مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

کودکان و حوض نقاشی شان


شاید باور نکنید نقاشی های ساده و بازیگوشانه ای که بچه ها در خلال بازی روزانه اشان می کشند، الزاما بازی با خطوط و رنگ نیست. روان شناسان معتقدند، این خط خطی کردنهای بازی گونه و سرسری نشانی از درون و ذهن کودک دارند. کودک نیازمند گفتگو است و از آنجایی که قادر نیست به شیوه گفتاری بزرگترها ابراز احساسات نماید و خواسته هایش را بیان دارد از طریق نقاشی وارد عمل می شود و به طور غیر مستقیم آنها را آشکار می کند.

نقاشی کودکان با اشکال و رنگ ها و ترکیب خطوط و دوایر ساده شروع می شود و هرچه که کودکان بزرگتر می شوند ، نقاشی های آنها جزئیات بیشتر متناسب تر و واقعگرایانه تر می یابد. در این مقاله سعی شده است، ابتدا، والدین را با سیر تکاملی نقاشی کودکان آشنا سازیم و در ادامه به برخی از سوالات رایج والدین در زمینه نقاشی کودکان خواهیم پرداخت.

● طبقه بندی مراحل تکاملی
▪ از ۱۸ ماهگی تا 2/5 سالگی :

کودکان معمولا کشیدن علائمی برصفحة کاغذ را از حدود ۱۸ ماهگی به بعد آغاز می کنند . از دیدگاه بیشتر پژوهشگران این خط خطی کردن ها حرکاتی بی هدف وناهماهنگ نیست ، بلکه نشاندهندة آگاهی نسبت به الگو وافزایش هماهنگی چشم – دست است . کودکان برای رسیدن به درجه ای ازتوازن بصری به خط خطی کردن کاغذ می پردازند ویا یک خط را بالای خطی که قبلا کشید ه اند می کشند . خط خطی کردن برای کودکان کاملا جذاب است . پژوهشگران این خط کشیدن های اولیه را صرفا بازی وتمرین می دانند. به هر حال زمانی فرامی رسد که کودکان شروع به تفسیر خطوط خود به عنوان تصویر می کنند . کودکان عموما قبل از آن که کشیدن را آغاز کنند مقاصد خود را بیان نمی کنند بلکه اغلب پس از اتمام کار به تفسیر نقاشی خود می پردازند . نخستین شکل بسته ای که توسط کودکان کشیده می شود تقریبا می تواند جایگزین کلیه اشیای موجود درمحیط کود ک باشد. دایره ، ساده ترین طرح بصری برای کودکان خردسال است .

▪ از2/5 سالگی تا ۵ سالگی :

ازحدود2/5 سالگی آشکار می شود که کودکان نقاشی های خود را بازنمایی چیزی تلقی می کنند . گاهی اوقات پیش از آنکه کشیدن نقاشی را آغازکنند مقاصد خود رابیان می کنند ودیگر معنی نقاشی تاپایان تکمیل آن پنهان باقی نمی ماند ، اما هنوز درتفسیر کودکان از نقاشی خود، نوعی عنصر فرصت طلبی وجود دارد . دراین مرحله از تکامل چنانچه نقاشی کودکان درعمل شبیه به چیز دیگری از کار درآید ، آنها از قصد اعلام شدة خود عدول می کنند . دراین مرحله ، دیگران نیز این خط خطی ها را باسهولت بیشتری درک می کنند وبه تدریج اشکال بیشتر ومتنوع تری دریک صفحه کشید ه می شود.
اشکال تفکیک نشده و نامنظمی که کودکان می کشند به تدریج به صورت دایره ها ، مربع ها ، مثلث ها وصلیب ها قابل تشخیص می شوند . این شکل ها که جملگی به صورتی طرح گونه کشیده می شوند اغلب روی یکدیگر قرارمی گیرند وبه چیزی تبدیل می شوند که آنها را ‹‹ ترتیب ›› می خوانیم .

سایر شکل های مهم درنقاشی های کودکان عبارتند از : خورشیدها ، دایره ها وشعاع ها ، از 3/5 سالگی به بعد است که کودکان برقرار کردن رابطه میان جزئیات یک نقاشی را آغاز می کنند . به نظرمی رسد که بسیاری از نقاشی های آنها دراین مرحله مبتنی برقواعد یا طرح های ساده است ، به عنوان مثال نقاشی نمونه وار چهرة انسان دراین مرحله ، مشتمل بریک دایره به جای سر( یا یک سروبدن مرکب ) ودوخط آویزان به جای پاست ، برای مشخص کردن جزئیات چهره ازقبیل چشم ها ودهان ممکن است علائمی دردرون دایره گذشته شود .
این قبیل چهره ها اغلب ‹‹ بچه قورباغه ای ›› نامیده می شوند . گاهی اوقات به نظرمی رسد که این نقاشی های طرح دار ، بیش از آنکه بازنمایی دقیق موضوع نقاشی شده باشند جنبه ای نمادین دارند ؛ به عنوان مثال نتایج به دست آمده از مشاهدات نشان می دهد که وقتی از کودکان ساکن درواحدهای آپارتمانی خواسته شده تامنزلی مس************ی خود را نقاشی کنند ، آنها به کشیدن نقاشی های متداولی از خانه های دارای سقف شیروانی و دودکشی که از آن خارج می شود پرداخته اند .


▪ ۵سالگی تا ۸ سالگی :
به طور کلی هرچه که کودکان بزرگتر می شوند نقاشی های آنها نیز واقعگرایانه تر می شود . اما نقاشی های کودکان درفاصلة سنی ۵ تا ۷ سالگی هنوزشامل عناصری است که کودک بروجود آنها آگاهی دارد ، حتی اگر به طور طبیعی قابل رؤیت نباشند . به این لحاظ حاصل کار آنها نقاشی ‹‹ شفاف بینی ›› یا ‹‹ اشعه ایکس ›› نامیده می شود ؛ مانند نقاشی ای که درآن بچه ای درشکم مادرش است نشان داده می شود . دراین مرحله نقاشی های آنها از چهرة انسان ، طرح بچه قورباغه ای را پشت سر می گذارد وبه نشان دادن سر وبدن جدا از یکدیگر می رسد . جزئیات بیشتری از قبیل دست ها ، انگشتان ولباس بیش از پیش تصویر می شوند .

نقاشی کودکان نه تنها برای آنها یک نوع لذت و بازی است، بلکه می تواند به والدین در دیدن و شناختن دنیای درونی آنها کمک کند. البته نقاشی نکشیدن یک کودک یا تمایل کم او به این کار به این معنی نیست که تخیل ضعیفی دارد.

▪ ۸سالگی تا نوجوانی :

کودکان ۸ ساله به بالا اغلب سعی می کنند در نقاشی های خود عمق را نه تنها دراشیای منفرد بلکه دررابطه میان اشیا نیزنشان دهند . همچنین نقاشی های آزاد بچه های بزرگتر ، یعنی بچه های ۹ یا ۱۰ ساله از نظرسبک به تدریج به سمت الگوهای قراردادی حرکت می کند . دراین مرحله چهره های کارتون وچهره های سریال های کمیک مرتب نقاشی می شوند . نقاشی ها تنوع وتشخیص کمتری پیدامی کنند . به نظرمی رسد که کودکان دراین سن اغلب از نقاشی خود ناراضی اند و دیگر رغبتی به انجام این فعالیت ندارند . گفته می شود دلیل این امر آن است که آنها قادرنیستند نتایج دلخواه خویش را از نقاشی های خود به دست آورند .

نقاشی کودکان نه تنها برای آنها یک نوع لذت و بازی است، بلکه می تواند به والدین در دیدن و شناختن دنیای درونی آنها کمک کند. البته نقاشی نکشیدن یک کودک یا تمایل کم او به این کار به این معنی نیست که تخیل ضعیفی دارد. بسیارند کودکانی که از طرق دیگر غیر از نقاشی دنیای خود را به شما نشان می دهند. برخی از والدین در این زمینه با سوالاتی مواجه می شوند که برخی از آنها در ذیل آمده است.



● آیا همیشه باید نقاشی کودکان را تحسین کرد؟

نقاشی کشیدن کودکان نشانه رشد آنهاست. نقاشی تمام کودکان زیباست گرچه ممکن است نقاشی یک کودک با هارمونی و دیگر از روی بی دقتی باشد. توصیه روان شناسان به شما این است که همیشه با گفتن این جمله که چه نقاشی زیبایی، کودک تان را تشویق کنید اما به او دروغ نگویید زیرا کودکان می توانند متوجه تشویق بی جا شوند. نظر خود را صادقانه در مورد انتخاب رنگ ها و محل قرار گرفتن آدم ها و اشیا بیان کنید و به او بگویید که می تواند بهتر نقاشی کند.

● آیا باید نقاشی کودکان را نگه داشت؟
وقتی کودکی نقاشی می کشد و آن را به شما می دهد یعنی کادویی به شما تقدیم کرده که بابت آن تلاش بسیار کرده است. پس کادوی او را دور نیندازید یا حداقل همان لحظه این کار را نکنید. معمولا کودکان از تماشای نقاشی های یکی دو سال قبل خود بسیار ذوق زده می شوند و این کار آنها را تشویق به ادامه کار و بهبود هنرشان می کند.


● آیا می توان نقاشی کودکان را نقد کرد؟

نقاشی ها تولیدات آنی هستند. به همین دلیل تفسیر آنها آن هم توسط انسان های بالغی که دیدشان به واسطه ترس ها و پروژه های روزانه تغییر کرده بی فایده است. نقاشی ها تنها گویای شخصیت در حال ساخت کودک هستند. مثلا اگر کودکی ۲ درخت تنومند را در کنار دو نهال به تصویر می کشد ممکن است بخواهد خانواده ای را ترسیم کند. توصیه ما به شما این است که نقاشی ها را نقد نکنید بلکه از خود کودک بخواهید آنچه را ترسیم کرده برای شما تعریف کند و قضاوت را به گفته های او بسپارید.

● اینکه کودکی همیشه تصویر یک چیز را بکشد طبیعی است؟
برخی کودکان تنها به خانه کشیدن یا کشیدن درخت علاقه دارند. دلیل این امر آن است که آنها تنها به مسایل روزانه یا علایق خود دارند فکر می کنند. تکرار یک نقاشی کار غیرطبیعی نیست. اتفاقا این کار سبب افزایش مهارت در آنها می شود. اما اگر کودک تان مرتبا تصویر سیاه و ناخوشایند را به تصویر می کشد و این نقاشی ها با علایم دیگر مثل بروز مشکل در مدرسه یا خانه همراه است باید با یک روان شناس در مورد آ نها صحبت کنید.


● آیا دستکاری در نقاشی های آنها کار صحیحی است؟

نقاشی های کودکان معمولا کمی دور از حقیقت است. ممکن است آدمک نقاشی او ۴ انگشت و خورشیدش قرمز باشد. دلیل آن هم این است که کودکان آنچه را می دانند می کشند نه آنچه را می بینند. برای آنها خانه همیشه سقف تیز مثلثی دارد. سعی نکنید حقیقت را به آنها بفهمانید. دست شان را آزاد بگذارید تا آنچه را می خواهند بکشند. اگر خودشان موافق اند شما می توانید به نقاشی آنها گل یا خانه بیفزایید. اگر بخواهید حقیقت را به آنها نشان دهید ممکن است از نقاشی زده شوند.

تفسیر عناصر موجود در نقاشی کودکان



درک و فهم نقاشی های کودک برای والدین و مربیان بسیار لازم است.
بزرگسالان می توانند با برقرار کردن روابط دوستانه با کودک از او بخواهند برایشان درخت، حیوان، خانه، یک شخص، خانواده، خودش و یا هر چه را که مورد علاقه اش هست یا از آن می ترسد یا یک رویا را ترسیم کند. البته بی آنکه چیزی را به او تحمیل کنند. البته برای تعبیر نقاشی های یک کودک باید از تعداد زیادی از نقاشی ها و اطلاعات دقیق زندگی کودک کمک گیرید.


1- شکل آدم
در نقاشی کودکان اگر شکل آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال زیادی وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر برعکس آدمک در اندازه کوچک یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد، به معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند. اگر در نقاشی دست و بازو را نکشیده باشد، بیانگر احساس ناامنی است. کودکانی که آدم هایی با اندازه بزرگ رسم می کنند خود را بالاتر از بقیه می دانند و زودرنج و حساس هستند. کودکان پرخاشگر، جزئیات صورت را به حد اغراق آمیزی بزرگ رسم می کنند، در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر می اندازند و فقط دایره صورت را ترسیم می کنند.کودکان ضعیف و درونگرا اغلب برای آدمک پا نمی گذارند و یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند. بالاتنه اگر لاغر و باریک باشد، مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاق و بزرگ شدن می ترسد.
کودکان شاد خیابان های عریض و باز می کشند، ولی کودکانی که دارای خانواده ای گسسته و ناهماهنگ هستند، معمولا در نقاشیهای خود کوچه های متعدد که در یک نقطه تلاقی می کنند، ترسیم می کنند.



2- نقاشی کودکان

همسن و سال: در این نوع نقاشی از کودک درخواست می شود که خود را در میان کودکان همسن بکشد. اگر کودک در این نقاشی خود را در میان گروه یا کنار دایره کشیده باشد، معانی مختلفی پیدا می کند. ناسازگارها اغلب در محدوده خارجی گروه و یا تنها می کشند، در حالیکه کودکان سازگار خود را در میان گروه همسن و سال نقاشی می کنند.




3- خانه
در نقاشی کودکان، خانه بیش از هر چیز دیگری دیده می شود. خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی خانواده است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. در سنین 5 تا 8 سالگی کشیدن خانه هایی که در ورودی آن از بقیه خانه جدا مانده و نیز دیوارهای بلند نشانگر خجالتی بودن کودک است. بعد از 8 سالگی نشانگر خود کوچک بینی و تنهایی و در نوجوانی نشانگر شرم و حیای زیاده از حد است. در خانواده هایی که پدر و مادر از هم جدا شده اند، کودک معمولاً خانه را به 2 قسمت تقسیم کرده و دو در ورودی برای آن می گذارد.اگر خانه به شکل قصر باشد در واقع به منزله پناهگاه مطلوب است و یا برعکس اگر به شکل زندان باشد، نماد فشار خانوادگی است.


4- کوچه
اگر کودک دچار مشکل باشد، کوچه که محلی برای ارتباط با دیگران است را به صورت پیچ و خم دار می کشد. کلا کوچه نماد فرار و گریز است. کودکان شاد خیابان های عریض و باز می کشند، ولی کودکانی که دارای خانواده ای گسسته و ناهماهنگ هستند، معمولا در نقاشیهای خود کوچه های متعدد که در یک نقطه تلاقی می کنند، ترسیم می کنند.
همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش، چه به صورت ترس و دلهره، بر روی او مستقر می کند.



5- درخت

برای تجزیه و تحلیل نقاشی درخت باید سه قسمت آن را مشخص کرد (ریشه، تنه، شاخه ها و برگ ها). ریشه که در زمین فرو رفته نماد فشارهای غریزی است. و پرثبات ترین و مشابه ترین عامل به خود کودک می باشد. بنابراین بیانگر مشخصات دائمی و عمق شخصیت اوست. شاخه ها و برگ ها نشانگر ارتباط کودک با دنیای خارج است. اگر درخت برگ های زیاد و درهم داشته باشد نشان دهنده این است که کودک در خود فرو رفته و آمادگی تغییر و تحول را ندارد. ولی درختی که شاخه های آن هر کدام به سویی کشیده شده اند نمایانگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل را به سادگی می فهمد و می تواند با محیط سازگار شود.




6- خورشید
در بیشتر نقاشی های کودکان خورشید وجود دارد و تصویر آن نشان دهنده خوشحالی و گرما و بنا به نظر پژوهشگران نماد پدر مطلوب است. وقتی رابطه بین کودک و پدر خوب باشد، خورشید همیشه به طور کامل در حال درخشیدن است و اگر این طور نباشد، خورشید در پشت کوه یا قوسی در افق دیده می شود. البته گاه کودکان در اثر تقلید از دیگران خورشید را در پشت ابر می کشند که این موضوع نمی تواند نشان از مشکلی باشد .

اگر کودک از پدرش بترسد، خورشید را به رنگ قرمز تند یا سیاه در می آورد.



نقاشی خانواده
1- فاصله بین اشخاص در نقاشی: اگر کودک، خود را در کنار اعضای خانواده خود بکشد، نشانگر انس و الفت بین اعضای خانواده است.
2- برجسته کردن اشخاص: در بیشتر نقاشی هایی که کودکان از خانواده ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش، چه به صورت ترس و دلهره، بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی غالبا قبل از دیگران کشیده می شود. این شخص گاه نفر اول از سمت چپ کاغذ است.

شخصیت شناسی از روی رنگ لباس!


تقریبا همه انسان ها رنگ خاصی را بیشتر از رنگ های دیگر دوست دارند. مثلا خود من رنگ سفید را برای لباس به هر رنگ دیگری ترجیح می دهم. اکنون بهتر است رنگ مورد علاقه خود برای لباس را بگویید تا ما به شما بگوییم چه شخصیتی دارید.

با اینکه هر فصلی رنگ و طرح خود برای انتخاب لباس را دارد اما انتخاب انسان ها بر یک اصل ثابت استوار است: چه چیزی باعث می شود تا من احساس خوبی به خود داشته باشم؟ مسلما اندام زیبا و مناسب یکی از دغدغه های مردان و زنان در سراسر دنیا است. به طور مثال، زنان در دوران یائسگی دچار اضافه وزن و چاقی می شوند. اما این مشکل را می توان با ورزش از بین برد.

وقتی اندام زیبا داشته باشید، لباس ها نیز زیباتر بر بدن شما می نشینند. تقریبا همه انسان ها رنگ خاصی را بیشتر از رنگ های دیگر دوست دارند. مثلا خود من رنگ سفید را برای لباس به هر رنگ دیگری ترجیح می دهم. اکنون بهتر است رنگ مورد علاقه خود برای لباس را بگویید تا ما به شما بگوییم چه شخصیتی دارید.



آبی
شاید شما هم قبول داشته باشید، هیچ چیز آرامش بخش تر از دریا نیست. شن، تابش نور خورشید و از همه مهم تر آبی دریا حس آرامش دارد و باعث کاهش استرس می شود. کارشناسان دانشگاه یوتا نیز اعلام کرده اند حتی نگاه کردن به رنگ آبی موجب کاهش اضطراب می شود. انسان هایی که به دنبال آرامش هستند بیشتر به سمت انتخاب لباس های آبی کشش دارند.


قرمز
افرادی که لباس های قرمز دوست دارند، غریضه قوی دارند و بسیار هیجان دوست هستند. جالب است بدانید تحقیقات نشان داده اند، زنان در دوران باروری خود 3.5 مرتبه بیشتر به رنگ قرمز تمایل پیدا می کنند. دلیل آن نیز این است که وقتی زن در حال تخمک گذاری است، تمایلات جنسی بیشتری هم دارد. تحقیقات دانشگاه راچستر نیز ثابت کرده است، مردان بیشتر جذب زنانی می شوند که لباس قرمز به تن دارند.


زرد
لباس های آفتابی= شخصیت گرم و آفتابی! رنگ زرد رنگ گرمی است و افرادی که این رنگ را برای لباس انتخاب می کنند، خونگرم و پرانرژی هستند. به هیچ وجه فکر نکنید اگر لباس زرد بپوشید شبیه موز دوپا می شوید. خجالت نکشید. اگر زرد را دوست دارید، لباس های زرد خریداری کنید. می توانید برای جلب توجه بیشتر از زیورآلات زرد رنگ هم استفاده کنید. بگذارید همه از گرمای وجود شما استفاده کنند.


بنفش
بنفش رنگ بسیار زیبایی است و تناژهای مختلفی دارد. اما هر چه روشن تر باشد، بهتر است. این رنگ بیشتر مورد علاقه خانم ها است. این رنگ شاد است و طراوت ویژه ای در خود دارد. می توانید در روز یا شب از لباس های بنفش و حس شادمانی آن بهره بگیرید.


نارنجی
افرادی که نارنجی می پوشند بسیار پر جنب و جوش و پرانرژی هستند. همچنین باید به خلاقیت و ذهن باز آنها اشاره کرد. سعی کنید تا حد امکان از لباس یا وسایل جانبی نارنجی استفاده کنید تا آن گرما و هیجان به روح شما نفوذ کند و شاد شوید.

آیا می دانید شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟



▪ متولدین فروردین : سرخ

رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن میدوند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.

▪ متولدین اردیبهشت: صورتی

متولد اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.

▪ متولدین خرداد : نقره ای


رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !

▪ متولدین تیر : خاکستری

تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود . متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.

▪ متولدین مرداد: طلایی

رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .

▪ متولدین شهریور : نارنجی

نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند . این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید !

▪ متولدین مهر : آبی

رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست . هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد .

▪ متولدین آبان : سفید

چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به سادگی می گوید : ((بله)) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم حساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید .

▪ متولدین آذر : بنفش

متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به نادرستی و عدم صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند !

▪ متولدین دی : قهوه ای

رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .

▪ متولدین بهمن : زرد

متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .

▪ متولدین اسفند : سبز

رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند . سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند . او همچنین در مقابل توهین ها ٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است ٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید . البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد.

کاربرد هنر در درمان اختلالات روحی و روانی



یکی از ابزارهای کمک به تشخیص و درمان اختلالات روحی و روانی به‌ویژه در کودکان، گرایشی به نام هنردرمانی است که از طریق شاخه‌های مختلف آن، افراد احساسات و تفکرات خود را نشان می‌دهند. تاریخچه هنردرمانی به اواسط قرن گذشته بازمی‌گردد. هنردرمانی به مفهوم روانشناختی نخستین‌بار با نام مارگارت نامبرگ، معلم نقاشی شناخته شد. وقتی که وی مشغول تدریس نقاشی به کودکان بود، متوجه شد که هنر تداعی آزاد روان و ارتباط نمادین ناخودآگاه را به شکلی بدون سانسور، عینی و مشاهده آگاهانه «خود» است.

همزمان با وی، هنرمند بریتانیایی دیگری به نام آدرین هیل نیز برای اولین‌بار واژه هنردرمانی را با نگاه هنری به‌کار برد و اثر درمانی هنرهای تجسمی و تصویر‌سازی در قالب هنردرمانی را توصیف کرد و از این رو فعالیت‌های خلاق روان‌درمانی با استفاده از مواد و روش‌های هنری، دیداری شنیداری در روانشناسی هنردرمانی نامیده شد. در ایران نزدیک به یک دهه است که این روش در کلینیک‌های بالینی و کارگاه‌های روانشناسی مورد استفاده متخصصان و روان‌درمانگران برای درمان‌های اختلالاتی چون فوبیا، اختلالات پس از سانحه، افسردگی، اضطراب و استرس به‌کار گرفته می‌شود. در زمینه انواع شاخه‌های هنردرمانی، تاثیرات و نتایج درمانی آن با دکتر ناهید دهقان، روانشناس و مشاور تربیتی گفت‌وگو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید.


هنردرمانی از چه زمانی در ایران برای تشخیص و درمان به‌کار گرفته شد؟


در سال 1381 که سازمان نظام روانشناختی و روانشناسی تشکیل شد، مرکز مشاوره مورد توجه قرار گرفت. ابتدا در این مراکز فعالیت‌ها کلی بود و به مرور شکل تخصصی به خود گرفت و هنردرمانی هم یکی از این رشته‌های تخصصی شد. تا پیش از این جریان اصلا هنردرمانی در جامعه ما مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. اما امروز به اثبات رسیده که هنر می‌تواند روان انسان را درمان کند.


هنردرمانی بیشتر برای کودکان کاربرد دارد یا بزرگسالان؟


این تکنیک برای هر دو دسته مورد استفاده قرار می‌گیرد اما برای کودکان بیشتر کاربرد دارد. از آنجا که کودک از بیان تفکراتش عاجز است و احساساتش را بروز نمی‌دهد این تکنیک بیشتر جواب می‌دهد. وقتی کودک 45 دقیقه در کنار ماست، باید وی را از این طریق سرگرم کنیم و در لابه‌لای آن نیز با او صحبت کنیم و در همان حین حالت کنترل نداشته باشیم. اما با بزرگسالان از طریق گفت‌وگو یا مصاحبه بالینی می‌توانیم به صورت مستقیم اختلال‌شان را تشخیص دهیم اما درباره کودک ما نیازمند ابزارهای عینی هستیم زیرا نمی‌توانیم با وی مصاحبه بالینی داشته باشیم. برای بزرگسالان ممکن است هنردرمانی را به‌عنوان تمرین به آن‌ها بدهیم اما درباره کودک این‌گونه نیست، وی باید کنارمان باشد و این تکنیک‌ها را به‌کار بریم.


شاخه‌های هنردرمانی که از سوی روانشناسان مورد استفاده قرار می‌گیرد، شامل چه مواردی و چه کاربردهایی است؟

هنردرمانی یک تکنیک و ابزاری است مرتبط به رشته روانشناسی که شاخه‌های آن شامل این موارد است: قصه‌درمانی: روان‌درمانگران برای کودکانی که تخیلات قوی دارند از این شیوه هم برای تشخیص و هم درمان استفاده می‌کنند. گاهی شده که کودکان، دوستان یا خواهر و برادر خیالی دارند و با آن‌ها صحبت می‌کنند که این مساله خانواده را ناراحت می‌کند و می‌ترسند که کودکان‌شان دچار آشفتگی روانی باشند و وقتی به ما مراجعه می‌کنند، از بچه‌هایشان می‌خواهیم قصه بگویند، در واقع قصه‌درمانی را تجویز می‌کنیم.


(تئاتردرمانی): بچه‌ها و افرادی که خودشان استعداد و آمادگی این کار را دارند نیز نمایش‌درمانی برای آن‌ها بسیار مفید است یا روان‌درمانگر برایشان نقشی را بازی می‌کند یا خود کودک. این تکنیک مخصوصا برای کودکان طلاق بسیار جواب داده است. کودکی که از ماندن کنار یکی از والدینش می‌هراسد یا دوست ندارد ما سعی می‌کنیم در تئاتر به درمان این قضیه بپردازیم.


شعردرمانی: از افرادی که استعداد و آمادگی در این حوزه را دارند می‌خواهیم، هر موردی را که برایشان فشار و تنش به وجود آورده است در قالب شعر بازگو کنند.


موسیقی‌درمانی:
یکی از عالی‌ترین ابزارهای هنردرمانی است مخصوصا برای افرادی که هوش موسیقایی قوی دارند. از آن‌ها می‌خواهیم که بنوازند تا اعتماد‌به‌نفس‌شان از این طریق بالا رود. کسانی که از اجتماع و تعاملات اجتماعی آزرده یا دچار بیماری اوتیسم هستند برای افزایش تعاملات اجتماعی از این شیوه چه به صورت فردی و چه گروهی برای ارتقای رشد اجتماعی‌شان استفاده می‌کنیم که البته برای افرادی که در محدوده سنی 20 تا 40 سال دچار افسردگی نیز هستند بسیار مفید است.


سفال‌درمانی و شن‌درمانی: در این شاخه حرکت هماهنگی چشم و دست برای کودکان بسیار مهم است. همچنین برای بزرگسالانی که دچار آسیب‌های مغزی شده‌اند جهت تقویت حافظه هیجانی مناسب است. برای معلولیت‌هایی که مهارت‌های حرکتی‌شان را از دست داده‌اند، این تکنیک به‌کار برده می‌شود.


نقاشی‌درمانی: عمده‌ترین شاخه هنردرمانی، نقاشی است که هم نقاشی‌ خانواده مد نظر ماست و هم نقاشی‌ای که خود کودک از روی حسش می‌کشد (نقاشی آزاد). در نقاشی‌های خانواده، وقتی می‌بینیم بچه، پدرش را نمی‌کشد یا خواهر و برادرش را حذف می‌کند یا این‌که خودش را ترسیم نمی‌کند مسلما تعارض در این خانواده وجود دارد. نقاشی کودک کاملا گویاست و به صورت مستقیم با خصوصیات و روحیه‌اش همخوانی دارد و در ضمن هم به شکل پروسه‌ای یا فرآیندی می‌توان به آن پرداخت. در حوزه نقاشی، وقتی ما نقاشی کودکان را می‌بینیم کاهش اضطراب و افزایش شادی در آن‌ها به وضوح دیده می‌شود. خطوط کشیده‌شده و رنگ‌ها همگی احساسات کودک را بیان می‌کند. من مراجعه‌ای داشتم که خانواده‌اش را به شکل پنج انگشت دست کشیده بود و پدرش را شست انگشت نمایش می‌داد؛ شستی بزرگ با دهانی باز. وقتی از مادرش پرسیدم پدرش چگونه فردی است جواب داد، بسیار پرخاشگر و عصبی. نقاشی‌های آزاد نیز فضای روحی و ذهنی را نشان می‌دهند که کودک در چه شرایطی به سر می‌برد.به این نکته باید توجه داشت که در این تکنیک‌های هنردرمانی، یک فرد متخصص باید نظارت و تحلیل داشته باشد.


از میان شاخه‌هایی که برشمردید، کدام‌یک برای کودک تاثیرگذارتر است؟


نقاشی‌درمانی و تئاتردرمانی بسیار اثرگذار است. تئاتردرمانی خیلی خوب کمک می‌کند که تمام حس‌ها، ناگفته‌ها، ناشناخته‌ها و آنچه کودک احساس عجز و ناتوانی دارد با ایفا کردن نقش، به بیان رفتار و ‌منش بپردازد. بازی‌درمانی هم بسیار عالی است که ما این را جزو شاخه‌های هنردرمانی محسوبش نمی‌کنیم زیرا هم تاریخچه جداگانه‌ای دارد و هم طیفش گسترده‌تر است.


هنردرمانی در رویارویی کودک با چه آسیب‌ها و مشکلاتی موثر است؟

می‌توان گفت برای کودکانی که اعتماد‌به‌نفس پایینی دارند و دچار اختلالات خلقی، اضطرابی و روان‌پریشی هستند؛ کودکانی که پرخاشگر و رفتارهای خشونت‌آمیز از خود نشان می‌دهند. همچنین برای اختلال یادگیری. در کل برای درمان و تشخیص اکثر اختلالات مربوط به کودک کاربرد دارد. البته ناگفته نماند هنردرمانی نیاز به برنامه تخصصی روان‌شناختی دارد: 1-زمینه، علاقه و استعداد فرد بررسی شود. 2-زمان مناسب با توجه به ساختار و ابزار کافی برای تمامی اختلالات. در کل می‌گویم هنردرمانی برای غلبه بر استرس، افزایش خلاقیت، خودآگاهی، بیان خود، ابراز هیجانات مانند خشم، نفرت، عشق، جلوگیری از خودسانسوری یا بازداری از خود، خودتخریبی و فوبیا کاربرد دارد.

هنردرمانی، یک خوبی که دارد این است که نیاز به آموزش‌های قبلی ندارد اما استعداد لازم است. در هر صورت گاهی ما نمی‌توانیم شرایط سخت را از بین ببریم اما می‌توانیم کاری کنیم که فرد با این شرایط کنار آید و سازگاری داشته باشد.


یکی از دغدغه‌های والدین، رفتار پرخاشگرانه کودک‌شان است، هنردرمانی تا چه اندازه می‌تواند باعث کاهش یا در‌مان این رفتار شود؟


ما باید پرخاشگری را به‌عنوان یک معلول در نظر بگیریم و به دنبال علت باشیم. والدین فقط دل‌شان می‌خواهد کودک آرام و مطیع باشد و تا برخلاف این مساله عمل کند اصطلاح پرخاشگری به وی داده می‌شود. ما باید ببینیم علتش چیست. اگر بر اثر بیماری خاص باشد یا این‌که به‌عنوان یک عارضه فیزیولوژیک و اعصاب و روان باشد، می‌توان از هنردرمانی استفاده کرد تا اضطراب را پایین آورد و رفتار همدلی و تعاملی را افزایش داد و حالت خشم را کنترل کرد. تمامی این‌ها بستگی به‌خصوصیات کودک، جنس، سن، علاقه و سلامت فیزیکی‌اش دارد. برای بچه‌های پرخاشگر ما آموزش می‌دهیم که با شیوه‌های دیگری غیر از خشونت فیزیکی یا کلامی، آنچه را که می‌خواهند بگویند.


برای درمان کودکان بیش‌فعال، آیا هنردرمانی توصیه می‌شود؟

بله، استفاده از تکنیک هنردرمانی برای این دسته از کودکان باید دارای زمان‌های محدود و کوتاه‌مدت باشد زیرا تمرکز این بچه‌ها کم است اما باید تنوع فعالیت در کنارش باشد یعنی از هریک شاخه‌ها استفاده کنیم اما در حد چند دقیقه. شاخه‌هایی که برای آن‌ها فعالیت و تحرکات بیشتری داشته باشد برایشان بهتر است.


درمان توسط هنردرمانی چقدر زمانبر است؟

به شدت اختلال، مشکل فرد و مدت‌زمانی که فرد با آن درگیر بوده بستگی دارد. خانواده‌ای پیش ما آمده که فرزندش از کودکی مرض فوبیا داشته حالا که دانشجو شده وی را برای درمان آورده است. وقتی روانشناس شروع به کار و فعالیت می‌کند باید خانواده هماهنگ با روانشناس باشد. البته ما از همان ابتدا شرایط را به خانواده اعلام می‌کنیم و اگر در مدتی که تعیین کرده‌ایم به نتیجه نرسیم دیگر مراجع را نمی‌پذیریم زیرا خانواده خود را منطبق با ما نمی‌کند. دوره‌های روان‌درمانی چهار تا شش ماه است و بعد از آن هم وی را رها نمی‌کنیم تا مدتی که عود نداشته باشد. تشخیص هم در همان یکی دو جلسه اول مشخص می‌شود و در جلسات بعدی ما به درمان می‌پردازیم.


آیا جلسات هنردرمانی محرمانه و فردی است یا گروهی؟

هم می‌تواند فردی باشد و هم به شکل گروهی. خب در جلسات گروهی مهارت‌های اجتماعی افزایش می‌یابد. ما به‌وسیله هنردرمانی روی روانشناسی اجتماعی کار می‌کنیم. فوبیای اجتماعی (ترس‌های اجتماعی) بهانه‌ای برای درمان این اختلالات به‌شکل گروهی است.


هنردرمانی برای درمان اختلالات جسمی کودکان کاربرد دارد؟

بله، مثلا حرکت‌های ریتمیک (رقص) برای کودکانی که درد مفاصل و استخوان دارند و عضلات‌شان ضعیف است یعنی عضلات توانایی نگهداری استخوان را ندارد بسیار کاربرد داد. ما برای شنوایی موسیقی‌درمانی، برای بینایی نقاشی‌درمانی و برای مشکلات گفتاری آوادرمانی و شعردرمانی را توصیه می‌کنیم.


آیا در پیش‌دبستانی و مدارس، مربیان تربیتی که از هنردرمانی آگاه باشند، وجود دارند؟

درباره مدارس غیرانتفاعی یا مدارسی که در منطقه بهتری از شهر وجود دارد بالطبع مربیان تربیتی‌شان هم تخصص‌های لازم را خواهند داشت. البته من در مناطق 17 و 18 نیز بودم و کار کردم. نمی‌توان کلا این موضوع را مطلق دانست و قضاوت کرد ولی خب ما می‌بینیم در بعضی از نقاط شهر مربیان تربیتی‌ای در پیش‌دبستانی‌ها و مدارس گذاشته‌اند که بازنشسته شده‌اند. اما بهتر این است مراکز پیش‌دبستانی یا کودکستان 1و2، از افراد متخصص در رشته‌های هنری استفاده کنند.