مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

خانواده‌ها کتاب را بخوانند و تجربه کسب کنند


کتاب
بر خلاف خیلی از کالاهای یک بار مصرف، می‌تواند برای چندین و چند بار دست به دست بگردد و خوانده شود. بعضی کتاب‌ها برای چندین سال تو قفسه‌ می‌مانند و خاک می‌خورند، ولی بعضی‌های دیگر ماجرا‌های گوناگونی را پشت سر می‌گذرانند: امضای نویسنده آن روی صفحه اولش می‌خورد، به دوستی هدیه داده می‌شود، به کتابخانه‌ای اهدا می‌شود یا شاید سر از حراجی‌ها و کتاب‌فروشی‌های دست دوم در بیاورد.
در اینجا ماجرای کتاب‌هایی را خواهید خواند که در کنج کتاب‌فروشی‌های کم‌نور و شلوغ منتظر کرم کتابی هستند تا آنها را بخرد. همین‌طور ماجرای کتاب‌هایی که در بعضی حراجی‌ها مثل خیار چمبر با آنها برخورد می‌شود. و بعد هم در مورد یک کتاب‌فروشی قدیمی و مشهور در پاریس حرف می‌زنیم که پر است از کتاب‌های دست دوم و خاطره‌دار.


کتاب به همراه چای قند پهلو
کتاب‌های دست دوم، نایاب و نفیس مثل خیلی از چیزهای دیگر برای خودش مرکز فروشی دارد. در شهرستان‌ها اکثرا دو سه تا مغازه کنار همدیگر هستند که کارشان فروش این‌جور کتاب‌هاست. ولی در تهران بازار خرید و فروش کتاب دست دوم خیلی داغ‌تر است. بر خلاف خیابان انقلاب که پر است از فروشگاه‌های کتاب نو و تازه چاپ، اگر طرف‌های میدان انقلاب و خیابان کارگر شمالی چرخی بزنید، می‌توانید کتاب‌نایاب را پیدا کنید و همین‌طور می‌توانید کتاب‌ دست دوم را با قیمت ارزان‌تری بخرید.
تو پاساژ صفویه و بازار ایران به خیلی از این کتاب‌فروشی‌ها بر می‌خورید. اکثرشان کوچک و قدیمی هستند، با نور ملایم مهتابی و احتمالا یک قوری چای که روی سماور در حال جوشیدن است. فضای داخل آن بوی کاغذ کاهی و کتاب قدیمی می‌دهد. آدم وقتی به قوری چای و قفسه‌های مملو از کتاب نگاه می‌کند و هوای آنجا را نفس می‌کشد، دوست دارد گوشه‌ای بنشیند و برای سال‌ها زیر نور ملایم مهتابی کتاب بخواند و چای قند پهلو بنوشد. اغلب صاحبان این کتاب‌فروشی‌ها هم برای سالیان سال زیر نور ملایم مهتابی، کتاب‌هایی را که برای مدتی توی مغازه‌شان اتراق می‌کنند ورق می‌زنند و می‌خوانند. آنها خودشان علاقه‌مندان و دوستداران واقعی کتاب محسوب می‌شوند، اکثرا آدم‌های مسن و باتجربه‌ای هستند؛ و اغلب از همان بچگی تو کار خرید و فروش کتاب بوده‌اند. آنها، هم‌سن مغازه‌های قدیمی و کتاب‌های نایابشان هستند.


کتاب چمبر
موقعی که طرف‌های میدان انقلاب چرخ می‌زنید، می‌توانید نگاهی هم به کتاب‌فروشی‌های حراجی بزنید. در این‌جور جاها متاسفانه کتاب را ‌همان‌طور می‌فروشند که در میوه‌فروشی، خیار چمبر و گلابی و سیب می‌فروشند. آقایی سبیل کلفت با شکم بزرگ و چشم‌های خون‌آلود، یک عالمه کتاب از کارتن در می‌آورد و پرت می‌کند روی میز. و بعد با صدای خیلی کلفتش «فریاد» می‌زد: «کتابای سمت راست صد تومن، کتابای سمت چپ دویست تومن... بدو که آتیش زدم به مالم.» بعد می‌بینید یک سری آدم جورواجور دور میز جمع و انگاری همین الان تبدیل به موجوداتی کتاب‌خوان و فرهیخته و اهل مطالعه شده‌اند. از کتاب «رکود اقتصادی کوبا» و «انقلاب نیکاراگوئه» بگیرید تا کتاب «طراحی سپتیک تانک‌ها» را بر می‌دارند و اسکناس‌های پاره پوره‌شان را می‌اندازند جلوی دست آقای کتاب‌فروش. آقای کتاب‌فروش هم البته حواسش جمعِ جمع است؛ که نکند یکی از همین آدم‌های اهل مطالعه توی این شلوغ پلوغی هوس کار نامشروع فرهنگی به سرش بزد؛ که کتابی را یواشکی از روی میز کش برود.
لابه‌لای همین کتاب‌های «رکود اقتصادی» و «طراحی سپتیک تانک‌ها»، گاهی رمان یا داستان کوتاه خوب و قشنگی هم پیدا می‌شود که با همان شدت و بی‌رحمی توسط آقای کتاب‌فروش سبیلو روی میز پرت می‌شود و چند دقیقه بعد به قیمت صد تومان، دویست تومان فروخته می‌شود. کتابی‌که قیمت روی جلدش چندین برابر این مبلغ است؛ کتابی که کاملا نو و دست‌نخورده است.
بعضی انتشاراتی‌ها این‌جور کتاب‌های بخت برگشته را که روی دستشان باد کرده است، به حراجی می‌فروشند. آن هم کیلویی. مثلا هر کیلو کتاب سه هزار تومان، چهار هزار تومان. و بعد تمام کلمه‌هایی که از ذهن یک نویسنده یا شاعر تراوش کرده و ثبت شده، روی همان میزها، به حراج می‌روند؛ قصابی می‌شوند. پایان خیلی از نویسنده‌ جوان همین قصاب‌خانه‌هاست. صرفا به این خاطر که گمنام بوده‌اند و کسی پولی برای خواندن کتاب‌هایشان نداده است.


شکسپیر و شرکا: آرمان‌شهر کتاب‌های دست دوم
«شکسپیر و شرکا» یک کتاب‌فروشی دنج و قدیمی است که در کنار رود سن، در خیابان بوشری پاریس قرار دارد. همان کتاب‌فروشی‌ای که جسی و سلین تو فیلم «پیش از غروب، Before Sunset» برای دومین بار به طور اتفاقی همدیگر را در آنجا می‌بینند... توی این کتاب‌فروشی، هم می‌توانید کتاب‌های نو بخرید و هم کتاب‌های قدیمی و دست چندم را پیدا کنید. همین‌طور می‌توانید از آنجا کتاب به امانت بگیرید و یا این‌که اگر دلتان خواست، در گوشه دنجی از آن، پشت میزهای چوبی قهوه‌ای سوخته بنشینید و مطالعه کنید. خیلی از نویسنده‌های جوان به آنجا می‌روند و ساعت‌ها در کنار همدیگر می‌نویسند، حرف می‌زنند و قهوه می‌نوشند. بعضی‌ها که برای مسافرت به پاریس می‌آیند، چنانچه شب جای خواب نداشته باشند، می‌توانند از کیسه خواب‌هایی که در آنجا هست استفاده کنند. کنار چندین هزار جلد کتاب با خیال راحت بخوابند و خواب همینگوی و فیتز جرالد ببینند؛ تنها کاری که باید بکنند این است که برای هر شب اتراق کردن در آنجا یک کتاب بخوانند، مقداری در کارهای کتاب‌فروشی به صاحب آن کمک کنند و در دفتر ثبت یادداشت‌ها چند جمله‌ای مطلب بنویسند.

این کتاب‌فروشی چیزی حدود 90 سال پیش، در 1919 توسط یک خانم آمریکایی‌تبار به اسم سیلویا بیچ تاسیس شد. سیلویا بیچ در 20 سال بعد، این کتاب‌فروشی را تبدیل به مرکز ادبیات انگلیسی در پاریس کرد. آن موقع یک عده از نویسنده‌های آمریکایی که بهشان نسل گم‌شده می‌گفتند، آمریکا را ول کردند و برای نوشتن به پاریس آمدند؛ بیشتر به این خاطر که اجاره آپارتمان در پاریس ارزان‌تر بود و همین‌طور این‌که پاریس یک جورهایی محفل ادبیات محسوب می‌شد. کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا هم تبدیل به محل گرد آمدن و گپ‌زدن این نویسنده‌ها شد. خیلی‌ها مثل ارنست همینگوی، ازرا پاوند، اف اسکات فیتزجرالد و جیمز جویس وقتشان را در شکسپیر و شرکا می‌گذراندند.

اتفاقا همینگوی در یکی از کتاب‌هایش (عید متغیر) درباره رفت‌وآمد‌ش به شکسپیر و شرکا می‌نویسد. اگر مقدمه احمد گلشیری در کتاب «بهترین داستان‌های کوتاه همینگوی» را بخوانید، بیشتر در مورد رابطه همینگوی، جیمز جویس و بقیه نویسنده‌های نسل گم‌شده با شکسپیر و شرکا اطلاع پیدا می‌کنید. مثلا یک جایی در این مقدمه نوشته است: «سیلویا بیچ و همینگوی قرار گذاشتند که با پرداخت ماهانه 12 فرانک، همینگوی حق داشته باشد از کتاب‌های کتاب‌فروشی استفاده کند و هر بار دو کتاب با خود ببرد. چند روز بعد الیزابت (همسر همینگوی) نیز به این قرار پیوست و زن و شوهر به مطالعه کتاب‌های بی‌شمار کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا مشغول شدند.»

این کتاب‌فروشی با کتاب‌های قدیمی و دست چندم، آرشیو مجلات قدیمی، میزهای مطالعه و جای خواب برای کتاب‌دوست‌های آسمان جل، تا الان میزبان خیلی از نویسنده‌های مشهور بوده است. از ژان پل سارتر و آلبر کامو بگیرید تا نویسنده‌های نسل بیت مثل آلن گینزبرگ... یکی از برنامه‌های این کتاب‌فروشی جشنواره‌ای است که هر دو سال یک بار برگزار می‌شود و در آن نویسنده‌ای به عنوان مهمان جشنواره حضور دارد.
اگر روزی گذرتان به پاریس افتاد، می‌توانید در شب شعرها و نشست‌هایی که با نویسندگان برگزار می‌شود شرکت کنید. همین‌طور می‌توانید عصرهای یک‌شنبه در مراسم «چای یک‌شنبه» شرکت کنید، چای بنوشید و در مورد کتاب‌حرف بزنید. (فرانسوی‌تان را تقویت کنید.)

روش تشخیص نشانه های عشق حقیقی

اگر هوس را کنار بگذاریم، نشانه هایی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، نشانه های انکارناپذیر از عشق حقیقی-و سلامت احساسی-هستند.


در رمان نویسی، نشانه های عشق واقعی به سمت ملودرام گرایش دارد. تپش قلب، بی خوابی، بی اشتهایی، به حرکت درآمدن پرده ها و آتش بازی. اما اگر چنین چیزهایی را حس کردید، آنقدر که اسیر هوس شده اید، عاشق نشده اید. اگر هوس را کنار بگذاریم، نشانه هایی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، نشانه های انکارناپذیر از عشق حقیقی-و سلامت احساسی-هستند.

به راحتی علت اینکه نمی خواهید با کسی ارتباط برقرار کنید را توضیح می دهید
باوجود اینهمه بیماری های مختلف دیگر هر روز با یکی بودن به اندازه گذشته جذابیت ندارد. مسئله تمایل به تک پر بودن نیست مسئله حرف زدن درمورد آن است. تعداد زیادی از زن ها و مردها تک همسری هستند و احساس می کنند که تمایلشان برای چشم پوشی از بقیه به همسرشان قدرت بیشتری می دهد. اما وقتی دوست داشته باشید که این حس و تمایل خودتان را توضیح دهید نه تنها عاشق هستید بلکه فردی منطقی و فهمیده نیز به نظر خواهید رسید.

دفترچه خاطرات گذشته تان را دفن می کنید.
"من دفترچه خاطراتم را دفن کرده ام!" این جمله نه تنها تک پر بودن فرد بلکه برنامه داشتن برای آن را نشان می دهد مخصوصاً وقتی می گویید که هیچکس از آشنایانتان به پای معشوق فعلیتان نمی رسد. تمایل شما برای خلاص شدن از آن، نشان از این واقعیت دارد. همچنین نشانه این است که دیگر هیچ تمایلی برای دیدن عشق های قبلیتان ندارید و این یعنی در این رابطه دیگر میلی به برگشت وجود ندارد و فقط می خواهید به جلو بروید.

شاید با خودتان فکر کنید که منصفانه نیست که دفترچه خاطرات را در شومینه بیندازید و بسوزانید، به همین دلیل اطلاعاتتان را روی لپ تاپ شخصیتان که دست هیچکس به آن نمی رسد ذخیره می کنید. تعهد، تعهد است. اگر تظاهر کنید که دفترچه خاطراتتان را دور ریخته اید یعنی تظاهر به متعهد بودن می کنید. پس بزرگ شوید: اگر به اندازه کافی بزرگ شده اید که کسی که دوستش دارید شما را جدی بگیرد، پس یعنی به اندازه کافی هم بزرگ شده اید که خودتان خودتان را جدی بگیرید. در روابط متعهد دیگر جایی برای دوز و کلک نیست.

جایی می روید که از آن متنفر هستید.
اینکه دلتان بخواهد که با عشقتان جایی بروید که به شدت از آنجا متنفر هستید و اصلاً هم به خاطر آن ناراحت نشوید یکی از نشانه های خوب عاشق شدن است.

وقتی تازه شروع به قرار گذاشتن کرده بودید وسوسه می شدید که این رابطه را بر هم بزنید. در مرحله بعدی رابطه برای خودتان می ایستید و کارهایی که دوست ندارید را به هیچ وجه انجام نمی دهید. این فرایند کاملاً لازم است چون اگر قرار است یک عشق واقعی وجود داشته باشد باید بر مبنای اینکه خود واقعیتان کیست بنا شود نه کسی که طرفتان دوست دارد باشید. اما وقتی در آخر به عشق می رسید نیاز به اثبات مداوم خودتان با تاثیرات معشوقتان نرم تر می شود و این حس بخشش به خاطر عشقتان سخاوتتان را جبران می کند.
لازم نیست خوب حواستان به همه چیز باشد تا همه چیز ۵۰-۵۰ باشد. اما وقتی حس کنید که عدالت و مساوات و احترام بینتان وجود دارد آنوقت برای انجام کاری که از آن متنفرید اما طرفتان به آن علاقه دارد تمایل بیشتری پیدا می کنید. به عبارت دیگر، آن فرد از آن کار یا اتفاق مهمتر می شود.

اگر ولخرج باشید صرفه جوتر و اگر خسیس باشید دست و دلبازتر می شوید
مسئله پول نیست بلکه میل به امتحان کردن اعتقادات اصلی به خاطر ارزش گذاشتن به فردی دیگر و دیدگاه و نظرات اوست. هر رابطه خوبی ما را تغییر می دهد. اگر با عشقتان بودن باعث می شود یک بخش اصلی از خودتان را تغییر دهید فقط نشانه عشق نیست، بلکه نشاندهنده احترام و میل به یادگرفتن از همدیگر است. این یعنی رابطه تان اینقدر امن هست که بخواهید در آن دست به امتحان کردن کاری جدید بزنید.
ریا و دورویی را فراموش کنید. باید اینقدر جرات، قدرت و انرژی داشته باشید تا سیستم اعتقادی خودتان را چه سیاست، سقط جنین، غذای چینی، مسافرت، بچه دار شدن، باغبانی، پول یا هر عقیده دیگری به چالش بکشید.

هیچ کاری نکردن اما با هم بودن فوق العاده به نظر می رسد
در مراحل اول رابطه عطش عمیقی برای شناختن همدیگر وجود دارد اما این دوران کمی ترسناک هم به نظر می رسد چون ممکن است طرف مقابل کسی نباشد که شما فکر می کردید یا بدتر از آن، شما آن کسی نباشید که طرف مقابلتان می خواسته است. بااینکه در ابتدای رابطه هیچ چیز قطعی نیست اما شما فکر می کنید که اینطور است به همین خاطر دوست دارید همیشه با هم باشید و کاری انجام دهید، چه در ملاء عام چه محرمانه. در این دوران همیشه دنبال جایی هستید که با هم بروید و کاری که با هم انجام دهید. اگر زن و شوهری هستید که به رابطه جنسی علاقه دارید، کارهایی که می کنید هم پیرامون این رابطه خواهد و بقیه کارها اهمیت زیادی نخواهد داشت. اما وقتی آن عطش جنسی اولیه فروکش کرد دوست دارید پز همدیگر را به بقیه بدهید چون حس می کنید که خوب با هم جور شده اید و به آن افتخار می کنید.
وقتی حس کنید که هیچ کاری نکردن اما با هم بودن هم می تواند لذت بخش باشد یعنی عاشق شده اید چون مراحل قبلی که مرحله ترس، رابطه جنسی و پز دادن است را پشت سر گذاشته اید. حالا رابطه فقط به شما دو نفر منحصر می شود نه آدم ها یا کارهای دیگر. درواقع بااینکه در زندگی طبیعی همدیگر وارد شده اید اما با هم بودن برایتان فوق العاده ترین چیزی است که می توانید فکر انجامش را بکنید.

حاضرید خودتان بودن را به خطر بیندازید
خودتان بودن مهمترین مسئله ممکن است. بقیه مواردی که در این مقاله ذکر کردیم همه مستلزم این است که خودتان باشید اما وقتی واقعاً کسی را دوست داشته باشید دوست دارید بداند که شما که هستید و شما را برای آنچه که هستید دوست بدارد نه آنچه که تظاهر می کنید هستید. وقتی در یک رابطه عاشقانه واقعی باشید می توانید صادق و رک و راست باشید و از فرصت ها استفاده کنید.
بخش نیرنگ آمیز عاشق بودن این است که می تواند شما را ترغیب کند خودتان باشید. شما دوست دارید کسی که قرار است شریک زندگیتان شود همیشه خوشحال و خوشبخت باشد و تنها راه آن این است که خودِ واقعیتان باشید. مطمئناً الان که او را اینقدر دوست دارید دلتان نمی خواهد با دروغ با او زندگی کنید اما باید مراقب باشید که به چه اعتراف می کنید. یادتان باشد که بین صداقت و دورویی سکوت است. اگر اینقدر بزرگ شده اید که عاشق شوید، پس اینقدر عاشق شده اید که بفهمید بعضی وقت ها باید ساکت باشید

روشهای اعجاب انگیز برای زیبا تر شدن خانم ها

خانم هایی که دوست دارن خوشگل تر از همیشه باشن و جلوه کنن این مطلب رو تا انتها بخونن …
اول از همه اینکه، زیبایی همیشه از درون افراد نشات می گیرد. بهترین راه برای زیبا شدن، طبیعی به نظر آمدن است اما ایده ها و راه هایی هم هست که به آن کمک می کند. لازم نیست برای زیبا دیده شدن حتماً چشمتان را در سایه و گونه هایتان را در رژگونه غرق کنید. این مقاله به شما نشان می دهد که چطور سایه ها و شکل های طبیعی صورتتان را زیباتر نشان دهید تا هم اعتماد به نفستان بالا رود و هم زیبایی طبیعی داشته باشید. اعتماد به نفس زیباترین ویژگی در دنیاست. اندامتان را صاف و سرتان را بالا نگه دارید چون این حالت احساسی در شما ایجاد میکند که بدانید که هستید، چه می خواهید و چطور باید از زندگی لذت ببرید.
مراحل
1. لبخند بزنید. اگر هر از گاهی لبخند بزنید، باعث می شود هم احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید و به دیگران این احساس مثبت را منتقل کنید. حتی می توانید جلوی آینه لبخند زدن را تمرین کنید. این می تواند شروع بسیار خوبی برای روزتان باشد و حال و هوایتان را بهتر کند. اما همیشه به یاد داشته باشید که برای تکمیل زیبایی لبخندتان باید دندانهایتان را خوب مسواک کنید

2-با کمتر کردن آرایش صورتتان، زیبایی طبیعی تابستانی را به پوستتان ببخشید. آرایش برای تقویت شکل و ترکیب صورت شماست نه برای پوشانیدن آن. برای چشمانتان حتماً از خط چشم استفاده کنید چون به چشمانتان شکل می دهد. برای روز از رنگ ها و سایه های جیغ استفاده نکنید اما استفاده از این رنگ ها برای شب اشکالی ندارد. اگر روی صورتتان جوش دارید، برای درمان آن از محصولاتی که پوستتان را بیش از حد خشک می کند استفاده نکنید. لباسهایی انتخاب کنید که اندامتان را متناسب تر نشان دهد. پوشیدن لباسهای خیلی لختی هم همیشه خوب نیست چون باعث می شود دیگران فکر زیاد خوبی درموردتان نکنند.


3. مراقب پوستتان باشید. با یک کرم مرطوب کننده که spf آن حداقل 15 باشد، پوستتان را پاکیزه و مرطوب نگه دارید. بیشتر از سه بار در هفته روی صورتتان لیف نکشید چون ممکن است پوستتان را اذیت کند مخصوصاً اگر روی پوستتان جوش داشته باشید. برای آنها که پوست مرطوب دارند، استفاده از ماسک می تواند به از بین بردن روغن اضافی پوست کمک کند. البته این ماسک ها را هم بیشتر از یکبار در هفته استفاده نکنید.


4. لایه برداری پوست، یعنی برداشتن لایه کهنه و مرده پوست، می تواند کمک کننده باشد. لایه برداری می تواند آسیب های ناشی از جوش و آکنه پوست را کاهش دهد اما اگر روی پوستتان جوش دارید، بهتر است که از متخصص پوست هم کمک بگیرید
با لوازم جانبی و زینتی ظاهرتان را چشمگیرتر کنید. اما دقت کنید که زیاد هم در این زمینه افراط نکنید. یک هدبند، تل یا گردن بند کافی است. یادتان باشد هرچه کمتر، بهتر

5-اهمیت زیبایی درونتان را درک کنید
. آدم های زیبا در دنیا زیاد هستند اما زیبایی خیلی متداول است. بعد از حرف زدن با چند نفر از آنها متوجه می شوید که این آدم ها زیاد هم زیبا نیستند. رفتار بد با دیگران ممکن است درون آنها را خیلی زشت هم نشان دهد و باعث شود دیگران دیگر اهمیت چندانی به زیبایی بیرونشان هم نشان ندهند.

پس یادتان باشد اگر با دیگران بد رفتار کنید، همه آرایشهای دنیا هم نخواهد توانست زیبا نشانتان دهد.
به خودتان و دیگران احترام بگذارید و خواهید دید که چه حس خوبی پیدا میکنید.

6. احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. وقتی حستان به خودتان خوب باشد، ظاهرتان هم خوب خواهد شد. پس اعتماد به نفس داشته باشیدمردم به سمت کسانیکه به خودشان احترام می گذارند جذب می شوند و با آنها راحت هستند. دوست داشتن و احترام گذاشتن به خودتان به معنی خودخواهی و خودبینی شما نیست. فقط به دیگران نشان می دهد که از ظاهر خودتان راضی و خوشحال هستید

خودتان باشید، با دیگران گرم و دوستانه برخورد کنید و احساس خوبی پیدا کنید. مطمئن باشید که خیلی زود همه این را متوجه می شوند.
10. اگر دوستانتان تحسینتان کردند، سعی نکنید آنها را منفی کنید، تحسین و تمجید اطرافیان را بپذیرید و از آن برای بالا بردن اعتماد به نفستان استفاده کنید. یک تشکر کردن مودبانه خیلی بهتر از پایین آوردن خودتان است.

11. ورزش کنید. همه کسی را که به خودش احترام می گذارد و مراقب بدن خود است را دوست دارند. خوب به نظر رسیدن فقط به آرایش و لباس محدود نمی شود، سالم بودن و داشتن احساسی خوب نسبت به خود هم بخشی از آن است.

حداقل نیم تا یک ساعت در روز وقتتان را به ورزش اختصاص دهید و روزانه 8 لیوان آب بنوشید. آب درخشش زیبایی به پوستتان می دهد.
اگر وقت برای باشگاه رفتن ندارید، حداقل 40 دقیقه در روز –در فواصل استراحت های 20 دقیقه ای بین کار هم که شده—را به پیاده روی تند اختصاص دهید.
هر ورزشی که دوست داشته باشید خوب است اگر هم ورزشی را تابه حال امتحان نکرده اید، یکی را انتخاب کنید که با شرایطتان جور باشد.
12. خواب کافی داشته باشید. این به شما کمک می کند همیشه بهترین ظاهر را داشته باشید و داشتن یک الگوی منظم برای خواب باعث می شود هر روز سرحال و سرزنده از خواب بیدار شوید و روز خوبی داشته باشید.

13. هر روز بدنتان را برس بکشید. یک برس با موی پلاستیکی یا موی طبیعی برداشته و دایره وار روی بدنتان بکشید. از پاها شروع کنید و بالا تا سینه پیش روید. اینکار پوستتان را سفت کرده، سلولیت را برطرف نموده و پوست های مرده را از بین برده و درخشش خوبی به پوستتان می دهد. بهتر است اینکار را صبحها انجام دهید چون سرحال ترتان می کند. یادتان باشد اینکار را حتماً روی پوست خشک انجام دهید.

14. بهداشتن دندانها را رعایت کنید. بعد از هر غذا دندانهایتان را مسواک کنید و روزی دوبار از نخ دندان استفاده کنید و یادتان باشد هرچه بیشتر مسواک بزنید، بهتر است.

البته دقت کنید که مسواک را سفت روی دندانها نکشید. ممکن است فکر کنید اینطوری دندانهایتان بهتر تمیز می شوند اما فقط به آنها آسیب می رساند.
حتماً بعد از گذشت 10 دقیقه از خوردن غذا مسواک کنید چون باعث می شود به مینای دندان آسیب برسد و اگر وقت برای صبر کردن ندارید، فقط دهانتان را با آب خالی بشویید.
دندانهایتان را سفید کنید. همه با دندانهای سفید و تمیز زیباتر به نظر می رسند. و خرید سفیدکننده های دندان هم چندان برایتان گران تمام نمی شود. همچنین موقع مسواک کردن دندانها حتماً لثه ها، زبان و سقف دهانتان را هم مسواک بکشی


16. موهای زائد بدن و صورت را از بین ببرید. موهای زائد بدن و صورتتان را به طور منظم با هر روشی که برایتان مقدور است، از بین ببرید.
17. با چشمانتان هم لبخند بزنید. چشمها دریچه روح هستند. پس وقتی با چشمانتان بخندید مردم بلافاصله جذبتان می شوند.
18. با محصولات خاص، موهایتان را براق و درخشان نگه دارید.

نکات جالب و حواندنی

به مقدار کافی آب بنوشید. از موادغذایی سالم و مغذی مثل ماهی، میوه ها و سبزیجات و غلات کامل استفاده کنید. این مواد به درخشندگی پوستتان کمک می کنند.

اگر پوستتان مستعد جوش است از بخار روغن درخت چای استفاده کنید. این بخار منافذ پوستتان را باز کرده و این روغن به از بین بردن جوش ها کمک می کند.
بعد از استفاده از بخورهای صورت یا سونا از تمیزکننده پوستی مناسب با نوع پوست خود استفاده کنید. پس از شستشوی پوستتان، یک مرطوب کننده بدون روغن روی آن بمالید. بااینکه ممکن است به خاطر سن پایینتان به نظرتان مسخره بیاید از کرم های ضد چروک استفاده کنید. این کرم ها به پوستتان درخشندگی خاصی می دهد و استفاده مداوم از آن از بروز چروک جلوگیری می کند.
استفاده از مومک برای برداشتن موهای بدن بهترین روش است. بهتر است اینکار را در سالن های آرایشی انجام دهید اما به هیچ وجه برای پوست صورتتان از این روش بهره نگیرید. چون پوست صورت بسیار حساس است. بند انداختن برای پوست صورت بهترین روش است.
از اسپری، دئودورانت یا لوسیون برای پوستتان استفاده کنید. بااینکه جای دوش گرفتن را نمی گیرد اما باعث می شود دیگران از کنار شما بودن لذت ببرند.
یک آرایشگر خوب برای خودتان انتخاب کنید. ممکن است مجبور شوید پول بیشتری بپردازید اما ارزشش را دارد. اگر مطمئن نیستید که چه مدل مویی به شما بیشتر می آید، از آرایشگرتان کمک بگیرید.
روی رژلبتان برق لب بزنید.
ناخن هایتان را همیشه زیبا و مرتب نگه دارید. حداقل هفته ای دوبار نزد مانیکوریست بروید و اگر از عهده هزینه آن برنمی آیید، خودتان اینکار را یاد بگیرید. انجام فرنچ مانیکور آنقدرها هم که فکر می کنید سخت نیست. ناخن های پاها را هم فراموش نکنید.
همیشه موهایتان را تمیز نگه دارید. بااستفاده از شامپوی مناسب موهایتان را درخشان و سالم نگهدارید. اگر موهایتان وز دارد، حتماً از نرم کننده و حالت دهنده و ضد وز برای موهایتان ساتفاده کنید. اگر وقت ندارید که هر روز صبح موهایتان را بشویید، شب قبل آنها را شسته و کار درست کردن را برای صبح بگذارید.
وقتی شب موهایتان را می شویید، در همان حالت که خیس هستند آنها را ببافید. اینکار باعث می شود صبح که موهایتان را باز کنید، حالت زیبایی پیدا کند و درست کردن آن آسانتر شود. مدل هایی را برای درست کردن موهایتان انتخاب کنید که با شکل و فرم صورتتان جور باشد.
از عطری استفاده کنید که بهترین احساس را در شما ایجاد میکند. همچنین می توانید از لوسیون بدن استفاده کنید. البته دقت کنید که بیش از اندازه عطر به خودتان نزنید. کمی از عطرتان را روی یکی از مچ ها زده، آن مچ را به مچ دیگرتان بمالید و بعد روی بازوها و گردنتان بمالید.
مراقب لبهایتان باشید. از رژ لب های خوب و حتماً از برق لب استفاده کنید.
به خودتان در آینه نگاه کنید. بهترین ویژگیتان چیست؟ پاها؟ موها؟ دهانتان؟ شانه هایتان؟ ببینید چطور می توانید این ویژگی را برجسته تر کنید. مثلاً اگر موهای زیبایی دارید، هر یک روز در میان آنرا بشویید تا براقتر و زیباتر به نظر برسند.
آنها که پاهای بلند و زیبایی دارند، حتماً به دقت همیشه آنها را اپیلاسیون کنند تا بتوانند با پوشیدن دامن یا شلوارکهای زیبا آنها را برجسته تر نشان دهند. آنها که شانه ها و استخوان بندی زیبایی دارند می توانند از تاپ ها و بلوزهایی استفاده کنند که زیبایی اندامشان را بیشتر جلوه گر کند.
هر شب یک حمام طولانی اما نه خیلی داغ بکنید. اینکار به ریلکس کردنتان کمک می کند.
هروقت که از وضعیت ظاهرتان ناراحت و غصه دار شدید، با چند نفر از دوستانتان برای شام بیرون بروید و با آنها دردودل کنید.
اگر از درون شاد و خوشحال باشید، به بیرونتان هم منتقل خواهد شد. کارهایی انجام دهید که از آن لذت می برید، به کنسرت بروید، کفش بنفش بپوشید، با حیوانات بازی کنید و ….
اعتماد به نفس یکی از جذابترین ترین چیزها در دنیاست. جسور باشید. پشتتان را صاف و سرتان را بالا نگه دارید. این حالت نشان می دهد که می دانید که هستید، چه می خواهید و کجا می روید. برای چشمهایتان از سایه های متفاوت و متنوع استفاده کنید. دکوراسیون اتاقتان را هر از گاهی تغییر دهید. با غریبه ها حرف بزنید. پر رو باشید اما نه بی ادب، محدوده خود را بشناسید. مطمئن باشید که زیبایید.
خودتان باشید. بر حسادت خود و مقایسه کردن خود با دیگران غلبه کنید. ببینید چه چیز باعث می شود که دیگران اینقدر خوب به نظر برسند. ببینید چطور می توانند حواس همه را به نقاط مثبت خود جلب کنند و با این روش نقاط منفی خود را بپوشانند.
اگر پوستتان بی عیب و هیکلتان زیبا نیست نگران نباشید. زیبایی به شکل ها و اندازه های مختلف می آید. و یادتان باشد زیبایی واقعی همان زیبایی درونی است.
ابروهایی که شکل طبیعی داشته باشند همیشه زیباتر هستند اما دقت کنید که ابروهایتان را حتماً دست یک متخصص خبره بسپارید.
گر سنتان پایین است، از رنگ های شادتر استفاده کنید.
وانمود نکنید کسی هسیتید که واقعاً نیستید. خودتان بودن همیشه بهترین کار است. وقتی به خودتان در آینه نگاه میکنید، ببینید که چقدر زیبا هستید. اینکار اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد.
زیبا بودن در درون همه دخترهاست. این شمایید که باید آمادگی نشان دادن آن را داشته باشید.
همچنین یادتان باشد که باید همیشه زیبا به نظر برسید، نه فقط برای پسرها.
هشدارها
در آرایش کردن افراط نکنید. آرایش نکردن به شما نشان می دهد که بدون آن هم زیبا هستید و چندان به آن نیاز ندارید.
یادتان باشد که یک لبخند زیبا بهترین دارایی شماست، پس مراقب دندانهایتان باشید و مرتب نزد دندانپزشک بروید.
همیشه درمورد اینکه آیا لازم است در همه قسمت های صورت آرایش داشته باشید یا نه خوب فکر کنید.
هیچوقت به خاطر ظاهرتان کارهایی که از آن لذت می برید را کنار نگذارید. لزومی ندارد چون هر روز موهایتان را صاف میکنید دیگر شیرینی نپزید.
هیچوقت موی بالای لبتان را با تیغ اصلاح نکنید. بند انداختن یا استفاده از موبر برای آن بهتر است.
مصرف مشروبات الکلی یا موادمخدر به هیچ وجه به زیباتر کردن شما کمک نمی کند. درواقع در طول زمان، دقیقاً نتیجه عکس روی شما خواهد داشت.
اینکه مثل زن های هرزه به نظر برسید زیبایتان نمی کند. فقط شان شما را تا حد آن افراد پایین می آورد. بنا بر سنتان لباس بپوشید. هات و ی بودن همه چیز زندگی نیست.
به توجه مردان سن بالا ارزش بگذارید اما محتاط باشید. یادتان باشد که آنها تجربه بیشتری دارند، خودشان را می شناسند و اعتماد به نفسشان بالاست. از طرف دیگر، بهتر هم می توانند از شما سوء استفاده کنند پس حسابی مراقب باشید.
زیبایی یک نفر، یک هنر ساده مثل نقاشی یا مجسمه سازی نیست. اگر انسانیت، شجاعت، اعتماد به نفس و شوخ طبعی در چشمانتان بدرخشد، زیباتر به نظر خواهید آمد. پس قلب پاک، روح دلیر و همه خصوصیات مثبت خود را به نمایش بگذارید.
هیچوقت خودتان را به پسرها نیندازید (آویزان آنها نشوید).
چیزهایی که به آن نیاز دارید:
یک کرم مرطوب کننده مناسب با پوستتان
یک شامپو و نرم کننده مناسب با نوع موهایتان
محصولات مربوط به مو برای از بین بردن وز کردن مو، خشکی مو و امثال این.

شخصی آرام و با محبت شویم


این شیوه برای رهایی از احساسات خشم آلود نسبت به دیگران واقعا فوق العاده مفید است:
به کسی بیندیشید که واقعا شما را آزرده و میکند و باعث عصبانیتتون میشه،اکنون چشماتونو ببندید
وتلاش کنید این شخص رو مثل یک نوزاد تصور کنید؛چهره ای بسیار کوچیک و چشم های کوچیک و بی گناه نوزادان را میبینین،توجه کنید که نوزادان نمیتوانند کمک کنند اما
اشتباه میککند و هر یم از ما زمانی نوزادی کوچیک بودیم... حالا ساعت را 100 سال به جلو ببرید....
همان شخص را تصور کنید که آدمی بسیار پیر و درحال مرگ است،
به چشمهای خستش و لبخند ملایمش نگاه کنید که حکایت از اندکی خردمندی و پذیرش اشتباهات انجام شدشو داره،
دریابید:که هریک از ما با گذشت چند دهه زنده یا مرده صدساله خواهیم شد....
شما میتوانید با این فن بازی کنید و به راههای گوناگون آن را تغییر دهیم.
این فن تقریبا همیشه برای استفاده کننده قدری ارتباط و همدردی مورد نیاز را فراهم میکند...
اگر هدف ما این است که شخصی آرامتر و با محبت تر شویم؛قطعا خواهان آن نیستیم که منفی نگری را نسبت به دیگران در سر بپرورانیم

زن مدیر ؛ سلطان قلب مرد


محبت به همسر
باید مرد زندگی را به گونه‌ای اداره کرد و به او جهت داد که هم در راه زندگی همراه باشد و هم احساس نکند در زندگی هیچ حقی ندارد و همسرش تمام امور را به دست گرفته ‌است.

اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد همین‌ها هم هستند که اداره زندگی را سخت می‌کنند تا جایی که می‌توان گفت خیلی مشکل‌تر از اداره یک شرکت بزرگ است. زنی توانمند است که نه تنها خودش احساس خوشبختی کند بلکه همسرش هم از زندگی رضایت داشته ‌باشد.

بهره‌برداری از فاصله
مردها مانند کش هستند؛ زمانی که عقب‌نشینی می‌کنند قبل از اینکه مثل فنری برگردند تا اندازه‌ای می‌توانند کش بیایند؛ مثال کش، استعاره کاملی برای درک چرخه نزدیکی و صمیمیت مرد است که شامل نزدیک شدن، عقب‌‌نشینی و دوباره صمیمی‌شدن است. در واقع میل عقب‌نشینی در مردها غریزی است و نمی‌توان آن را یک تصمیم یا انتخاب دانست، حتی می‌توان گفت زمانی که مردی همسر زنی است هر از گاهی نیاز دارد که عقب‌نشینی کند تا بتواند دوباره صمیمی شود. وقتی شوهرتان مدتی خود را از شما دور می‌کند سعی نکنید خودتان را به او بچسبانید چرا که مرد شما برای به کمال رساندن استقلال یا خودمختاری خود عقب‌نشینی می‌کند ولی نگران نباشید وقتی کاملا به عقب کشیده شود بلافاصله مانند فنر نزد شما باز می‌گردد.یادتان نرود که اگر مردی فرصت عقب‌نشینی پیدا نکند فرصت نخواهد یافت که قویا آرزوی نزدیک شدن به شما در او تقویت شود.

حرف کشیدن از کسی که حرف نمی‌زند
به نظر خیلی از زن‌ها، مردها درست زمانی خود را کنار می کشند که آنها می‌خواهند صحبت کنند و صمیمی شوند؛ اما اینطور نیست چرا که از روی بدشانسی زن درست همان موقعی می‌خواهد حرف بزند که مرد در دوران عقب‌نشینی خود است.یادتان باشد زمانی که مرد خود را عقب می‌کشد موقعیت خوبی برای هم‌صحبتی و صمیمیت با او نیست.اگر بتوانید این روحیه عقب‌نشینی مردان را قبول کنید دیگر از همدردی نکردن مرد آزرده خاطر نخواهید شد؛ یادتان باشد اگر بخواهید او را به حرف بیاورید باید خودتان او را به سخن بیاورید چرا که مردها برای حرف زدن دلیل می‌خواهند؛ آنها صرفا برای همدردی صحبت نمی‌کننداما بعد از مدتی که زن شروع به صحبت می‌کند مرد انبساط خاطر پیدا کرده و خود را در گفته‌های همسرش شریک می‌کند.


خشم یعنی شکست
اگرهمسرتان به راحتی عصبانی می‌شود چاره کار برای کنترل او، مقابله به مثل نیست بلکه باید سعی کنید عصبانیت او را درک کنید تا زنجیر طولانی درگیری‌ها پاره شود؛با بالا بردن صدای‌تان بلافاصله موجب برانگیخته شدن بیشتر او شده و در نتیجه نه‌تنها نخواهید توانست او را کنترل کنید بلکه ممکن است شرایط کاملا از دست‌تان خارج شود و باعث تصمیم‌گیری‌های غیر‌منطقی و غیر‌عاقلانه از سوی شما یا شوهرتان شود و اوضاع را وخیم‌تر کند. در مقابل، سکوت شما زمینه تداوم یا تکرار بد اخلاقی‌های شوهرتان را از بین می‌برد. شما باید با صداقت خود، اعتماد و صمیمیت طرف مقابل را جلب کنید. اگر یک نفر بتواند جوابگوی مشکل شود و مسئولیت رفتارهای مخرب یا نادرست خود را بپذیرد، موجب می شود که طرف مقابل نیز همین رفتار را داشته باشد. مواظب باشید هنگام عصبانیت و بد اخلاقی او، حرف ناپسندی بر زبان نرانید.

پذیرش، نقطه عطف
پذیرش شوهرتان نخستین گام در راه زنده کردن اوست و گامی است کارساز. این آزادی باعث می‌شود که به‌صورت یک مرد کامل در آید. او توانایی بالقوه یک مرد کامل شدن را داراست، ولی تا وقتی که شما به او اجازه نداده‌اید که او خودش باشد، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست. او را بپذیرید، همان‌گونه که امروز هست. نقاط ضعف و قدرت او را بپذیرید… شما شریک زندگی او هستید هم در روزهای خوش و شاد وهم در ناخوشی‌ها و غم‌ها، در داشتن‌ها و نداشتن‌ها، در دوران سخت بیماری و در زمان سلامت و توانایی … این پیمان شرکت را از همین امروز در قلب خود امضاء کنید.

احترام، دریچه ورود به قلب
محبت و احترام از مقوله نور و حرارت است و ابتدا کانون شروع آن را که یک قلب لطیف و پاک است روشن و گرم می‌کند و سپس پرتو آن بر وجـود دریافت کننده یعنی همـان کسـی که شما دوستش دارید می‌تابد. هیچ‌کس برای چیزی که به‌دست آورده است پاداشی دریافت نمی‌کند، بلکه، افتخار و پاداش نصیب کسانی می‌شود که کرداری بخشنده و ایثارگر دارند.

شما دقیقاً همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز دارد احساس کند در نظر شما، فردی باارزش و قابل احترام است و در قلب شما جایگاه ویژه‌ای دارد. با شما ازدواج کرد زیرا فکر می‌کرد که شما مناسب‌ترین فرد برای زندگی با او در این دنیا هستید. ممکن است در دنیا بهترین پاداش‌ها را دریافت کرده باشد، ولی بیش از آن او به حمایت و تحسین شما نیاز دارد. یک مرد برای احساس یک زندگی ارزشمند، نیاز به تحسین دارد، و گرنه انگیزه‌های لازم برای تلاش و رشد خود را در صحنه‌های مختلف حیات اجتماعی خویش از دست می‌دهد.

با همسر ولخرج چه کنیم؟
اگر همسرتان مدام به دوستانش پول قرض می‌دهد یا بدون هیچ فکری بی‌محابا پول خرج می‌‌کند و چیزی برای پس‌انداز باقی نمی‌گذارد باید سعی کنید کمی مدیریت مالی خانه را در دست بگیرید تا شوهرتان را هم بهتر کنترل کنید؛ برای اصلاح همسرتان با انتقادهای پیاپی از او یا دست گذاشتن روی اشتباهات و قصورات او شروع نکنید. چه همسر شما مستحق این سرزنش باشد چه نباشد. این نحوه برخورد تنها اختلاف و فاصله بین شما را افزایش می‌دهد و راه گفت‌وگو را سخت‌تر می‌کند. به جای این کار، سعی کنید با شیوه دوستانه و عاشقانه با این موضوع مواجه شوید. مثلا به او توضیح دهید که می‌خواهید هزینه‌های خودتان و همسرتان را تحت‌کنترل قرار دهید و بحث را از آنجا شروع کنید. تاکتیک دیگر، حرف زدن در مورد راه‌های پس‌انداز پول برای چیزی مهم مانند یک سفر خوب، خرید خانه یا حتی دوران بازنشستگی است. طوری رفتار کنید که شما و همسرتان در راه اهداف اقتصادی خانواده یک تیم باشید. در غیر این صورت همسر شما ممکن است در مورد هزینه‌هایی که انجام می‌دهد به شما دروغ بگوید.

رگ خواب همسر!
اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد برای کنترل بیشتر او راهش این نیست که با مادر و خانواده‌ او دربیفتید؛بلکه بهتر است ارتباط خوب و نزدیکی با مادرشوهرتان برقرار کنید. ممکن است گاهی نیاز داشته باشید که از طریق او روی همسرتان تاثیر بگذارید. از طرف دیگر زمانی که همسرتان ببیند با گارد بسته با مادرش برخورد نمی‌کنید، با آرامش بیشتری به سمت شما کشیده می‌شود و از اینکه شما هم مادرش را دوست دارید، احساس رضایت می‌کند. یادتان باشد مادرشوهر و خواهرشوهر را اولویت تاثیرگذار در زندگی‌تان ندانید.

آنها می‌توانند خوب یا بد باشند، ممکن است شما را ناراحت کنند، ممکن است احساس کنید آنها قصد دخالت در زندگی تان را دارند.
صرف‌نظر از اینکه آنها چه می‌کنند، خوب هستند یا نه نباید همسرتان را به دلیل رفتار خانواده‌اش تحت فشار قرار بدهید. او را مجبور نکنید پاسخگوی رفتار خانواده‌اش باشد. این کار غیرضروری است و تنها نتیجه‌اش این است که او سعی می‌کند در این تنش از شما فاصله بگیرد یا احساس حقارت کند.

چه کنیم که دروغ نگوید؟
گاهی عده‌ای از مردها آنقدر دروغ می‌گویند و پنهان‌کاری‌‌ می‌کنند که نه تنها شناخت‌شان بلکه پیش‌بینی و کنترل آنها نیز بسیار مشکل می‌شود؛ برای مواجهه با این مورد، اول باید سعی کنید ریشه دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های او را بشناسید. گاهی افراد برای اینکه خود را مطابق میل اطرافیان نشان دهند دروغ می‌گویند. دلیل ترس از تنبیه و اجتناب از آن است. البته دروغگویی می‌تواند از علائم بعضی اختلالات روانشناختی نیز باشد. بعد توجه کنید که آیا این رفتار در موقعیت‌های دیگر و در ارتباط با افراد دیگر هم اتفاق می افتد؟ آیا این رفتار از ابتدای آشنایی همسران بوده یا مدتی بعد شکل گرفته است؟

از آنجا که مهم‌ترین دلیل دروغگویی احساس ناامنی و پذیرفته نشدن از سوی اطرافیان است، با ایجاد یک فضای امن به دور از سرزنش و توبیخ در رابطه‌تان می‌توانید به تدریج این مشکل را برطرف کنید.
ضمن اینکه درباره پیامدهای پنهان‌کاری و دروغگویی مانند از بین رفتن اعتماد میان طرفین و به وجود آمدن فاصله عاطفی و کاهش علاقه با همسرتان نیز صحبت کنید. در مواردی هم که تلاش‌های‌تان نتیجه‌ای دربر نداشت استفاده از کمک‌های یک مشاور و یادگیری مهارت‌های ارتباطی گزینه مناسبی است.

معجزه همرنگی!
شاید به نظرتان عجیب باشد که همسرتان به دلیل اینکه او را در علائق شخصی‌اش همراهی نمی‌کنید از شما دلسرد و مایوس شود. چه فکر کرده‌اید؟ او به همین سادگی راهش را از شما جدا می‌کند. او فوتبال دوست دارد؟ عاشق بازی‌های رایانه‌ای است؟ عاشق روزنامه و وب‌گردی است؟ دوست دارد هرشب فیلم ببیند؟ چرا همراهی‌اش نمی‌کنید؟ کار بسیار ساده‌ای است اما برای همسرتان بسیار معنادار است. شماهم که بدتان نمی‌آید او همه چیز را باشما شریک شود در این صورت شما هم وارد تیم او می‌شوید و می‌توانید با هم تصمیم بگیرید چه زمان‌هایی را به این تفریحات اختصاص دهید تا هم لذت ببرید و هم بتوانید گاهی هم او را وارد تفریحات مورد علاقه خود کنید.