مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

خانم های مسن، دو سوم روز را نشسته اند!


یک تحقیق جدید نشان داد که زنان مسن، دو سوم ساعات بیداری خود در طی روز، فعالیت بدنی ندارند. البته این موضوع به آن معنا نیست که آن ها طی این ساعات فقط بی حرکت نشسته اند.


نشستن طولانی مدت زنان مسن


یافته‌های یک مطالعه جدید حاکی از آن است که زنان مسن حدود دو سوم ساعات بیداری خود را از نظر جسمی غیرفعال و بی‌تحرک هستند.

اگرچه به نظر می رسد زنان طی این مطالعه در بخش مفید روز بی تحرک هستند، اما فعالیت های کوتاه مدتی نیز داشته اند.

اریک شیروما، سرپرست این تحقیق از بیمارستان زنان بوستون در این رابطه می گوید:
«این بخش اول از یک مطالعه در حال انجام است و اولین مقاله برای بررسی الگوهای فعالیت بدنی و رفتارهای بی تحرک است».

همچنین شیروما می گوید:
«برخی تحقیقات بیان می کنند نشستن طولانی مدت مضر است و بایستی هر 30 دقیقه یک بار بلند شد و کمی راه رفت، اما اطلاعات کمی در مورد اینکه چقدر باید بنشینیم و چقدر بایستیم و چطور اثرات این کارها را بر سلامتی خود بسنجیم، وجود دارد.»

نتایج این تحقیق در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شده است.

مطالعات قبلی نشان می دادند بیشتر افرادی که طی روز بی تحرک هستند، بیشتر دچار بیماری های مزمن مثل بیماری قلبی، دیابت و سرطان می شوند.


زنان مسن و زنان چاق، بیشتر دچار عادات رفتاری بی تحرک هستند


در مطالعه اخیر که 7000 زن با میانگین سنی 71 سال شرکت داشتند، تقریبا مدت هفت روز، وسیله ای به نام سرعت سنج را پوشیدند که تحرک بدنی را اندازه می گیرد.

اما این وسیله نمی تواند نشان دهد که فرد در حالت ایستاده بوده یا نشسته. وسیله سرعت سنج فقط نشان می دهد فرد بی حرکت بوده یا حرکت بدنی داشته است.

این زنان وسیله سرعت سنج را طی ساعات بیداری خود پوشیدند که به طور متوسط 15 ساعت در روز می شد.

این بررسی می گوید داشتن حداقل یک دقیقه تحرک بدنی به معنای درهم شکستن رفتار بی تحرک است.

نتایج بررسی‌ها تایید کرد که به طور متوسط زنان در طول روز حدود 65.5 درصد از نظر جسمی غیرفعال هستند و یا به عبارت دیگر دو سوم روز را می‌نشینند و همین امر سلامت آنها را به طور جدی به خطر می‌اندازد.

این مطالعه بیان کرد زنان مسن و زنان چاق، بیشتر دچار عادات رفتاری بی تحرک هستند.

البته کاهش تحرک بدنی با افزایش سن و یا افزایش وزن مسئله عجیبی نیست.

محققان نمی دانند این زنان هنگام تحرک بدنی، چه کارهایی را انجام می دادند. آن ها فقط می دانند که حرکت بدنی داشته اند یا نه.

وقتی بچه ها بزرگ می شوند و ازدواج می کنند و یا بازنشسته می شوید، میزان فعالیت بدنی شما کم می شود، ولی بایستی دنبال انجام کارهای دیگری باشید و بی تحرک نمایند، مثلا در ورزش های گروهی شرکت کنید، هر روز کمی پیاده روی کنید (البته در هوای آلوده نباشد) و ... .

بیماری افسردگی در سالمندان

هر کسی ممکن است گاهی افسرده و غمگین شود، افسردگی حالتی کاملا طبیعی در زندگی هر فرد، در هر سنی است اما زمانی که این حالت بیشتر از معمول به طول بینجامد و زندگی فرد و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار دهد دیگر حالتی طبیعی محسوب نمی شود.

افسردگی جزوی از پیری و سالمندی نیست، بلکه مانندبیماری های قلبی و دیابت ممکن است گاهی برخی افراد را گرفتار کندکه در این صورت فرد باید تحت درمان قرار گیرد.

به طور معمول از هر صد سالمند، پانزده نفر دچار افسردگی می شوند و از این میان، آن دسته از سالمندانی که در خانه های سالمندان زندگی می کنند، بیشتر گرفتار افسردگی می شوند. معمولا افرادی در سالمندی به افسردگی مبتلا می شوند که در سنین جوانی نیز به نوعی از این مشکل رنج می بردند اما اگر سالمندی در سنین جوانی مبتلا به افسردگی نبوده و این حالت در سنین بالا در او ایجاد شده است، باید به دنبال عوامل ایجاد کننده این مشکل در او بود.

ناراحتی و بی حوصلگی های عادی روزمره با افسردگی کاملا متفاوت است؛ ناراحتی ها و بی حوصلگی های عادی زمانی برطرف می شود که فرد وضعیتش را تغییر دهد یا خود را با انجام کارهای دیگر سرگرم کند اما افسردگی حالتی ثابت و ماندگار است و فرد نمی تواند با انجام کارهای دیگر تغییری در روحیه اش ایجاد کند اما افسردگی حالتی ثابت و ماندگار است و فرد نمی تواند با انجام کارهای دیگر تغییری در روحیه اش ایجاد کند. فرد افسرده به هیچ وجه حوصله ندارد خودش را با کارهای سرگرم کننده مشغول کند. زمانی که فردی افسرده می شود، باید تحت درمان قرار گیرد و دارو مصرف کند؛ زیرا این وضعیت در صورتی که درمان نشود، بهبود نخواهد یافت. بسیاری از سالمندان افسردگی خود را پنهان می کنند؛ زیرا می ترسند مبادا کسی به مشکل آنها پی ببرد و به خاطر فرهنگ جامعه برچسب «دیوانه» به آنها زده شود؛ در حالی که افسردگی یک بیماری کاملا عادی مانند دیگر بیماری ها است و باید درمان شود. در صورتی که افسردگی درمان نشود، ممکن است ماه ها یا حتی سال ها ادامه پیدا کند.

مرگ همسر و دیگر عزیزان، از دست دادن شغل و بازنشستگی، مسیر معمول زندگی فردی را که سال ها به آن عادت داشته است، تغییر می دهد که این تغییر نیز می تواند دلیل موجهی برای بروز افسردگی باشد.

چند نمونه از نشانه های افسردگی سالمندان را در ادامه مطلب بیان می کنیم تا با مشاهده آنها بتوانید اطمینان حاصل کنید که سالمند مورد نظر شما به افسردگی مبتلا شده است:

* بیش از دو هفته است که به غذا خوردن میلی ندارد یا فعالیت های مورد علاقه خود را انجام نمی دهد و دیگر تمایلی به آنها ندارد.

*
بیش از حد ساکت می شود و در خود فرو می رود.

*
تمایلی به حضور در جمع ندارد و می خواهد تنها در خانه بماند.

*
داروهایش را مصرف نمی کند.

اگر پدر یا مادر سالمند شما همواره مایل به گردش در خیابان بوده است اما اکنون دیگر حوصله رانندگی ندارد، شما این کار را برای او انجام دهید.

سالمندان کمتر از جوانان تحمل از دست دادن عزیزانشان را دارند و بی دلیل نیست که پس از فوت یکی از نزدیکان گرفتار افسردگی می شوند. در این مواقع باید با آنها صحبت کنید تا احساسات درونی شان را بیرون بریزند و آرام تر شوند. از او بپرسید در مورد از دست دادن فردی که فوت کرده است، چه احساسی دارد. به صحبت هایشان گوش دهید و به احساساتشان احترام بگذارید. آنها وقتی می بینند شما به صحبت هایشان گوش می دهید و احساساتشان را می پذیرید احساس آرامش و امنیت می کنند.

سالمندان معمولا می گویند: «من ناراحت نیستم.» یا «من تنها نیستم.» چون نمی خواهند باری بر دوش خانواده شان باشند اما اگر کمی بیشتر در رفتارهای آنان دقیق شوید، متوجه می شوید آنطور که وانمود می کنند، راحت و راضی نیستند، دائما دست هایشان را به یکدیگر می مالند، بی قرارند و نمی توانند در یک جا آرام بنشینند، مضطرب و نگران هستند یا بیش از حد در خود فرو می روند.

زمانی که سالمندی افسردگی اش را انکار می کند، نباید به او اصرار کنید که افسرده است و مشکل دارد؛ بلکه باید از دریچه دیگری وارد شوید؛ وقتی سالمند از مشکلات بدخوابی و بی خوابی اش شکایت می کند، هرگز نباید به او بگویید که تو افسرده هستی، باید دارو مصرف کنی یا باید به پزشک مراجعه کنی.

در این مواقع بهترین کار ارائه راهکار و پیشنهاد به طریق غیرمستقیم است. به جای اینکه او را وادار کنید بپذیرد که بی خوابی هایش به دلیل افسردگی است، با او در مورد راه های بهتر خوابیدن صحبت کنید. روش های تن آرامی (relaxation) و خوراکی های مفید برای خواب عمیق تر را به او پیشنهاد دهید.

اعضای خانواده سالمندان افسرده باید از ناتوانایی ها و مشکلاتی که افسردگی برای آنها ایجاد می کند آگاه باشند و هرگز به گونه ای رفتار نکنند که آنها به خاطر این مشکل احساس گناه کنند. هرگز به فرد افسرده نگویید: «از این حال بیا بیرون و شاد باش»؛ زیرا او واقعا می خواهد شاد باشد اما نمی تواند. آنها را به این دلیل که دوست دارند دائما در رختخواب باشند سرزنش نکنید؛ زیرا سرزنش های شما فقط حال آنها را بدتر می کند.

هرگز کارهایی را که خودشان می توانند انجام دهند، برایشان انجام ندهید، به خصوص زمانی که از شما کمک نخواسته اند. کمک های شما اگرچه به خاطر محبت و توجه است اما آنها را بیشتر به این نتیجه می رساند که دیگر توانایی ندارند و باید همواره فردی در اطراف آنها باشد تا کارهایشان را برایشان انجام دهد. کمک به فرد افسرده موجب می شود او احساس بی ارزشی و ناتوانی کند و در نتیجه برای دیگران زحمت و دردسر ایجاد کند.

گاهی اوقات برخی از سالمندان به هیچ وجه حاضر به همکاری با شما نمی شوند در این مواقع می توانید از پزشک معالجشان کمک بخواهید. سالمندان معمولا هر چند ماه یک بار برای معاینات معمول به پزشک مراجعه می کنند. می توانیدکمی قبل از موعد معاینه، با پزشک او صحبت کنید و او را در جریان حال سالمندتان قرار دهید. سالمندان معمولا حرف های پزشک معالجشان را قبول دارندو کارهایی را که پزشک به آنها می گوید، بهتر و ساده تر می پذیرند؛ پس از پزشک کمک بخواهید تا در صورت نیاز داروهای ضروری را برای او تجویز کند؛ البته از پزشک بخواهید تا حد ممکن داروهای خواب آور تجویز نکند بلکه او را به فعالیت بیشتر ترغیب کند.

آموزش ضروری به مراقبان خانوادگی افراد مبتلا به آلزایمر


محقق برگزیده نوزدهمین جشنواره تحقیقاتی رازی گفت: ارائه آموزش مستمر و حمایت از مراقبان خانوادگی افراد مبتلا به بیماری آلزایمر ضروری است.

رضا نگارنده با بیان اینکه بیماری آلزایمر به عنوان یک چالش فوری بهداشت عمومی در سراسر جهان تبدیل شده است، افزود: اعضای خانواده به عنوان مراقبان غیرحرفه‌ای، نقش مهمی در ارائه مراقبت به سالمندانی دارند که بیشترشان به یک یا چند بیماری مزمن مبتلا هستند.

وی که مطالعه و تحقیق خود را بر روی تجربیات زنده مراقبان خانوادگی افراد مبتلا به آلزایمر انجام داده است، گفت: یکی از مهمترین مضامین پدیدار شده در این مطالعه «اسارت در گرداب زمان» بود که شامل مضامین فردی «بازگشت به گذشته» و «ترس از آینده» بود. مراقبان خانوادگی حین تعامل با عزیزشان که به بیماری آلزایمر مبتلا بود به کرات خاطرات مشترک گذشته خود را به یاد می آوردند.

این دانشیار مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه افزود: در این مطالعه مشخص شد که مراقبان به طور مداوم توانایی های گذشته فرد مبتلا را با وضعیت فعلی او مقایسه می کردند که این کار به احساس از دست دادن و حسرت در بیمار منجر می شد. به علاوه ماهیت غیر قابل پیش بینی این بیماری باعث ایجاد ترس از بدتر شدن وضعیت بیمار و نیز ترس مراقب از ابتلا به بیماری آلزایمر در آینده می شد.
وی ارائه آموزش مستمر و حمایت از مراقبان خانوادگی افراد مبتلا به بیماری آلزایمر را ضروری دانست.

چرا مغز انسان عاشق موسیقی است؟

مطالعات جدید در حوزه علم عصب‌شناسی به رهبری یک محقق ایرانی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا گوش‌دادن به موسیقی به اندازه یک فیلم پلیسی جذاب است.
به گزارش پایگاه فراخوانهای علمی پژوهشی کشور در این پروژه که در «موسسه تحقیقاتی روتمن» در کانادا انجام شد و رهبری آن را نیلوفر سلیم‌پور، محقق ایرانی، بر عهده داشت، از گروهی از شنوندگان موسیقی خواسته شد که به نمونه‌های کوتاه از 60 ترانه‌ای که هرگز نشنیده بودند، اما به سبکی بودند که آن‌ها با آن آشنایی داشتند، گوش دهند.
این 19 داوطلب که متشکل از 10 مرد و 9 زن بین سنین 18 تا 37 سال بودند، سپس تراک‌هایی را سفارش دادند که حداکثر دو دلار ارزش داشتند.
برای این که پروژه واقع‌گرایانه‌تر به نظر برسد، هر یک از داوطلبان هزینه خود را پرداختند و یک سی دی از گزیده‌ای از تراک‌های مورد علاقه‌شان به آن‌ها داده شد.
هنگامی که این افراد به موسیقی گوش می‌دادند، با استفاده از MRI از مغز آن‌ها اسکن گرفته شد و مشخص شد زمانی که آن‌ها ترانه خاصی را دوست داشتند، نواحی بسیاری در مغزشان تحریک می‌شد.
با این حال، فقط زمانی که آن‌ها تمایل داشتند هزینه‌ای بابت این ترانه‌ها بپردازند، ارتباط قوی با یک ناحیه در مغز موسوم به nucleus accumbens به طور خاص وجود داشت. این ناحیه مسئول حس "تعجب خوشایند" است.
به گفته سلیم‌پور، شاید تعجب‌آور به نظر برسد اما مردم از نقض انتظاراتشان لذت می‌برند.
در دنیای باستان، مدرسان فن بلاغت به خوبی از این نکته آگاه بودند که یکی از شیوه‌های جلب توجه مردم ایجاد انتظارات و سپس انکار آن‌هاست.
فرانسیس بیکن فیلسوف قرن 17 نیز در مقاله‌ای اظهار می‌کند که "حتی در فریب خوردن نوع لذت وجود دارد."
اما مفهوم این ادعا آن است که چنین ترفندی فقط هنگامی کارساز است که "فریب دادن" بیش از اندازه طولانی نباشد زیرا نقض انتطارات تا زمانی که کوتاه‌مدت است، کارآمد است.
در موسیقی اصطلاحی به نام "آهنگ قطع‌شده" وجود دارد که در آن به نظر می‌رسد که قطعه‌ای موسیقی به پایان می‌رسد اما در دقیقه آخر به یک مقصد غیرمنتظره می‌رسد.
شنونده از این امر لذت می‌برد زیرا این یک شوک خوشایند است و می‌داند که سرانجام قطعه به پایان مناسب و درستی ختم می‌شود.

مخالفان تنهایی در دوره سالمندی


آدم وقتی با دیگران است با شادی همه شاد‌ و در غم‌هایشان شریک می‌شود و نمی‌داند عمر چطور می‌گذرد اما اگر پیر باشی و تنها و بچه‌ها و نوه‌ها هریک در دیاری و مشغول کاری باشند فکر می‌کنی دیگر هیچ کاری نمانده جز این‌که منتظر مرگ شوی.

مادر بزرگ هنوز هم مرتب و با سلیقه است. با این‌که 78 سال از عمرش گذشته اما هنوز هم غذاهایش را خودش می‌پزد و عاشق این است که در جمع غذا بخورد.

باسلیقه است و دست پختش بخوبی همیشه؛ وقتی سفره را می‌چیند همیشه یک سبد کوچک سبزی هم توی آن دیده می‌شود. 2 بشقاب و 2 لیوان و یک دیس کوچک غذا. این ناهار مادر بزرگ است که هر روز آن را آماده می‌کند اما تنها یک نفر بر سر این سفره می‌نشیند. خودش!

پدر بزرگ 4 سال است که از دنیا رفته و مادر بزرگ معتقد است سال‌ها زندگی وفادارانه و توأم با غم و شادی که آنان با هم گذرانده‌اند باعث می‌شود که حتی بعد از مرگ هم حاج محمد او را ترک نکند.

مادر بزرگ هر روز وقتی غذا می‌خورد یک ظرف هم برای شوهرش می‌گذارد و نگاهی به عکس بزرگ سیاه و سفیدش در طاقچه می‌اندازد و می‌گوید: شاید چشمش هنوز به دنیا باشد نمی‌خواهم فکر کند فراموشش کرده‌ام. او بعد از هر وعده غذا برای شوهر از دست رفته‌اش حمد و سوره‌ای می‌خواند و دعا می‌کند که روحش قرین رحمت باشد و هرچه زودتر خدا او را در عین سلامتی و بدون این‌که سربار دیگران شود به همسرش ملحق کند.

تنهایی و علاقه به رفتن
مادر بزرگ می‌گوید: ‌من تمام کارهایم را توی این دنیا کرده‌ام و کاملا آماده‌ام که خداوند، عزرائیل را سراغم بفرستد!

تمام این حرف‌های او به خاطر تنهایی است. آدم وقتی با دیگران است با شادی همه شاد‌ و در غم‌هایشان شریک می‌شود و نمی‌داند عمر چطور می‌گذرد اما اگر پیر باشی و تنها و بچه‌ها و نوه‌ها هریک در دیاری و مشغول کاری باشند فکر می‌کنی دیگر هیچ کاری نمانده جز این‌که برای عزرائیل دعوتنامه بفرستی!

واقعیت این است که پدر بزرگ تا 4 سال پیش تنها مونس مادر بزرگ بود و از وقتی او فوت شد مادر بزرگ تنهای تنها شد. اوایل خیلی بی قراری می‌کرد ولی بعد شد همان مادر بزرگ همیشگی. لااقل وقتی نوه‌ها و بچه‌ها او را می‌دیدند این طور بود. آنها از غم و بی‌قراری او برای تمام شدن زندگی خبر نداشتند.

احترام به سالمندان
وقتی ما داشتیم جامعه را از سمت سنت‌ها به مدرنیته سوق می‌دادیم خیلی چیزها را پشت سر جا گذاشتیم و یکی از مهم‌ترین چیزها مراقبت و احترام به بزرگ‌تر‌های خانواده بود.

مریم شریفی‌، محققی که در مورد تنهایی سالمندان پژوهش‌هایی دارد این را می‌گوید. او همچنین اعتقاد دارد: خانواده گسترده که در جامعه سنتی وجود داشت امکان آن را فراهم می‌کرد که فرزندان در اطراف خانه پدری یا همانجا با هم زندگی کنند و تعامل داشته باشند اما امروز این الگو رو به فراموشی است و به علت ماشینی شدن کارها و تغییر مهارت‌ها پیران مجرب به حاشیه رانده یا در خانه سالمندان عزلت‌نشین می‌شوند.

به اعتقاد این پژوهشگر بیهوده نیست که سالمندان در این دوران بیش از گذشته با مشکلات روحی ـ روانی دست و پنجه نرم می‌کنند.

تنهایی منشأ مشکلات
مریم شریفی اعتقاد دارد هرچه تماس مستقیم با دیگران در اثر رشد تکنولوژی کمتر شود سالمندان تنهاتر و افسرده‌تر می‌شوند زیرا عاطفه از طریق ارتباط رو در رو بیش از هر چیز منتقل می‌شود و هیچ ارتباطی به اندازه در آغوش گرفتن فرزند واقعی نیست.

فقدان نقش‌های اجتماعی، کاهش عملکرد و از دست دادن کنترل و استقلال، مرگ دوستان و بستگان و کاهش سلامت و محدودیت‌های مالی و کم شدن عملکرد شناختی، او را در مقابل اختلالات روانی از هر سنی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

این روان‌شناس معتقد است اختلالات روانی تنهایی کابوسی است که همه ما را در سال‌های آخر عمر دنبال می‌کند. هم‌اکنون 25 تا 50 درصد سالمندان از این مشکل در رنجند و کارشناسان اعتقاد دارند این وضعیت روانشناختی قطعا بر بهداشت و سلامت سالمند اثر خواهد گذاشت و فرد و جامعه را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد احساس تنهایی بشدت تخریب‌کننده است و می‌تواند اثرات شدیدی بر فرد بگذارد. این حس، ناخوشی‌های جسمی را تشدید می‌کند و سلامت روانی فرد را به خطر می‌اندازد و خودکشی را افزایش می‌دهد.

رفع تنهایی، کاهش هزینه‌ها
حتی اگر نهادهای حمایت‌گر، مشکلات اقتصادی رابهانه عدم حمایت از سالمندان تنها قرار دهند باید گفت: سالمندان شاد و سر حال کمتر هزینه درمانی و پرسنلی برای بیمارستان و بیمه دربرخواهند داشت. آنها کمتر دچار بیماری و اضطراب و پرخاشگری می‌شوند وهزینه کمتری به نظام سلامت و بیمه تحمیل می‌کنند. مدیریت نهادهای حمایت کننده سالمندان به راحتی می‌تواند به این افراد تنها کمک کند.

تحقیقات مریم شریفی نیز بیانگر این موضوع است که سطح تحصیلات، حمایت عاطفی همسایگان و دارا بودن دید و بازدید هفتگی می‌تواند احساس تنهایی را در این افراد کاهش دهد.

تحصیلات، دامنه ارتباطات انسان را گسترش می‌دهد و دنیای شخص را گسترده‌تر از سطح خانواده می‌کند.

حمایت عاطفی همسایگان گرچه جای فرزندان را نمی‌گیرد اما می‌تواند بخوبی خلأ تنهایی را پر کند و دید و بازدید هفتگی احساس تعلق داشتن به گروه و خانواده را به انسان باز می‌گرداند اما بیشترین کسانی که احساس تنهایی می‌کنند کسانی هستند که از این موهبت‌‌ محروم می‌مانند.

تنها دولت نیست که سرپرستی خانواده بزرگی را بر عهده دارد. هریک از ما نیز خانواده بزرگ‌تری به نام هم محلی ها، هم شهری‌ها، هم کیش‌ها و هم وطن‌ها داریم که باید مراقب چند و چون زندگی آنان باشیم.

آیا کسانی هستند که از تنهایی دل و دماغ غذا خوردن هم نداشته باشند. به آنها می‌شود سر زد. به قول قدیمی‌ها یک لقمه شکم را سیر نمی‌کند اما دل را خوش می‌کند. بگذارید آنها هم در شادی شما شریک باشند.اگر در هر محله یک سالمند تنها باشد و هر سالمند تنها 10 همسایه داشته باشد و هر همسایه در ماه 3 بار به سالمند تنهای محله‌اش سر بزند کار زیادی نیست اما باید گفت دیگر این سالمند تنها نخواهد بود.

"بیایید کمک کنیم تا همه سالمندان را از تنهایی درآوریم و نعمت نشاط و شادابی را به آنان هدیه دهیم."