دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و
مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛
اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوج عصبانیت هستید،
چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد. در این مطلب به
تعدادی از رفتارهای غلط اشاره خواهیم کرد که همسران معمولا بعد از دعوا
مرتکب می شوند.
سکوت نکنید
اگر بعد از دعوا به زمان نیاز دارید تا دوباره روحیه خود را به دست بیاورید، اشکالی ندارد؛ اما حتما این را به همسرتان بگویید.
راشل سوسمان، روانپزشک
و متخصص روابط، معتقد است اگر بعد از دعوا همسرتان را از خود برانید، او
احساس می کند می خواهید او را تنبیه کنید و به همین دلیل شاید نتواند به
سمت شما بیاید و احساساتش را بازگو کند.
به جای این کار به او بگویید: «احساسات من به سرعت احساسات تو به حالت
قبلی برنمی گردند. به من فرصت بده. وقتی حالم خوب شد، در این مورد بیشتر
صحبت می کنیم.»
حرف هایی را که همسرتان گفته است، در حافظه تان نگه ندارید
بگذارید هر چه همسرتان حین دعوا گفته است، همان جا باقی بماند. با این حال
به گفته دکتر «میشل گولاند» روان شناس، یکی از اشتباهات زوج ها این است
که به همسر خود نمی گویند کدام یک از کلماتی که او در جر و بحث به زبان می
آورد، آن ها را آزار می دهد. پس حتما در مورد کلماتی که برای شما
آزاردهنده اند، با همسرتان صحبت کنید.
اگر حتی تا روز بعد هم با یادآوری آن کلمات گفته شده عصبانی می شوید، به
جای این که این کلمات را در ذهن خود نگه دارید، دوباره قدری به خودتان
فرصت بدهید و نفسی تازه کنید؛ چون معمولا جر و بحث به یک چرخه معیوب از
دعواهای بی حاصل منجر می شود؛ نه راه حل.
تنها بر زبان آوردن «ببخشید» کافی نیست
لوریا پون متخصص ارتباط درمانی می گوید: «وقتی همسرتان از شما می خواهد
تنهایش بگذارید یا این که خسته شده است و دوست دارد کار دیگری انجام دهد،
فقط گفتن «معذرت می خواهم» برای التیام احساسات او کافی نیست و باید
بگویید که من به خاطر فلان چیز یا فلان حرف، از تو معذرت می خواهم و در
آینده سعی می کنم که...
برای برخورد تندتان، بهانه تراشی نکنید
شما می توانید برای این دعوا میلیون ها بهانه بیاورید؛ مثلا بگویید: «روز
کاری بدی داشته ام، سردرد دارم یا شب قبل بد خوابیده ام»؛ اما این جملات،
مشکل را حل نمی کنند. به گفته دکتر گولان: «اگر شما عصبانی یا خسته اید و
یا از نظر روحی آسیب دیده اید، باید این را به طرف مقابلتان بگویید. اگر
یک روز در محل کار یا هر جای دیگری شرایط بدی را گذرانده اید که موجب
عصبانیت شما شده است، قبل از رسیدن به خانه همسرتان را از این موضوع مطلع
کنید تا او بداند شما بیشتر از شرایط عادی حساس و شکننده اید.»
از دعوا فرار نکنید!
به همسرتان بگویید هر حرف یا سوالی دارد، می تواند از شما بپرسد و در مورد
چیزهایی که بعد از دعوا هنوز او را آزار می دهد، صحبت کند. هرگز به دلیل
ترس از دعوای مجدد از این مرحله فرار نکنید. اگر با هم صحبت نکنید، مشکل
تان حل نشده باقی می ماند و ناراحتی ها از بین نمی روند. نسبت به حرف های
همسرتان عکس العمل نشان بدهید؛ مثلا به او بگویید: «بنابراین منظور تو این
است که ... درست است؟» و از او تایید بگیرید تا مطمئن شوید منظورش را
فهمیده اید.
آزار کلامی ممنوع
چه کار می کنید؟ دعوا؟! یادتان باشد در زمان دعوا حق داد زدن و برچسب زدن
به همسرتان را ندارید؛ چون تاثیر آن به سادگی از بین نمی رود. به جای این
کار، در زمان خونسردی درباره ناراحتی تان صحبت کنید.
روی دلیل دعوا تمرکز نکنید
تفاوت دعوای بد و دعوای خوب، در این است که در دعوای خوب شما برای مسئله
ای که بر سر آن جر و بحث کرده اید، راه حل پیدا می کنید؛ پس بهتر است روی
عواملی که دعوا را به وجود آورده اند، متمرکز نشوید و انرژی تان را صرف
پیدا کردن راه حل کنید. مثلا شوهرتان به شما گفته است از خانه پول
بیاورید، اما شما فراموش کرده اید. بعد از یک جر و بحث بی اهمیت به دستگاه
خودپرداز مراجعه می کنید و مشکل حل می شود. به جای این که تمام روز
دعوایتان را به یاد بیاورید و به دنبال مقصر بگردید، سعی کنید از با هم
بودنتان لذت ببرید.
نگویید: «منظورم این نبود!»
گفتن این جمله مثل این است که می خواهید صورت مسئله را پاک کنید این کار
اوضاع را وخیم تر می کند؛ زیرا جوابی که همسرتان به شما می دهد، این است
که «چرا منظورت همین بود!» بازگشت به گذشته و تاکید بر گفته های خود و طرف
مقابلتان باعث می شود به جای راه حل، بر آن چه گذشته است، تمرکز کنید.
اگر همسرتان بعد از دعوا می گوید: «منظورم این نبود». جواب بدهید: «درست
است که چنین منظوری نداشتی، اما طوری رفتار کردی که من این طور احساس کنم.
پس، از این به بعد این کار را انجام نده.»
بعد از دعوا خود را سرزنش نکنید
همه ما دوست داریم همسری داشته باشیم که برای رابطه مان زمان بگذارد و دعوا
کردن نشان دهنده این است که هر دو طرف روی رابطه کار می کنند و این رابطه
برایشان مهم است؛ بنابراین اگر با همسرتان جر و بحث می کنید، باید از این
بابت خوشحال باشید که زندگی تان را به حال خودش رها نکرده اید و هنوز این
زندگی برایتان مهم است. به قول قدیمی ها، دعوا نمک زندگی است، فقط در
مصرف این نمک زیاده روی نکنید.


همۀ ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیده ایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است.
این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات
ماندنی شده و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با
آنها دست و پنجه نرم میکنیم.
این
مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه میتواند روابط ما را بیش از پیش
خدشه دار کند و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاهی
در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار میشویم و زیباییهای زندگی را از یاد
میبریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم.

یک
واقعیت مبنی بر این وجود دارد که «همه افراد بخشش را کاری بسیار خوب
میدانند، اما فقط تا زمانی که خودشان قرار نیست کسی را ببخشند.»
بخشیدن واقعاً کارِ آسانی نیست، فراموش کردن نیز همین طور؛ برایِ دستیابی به این قابلیتها به زمان زیادی نیاز داریم.
البته بخشش کاملاً مانند عشق است، نمیشود به زور آن را به کسی تحمیل کرد،
بلکه باید به آن رسید. شما باید برای خود شرایطی را به وجود بیاورید که
بتوانید دیگران را ببخشید.
چرا باید دیگران را بخشید ؟
تنفر، یک احساس پیش رونده منفی است. این احساس اگر رها نشود با گذر زمان عمق پیدا می کند.
هرچقدر این مساله بیشتر قلب شما را برنجاند، به صورت یک عامل زمینه ساز مشکلات درونی در شما باقی می ماند.
درعوض
بخشش میتواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای
فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق
قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد
مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و
عصبانیت خودمان در دست خودمان است.
در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر میگردد :
۱
– نبخشیدن افراد مانند حمل کردن تودهای از بار منفی است که همین امر موجب
اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان میشود. چراکه هر تصوری در
درون، انعکاسی به بیرون دارد.
وقتی
احساس نفرت را درون خود نگه میدارید، رنج خودتان را بیشتر میکنید.
همچنین حق گذشتن از اتفاقات و شاد بودن دوباره را از خود میگیرید. وقتی
کیسه نامرئی تنفر را با خود حمل میکنیم، به آرامی بخشی از آنچه که هستید
را ویران میکنید و به کسی که از او متنفر هستید اجازه میدهید روی شما
کنترل پیدا کند. درآخر این احساس تنفر شما را سوزانده و تخریب فاجعهباری
در زندگی و روابطتان ایجاد میکند. اگر میخواهید تاثیری که بر زندگی شما
داشتهاند را از میان بردارید، باید راهی برای بخشیدن آن فرد پیدا کنید.
۲
– گذشته ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی
میشود و باعث میشود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه
کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک میشوند.
۳
– بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با
گذشت و مورد اعتماد قبول میکنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای
همیشه مدیون خود کردهایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)
۴ – شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.
5-
طبق تحقیقاتِ جدید، بخشیدن و فراموش کردن، فوایدِ پزشکی نیز دارد. افرادی
که این خصوصیات را دارند، کمتر به فشارِ خون مبتلا میشوند، سیستم دفاعی
قوی تری دارند و هورمونهای استرس زا در بدنِ آنها کمتر ترشح میشود. کمر
درد، مشکلِ معده و سردرد نیز در آنها کمتر دیده میشود. همچنین این افراد
کمتر عصبانی میشوند، افسردگی هم در آنها به ندرت دیده میشود.
