سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

اولیـن نشانـه هـای هنر نـزد بشـر به دوران غـار نشیـنی او و حکـاکی
تصاویر روی دیـواره غــارهــای لاسکو باز می گردد. این خود نشان دهنده
نیاز و حساسیت انسان بدوی به جنبه های مختلف زندگی است که اگر بخواهیم آن
را با مفاهیم امروزی بسنجیم پر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از آغاز خلقت
به دنبال مدیریت بر زندگی خویش بوده است. اما این پیوند مدیریت با هنر که
ظاهراَ آن زمان به شکل نوعی دکوراسیون و هنر محیطی ظهور پیدا می کند؛
همچنین همزیستی انسانها با یکدیگر از یک سو و لزوم سازگاری وی با محیط
پیرامونش از سوی دیگر ناخودآگاه سبب ظهور رهبری و مدیریت می شود. در واقع
تاریخ مدیریت را باید از جایی بدانیم که انسان مالک می شود، خواه مالک یک
غار و خواه صاحب یک خانواده، به هر تقدیر این روند با ظهور خاندان ها و
قبایل از مدیریت به رهبری تغییری وجهه می دهد و با یکجا نشین شدن آدمی و
ظهور تمدنهای اولیه به صورت جدی مفهوم مدیریت مطرح می شود. هرچند در آن
زمان به این رهبری و مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شد اما در بررسی
تاریخ تمدن بشر گونه هایی جدیدی از مدیریت نظامی و مدیریت شهری را می توان
یافت.
پس ازاعصاری که هنر و مدیریت نزد بشر رو به تکامل می نهد در دوران رنسانس
به اعتلایی نسبی می رسد. این اعتلا نیز مرهون ظهور مشاغل و پیشه ها بود که
در آن افراد به دنبال فروش بیشتر و در نتیجه مدیریت بهتر بوند و جالب تر
آنکه تا این زمان هنر و مدیریت همپای هم و در کنار هم پیش رفته اند. اما
تحول اساسی ذهن بشر پیرامون دو مفهوم هنر و مدیریت از انقلاب صنعتی و رونق
کارخانه داری شکل می گیرد، یعنی زمانی که صاحبان مشاغل و کارخانه داران
از یک سو به مفاهیم مدیریتی توجه نشان می دهند و از دیگر سو به نقش مهم
هنر و چگونگی محیط کار گوشه نظری دارند. شاید همین امر هم باعث ظهور
مفهومی به نام ارگونومی شد.
با ظهور هنر دکوراسیون و جدی شدن مفاهیم هنر محیطی در قرون اخیر بحث داغ
سازگاری محیط کار با کارکنان قوت گرفت تا امروزه به صورت یک علم در کنار
هنر به ادامه حیات بپردازد و جالب آنکه محکم ترین پیوند علم و هنر نیز در
همین زمینه است.
در این نوشتار سعی نگارنده بر این است تا با بیان تجربیات و تعاریفی که از
منابع بسیار محدود استخراج کرده است بپردازد و بیشتر با تکیه بر دانش و
تجربیات هنری خود پلی را میان هنر و مدیریت ایجاد کند پلی که قصد ندارد تا
مفاهیم مدیریت هنری و یا هنر مدیریتی را بررسی کند بلکه تلاش می کند تا
نقش هنر را مدیریت سازمان واکاوی کرده و بر لزوم آگاهی نسبی مدیران از
مفاهیم اولیه هنر تاکید کند.
این نوشتار مبتنی بر این فرضیه شکل گرفته است که به نظر می رسد نقش و
کارکرد رنگ در سازمان به پویایی و افزایش کارایی سازمان منجر می شود و در
پی پاسخ به این سوال است که آیا وجود حداقل اطلاعات هنری در یک سازمان و
توجه مدیران آن به مفاهیم هنری می تواند باعث افزایش راندمان کاری سازمان
شود یا خیر؟ و اینکه میزان این اثر گذاری تا چه حد است؟
امید آنکه علیرغم نقصان های فراوان علمی که باعث شد تا نتوانم نام مقاله
را بر این سطور بگذارم و تنها به عنوان نوشتار بر آن تاکید کنم پاسخگوی
سوال بالا باشد.
● شرایط محیطی عامل موثر در کار کردن
شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط
و موقعیت جداگانه میتواند نتایج متفاوتی به بار آورد. عموماَ شرایط و
موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام
کار را سرعت میبخشد. از عمومیترین شرایط محیطی ، نور ، فضا ، سروصدا و
... است. هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصیتری نیاز
هست. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان میدهد
انجام کار در محیطهای دارای نور مناسب ، تهویه هوای مناسب و فضای کافی
تاثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد.
اما لازم است پیش از هر چیز به تناسب محیط کار با آرایش ظاهری آن توجه شود
بنابراین بهتر است تا به طبقه بندی مشاغل هم توجه کنیم. مشاغل مختلف را
بر اساس ملاکهای متفاوتی میتوان تقسیم بندی کرد. ممکن است بر اساس اینکه
مشاغل به چه شیوهای انجام میپذیرند؟ چگونه انجام میگیرند؟ چه ویژگیهایی
برای افرادی که به این مشاغل میپردازند، درنظر گرفته میشود؟ مکانهایی
که در آنجا انجام میگیرند و ... دسته بندیهای مختلفی وجود داشته باشد.
اما در اینجا فقط به طبقه بندیهایی اشاره شده است که اثرات مستقیمی در
چگونگی آرایش محیط کار دارد.
الف) طبقه بندی مشاغل بر اساس فعالیت فکری و بدنی
برخی از مشاغل مشاغلی هستند که عمدتا با نیروی جسمی سروکار دارند. و فرد
در انجام آنها انرژی فیزیکی صرف میکند و عمدتا از اعضای بدن خود و بویژه
دستها استفاده میکند. در مقابل کارهایی نیز وجود دارند که فعالیت فکری
نقش بیشتری در آنها دارد. البته تفکیک این دو دسته از مشاغل نیز به این
سادگی نیست. ما در کلیه کارها و فعالیتها چه بدنی باشند و چه نباشند به
ناچار از نیروی فکر و توان ذهنی خود استفاده میکنیم.
همینطور در کارهایی که بیشتر به عنوان فعالیت فکری دسته بندی میشوند به
نحوی از اعضای بدن خود نیز استفاده میکنیم. هدف از این دسته بندی نقش
بیشتر هر یک از دو بعد فکری و بدنی در این فعالیتها است. برای یک نویسنده
توان فکری اهمیت زیادی دارند هر چند از دستهای خود برای نوشتن استفاده
میکند. و برای یک کشاورز که عمدتا کار بدنی انجام میدهد کار فکری نیز در
مورد نحوه این اعمال بدنی اهمیت دارد.
ب) طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان
برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان خاص نیاز دارند و برخی چنین
محدودیتی را دارا نیستند و در هر گونه محیطی میتوان به انجام آن مشغول
شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیطهای بسته قابل
انجام هستند.
اما آنچه که در این طبقه بندی ها حائز اهمیت است تناسب است. اینکه نور،
فضا، رنگ و سایر عناصر بصری موثر بر روحیه کارکنان در هر محیط چگونه باشد
مهم است. ممکن است یک طراحی بسیار زیبا و حتی گرانقیمت در یک محیط کاری
اثری مخرب داشته باشد. مثلا در یک محیط کاری مبتنی بر فعالیت های فکری که
نیاز به آرامش ، تفکر و گفتگو باشد، وجود رنگ های گرم و بویژه قرمز نتایج
خوبی نخواهد داشت.
● آشنایی با مفهوم و فواید ارگونومی
از آنجاییکه در ادامه مطلب اشاراتی به علم ارگونومی می شود، لازم است
تعریف مختصری از این واژه ارایه دهم تا بهتر بتوان از مولفه های آن در کار
استفاده نمود. به طور کلی ارگونومی علم هماهنگ کردن توان فیزیکی، توان
روانی و محیط کار و تکنولوژی است. براساس این تعریف زمانی کارکنان دارای
عملکرد مطلوبی هستند که بتوان در سازمان بین ابعاد و توان فیزیکی، روانی و
محیط کار سازگاری و تعادل ایجاد نمود. به همین علت در مدل عملیاتی توسعه
منابع انسـانی برای افزایش کارآیی و بهره وری عمدتاً از ارگونومی استفاده
می شود و این به خاطر آن است که ارگونومی به مقدار زیادی موجب صرفه جویی
در وقت و انرژی شده و کارکنان با حداقل صرف انرژی فیزیکی و روانی، حداکثر
کار یدی و فکـــــری را برای سازمان به ارمغان می آورند.
برای استفاده از ارگونومی در افزایش بهره وری لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:
۱) اندازه گیری ابعاد فیزیکی کارکنان از نظر قد، اندازه بدن، وزن و میزان
چابکی و انعطاف پذیری بدن با ابزارها و وسایل موجود در علم پزشکی.
۲) اندازه گیری ابعاد و ویژگی های روانی و شخصیتی کارکنان که در این زمینه
باتوجه به مطالعات و پیشرفتهای روان شناسی می توان کارکنان را از ابعاد و
زوایای مختلف مورد شناسایی و تحلیل قرار داد. مولفه های روانی مورد نیاز
در علم ارگونومی عبارت از ویژگیهای شخصیتی، علایق، رضایت شغلی، درون گرایی
و برون گرایی، هوش عاطفی، هوش منطقی و انگیزه ها، ادراکات، مفروضات ذهنی
واختلالات روانی فرد است.
۳) بررسی ویژگی های شغلی و ایمنی در مشاغل سازمانی که چه فعالیتهای ریز و
درشتی و با چه ابعادی از حجم و کیفیت و در چه محدوده زمانی و نیز با چه
تاثیرگذاری بایستی انجام شود.
۴) بررسی شرایــط ماشین آلات، تجهیزات و به طور کلی محیط فیزیکی کار. در
ارگونومی مشخص کردن مولفه های فوق کار زیاد دشواری نیست و با برنامه ریزی و
بکارگیری ابزارهای مربوطه می توان آن را انجام داد. آنچه برای عملیاتی
کردن ارگونومی در افزایش بهره وری مهم است نحوه ترکیب و تنظیم مولفه ها
است. در صورت وجود ناهماهنگی بین مولفه ها، عملکرد و بهره وری کارکنان تک
بعدی شده و افت می کند ولی در صورت ایجاد هماهنگی بین مولفه های ذکرشده در
توان کارکنان سینرژی ایجاد شده و عملکرد کارکنان به شدت افزایش می یابد.
همچنین این موارد باعث می شود تا در ادامه این مطلب و بخش اشاره به اثرات روانی رنگ در سازمان ارتباط بهتری برقرارشود.
بعضی از دستاوردهای واقعی عملیاتی شدن ارگونومی در کار را می توان چنین بیان نمود:
▪ افزایش رضایت شغلی؛
▪ خستگی کم و دل بستگی به کار؛
▪ سلامت جسمی و روانی کارکنان؛
▪ افزایش راندمان کاری و بهره وری؛
▪ صرفه جویی در انرژی روانی و جسمی؛
▪ هماهنگ شدن مشاغل با شرایط کارکنان؛
▪ تسلط بر محیط کار و مدیریت بر ابزارآلات.
▪ از این بحث مختصر می توان نتیجه گرفت رنگ ها مکمل خوبی برای افزایش اثرات مولفه های ارگونومی هستند.
● آشنایی با مفاهیم رنگ ها
▪ رنگ های سرد وگرم
شامل حس درونی رنگ هاست که از طبیعت الهام گرفته است
قرمز زرد نارنجی و بنفش مایل به قرمز گرم هستند و رنگ های آبی سبز و بنفش مایل به آبی از رنگهای سرد محسوب می شوند.
عموماَ ترکیب رنگهای هر گروه نیز به شرط عدم تمایل به تیرگی شدید از گرمی و سردی همان گروه تبعیت می کنند.
▪ تضاد رنگ ها
خصیصه ای از رنگ است که بستگی تام به مشخصات رنگ های مجاور دارد و عبارت
است از اختلاف بین تیره و روشن در یک تصویر. اگر تضاد کم باشد تصویر مسطح
دیده می شود و حالت عمق و برجستگی آن از بین می رود.
تضاد رنگ متعلق به شخصیت های شاد، پر تحرک و اجتماعی است و عدم تضاد مربوط
به شخصیت های آرام، خنثی و تاثیر پذیر است. اما این تعبییر همه جا عمومیت
ندارد بلکه به تناسب شرایط زمانی و مکانی متغییر است.
▪ مکمل
حالتی از همنشینی رنگ هاست که در آن رنگ ها دو به دو در کنار هم بیشترین
هماهنگی و هارمونی را با هم ایجاد می کنند و بیننده را آزار نمی دهد. در
عین حال خلا کمبود رنگ را پر می کنند.
برای درک بهتر باید به دایره رنگ توجه کنیم.
▪ اثرات روانی رنگ ها در محیط کار
تحقیقات کم و پراکنده ای پیرامون اثرات رنگ بر افزایش کارایی در سازمان و
نیز مخاطبان سازمان انجام گرفته اما هیچ یک از این تحقیقات به صورت تخصصی
به این موضوع نپرداخته است و همچنان این موضوع در مهجوریت به سر می برد.
شاید دلیل اصلی آن تنوع حوزه های فرهنگی و مدیریتی در سازمانها باشد که در
کنار توجه به ابعاد روانشناختی فردی ابراز نظر مطلق و علمی را دشوار می
کند. اما از مجموعه این نظرات و با نگرشی بر منابع موجود که در پی نوشت
این مطلب خواهد آمد مطالب زیر نوشته شده است.
ـ آبی
نشان از آرامش وخشنودی دارد. یکپارچگی و احساس تعلق و در برخی موارد امنیت و ثبات.
از نظر سمبلیک یا نمادین آبی نشانه آسمان، آب، و دریا است. خلق و خوی آرام
و طبیعت زنانه و روشنی و درخشش دنیای باستان را نیز در خود دارد.
اثر روانی آن سرماست.
ادراک حسی آن طعم شیرین است. محتوای عاطفی ان ملایمت و اندام آن پوست است.
مناسبترین رنگ برای بیان معنای فلسفه، تفکرو تعقل است.
با تفاسیر بالا می توان دریافت که کارکرد اصلی این رنگ در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های فکری و یا سالن جلسات و اتاق فکر است.
ـ قرمز
رنگ انرژی است. نبض را تند می کند، فشار خون را بالاتر می برد. معنای آرزو
می دهد و بیانگر میل و اشتیاق، هوس و هیجان است. از دیگر سو نماینده
آرزوی شدید برای زندگی و تجربه گرایی است.
از نظر سمبلیک قرمز نماد خون و آتش است و طبیعت مردانه را به یاد می آورد.
اثر روانی آن گرماست.
ادراک حسی آن به صورت میل و اشتها و طعم تند بروز می کند و اندام آن ماهیچه های سخت و اندام های تناسلی است.
قرمز یک رنگ مادی است و مناسب برای بیان مفاهیم خطر، اراده و جنگ.
در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های جسمی استفاده می شود و البته از
آنجاییکه رنگی معترض است در مجموعه های سیاسی نیز از آن استقبال می شود.
در ارگونومی این رنگ را رنگ اخطار می نامند و باید به خاطر داشته باشید که
استفاده نامناسب از آن بویژه به صورت تک رنگ و با شدت بالا موجبات استرس
در محل کار را فراهم می کند. ترکیب ترام های تیره این رنگ در کنار رنگ های
موسوم به سنگین مثل قهوه ای و سیاه مناسب برای شرکت های صنعتی مناسب است.
ـ زرد
رنگ تلقین است و می تواند دیگران را تشویق به انجام کاری کند؛ در حالی که
قرمز رنگی محرک اما بدون تلقین است. زرد مانند قرمز نبض را تند می کند اما
با اثر کمتر. زرد بیانگر روشنی، درخشش، شادمانی، حساسیت، توسعه طلبی بلا
مانع،تکسین خطر و تنفر یا امید است ( اگر زرد در پس زمینه سیاه باشد تنفر و
اگر در کنار سبز استفاده شود امید را نشان می دهد)
از نظر سمبلیک نماد خورشید، گرمای دلپذیر و در مسیحیت سمبل هاله جام شراب مقدس که عیسی مسیح در شب آخر زندگی سر کشید.
اثر روانی آن گرمای ملایم است.
ادراک حسی آن زنده دلی و اندام آن سیستم های عصبی و بینایی است. طعم زرد
بیشتر گس است اما با ترکیب رنگ های روشن شیرین و با رنگ های تیره تلخ می
شود.
زرد یک رنگ ماورایی و مناسب برای بیان مفاهیم ؛ توجه و دقت و شادی است.
در محیط های پویایی که قصد دارد تا جوانی و تحرک را نشان دهد به کار می
آید و ترجیحا باید از هارمونی آن با رنگ های تیره خودداری کرد چرا که
ترکیبی نا امید کننده را ارائه می دهد. این رنگ مناسب برای سازمانهای
برونگرا، تجاری و فعالیت های مبتنی بر ارائه خدمات به مشتری است.
در ارگونومی این رنگ برای نشان دادن خطر مواد سمی به کار می رود.
رنگ های مکمل نیز بیشتر ترکیبی از موارد رنگ های اصلی هستند اما می توان آنها را نیز همانند موارد فوق دسته بندی کرد.
اما در این میان تنها رنگ سبز که رنگ نشاط و جوانی و سمبل محیط زیست است مناسب برای فعالیت سازمانهای فرهنگی است.
رنگ های سیاه و سفید یا خنثی هم بیشتر مفهوم بخش سایر رنگ ها هستند خواه با ترکیب و یا همنشینی.
از آنچه که در بالا گفته شد به راحتی می توان فهمید که رنگ غالب در سازمان
شامل رنگ دیوارها، درها، پنجره ها، مبلمان و حتی رنگ بندی تابلوهای روی
دیوار و سایر اقلام محیط کار چگونه باید باشد.
▪ نقش رنگ درآراستگی و ایمنی محیط کار و زندگی
رنگ پدیده ای است که از دو جنبه فیزیکی و شیمیایی مورد بحث می باشد و در
جهان رنگ، کیفیت مشاهده رنگ ها از طریق قیاس و توسط چشم و مغز صورت می
گیرد.
مشاهده رنگ یک واقعیت پسیکوفیزیولوژیکی می باشد که از واقعیت شیمیایی رنگ
متمایز است، یعنی مساله رویت رنگ با ساختمان بنیادی رنگ تفاوت دارد.
همان گونه که ارتعاشات صوتی می تواند از راه گوش خوشآیند و لذت بخش و قابل
درک باشند، رنگ نیز پدیده ای است که از راه چشم اثرات مفید یا مضری می
تواند در مغز انسان داشته باشد و لذا مساله رنگ از بسیاری جهات بررسی می
گردد به نحوی که:
۱) هنرمند به اثرات رنگ از نظر زیباشناسی توجه دارد و نفوذ معنوی رنگ و خلاقیت آنرا بررسی می نماید.
۲) روان شناس علاقه مند به شناسایی قدرت اثر تشعشعات رنگی روی مغز و روح آدمی است.
۳) فیزیولوژیست اثرات نور و رنگ را بر روی اعضا مختلف بدن مطالعه می نماید
و مساله دیدن یکی از مسائل مورد مطالعه فیزیولوژیکی می باشد.
۴) شیمیست بر روی ساختمان ملکولی رنگ ها و رنگدانه ها و ذرات جسم سنگین و تهیه رنگ از مواد اولیه و غیره بررسی می نماید.
۵) و بالاخره فیزیکدان نوع انرژی- نوسانات- اختلاط انوار رنگی طیف- تجزیه
نور- فرکانس و طول موج اشعه های رنگی و رده بندی رنگ ها و اندازه گیری
آنها را مورد بحث قرار می دهد.
۶) در صنایع نیز رنگ به عنوان عامل کمکی در تامین ایمنی، وسایل ارتباطی ،
تزیین، رمز و نشانه، حفاظت و نظایر اینها و برای مقصود معین به کار گرفته
می شود.
از این تاثیر امروزه در ساختمان منازل مس************ی و دفتر کار استفاده
می شود و برای انتخاب در کارگاه ها و ماشین ها بکار می رود زیرا انتخاب
رنگ مناسب باعث ازدیاد قدرت کارگران و افزایش حجم تولید می گردد، به طوری
که یک کارخانه جوراب سازی در آلمان توانست با استفاده از این مسئله تولید
خود را ۲۰% افزایش بخشد.
▪ صفات رنگ و استفاده گوناگون از آن
مهمترین جزء نور رنگ است و هنگامی که رنگ به درستی استفاده شود علاوه بر
محیط باز و خوشحال کننده می تواند به قابلیت دید هم کمک نماید چنانکه
تزیین یا دکوراسیون با مفهومی خاص در مورد اطاق استراحت، اطاق غذاخوری و
سینماها و خانه ها و کارخانجات و غیره همیشه مطرح است و از رنگ به نحو
مطلوب استفاده می شود. رنگ ها نباید صرفاً به خاطر ارزش و تاثیر زیبایی
ظاهری استفاده شود بلکه باید به لحاظ ارزش عملی آنها و استفاده برای
مقصودی معین به کار می رود. با توجه به صفات رنگ تجربه شده است که رنگ های
روشن خود را برجسته و بسیار نمایان نشان می دهند مانند رنگ زرد و قرمز و
نارنجی که به رنگ های گرم شهرت دارند و این رنگ ها موثرترین و پرقدرت ترین
رنگ ها برای علامت هشدار دهنده می باشند.
رنگ سبز نیز یک رنگ با قابلیت دید زیاد است و کمتر برجسته می نماید و خصلت جلب کمتری دارد.
رنگ سبز و آبی کاملاً مخالف رنگ قرمز می باشند و از رنگ های سرد و غیرزننده می باشند و آبی اساساً یک رنگ آرامش بخش است.
رنگ های ارغوانی و بنفش از رنگ های مجلل و فاخر می باشند. از این رنگ ها
در پرده برداری از پیکره ها و مراسم ویژه مختلف استفاده می شوند و گاهی
افسردگی را تداعی می نمایند و آرام بخش می باشند. بنفش کم رنگ از رنگ های
جذاب می باشد.
قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه تیره ترین رنگ ها است و قابلیت دید کمتری دارند و فضا را محدودتر نشان می دهند.
در کارگاه هایی که زن کار می کند و فقط کارکنان زن می باشند از رنگ های روشن و ملایم که جاذبه قوی دارند استفاده می گردد.
رنگ های گرم و روشن در کارگاه های فلزکاری نامناسب و غیرمعمول است مثلاً
هیچ گاه معقول نیست که مثلاً برای دستگاه پرس از رنگ صورتی استفاده می
شود.
▪ اثرات روانی پسیکولوژی رنگ
از دیر زمان اثر روانی رنگ در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است و
با مرور زمان گسترش یافته است. با یک آزمایش و تعویض رنگ ها بر روی پرده
ای از یک سالن نمایش و کنترل حرارت و رطوبت سالن و اظهارات دو نفر ناظر
رنگ ها در سالن در خصوص حرارت و مطبوعیت رنگ ها و کنترل نبض و درجه حرارت
بدن آنها در هر ۱۵ دقیقه ثابت گردیده است که با تغییر رنگ ها در هر ۱۵
دقیقه درجه حرارت بدن و نبض دو نفر ناظر صفحه مرتباً تغییر یافته است.
و نیز ثابت شده است جعبه هایی که رنگ روشن و باز دارند کمتر سنگین بوده و
جعبه های سیاه رنگ سنگینی بیشتر دارند و همچنین اطاق هایی از بیمارستان ها
که رنگ آبی دارند و یا شیشه های آبی رنگ دارند اثر خوبی روی بیماران دارد
و به همین دلیل است که اطاق عمل جراحی در بیمارستان ها به رنگ آبی می
باشد.
برای رنگ آمیزی کاغذ تحریر و مطبوعات نیز مطالعات زیادی شده است. اشخاصی
که نزدیک بین هستند و چشم آنها در مطالعه زیاد خسته می شود باید کاغذهای
سبز و آبی به کار برند که بسیار مناسب است.
این رنگ ها در کارخانجات هم مناسب اند چون خستگی کارگران را کم نموده و سردرد آنها را رفع می نماید و مانع از حرکات نامناسب می شود.
▪ رنگ های ایمنی
چشم به طور طبیعی به طرف روشن ترین و رنگین ترین بخشی که در دیدش قرار می
گیرد جلب می شود. سیاه و سفید حداکثر تضاد را دارند. تلفیق سیاه و زرد
تاثیر بصری بیشتری دارد و به همین مناسبت برای مشخص کردن موانع و محدوده
های خطر از علامت راه راه سیاه و زرد استفاده می شود.
در کارخانجات علائم هشداردهنده اظطراراً می بایست در معرض دید قرار گیرد و
واضح باشد و این علامت ها از لحاظ دید و رنگ باید کاملاً شاخص از محیط
اطرافشان باشد و قرار گیرد و نیز حداکثر درخشندگی را هم داشته باشند.
عملاً برای سطوح عمودی مانند بام، سقف، دیوارها، تیرهای ساختمانی، ستون و
خرپاها از رنگ هایی مانند خاکستری یا سیاه و یا سفید استفاده می شود تا
رنگ های جلب توجه کننده به خوبی از آنها متمایز باشد.
در صنایع سنگین که احتمال خطر زیاد دارند مانند صنایع نورد، لوکوموتیو،
عمل رنگ در درجه اول اهمیت است. در صنایع سبک مانند کارگاه های بافندگی،
مونتاژ، صنایع مربوط به ساختن ترانزیستور از جنبه های تزئینی رنگ بیشتر
استفاده می گردد.
سقف کارگاه معمولاً بزرگترین سطحی است که از کف کارگاه دیده می شود و با
رنگ زرد می توان یک محیط آفتابی و گرم ایجاد نمود و نقاشی کرد. تیرهای سقف
و خرپاها را با سفید می توان نقاشی نمود. در سطوح سقف و دیوارها گاهی از
قرمز استفاده می شود تا نوعی احساس گرمی و شعف و مسرت نمایند و رنگ قرمز
برای قسمت های توزیع مواد و ابزار و سکوهای بارگیری قابل قبول می باشد.
قرمز موثرترین رنگی است که برای ضروری ترین علایم خطر( مانند برق،
ترانسفورماتور پایه ها و کابل های هوایی و غیره مورد استفاده می باشد. )
برای علامت آتش نشانی، محفظه وسایل آتش نشانی و جرثقیل ها و امثال اینها
رنگ قرمز مورد استفاده قرار می گیرد و چنانچه از این رنگ در سطحی وسیع به
عنوان تزئین استفاده شود تاثیر قاطع خود را به عنوان رنگ هشداردهنده از
دست می دهد و به تدریج برای اشخاص، عادی می شود و مفهوم خاص دیگری نخواهد
داشت.
از لحاظ براقی رنگ در رنگ آمیزی سقف و دیوارها یک جلای مات بهترین رنگ از لحاظ دید و پراکندگی ناموزون نور است.
رنگ آمیزی دیوار و سقف به رنگ روشن با بازتاب زیاد و رنگ های تیره و ستون
های ساختمان به رنگ های خنثی" مانند خاکستری" زمینه ای را بوجود می آورد
که در آنها علامت هشداردهنده مشخصی را نشان می دهد.
امروزه ثابت شده است که ماشین کارخانجات اگر با رنگ های بخصوصی علامت
گذاری و رنگ شوند از بسیاری از خطرات احتمالی جلوگیری می نماید چون توجه و
دقت شخص بیشتر گشته و از خود بهتر دفاع می کند و در نتیجه خطر کم می شود و
به همین لحاظ رنگ های نامبرده در زیر را برای خطرهای مختلف تعیین نموده
اند که جنبه بین المللی دارد:
ـ رنگ زرد برای خطرهای مکانیکی
ـ رنگ لیمویی برای خطرهای حرارتی
ـ رنگ آبی برای توجه و دقت
ـ رنگ سبز برای امنیت
ـ رنگ قرمز برای آتش سوزی و خطرات شدید
نور نیز اهمیت به سزایی دارد و اثر آن در رنگ مورد توجه است چنانکه در
نتیجه رنگ آمیزی نامتناسب شیئی و یا وجود بعضی از پرتوهای اجاق بخاری، رنگ
را تغییر می دهند.
مثلاً در نور مصنوعی اغلب رنگ های آبی تبدیل به خاکستری می شوند و در
نتیجه تزئین و دکوراسیون اطاق و ساختمان نتیجه معکوسی خواهد داشت و آن
نتیجه ای که مورد نظر است نمی هد.
کارخانجات وسایل الکتریکی سعی نموده اند لامپ های تعبیه نمایند که تا
اندازه ای از تغییر رنگ جلوگیری گردد و از رنگ های مطلوب استفاده شودکه
متخصص و دکوراتور می تواند در این مورد راهنمایی لازم را بنماید و خانواده
ها در اثر تجربه نیز می توانند نتیجه مطلوب را در رابطه نور با رنگ به
دست آورند.
از آنچه که گفته شد به راحتی می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که توجه به
رنگ در محیط کار منجر به افزایش راندمان کاری و کاهش صدمات ناشی از
ناهنجاری های محیط کار می شود. البته نباید نگاهی مطلق گرا داشته باشیم
چرا که در کنار این آرایش و رنگ بندی توجه به سایر عوامل انسانی و محیطی
بر روند کار اثرگذار است همچنین توجه جدی به مفاهیم رنگ در ملل مختلف و
فرهنگ های گوناگون را نیز نباید فراموش کرد.
در پایان باید گفت که بهترین پشتوانه برای این نوشتار تحقیقات عملی و لابراتواری است که امیدوارم بزودی شرایط آن محقق شود.
مشاور
سهشنبه 28 دی 1395 ساعت 04:02

شخصیت افراد مختلف را می توان بر اساس نوع و رنگ لباسی که پوشیده اند دسته بندی کرد .
شخصیت شناسی بر اساس نــوع
لباسهای گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.
لباسهای تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.
لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا وارامش اند.
لباس های تیره:
افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار
خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس
دارند. شخصیت شناسی بر اساس رنـــگ
لباس با رنگ سفید:
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به
دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده
ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند . در موقعیت های کاری , همیشه در حال
ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی
باید استفاده کرد.
لباس با رنگ مشکی:
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی
رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست
ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از
مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.
لباس با رنگ آبی:
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این
افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت
شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده
وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
لباس با رنگ سبز: انتخاب
رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی
واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود
رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران
پیشقدم می شوند.
لباس با رنگ خاکستری:
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی
آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل
در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی
دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند.آنها در مجموع انسانهایی سر سخت
وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
لباس با رنگ قهوه ای: این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت
صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به
راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را
اتخاذ کنند.
مشاور
سهشنبه 28 دی 1395 ساعت 03:02

استفادة بشر از موسیقی، امری آسان و قابلدسترس بوده است، چون ریتم و
ملودی، به عنوان دو رکن اساسی موسیقی، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفی
آواگریها و حرکات ریتمیک نیز نیازی به تکلم نداشته است. از این رو، در
بیشتر قبایل ابتدایی مراسم و آیینهای مختلف موسیقایی که وسیلهای برای
ابراز همبستگی جمعی و از بین بردن ترسها و غمها و ایجاد آرامش و شادی و
اراده در بین افراد قبیله بوده برگزار میشده است.
موسیقی زبان آرزوها، انتظارها و عواطف بشری است و هر قوم و ملتی برحسب
ویژگیهای عاطفی و فرهنگی خود، موسیقی خاصی دارد. با درک موسیقی، عواطف
زیبا، همدردی و تفاهم بیشتر قلبی میسر خواهد شد.
پژوهشگران توصیه میکنند که والدین روزانه یک ساعت برای فرزندان کوچک خود
موسیقی پخش کنند. این عمل موجب بهتر شدن وضعیت تغذیه، خواب و افزایش وزن
آنها میشود.
1-- موسیقی نیاز انسان
موسیقی نیازی فیزیولوژیک, ذهنی, احساسی, اجتماعی و فرهنگی در زندگی انسان
است و از طریق این نیاز ها ریشه گسترده در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده
است.موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد.
ریتم, محرک بیولوژیک و ملودی مولد لذت,خوشی و خیال انگیزی است به این دلیل
کوچک ترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را بر می انگیزد و تحریک می
کند. از آغا نوزادی بدون آن که آموزشی در کار باشد توجه به ریتم و ملودی
وجود و مغز به هماهنگی, نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد. بخش های
مختلف مغز در تجزیه و تحلیل موسیقی مشارکت دارند. نیمکره چپ مغز با شنیدن
موسیقی به تجزیه و تحلیل اصوات موسیقی می پردازدو نیکره راست هماهنگی و
کل(گشتالت) صدا و عواطف آن را درک می کند.(گینز و برادشو 1977) به بیانی
دیگر نیمکره راست مغز در دریافت کلی پیام های موسیقایی, ترکیب فضایی
روابط و درک وحدت موسیقی موثر است.(اسپرینگر و دوچ 1985) شایان ذکر است
کشش های قسمت راست مغز توسط سیستم لیمبیک(مرکز عواطف) توسعه می یابد. و
نیکره راست را در خواندن بدون کلام, درک الگوی کلی, رنگ آمیزی, بلندی صدا,
ساختار هارمونی صداها و جنبه غیر کلامی آن موثر می داند.(زاتور 1984)
از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیل, حافظه, تداعی, الهام و...
در آمیخته که در نتیجه از آن مقوله ای شناختی به وجود آورده است.اما بیش
از هر چیزی موسیقی نیاز عاطفی و احساسی است.موسیقی سیستم عواطف (لیمبیک)
مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و
هم حسی منجر می شود و در بسیاری از مواقع زندگی که کلام و بیان پاسخگو
نیست, می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را
وسعت بخشد.
همچنین موسیقی نیازی اجتماعی است و همبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد هر
جا موسیقی جاری است گروهی در کنار و گرد هم جمعند زیرا موسیقی به راحتی می
تواند احساس ها و بیان مشترکی را در جمع به وجود آورد و نیروی عمومی را
برانگیزد موسیقی نیروی همدلی است به همین خاطر قدرت وحدت و پیوستگی دارد و
از آن می توان در تفاهم اجتماعی و سلیقه ملی بهره جست و محبت و همدلی را
در جامعه تقویت کرد. در مقیاس و دیدی وسیع تر موسیقی طنین وحدت عالم
است.(دکتر علی زاده محمدی,1380)
2- استفاده از موسیقی
این پرسش همواره مطرح بوده است که هر کسی باید روزانه چه اندازه موسیقی
گوش دهد؟ شنیدن موسیقی تا حدودی مانندخواندن کتاب به شرایط مختلف
روحی,علاقه و نیاز و ظرفیت عصبی فرد بستگی دارد.برای استفاده از موسیقی
باید به موسیقی خوب, عادت کنیم.آثار ملی و اصیل را خوب و با هشیاری درک
کنیم و تنها به موسیقی برای شور و حال و یا تفنن گوش نکنیم.بنابراین با
توجه به احساس ها, هیجان ها,نیاز ها و به طور کلی با توجه به حال خود باید
موسیقی را نیز جزء برنامه قرار داد. چرا که مصرف بیش از حد موسیقی به
خصوص موسیقی هیجانی در بعضی افراد موجب بی قیدی عاطفی, آشفتگی های ذهنی و
نوسان خلقی شود. پاسخ به سوالی دیرینه ذهنم را مشغول خود ساخت و به دنبال
پاسخش برآمدم؛ آیا به راستی کسانی که به موسیقی گوش می سپارند و یا ساز می
نوازند مجنون و یا روان پریش و روان نژند می شوند؟ آیا عصبیت های بعضی از
موسیقیدانان که در شرح حال آنها بیان می شود به دلیل پرداختن به موسیقی و
غور در حالت های آن بوده است؟ هنر به طور ذاتی واجد حساسیت, انعطاف و
خلاقیت است.
این خصایص مرتبط با هم در هر آفرینش هنری وجود دارد خلاقیت همیشه همراه با
ظرافت و درک احساس بوده و موسیقی در میان همه هنرها به دلیل طبیعت صوتی و
انرژیک, از نفوذ و حساسیت بیشتری برخوردار است. استفاده بی حد از این
انرژی و صدای خیال انگیز آن حساسیت به وجود آورده و موجب تخلیه نیرو,
خستگی, عصبیت و تلون احساس می شود. به خصوص وقتی که استفاده از موسیقی از
حد نیاز و توان هنرمند خارج شده و این افراط تداوم پیدا کند. اما وجود این
ناراحتی ها و عصبیت ها به علت شنیدن و یا پرداختن به موسیقی نیست بلکه به
سبب مقدار و میزان و نوع استفاده از موسیقی است. بسیاری از موسیقیدانان و
هنرمندان در عین این که واجد حساسیت, دقت و ظرافت روحی هستند با رعایت
نظم, زندگی را در ید اختیار دارند.(دکتر علی زاده محمدی, 1380)
3-موسیقی و پزشکی و روان پزشکی و روان شناسی
تحقیقات نشان می دهد که موسیقی از طریق تاثیر بر هورمون های مختلف, ضربان
قلب و فشار خون, تغییر پتانسیل الکتریکی عضله ها و هم چنین تقویت مهارت ها
و حرکات بدن و زمینه های روان شناختی وارد عمل شده است به عبارت دقیق تر
موسیقی با تحریک مرکز عواطف در مغز(سیستم لیمبیک) بر اعصاب مرکزی و خود
کار واکنش های بیو شیمی و عضلانی اثر گذاشته و همچنین با تاثیر بر حافظه و
یاد آوری خاطرات و احساس های گذشته تغییراتی را در شرایط فیزیولوژیک و
پزشکی بر جای می گذارد.
اولین گروه پژوهش ها توسط ولد (1916) و دیسرنز (1923) انجام شد که اثر
موسیقی را برسیستم اعصاب مرکزی نشان داده است اما مهم تر از آن تحقیق
جامعی بود که توسط دای نو (1977) و هوج (1980) صورت گرفت. این دو محرک اثر
موسیقی محرک و آرام بخش را بر واکنش های اعصاب خودکار مانند ضربان
قلب,نبض, فشار خون, تنفس, واکنش های پوستی و عضلانی و امواج مغزی بررسی
کردند. آن ها در پایان دریافتند که موسیقی آرام بخش, میزان ضربان قلب و
نبض و فشار خون را کاهش می دهد و از اضطراب و نگرانی بیماران می کاهد. پس
از آن ها پژوهشگران دیگری چون جکبسون (1974) و ولپ (1965) با تحقیقات خود
یافته های آنان را تایید کردند.محقق دیگری به نام گلدشتاین (1985) تاثیر
موسیقی انتخابی را بر سیستم لیمبیک و مرکز کنترل دستگاه عصبی
خودکار(اتونومیک) مطالعه کرد و اثر آن را در تحریک این منطقه و تسکین
رفتار نشان داد.
4-آرامش روانی با موسیقی طبیعت
ضرب آهنگ و حرکت منظم امواج دریا, سکوت و آرامش سبزهزار و بیشه زار با
نغمه پرندگان و صدای جیرجیرک ها در جنگل هم می توانند احساس آرامش طبیعت
را به وجود آدمی منتقل سازند. امواج دریا طراوت زندگی را منتشر می کند.
صلابت و قدرت آن, روح را تسلیم جریان و سیر خود می کند و آن را در بستر
خود آرام می سازد.میگنا دات آی آر. آن گاه که در حالت تمرین تن آرامی و
تمرکز ذهنی به صدای امواج گوش می سپاریم و دم و بازدم خود را با آنها
هماهنگ می کنیمپس از دقایقی با روح خود, جزئی از امواج دریا می شویم و با
آن به وحدت و یگانگی می رسیم, وحدتی که پراکندگی و تصورات مشوش ذهن را در
خود حل می کند.به دلیل آرامشی که طبیعت به روح آدمی می بخشد قطعه های
زیادی براساس اصوات آن ضبط و منشر گردیده که مورد استفاده اهل تمرکز و
مراقبه درونی است.
5-موسیقی و خلق
پین (1967) دریافت که افراد با خلق ثابت موسیقی کلاسیک را نسبت به انواع
دیگر موسیقی مانند پاپ و جاز ترجیح می دهند و افراد با خلق بیمار و روان
نژند به موسیقی رومانتیک که جنبه احساسی آن بیشتر استعلاقه بیشتری نشان می
دهند.
بومن (1960) انتخاب موسیقی نوجوانان را در رابطه با وضعیت اقتصادی
–اجتماعی آن ها بررسی کرد. نتایج نشان داد نوجوانان با سطح
اجتماعی-اقتصادی بالا موسیقی کلاسیک را بیشتر انتخاب کردند.
6-طبقه بندی عاطفی تم های موسیقی
طبیعی است که می توان تم های فرعی بسیاری ایجاد کرد اما اصلی ترین آنها شامل گروه های زیر می شود:
1)آرام بخش
2)فرح بخش
3) حزین
4)هیجانی(هیستریکال)
5)نیروبخش
6)شیدایی
7)خواب آور(سبک ساز)
در این قسمت به اختصار به توضیح دو مورد پرداخته می شود؛
تم های آرامبخش:
تم موسیقی آرام بخش ملایم,یکنواخت و ریتم آن آرام است.این تم حالت عاطفی
خاصی ندارد,به عبارتی شور و حالی به وجود نمی آورد و یا کسی را تحریک نمی
کند و در خود فرو نمی آورد و یا کسی را تحریک نمی کند و در خود فرو نمی
برد مهم ترین خصیصه ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را
القا نمی کند. ریتم و گردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ
کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجان ها و خستگی ها بکاهد و با
آهسته کردن احساس و هیجان در گردش ها و فواصل مطبوع و بزرگ حالتی آرام و
خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساسی ایجاد می کند.
تم های نیرو بخش:
در این تم ها ریتم پر قدرت و ملودی های محرک با احساس مثبت و مطبوع بیشتر
از آن چه روحیه را هیجانی کند, انرژی و نیرو می بخشد.این قطعه ها همانند
یک شوک خوشایند و مطبوع, افسردگی, سستی و بی حالی را به تحرک تبدیل می کند
و احساس توانایی, تسلط و اراده به وجود می آورد. در تم های نیرو بخش,
ریتم نقش اساسی دارد. ضرب آهنگ قدرتمند و بارز آن با ریتم هیجانی(هیستریک)
متفاوت است. در موسیقی هیجانی, تحرک توام با هیجان زدگی بی قراری و نوسان
خلقی است و حالت توانایی و یا ثبات"من" احساس نمی شود اما در تم های
نیروبخش ثبات و نیرو احساس می شود.از موسیقی نیروبخش می توان در کاهش بی
حالی و اندوه و افسردگی استفاده کرد. انرژی سرعت و قدرت تم های نیروبخش
رکود,یکنواختی و افسردگی روح را کاهش می دهد.(علی زاده محمدی,1380)
7-رابطه موسیقی با DNA انسان ها
پژوهشگران انگلیسی کشف کردند که علاقه به سبک موسیقی خاص در انسان ها بر
روی DNA آنها نوشته شده است. محققان نوکیا و کالج کینگ لندن به منظور کشف
فاکتور های ژنتیکی که با فاکتور های محیطی تداخل کرده و ذائقه موسیقایی
هر فرد را می سازد, در عادات موسیقی گوش دادن بر روی حدود چهار هزار دو
قلوی همسان و غیر همسان کاوش کردند. نتایج این تحقیقات نشان داد که علاقه
به موسیقی پاپ, راک, هوی متال, جاز و یا موسیقی کلاسیک مثل آهنگهای بتهون
همگی بر روی ژن های انسان نوشته شده است. میگنا دات آی آر.به طوری که در
علاقمندی به گوش دادن موسیقی پاپ, کلاسیک و هیپ نقش کدهای ژنتیکی برابر با
53% است همچنین نقش ژن ها ذر میزان علاقه به موسیقی جاز 46% است. این در
حالی است که تاثیر گذاری ژن ها در علاقه به گوش دادن موسیقی های سبک راک و
هوی متال تنها 40% است و نقش فاکتور های محیطی مثل آموزش خانوادگی و
تجربیات شخصی در میزان علاقه مندی به این موسیقی برابر با 60% است. فاکتور
های ژنتیکی در میزان علاقه به موسیقی فولک و قومی بسیار اندکی را ایفا می
کند به طوری که کروموزمها تنها مسئول 24% از ذائقه گوش دادن به این سبک
موسیقی هستندو فاکتور های محیطی بیشترین نقش را ایفا می کنند.
نتیجه گیری
• موسیقی به عنوان یک راه درمان برای انواع بیماریهای روحی و روانی
مانند اسکیزفرنی، افسردگی و دیگر اختلالات وهمچنین انواع بیماریهای جسمی
مانند بیماریهای سخت من جمله سرطان قابل استفاده می باشد.
• بنابراین انواع موسیقی، مانند موسیقیهای شاد، حزین انگیز، خلسه آور اثرات متفاوتی بر روی سیستم عصبی و سایر مناطق مغز دارد.
• از موسیقی درمانی می توان بعنوان مکمل دارو درمانی استفاده کرد.
• موسیقی قومی رایج در ایران، تأثیر درمانی ندارد و بیش تراثر القایی و تلفیقی دارد و به بازسازی نیاز دارد
• عادت به موسیقی هیجان انگیز اثر نامطلوب دارد و اراده را ضعیف می کند.
• عادت به موسیقی تأثر برانگیز خلق را نااستوار و هوش را کم می کند .
• به طور کلی موسیقی از طریق مغز بر هورمون های مختلف اثر می کند.
موسیقی آرام بخش برهورمون های استرس اثر می گذارد و تنش وفشار را با ایجاد
امواج آلفا کم می کند.
البته موسیقی بر محتوای فکر و اندیشه اثر نمی گذارد و قدرت حل مسئله را
ندارد. صرفاً با کم و زیاد کردن فعالیت امواج مغزی وترشح هورمون ها بر
حالات و خلقیات اثر می کند و با ایجاد نشاط و روحیه سیستم ایمنی بدن را در
برابر استرس قوی تر کند.
مشاور
سهشنبه 28 دی 1395 ساعت 02:01
متولدین فروردین :
سرخ:رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض
آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می
شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از
احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن
باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز
تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از
عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند.آنها جنگجویان خوبی
هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و
مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها
هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به
همین علت کمتر به دیگران وابسته اند
متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین اردیهشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست
او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از
صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارای خود را خیلی راحت
انجام می دهد و چیزی نمی تئاند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به
خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید
مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان
دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است
متولدین خرداد : نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و
صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین
خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای
روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این
افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و
اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش
چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر
ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به
افراد بدبین رویا
متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه
از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی
نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر
است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت
فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این
حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود .
متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام
حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می
کند
متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می
تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود
بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین
فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را
بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می
تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد
دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند
متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی
طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است
که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار
او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او
کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند .
این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال
اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در
میهمانی او را ببینید
متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت
لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست .
هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب
های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد
مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و
بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران
همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا
برقرار می سازد
متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به
سادگی می گوید : ((بله )) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی
هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست
و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او
جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود
را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در
موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را
بدانید
متولدین آذر : بنفش
متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت
فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان
قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او
هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین
متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم
صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله
ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها
اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند
متولدین دی : قهوه ای
رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً
احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و
او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند
پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست
به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار
می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند
میخ محکم و کوبنده است
متولدین بهمن : زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می
رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب
آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر
سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی
فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی
نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین
بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و
نزدیک چندانی ندارند
متولدین اسفند : سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند .
سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر
قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی
اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند
مشاور
سهشنبه 28 دی 1395 ساعت 01:01
با رمز و رازهای آن چه کودک تان روی کاغذ می کشد، آشنا شوید بسیاری
از پدرها و مادرها برای آن که چند دقیقه ای کودک خود را سرگرم کنند تا
بتوانند به کارهای روزمره برسند، از او می خواهند در گوشه ای از اتاق
بنشیند و نقاشی بکشد.
حتی در مواقعی که کودک با شور و اشتیاق نقاشی خود را به والدینش نشان می
دهد، در بهترین حالت جمله ای که والدین به او می گویند این است که «آفرین!
چه نقاشی زیبایی کشیده ای»اما این نقاشی های به ظاهر ساده و بی معنی،
سرشار از حقایق و ناگفته های کودک هستند، ناگفته هایی از مشکلات روحی که
او تنها به خاطر کودک بودنش نمی تواند آن ها را به زبان بیاورد.
نقاشی کودکان چیزی فراتر از تنها چند خط و رنگ ساده و بی معنی است. سال
هاست که روان شناسان بررسی های بسیاری روی نقاشی های کودکان انجام داده
اند و در نتیجه این تحقیقات دریافته اند که این خطوط و رنگ های ساده و در
ظاهر بی معنی بازتاب مستقیم دنیای درونی کودکان است.
امروزه در سراسر دنیا روان شناسان و روانکاوها با توجه به نقاشی کودکان به
کشف و درمان بیماری ها و اختلالات روحی کودکان می پردازند. جالب است
بدانید که حتی در برخی موارد محققان توانسته اند با بررسی دقیق نقاشی های
کودکان به مشکلات خانوادگی آن ها پی ببرند. نقاشی کردن به کودک فرصت می دهد
تا ترس ها و احساساتش را غیرمستقیم بیان کند.
هر کدام از نقاشی های کودکان بیانگر داستانی است که شاید خود او نیز
نتواند آن را برای کسی شرح دهد. کودکی که همواره آدمک هایش را بدون دهان
می کشد نمی داند چرا همواره فراموش می کند این عضو از بدن را رسم کند اما
روان شناسان به خوبی متوجه می شوند که این فراموشی تصادفی نیست و حقایقی
از محیط خانه و خانواده را فاش می کند.
در بررسی نقاشی های کودک باید به محیطی که کودک در آن نقاشی کرده، بسیار
دقت کنیم چرا که محیط، عاملی مهم و تعیین کننده در چگونه رسم کردن و رنگ
زدن نقاشی های کودک است. شاید اگر فرد غیرمتخصص در نقاشی یک کودک، رنگ های
تیره ببیند به سادگی از کنار آن عبور کند و این مسئله را ناشی از علاقه
کودک به رنگ های تیره بداند اما یک متخصص با دیدن رنگ های تیره در نقاشی
کودکان به خوبی متوجه می شود که احتمالاً هنگامی که کودک در حال نقاشی
بوده پدر و مادر در حال بحث و دعوا بوده اند که کودک ناخودآگاه نقاشی اش
را با رنگ های تیره رنگ آمیزی کرده است.
۳ نکته خیلی مهم
البته باید بگویم در صورتی با توجه به نقاشی کودکان می توان به روح و شخصیت آن ها پی برد که:
۱) او مطابق میل خود و بدون آموزش و اجبار، تصاویر را روی کاغذ بیاورد.
۲) موارد ذکر شده در صورتی نشان دهنده حالات ذکر شده هستند که دایم در
نقاشی کودک مشاهده شوند و نیز کودک زمانی نقاشی کند که در شرایط عادی قرار
داشته باشد. یعنی عصبانی و بی حوصله نباشد.
۳)نکته مهم دیگر این است که نقاشی های کودکان در سنین مختلف معانی
متفاوتی دارند و نکات ذکر شده در این مطلب برای کودکان پیش از سنین دبستان
کاربرد دارند.
به کارگیری رنگ ها و جزئیات
*کودکانی که در نقاشی خود جزئیات را به تصویر می کشند افرادی دقیق و
کنجکاو نسبت به مسائل اطراف هستند. از جمله این جزئیات در نقاشی ها می
توان به ترسیم رگبرگ ها، مردمک چشم، دکمه لباس، سوراخ بینی و... اشاره
کرد.
*استفاده از رنگ های مختلف در نقاشی به این معنی است که کودک از
یکنواختی و س************ در زندگی بیزار است و در کل از لحاظ روحی سالم و
پرانرژی است.
*استفاده از رنگ های ملایم و نقاشی های کم رنگ نشانه آرامش طلبی و تمایل به پرهیز از هیجان است.
*رنگ های گرم و روشن روحیه شاد و پرانرژی کودک را نشان می دهد. کودکانی
که از لحاظ روحی با مشکل مواجه هستند معمولاً در نقاشی های خود از رنگ های
محدودی استفاده می کنند.
کدام درخت، کدام روحیه؟!
*ترسیم درخت های تنومند با بدنه کلفت و نیز شاخ و برگ فراوان این نکته را
آشکار می کند که کودک در زندگی احساس امنیت و اعتماد به نفس دارد. اگر تنه
درختان کج کشیده شود می توان دریافت که کودک آرزو می کند به سال های قبل
بازگردد. همچنین صاف و عمودی کشیدن تنه درخت در کودکان نشانه ثبات فکری
آنهاست و اگر کودکی برای درخت برگ های زیادی کشیده و برگ ها را به صورت
درهم رسم کند می توان دریافت که او ترجیح می دهد در دنیای خود باقی بماند و
آمادگی تغییر ندارد. اگر درخت،شاخه های زیادی داشته باشد که هر شاخه به
سویی متمایل باشد می توانیم دریابیم که کودک به سادگی می تواند با دیگران
ارتباط برقرار و خود را با محیط های جدید سازگار کند.
کودکان خجالتی را بشناسید
*کودکانی که نقاشی های درهم و نامنظم می کشند معمولاً توجه و تمرکز کافی
ندارند و به همین دلیل نمی توانند از تمام توانایی های خود استفاده کنند.
*اگر کودک در نقاشی هایش آدم کوچکی را در گوشه برگه ترسیم کند به این
معنی است که خود را کم ارزش و کم اهمیت تر از دیگران می داند. اگر این شکل
نقاشی کردن برای مدت طولانی ادامه یابد باید برای رفع مشکل به متخصص
مراجعه کرد زیرا این کودک بیش از حد خجالتی است و برای داشتن ارتباط بهتر
با اطرافیان به کمک نیاز دارد. همچنین کودکان خجالتی معمولاً در گوشه برگه
نقاشی می کنند و تمام صفحه را پر نمی کنند.
خانه من
* « موفقیت » می نویسد:کودکان معمولاً در نقاشی های خود، خانه می کشند.
خانه ای با رنگ های گرم و پرانرژی همراه با گل و درخت های تنومند، پنجره و
دودکش حاکی از زندگی آرام و متعادل کودک است. کودکانی که والدین آن ها از
هم جدا شده باشند معمولاً خانه هایی با دو در می کشند یا خانه ای با دو
طبقه. همچنین کودکانی که در سنین پیش از دبستان خانه را بدون در ورودی
نقاشی می کنند وابستگی شدیدی به مادرشان دارند اما این نقاشی پس از ورود به
دبستان نشانه احساس تنهایی کودک است. خانه ای که به صورت تیره و میله های
زندان رسم می شود نشانه ای از ناسازگاری والدین و فشار روحی شدید است و
در مقابل،میگناir خانه های مجلل و قصر مانند نشانه این است که خانه و محیط
آن برای کودک به منزله پناهگاهی امن و راحت است.
*کودکان خیال پرداز معمولاً کوه های بلند،ابر و پرندگان را در اوج آسمان می کشند.
پدر چه شکلی است؟
*خورشید در نقاشی کودکان نماد پدر است و خورشید کامل و زیبا نشان دهنده
ارتباط خوب و سالم با پدر و رضایت از او است اما خورشیدی که همواره بخشی از
آن پشت ابر یا کوه باشد می گوید که کودک ارتباط خوبی با پدرش ندارد.
خورشید با رنگ های تند مانند قرمز یا نارنجی ترس از پدری که موجب استرس می
شود را بیان می کند.
*معمولاً در نقاشی هایی که کودک از اعضای خانواده اش می کشد یک نفر بزرگ
تر از دیگران کشیده می شود و یا کودک او را پر رنگ تر از بقیه افراد رنگ
آمیزی می کند. این فرد کسی است که کودک بیشترین احساسات خود را در کشیدن
او بروز داده و گاهی نشانه این است که کودک او را بیش از دیگران دوست دارد
و یا از او می هراسد. برای تعیین این که آیا کودک او را بیش از دیگران
دوست دارد یا از او می ترسد باید به دیگر نکات مورد توجه در نقاشی کودک از
جمله رنگ آمیزی و یا دیگر اشیای نقاشی شده توجه کرد. گاهی نبود یکی از
اعضای خانواده در نقاشی کودک نشانه این واقعیت است که کودک نبود او را
آرزو می کند البته این مسئله در صورتی قابل استناد است که کودک در نقاشی
های پی در پی او را حذف کند.
معمولاً خواهر یا برادر کوچک تری که با ورودش به خانواده حسادت کودک را
برانگیخته است و موجب شده کودک تصور کند پدر و مادر دیگر او را مانند
گذشته دوست ندارند در نقاشی های کودکان پیش از دبستان حذف می شود. گاهی
نیز اگر از کودک بخواهید او را نیز نقاشی کند ابتدا او را می کشد و سپس به
دلایل مختلف آن را پاک می کند.
مشاور
سهشنبه 28 دی 1395 ساعت 00:00