مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

روانشنـاسی رنگ بنفــش

از اونجـایی که خودم به این رنگ علـاقه ی زیادی دارم،وقتی این مطلب رو دیدم و خوندم،دوست داشتم کـه در خوندنش شمـا دوستـان هم سهــیم بـاشید .

cbe85e54f19e1127f170b26a603acdb3.jpg


روانشناسان می گویند انتخاب هر رنگ ریشه در پیشینه و خصوصیات شخصیتی دارد. درباره روانشناسی رنگ بنفش و تاثیرات آن چه می دانید؟



هر کس به رنگی علاقه مند است. این علاقه را می توان بیشتر از همه در لباس هایی که می خرد جست وجو کرد. بعد از لباس رنگ های مورد علاقه در انتخاب وسایل و دکوراسیون خانه فرد مشخص می شود. این رنگ ها راهی به درون فرد دارد. در واقع روانشناسان معتقدند هر فرد با توجه به خصوصیات و روحیاتش به رنگ خاصی علاقه مند است. بنفش رنگی منحصربه فرد است. این رنگ که از ترکیب قرمز با خاصیت گرمی و تحرک بالا و آبی با خاصیت آرامش و سردی به وجود آمده است، خاصیت فوق العاده ای پیدا کرده است. بنفش رنگ هماهنگی بین عقل و احساس و بین معنویت و مادیات است. روانشناسان معتقدند این رنگ به تعادل فکری کمک می کند و در عین حال توام با حس شکوه، اسرارآمیزی، هنر، معنویت است. به همین دلیل است که اتاق های مدیتیشن را به این رنگ درمی آورند. بنفش می تواند افسردگی را رفع وتخیل را قوی کند و به شما آرامش بدهد. هنرمندان معمولا بنفش را دوست دارند و کسانی که بنفش می پوشند حساس، شکننده و دلسوز هستند.



گرما در سرما


کسانی که رنگ بنفش را دوست دارند معمولا امیدها و ایده های عالی برای آینده دارند. همیشه درست تصمیم می گیرند و با استفاده از توان ادراک شان موقعیت ها را می سنجند. آنها عقل و احساس را با هم دارند و به بیان دیگر با استفاده از عقل، موقعیت را تحلیل می کنند و با استفاده از ادراک آن را می فهمند و در نهایت تصمیم درست می گیرند. آنها خصوصیات آبی و قرمز را با هم دارند. یعنی شفقت آبی را با شور و شوق قرمز به طور همزمان تجربه می کنند. به جنبه های مختلف توجه می کنند و معمولا قوی و پرانرژی هستند. این را هم بدانید که آنها ممکن است از بیرون سرد به نظر بیایند اما احساسات عمیق و سرشاری دارند. معنویت برای بنفش ها حیاتی است و تنها مشکل اصلی آنها کمال طلبی است. آنها همیشه خود را نقد کرده و دربرابر همه چیز مسئول و مقصر می دانند.





دوستداران بنفش خردمندند


ارتباط با علاقه مندان رنگ بنفش کمی سخت است. آنها دوست دارند همیشه درباره مسائل مهم حرف بزنند و حرف های رایج و معمولی آنها را خسته می کند. آنها دوست دارند از اطرافیان شان حمایت کنند و با صبوری بیش از اندازه این کار را انجام می دهند. این را هم بدانید که بنفش ها رهبری را دوست دارند و تاثیرگذارند. در مورد پول کمی مراقب و خودآگاه هستند و در عین حال در زمینه های اجتماعی بسیار باهوش و آگاه هستند. شغل های مورد علاقه آنها می تواند هنرمند، سخنران، کارگردان، روحانی و مخترع باشد.



به گستردگی رنگین کمان


هر طیف از رنگ بنفش تاثیراتی مخصوص به خود دارد. برای مثال ارغوانی حالت آرام تفکر را قوی می کند. البته فراموش نکنید بودن زیاد در کنار ارغوانی می تواند آزاردهنده باشد چون انرژی این رنگ بی نهایت زیاد است و ممکن است ذهن را خسته کند. نیلی نشان دهنده عجله است و کسانی که به این رنگ علاقه مند هستند دوست دارند خیلی زود به اهداف شان برسند. بنفش مایل به آبی کمال گرایی و تفکر فلسفی قوی تری را نشان می دهد. یاسی شکوه و جلال را تقویت می کند و کسانی که یاسی را دوست دارند باهوش، رمانتیک، خوش مشرب و خودنما هستند و همیشه شاداب و جوانند. در مقابل کسانی که بنفش مایل به قرمز را دوست دارند در عین حال که هوش زیادی دارند اما شکننده، حساس و ضعیفند.




ترکیب بنفش و صورتی




برای اتاق دختران جوان بسیار مناسب است. بهترین ترکیب رنگی بنفش برای اتاق خواب، اضافه کردن نقره ای به آن است. ترکیب آن با طلایی هم فضا را باشکوه می کند و برای اتاق های پذیرایی شیک و لوکس گزینه مناسبی به حساب می آید.

استفاده از این رنگ می تواند حس های بد مثل ترس، مشغله های ذهنی و نا آرامی را از شما بگیرد و شکوه و آرامش را جایگزین آن می کند. رنگ بنفش را می توانید در تمام بخش های منزل تان غیر از آشپزخانه استفاده کنید. اگر می خواهید به فضا آرامش بدهید می توانید دیوارها را یاسی کرده و آن را با قهوه ای ترکیب کنید. برای دکور کردن اتاق غذاخوری با بنفش بهتر است این رنگ را با قرمز ترکیب کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.

از روی نقش نقاش را بشناسید



اطمینان داریم که شما تا به حال این تجربه را داشته‌اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله‌تان سر رفته باشد، آن‌وقت با خودکاری که در دست دارید، روی کاغذ مقابل‌تان بی‌هدف نقاشی‌هایی را می‌کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اوّل چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند، ولی به اعتقاد بسیاری از روان‌شناسان این نوع نقاشی‌های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند.

بنا به گفتة بسیاری از خط‌شناسان و روان‌شناسان، افراد در موقعیت‌های متفاوتی این نقاشی‌ها را می‌کِشند. به‌عنوان مثال، وقتی تلفنی صحبت می‌کنند، یا به سخنرانی گوش می‌دهند و یا یادداشت برمی‌دارند. آن‌ها هنگام کشیدن چنین نقاشی‌هایی به چیز دیگری می‌اندیشند و به هیچ‌وجه متوجه حرکت قلم روی کاغذ نیستند.
روان‌شناسان تجزیه‌و‌تحلیل‌های زیادی را روی این نقاشی‌ها انجام داده‌اند و معتقدند که همانند دست‌خط‌ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت که روان‌شناسیِ نقاشی‌های ناخودآگاه به اندازة دست‌خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر ـ خط‌شناس معروف ـ همین امر ارزیابی صحیح آن‌ها را دشوارتر می‌کند. عواملی مانند شرایط محیط، روحیات خود فرد، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی‌ها.
اسپنسر می‌نویسد: اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی‌های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، اما این نقاشی‌های مبهم نمای جالب و ارزش‌مندی از افکار و شخصیت افراد را به‌دست می‌دهد.

پیشنهاد می‌کنیم اگر این‌بار شما نیز چنین نقاشی‌هایی را کشیدید، آن‌ها را دور نیاندازید. می‌توانید نقاشی‌هایتان را با نمونه‌های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.




  • اشکال هندسی: مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان‌یافته است و نشان می‌دهد که شما به‌گونه‌ای روشن و آشکار می‌اندیشید و دارای مهارت‌های برنامه‌ریزی هستید، در برنامه‌ها و طرح‌هایتان بسیار دقیق عمل می‌کنید و کفایت و کارآیی بالایی دارید.

  • اجرام فضایی: ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر، نماد جاه‌طلبی و بلندپروازی است. شما فرد خوش‌بینی هستید و این نیاز در شما هست که تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.

  • اشکال درهم: نشانة هیجان و تنش هستند و نشان می‌دهند که شما در تمرکز دچار اشکال می‌شوید و همیشه چیزی هست که مزاحم تمرکزتان شود.

  • بازی‌ها: بازی‌هایی مانند نقطه‌بازی، دوز یا شطرنج، حسّ رقابت را در شما به تصویر می‌کشند و شما دوست دارید همیشه در بازی‌ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می‌کنید.

  • چهره‌های خندان و زیبا: کشیدن چنین تصویرهایی نشان می‌دهد که شما به مردم و دیگران عشق می‌ورزید، و همواره جنبه‌های مثبت افراد و شرایط را می‌بینید. فرد خوش‌بینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می‌کنید. علاقه‌مند، به فعالیت‌های اجتماعی هستید. خصوصیاتی مانند انسانیت، نیک‌سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستان‌تان حساس هستید
    .
  • چهره‌های درهم و زشت: نشانة حسّ سوءظن و بدگمانی در وجود شماست. سعی می‌کنید رفتاری تلخ و طعنه‌زننده داشته باشید. با مردم میانه خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیان‌گر هستید، اعتمادبه‌نفس کافی ندارید و در کارهای گروهی همکاری نمی‌کنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می‌کنید.

  • فلش‌ها و نردبان: نمادی از جاه‌طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید، در تصمیمات، یک‌دنده و سمج عمل می‌کنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی‌ها و استعدادهایتان دارید.

  • خانه و کلبه‌ها: به دنبال خانه و خانواده‌ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می‌کنید. میل دارید در خانواده‌تان سرمایه‌گذاری کنید، در جست‌و‌جوی سرپناه روحی و معنوی هستید؛ در جست‌و‌جوی خود گمشده‌تان هستید. احساس ناامنی دارید.
  • نت‌های موسیقی: عاشق آهنگ‌سازی و موسیقی هستید.
  • اشکال تکراری و دنباله‌دار: نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پای‌بند شیوه و اسلوب هستید و در تمرکز توانمندید. قادرید کارهایتان را به راحتی سازمان‌دهی کنید و با هر چیزی کنار بیایید.

  • گل و گلدان، گیاه و درخت: شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیة مهربانی دارید و با دوستان‌تان دوستانه رفتار می‌کنید. فردی اجتماعی هستید.

  • حیوانات: شما به حیوانات علاقه دارید و مشتاق حمایت از دیگران هستید، حساس و ملاحظه کارید و نیاز به آرامش فکر دارید. احساس می‌کنید که می‌توانید از دیگران حمایت کنید.

  • قلب: فردی احساساتی هستید. کسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلّق داشته باشید.

  • آجرها و کتاب‌هایی که روی هم قرار گرفته‌اند: تحت فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می‌کنید که با کوچک‌ترین لرزشی نابود می‌شوید و فرو می‌ریزید.

  • غذا و میوه: خوردن را دوست دارید و احتمالاً در رژیم بسر می‌برید.

  • خطوط متقاطع: احساس خفگی و اختناق دارید. نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می‌کنید. این سدّی است که میان خود و دیگران قرار داده‌اید و از بروز احساسات‌تان گریزانید، سعی می‌کنید عواطف‌تان را پنهان کنید تا فرد مناسبی پیدا شود که شایستگی احساس شما را داشته باشد.

  • چاقو، اسحله و شمشیر: نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتّی گاهی تمایلات روانی، حسّ رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می‌دهد.

  • پله‌ها: نمادی از جاه‌طلبی است و نشان می‌دهد که شما میل به صعود و پیشرفت دارید.

هنر و آرامش روان

شاید تا به حال حس کرده باشید که رنگ‌ها چگونه می‌توانند شما را آرام کنند. به‌طور حتم، بارها برای شما پیش آمده است که از دیدن رنگ طلوع آفتاب یا آبی بیکران دریا، تمام خستگی‌های خود را فراموش کرده و احساس شادمانی و خوشبختی کرده باشید.

روانشناس‌ها معتقدند که رنگ‌ها تأثیر روانی عمیقی بر انسان می‌گذارند. برای نمونه، دکترها در اتاق عمل از لباس سبز استفاده می‌کنند که بیمار با دیدن آن‌ها قبل از بیهوشی دچار استرس و وحشت نشود و احساس آرامش را به او منتقل کنند. در هنر نقاشی، رنگ‌ها به دو دستهٔ گرم و سرد تقسیم می‌شوند. رنگ‌های گرم ایجاد شادمانی، نشاط، حرک و هیجان می‌کنند. در حالی که رنگ‌های سرد، منجر به سکوت و آرامش می‌شوند.




● رنگ‌ها:
یکی از رنگ‌های گرم، رنگ قرمز است که به شما احساس اعتمادبه‌نفس و شادابی می‌دهد: اما در زمانی که احساس عصبانیت می‌کنید، استفاده از رنگ قرمز ممکن است باعث افزایش خستگی و عصبانیت شما بشود، بنابراین در مواقعی که احساس کسالت روانی و جسمی می‌کنید، از این رنگ استفاده نکنید. افراد کمی هستند که از این رنگ در لباس‌های خود استفاده می‌کنند. در کل، رنگ قرمز برای آرامش و استراحت آن‌چنان سودمند نیست، زیرا هیجان و تحرک را در انسان بیدار می‌کند.

رنگ‌های نارنجی و زرد، به‌علّت گرما و انرژی‌ای که در خود دارند، برای زمان استراحت مناسب نیستند، ولی برای آن زمانی که شما خواستار اعتمادبه‌نفس، شجاعت، پشتکار و حرکت به سوی موفقیت هستید، بسیار مناسب می‌باشند.
رنگ‌های سبز، آبی و بنفش، رنگ‌های سرد هستند. این رنگ‌ها در طبیعت به‌صورت فراوانی وجود دارند. آسمان بیکران، آبی است دریاهای نیلگون، گاهی آبی و گاهی سبز و جنگل‌ها همیشه سبز هستند. رنگ‌های سرد به‌علّت احساس س************ و عدم‌تحرکی که دارند، آرامش و آسودگی را ایجاد می‌کنند. پردۀ ملحفه و روتختی سبز رنگ، در خواب عمیق بسیار مؤثر هستند. ثابت شده است که رنگ آبی برای قلب مفید است و عصبانیت را از بین می‌برد.
رنگ‌های سفید و خاکستری به‌طور معمول، خنثی هستند و احساس خاصی به بیننده القاء نمی‌کنند. استفاده از این رنگ‌ها به‌صورت خالص نه ایجاد آرامش کرده و نه فرد را هیجان‌زده می‌کنند.




● موسیقی
می‌گویند: "جایی که کلام باز می‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود". تأثیر صوت‌ها بر روان انسان از سال‌ها قبل به اثبات رسیده است. زمانی که صوت‌ها با فرکانس ملایم و یکنواخت تکرار شوند، تأثیر آرام‌بخشی بر مغز می‌گذارند.

موسیقی نیز مانند رنگ علاوه بر این‌که می‌تواند شما را به اوج آرامش و شادمانی برساند، می‌تواند ایجاد بیقراری و اضطراب نماید. کودک را با یک موسیقی ملایم می‌توانید بخوابانید، ولی با یک موزیک پرسروصدا هرگز نمی‌توانید.
شنیدن موسیقی آرام و کلاسیک در هنگام رانندگی بسیار مفید است؛ زیرا بدن ناخودآگاه با ریتم موسیقی هماهنگ می‌شوند و این‌گونه آهنگ‌ها، باعث رفتار آرام و رانندگی باملاحظه‌ای می‌شوند. در حالی که گوش دادن به موسیقی‌های اضطراب‌آور و هیجان‌انگیز باعث تند رفتن، پیچیدن‌های ناگهانی و از دست دادن کنترل ماشین شده و در نهایت منجر به زحمت برای خود و دیگران می‌شوند.
سعی کنید هنگام خواب در سکوت کامل استراحت کنید، اما اگر علاقه‌مند به شنیدن موسیقی هستید، آهنگ‌های بسیار آرام با صدایی ملایم را انتخاب نمایید تا شما را بیدار و هوشیار نکنند. می‌توانید ابتکارهای جالبی به خرج دهید؛ به‌عنوان نمونه، صدای نسیم لابه‌لای درخت‌ها یا صدای موج‌های دریا را ضبط کرده و در اتاق خواب خود استفاده کنید. شنیدن موسیقی آرامش‌بخش در محیط کار نیز ایجاد احساس آرامش می‌کند و خستگی عصبی و بدنی را تا حدّ زیادی برطرف می‌سازد.



● داستان
هرکدام از ما به‌طور متوسط در هفته چند فیلم سینمایی از تلویزیون تماشا می‌کنیم، یا به سینما می‌رویم، یا سریال‌هایی را دنبال می‌کنیم و به شدت نگران شخصیت‌های آن می‌شویم تا آن‌جا که زندگی خود را فراموش کرده و به اشتباه‌ها و بدبختی‌های آن‌ها فکر می‌کنیم. اتفاق‌های این فیلم‌ها تأثیر بسیار عمیقی در آرامش اعصاب و زندگی ما می‌گذراند.

سعی کنید هر چه قدر هم که دارای روحیۀ قوی، ریسک‌پذیر و بی‌تفاوتی هستید، فیلم‌های وحشتناک یا غم‌انگیز را تماشا نکنید. فیلم‌هایی که در آن‌ها هر لحظه و در هر گوشه‌ای فردی به کمین فردی دیگر نشسته است، می‌توانند آرامش را تا مدت‌ها از شما سلب کنند و نگرانی‌هایی را ایجاد نمایند که شاید خودتان نیز متوجه دلیل آن نشوید. تعداد زیادی از مردم سلامت و اعصاب روان خود را به‌دلیل دیدن فیلم‌های ترسناک از دست می‌دهند. دیدن این‌گونه فیلم‌ها برای کودکان، بیش از حد زیان‌آور و خطرناک می‌باشد.
یادتان باشد که این قبیل نمایش‌ها ضدخنده هستند! برعکس، فیلم‌های خنده‌دار، شادی‌آور و یا هنری را تماشا کنید. برای آن‌که هر چه بیشتر آرامش داشته باشید، سعی کنید تحت هیچ شرایطی خودتان را به‌جای قهرمان داستان‌ها نگذارید. لازم نیست یک داستان را آن‌قدر جدّی بگیرید که برایش گریه کرده و تا مدت‌ها آن را به خاطر داشته باشید.
در انتخاب کتاب نیز دقت کنید کتاب‌های جنایی که صحنه‌های قتل و خطر در آن‌ها به‌قدری زیبا طراحی شده‌اند که هر کسی می‌تواند خود را به‌جای قربانی قرار دهد، برای آرامش و آسودگی روان شما بیش از حد مضر هستند. کتاب‌های هنری، ادبیات معاصر، شعر یا ادبیات کلاسیک خیلی مفیدتر از رمان‌های هیجان‌انگیز و اضطراب‌آور جاسوسی یا جنایی هستند. دست کم چیزی از آنها می‌فهمید؟



● به هنر روی بیاورید
همان‌طور که دیدید، خیلی از جنبه‌های هنر می‌تواند روی آرامش و احساس شما تأثیر بگذارد. اما هیچ چیز به اندازۀ پرداختن به هنر، انسان را آرام نمی‌کند. گرفتن قلم‌مو در دست، نوشتن افکار و احساس‌ها بر روی کاغذ، سرودن شعر یا ساختن یا نواختن قطعه‌ای موسیقی، تجربه‌ای بی‌نظیر است که فقط هنرمندها مزۀ آن را چشیده‌اند و از لذّت آن آگاه می‌باشند. صرف‌نظر از کاری که دارید و وظایفی که به عهده گرفته‌اید، هنری بیاموزید. حتّی هفته‌ای دو یا سه ساعت هم که شده در جهت هنر مورد علاقۀ خود، فعالیت کنید. انرژی و لذّت عمیقی به شما می‌دهد که تا مدت‌ها ذهن و افکار شما را آرام کرده و به زندگی‌تان هدف می‌بخشد.

مرد ۶۵ ساله‌ای را می‌شناسم که به تازگی شروع به آموختن سه‌تار کرده است. او می‌گوید: "از کودکی دوست داشتم نواختن این ساز را یاد بگیرم. اما زمانی که کارمند بودم، فرصت این کار را نداشتم. الآن وقتشه که به این آرزویم برسم".
فکر نکنید که دیر شده است و یاد گرفتن هنری تازه خاص جوان‌ترهاست. برای آموختن نقاشی، موسیقی، شعر، داستان و نمایش، سن و سال مهم نیست، بلکه علاقه اهمیت دارد. فراموش نکنید. هیچ آرام‌بخش اعصابی، هیچ داروی خواب‌آوری و هیچ لالایی، آرامش‌بخش‌تر از نگاه کردن به ساختۀ دست خودتان نیست.

سلامتی با موسیقی

مقدمه:

در جوامع کنونی که تنش‌ها و فشارهای روانی سلامت انسان‌ها را مورد تهدید قرار می‌دهد، بهترین کار اتخاذ تدابیری است برای افزایش مقاومت جسمانی و روانی در برابر این ناهنجاری‌هایی که انسان به‌ناچار با آن‌ها روبه‌روست. علّت بسیاری از ناملایمات رفتاری و بیماری‌های جسمانی ناشی از این است که مردم آگاهی چندانی از شیوه‌های مقابله با این ناملایمات را ندارند. یکی از شیوه‌های شناخته شده در بهداشت‌روانی، شیوۀ "هنردرمانی" (art therapy) است.
از زمان‌های دور، روشن بود که هنر وسیله‌ای برای تهذیب روح و پالایش جان و سلامت روانی است و در میان هنرها موسیقی در روان‌درمانی و بهداشت‌روانی جایگاه ویژه‌ای داشته و دارد.
شکسپیر، شاعر و نویسندۀ مشهور انگلیسی، معتقد بود که "طلسم نغمه‌ها"، حتّی سینه‌های وحشی و دور از احساس را سحر می‌کند و به آرامش می‌کشد.
در تاریخ روان‌درمانی، نمونه‌های زیادی وجود دارد مبنی‌بر این‌که بیماری‌های درمان‌نشدنی به کمک نوای موسیقی، درمان شده‌اند و قدرت حیرت‌انگیز نغمه‌های موسیقی، آن‌ها را بهبود بخشیده است.
موسیقی، روان را نرم و آرام و جسم را زنده و پرنشاط می‌سازد. بی‌علّت نیست که در گوشه‌ای از تابلوی مشهوری که دکتر فیلیپ پینل (Philippe Pinel) را در حال باز کردن غل‌وزنجیر از دست و پای بیماران روانی بیمارستان امراض روانی پاریس نشان می‌دهد، مردی را در حال نواختن ویولن و آرامش بخشیدن به بیماران روانی می‌بینیم.


آثار موسیقی بر سیستم عصبی انسان:



طبیعت آدم، چه در اساس زیست‌شناختی و چه در ساختار روانی، تحول و مسیری آهنگین را می‌پیماید و ریتم و هارمونی در ساختمان آن ریشه دارد؛ از این‌رو، مجذوب نظم و هماهنگی و کنش‌های ریتمیک بیرونی می‌شود.
دربارۀ اثرات موسیقی بر سیستم عصبی انسان و درمان بیماران با موسیقی آزمایش‌های علمی مختلفی به عمل آمده است. این آزمایش‌ها نشان داده‌اند که موسیقی می‌تواند بر سلسله اعصاب انسان به‌شدّت اثر کند. این اثر بر عمل قلب، گردش خون، آهنگ تنفّس و ضربان نبض کاملاً آشکار است. موسیقی می‌تواند در تنظیم ضربان قلب و تنظیم فشارخون و نظم بخشیدن به تنفّس و متابولیسم بدن مؤثر باشد.
برای نمونه، در مطالعاتی که اخیراً انجام شده و در "مجلۀ پیشگیری" (Prevention Magazine) چاپ شده، تأثیر نوای موسیقی را در بهتر شدن آهنگ تنفّسی نوزادان زودرس نشان داده است. براساس این تحقیق، محققان در بخش مراقبت‌های ویژۀ نوزادان (neonatal ICU)، دو گروه از این نوزادان زودرس را انتخاب کرده و در گوش‌های یک گروه از این نوزادان گوشی‌های کوچکی گذاشتند و از آن زمزمۀ موسیقایی لالایی پخش می‌کردند. محققان مشاهده کردند که وقتی موسیقی پخش می‌شد، نوزادان میزان بیشتری از اکسیژن در خونشان داشتند و همین‌طور ضربان قلب و سرعت تنفّس‌شان به نسبت گروه دوّم که فقط وزوز دائم دستگاه‌های کنترل پزشکی را به‌همراه صداهای زمینه‌ای دیگر که در بخش وجود داشت می‌شنیدند، به حدّطبیعی نزدیک‌تر بود.
همچنین، تأثیر روانی موسیقی در ایجاد تغییر حالت، بالا بردن میزان دقّت، هماهنگی بخشیدن به رفتار و کردار و تکامل سطح فکر و فرهنگ، امروزه ثابت شده است.
موسیقی ملایم با صدای معمولی و طبیعی برحسب ریتم و سرعت و ضرب‌آهنگ خود منجر به آرام‌تر شدن ضربان قلب، ملایم شدن آهنگ تنفّسی و سبک‌سازی و تمدد اعصاب در سیستم عصبی می‌شود و نوعی روحیۀ مسالمت‌جویی، آرامش‌طلبی و نرم‌خویی در انسان به‌وجود می‌آورد.

موسیقی پرهیجان با همان حد از شدّت و بلندی، باعث طپش شدیدتر قلب و تندتر شدن ضربان قلب، متلاطم شدن آهنگ تنفّسی و حالت برانگیختگی و هیجان در دستگاه عصبی می‌شود و تحریک‌پذیری و کشش عصبی شدیدتری در انسان ایجاد می‌کند.
بنابراین، بین حالات مختلف موسیقی و شرایط عصبی انسان ارتباطی مستقیم و محکم وجود دارد و در اثر همین ارتباط بی‌واسطه است که موسیقی می‌تواند در لحظه‌ای آدمی را بخنداند، در لحظۀ دیگر بگریاند، در لحظه‌ای آرامش ببخشد و در لحظۀ دیگری او را به خواب برد! (اشاره به داستان معروف فارابی).
ابن‌خلکان در وفات‌العیان، حکایتی دربارۀ فارابی نقل کرده است که روزی فارابی وارد مجلس سیف‌الدوله می‌شود و هنگامی‌که نوبت موسیقی می‌رسد، شروع به نواختن می‌کند و چنان می‌نوازد که همه به خنده می‌افتند، پس لحن را تغییر می‌دهد و این بار چنان می‌نوازد که همه می‌گریند. سپس لحن دیگری چنان ساز می‌کند که همۀ حضّار به خواب می‌روند!

کاربرد موسیقی در درمان:



همان‌طور که در مقاله‌ها و کتاب‌های خاص "موسیقی‌درمانی" آمده است، موسیقی در درمان بیماری‌های جسمانی و اختلال‌های روانی و ... مؤثر بوده است. برای آشنایی بیشتر با حیطۀ کاری موسیقی‌درمانی مواردی را برمی‌شماریم:
کاربرد موسیقی در درمان عقب‌ماندگی ذهنی، ناتوانی‌های یادگیری، ناشنوایان، نابینایان، اختلال‌های ارتباطی، معلولیت‌های ارتوپدی، بیماران جسمی حاد و مزمن، معلولین چندگانه، مشکلات رفتاری و آشفتگی‌های عاطفی کودکان و نوجوانان، اختلال‌ها و بیماری‌های روانی بزرگسالان، بیماران پیر، بیماران پایانه‌ای (بیماران علاج‌ناپذیر)؛ موسیقی‌درمانی در زایمان و مراقبت‌های مربوط به نوزاد، کاربرد موسیقی‌درمانی در برنامه‌های مدیریت استرس و ...

مادری مادربزرگ ها برای نوه


رابطه نوه و مادر بزرگ بسیار مهم و قابل توجه و در عین حال از نظر تربیتی فوق العاده حساس است. چگونگی ارتباط "مادربزرگ" با "نوه" نقش تعیین کننده در تکوین وشکل گیری شخصیت کودک دارد.

مادربزرگ و نوه
"مادربزرگ ها" با توجه به ویژگی های شخصیتی، خصیصه های رفتاری و قابلیت ها و مهارت های اجتماعی شان در ارتباط با نوه ها عهده دار نقش های متنوعی می شوند.

نقش رسمی: بعضی از مادربزرگ ها رابطه ای کاملاً رسمی و جدی با نوه ها دارند. این گونه رابطه ها بسیار محدود و برای نوه ها خوشایند و دوست داشتنی نخواهد بود.
نقش غیر رسمی: در این ارتباط مادربزرگ رابطه ای کاملاً صمیمی با نوه ها دارد. در واقع بازی با بچه ها و گذراندن لحظات و اوقاتی خوش با آن ها، هدف اصلی مادر بزرگ ها در این نقش است.

نقش جانشینی: گاه مادربزرگ بنا به دلایلی عملاً جانشین مادر می شود . مادربزرگ مسئولیت نگه داری، مراقبت، تنظیم امور و رسیدگی به نیاز های اساسی کودک را عهده دار می شود. امروزه بیشترین زمانی که مادربزرک ها جانشین مادر می شوند، ایام و ساعاتی است که مادر در خارج از خانه به کار دیگری اشتغال دارد.

بدون تردید هرگز مهد کودک ها با همه مربیان و امکانات آموزشی نمی توانند همچون مادربزرگی فهیم، مهربان و صبور در رشد مطلوب شخصیت کودک مۆثر واقع شوند.لذا جانشینی مادربزرگ در غیاب مادر، نعمت بزرگی است که باید مادر و پدر کودک قدردان آن باشند.

نقش معلمی: در این قبیل رابطه ها مادربزرگ ها رسالت مربیگری و معلمی را عهده دار هستند و هرگز جانشین مادر نمی شوند.البته در این نقش آن ها معلمی خوش رو، خوش اخلاق ، مهربان و پرحوصله هستند.آن ها نمی توانند همه روز ها و ساعات عمر خود را صرفاً برای مراقبت از یک نوه صرف کنند و نسبت به نیاز های همسر و فرزندان شان بی تفاوت باشند. ضمن این که دوست دارند زیباترین رابطه را با نوه خود داشته باشند.

نقش میهمان: گاهی رابطه مادربزرگ ها از صمیمیت مور انتظار برخوردار نیست و جایگاه و منزلت مادربزرگ با حضور دیگر آشنایان تفاوت چندانی ندارد.

گاه عوامل جغرافیایی، بعد مسافت و زندگی در دیار غربت سبب این گونه روابط می شود؛ ولی عمدتاً به خاطر عوامل روانی، مسائل شخصی و تفاوت های اخلاقی و غربت عاطفی، دیدار مادربزرگ و نوه به ندرت صورت می گیرد. چنین رابطه سرد و کمرنگی نمی تواند برای مادربزرگ و نوه شیرینی و نشاطی در پی داشته باشد.

ایجاد و استمرار رابطه مفید و مۆثر بین نوه ها و مادربزرگ ها به شرایط و عوامل گوناگونی بستگی دارد. در اینجا به چند عامل مهم اشاره می کنیم:

**اصلی ترین عامل در رابطه موفق نوه ها و مادربزرگ ها چگونگی نگرش والدین کودک نسبت به منزلت و ارزشمندی شخصیت پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها است.

وقتی کودک مشاهده می کند به طور مستقیم و غیر مستقیم، کلامی و غیر کلامی با نگاه و رفتار در خلوت و جمع، شخصیت مادربزرگ توسط پدر و مادرش مورد تایید و تکریم قرار می گیرد، توجه و علاقه خاص کودک متوجه شخصیت مورد احترام و دوست داشتنی مادربزرگ می شود.

حضرت علی(ع) هم می فرمایند:بزرگسالان و سالمندان خود را مورد احترام و تکریم قرار دهید.

پیامبر هم می فرمایند:وجود سالمندان در کنار شما موجب برکت زندگی و فزونی نعمت های الهی است.

** نگرش مثبت و خوشایند کودک نسبت به شخصیت مادربزرگ عامل مهم دیگری است که می تواند در ایجاد و استمرار یک رابطه مطلوب و موفق بین نوه و مادربزرگ موفق باشد، و همان طور که اشاره شد والدین کودک نقش مهمی در ایجاد و شکوفایی این نگرش و بازخورد خوشایند دارند.

**و سرانجام عامل بسیار مۆثر دیگر در برقراری رابطه موفق و پربرکت میان نوه و مادربزرگ،ویژگی های مطلوب شخصیتی،بهداشت روان،نقش پرمعنا و پرجاذبه مادربزرگ و مهارت های اجتماعی او و روابط متقابل با کوچک تر ها و بزرگ تر ها، به ویژه نوه هاست.

مادربزرگ ها خوب می دانند که:
** عدم حضور موقت مادر در خانه، هرگز نمی تواند مجوزی برای مادربزرگ باشد که عهده دار وظایف مادری شود و شخصیت و اقتدار مادر کودک را نزد کودک ضعیف و متزلزل کند بلکه فقط باید حامی و پشتیبان مادر کودک باشد.مادربزرگ ها در اتخاذ روش ها و شیوه های تربیتی باید همواره با مادر کودک هماهنگ و هم مقصد باشند و در اعمال شیوه ها و رفتار های مطلوب تربیتی یکدیگر را تایید کنند.

** هرگز نباید مادرِ نوه خود را در حضور فرزندش مورد انتقاد قرار دهند بلکه در غیاب کودک نکته های تربیتی و توصیه های پرورشی را مطرح کنند.

** همه انسان ها فطرتاً محبت پذیر، اخم گریز و تنبیه ستیز هستند و این امر در رفتار صادقانه و معصومانه بچه های خردسال به خوبی مشهود است، از همین رو اگر کودک در شرایطی واقع شود که در برابر یک رفتار نامطلوبش(مثلاً پرت کردن اسباب بازی هایش)مادر با اخم کردن مراتب ناخوشنودی خود را ابراز کند اما مادربزرگ لبخند بزند تأثیر نامطلوبی بر روند رشد اجتماعی وی به جا می گذارد.فراوانی این موقعیت ها زمینه ساز حساسیت فوق العاده و زود رنجی کودک در تعامل بین فردی بخصوص دررابطه با مادر می شود. مادربزرگ ها دوست دارند که نوه ها آن ها را خیلی دوست داشته باشند و سعی می کنند اهل اغماض و گذشت باشند اما نباید رشد مطلوب شخصیت کودک را قربانی احساسات و انگیزه جلب محبت نمایند.

و در آخر این که در سایه رابطه بین نوه ها و مادربزرگ ها علاوه بر اینکه برای نوه ها لذت بخش و خوشایند است، برای سلامت جسم و روان مادربزرگ ها نیز فوق العاده مهم و ارزشمند است.مادربزرگ هایی که بخش قابل توجهی از اوقات روزانه خود را با احساس خوشایند و در شرایطی دوست داشتنی با نوه ها می گذرانند، در مقایسه با افراد سالمندی که تنها زندگی می کنند، از سلامت و سرزندگی و طول عمر بیشتری برخوردارند.