مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

آداب خفن بودن در مهمانی




از دو حالت خارج نیست. بعد از خارج شدن از خانه میزبان ، باعث شده اید نفس عمیقی بکشید و خدا را به خاطر رفتن تان شکر کند ، یا اینکه فکرش را برای دیدن تدارک یک مهمانی دیگر و دوباره بودن در کنار تان درگیر کرده اید. شاید ندانید که برخی از عادت های کلیشه ای شما می تواند احساس اول را در میزبان ایجاد کند و با کمی دست کاری این عادت ها و رعایت چند ریزه کاری ، می توانید انگیزه دیدار دوباره را در او تقویت کنید. در ادامه این مطلب ، ما به شما می گوییم که به خاطر چه رفتار هایی دیگران آرزوی خارج شدن تان از در خانه را به ذهن می آورند و راز و رمز های تبدیل شدن به بچه باحال جمع را با شما در میان می گذاریم.

1. بی خیال جوک های وایبر شوید
پیامک های وایبری ، همانطور که به گوشی شما می رسد به دست دیگران هم می رسد ؛ پس تصور نکنید وظیفه دارید با خواندن شان جمع را بخدانید. حتی پیام های داغ و دست اول هم وقتی مدام پشت سر هم خوانده می شوند ، می توانند دیگران را کسل کنند و شما را به عنوان شخصی آزار دهنده و کسالت آور جلوه دهند.

2. روی نقاط حساس دست نگذارید
فهمیدنش سخت نیست. شرایطی که آدم ها در آن قرار گرفته اند ، می تواند نقاط حساس را برای شما روشن کند. اگر دختر خاله تان در 40 سالگی هنوز ازدواج نکرده ، با پرسیدن « امسال شیرینی می خوریم ؟ » لبخندی کج را نصیب خود خواهید کرد و اگر شوهر عمه تان در سال گذشته ورشکسته شده، با صحبت کردن از موفقیت های اقتصادی و شغلی تان می توانید او را کلافه کنید. پس اصرار نداشته باشید که در همه جمع ها حرف های یکسانی را تحویل مخاطبان دهید و با توجه به شرایط حاضران ، شیوه های مختلفی را برای باز کردن سر صحبت امتحان کنید. شاید تصور کنید حرف های بی منظور شما باید با حسن نیت پذیرفته شوند ؛ اما باور کنید در ترافیک دید و بازدید های نوروزی اولین چیزی که جا می ماند و گم می شود ، همین حسن نیت است.

3. گوشی بازی نکنید
گفتیم که بهتر است در بازدید های کوتاه نوروزی بی خیال جوک های وایبری تان شوید اما این تنها کاری نیست که نیابد انجام دهید. توصیه مان تکراری است اما برخی توصیه ها را هر چقدر هم که تکرار می کنیم ، اثری روی خوانندگان نمی گذارد ، پس برای چندمین باز از شما می خواهیم که در مهمانی تلفن همراه تان را کنار بگذارید و نه به خاطر رد کردن یک مرحله از « کندی کراش » و نه برای ارتباط برقرار کردن با دوستان یا دیگر اعضای سراغش نروید. فقط چند دقیقه به این ابزار که به جای نزدیک تر کردن شما به دیگران ، میان شما و آن ها فاصله می اندازد دست نزنید و از فرصتی که تنها بک بار در سال برای دیدن رو در روی آدم ها و شنیدن صدای شان دست می دهد ، بیشترین استفاده را بکنید.
درست است که وایبر و تلگرام باعث شده اند که در هر لحظه از حال آدم های اطراف تان با خبر شوید. اما این ابزار ها فرصت شنیدن صدای کسانی که دوست شان دارید یا در آغوش گرفتن شان را از شما گرفته اند ، پس حالا که روی یک مبل نشسته اید ، ارتباط حقیقی را جایگزین روابط مجازی کنید.

4. دیگران را تربیت نکنید
حتی اگر تصور می کنید به اندازه کافی بزرگ شده اید ، حتی اگر با دیدگاه های صاحب خانه مخالفید و حتی اگر به نظرتان حرف هایش پوچ و بی معنا به نظر می رسد ، در مهمانی فکر تربیت صاحب خانه یا تغییر دادن نظر هایش را در این فرصت کوتاه به ذهن تان راه ندهید. مهم نیست که چقدر به موضوع صحبت صاحب خانه علاقه مندید و فراموش نکنید که این ملاقات قرار نیست زیاد هم طول بکشد. یادتان نرود که قرار نیست زیاد هم طول بکشد. یادتان نرود که قرار نیست در یک دور همی یک ساعته ، دیگران را متوجه اشتباه های شان بکنید و از در نصیحت در بیابید. پس اگر با حرف ها و عقاید صاحب خانه مخالفید ، انتقاد کردن را به فرصتی دیگر موکول کنید و در بازدید نوروزی ، دست از ترتیب کردن دیگران بردارید. باور کنید اشکالی ندارد که آدم های اطراف تان یک روز دیگر از زندگی شان را هم مثل روز های قبل از حضور شما در خانه شان بگذرانند و برای یکبار هم که شده ، از افکار منطقی و درستی که می خواهید آن ها را برای شان گوشزد کنید محروم شوند. می دانیم ؛ سخت است ! اما سعی کنید خودتان را کنترل کنید و این چند دقیقه را تنها به خوش گذراندن فکر کنید. شاید بد نباشد که اصلا در این ملاقات ها پای عقاید پیچیده ای که می تواند موافقان یا مخالفاتی داشته باشد را به میان نیاورید تا کار به جا های باریک نکشد.

5. هیس ! آرام باشید !
همیشه حرف زدن و مشارکت در بحث ها نیست که شما را به آدم جذاب مهمانی ها تبدیل می کند ؛ گاهی باید سکوت کنید تا بیشتر دیده شوید.
کمی سکوت کنید
در روز های عید دیدنی ، مدام به خود تان گوشزد کنید که تنها متکلم جمع نیستید و دیگران هم حرف هایی برای گفتن دارند. پس بیشتر از ملاقات های قبلی که در طول سال با اطرافیان تان داشتید سکوت کنید و به آن ها هم فرصت ابراز وجود دهید. مراقبت صدای تان هم باشید. اغلب ما به طور ناخودآگاه برای بهتر شنیده شدن و بیشتر درک شدن ، هنگام صحبت در جمع صدای مان را بالا می بریم اما تنها کسی که این اشتباه رفتاری را درک نمی کند ، خود ما هستیم. پس برای جلب توجه دیگران ، سر رشته کلام را به دست نگیرید ، پس از شنیدن هر جمله از آن ها ، خاطره ای مرتبط را تعریف نکنید و نگذارید هیجان زدگی تان ، گوش های حاضران را کر کند.

6. افتخارات تان را فراموش کنید
اگر به یک شغل تازه وارد شده اید یا در کار قبلی تان ترفیع گرفته اید ، در دیدار های نوروزی این موضوعات را با حاضران در میان نگذارید و صحبت کردن در مورد املاک و مستقلاتی که تازه خریده اید یا سفرهایی که به تازگی رفته اید را هم برای وقت دیگری بگذارید. برای شنیدن افتخارات شما همیشه وقت هست و تلاش تان برای این که دیگران را در خوشحالی خود سهیم کنید ، می تواند از شما چهره ای مغرور بسازد که با موفقیت هایش قصد تحقیر کردن دیگران را دارد. این ماجرا وقتی پای فامیل های هم سن و سال شما به میان می آید ، آزار دهنده تر جلوه می کند و شما را به رقابت بی معنایی وارد می کند که می تواند یک ملاقات چند دقیقه ای را به یک ماراتن طاقت فرسا شبیه کند ، پس طوری از دستاورد ها و داشته های تان حرف نزنید که دیگران به شما به چشم یک عنصر فخر فروشی و تازه به دوران رسیده نگاه کنند.

7. هم رنگ جماعت شوید
مهم نیست چقدر در کارتان موفق هستید ، مهم نیست که تا چه مقطعی تحصیل کرده اید و مهم نیست کسانی که در کنارشان می نشینید چقدر با شما فاصله دارند ، برای چند دقیقه هم که شده ، سعی کنید این معیار ها را فراموش کنید و با دیگران به زبان خودشان حرف بزنید.
شاید در تمام سال ، به خاطر اختلاف سطح تان با بسیاری از آدم ها از آن ها فاصله بگیرید اما در این دیدار های نوروزی ، سعی کنید از دریچه دید آن ها دنیا را ببینید و در مورد چیزهایی که میان تان مشترک است حرف بزنید. اشکالی ندارد ؛ اگر شما کتاب خوان هستید و خانم های مهمانی در مورد مدل های جدید النگو حرف می زنند ، برای چند دقیقه خوانده های تان را در بایگانی مغز تان بگذارید و وارد میدان آن ها شوید. باور کنید گاهی گاهی همرنگ جماعت شدن ، نشانه هوشمندی و موقعیت شناسی است.

8. بازی گردان شوید

اگر می خواهید به دیگران با شما خوش بگذرد ، همیشه ایده انجام بازی های جمعی را در ذهن داشته باشید. البته در یک ملاقات چند دقیقه ای فرصتی برای بازی نمی ماند اما اگر در تعطیلات به مهمانی های شام و ناهار دعوت شده اید ، پیش از رفتن با توجه به سن و سال و روحیه کسانی که به ملاقات شان می روید ، تجهیزات بازی های گروهی را با خودتان ببرید. احتمالا پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها دوست دارند به یاد گذشته با نوه های شان « دبرنا » بازی کنند و لذتی از مسابقه های هیجان انگیز نمی برند اما در جمع دوستان ، بازی های پیچیده تر و دیجیتالی می تواند هیجان انگیز تر به نظر برید. پس از ایده داده ، جمعی که به آن وارد می شوید را مورد توجه قرار دهید.
اما مراقب باشید که در جریان این خوش گذرانی ، گروه بندی ها و برد و باخت ها را جدی نگیرید ؛ این فقط یک بازی و فقط راهی برای سرگرم شدن تان است ؛ پس مثل بچه ها به خاطر باختن یا بردن داستان درست نکنید !

9.پسورد وای فای را نپرسید!

عصر عصر ارتباطات است ؛ اما زیاده از حد غرق شدن در دنیای ارتباطات می تواند شما را در نظر دیگران کسالت آور و آزار دهنده جلوه دهد. قرار نیست در نیم ساعتی که مشغول دید و بازدید هستید ، سرتان را در گوشی تلفن همراه یا تبلت تان فرو ببرید و غرق در دنیای بی مرز ارتباطات شوید. پرسیدن پسورد اینترنت به محض وارد شدن به خانه صاحب خانه ، باعث می شود که دیگران از همان لحظه ورود در مورد شما قضاوت ناخوشایندی بکنند. پس برای چند دقیقه که شده ، از دنیای ارتباطات مجازی فاصله بگیرید و با آدم های واقعی در جهان واقعی ارتباط برقرار کنید.

10. چقدر بخوریم ؟ چقدر بخورانیم ؟

مهمانی های روزهای تعطیل همیشه با خوراکی های خوشمزه همراه است و اگر کسی بگوید وعده خوردن این خوراکی ها را به خود نداده ، بعید است که با شما صادق باشد. اما برای خوردن و پذیرایی کردن در این روزها هم قاعده هایی وجود دارد که باید رعایت شان کنید.



خوردن بس است !

درست است که خوراکی های عید ، در همه ماه های سال روی یک میز قرار نمی گیرند ، اما نباید به چنین بهانه ای، میز صاحبخانه را خالی کنید. شما تنها مهمان آن خانه نیستید و قرار هم نیست که صاحبخانه بعد از رفتن تان هم میز را دوباره از خوراکی پر کند و هم برای جمع کردن ریخت و پاش های تان ساعت ها وقت بگذارد. به معاشرت های نوروزی ، تنها به چشم دید و بازدید نگاه کنید و خوراکی های دلفریب را نه به عنوان موضوع اصلی دور همی ، بلکه به عنوان دورچین ماجرا ببینید. اشکالی ندارد ! کمی شیرینی بخورید و سراغ آجیل ها هم بروید. اما نگذارید بعد از رفتن شما ، خانه صاحبخانه از پوست تخمه فرش شود و ظرف همه نوبرانه هایی که برای تان روی میز گذاشته خالی شود.
پذیرایی کافی است !
گفتن این که هیچ کس برای خوردن به مهمانی نمی آید ، بی معناست. غذاها و خوراکی های اشتهابرانگیز ، یکی از جذابیت های مهمانی هستند اما قرار نیست به خاطر این واقعیت ، مهمان داری شما تنها به پذیرایی بگذرد. بهتر است سبک مهمان داری تان را با توانایی های تان هماهنگ کنید. اگر در انجام کارهای خانه و پذیرایی کند هستید یا به خاطر وقت گذاشتن برای بچه های تان ، نمی توانید همه چیز را آن طور که دوست دارید عالی انجام دهید ، مهمانی را ساده تر برگزار کنید. نگذارید کسانی که برای دیدن شما وقت گذاشته اند و به خانه تان آمده اند ، شما را تنها در آشپزخانه ببینند و به خاطر حضورشان موذب شوند. سعی کنید پیش از آمدن مهمان ها ظرف های پذیرایی را پر کنید و همه چیز را روی میز بگذارید و اگر برنامه با هم ناهار یا شام خوردن چیده اید ، از روزهای قبل پیش زمینه غذاهایی که قرار است درست کنید را فراهم کنید تا کارتان سبک تر شود. یک میزبان خسته می تواند اشتیاق دیگران برای دوباره آمدن به خانه تان را کم کند.

11. همه را با هم دعوت نکنید

اگر در روزهای تعطیل تصمیم گرفته اید برخی از آشناها را با هم دعوت کنید و گذشته از طولانی تر دیدن شان ، فرصت پذیرایی از جمع بزرگی را در یک زمان فراهم کنید ، با دقت بیشتری لیست دعوت شده ها را تنظیم کنید. می دانیم که با این کار هم می خواهید مهمانی مفصل تر و جذاب تری داشته باشید و هم با یک تیر چند نشان بزنید و در روزهای بعد کمی استراحت کنید ، اما با این بهانه ها ، کسانی که یکدیگر را نمی شناسند و از بودن در کنار هم لذتی نمی برند را در یک اتاق ننشانید.
زن عموی پیر شما لذتی از گفت و گو با هم دانشگاهی تان نخواهد برد و احتمالاً خواهرشوهرتان هم در چنین جمع آشفته اس احساس خوبی پیدا نخواهد کرد ، پس سعی کنید مهمان ها را یک دست و یک سنخ انتخاب کنید تا هم به خودتان خوش بگذرد و هم به دیگران.

12. مراقب خجالتی ها باشید

گوشه گیرها همیشه دنبال راهی برای معاف شدن از گفت و گو می گردند و حتی در مهمانی های عید هم حاضر نیستند از خودشان مایه بگذارند. اگر در معاشرت های تان با چنین آدم هایی رو به رو می شوید ، بد نیست به جای متکلم وحده شدن ، انرژی تان را برای حرف کشیدن از آن ها خرج کنید.
البته مراقب باشید تلاش شما برای به حرف آوردن آن ها برای تان حاشیه ساز نشود. برای مثال به خاطر گرم کردن محفل از آن ها سوال های خصوصی نپرسید ، به روابط شان سرک نکشید و در مورد میزان دارایی های شان سوال نکنید. نگران نباشید ! در همان مهمانی به اندازه کافی سوژه برای گپ زدن پیدا خواهید کرد. یک برنامه تلویزیونی ، اکران های نوروزی سینما و حتی رنگ لباس مهمان می تواند به شما برای یک مکالمه چند دقیقه ای و شکستن سکوت فرصت دهد.

کدام حرف‌ها را نباید به شوهر بگویید


چه‌کار می‌کنی؟
وقتی همسرتان روی مبل نشسته و با تلفن هوشمندش بازی می‌کند، ناخودآگاه این جمله را به زبان می‌آورید؟ می‌دانیم منظورتان از این کار تجسس کردن در کارهایش نیست اما جمله «چه کار می‌کنی؟» در ذهن همسرتان معنایی پیچیده‌تر از آنچه فکر می‌کنید، دارد. او این جمله را این‌طور می‌شنود: «چه‌کار می‌کنی؟ باز مشغول بازی با موبایلت هستی و به جای اینکه با خانواده‌ات وقت بگذرانی مشغول بازی شده‌ای؟ چه‌کار می‌کنی؟

با غریبه‌ها وایبربازی می‌کنی و وارد روابطی شده‌ای که اگر من بو ببرم حسابت را می‌رسم؟ و. . . »باورتان می‌شود که یک مرد می‌تواند از جمله ساده همراه با کنجکاوی شما چنین کابوس‌هایی را در ذهنش بسازد؟ اما بهتر است باور کنید ساختار ذهن مردها به همین اندازه پیچیده و گاهی منفی‌نگر است پس کنجکاوی کوچک‌تان را کنترل کنید و با چنین جمله بی‌اهمیتی یک دعوای اساسی به پا نکنید.

تو هم مثل اونایی
با خانواده همسرتان اختلاف دارید و از نظرتان بسیاری از رفتارهای‌شان ایراد دارد؟ در چنین شرایطی بدترین جمله‌ای که می‌توانید در بحث‌های زن و شوهری به زبان بیاورید این است که بگویید «تو هم مثل اونایی!» همسرتان دوست دارد در ذهن شما اسطوره‌ای باشد که هیچ‌کدام از اشتباه‌های دیگران را در رفتارهایش نشان نمی‌دهد. تنها خانواده همسرتان نیست که نباید رفتارهای‌شان را به شریک زندگی‌تان نسبت دهید، حتی اگر رفتارهای اشتباه مردهای دیگر، نامزد سابق‌تان یا اشتباه‌های همسران دوستان‌تان را هم به او نسبت دهید، به همین اندازه می‌توانید دردسر درست کنید.

جالب است بدانید در میان همه اعضای خانواده همسرتان، او از اینکه با پدرش مقایسه شود بیشتر از هر چیزی نفرت دارد. درست است که روانشناس‌ها می‌گویند پسرها تا اندازه زیادی شبیه پدرشان هستند و حتی اشتباه‌های پدر خود را در زندگی تکرار می‌کنند اما کمتر پسری است که حاضر به پذیرفتن این واقعیت باشد. آنها دوست دارند همیشه یک سر و گردن از پدر خود جلوتر باشند و هیچ‌وقت نمی‌پذیرند اشتباه‌های پدرشان که از کودکی آنها را آزار می‌داده را بعدها در زندگی خود تکرار ‌کنند.

شوهرخواهرم این کار رو خوب بلده
شوهرخواهرتان از همسرتان 10 سال بزرگ‌تر است و در کارهای فنی تخصص دارد؟ حتی چنین موضوعی نباید باعث شود که او را با همسرتان مقایسه کنید و از مرد زندگی‌تان بخواهید کاری را از او یاد بگیرد. همسر شما نیاز دارد احساس کند از مردهای دیگر توانمند‌تر است و حتی اگر این‌طور نباشد، شما حق ندارید این حس را از او بگیرید. اگر می‌خواهید چیزی را از کسی یاد بگیرد، باید سراغ روش غیرمستقیم‌تری بروید.

گفتن این جمله به همسرتان این پیام را می‌رساند که «تو بی‌عرضه هستی! کاش من هم مثل خواهرم شانس ازدواج با یک مرد توانمند را داشتم!» اگر نمی‌خواهید رابطه همسرتان را با مردهای اطراف‌تان ویران کنید و همسرتان را نسبت به احترامی که برای مردهای دیگر قائلید حساس کنید، هرگز از او نخواهید که از یکی از مردهای فامیل‌تان چیزی را یاد بگیرد یا از یکی از رفتارهای‌شان الگوبرداری کند.

نه، اینجوری نه!
همسرتان می‌خواهد باری را از دوش‌تان بردارد و خانه را با کمک‌تان تمیز کند؟ اگر می‌خواهید اولین دفعه کمک کردنش به شما آخرین دفعه‌اش باشد این جمله را به زبان بیاورید. می‌دانیم منظوری ندارید و می‌خواهید با کمک تجربه‌های‌تان مهارت او در انجام کارهای خانه را بالا ببرید اما برای مردهایی که یقین دارند به اندازه کافی باهوش هستند و از عهده هر کاری برمی‌آیند، این جمله این‌طور شنیده می‌شود که «بی عرضه هستی و مدام خرابکاری می‌کنی!»اگر تصمیم‌تان را برای کمک گرفتن از همسرتان گرفته‌اید، بهتر است بی‌خیال گفتن این جمله‌ها برای اصلاح کارهایش شوید و کمی خرابکاری‌اش را تحمل کنید تا آرام‌آرام مهارتش بیشتر شود. نگران نباشید! همه چیز به مرور بهتر می‌شود. چند سال قبل را به خاطر بیاورید. اولین باری که غذا درست کردید یا به خانه رسیدگی کردید چه دسته گل‌هایی به آب دادید؟

تو همیشه. . .
هیچ‌وقت، تاکید می‌کنیم، هیچ‌وقت از جملات کلی برای محکوم کردن همسرتان استفاده نکنید. اگر می‌خواهید زندگی‌تان را حفظ کنید و تنش بیهوده به رابطه‌تان وارد نکنید باید پرونده رفتارهای قبلی‌اش را ببندید و به‌خاطر هر اشتباهی در زمان رخ دادن آن، نه در ماه‌ها و سال‌های بعد با همسرتان بحث کنید. گفتن جمله‌های کلی مثل «هیچ‌وقت» و «همیشه» به معنای این است که شما پرونده اشتباه‌های قبلی را نبسته اید، او را نبخشیده‌اید و از او می‌خواهید تاوان اشتباه‌های گذشته‌اش را دوباره پرداخت کند. به همسرتان با رفتار درست نشان دهید وقتی به او می‌گویید بخشیده شده، واقعا پرونده اشتباهش را در ذهن خود بسته‌اید و هیچ‌وقت قرار نیست برای کاری که ادعا کرده‌اید فراموشش می‌کنید، او را دوباره بازخواست کنید.

خودم بلدم!
بر این گمانید که مردها عاشق زنی توانمند، بی‌نیاز و همه‌چیز تمام می‌شوند؟ شاید برخی از مردها آرزوی زندگی با یک ابرزن را داشته باشند اما به شما اطمینان می‌دهیم که شمار چنین مردهایی بیش از اندازه کم است. آقایان عاشق این هستند که قوی‌ترین زن جهان هم نیازمند آنها باشد. به همین دلیل حتی اگر مدیر شرکتی بزرگ باشید یا قوی‌ترین زن فامیل‌تان باشید، می‌توانید با کمک خواستن‌های بیهوده از همسرتان و گاهی ناتوان نشان دادن خود، او را به وجد بیاورید.

شاید یک زن همه چیز تمام، بسیاری از زحمت‌ها و خستگی‌های همسرش را کم کند اما چنین زنی لذت افتخار کردن به خود و سوپرمن بودن را هم از همسرش می‌گیرد؛ لذتی که اگر در زندگی مشترک وجود نداشته باشد، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.
گوش مردها کلمات را مثل شما نمی‌شنود
1. برای مردها یک جمله فقط یک جمله نیست! بلکه تفسیری است برای کل روزهایی که با هم بوده‌اید.

2. هیچ مردی طاقت مقایسه شدن را ندارد. پس حتی کم اهمیت‌ترین کار او را با دیگران قیاس نکنید.
3. مردها از شنیدن جملات مبهم بیزارند. پس هیچ‌وقت دوپهلو با همسرتان صحبت نکنید.
4. اگر انتظار دارید او حرف‌های‌تان را رمزگشایی کند، برای‌تان متاسفیم. آنها ساده‌تر از این حرف‌ها هستند.
5. هیچ‌وقت از همسرتان به‌عنوان ابزاری برای لشکرکشی‌های‌تان در جنگ‌های عروس و مادرشوهری استفاده نکنید.
6. هرگز با حرف‌های‌تان استقلال همسر خود را زیر سوال نبرید حتی اگر واقعا استقلالی در کار نباشد.
7. مردها به اینکه قوی‌تر از آنچه هستند به نظر برسند نیاز دارند. این نیاز همسرتان را برآورده کنید.
8. از گفتن خاطرات روابط عاشقانه شکست خورده‌تان برای شریک زندگی‌تان خودداری کنید.
9. برای قدرت دادن به او کافی است از هیچ مرد دیگری صحبت نکنید، نه اینکه از مردهای دیگر بد بگویید.
آیا رفتار هیجانی نتیجه می‌دهد؟

خسته‌ام کردی
فکر می‌کنید اگر در یک دعوای زن و شوهری به همسرتان بگویید از این زندگی خسته شده‌اید یا اینکه او با فلان رفتارش شما را خسته کرده است، تنها عصبانیت لحظه‌ای‌تان را نشان داده‌اید و جنجال خاصی به پا نکرده‌اید؟ صددرصد اشتباه می‌کنید! مردها این جمله ساده را کلی‌تر از آنچه شما تصور می‌کنید می‌بینند.

آنها با شنیدن چنین جمله‌ای تصور می‌کنند در تمام روزها، ماه‌ها و سال‌های با هم بودن‌تان راه را اشتباه رفته‌اند و هیچ‌وقت نتوانسته‌اند شما را راضی کنند. همسرتان وقتی این جمله را می‌شنود، با خود می‌گوید که «پس تمام تلاش‌هایم برای خوشحال کردنش بی‌فایده بوده! پس در تمام لحظه‌هایی که تصور می‌کردم از بودن در کنارم راضی و خوشحال است او از این زندگی بیزار بوده!» به همین دلیل است که همسرتان می‌تواند با شنیدن جمله ساده «خسته‌ام کردی!» از این رو به آن رو شود و دیگر برای ساختن یا مرمت زندگی مشترک‌تان هیچ قدمی برندارد. بله! گاهی مردها به همین سادگی ناامید می‌شوند!
این‌جوری بغلش نکن!
شما مادر نمونه و ماهری هستید که وقتی همسرتان می‌خواهد با فرزندش بازی کند یا کارهایش را انجام دهد، دل‌تان می‌لرزد و نمی‌توانید در برابر ترسی که از حرکات زمخت مردانه دارید مقاومت کنید و چیزی به پدر فرزندتان نگویید؟ اگر چنین است باید اعتراف کنیم که هم فاصله میان خود و همسرتان را هر روز بیشتر می‌کنید و هم میل او به نمایش پدرانگی‌اش را هر روز کمتر می‌کنید.

اگر وقتی همسرتان تصمیم می‌گیرد لباس را تن نوزادتان کند، با نگاه سنگین و مضطرب یا دخالت‌های‌تان کلافه‌اش می‌کنید و اگر وقتی به بچه غذا می‌دهد مدام نکات آموزشی در مورد نحوه غذا دادن به کودک‌تان را به او گوشزد می‌کنید، باید انتظار داشته باشید که گذشته از بر پا کردن یک دعوای مفصل زن و شوهری، از همسرتان مردی می‌سازید که میلی به وقت‌گذرانی با فرزندش ندارد .
دیدی؟ دیدی؟
با خانواده همسرتان دچار اختلاف شده‌اید و در خانه مدام برای همسرتان خط و نشان می‌کشید؟ تا به حال به این فکر کرده‌اید که او مسئول رفتارهای دیگران نیست و قرار نیست مدام به آنها برای درست رفتار کردن آموزش دهد؟ مردها در بسیاری از مواقع به‌خاطر اشتباه‌های خانواده‌شان شرمنده می‌شوند اما وقتی خط و نشان کشیدن‌های همسرشان را می‌بینند و احساس می‌کنند در دعواهای زن و شوهری مظلوم واقع شده‌اند، تصمیم به انکار اشتباه‌های خانواده خود و جبهه گرفتن در برابر حرف‌های همسرشان می‌گیرند.

آنها به این فکر نمی‌کنند که رفتار خانواده‌شان درست بوده یا نه، بلکه تنها می‌خواهند در یک جنگ زن و شوهری بازنده نباشند. اگر نمی‌خواهید حمایت همسرتان را از دست دهید، شکایت‌های هر روزه‌تان از اشتباه‌های خانواده‌اش را بر سرش آوار نکنید و از او نخواهید پیغام‌ها و تهدیدهای‌تان را به گوش آنها برساند. یک توصیه مفید برای‌تان داریم. حساب خانواده همسرتان را از او جدا کنید و تا زمانی که اشتباه‌هایی را در رفتار شریک زندگی‌تان ندیده‌اید، به‌خاطر خطاهای دیگران او را مجازات نکنید.
تو مثل آن نامردها نیستی!
می‌خواهید به همسرتان احساس خاص بودن دهید به همین دلیل می‌گویید که از نامزد سابق یا خواستگارهای نامرد قبلی‌تان بهتر است؟ درست است که هدف‌تان تعریف کردن از اوست اما تا به حال به ذهن‌تان خطور کرده که این مرد جمله ساده شما را چطور تفسیر می‌کند؟ همسرتان با شنیدن این تعریف چند چیز را به ذهنش می‌آورد؛ اول اینکه شما درگیر روابط دیگری بوده‌اید و او تنها مرد زندگی شما نیست.

شاید این یک واقعیت باشد اما هیچ مردی دوست ندارد که کسی این واقعیت را برایش به تصویر بکشد. دومین چیزی که به ذهن او راه پیدا می‌کند، این است که شما درگیر روابط شکست خورده و آزار‌دهنده‌ای بوده‌اید! پس احتمالا مهارت برقرار کردن رابطه درست و حتی لیاقتش را ندارید و اگر مشکلی در ارتباط شما و او ایجاد شود، شما مقصرش هستید. پس هیچ‌وقت سعی نکنید با چنین تعریفی به همسرتان احساس غرور تزریق کنید.

کاش باهاش صمیمی‌تر باشی
به همسرتان می‌گویید که فلان مرد آدم قابل ستایشی است و بهتر است دوستی‌اش را با او بیشتر کند؟ به شما توصیه می‌کنیم هیچ وقت به این وضوح به چرخه دوستی‌های همسرتان وارد نشوید و برای کامل کردن این چرخه تلاشی نکنید. با چنین تلاشی به او می‌گویید به اندازه فلان مرد توانمند و قابل ستایش نیست و در واقع به او می‌گویید مردهای دیگری از نظر شما شایسته‌اند و همسرتان برای تبدیل شدن به مرد ایده‌آل شما باید از آنها الگو‌برداری کند. تکراری است اگر بگوییم مردها گاهی حسودند و تحمل کنار آمدن با این افکار را ندارند.

مرد باش!
رفتار کودکانه همسرتان در یک دعوای زن و شوهری کلافه‌تان کرده پس فکرتان را به زبان می‌آورید و به او می‌گویید بهتر است بچگی را کنار بگذارد و مثل یک مرد رفتار کند؟ شاید حق با شما باشد و درست مثل شما یا هر آدم دیگری که گاهی کودکانه و ناپخته عمل می‌کند، همسرتان هم رفتاری نابالغ را به نمایش گذاشته باشد اما همسرتان نمی‌تواند از تعمیم دادن این جمله به همه زندگی‌اش دست بردارد و با شنیدن چنین عبارتی تصور می‌کند که مردانگی‌اش به‌طور کامل زیر سوال رفته و به شخصیتی که سال‌ها برای ساختنش تلاش کرده حمله شده است. به شما می‌گوییم برای مردها هیچ چیز سنگین‌تر از این نیست که مردانگی‌شان زیر سوال برود.

به نظرت از من خوشگل‌تره؟
با همسرتان مشغول فیلم دیدن هستید و از او نظرش را در مورد یک بازیگر می‌پرسید؟ انتظار دارید چه بشنوید؟ اینکه شما از یک ستاره سینمایی زیباترید؟ مطمئن باشید با پرسیدن این سوال در ‌مهمانی یا هنگام تلویزیون دیدن کاری جز مضطرب کردن مرد زندگی‌تان نکرده‌اید. او در چنین شرایطی دست و پایش را گم می‌کند نه می‌تواند شجاعانه واقعیت را با شما در میان بگذارد و نه توانایی این را دارد که خصلت مردانه‌اش را کنار بگذارد و واقعیت را از شما پنهان کند.

از این دوستت خوشم نمیاد
از همسرتان می‌خواهید که با یکی از دوستان صمیمی‌اش به‌خاطر ویژگی‌ای که شما نمی‌پسندید قطع رابطه کند؟ اگر نمی‌دانستید بدانید ارتباط با دوستان جزء محدوده‌های ممنوعه زندگی مردها تلقی می‌شود و نه همسر شما و نه هیچ مرد دیگری تحمل اینکه کسی به این حریم ممنوعه وارد شود و در موردش نظر بدهد را ندارد. از طرف دیگر مردها دوست ندارند کسی در تصمیم‌گیری‌های شخصی‌شان دخالت کند و به آنها راه و رسم درست زندگی کردن را یاد دهد. آنها بر این باورند که خوب و بد را می‌دانند و اگر کسی از دوستان‌شان رفتار نادرستی دارد، اجازه نمی‌دهند که این رفتار روی‌شان تاثیری بگذارد.

چند نکته طلایی

اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان به سراشیبی نیفتد:
برای همسرتان تعیین تکلیف نکنید. این کار مردانگی‌اش را زیر سوال می‌برد. همیشه نیازی نیست بگویید با او مخالفید؛ گاهی عمل کردن به اندازه صحبت کردن در مورد کاری که قرار است بکنید دردناک نیست. می‌دانیم که می‌خواهید از او مرد بهتری بسازید اما بدترین راه برای رسیدن به این هدف، نصیحت کردن اوست. برای ساختن یک زندگی خوب، کافی است با دقت بیشتری به اطراف‌تان نگاه کنید و اشتباه‌های ویرانگر دیگران را در خانه‌تان تکرار نکنید.

ده مورد ضروری که زن‌ها در مورد مردها بدشان می‌آید

درود وقتی از خانم‌ها می‌پرسید که از چه چیزهایی در زندگی مشترک با مردها بدشان می‌آید، لیستی بی‌انتها جلو رویتان می‌گذارند. با اینکه چیزهایی که زن‌ها در مورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است، اینجا به ۱۰ مورد از آزاردهنده‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم:





۱. قسم دروغ
بااینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.






۲. سلطه‌گری
بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.





۳. متعهد نشدن
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.



۴. رمانتیک نبودن
زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.






۵. نرسیدن به خود
بااینکه ظاهر همه چیز نیست اما زنان به مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند جذب نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.



۶. قابل پیش‌بینی بودن
زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش‌بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی‌دهند بدشان می‌آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.



۷. اولویت دادن به دوستانشان
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می‌برید و همسرتان هیچوقت نمی‌تواند ساعتی دونفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می‌لنگد.






۸. مدام بحث کردن
زن‌ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه‌دار و مشاجره تبدیل می‌کنند و باعث می‌شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی‌آید.






۹. دید زدن خانم‌های دیگر جلو چشم آنها
بااینکه متاسفانه نگاه کردن به خانم‌ها برای برخی آقایان مسئله‌ای عادی شده است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی اینکار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل‌ساز خواهد شد.هر چند فردی که نگاهش سالم باشد خیلی به حضور و عدم حضور همسرش کاری ندارد و همیشه مراقب نگاه خود است.






۱۰. وابستگی
اعتمادبه‌نفس و استقلال ویژگی‌هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و ناامنی اینطور نیست. زن‌ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی‌هایشان نیاز به تایید و حمایت دائمی دارند

نکاتی کلیدی برای برطرف کردن اظطراب و استرس

درود - اول با یک فکر آزاردهنده شروع می‌شود که بعد فکرهای دیگری در سرتان ایجاد می‌کند و بدون اینکه بفهمید طوفانی از این نوع افکار در ذهنتان ایجاد می‌شود و باعث می‌شود شروع به غیرمنطقی اندیشیدن کنید و انرژی فکری و جسمی‌تان را به هدر می‌دهید. حالا این دوست قدیمی‌تان برگشته است و غوغایی در درونتان ایجاد کرده است. احتمالاً هیچکدام از ما با این حس و تاثیرات منفی بسیار قوی آن بر زندگی غریبه نیستیم. اما راه‌ها و عادت‌های مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند این نگرانی‌ها را کم کنید و خیلی راحت‌تر با چنین افکاری کنار بیایید.





1. بیشتر چیزهایی که بخاطر آن نگران می‌شوید، هیچوقت اتفاق نمی افتند.

به این جمله از چرچیل توجه کنید: "وقتی به عقب به همه این نگرانی‌ها نگاه می‌کنم، داستان پیرمردی را به خاطر می‌آورم که در بستر مرگ خود گفت که مشکلات بسیار زیادی در زندگی خود داشته است که بیشتر آنها هیچوقت اتفاق نیفتادند."

این داستان زندگی همه ماست. پس وقتی می‌فهمید که نگرانی‌ها کم‌کم در حال نمود است، این سوال را از خودتان بپرسید:


چقدر از چیزهایی که از آن می‌ترسیدم در زندگی‌ام اتفاق بیفتد، واقعاً اتفاق افتاده است؟

اگر شما هم مثل اکثر افراد باشید، پاسختان به این سوال این خواهد بود: خیلی کم.

و آن تعداد کم اتفاقات بد هم به اندازه که انتظار داشته‌اید دردناک نبوده‌اند. نگرانی‌ها دیوهایی هستند که خودتان در ذهنتان می‌سازید. پرسیدن مرتب این سوال از خودتان و یادآور شدن به خودتان که چقدر این نگرانی‌ها کوچک هستند، آرام ماندن قبل از اینکه آن نگرانی به یک طوفانی از افکار منفی تبدیل شود، را بسیار ساده‌تر می‌کند.



2. از گم شدن در ترس‌های مبهم خودداری کنید.

وقتی ترس‌ها در ذهنتان توام با ابهام هستند، خیلی راحت در آن نگرانی‌های افراطی و داستان‌های فاجعه‌آمیزی که برای خودتان می‌سازید، گم خواهید شد. پس برای روشن کردن این افکار از خودتان سوال کنید:

صادقانه و منطقی، بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

وقتی به این سوال پاسخ دادید، زمانی را برای بررسی و فکر کردن به اینکه اگر آن اتفاق بیفتد، چه می‌توانید بکنید اختصاص دهید. تجربه ثابت کرده است که بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد آنقدرها که فکر می‌کنید ترسناک نیست. چند دقیقه وقت گذاشتن برای روشن و واضح کردن این افکار کمکتان می‌کند در زمان و انرژی بسیار زیادی از خودتان صرفه‌جویی کنید.


3. سعی نکنید حدس بزنید در فکر دیگران چه می‌گذرد.
اینکه سعی کنید فکر کسی را بخوانید معمولاً خیلی درست از آب درنمی‌آید. درمقابل خیلی راحت یک داستان خیلی افراطی و فاجعه‌بار در ذهنتان می‌سازد. بنابراین باید راهی انتخاب کنید که به نگرانی‌ها و سوءتفاهمات کمتری منجر شود.

حرف بزنید و چیزی که می‌خواهید بدانید را سوال کنید. با اینکار آزادی بیشتری در روابطتان ایجاد خواهید کرد و با جلوگیری از بروز مشاجرات و منفی‌گرایی ارتباطات شادتری خواهید داشت.



4. در موقعیتی که می‌دانید نمی‌توانید درست فکر کنید، دست از فکر کردن بکشید.

خیلی وقت‌ها وقتی گرسنه‌تان است یا می‌خواهید بخوابید، ذهنتان بسیار آسیب‌پذیر است. به همین دلیل نگرانی‌ها راحت‌تر در ذهنتان پدیدار می‌شود. خیلی وقت‌ها بخاطر همین احساسات ساعت‌های دردناک زیادی را خواهید گذراند.

فقط کافی است که خیلی زود این افکار را بشناسید و به خودتان بگویید:


بعداً که ذهنم بازتر و سرحال‌تر بودم به این مسئله فکر می‌کنم. البته این به کمی تمرین نیاز دارد اما مطمئن باشید که ارزشش را دارد و تفاوت بسیار زیادی در زندگیتان ایجاد خواهد کرد.

5. یادتان باشد، آدمها آنقدرها که شما تصور می‌کنید به شما و درمورد شما فکر نمی‌کنند.

آنها خودشان بسیار مشغول فکر کردن به نزدیکانشان و به این فکر می‌کنند که دیگران درموردشان چه فکر می‌کنند. پس لازم نیست غرق در نگرانی فکر کردن به این شوید که دیگران چه فکری درموردتان می‌کنند. اجازه ندهید این افکار شما را از زندگی‌تان عقب بیندازد.


6. ورزش کنید.

هیچ چیز مثل ورزش کردن فشارهای درونی‌تان را تخلیه نمی‌کند و ورزش باعث می‌شود احساس قطعیت و تمرکز بیشتری هم داشته باشید. بنابراین بااینکه ورزش کردن کمکتان می‌کند جسم قوی‌تری بسازید، اما انگیزه اصلی‌تان برای انجام آن باید فواید عالی و فوق‌العاده آن برای فکر و ذهنتان باشد.


7. نگرانی‌تان را زیر روشنایی ببرید.

با زیر نور بردن آن نگرانی بزرگتان و حرف زدن درمورد آن با یکی از نزدیکانتان، دیدن واقعیت ماجرا برایتان خیلی راحت‌تر خواهد شد. بیرون ریختن نگرانی‌ها تفاوت بزرگی در وضعیتتان ایجاد می‌کند و بعد از مدتی به این فکر خواهید کرد که چه بود که اینقدر برایش نگران شده بودید.

گاهی‌اوقات آن فرد فقط کافی است که به حرف‌های شما گوش کند و گاهی اوقات هم خیلی خوب است که از طرف‌مقابلتان کمک بگیرید تا یک راه‌حل عملی‌تر و مفیدتر پیدا کنید. اگر در آن لحظه کسی را ندارید که با او دومورد نگرانی‌ که ذهنتان را درگیر کرده صحبت کنید، با نوشتن آن را بیرون بریزید. فقط کافی است که آن را به بیرون از ذهنتان بیاورید تا آرام‌تر شوید.



8. زمان بیشتری را در زمان حال بگذرانید.

وقتی زمان زیادی را به زندگی کردن گذشته در ذهنتان سپری می‌کنید، بیشتر دچار نگرانی‌های مربوط به آینده خواهید شد. وقتی هم که زمان زیادی را غرق در آینده می‌شوید، راحت‌تر اتفاقات بد به ذهنتان خطور می‌کند. بنابراین سعی کنید بیشتر وقت و تمرکزتان را صرف زمان حال کنید.

دو راه عالی برای ارتباط برقرار کردن با اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتد عبارتند از:

- سرعتتان را کم کنید. همان کاری که در زمان حال انجام می‌دهید را ادامه دهید اما کمی سرعتتان را پایین بیاورید. با اینکار آگاهی بیشتری درمورد اتفاقاتی که در آن لحظه و در اطرافتان می‌افتد پیدا می‌کنید.


- قطع کنید، دوباره وصل شوید. اگر احساس می‌کنید نگرانی‌‌هایتان در حال پدیدار شدن است، با فریاد زدن این جمله در ذهنتان به خودتان آن فکر را قطع کنید: دست بردار! بعد با یک تا دو دقیقه وقت گذاشتن برای تمرکز بر اتفاقاتی که در همان زمان و مکان می‌افتد، دوباره با زمان حال ارتباط برقرار کنید. آن را با همه حس‌های خود در آغوش بکشید. آن را حس کنید، ببینید، ببویید، بشنوید و روی پوستتان لمسش کنید.



9. دوباره روی قدم کوچکی که برای جلو رفتن می‌توانید بردارید تمرکز کنید.

برای بیرون ریختن نگرانی‌ها و خالی کردن ذهنتان خیلی خوب است که سریع وارد عمل شوید و برای حل مسائل و مشکلات مربوط به چیزی که باعث نگرانی‌تان شده است قدم بردارید. پس از خودتان بپرسید:

آن قدم کوچکی که می‌توانم همین الان برای بهبود وضعیتم بردارم چه می‌تواند باشد؟

بعد روی آن کار متمرکز شوید. بعد از آن می‌توانید به قدم کوچک بعدی فکر کنید و باز وارد عمل شوید

آیا این اسرار را به همسرتان میگویید؟

درود پنهان کردن یک راز آزارتان می‌دهد و به خواب‌های هر شب‌تان وارد می‌شود؟ دوست دارید هر چه در زندگی‌تان می‌گذرد را با همسرتان در میان بگذارید اما می‌ترسید آشکار شدن این واقعیت‌ها به زیان رابطه‌تان تمام شود و میان‌تان فاصله بیندازد؟






روانشناسان می‌گویند اگر پنهان کردن این واقعیت‌ها به دغدغه‌ای آزاردهنده برای‌تان تبدیل شده، بهتر است با گفتنش باری از دوش خود بردارید و به آرامش برسید اما یادتان نرود که فاش کردن رازها، همیشه به سود زندگی مشترک‌تان تمام نمی‌شود. گاهی می‌توانید گفتن حرف‌هایی که در دل‌تان انباشته شده را به تعویق بیندازید و در برخی موارد هم می‌توانید از مطرح کردن‌شان صرفنظر کنید. اگر با این جملات متناقض کمی ذهن‌تان را آشفته کرده‌ایم و نمی‌دانید کدام راز را بهتر است با همسرتان درمیان بگذارید و در چه موردی می‌توانید واقعیت را از او پنهان کنید، ادامه این مطلب را بخوانید. هرایر دانلیان، روانشناس و زوج درمانگر به شما برای درک بهتر این موضوع کمک می‌کند.



رد پای کسی پیداست؟

باید به همسرم بگویم که پیش از او فرد دیگری در زندگی‌ام بوده؟




سابقه یک ازدواج یا نامزدی شکست خورده را در کارنامه دارید؟ شکی نیست که باید این موضوع را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید. در یک رابطه صادقانه، همسرتان حق دارد از گذشته عاطفی شما باخبر باشد و از رابطه‌ای تا مرز عشق، نامزدی و ازدواج پیش رفته آگاه شود اما اگر پیش از آشنایی با او، تنها به خواستگاری چند نفر رفته‌اید و به نتیجه مطلوب نرسیده‌اید، انتخاب با خودتان است. می‌توانید در صورت تمایل چنین موضوعی را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید و اگر فکر می‌کنید دلیلی برای گفتن تاریخچه رابطه‌ای که چندان عمیق نبوده وجود ندارد، می‌توانید از گفتنش صرفنظر کنید.






همسرتان محرم همه رازهای‌تان است یا اینکه می‌توانید برخی موضوعات را از او پنهان کنید؟

جیب‌تان خالی شده؟

بار ورشکستگی یا بیکاری را باید یک تنه به دوش بکشم؟


مطرح کردن مشکلات مالی درخانه، به ظرفیت همسرتان بستگی دارد. اگر شریک زندگی‌تان از ورشکستگی، بیکاری یا بدهکاری‌تان باخبر شود با شما همدلی و همفکری می‌کند، یا اینکه دچار اضطراب، افسردگی و آشفتگی می‌شود؟ در صورتی که به توانایی همسرتان در پذیرفتن و درک این موضوعات شک دارید و فکر می‌کنید با گفتن چنین خبرهایی مشکلی بر مشکلات‌تان اضافه می‌شود، می‌توانید این رازها را تا مدتی پیش خود نگه دارید.درست است که او حق دارد از اتفاقاتی که در زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد باخبر باشد، اما در این مورد، می‌توانید در صورت نیاز تا مدتی سکوت کنید و آرام آرام او را برای روبه‌رو شدن با حقیقت آماده کنید.






پای‌تان لغزیده؟

واقعیت‌های تاریخ‌گذشته را باید برایش آشکار کنم؟


خیانت تنها به رابطه خارج از چارچوب با جنس مخالف محدود نمی‌شود. خط‌قرمزهایی که عبور از آنها خیانت تلقی می‌شود، از فردی به فرد دیگر متفاوت است. درحالی که فکر کردن برای یک زن گذشتن خیال فرد دیگری از ذهن همسرش خیانت تلقی می‌شود، برای زن دیگری پنهان کردن موضوعی مثل اخراج شدن از اداره می‌تواند مصداق خیانت باشد. اگر در سال‌های قبل رفتاری را بدون اطلاع همسرتان انجام داده‌اید و این روزها عذاب وجدان رهای‌تان نمی‌کند، مراقب باشید. شاید اولین راه خلاص شدن از عذاب وجدان در ذهن شما گفتن موضوع باشد اما بیان واقعیت با چنین دلیلی، نشانه ضعف شما خواهد بود و می‌تواند زندگی زناشویی‌تان را به هم بریزد. اگر تصور می‌کنید حق همسرتان است که واقعیت را بداند، اول بر احساس ضعف و عذاب وجدان خود غلبه کنید. قدم بعدی برای روشن کردن موضوع، سنجیدن توانایی خود شما و همسرتان است. آیا قدرت پذیرش عواقب آن را دارید؟ آیا همسرتان قدرت شنیدنش را دارد؟ اگر پاسخ شما به این دو سؤال مثبت است و تصور می‌کنید توان مدیریت این ماجرا را دارید، می‌توانید موضوع را همین امروز با او در میان بگذارید.






با مادرش نمی‌سازید؟

باید اختلافم با خانواده‌اش را از او پنهان کنم؟


رابطه زن و شوهری، از آغاز شکل‌گیری مستعد درگیری است. جرقه‌های درگیری از همان روز اول این رابطه زده می‌شود اما گاهی آنقدر خفیف و پنهانی است که متوجه‌شان نمی‌شوید. این جرقه‌ها می‌توانند با گفتن یک جمله یا نشان دادن یک رفتار شعله‌ور شوند اما تصور نکنید که این آتش تنها به‌خاطر همان حرف یا رفتار ایجاد شده است. شما می‌توانید دوستانه در مورد رفتار خانواده همسرتان با او صحبت کنید یا از آنها بدون جبهه گرفتن انتقاد کنید. اگر همسرتان در مقابل انتقادهای شما خشم یا مقابله به مثل را نشان می‌دهد،؛ یا اینکه رفتارها و احساس‌هایی که از قبل در رابطه شما به وجود آمده‌اند، کار رابطه‌تان را به اینجا رسانده‌اند، یا اینکه او طاقت شنیدن هیچ مخالفت و انتقادی را نسبت به خانواده‌اش ندارد و باید با کمک یک متخصص درمان فردی را آغاز کند.






حال‌تان خراب است؟

حق دارم به‌خاطر نگران نکردنش در مورد بیماری‌ام به او چیزی نگویم؟


پیش از ازدواج بیماری جدی سلامت شما را تهدید می‌کرده؟ شک نکنید که این موضوع را باید با همسر آینده‌تان در میان بگذارید. حق اوست که بداند در چه شرایطی به زندگی شما پا می‌گذارد، پس با پنهان کردن واقعیت‌های مهمی چون بیماری یا سابقه اعتیاد، آینده خودتان و او را به مخاطره نیندازید. حتی اگر با سلامت کامل پا به این زندگی گذاشته باشید و چند سال بعد به مشکلی جسمی یا روانی دچار شده باشید، باز هم باید شنیدن واقعیت را حق همسرتان بدانید. نگفتن چنین موضوعاتی انرژی منفی زیادی را به زندگی مشترک‌تان وارد می‌کند.






سردید؟

بی‌میلی‌ام به رابطه زناشویی را می‌توانم مثل یک راز حفظ کنم؟


اگر پیش از ازدواج از ابتلای‌تان به مشکلاتی که ممکن است رابطه زناشویی‌تان را در آینده تحت تاثیر قرار دهند باخبر شده‌اید، می‌توانید این موضوع را تا مدتی از خواستگارتان پنهان کنید اما نمی‌توانید از کنار آن ساده بگذرید. شما باید با کمک متخصصان برای درمان مشکل‌تان قدم بردارید و تا از پس درمان آن برنیامده‌اید، بله را نگویید. در صورتی که میلی به درمان مشکل ندارید یا روانشناسان و پزشکان هم نتوانسته‌اند مشکل شما را کاملا حل کنند، باید ماجرا را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید. رابطه زناشویی در آینده زندگی مشترک شما، می‌تواند بر عشق و احساس‌تان هم تاثیر بگذارد، پس ابتلا به چنین مشکلی را بی‌اهمیت تلقی نکنید. البته این ارتباط، یک رابطه توافقی است و شاید شما با شرایط فعلی‌تان، بتوانید با فردی که تمایلات مشابهی دارد ازدواج کنید، به عبارت دیگر مشکل شما ممکن است در زندگی با فردی مشابه، چندان هم آزار دهنده تلقی نشود. پس اگر نمی‌دانید تفاوتی میان شما در این زمینه وجود دارد یا خیر می‌توانید همراه با او به جلسات مشاوره پیش از ازدواج بروید و از یک روانشناس برای روشن شدن موضوع کمک بگیرید. اگر هم بعد از ازدواج دچار مشکلاتی شده‌اید که زندگی زناشویی‌تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، باز هم می‌توانید مراحل درمان را یک تنه طی کنید یا اگر ظرفیت پذیرش این موضوع را در همسرتان می‌بینید، او را هم در روند درمان مشارکت دهید.