بنفش

بیماری های مربوط به کلیه با رنگ سرخ

بیماری های مربوط به ریه با رنگ بنفش

و بیماری های مربوط به غدد درون ریز را می توان با رنگ نارنجی درمان کرد. روش درمانی از طریق رنگ ها با ارتباط آگاهانه با رنگ ها صورت می گیرد و این ارتباط به میزان درک ما از احساسات قلبی و روحی مان بستگی دارد. برای درک رنگ ها باید پا به دنیای رنگ ها بگذاریم و به آنها به طور عمیق بیندیشیم. هنگام ابتلا به یکی از بیماری ها، باتوجه به رنگ مورد نیاز برای درمان آن، باید روی آن رنگ خاص توجه و تمرکز بیشتری کرد.

قرمز: آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، قدرت و اراده بسیار

قهوه ای: نیاز به آسایش جسمی و روحی، علاقه مند به خانواده

بنفش: شاعرانه و رمانتیک، دوستدار هنر و زیبایی و متکی به دیگران

آبی: نیاز به آرامش و خشنودی خاطر، علاقه مند به دوستان و نزدیکان

خاکستری: گوشه گیری، عدم فعالیت و بی تفاوتی

آبی تیره (سرمه ای): عمق کمال و آرامش اعصاب. افرادی که کمی اضافه وزن دارند، به این رنگ بیشتر علاقه مند هستند و به طور کلی نشانگر خشنودی و کامیابی است.

زرد: امید به حل مشکلات سبز: پشتکار، قدرت اراده، مغرور و با استقامت.

تئــاتر درمانــــــی

هر اثر هنری روح انسان را به گونه ای صیقل می دهد. زمانی که با شخصیت داستان ها، نقاشی زیبا، نوای گرم موسیقی، بازیگران و... می گرییم، می خندیم، می جنگیم و... خود را در «او» یا «آن» می یابیم و این «هم ذات پنداری» زمینه ساز بروز احساسات نهفته ما می شود. احساساتی که از رنج ها، غم ها، تلخی ها و ناکامی ها و گاه شادی ها و موفقیت های فراموش شده حکایت دارند.
اما در میان هنرها، تئاتر جایگاهی ویژه دارد. آن که شاهکاری می آفریند، آن که آن را بازی می کند، گویی زندگی را بازی کرده و به تصویر می کشد و تماشاگر با برقراری ارتباط با آنها، خود را باز می یابد و روح متلاطمخویش را آرام کرده و نیروی مجدد برای بازی زندگی کسب می کند.براساس نظر روانشناسان پاسخ بیماران به «هنر درمانی» و اختصاصاً «تئاتر درمانی» در اکثر موارد سریع تر و موثرتر از مصرف دارو است، چرا که بیمار با برقراری پیوندی عاطفی با بازیگران روحش را عریان کرده و ناگفته ها را بیان کرده و درمان می شود.
در واقع هنر، تکرار هر شخص یا به عبارتی تکرار زندگی هر شخص در دیگری است و این تکرار، موقعیت را برای بروز احساسات مهیا می کند.به جرأت می توان گفت بعد «درمانگر» تئاتر از میان هنرهای دیگر شاخص تر است، چرا که با مروری بر شاهکارهای ادبی جهان و نمایش های اجرا شده براساس این آثار به خوبی به نکات روانشناسی و ظرایف نهفته در این آثار پی می بریم. این نکات تنها مختص به شاهکارهای ادبی مخصوص بزرگسالان نمی شود بلکه با مروری بر آثار کودک و نوجوان نیز می توان ظرایف را دریافت.در این بحث به بررسی جنبه های روانشناسی شاهکارهای ادبی جهان که بارها و بارها در سراسر گیتی به اجرا درآمده و شاهکارهای کودک و نوجوان اعم از کتاب و کارتون می پردازیم. این بررسی توسط دکتر استیون فلنز استاد دانشگاه و رئیس مرکز تحقیقات روانشناسی آمریکا که بخشی اختصاصی در زمینه تحقیق بر روی آثار ادبی جهان دارد، انجام شده است.


● مکبث
پرده اول، صحنه هفتم: (مکبث در حال کشیدن نقشه برای قتل پادشاه) مکبث مردد بین دو تصمیم است و با خود زمزمه می کند: «اول چون من خویشاوند و رعیت او هستم، که این هر دو سخت مخالف این عمل (قتل شاه) است. دوم چون میزبان او هستم که باید در را بر روی قاتلش ببندم نه آن که خود تیغ برگیرم.» مکبث سمبلی از انسان عصر حاضر است، چرا که نمی داند بین خویشاوندی و میهمانداری و جاه طلبی کدام یک را انتخاب کند.دکتر فلنز عقیده دارد: «بسیاری از افراد جاه طلب خصوصیاتی شبیه به قهرمان کتاب(مکبث) دارند. آنها با آن که به عواقب، خطرات و مشکلات احتمالی خود در راه رسیدن به جاه و مقام آگاه هستند، اما بیماری آنها (جاه طلبی) چشم بصیرت آنها را بسته است. آنها حاضر هستند برای رسیدن به آنچه می خواهند، روابط انسانی و خویشاوندی را فدا کنند.»
- پرده سوم، صحنه پنجم: در این پرده مکبث در باره بیماری روانی همسرش با پزشک صحبت کرده و می گوید:
- مکبث: «حال بیمار شما چطور است طبیب؟»
- طبیب: «آن قدر بیمار نیست ای خداوندگار من که از هجوم خیالاتی پیاپی در عذاب است. خیالاتی که او را از آسایش بازداشته است.»
- مکبث: «این بیماری را علاج کن. آیا تو می توانی فکری را که بیمار است مداوا کنی و اندوهی را که در حافظه ریشه کرده است، برکنی و غم نوشته بر مغز را محو کنی و با تریاقی که فراموشی آورد سینه گرانبها را از آن چیز خطرناکی که بر دل سنگینی می کند بزدایی؟»
طبیب: «در اینجا است که بیمار باید خویشتن را علاج کند!» در قرن شانزدهم میلادی در انگلستان، سالها پیش از «زیگموند فروید» ، «شکسپیر» تشخیص داده بود که بیماری های ناشی از آزردگی های روحی تنها با برطرف کردن عامل اصلی توسط روانشناس و با همکاری بیمار شفا می یابد و دارو تنها راه درمان نیست.دکتر فلنز می گوید: «خانم مکبث (لیدی مکبث) سمبل بسیاری از افرادی است که بی یافتن درد به دنبال درمان آن هستند. انسان قرن حاضر سرگشته، نامتعادل و پریشان است چرا که«درد» را نشناخته و بی جهت به دنبال درمان می گردد.»


▪ پرده پنجم، صحنه اول

طبیب به خانم مکبث می گوید:«شایعاتی زشت و بد منتشر است. اعمال بد و هول انگیز رنج ها و مصیبت های هول انگیز به دنبال خواهد داشت. افکار ملوث اسرار خود را به بالش های کر خود افشا می کنند.او را به کشیش بیشتر نیاز است تا طبیب.» با ادامه داستان، مکبث تردیدش کاهش و شقاوتش افزایش می یابد و همسر او حالتی بیمارگونه می یابد. در واقع «شکسپیر» داستان را براساس شخصیت دوگانه و رفتار سبعانه مکبث طراحی کرده است. مکبث با قربانی کردن دیگران و قربانی کردن انسانیت سعی در رسیدن به هدف دارد.
اگر چه این گونه افراد برای مدتی شاد به نظر می رسند چرا که عطش جاه طلبی خویش را فرو نشانده اند، اما به سرعت یأس و ناامیدی جایگزین آن می شود.دکتر فلنز عقیده دارد: «بسیاری از بیمارانی که به دلیل قتل، تجاوز، دزدی و... برای ارضای حس جاه طلبی خویش دچار یأس و ناامیدی، ترس و وحشت و بحران های شدید روحی شده اند به نوعی سمبل زنده و امروزی مکبث هستند.
آنها با آن که پس از فرونشاندن عطش جاه طلبی خود با ارتکاب به جنایت برای مدتی شاد شده اند اما، وجدان، آنها را آرام نگذاشته و به بیماری روانی دچار شده اند.»
گذشته از شاهکار مکبث، در اثر دیگر شکسپیر یعنی «ژولیوس سزار» و «هملت» نیز تسلط زیرکانه و زیبای شکسپیر به مسایل روانشناسی کاملاً مشهود است.
- در بخشی از نمایشنامه «ژولیوس سزار» زمانی که «مارک آنتونی» بر جسدی بی جان «سزار» حاضر می شود (پرده اول، صحنه سوم) می گوید: «ای سزار نیرومند و مقتدر! آیا همه آن کشورگشایی های افتخارآمیز، پیروزی ها، غنیمت ها و غارت ها در این اندازه کوچک بود؟»
در این اثر شکسپیر از زبان «مارک آنتونی» فانی بودن موفقیت ها را بیان می کند.
به عبارتی شکسپیر معتقد است زندگی به سرعت قابل تغییر است و کسب موفقیت اگرچه شیرین، اما فانی است. بنابر این آسایش در ستایش زندگی و موفقیت های آن نیست چرا که ستایش این نیازها راهی به جز فنا نداشته و در عین قدرت مرگ او را به کام خود می کشد.دکتر فلنز عقیده دارد: «انسان عصر حاضر تلاش می کند تا به آرامش دست یابد. «افزون خواهی »او نهایتی ندارد. او بی توجه به احتمال شکست، فنا و نیستی پیش می رود از این رو کوچک ترین شکستی او را آشفته کرده و تعادل روانی اش را بر هم میزند.«سزار»سمبل «افزون خواهان »و«مارک آنتونی»سمبل«سد »آنها برای خاتمه دادن به افزون خواهی و بلند پروازی های سزارها است.
- در«هملت»شکسپیر بار دیگر از زبان«هملت»(پرده سوم، صحنه اول) می گوید:«بودن یا نبودن مسأله این است. آیا پسندیده تر آن است که تازیانه ها و بلاهای روزگار غدار را با پشت شکسته و خمیده مان متحمل شویم یا این که ساز و برگ نبرد برداشته به جنگ مشکلات فراوان رویم تا آن دشواری ها را از میان برداریم؟ »در این زمزمه های پنهان«هملت»با خویش، ما خود را جست وجو می کنیم. انسان امروز نمی داند چگونه تصمیم بگیرد، مردد است. هملت های قرن حاضر فراوان هستند چرا که شجاعت، رشادت، جسارت و هر آن چه توان تصمیم گیری نهایی را به آن می بخشد، از میان آنها رخت بربسته است.
ما آموخته ایم بالاترین درجه شجاعت حفظ زندگی است به هر وسیله که باشد تا شاید روزی فرصتی برای جنگ آن هم نه جوانمردانه بیابیم. در واقع اعتماد به نفس دیگر وجود ندارد.» دکتر فلنز می گوید: «یکی از جدیدترین روش های درمان بیماران مبتلا به«سرگردانی»، عدم اعتماد به نفس و «تردید» تشویق آنها در جهت کسب اعتماد به نفس، برقراری ارتباط با دیگران و بازگشت به زندگی اجتماعی است. سرگردانی بشر نه به عصر ما که به قرن ها پیش باز می گردد.«شکسپیر» به راحتی«تردید» نوع بشر را از زبان«هملت»بازگو می کند.این نکته سنجی ها و روانکاری های جالب تنها اختصاص به«شکسپیر» ندارد. هنرمندان دیگری نیز به گونه ای به این نکات اشاره کرده اند.
- رابرت فراست، در یکی از اشعار زیبایش می گوید:« دو راه با یک چوب از یکدیگر جدا شده اند و من کوتاه ترین را انتخاب می نمایم و این راه سرآغاز تمام تفاوت ها و اختلاف ها است.»
به عقیده دکتر فلنز، برتری انسان ها در نحوه«تصمیم گیری»و«انتخاب راه» است. «فراست»انتخاب راه را وسیله ای برای رسیدن به«سعادت» می داند و عقیده دارد اختلاف ها و تفاوت ها سعادت بخش یا گمراه کننده هستند.گذشته از آثار برجسته ادبی که برشمردیم که به جرأت بخشی از دریای بیکران این آثار است، کم نیستند آثار هنری که برای کودکان و نوجوانان طراحی و نوشته شده اند و به زیبایی و با ظرافت به مسایل روانشناسی اشاره کرده اند. توجه به این قشر به جهت آسیب پذیری و شاید هم به جهت هوشیاری آنها بسیار مهم و مؤثر است.
- مارک تواین در دو شاهکار خود«تام سایر»و «هکلبری فین»جنبه های پیدا و پنهان کودکی و نوجوانی را به تصویر می کشد و حس نوع دوستی، آزادگی، کمک و یاری و مقابله با مشکلات را از دیدگاه کودک و نوجوان بیان می کند.


● کلام آخر
روانشناسان و هنرمندان، روح انسان را هدف قرار داده و در صدد درمان آن هستند. هریک به نحوی سعی در درمان روح ناآرام بشر دارند. هنرمند می نویسد، بازی می کند، می جنگد، می گرید، می خندد و... و با این حربه ها به عمق روح انسان سفر کرده و لایه های پنهان ذهن او را که درگیر زخمی است به جنبش وا می دارد تا او نیز همسو با نویسنده، بازیگر، نوازنده، نقاش و...«خود» را «بازخوانی» کند و با این بازخوانی و» هم ذات پنداری «روح را آزاد و آن را درمان کند.
هنرمند پیش از آن که بازیگر، نویسنده، نقاش، شاعر و... باشد.«انسان»است و بی شک برجنبه های مختلف روح آدمی آگاه و مسلط.از این رو به راحتی می تواند هر آن چه آدمی را آزرده کرده و روحش را آزار می دهد بشناسد و بر همان اساس اثرش را بیافریند.
از این رو بی تردید زیبایی هنر در به پرواز در آوردن خیال و شفا بخشیدن روح پس از پروازی خیال انگیز است

تاثیر رنگ سفید در قران


3-5- رنگ سفید و تأثیرات آن از منظر قرآن کریم
قرآن کریم برای بیان رنگ سفید از ماده «بیض» و مشتقات آن (بِیضٌ‌، بَیضٌ‌، أَبْیضُ‌، تَبْیضُّ‌، ابْیضَّتْ و بَیضاء) استفاده کرده است. بیض و مشتقاتش دوازده بار و در دوازده آیه آمده است. با توجه به آیاتی از قرآن کریم که در آنها از رنگ سفید سخن به میان آمده، ‌می‌توانیم دریابیم که این رنگ تأثیرهای گوناگونی بر انسان دارد:
الف) رنگ سفید‌، نشانه سعادتمندی
«یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ...» (آل‌عمران/106)؛ «(در) روزى که چهره‌هایى سفید می‌شوند و چهره‌هایى سیاه می‌گردند...».
«وَ أَمَّا الَّذینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفی رَحْمَتِ اللَّهِ... هُمْ فیها خالِدُونَ» (آل‌عمران/107)؛ «و امّا کسانى که چهره‌هایشان سفید شده، پس در رحمتِ خدایند...».
سپیدى از شریف‌ترین رنگ‌هاست (ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن، 1408: ‌16/188) و در نهایت صفا (طبرسی‌، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1372: 8/692) و لطافت (ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن‌، 1422: 8/134) است و این لطافت‌، نورانی است (طبرسی‌، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1372: 8/692).
گفته شده که سفیدی چهره‌ها «به خاطر نور ایمان است» (تستری، تفسیر التسترى‌، 1423: 1/50) و آمده است که هر کس در این دنیا قلبی سفید داشته باشد‌، در آخرت چهره‌اش سفید است (قشیری، لطائف الاشارات، بی‌تا: 1/269). سفیدی از نور است و کسانی که اهل نور حق باشند‌، به رنگ سفید نامیده می‌شوند و چهره‌هایشان درخشان می‌شود (طبرسی‌، جوامع الجامع، 1377: 1/195). رنگ سفید‌، رنگی بسیار لطیف و شریف است و خداوند با سفید کردن چهره مؤمنان در قیامت به شرافت و لطافت آنان می‌افزاید و ملاحت‌، پاکی‌، پاکدامنی و بی‌گناهی آنان را با این رنگ نمایان می‌کند. اصولاً رنگ سفید‌، نشانه افراد سعادتمند در رستاخیز است (آل‌عمران‌/106) و این نکته از نظر نشانه‌شناسی جالب توجه و در خور بررسی است.
ب) رنگ زیبایی در طبیعت
«... وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابیبُ سُودٌ» (فاطر/27)؛ «... و از کوه‌ها راه‌ها (و رگه‌ها)ى سپید و سرخ، که رنگ‌هایش متفاوت است و سیاه سیاه (آفریدیم)؟!». خدای تعالی طبیعت را خلق کرده و کوه‌ها را جلوه‌ای از آن دانسته است‌ و این کوه‌ها را با «راه‌ها و رگه‌هایی در آن به رنگ‌های مختلف از جمله سفید» (سمرقندی، بحرالعلوم، 3/106) معرفی می‌کند.
چنان که بیان کردیم‌، رنگ سفید‌، رنگی لطیف و دلگشا و در نهایت صفاست. حق تعالی با جلوه دادن رنگ سفید در کوه‌، لطافت‌های طبیعت را به رخ می‌کشد و با اثری که این رنگ دارد‌، طبیعت را لطیف‌ و با صفا می‌کند که باعث دلگشایی انسان به هنگام دیدن آن می‌شود