مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

برای روابط زناشویی تان ارزش قایل شوید



برای روابط زناشویی تان ارزش قایل شوید

مسئله روابط پنهان و علل و عوامل گرایش مردها به طرف همسر دوم یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات خانواده‌های امروزی به ویژه در بین زنان شده است. علت بیشترین مراجعات به مراکز مشاوره به این موضوع مربوط می‌شود و بیشتر دلایل اختلافات خانوادگی به این موضوع مربوط می‌شود. متاسفانه شیوع این موضوع به حدی گسترش شده است که بیشتر وظایف و کارکردهای خانواده را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. و بیشترین انرژی فکری خانواده‌ها صرف پیدا کردن راه‌حل‌هایی برای گریز از این آسیب اجتماعی شده است. وجود یک شخص سوم در زندگی مشترک به هر صورتی که باشد، یک آسیب می‌باشد و به جز جر و بحث و اختلاف هیچ ارمغان دیگری به همراه نمی‌آورد. دلایل و توجیهاتی که برخی از افراد برای خود درست کرده‌اند و اصطلاح دوست اجتماعی، دوست کاری و... و یا این‌که در برخی از موارد مشاهده می‌شود که افراد دلیل ارتباط و دوستی خود را کمک کردن و... قلمداد می‌کنند، همه دروغ و بی‌اساس است. وقتی که میزان ارتباط از سطح خاصی بیشتر شود، قطعا مشکل‌آفرین خواهد شد و معضلات خاص خود را به وجود می‌آورد.




البته لازم به ذکر است که هیچ کسی نمی‌تواند مدعی قطع کامل روابط بین زن و مرد در اجتماع امروز باشد، بلکه در جامعه امروز همکاری و ارتباط بین زن و مرد جزء ضروریات می‌باشد. در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که زن و مرد شراکت تجاری، همکاری علمی و... دارند و هیچ مشکلی هم به وجود نیامده است. اما آن‌چه که مدنظر ما می‌باشد، این است که نوع همکاری و ارتباطات باید دارای یک حریم مشخصی باشند و وقتی که این ارتباط از حد مشخصی فراتر برود، قطعا مشکل‌آفرین خواهد شد. در غیر این صورت اگر در این روابط حریم حفظ شود و ثانیا همسر فرد نیز در جریان کم و کیف این ارتباطات قرار داشته باشد، مشکل خاصی به وجود نخواهد آمد. پس می‌توان گفت روابط عادی و روابطی که از حریم تجاوز نکنند، لازمه زندگی اجتماعی در جامعه امروز است و هیچ کس هم نمی‌تواند منکر آن باشد.



امروز بحث گرایش به طرف روابط پنهان به حدی رسیده است که در بسیاری از جمع‌های مردانه به صورت شوخی یا جدی صحبت از همسر دوم به میان می‌آید. اما این صحبت‌ها چه به صورت شوخی و چه به صورت جدی، زیاد جنبه خوبی ندارد و بهتر است به زیاد به این مسائل اشاره نشود، چون هم ناراحتی خانم‌ها را در پی خواهد داشت و هم ایجاد دلسردی می‌کند. گاهی اوقات به جرئت می‌توانیم بگوییم متاسفانه آموزش‌های خانواده هیچ‌گونه تاثیری ندارند و آمار طلاق رسمی و عاطفی همچنان در حال افزایش است. اگر در گذشته افراد پس از گذشت چندین سال بعد از ازدواج به این کار گرایش پیدا می‌کردند، نسل فعلی گوی سبقت را از همه ربوده است و در دوران شیرین نامزدی که طلایی‌ترین دوران زندگی انسان است نیز اقدام به گرایش به طرف روابط پنهان کرده است. در گذشته مراجعه به مراکز مشاوره بیشتر مربوط به افرادی بود که چند سال از زندگی مشترک آن‌ها گذشته بود و اگر در دوران نامزدی و عقد معدود افرادی مراجعه می‌کردند، صرفا جهت راهنمایی گرفتن برای آشنا شدن و یا تفاوت‌های فکری جزئی بود، اما متاسفانه نسل فعلی در مورد این موضوع رکوردشکن بوده است و موارد بسیار زیادی وجود دارد که خانم‌های جوان در دوران نامزدی خود نیز متوجه رفتارهای مشکوک و پنهانی نامزدشان شده‌اند که این موضوع از ابتدای زندگی باعث تلخ‌کامی زندگی و از هم گسیختن شیرازه زندگی مشترک می‌شود.
مشاهده این رفتار و از همه مهمتر چشمان مظلوم و بی‌گناه طفلان معصومی که شاهد جداشدن والدین خود از همدیگر هستند و به جای سرگرم شدن در بازی و تفریح، نگران آینده تاریک خود هستند، بزرگ‌ترین انگیزه و مشوق اصلی ما در این مقاله هستند.ارزش قائل شدن برای روابط زناشویی




همه کسانی که به نحوی درگیر فعالیت‌های مشاوره هستند، می‌دانند که بهترین لحظه زندگی یک مشاور خانواده لحظه‌ای است که دو زوج مشکلشان حل شده و عاشقانه همدیگر را در بغل می‌گیرند. شاید برای دیگران باورکردنی نباشد که افرادی که عاشق حرفه مشاوره هستند، در چنین لحظاتی چه لذتی احساس می‌کنند. لذتی که با هیچ چیز قابل قیاس نیست و خستگی چندین جلسه طولانی را از تن بیرون می‌کند، اما برای یک مشاور در یک لحظه امکان مشاوره با یک زوج وجود دارد و هر قدر هم تلاش و کوشش کنیم، تعداد افرادی که می‌توانند در طول یک روز از خدمات مشاوره استفاده کنند، از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند و از سوی دیگر برای بسیاری از افرادی که در نقاط دوردست کشورمان زندگی می‌کنند، امکان استفاده از خدمات مشاوره تخصصی مقدور نمی‌باشد.



تغییر و تحولاتی که در طول دهه گذشته در نحوه نگرش و تفکر افراد جامعه ایجاد شده است، به شدت بنیان خانواده را تحت تاثیر قرار داده است. اکنون جامعه ما به حدی از پیشرفت و تغییرات رسیده است که آموزش‌های سنتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند، پاسخگوی نیازهای افراد جامعه نیستند، بلکه افراد برای انطباق با وضعیت جدید، نیازمند آموزش‌های خاصی می‌باشند که فقدان این برنامه‌های آموزشی باعث بالا رفتن میزان طلاق، کاهش میزان زناشویی و گرایش به روابط خارج از حریم خانواده شده است.



بسیاری از مردها از این‌که مورد انتقاد قرار بگیرند، عصبانی می‌شوند و اگر شما مستقیما به همسرتان بگویید که فلان رفتارش درست نیست و باید آن را تغییر بدهد، تصور می‌کند که او را مورد انتقاد قرار داده‌اید و عصبانیت و لجبازی او تشدید می‌شود، اما اگر به جای این کار سعی کنید صفات مثبت او را به رخش بکشید و اعتماد به نفس او را بالا ببرید، دقیقا خواسته‌های شما را انجام می‌دهد. برای مثال اگر همسر شما خسیس می‌باشد، به جای این‌که به او بگویید «چرا اینقدر خسیس هستی، رفتار خود را تغییر بده و یا کمی گشاده‌دست باش» رفتار مناسب این است که اگر کوچک‌ترین کاری برای شما انجام داد، بلافاصله میزان رضایت خود را از ازدواج با او اعلام نمایید و به او بگویید «از این‌که با شما ازدواج کردم، بسیار خوشحالم، چون شما خیلی خوب خرج می‌کنید و مرد بخشنده‌ای هستید» باید به یاد داشته باشید که این حرف‌های شما میزان گشاده‌دستی و بخشنده بودن همسر شما را چند برابر می‌کند، اما اگر مستقیما رفتار او را مورد انتقاد قرار دهید و او را سرزنش کنید، نتیجه‌ای جز لجبازی و عصبانیت او به دست نمی‌آورید.



در زمینه مشکلات خانواده ابتدا باید برای سازش طرفین و تقویت عشق و علاقه و ادامه زندگی مشترک اقدام نمایید. اما در مواردی که امکان ایجادعشق و علاقه به هیچ وجه میسر نمی‌شود و یا پای عشق و علاقه‌های قبلی در میان است و وجود آن‌ها مانع از حل مشکل می‌شود، در چنین مواردی مراجعه به روانکاوان و روانشناسانی که در این رابطه تجربه دارند، پیشنهاد می‌شود. مثلا در برخی موارد عقیده بر این بود که باید با فرد معتاد به عنوان یک مجرم برخورد شود. سال‌ها این رویه ادامه داشت و هیچ نتیجه‌ای هم در جهت کاهش اعتیاد ایجاد نشد تا این‌که برخی روانشناسان تاکید کردند که اعتیاد جرم نیست و فرد معتاد مجرم نیست، بلکه یک بیمار است که تحت تاثیر ناملایمات زندگی دچار اعتیاد شده است تا این‌که معتادان جرئت پیدا کردند و کم‌کم به عنوان خود معرف به طرف مراکز ترک اعتیاد آمدند و خود را معرفی کردند و شروع به ترک اعتیاد کردند. در مورد مبحث روابط خارج از حریم خانواده نیز اوضاع به همین صورت است؛ اگر ما این عمل را خیانت بنامیم و افراد گرفتار در آن را خائن بدانیم، نتیجه آن صرفا فرار این افراد می‌باشد، اما اگر عنوان خیانت را از روی آن برداریم و این افراد را افرادی بدانیم که تحت تاثیر عوامل مختلف به این آسیب اجتماعی گرفتار شده‌اند و باید به آن‌ها به هر روشی کمک کنیم تا از این آسیب اجتماعی پیدا کنند، بنابراین به این روش از بار عاطفی مسئله کاسته می‌شود و افراد با رضا و رغبت بیشتری برای درمان و کمک گرفتن مراجعه می‌کنند. همه می‌دانیم که گرفتار شدن در این عمل گناهی بسیار بزرگ می‌باشد، اما در توبه همیشه به روی انسان باز است. به جای این‌که افراد درگیر را مورد انتقاد و سرزنش قرار دهیم که باعث شود هر روز گرفتارتر و بر شدت عمل آن‌ها افزوده شود، راه‌حل درست این است که با کاستن از بار عاطفی مسئله به آن‌ها کمک کنیم که هرچه سریع‌تر از این آسیب نجات پیدا کنند.



علل و عوامل گرایش بعضی مردها به انتخاب همسر دوم
«مدت دو سال است که ازدواج کرده‌ام، در طول این مدت از هیچ اقدامی برای همسرم فروگذار نکرده‌ام، از نظر خانه‌داری و آشپزی از من رضایت بسیار زیادی دارد، با خانواده او رابطه بسیار خوبی دارم، اما متاسفانه مدتی است که باخبر شده‌ام به طور پنهانی با زن دیگری رابطه دارد. این رفتار او به شدت آرامش من را به هم ریخته است، اما نگرانی اصلی من این است که علت رفتار او را نمی‌دانم.»




«پنج سال قبل از طریق یکی از دوستان با همسرم آشنا شدم، مرد بسیار خوب و کاملی است. از نظر من هیچ‌گونه کم و کسری ندارد، پس از سه سال زندگی مشترک تصمیم به بچه‌دار شدن گرفتیم و اکنون حاصل زندگی ما یک دختر 9 ماهه می‌باشد. متاسفانه مدتی است متوجه روابط پنهان او با یکی از همکارانش شده‌ام و به شدت از این موضوع نگران شده‌ام. اگر به خاطر دخترم نبود، از او جدا می‌شدم، اما فقط به دنبال این هستم که ببینم چرا همسرم این کار را انجام داده است.»



«سه سال قبل با همسرم ازدواج کرده‌ام. مردی بسیار فعال و خوش‌برخورد می‌باشد. در ابتدا به او علاقه بسیار زیادی داشتم و او نیز شدیدا من را دوست داشت. به علت هزینه‌های سنگین ازدواج مشکلات مالی زیادی داشتیم. به همین خاطر من نیز شروع به کار کردن نمودم و در اداره مشغول به کار شدم. روزانه هشت ساعت و گاهی بیشتر سر کار بودم و با توجه به درآمد خوبی که داشتم، مقدار زیادی از مشکلات ما از بین رفت. اما متاسفانه مدتی است که متوجه شده‌ام همسرم با خانم دیگری دوست شده است. با توجه به رفتارهای بسیار خوبی که با او داشته‌ام، هرگز چنین انتظاری از او نداشتم. بزرگ‌ترین مشکل من این است که علت رفتار او را نمی‌دانم.»



این‌ها تنها سه مورد از هزاران موردی است که در هر ماه مراجعه می‌کنند. همه این موارد به دنبال علت اصلی رفتار شوهر خود هستند و جالب این‌که در همه موارد ابتدا فقط شوهرشان را مقصر می‌دانند و معتقد هستند که هیچ‌گونه کم و کسری برای او نگذاشته‌اند. اما در مقابل وقتی با شوهرانشان مصاحبه می‌کنیم، همه خود را کاملا بی‌تقصیر می‌دانند و فقط همسرشان را در این قضیه مقصر می‌دانند. اگر با نگاه کارشناسانه به زندگی این افراد نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که ریشه بسیاری از این موارد به این دلیل است که زندگی مشترک از مسیر اصلی خود فاصله گرفته است، همه خانم‌ها از هنر خانه‌داری، آشپزی و فرزندپروری و یا درآمد خود تعریف و تمجید می‌کنند، اما باید توجه داشته باشیم که یک مرد در درجه اول به یک همسر و یک معشوقه نیاز دارد. متاسفانه بسیاری از مردها در جامعه ما با یک آشپز خوب ازدواج کرده‌اند، برخی با یک مادر مهربان ازدواج کرده‌اند، برخی با یک خیاط خوب ازدواج کرده‌اند، برخی با یک شریک تجاری خوب ازدواج کرده‌اند و... فقط درصد کمی از افراد با یک همسر خوب ازدواج کرده‌اند، آن‌چه که مرد در یک ازدواج به دنبال آن می‌باشد، آشپزی، خیاطی، شغل و بچه‌داری نیست، بلکه مرد به دنبال صفات زندگی می‌باشد. همه می‌دانیم که زن و مرد مکمل همدیگر هستند و در کنار همدیگر آرامش می‌گیرند، اما این آرامش در صورتی است که هر دو صفات منحصربه‌فرد خود را به طور کامل داشته باشند. همانطور که یک زن در ازدواج تمایل دارد که شوهرش خصوصیات مردانگی را به طور کامل داشته باشد، یک مرد نیز تمایل دارد که همسرش خصوصیات زنانگی به ویژه عشوه‌گری و طنازی زنانه را به طور کامل داشته و هر قدر از این نظر کامل‌تر باشد، بیشتر مورد علاقه و محبت شوهرش قرار می‌گیرد.ارزش قائل شدن برای روابط زناشویی



متاسفانه عده‌ای زیادی از خانم‌ها بر این باورند که با سر کار رفتن و تامین مقداری از مایحتاج زندگی، همه نیازها و خواسته‌های شوهر خود را جامه عمل پوشانده‌اند دیگر نیازی نیست به دیگر مسائل مربوط به مسئله زناشویی توجهی کنند، در صورتی که یکی از مهم‌‌ترین و اساسی‌ترین پایه‌های زناشویی، همین روابط عاطفی و عاشقی بین زن و مرد است. این دسته از خانم‌ها باید در نظر داشته باشند که محبت و ابراز عشق و مهیاکردن زمینه‌های عاطفی بین خود و همسرشان، باعث می‌شود که لحظه به لحظه به هم نزدیک‌تر شده و بیشتر همدیگر را دوست داشته باشند.

ازدواج موقت

این پست از سایت گفتگوی دینی اینجا منتشر میشه و امیدوارم که مفید باشه. لطفا تا آخر بخونید هر چند زیاده

چرا در بیانات ائمه علیهم السلام در باره ی توصیه و عدم توصیه ی به نکاح متعه اختلاف دیده می شود؟آیا راه جمعی میان این روایات وجود دارد؟

جواب: با نگاهی به تاریخ صدر اسلام مشاهده می گردد که اسلام راه برون رفت را در انجام نکاح موقت (متعه) قرار داده تا به واسطه ی انجام آن نیازهای عاطفی و جنسی افراد برطرف گردد؛ نکاح مشروعی که خود بر اساس توافق طرفین تنظیم گردیده و مشخص می گردد تا چه زمانی زن و مرد در کنار یکدیگر (برای مدت مشخصی) زندگی نمایند.

بر اساس سنت قطعی روشن است که نکاح متعه در شریعت اسلام تشریع گردیده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در هیچ سند معتبری از آن نهی ننمود تا آنکه خلیفه ی دوم با نظر شخصی خودش از آن نهی نمود.[1] در چنین شرایطی ائمه ی اطهار علیهم السلام- که پاسداران دین مبین هستند- به خاطر اینکه این سنت اسلامى متروک و فراموش نشود، با آنکه حکم اولیه ی نکاح متعه جواز و اباحه ی آن بوده است، بر انجام آن تشویق و ترغیب فراوان نمودند؛ به گونه ای که چنین تشویق و ترغیبی عام بوده و شامل مردانی که از همسر دائم بر خوردار بوده نیز می گردد؛ همچون اینکه:

1) امام صادق علیه السلام می فرمایند: برای مرد مستحب است که ازدواج موقت نماید و من دوست نمی دارم مردی از شما از دنیا برود مگر آنکه یک بار ازدواج موقت نموده باشد. «هشام بن سالم عن أبی عبد الله علیه السلام قال یستحب للرجل أن یتزوج المتعة و ما أحب للرجل منکم أن یخرج من الدنیا حتى یتزوج المتعة و لو مرة».[2]

2) محمد بن مسلم می گوید امام صادق علیه السلام به من فرمودند: آیا تا بحال متعه نموده ای؟ در جواب عرض کردم خیر. امام علیه السلام فرمودند: از دنیا خارج مشو تا اینکه سنت را احیاء نمائی. «محمد بن مسلم عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال لی تمتعت قلت لا قال لا تخرج من الدنیا حتى تحیی السنة».[3]

3) اسماعیل‏ بن‏ فضل‏ هاشمى گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: از آن زمان که از خانواده ‏ات بیرون آمده ‏اى متعه کرده ‏اى؟ گفتم: به دلیل زنان بسیارى که با من هستند (و مى‏ توانم با آنان مباشرت جنسى کنم) خداوند مرا از متعه بى نیاز ساخته است. حضرت فرمود: گرچه از متعه بى‏ نیازى ولى من دوست دارم که سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله را زنده کنى. «الفضل الهاشمی قال قال لی أبو عبد الله علیه السلام تمتعت منذ خرجت من أهلک قلت لکثرة من معی من الطروقة أغنانی الله عنها قال و إن کنت مستغنیا فإنی أحب أن تحیی سنة رسول الله صلی الله علیه وآله».[4]‏

در مقابل حکم قطعی اباحه ی متعه، در پاره ای از روایات مشاهده می گردد که ائمه ی معصومین علیهم السلام افرادی را از انجام آن نهی نموده اند؛ که برخی از این روایات عبارتند از:

1) على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره متعه پرسیدم، حضرت فرمود: تو با متعه چه کار دارى با اینکه خداوند تو را از آن بى نیاز کرده است؟ گفتم: تنها مى‏ خواهم با متعه آشنا شوم. حضرت فرمود: متعه در کتاب امیر مؤمنان على علیه السلام است. گفتم: ما مهر زن را زیاد مى‏ کنیم و او بر مدت مى‏ افزاید. امام فرمود: مگر خوبى متعه جز به این است؟ «عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاکَ فَقَدْ أَغْنَاکَ اللَّهُ عَنْهَا قُلْتُ إِنَّمَا أَرَدْتُ أَنْ أَعْلَمَهَا فَقَالَ هِیَ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ علیه السلام فَقُلْتُ نَزِیدُهَا وَ تَزْدَادُ فَقَالَ وَ هَلْ یَطِیبُهُ إِلَّا ذَاکَ‏».[5]

2) فتح بن یزید گوید: «از امام کاظم علیه السلام درباره متعه پرسیدم. امام فرمود: متعه حلال، مباح و آزاد است براى فردى که خداوند او را با ازدواج دائم بى نیاز از متعه نکرده باشد چنین کسى با متعه کردن عفّت و پاکدامنى خویش را حفظ کند. و اما اگر با ازدواج دائم از متعه بى نیاز است پس متعه در صورتى که از همسرش دور باشد بر او مباح است.[6] عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِیِّ جَمِیعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ هِیَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ یُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِیجِ فَلْیَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَةِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا بالتَّزْوِیجِ فَهِیَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا.[7]

3) عبداللَّه بن سنان گوید: «از امام صادق علیه السلام درباره متعه‏ پرسیدم. حضرت فرمود: خودت را با متعه آلوده‏ مساز.» عن عبد الله بن سنان قال : سألت أبا عبد الله علیه السلام عن المتعة فقال : لا تدنس نفسک بها .

4)‌ مفضل بن عمر گوید: «شنیدم امام صادق علیه السلام درباره متعه مى‏فرمود: متعه کردن را رها کنید آیا شما از اینکه در جایى که پسندیده نیست دیده شوید شرم نمى ‏کنید و این کار علیه برادران و یاران تان تمام شود (و به آنان آسیبى برسانند)» «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ فِی الْمُتْعَةِ دَعُوهَا أَ مَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یُرَى فِی مَوْضِعِ الْعَوْرَةِ فَیُحْمَلَ ذَلِکَ عَلَى صَالِحِی إِخْوَانِهِ وَ أَصْحَابِه‏».[8]

5) محمّد بن حسن بن شمّون گوید: «امام موسى بن جعفر علیه السلام براى بعضى از موالیان و دوستان خویش نوشتند: در متعه کردن اصرار نورزید چون تنها تکلیف شما برپاداشتن سنت است (اصل انجام متعه) بنابراین با متعه از زنان و همسران آزاد خود غافل نشوید که در نتیجه زنان‏تان کافر شوند (جملاتى بگویند که کفرآمیز است) و بیزارى جویند و بر کسى که دستور متعه را داده نفرین کنند و ما را لعنت نمایند. مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ کَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِلَى بَعْضِ مَوَالِیهِ لَا تُلِحُّوا عَلَى الْمُتْعَةِ إِنَّمَا عَلَیْکُمْ إِقَامَةُ السُّنَّةِ فَلَا تَشْتَغِلُوا بِهَا عَنْ فُرُشِکُمْ وَ حَرَائِرِکُمْ فَیَکْفُرْنَ وَ یَتَبَرَّیْنَ وَ یَدْعِینَ عَلَى الْآمِرِ بِذَلِکَ وَ یَلْعَنُونَا.[9](البته این روایت ضعیف است).

6) عمار ساباطی می گوید: «امام صادق علیه السلام به من و سلیمان بن خالد فرمود: من از طرف خودم متعه کردن را تا زمانى که در مدینه هستید بر شما ممنوع کردم(احتمال دارد منع و حرمت به معنای کراهت باشد) چون شما بسیار نزد من مى‏ آیید و من مى‏ ترسم که شما را بگیرند و گفته شود که اینان یاران جعفر بن محمد هستند. «عنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ جَمِیعاً عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِی وَ لِسُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَدْ حَرَّمْتُ عَلَیْکُمَا الْمُتْعَةَ مِنْ قِبَلِی مَا دُمْتُمَا بِالْمَدِینَةِ لِأَنَّکُمَا تُکْثِرَانِ الدُّخُولَ عَلَیَّ فَأَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَا فَیُقَالَ هَؤُلَاءِ أَصْحَابُ جَعْفَر ».[10] دسته ‏اى از یاران‏مان گفته ‏اند علت نهى امام صادق علیه السلام از متعه در حرم مکه و مدینه این است که ابان بن تغلب یکى از مردان وابسته به امام صادق علیه السلام و از کسانى بود که از آنان روایت نقل مى‏ کرد، او زنى را در مکه گرفت و ابان بسیار ثروتمند بود. زن او را فریب داد تا آن که او را در داخل صندوقى که داشت، قرارداد سپس فرستاد تا حمّال‏ها آمدند و صندوق را لب در صفا بردند. سپس گفتند: اى ابان! این باب الصفا است ما مى‏ خواهیم فریاد بزنیم که این ابان بن تغلب مى‏ خواسته با زنى زنا کند و ابان مجبور شد که با دادن ده هزار درهم خودش را آزاد سازد. این به امام صادق علیه السلام رسید و به یارانش فرمود: متعه کردن در مکه و مدینه را به من ببخشید(به خاطر من از متعه نمودن صرف نظر کنید). [11]

راه جمع میان اخبار:

الف) مرحوم شهید مطهری در جمع میان اخبار مشوقه و مانعه می گویند: به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار علیهم السلام مردان زندار را از این کار منع کرده ‏اند به اعتبار حکمت اوّلى این قانون است، خواسته‏ اند بگویند این قانون براى مردانى که احتیاجى ندارند وضع نشده است، همچنانکه امام کاظم علیه السلام به على بن یقطین فرمود:«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بى‏ نیاز کرده است». و به دیگرى فرمود: «این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسرى از این کار بى‏نیاز نکرده است.

و اما کسى که داراى همسر است، فقط هنگامى مى‏ تواند دست به این کار بزند که دسترسى به همسر خود نداشته باشد». و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده ‏اند، به خاطر حکمت ثانوى آن یعنى «احیاء سنت متروکه» بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان براى احیاء این سنت متروکه کافى نبوده است. این مطلب را به‏ طور وضوح از اخبار و روایات شیعه مى‏توان استفاده کرد. [12]

ب) بیان آیت الله مکارم شیرازی دام ظله

مرحوم صاحب وسائل روایات مختلفى نقل کرده اند که چهار باب را فهرست وار نام مى‏ بریم:
الف) فى الاباحة (بالمعنى الاعم که مقابل حرام است و شامل مستحبّ، مکروه، مباحِ متساوى الطرفین و حتّى واجب هم مى ‏شود.)[13](32 حدیث).

ب) فى استحباب المتعة و ما ینبغى قصده (احیاى سنّت پیامبر) بها [14] (15 حدیث).

ج) فى استحباب المتعة و إن عاهد اللَّه ترکها [15] (3 حدیث).

عهد کرده بودند که سراغ متعه نروند حال یا به خاطر ترس از دشمن و یا ترس از مخالفت زنان دائمى و وقتى به امام علیه السلام عرض مى‏ کردند، که چنین عهدى کرده ‏اند امام علیه السلام مى‏ فرمودند، این عهد باطل است، چون عهد و نذر و قسم در مکروهات یا محرّمات نافذ نیست، چرا که باید متعلّق نذر راجح باشد، یعنى حتماً باید مستحبّ باشد و در غیر آن نمى ‏شود، چون قصدش تقرّب است و امّا در ناحیه عهد و قسم حدّاقل این است که باید مکروه نباشد.

د) فى کراهة المتعة مع الغناء عنها و استلزامها الشنعة (مردم انسان را مذمّت کنند) أو فساد النساء [16] (6 روایت).

ایشان در پاسخ به این سؤال که آیا این روایات متعارض هستند یا راه جمع دارند؟بیان می دارند:

ما از کلام صاحب وسائل نکته ‏اى استفاده مى‏ کنیم که عقیده ی ما هم همین است و آن این که متعه به عنوان اوّلى مباح است ولى به عنوان ثانوى گاهى مستحبّ و گاه مکروه مى‏ شود. روایات اباحه که در باب اوّل آمده متضافر[17] است و اما جایى که مستحبّ مى‏ شود به خاطر حفظ سنّت است که عنوان ثانوى است و امام علیه السلام تصریح مى‏کند که مستحبّ است؛ پس استحباب متعه عنوان ثانوى و احیاى سنّت است؛ و الّا به عنوان اوّلى مباح است.

و امّا مواردى که مکروه است تحت سه عنوان است:

1) جایى که استغنایى هست و بى‏نیاز از متعه است. [18]

2) جایى که خوف بدنامى است و در محیط افرادى هستند که مى‏ خواهند شیعه را به خاطر عقد منقطع بد نام کنند.(همچون روایت عمار ساباطی و ابان بن تغلب که ظاهراً نشان مى‏ دهد که برنامه ی این زنان طبق نقشه قبلى بوده و مى‏ خواستند اصحاب حضرت را بد نام کنند).

3) بعضى از زنها به واسطه ی این کار شوهرشان فاسد و کافر مى‏ شوند.(روایت حسن بن شمون که البته راوی ان ضعیف است). پس متعه به عنوان اوّلى مباح بود ولى به عنوان ثانوى گاهى مستحّب، گاهى مکروه، گاهى حرام و گاهى واجب می شود.[19]

سؤال ششم: چرا در زمان خیبر گوشت الاغهای اهلی حرام گردید؟

جواب:در روایات شیعی می خوانیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در زمان جنگ خیبر از خوردن گوشت الاغ اهلی نهی فرمودند. (صرف نظر از اینکه مراد از نهی در این روایات حرمت است یا کراهت) علت این نهی در روایات نیاز به این حیوان بیان شده است.

مرحوم کلینی در کافی از محمد بن مسلم و زراره روایت می کند که آن دو از امام باقر علیه السلام در باره ی حکم خوردن گوشت الاغهای اهلی از حضرت پرسیدند. حضرت در پاسخ فرمودند: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از کشتن الاغ و خوردن گوشت آن در زمان خیبر نهی نمود و از این رو نهی فرمود که در آن سفر الاغ وسیله ی حمل و نقل عمومی بود ... «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُمَا سَأَلَاهُ عَنْ أَکْلِ لُحُومِ الْحُمُرِ الْأَهْلِیَّةِ قَالَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله عَنْهَا وَ عَنْ أَکْلِهَا یَوْمَ خَیْبَرَ وَ إِنَّمَا نَهَى عَنْ أَکْلِهَا فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ لِأَنَّهَا کَانَتْ حَمُولَةَ النَّاسِ وَ إِنَّمَا الْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآن»؛[20]

در روایات اهل سنت نیز موارد ذیل برشمرده شده است:

1) این حیوانات نجاست خوار بودند؛[21]

2) خمس این حیوانات داده نشده بود؛[22]

3) این امر به خاطر غارت آنها بوده است؛[23]

[1] . صحیح مسلم، باب جواز التمتع:«قَالَ عِمْرَانُ بْنُ حُصَیْنٍ نَزَلَتْ آیَةُ الْمُتْعَةِ فِى کِتَابِ اللَّهِ - یَعْنِى مُتْعَةَ الْحَجِّ - وَأَمَرَنَا بِهَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- ثُمَّ لَمْ تَنْزِلْ آیَةٌ تَنْسَخُ آیَةَ مُتْعَةِ الْحَجِّ وَلَمْ یَنْهَ عَنْهَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- حَتَّى مَاتَ. قَالَ رَجُلٌ بِرَأْیِهِ بَعْدُ مَا شَاء»َ. این روایت در متون حدیثی بعد از ذکر آیه ی متعه دارای تفسیری است که آن را به متعه ی حج اختصاص می دهد، که ظاهرا این ادراجی و زیاده ای در نفس روایت است که توسط نساخ یا بعضی از راویان اضافه شده است؛ همچنان که فخر رازی روایت عمران را مربوط به نکاح متعه می داند و نه حج تمتع؛ مسند احمد، ح:14479،‌ مؤسسة الرسالة:«عَنْ جَابِرٍ قَالَ مُتْعَتَانِ کَانَتَا عَلَى عَهْدِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَنَهَانَا عَنْهُمَا عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ فَانْتَهَیْنَا. تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده صحیح على شرط مسلم ».

[2] .المتعة،‌المفید، ص8.

[3] .همان.

[4] .همان.

[5] .الکافی، الکلینی، ج5،ص453، ح1.

[6] . البته مفهوم این روایت به معنای حرمت نکاح متعه در صورت داشتن همسر نخواهد بود.

[7] . الکافی، الکلینی، ج5،ص453، ح2.


[8] . الکافی، الکلینی، ج5،ص453، ح4.


[9] . الکافی، ج5، ص453،ح3.

[10] . الکافی، ج5، ص468،ح10.

[11] . بحار، ج 100، ص 311:«قال جماعة من أصحابنا رضى اللَّه عنهم: العلّة فى نهى ابى عبد اللَّه علیه السلام عنها فى الحرمین أنّ أبان بن تغلب (ابان از اصحاب اجماع است و مى‏گویند سى هزار حدیث از امام صادق و امام باقر علیهما السلام نقل کرده است) کان أحد رجال أبى عبد اللَّه علیه السلام و المروّى عنهم (دیگران احادیث را از او روایت مى‏کردند) فتزّوج أمرأة بمکّة و کان کثیر المال فخدعته المرأة حتّى أدخلته صندوقاً لها ثم بعثت إلى الحمّالین فحملوه إلى باب الصفا ثم قالوا: یا أبان هذا باب الصفا و إنّا نرید أن ننادى علیک هذا أبان بن تغلب أراد أن یفجر بإمرأة فافتدى نفسه بعشرة آلاف درهم فبلغ ذلک أبا عبد اللَّه علیه السلام فقال لهم: وهبوها لى فى الحرمین».
[12] . مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏19، ص، 83.

[13] . باب 1 از ابواب متعه، وسائل الشیعة.


[14] . باب 2 از ابواب متعه.


[15] . باب 3 از ابواب متعه.


[16] . باب 5 از ابواب متعه.


[17] . با طرف مختلفی نقل شده اند؛ اما به حد تواتر نمی رسند.


[18] . ح 1 باب 5 ح 2 باب 5.


[19] . کتاب النکاح،‌مکارم شیرازی، ج5، ص29.


[20].الکافی(الطبعة القدیمة)،ج6، ص246.

[21]. صحیح البخارى، باب غزوة خیبر، ح:3983، دار ابن کثیر ، الیمامة – بیروت:« حدثنا سعید بن سلیمان حدثنا عباد عن الشیبانی قال سمعت ابن أبی أوفى رضی الله عنهما یقول : أصابتنا مجاعة یوم خیبر فإن القدور لتغلی وقال وبعضها نضجت فجاء منادی النبی صلى الله علیه و سلم ( لا تأکلوا من لحوم الحمر شیئا وأهریقوها ) . قال ابن أبی أفى فتحدثنا أنه إنما نهى عنها لأنها لم تخمس وقال بعضهم نهى عنها ألبتة لأنها کانت تأکل العذرة.

[22].همان.

[23]. سنن ابى‏ داود، ح:2707:«حَدَّثَنَا هَنَّادُ بْنُ السَّرِىِّ حَدَّثَنَا أَبُو الأَحْوَصِ عَنْ عَاصِمٍ - یَعْنِى ابْنَ کُلَیْبٍ - عَنْ أَبِیهِ عَنْ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ قَالَ خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فِى سَفَرٍ فَأَصَابَ النَّاسَ حَاجَةٌ شَدِیدَةٌ وَجَهْدٌ وَأَصَابُوا غَنَمًا فَانْتَهَبُوهَا فَإِنَّ قُدُورَنَا لَتَغْلِى إِذْ جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- یَمْشِى عَلَى قَوْسِهِ فَأَکْفَأَ قُدُورَنَا بِقَوْسِهِ ثُمَّ جَعَلَ یُرَمِّلُ اللَّحْمَ بِالتُّرَابِ ثُمَّ قَالَ « إِنَّ النُّهْبَةَ لَیْسَتْ بِأَحَلَّ مِنَ الْمَیْتَةِ ». أَوْ « إِنَّ الْمَیْتَةَ لَیْسَتْ بِأَحَلَّ مِنَ النُّهْبَةِ ». الشَّکُّ مِنْ هَنَّادٍ».

مبانی روابط قبل از ازدواج





" بارزترین دلیل بروز اختلافات در روابط بین دو جنس مخالف عدم شناخت صحیح از دنیای جنس مخالف میباشد"



در ذیل به سوالاتی پاسخ داده می شود که این پاسخها میتواند در جهت شناخت جنس مخالف و بهبود روابط چاره ساز باشد.

پاسخ سوالات از سوی علی سلطانی مجد محقق و پژوهشگر
موراد مهم در رابطه با جنس مخالف در روابط قبل از ازدواج تا نامزدی


1) آیا دوستی با جنس مخالف خوبه یا بد ؟
بستگی داره تعریف طرفین از دوستی چه باشد ، خانم ها معمولا برای تامین احساسات و کنجکاوی به دنبال دوستی هستند و درصد کمی از آقایان به همین منظور
و اما درصد بیشتری از آقایان به منظور تامین غریزه جنسی . در کل ایجاد هر رابطه باید پیرو ضوابطی باشد رابطه دوستی بر مبنای پاکی و صداقت و در جهت شناخت دنیای جنس مخالف به شرط جلوگیری از وابستگی احساسی و ترجیحا با اطلاع خانواده و کنترل شده میتواند مفید باشد . اما هرگونه وابستگی در روابط دوستی و ارتباط های پنهانی و بیش از اندازه میتواند باعث ایجاد وابستگی احساسی ، روابط جنسی ، گسترش بی اعتمادی در جامعه و کاهش ازدواج شود .



2) آیا همه روابط دوستی به رابطه جنسی ختم میشه ؟

برخلاف تصور عام ، دلیل اصلی رابطه جنسی در روابط دوستی خوده خانم ها هستند این درسته که پیشنهاد رابطه جنسی از سوی پسر مطرح می شود ، اما مسئله اینجاست که پسران میدانند به چه دختری پیشنهاد این رابطه را بدهند و به چه دختری ندهند ، معمولا اگر دختری را برای اینده انتخاب کنند کمتر پیش می آید تا چنین پیشنهادی را مطرح کنند مگر آنکه در اولین رابطه با جنس مخالف قرار داشته باشند ،
در نهایت مجوز رابطه جنسی در دست دختران است نه پسران . خیلی از پسران هستند که حتی دو سال یا بیشتر با دختری در ارتباط هستند اما حرفی از رابطه جنسی به میان نمیاورند و یک رابطه سالم را پیشه میکنند و بالعکس پسرانی هستند که بعد از یکی دوماه این رابطه را تجربه میکنند ، لازم به ذکر است تجربه رابطه جنسی در دختران میتواند مسیر زندگی و آینده آنها را به شکل نا مناسبی تغییر دهد

اما در کل نه تمامی روابط دوستی ولی طبق آمارها 80 درصد از آنها به رابطه جنسی ختم می شود
که اکثرا باعث پشیمانی دخترها می شود


3) چرا پسرها همش به رابطه جنسی فکر میکنند اما دخترها نه ؟
هم پسرها و هم دخترها به رابطه جنسی فکر میکنند ، اما غریزه جنسی در آقایان از غرایز آشکار و در خانم ها از غرایز پنهان میباشد
به این معنی که آقایان برای برانگیخته شدن غریزه جنسی نیازی به احساسات ندارند ، اما خانم ها برای برانگیخته شدن غریزه جنسیشان لازم است ابتدا احساساتشان برانگیخته شود ، گذشته از این ساختار آفرینش مرد به اینگونه است که به علت فعل و انفعالات هورمونی و اثرات رواین آن تحریک پذیری و واکنش بیشتری نسبت به غریزه جنسی از خود نشان میدهد و امریست طبیعی .


4)از کجا بفهمیم پسر دنبال ازدواج است یا فقط دوستی و رابطه جنسی ؟
مسلما کمتر اتفاق می افتد که از همان ابتدا مشخص شود هدف دوستی و رابطه جنسی است یا ازدواج ، اما در کل چنانچه پسری به قصد ازدواج پیشنهاد اشنایی را مطرح کند خود ترجیح میدهد هر چه زودتر رابطه رسمی شود ، حرفهایی نظیر : تا زمانی که همدیگرو کامل نشناسیم نباید خانواده ها در جریان قرار بگیرند ، تا زمانی که شرایطم آماده نشده نباید خانواده ها در جریان بگیرند ، من حداقل باید یکسال با تو در ارتباط باشم تا خوب بشناسمت و ... از این قبیل حرفها معمولا مشخص میشه هدف وابسته کردن احساسی دختران میباشد .


5) معمولا پسری که قصد رابطه جنسی دارد از چه راهی وارد می شود ؟
بعیده که این گروه از پسران از همان ابتدای رابطه چنین پیشنهاید را مطرح کنند و البته معمولا مستقیما این پیشنهاد مطرح نمی شود ، این پسران معمولا مدتی حرفی از رابطه جنسی نمیزنند تا اعتماد دختر جلب شده و همچنین از نظر احساسی آن دختر وابسته شود سپس با مطرح کردن حرفهایی نظیر : تو ما پسرها رو نمیشناسی ما اگر با دختری باشیم و رابطه نداشته باشیم بهمون فشار میاد ، تو منو دوست نداری اگر دوست داشتی بام رابطه برقرار میکردی ، نیازهای من برای تو اهمیت نداره ، من و تو مال هم هستیم و تو باید اینو به من ثابت کنی پس با من رابطه داشته باش که مطمئن بشم برای من میمونی ، من و تو مال هم هستیم حتما که نباید اسممون توی شناسنامه بره مهم دلمونه ، فقط دوست دارم با تو تنها بشم که راحت بتونیم حرف بزنیم ، فقط دوست دارم فلان قسمت از بدنتو لمس کنم ، تو اگه منو میخوای باید با من رابطه داشته باشی ، تو دوست داری من بهت خیانت کنم و از این قبیل حرفها


6) چرا دختران تن به رابطه جنسی میدهند ؟
کمتر دختری برای اولین باز به خاطر نیاز جنسی تن به این رابطه میدهد ، بیشتر دختران از ترس اینکه طرفشان را از دست ندهند یا اینکه طرفشان به آنها خیانت نکند تن به رابطه جنسی می دهند و کمتر دختری پیدا میشود که از روی لذت برای اولین بار تن به این رابطه بدهد در کل دختران احساساتشان را نمیتوانند کنترل کنند و پسران از این موضوع آگاهی دارند


7) چطور دختری به پسری که به وی پیشنهاد رابطه جنسی داده جواب رد دهد ؟
بهترین جواب اینست ، که تو اگر واقعا به سن ازدواج رسیدی و اگر واقعا به پاک بودن من اعتقاد داری و منو برای پاک بودنم انتخاب کردی ، چرا من با زیر پا گذاشتن پاکیم دوست داشتنمو بهت ثابت کنم و چرا تو با خودد اری و مقابله با نفست مردونگی و دوست داتنت نسبت به منو نشون نمیدی ؟
در عین حال اگر قرار است پسری به خاطر رابطه جنسی با دختری بماند بهتر است که نماند چون مسلما ازدواجی در کار نخواهد بود


8) آیا این درسته که پسران با دختری که رابطه جنسی را تجربه کرده اند ازدواج نمی کنند ؟ چرا ؟
هم از نظر علمی این مسئله ثابت شده و هم نظرسنجی ها و البته از همه مهمتر آمار این را اثبات کرده که بیش از 87 درصد پسران حاضر نیستند با دختری که رابطه جنسی را با وی تجربه کردند ازدواج کنند .
آقایان علاوه براینکه از نظر فیزولوژیکی با خانم ها تفاوت دارند از نظر سایکولوژیکی نیز تفاوت های زیادی دارند مسئله اینجاست که اکسیتوسین نام هورمونیست که در خانم ها بعد از رابطه جنسی باعث ایجاد وابستگی و برانگیخته شدن احساسات می شود به همین منظور بعد از ارگاسم تمایل دارند مورد توجه بیشتری از جانب طرف مقابلشان قرار بگیرند اما این روند در آقایان اینگونه نیست و بلافاصله بعد از انزال و ایجاد فرامین لذت که توسط بادامه مغزشان صادر می شود و ترشح شیمائی برخی هورمونها که باعث لذت جنسی می شود بلافاصله عملکرد بخش منطقی مغز فعال می شود . یعنی اقایان بعد از رابطه جنسی خالی از احساسات قبلی می شوند که البته این حالت موقتی است وقتی دختری بدن خود را در اختیار پسری بگذارد بعد از مدتی پسر به این فکر میکند که این دختر مناسب ازدواج نیست وبخش مهم تر اینکه معمولا به علت نداشتن تعهد در دوران دوستی تنوع پذیریشون دو چندان می شود ، پس ادامه رابطه بعد از تجربه رابطه جنسی صرفا در جهت تامین همین غریزه است و پسر دنبال بهانه و فرصتی میباشد که فقط با آن دختر رابطه داشته باشد البته این هم غیر طبیعی نیست چون اساسا مرد اینگونه خلق شده و اگر رابطه به منظور ازدواج شکل گرفته باشد تقریبا بهانه برای عقب افتادن رسمی شدن موضوع از جانب پسر شروع می شود .

9) پسران باید قبل از ازدواج از چه روابطی دوری کنند ؟
نه همه پسران ، اما پسرانی که به لحاظ عاطفی و احساسی ، در دوران نوجوانی و بلوغ مورد توجه احساسی والدین و سایر اعضای خانواده خود قرار نگرفته اند ، این خلاء احساسی تا آخر عمر با آنها می ماند لذا باید در رابطه با جنس مخالف محتاط باشند چرا که این پسران زود وابسته می شوند و انرژی زیادی هم در رابطه خود صرف میکنند به نوعی هیچی کم نمیگذارند اما به همین نسبت از طرف مقابل هم انتظار دارند و چون طرف مقابلشان همانند آنها رفتار نمیکند همش تصو میکنند که طرف مقابلشان به اندازه ی وی ، او را دوست ندارد . این پسران باید محتاط باشند و از وابستگی احساسی تا مشخص شدن تکلیف رابطه دوری کنند چون معمولا طرفشان رابطه را بهم میزند .
نکته بعدی اینکه پسران نیز باید از رابطه جنسی دوری کنند هر چند خیلی سخته اما تا زمانی کهرابطه جنسی را تجربه نکرده اند کنترل آن به مراتب راحتر است تا زمانی که آنرا تجربه کنند .




10) پسران به حرفهای چه گروه سنی دختران توجه کنند و حساب باز کنند ؟ چه سنی از دختران برای ازدواج مناسبتر است ؟
معمولا چون دختران تابع احساساتشون هستند معیارها و ملاکهای آنها نیز برای انتخاب همسر تحت تاثیر احساسات و ظواهر و حرف دیگران خصوصا جامعه دوستان تغییر میکند .
روند تغییرات معیارها و افکار های دخترها به ترتیب زیر میباشد
دختران 16 تا 18 سال ، 18 تا 20 سال ، 20 تا 24 سال ، 24 تا 26 سال ، 26 تا 30 سال ، 30 تا 40 سال
یعنی یک دختر در سن 16 تا 18 سالگی یک نوع طرز فکر و معیار دارد که از 18 سالگی تا 20 سالگی تغییر میکند ، معمولا تغییر رفتاری در این دوران هم مشهود است در این دوران احساسات را بیشتر ملاک قرار میدهند سپس همین دختر از 20 تا 24 سالگی معیارهایش نسبت به دوره قبل تغییر اساسی میکند معمولا در این دوره ظاهر بین تر می شوند برای همین هم آمار طلاق در ازدواجهایی که در این سن شکل گرفته بیشتر است
دختران در این سن از همه موقعیتهیا خود استفاده میکنند اما در عین حال دچار سردرگمی در انتخاب همسر هستند .
دختران در این دوره بیشتر از هویت درونی به هویت بیرونی طرف مقابل توجه می کنند ، به موقعیت اجتماعی ودر اصطلاح عام کلاس طرف ، دختران در این رده سنی بعید نیست مجذوب افرادی با اختلاف سنی بالاتر شوند به همین خاطر است که در دانشگاه ها جذب اساتید خود می شوند و معمولا هم انتخاب درستی نمیکنند
24 تا 26 سالگی نزدیک شدن به ثبات معیارهای انتخاب همسر 26 تا 30 سالگی بالا رفتن برخی از توقعات
البته موارد فوق در تمامی دختران سندیت ندارد و همیشه عامل استثناء وجود دارد
سن 25 تا 28 سالگی میتواند سن مناسبی برای خانم ها باشد چون در این سن تقریبا متوجه هستند که دنبال که و چه هستند پس درصد بیشتری از معیارهایشان ثابت شده است .
در کل پسران باید فردی را انتخبا کنند که طرف حداقل تکلیفش با خودش مشخص باشد ، باید داشته باشید طرز فکر دختران با پسران متفاوت است و باید هم متفاوت باشد


11) پسر پولدار و خوش تیپ و دارای موقعیت اجتماعی مناسب و درامد و مدرک بالا مناسب ازدواج است ؟
همه ما انسانها دنبال بهترین ها هستیم ، اما گاهی وقتها برخی از انسانها ظرفیت داشتن بهترینها را ندارند . مسلما همه دخترها دنبال این هستند که با پسری خوش قیافه پولدار ، خوش تیپ ازدواج کنند ، مثل پسرها که جذب دختران زیبا می شوند اما یک نکته ای را باید در شناخت این افراد در نظر داشت که ایا فرد مورد نظر ظرفیت داشتن موقعیتش را دارد یا اینکه فردیست که از آن سو استفاده میکند . مسلما دخرتی که جذب همچین پسری می شود باید آگاه باشد که اگر توانایی جذب و نگه داشتن آن پسر را نداشته باشد همان موقعیتی که باعث شده جذب آن پسر شود ، باعث از دست دادن وی هم میتواند بشود . هستند پسرانی که با داشتن موقعیتهای خوب هموراه به تعهدات اخلاقی پایبند هستند ، اما متاسفانه اون روی سکه هم باید در نظر داشت دخترانی که جذب این پسران می شوند کم نیستند و فقط کافیست آن پسر بخواهد کمی تنوع ایجاد کند . پس دختران بیشتر از آنکه به موقعیت مالیو وجه و کلاس اجتماعی یک پسر باید توجه کنند به ایمان و اخلاق و مسئولیت پذیری و وجه فردی وی توجه کنند چون فاصله قبل و بعد ازدواج یک دیوار است و پشت این دیوار خیلی از مسائل شکل دیگری دارد .

12) پسری که هنوز موقعیت ازدواج ندارد اما خیلی پسر خوبی است آیا به خاطرش صبر کنم ؟
معمولا ازدواج هایی موفق است که قبل از آن دو طرف برای رسیدن به هم تلاش کرده باشند ، انسان جذب آنچیزی می شود که بدست آوردنش دشوار باشد و ارزش آنرا بیشتر میفهمد . یک پسر اگر قرار باشد در شرایط عادی یک مدرک تحصیلی متوسط ( دیپلم - کاردانی – کارشناسی ) داشت هباشد ، خدمت سربازی رفته باشد ، شغل مناسب داشته باشد ، اتومبل و مسکن داشته باشد ، درامد داشته باشد ، بیمه باشد و پس انداز نیز داشته باشد در بهترین شرایط در صورت داشتن پارتی در همه مراحل فوق تقریبا 30 سال سن باید داشته باشد تا به اینجا رسیده باشد .
پس خانواده ها نباید از یک پسر همه انتظارات را یکجا داشته باشند همینکه با شرایط فعلی یک پسر برای ازدواج گام برداشته خود امتیاز قابل توجهیست مسئولیت پذیری ، ایمان ، سالم بودن ، اخلاق خوب ، پشتکار از عواملیست که میتواند باعث شود به مرور بعد از ازدواج نداشته ها را به داشته ها تبدیل کرد پس مشخص بودن وضعیت تا حدی میتواند برای پا پیش گذاشتن و نامزدی مناسب باشد و دو طرف نامزد باشند و به یکدیگر با کمک خانواده ها در جهت محیا شدن شرایط کمک کنند وگرنه اگر قرار باشد صبر کنند که همه شرایط محیا شود همه باید بعد از 30 سالگی به فکر ازدواج باشند . البته این مسئله به توقعات خانم ها و خانواده ای آن ها هم مرتبط است .


13) آیا در روابط قبل از ازدواج باید احساسات را هم دخیل کرد ؟
اگر یک رابطه صرفا بر مبنای دوستی باشد ، تعهد و احساسات نیز در همان حد میباشد یک روز آغاز شده پس یک روز هم تمام می شود این از دید منطقیست اما آیاا حساسات به همین راحتی میپذیرد ؟ پس در رابطه دوستی نه اینکه احساس نباشد اما احساس عاشقانه و وابستگی نباید شکل بگیرد هر دوطرف باید به این فکر کنند که یک روز تمام می شود و مبنا را جهت اشنایی با دنیای جنس مخالف بگذارند . اما چنانچه رابطه به منظور ازدواج باشد ضرورت دارد که خانواده ها در جریان باشند و بهتر است زمانی این ارتباط شکل بگیرد که هر دو طرف معیارهایشان ثابت شده باشد ، مسلما تعهد آن نیست که حتما روی کاغذ تعهدنامه ای درج شود . اما اگر تکلیف دو طرف مشخص نیست و تصویر قطعی از شرایط آینده ندارند هر دو طرف باید از رابطه احساسی دوری کنند و یک رابطه بر پایه منطق داشته باشند

14) آیا می شود همزمان با چند نفر پیرامون ازدواج ارتباط داشت و دوره شناخت را سپری کرد ؟
معمولا پسرها با چند نفر همزمان دوست می شوند و در زمینه ازدواج کمتر اتفاق می افتد که همزمان با چند نفر باشند ، اما در خانم ها اینگونه نیست ، خانم ها تصور میکنند اگر صبر کنند تکلیف این رابطه مشخص شود سپس بروند فرد دیگری را بشناسند موقعیت خود برای ازدواج را از دست میدهند . در صورتی که در بهترین شرایط فقط می شود یک نفر را نسبتا برای وارد شدن به مرحله بعدی شناخت ، دخترها با ایجاد روابط مختلف به منظور شناخت برای ازدواج خود را دچار سردرگمی کرده و معمولا هم یا همه مواردی را که همزمان با آنها در ارتباط هستند را از دست میدهند یا اینکه اتفاقا گزینه نادرست را انتخاب میکنند ، ازدواج به این شکل نیست که اگر همزمان با 3 نفر در ارتباط باشید پس سه موقعت ازدواج دارید بالعکس به این معنیست که شما سه موقعیت ازدواج را در خطر قرار داده اید مگر میشود صبح به یکی فکر کرد ظهر به یکی شب به یکی ؟ مسلما هر کدام از این سه مورد هم آیتمهای مثبت دارند و هم منفی و این شما را دچار پریشانی میکند .
گذشته از این طرف مقابل شما هم چون در ارتباط با شما میباشد ممکن است به موقعیتهای دیگه فکر نکند پس شما به عبارتی دارید نا عادلانه هم رفتار میکنید همچنین وقتی انرژی لازم به منظور شناخت بین دو یا سه نفر تقسیم شود در نهایت شناخت های حاصل از هیچ کدام از افراد شناخت صحیحی نیست لذا ابتدا تکلیف یک رابطه را مشخص کنید و تمام کنید و سپس سراغ فرد دیگری بروید .
من حتی توصیه میکنم بین اتمام یک رابطه شناخت و آغاز رابطه شناخت بعدی حتی المقدور یک ماه یا بیشتر فاصله زمانی ایجاد شود .

روابط و حساسیت های عروس و مادر شوهری


همیشه حساسیت هایی در روابط عروس و مادر شوهر وجود داشته؛ منشأ این حساسیت ها هم وجود داماد است که برای عروس شوهر و شریک زندگی و برای مادر پاره تن است.


رابطه بین عروس و مادرشوهر

مادر فرزند خویش را دوست دارد و او را جگر گوشه خود می داند. مادر پسر را برای خود می خواهد و همچنان که ایثار گرانه همه مهر و محبت خویش را نثار رشد و کمال فرزندش کرده، خود نیز به مهر و محبت او در هر شرایطی نیاز دارد و این نیاز به هنگام جدایی و تنهایی، ایام پریشانی و بیماری به ویژه در دوران پیری بیشتر می شود. مادر دلواپس رابطه عروسش با دست پرورده اش است. بعضی از مادرها حتی بعد از سال ها نمی توانند نگرانی شان را از وضعیت فرزندشان پنهان کنند. حتی گاهی نگران غذای او هستند و فکر میکنند عروس شان نمی تواند غذای دلخواه پسرشان را درست کند.این حمایت های افراطی زمینه ساز مشکلاتی می شود. مادر خود را تنها حامی و دلسوز پسر می داند و با ازدواج پسر، خود را در کنار پسر نمی بیند.

از سوی دیگر عروس هم با دنیایی از آرزوها پای به زندگی جدیدی گذاشته و می خواهد به دور از دخالت کسی زندگی اش را اداره کند. او همه توجه ،محبت و فکر همسرش را برای خود می خواهد و نمی تواند جایگاه اول همسرش را به عنوان پسر آن مادر شاهد باشد . او مایل نیست کس دیگری جز او به شوهرش چیزی بگوید، از او چیزی بخواهد و یا فکر و اندیشه او را حتی برای زمان کوتاهی در اختیار داشته باشد حتی اگر مادر شوهرش باشد.

دخالت مستمر مادرشوهر در برنامه زندگی زوج های جوان و احضار پی در پی پسر و در اختیار گرفتن بخش قابل توجهی از اوقات او زمینه بدبینی و پیش فرض های نادرستی را در ذهن عروس ایجاد می کند.

این مشکلات زمانی پیش می آید که عروس یا مادرشوهر، خواسته یا ناخواسته غرق در خود بینی ،خود خواهی و وابستگی های نامعقول عاطفی می شوند و فقط به تأمین خواسته های خود فکر می کنند. ریشه نگرش های منفی نسبت به عروس یا مادرشوهر در خودپرستی ها و خود خواهی ها، ضعف شخصیت، تعصبات غیر معقول و محدودیت های فکری ، بد آموزی ها و بی بهره بودن از شیوه های مطلوب تربیتی و روش های برقراری ارتباط مۆثر است.


انتظار معقول این است که مادرشوهر


**
فکر و تلاش و رفتارش در جهت تحکیم روابط میان عروس و پسرش باشد و زمینه دوستی، مودت و محبت میان آن ها را بیشتر کند. در واقع عروس برای مادرشوهر همچون دختری عزیز و دوست داشتنی باید باشدو آرامش و راحت او را آرزوی قلبی خود بداند.


**
به استقلال فکری و سلیقه شخصی عروس احترام بگذارد، که این تأثیر مستقیم بر آرامش زندگی زوج جوان دارد. گرمی زندگی مشترک آن ها در دور بودن از دخالت ها و اظهار نظرهای غیر لازم است.


**
به جای زبان انتقاد و رفتار دخالت گرانه باید رفتار حمایتی همراه با تکریم شخصیت زوج جوان داشته باشد.


**
گفتارو رفتارش به گونه ای باشد که بقیه فرزندانش(خواهر و برادر شوهر) تایید و تکریم را از او بیاموزند.


**
پسرش را به حمایت همه جانبه از همسرش تشویق کند و از او بخواهد که همسرش را همراز خود بداند .


عروس هم باید


**
مادر شوهر را مثل مادر خود بداند.


**
بداند که برخلاف بسیاری از باورهای نادرست و ذهنیت های غلط، مادرشوهر از شخصیتی والا برخوردار است و وجودش منبع خیر و برکت است. سعی کند نگرش های منفی نسبت به مادرشوهر را از ذهن دور کند.


** از هیچ کوششی برای تکریم منزلت مادرشوهر دریغ نکند. احترام به مادر و پدر همسر از اصول مهم زندگی مشترک است.


**
هر قدر نسبت به مادرِ همسر خود مهربان و صبور باشد، محبت را در دلِ همسر خود بیشتر می کند.


و اما داماد


**
بیشترین مسئولیت را در تألیف قلوب مادر شوهر و عروس بر عهده دارد.


** باید بعد از ازدواج رابطه عاطفی را با مادر خود بیشتر کند و از تکریم شخصیت مادر غافل نماند.


** هرگز ذره ای از کاستی های زندگی مشترک و ضعف ها و کوتاهی های احتمالی همسرش را به مادرش انتقال ندهد، بلکه همیشه از مهر و محبت و گرمی و صمیمیت همسر خود بگوید.


** همین طور هرگز گله های احتمالی مادر و خواهر خود را به همسرش انتقال ندهد.


** اجازه ندهد که فرصتی فراهم شود تا شخصیت همسرش را مورد نقد قرار دهند.

بنابراین شایسته است عروس و مادر شوهر در نیکی و مهربانی، گذشت و ایثار، صبوری و فداکاری از همدیگر سبقت بگیرند.

گیم‌نت‌ تفریحی برای جوانان یا مشکلی برای خانواده‌؟


گیم‌نت
چیست؟
معنای لغتی این کلمه یعنی بازی شبکه‌ای. گیم‌نت به جایی می‌گویند که چند کامپیوتر به یک دیگر متصل شده و شبکه‌ای را به وجود می‌آورند و شما در این مکان مفرح با دیگران به رقابت و بازی سالم می‌پردازید.
اکثر ما بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی‌مان را در کلوپ‌ها و یا همان به اصطلاح عامیانه «آتاری‌ها» به یاد داریم. تلویزیون‌های کوچک با کنسول‌هایی مانند آتاری، سگا و نینتندو؛ این دقیقا نوستالژی یک گِیمر است! با گذشت زمان محصول ماندگار شرکت سونی به نام پلی استیشن دنیای گیم کنسولی را متحول کرد. هم‌زمان با این جریان پدیده‌ای نو از درون کلوپ‌ها ظهور می‌کند به نام گیم‌نت که آن را می‌توان فرزند خلف همان کلوپ‌ها یا آتاری‌ها دانست. اما این سوال که گیم‌نت چگونه جایی است، هنوز هم برای بسیاری از خانواده‌ها مطرح است. شاید همان ترسی که خانواده‌ها از استادیوم‌های فوتبال دارند، در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از گیم‌نت دارند و این قطعا از نداشتن آگاهی خانواده‌هاست از آن‌چه که در درون گیم‌نت‌ها می‌گذرد. در این پرونده قصد داریم خوبی‌ها و بدی‌های گیم‌نت‌ها را برای شما شرح دهیم تا شاید به سوالاتی از این قبیل پاسخ دهیم.

1- دوستی‌های گیم‌نتی
اگر شما هم اهل بازی‌های تحت شبکه باشید، پس حتما گیم‌نت پاتوق شماست و معمولا هم هرکس در یک گیم‌نت خاص لنگر می‌اندازد. جذابیت بازی‌های کامپیوتری از یک طرف و اعتیاد بازیکن به بازی از طرف دیگر و مهم‌تر از همه رفاقت‌هایی که در محیط گیم‌نت به‌وجود می‌آید، به زعم من از مهم‌ترین عواملی هستند که بازیکن‌ها ساعت‌های زیادی را در گیم‌نت‌ها سپری می‌کنند.

2- تمرین و قهرمانی
برای یک گیمر حرفه‌ای قهرمان‌شدن در مسابقات مختلف یک ایده‌آل مناسب است. برای دستیابی به این ایده‌آل، گیمر باید تمرینات فشرده‌ای را در قالب یک برنامه مدون انجام دهد. تمرین انفرادی برای قهرمانی شرطی لازم است و نه کافی. شما برای رفع نقص‌های خود و کسب تجارب بهتر نیازمند هم‌فکری با دیگران هستید. بدون درنگ گیم‌نت بهترین میزبان شماست. شما با تمرینات موثر در گیم‌نت به شرایط مسابقه نزدیک‌تر می‌شوید. در اینجاست که می‌توانید با آنالیز بازی‌های حریفانتان نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کرده و برای آنها برنامه‌ریزی کنید. همچنین می‌توانید با تمرین زیاد خود را در آرمانی‌ترین شرایط قرار دهید. قطعا در خارج از این محیط این امر هرگز میسر نخواهد بود.

3- اینترنت، کافی‌نت و گیم‌نت
گیم‌نت‌ها و کافی‌نت‌ها زاده دهه 80 هستند و این یعنی عمری کوتاه! اما رشد سرطان‌وار گیم‌نت‌ها کافی‌نت‌ها و به موازات یکدیگر به‌گونه‌ای بود که در چند سال گذشته عادت کرده‌ایم که در هر محله و خیابان و یا حتی مجتمع تجاری شاهد عرض اندام این دو پدیده باشیم و خوشبختانه شاهد واکنش خوب جامعه در مواجهه با گیم‌نت‌ها و کافی‌نت‌ها بودیم. اما با ظهور پدیده‌ای جدیدتر به نام اینترنت پرسرعت عرصه برای کافی نت‌ها تنگ‌تر از گذشته شد! برای توجیه این اتفاق باید گفت کافی‌نت‌ها مکانی مناسب هستند برای انجام کارهای اینترنتی و با بازشدن پای اینترنت پرسرعت در خانه‌ها، شاهد کم‌رنگ‌ترشدن نقش کافی‌نت‌ها در سطح اجتماع هستیم. اما ضرورت بازی‌های آنلاین برای بازیکن‌ها به گونه‌ای بود که اینترنت مهمانی همیشگی برای گیم‌نت‌ها به حساب می‌آید. بازی‌های متعددی وجود دارند که نیازمند اینترنت پرسرعت هستند. پس از نقش این پدیده مهم در صنعت گیم نمی‌توان چشم پوشی کرد. درست است که دنیای گیمینگ اثر پذیری بالایی از اینترنت دارد، اما می‌توان از اینترنت به عنوان مکملی بسیار خوب برای گیم نام برد.

4- جایی برای بازی انفرادی نیست!
بازی‌ها را می‌توان به دو دسته انفرادی و تیمی تقسیم کرد. برای انفرادی بازی‌کردن شاید بتوان از گیم‌نت چشم‌پوشی کرد و به کمک اینترنت بازی کرد، اما همان گونه که از نام بازی‌های تیمی پیداست، نمی‌توان همیشه در خانه و به کمک اینترنت یک بازی تیمی را انجام داد. آگاه‌بودن از وضعیت هم‌تیمی‌هایتان در یک بازی تیمی امری است ضروری و در جریان بازی به علت زمان کم و سرعت بالای تصمیم‌گیری نمی‌توان چَت میان بازی را گزینه‌ای مناسب قلمداد کرد. گرچه این مشکل به کمک اسکایپ تا حدودی مرتفع شده، اما مثل معروف «شنیدن کی بود مانند دیدن» اینجا نیز کاربردی بسیار دارد تا شما را بار دیگر راهی گیم‌نت‌ها کند تا بتوانید از آن طریق با دوستانتان تیمی بازی کنید و لذتتان را چند برابر کنید. البته فرق بین بازی در خانه و گیم‌نت فقط به همین مسائل ختم نمی‌شود. اینترنت بسیار بسیار پرسرعت خانگی در یک بازی به قدری دچار وقفه و تاخیر می‌شود که ممکن است در کل قید آن بازی را بزنید که این مشکل در گیم‌نت‌ها به دلیل شبکه‌بودن سیستم‌ها به هیچ وجه مشاهده نمی‌شود.

5- گیم‌نت و کارآفرینی
می‌توان از گیم‌نت به عنوان یک کارآفرین نمونه یاد کرد. حتما پیش خودتان می‌گویید اَه! این دیگر کیست؟ چقدر با تعصب از گیم‌نت حرف می‌زند و اغراق می‌کند. اما واقعیت نشان داده است که حق با من است. گیمر برای بازی به گیم‌نت می‌آید، اما گیمر هم مانند دیگران گرسنه و تشنه می‌شود. همیشه کنار گیم‌نت‌ها اثری از سوپرمارکت‌ها و فست فود‌ها و رستوران‌ها دیده می‌شود و کنار گیم‌نت‌بودن به عنوان یک فاکتور مثبت برای مشاغل فوق است. البته از سود هنگفت آژانس‌های اطراف گیم‌نت‌ها نباید چشم پوشید، زیرا زمانی شما از بازی سیر می‌شوید که صاحب گیم‌نت قصد تعطیلی آنجا را دارد و این یعنی زمانی که دیگر تاکسی در شهر یافت نمی‌شود. البته منظور از این مطلب مرفه نشان دادن قشر گیم‌نت رو نیست و همه گیمر‌ها هم همیشه از بیرون غذا تهیه نمی‌کنند و همیشه هم آژانس سوار نمی‌شوند، اما اینها واقعیت‌هایی بود که در حوالی گیم‌نت‌ها وجود داشت و دانستن آنها خالی از لطف نبود. پس دیدید که گیم‌نت بسیار کارآفرین است و کلا دمش گرم!

6- محیط گیم‌نت
حساسیت خانواده‌ها برای کنترل فرزندانشان واقعیتی است انکارناپذیر و بعضا ستودنی. اما این که گیم‌نت چگونه محیطی است، امری است نسبی. شما هرگز نمی‌توانید بگویید گیم‌نتی دارید با محیطی کاملا پاک. تاثیرپذیری کودکان از جوانتر‌ها در گیم‌نت هم امری است اجتناب‌ناپذیر. اما مدیریت این بحران به دست صاحب گیم‌نت است که با بداخلاقی‌های درون گیم‌نت برخوردی درخور آن را بکند. ولی واقعیت بدون اغراق گیم‌نت‌ها نشان می‌دهد درصد بسیار کمی از جمعیت گیم‌نت‌ها افرادی بداخلاق هستند و اگر گیم‌نت را جامعه‌ای آماری نسبت به جامعه چند 10 میلیونی ایران در نظر بگیریم، خانواده‌های محترم متوجه می‌شوند که فرزندانشان پا در محیطی پاک قرار می‌دهند. میزان بزه در گیم‌نت بسیار پایین است.
و در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان گیم‌نت را مکانی امن حتی برای کودکان و نوجوانان قلمداد کرد.

7- گیم‌نت و آموزش
تاثیر گیم‌نت به روی اهالی گیم‌نت و یا همان گیمر‌ها از لحاظ یادگیری کامپیوتر قابل ملاحظه است. شما حتما در گیم‌نت روزبه‌روز بر علمتان از کامپیوتر و اینترنت افزوده می‌شود. کارهایی مثل شبکه‌کردن کامپیوترها را از هر گیمری می‌توان انتظار داشت. در سال‌های گذشته بسیاری از گیمرهای حرفه‌ای جذب شرکت‌هایی شدند که زمینه کاری‌شان به کامپیوتر نزدیک است.

8- اندوه‌ها
گیمرهای حرفه‌ای جامعه‌ای بسیار کوچک هستند. طبیعی است فقدان یک دوست در این جامعه کوچک بسیار جانسوز باشد. جواد م. بازیکن بسیار خوش‌اخلاقی بود که جامعه گیم ایران را عزادار کرد. متاسفانه شاهد از دست‌دادن سیدسعید ح، یکی دیگر از بازیکنان بااخلاق و دوست‌داشتنی دیگر بودیم. امیدوارم در دیگر گیم ایران شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم.