مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

شوهرکشی با طلاق عاطفی می آید.


هشدار!
با صدای وحشتناکی ناگهان از خواب پریدم.
همه‌جا تاریک بود و سرد.
رو صورتم، خون پاشیده شده بود.
دخترم که در آغوشم آرمیده بود، مثل بید می‌لرزید، لباسش غرق خون بود.
چشمامو آروم‌آروم باز کردم.
- «کارش تمام شد.»
باور نمی‌کردم.
در خون غوطه‌ور بود.
هنوز هم ازش می‌ترسیدم.
آلوده به موادمخدر، به فساد هم کشیده شد و منو نیز در منجلاب خودساخته‌اش فرو برد.
بارها به خانوادش هشدار داده بودم، ولی آنها توجه نکردن، حتی تهدید کردم؛ به همه گفته بودم «یا منو سر به نیست کنین یا حساب این مرد را برسین.»
اما کسی حرفها و ضجه‌هایم را باور نکرد. دیگر تحمل این شرایط ننگین برایم سخت شده بود؛ هر شب می‌شستم و عیاشی و کثافت‌کاریشو تحمل می‌کردم. آمد و رفت مردهای غریبه کلافه‌ام کرده بود. مرتب باید از دختربچه بیگناهم مراقبت می‌کردم. همیشه نگران و مضطرب بودم که نکنه یه شب، به سر این آدمها بزنه و دست به کار کثیفی بزنن.
کم‌کم شده بودم سوژه‌ مشتریهاش؛ نمی‌دانید وقتی این آدمای عوضی، کراک و شیشه و هزار زهر‌ماری دیگه مصرف می‌کنن در چه وضعیتی قرار می‌گیرن؟!
«باید می‌کشتمش!»
۱۲ سال از زندگی مشترکمون گذشته بود و حاصل آن، سه فرزند دختر و پسر بود، اما وقتی ماموران، ازش مواد پیدا کردن، به سادگی انداخت گردن من و باز هم به خاطر یک لقمه نون و حفظ فرزندانم مجبور شدم همه‌چیزو به گردن بگیرم و یکسال و ۵ ماه حبس را تحمل کنم، فقط واسه این که سایه آقا، بالا سر بچه‌هام باشه.
بارها ناچارم کرد به خواسته‌های کثیفش تن بدم، کی می‌تونست باور کنه...
چندین‌بار نشستم و بهش گفتم «یا منو بکش یا من، تو رو می‌کشم»، باور نمی‌کرد؛ یعنی هیچ‌کس باور نمی‌کرد. به مادر و خواهر و برادرش هم که می‌گفتم باور نمی‌کردن و تنها تمسخرشان برایم باقی می‌ماند، تازه بعضی وقتها، خبرهایی هم بهش می‌دادن که به جانم میفتاد و کتک مفصلی می‌زدم.
چندین‌بار قصد فرار کردم، ولی باز هم فکر بچه‌ها، آزارم می‌داد؛ کتک خوردن‌ها، تحقیرشدن‌ها، سوژه مردان سوءاستفاده‌گر و کثیف شدن، دیگر کارد را به استخوانم رسانده بود.
«باید می‌کشتمش!»
اما چگونه؛ خودم که قدرتشو نداشتم...
اینها درددل‌های زنی بود که به اتهام معاونت در قتل شوهرش بازجویی می‌شد.
● آغاز تحقیقات پلیس
یکروز پس از آن که زن سالخورده‌ای با مراجعه به پلیس اصفهان از ناپدید شدن فرزندش خبر داد، ماموران در جریان تحقیقات از او دریافتند که پسر این زن با همسرش اختلافات شدیدی داشته، به طوری که تا مرز تهدید به قتل نیز پیش رفته است.
بر این اساس همسر جوان مرد ناپدید شده برای انجام تحقیقات به پلیس آگاهی فراخوانده شد و در حالی که ابتدا نسبت به موضوع اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد، در جریان بازجویی‌ها، راز گمشدن همسرش را فاش کرد و گفت: «باید می‌کشتمش.»
این زن در بیان جزئیات ماجرا به ماموران، گفت: «دیگه طاقت نداشتم، منو کرده بود، سوژه مشتریهاش، دو فرزند پسر و یک دختر داشتم. خانه‌مان آنقدر کوچیک بود که من و دخترم مجبور بودیم، شبها همانجایی بخوابیم که شوهرم و اون آدمهای کثیف، داشتن مواد مصرف می‌کردن. چندین بار التماسش کردم که دست از کارهای کثیفش برداره، ولی انگار نه انگار.»
«به اجبار، موضوعو با برادر ناتنی‌اش در میان گذاشتم، اما او هم باور نمی‌کرد، تا این که از او خواستم به طور پنهانی سرنوشت تحمیل شده بر من را تعقیب کنه، گفتم: «بیا و از نزدیک شاهد همه‌چیز باش؛ اگر دروغ گفتم، منو بکش و اگر راست بود، تکلیفو یکسره کن.»
سرانجام «ابراهیم» پذیرفت که به بهانه این که نزدیک منزل ما کارگری می‌کنه، چند روزی را در منزل ما سپری کنه.
«ابراهیم» دید که برادرش چه می‌کنه: یکروز از کوره در رفت و زمانی که مردی می‌خواست به زور وارد خونمون شه تا مواد مصرف کنه و.
.. شخصا مداخله کرد و او را از آنجا انداخت بیرون و بر سر همین مساله، با برادرش هم درگیر شد. شوهرم وقتی فهمید من همه کثافت‌کاریاشو به برادرش گفته‌ام، چاقو برداشت که منو بکشه، ولی فرار کردم. چند روز بعد، «ابراهیم» را دیدم. بهم قول داد که دیگه نمی‌ذاره برادرش زنده بمونه.»
«پنج‌شنبه بعد از ظهر، «ابراهیم» آمد منزل ما و گفت آدمیو پیدا کرده که می‌تونه براحتی شوهرم تکه‌تکه کنه. بعدا فهمیدم که این آدم، یکی از همون مردایی بوده که گاه‌گاهی به منزلمان رفت و‌ آمد داشته و مواد مصرف می‌کرده.»
● لحظه‌شماری می‌کردم
«شب بدی بود، همه‌جا تاریک و سرد، لحظه شماری می‌کردم که کی از دست این آدم پلید نجات پیدا می‌کنم. اول فکر می‌کردم کار به سادگی تموم می‌شه، اما لحظه به لحظه بر اضطرابم افزوده می‌شد. از دم‌دمای غروب، شوهرم به همراه برادرش «ابراهیم» و همون مرد غریبه، داخل یکی از اتاقا نشستن و مثل همیشه بساط مصرف مواد را پهن کردن.»
«شام بچه‌هارو دادم و رفتم مثل همیشه کنار دیوار همان اتاق. تنها مونسم که دختر ۱۰ ساله‌ام بود، کنارم پناه گرفت. پسرانم هم داخل اتاق اونطرفی خوابیدن. کم‌کم خواب چشمامو فرا گرفت. هیچ صدایی شنیده نمی‌شد. ناگهان ساعت نمی‌دانم دو بامداد بود یا سه، اما با صدای وحشتناکی از خواب پریدم. روی صورتم خون پاشیده شده بود. دخترم مثل بید می‌لرزید، لباس اونهم غرق خون بود. چشمانم را که باز کردم، دیدم شوهرم در خون غوطه‌ور است و برادرش یه گوشه نشسته و می‌گه: «کارش تمام شد.»
● حالا من باور نمی‌کردم
«حالا من باور نمی‌کردم، با دخترم گریه می‌کردیم. «ابراهیم» هم گریه می‌کرد، اما اون مرد غریبه هیچ!!»
«صبح نزدیک بود، تمام روزهای تلخ زندگی همچون یک نمایش خنده‌دار مقابلم ظاهر می‌شدند، او پدر بچه‌هام بود، اما مسبب همه بدبختیهام. پتو رو آوردن و روی جسدش انداختن، بعد بردنش کنار دیوار و داخل چاله‌ای دفنش کردن.»
«همه‌چیز تموم شد، باور نمی‌کردم.»
«بالای گورش نشستمو هر چه بر سرم آورده بود را به مشتایی از خاک تبدیل کردم و رویش می‌پاشیدم.»
این پرونده را در گفت‌وگو با سید ضیاء‌الدین فائق، محقق و پژوهشگر مسایل اجتماعی تحلیل کردیم:
● در سالهای اخیر از هم‌پاشیدگی خانواده‌ها سیر صعودی داشته است
«واقعیت اینست که خانواده نقش محوری و پراهمیتی در زندگی فرد و اجتماع پیرامونش دارد و هر گونه تغییر و تحول اجتماعی باید از خانواده آغاز شود. نمی‌توان انکار کرد که در سالهای اخیر از هم‌پاشیدگی خانواده‌ها سیر صعودی داشته و جدایی، اختلاف و عناد زوجین نسبت به یکدیگر، خشونت و خصومتی که طی زندگی مشترک ایجاد شده را رو به فزونی گذاشته است؛ چنانچه یافته‌ها نشان می‌دهند: بین سوءرفتارهایی مانند پرخاشگری، داد و فریاد کردن طرفین، ایراد ضرب و جرح، گوشه و کنایه زدن به یکدیگر، تحقیر و عیب‌جویی و از همه مهمتر سکوت و طلاق عاطفی، فحش دادن و قهر کردن، تحقیر کردن و عیب یکدیگر را بی‌پروا در حضور دیگران گفتن و جدا شدن اتاق‌ها و فاصله گرفتن زن و مرد و از همه مهمتر، گرایش مرد به مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان به عنوان یک جایگزین نامطلوب و افسردگی خانمها و بعضا داشتن رابطه با دیگران برای پر کردن خلأهای عاطفی موجود و وقوع جنایاتی از این دست (همسرکشی) رابطه معنی‌داری وجود دارد.»
به اعتقاد این پژوهشگر، از طرف دیگر، بزرگ کردن ضعف‌های خانم‌ها، مقایسه کردن آنها با دیگران و ایجاد معادلاتی در خصوص زیبایی و نوع رفتار و اعمال زنانه و ایجاد فضای ترس و تهدید و زیر پا قرار دادن ارزش‌های اخلاقی، بی‌توجهی به بهداشت فردی، درخواستهای خلاف اخلاق و عفت و شرم‌آور و بهره‌جویی‌هایی که بیشتر حاصل تماشای فیلمهای پورنو است را نیز می‌توان از جمله مهمترین عوامل وقوع این اتفاقات برشمرد.
نبود راه‌های مناسب برای جدا شدن همسران به ویژه زنان و مقاومت بعضا بیجای والدین و اطرافیان و مراجعه نکردن به روان‌درمان‌ها و مشاوران برای رسیدن به راه‌حل مطلوب، از موارد مهم دیگر افزایش اینگونه وقایع است؛ بررسی‌های گسترده به عمل آمده در برخی کشورها بیانگر این نکته است که اعمال خشونت نسبت به زنان، به هر صورتی که باشد خطر ابتلاء به اختلالات روحی - روانی را افزایش می‌دهد و نتایج مطالعات انجام شده در این رابطه حاکیست که قربانیان خشونت از مشکلات زیادی از جمله اختلالات افسردگی، ‌اضطراب و اختلالات خوردن رفتارهای اجتنابی رنج می‌برند و بین همسرآزاری و افسردگی در زنان رابطه معناداری وجود دارد.
فائق، محقق و پژوهشگر مسایل اجتماعی در این باره می‌گوید: «بین اعمال خشونت و آسیب‌های جسمانی – جنسی و روانی از جمله اختلالات تجربه‌ای، صدمه زدن عمدی به رفتارهای جنسی نامطلوب و اقدام به خودکشی و اضطراب رابطه وجود دارد و این ویژگی‌ها را در تمامی متهمان به همسرکشی به سادگی می‌توان یافت و شاید همین موارد، مقدمه بسیاری مسایل از جمله خیانت به همسر و رابطه با غیر باشد و به این ترتیب از آنجا که به دلیل شرایط خاص عاطفی و خصوصیات ویژه افسردگی، عموما زنان به این باور غلط می‌رسند که اشخاص دیگر قادر به درک آنها هستند و از این رو به عشق‌های نادرست هدایت و وقتی با مقاومت همسرشان در جدایی روبه‌رو می‌شوند، در حالی که قانون نیز راه را بر آنها بسته، به سمت جنایت برای از میان برداشتن شوهرشان به عنوان مانع گرایش پیدا می‌کنند.»
● بیشتر شوهرکش‌ها، به «طلاق عاطفی» مبتلا بوده‌اند
وی با استناد به مطالعات انجام شده روی پرونده زنانی که مرتکب همسرکشی شده‌اند، اظهار می‌کند: بر این اساس به سادگی می‌توان رد پای این عوامل را در این موارد دید و لا‌به‌لای اظهارات آنها به نکات یاد شده دست یافت؛ بیشتر آنها، ازدواج را با علاقه آغاز نکرده‌ و به «طلاق عاطفی» مبتلا بوده‌اند و مسأله مشترک بین همه آنها که در جریان بررسی‌های قضایی و پلیسی عنوان کرده‌اند، اینست: «همسرمان، کتکمان می‌زد و مرتب به ما اتهام می‌زد و از دیگران سخن به میان می‌آورد و در مهمانی‌ها، بیشتر از آنکه به من توجه داشته باشد، دنبال دیگران بود.»
از یافته‌های یک مطالعه بر روی ۵۷۰ زن کتک خورده که مورد خشونت فیزیکی همسرانشان قرار گرفته و در مراجع قضایی شکوائیه تنظیم کرده و نیز جهت معاینه، طی سه ماه به مراکز پنجگانه پزشکی قانونی تهران ارجاع شده بودند: «بیشتر زنان کتک خورده بین ۲۱ تا ۳۰ سال و عمده مردان آزاررسان بین ۲۶ تا ۳۶ سال سن داشتند. همچنین شایع‌ترین نمونه آزار جسمی، استفاده ضربات سنگین دست و پا بوده و در بسیاری از موارد علاوه بر این اعمال، از آلات ضرب و جرح نیز علیه زنان استفاده و در اغلب موارد، مشاجره و درگیری بین زوجین بلافاصله پس از ازدواج آغاز که شایع‌ترین علل آن به ترتیب انحراف اخلاقی شوهر، ‌مشکلات اقتصادی،‌ نداشتن تفاهم،‌ دخالت بیجای اطرافیان و نیز اختلافات فرهنگی ذکر شده است.»
فائق در این رابطه تأکید می‌کند: «همین مسایل هشداردهنده موجب می‌شود که علاوه بر بررسی راهکارهای جلوگیری از بروز مسایل مشابه‌ به ویژه در زمان همسرگزینی،‌ زمینه‌های مناسبی برای افراد درگیر فراهم شود تا چنانچه با تصمیماتی از این دست روبه‌رو شدند، بتوانند راهکارهای مناسب را جایگزین کنند، چراکه پدیده همسرکشی و دل به عشق‌های غیرحقیقی در دنیای مجازی بستن، پدیده‌ای بسیار کهنه و قدیمی است که تنها، شکل و شمایل آن تغییر کرده است؛ معمولا زنانی که دست به جنایت و جنحه علیه همسرانشان می‌زنند به دلیل نارضایتی پایداری عمل می‌کنند که مهمترین علت آن، خشونت علیه همسر و سوءاستفاده از او است و بر این اساس می‌توان گفت: «اقدام همسرکش‌ها پاسخی به خشونت‌های اعمال شده در طول زندگی است.»
● آشنایی‌هایی که بدون انتظار نیست
با جدیت می‌توان گفت: وجود محدودیت‌های فراوان در احقاق حقوق زنان از راه‌های قانونی، آنها را مجبور می‌کند که خود، وارد عمل شوند، البته نمی‌توان نقش محرکان و عناصر مداخله‌گر را نادیده گرفت، چرا که اصولا زنان کمتر قادرند به تنهایی چنین اقداماتی را سامان داده و یا عملیاتی کنند و همین مسأله، آنها را به سوی دیگران سوق می‌دهد؛ آشنایی‌هایی که بدون انتظار نیست و به این ترتیب پس از هر رابطه، علاوه بر ایجاد علاقه، مستنداتی به وجود می‌آیند که راه بازگشت را خواهد بست.
شاید بد نباشد در این رابطه به نتایج یک پژوهش اشاره ‌کنیم: «۱/۷۰ درصد زنان که تحت خشونت خانگی قرار دارند به انتقام از همسرانشان می‌اندیشند.»
به اعتقاد محققان مسایل اجتماعی، ایجاد خانه‌های امن و مناسب که دارای امکانات خاصی هم باشند، می‌تواند در پیشگیری از خشونت زنانی که مورد خشونت قرار گرفته‌اند، بسیار موثر باشد.
فائق، پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: «متاسفانه در خصوص آزار به همسر، ابزار قانونی قدرتمندی وجود ندارد و بعضا سیر طولانی رسیدگی به اقامه دعوای زنان هم به بروز این زمینه‌ کمک می‌کند؛ اگرچه قضات درصددند با ایجاد فاصله در مورد اینگونه دعواها، زمینه مصالحه و آشتی را فراهم کنند، ولی باید گفت: تا زمانی که همین توقف سیر رسیدگی، زیر نظر متخصصان و مشاوران و کارشناسان مجرب قرار نگیرد، این احتمال وجود دارد که مصائب، شدت بیشتر بگیرند و سمت و سوی خطرناکی پیدا کنند.
● زیبایی زندگی به راهیست که رفته‌ایم
فرزندان باید بیاموزند که زیبایی زندگی در آنچه به دست آوردیم، نیست، زیبایی زندگی به راهیست که رفته‌ایم و این همان راهیست که تمامی زندگی ما را دگرگون می‌کند. ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی‌کنیم، ما حتی بر کره زمین هم زندگی نمی‌کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم و اگر نتوانیم در انتخابهایمان، این مسأله را لحاظ کنیم، خودمان را در زندانی محبوس می‌کنیم که برای نجات از آن، یا باید اقداماتی نادرست انجام داد و یا باید تا آخر در آن ماند و محاسبه کرد.
جوانان باید بفهمند که به چه کسی باید دل بست و چگونه باید دل بست و اگر دچار مشکل شدند، راه‌حل‌ها چه خواهد بود. باید بدانند که بهترین راه‌حل، آخرین راه‌حل نیست و به عاقبت هر اقدامی، بیندیشند. کشتن و یا کشته‌شدن هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. با ایجاد خانه‌ای امن قطعا معادله کشتن به ماندن تبدیل می‌شود.

چگونگی کاهش آسیب های استفاده از ماهواره

وقتی شبکه‌های ماهواره‌ای در مقایسه با ما، زمان بیشتری را با فرزندان و اعضای خانواده‌مان می‌گذارند، این یک زنگ خطر برای ایجاد فاصله فیزیکی و روانی و همچنین بروز آسیب‌های متعدد فردی و اجتماعی است.



یک کارشناس ارشد روان‌شناس بالینی با بیان اینکه تعاملات خانوادگی و دوستانه نقش مهمی در رشد و تکوین افراد دارد، گفت: وقتی شبکه‌های ماهواره‌ای در مقایسه با ما، زمان بیشتری را با فرزندان و اعضای خانواده‌مان می‌گذارند، این یک زنگ خطر برای ایجاد فاصله فیزیکی و روانی و همچنین بروز آسیب‌های متعدد فردی و اجتماعی است.

محمد ترکمان در این زمینه افزود: برقراری ارتباط سازنده، گرم و صیمیمی علاوه بر اینکه می‌تواند ابزاری مفید برای جلوگیری از استفاده نابه‌جا از ماهواره در اختیار ما قرار دهد، بلکه می‌تواند زمینه‌های رشد و ترقی فردی و اجتماعی را نیز برای ما و فرزندانمان فراهم کند.



خود را مستثنی نکنیم

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در ادامه گفت: برخی معتقدند ماهواره هیچ آسیبی حداقل برای آنان و خانواده‌هایشان نداشته و این نحوه استفاده از ماهواره است که باعث آسیب می‌شود و افراد باید ظرفیت استفاده از آن را در خود ایجاد کنند و به قول خودشان فرهنگ استفاده از آن را داشته باشند. اگرچه این حرف چندان غلط نیست؛ اما باید توجه داشت که هررسانه‌ای از جمله شبکه‌های ماهواره‌ای، اهداف و مقاصد مختلفی را دنبال می‌کنند و مخاطبان گروه‌های هدف آن هستند.

وی تاکید کرد: در این شرایط این توهم که «من می‌توانم جلوی هر آسیبی را بگیرم» را باید از خود دور کرد چون همه چیز تحت کنترل ما نیست و خطر برای همه وجود دارد. به عنوان مثال آیا زمان نبود بزرگسالان در خانه آنان نمی‌دانند که کودکشان مشغول تماشای چه شبکه و با چه محتوایی است.


سواد رسانه‌ای خود را در مقابل پیامدهای مخرب ماهواره بالا ببرید

این کارشناس ارشد روانشناسی تصریح کرد: امروزه برای اینکه بتوان در کنار بهره‌برداری آگاهانه و فعالانه از ماهواره، خود را در مقابل چالش‌ها و پیامدهای مخرب آن، حفظ کرد باید «سواد رسانه‌ای» خود را ارتقاء دهیم؛ البته سطح سواد رسانه‌ای مردم جامعه نسبت به گذشته افزایش یافته است، اما همچنان رضایت‌بخش نیست و شکاف اطلاعاتی به‌ویژه بین والدین و فرزندان در زمینه استفاده از فناوری مشهود است.

وی به ذکر مثالی در این زمینه پرداخت و گفت: بسیاری از والدین نمی‌دانند مثلث زرد رنگ بالای برخی تصاویر به چه معناست؟ علامت خرگوش بالای تصاویر یعنی چه؟ و فقط به این مورد اکتفا کرده‌اند که هنگام نصب ماهواره،‌ از فرد نصب‌کننده بخواهند شبکه‌های به اصطلاح ناجور را قفل کند! جالب آنکه کمی بعد تنها کسی که می‌تواند شبکه‌ای را قفل یا باز کند، همین فرزند خانواده است. بنابراین لازم است با بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای، به صورت هدفمند‌تر از ماهواره‌ها استفاده کنیم.


تفکر انتقادی را در خود پرورش دهید

ترکمان با بیان اینکه شبکه‌های ماهواره‌ای و سایر رسانه‌ها ما را در مقابل گستره وسیعی از اطلاعات قرار می‌دهند، گفت: این اطلاعات گاه با یکدیگر متضاد و گاه مخالف عقاید شخصی ماست، این مسئله لزوم داشتن و پرورش تفکر انتقادی را برای ما مطرح می‌کند.

وی اضافه کرد: زندگی در جامعه پیچیده امروزی نیازمند افرادی است که قادر هستند با تکیه بر تفکر و اندیشه خود بر مسائل پیرامون خویش فائق آیند و در چارچوب و چشم‌انداز روشنی، اطلاعات لازم را درباره زندگی خویش جمع‌آوری ،ترکیب و با یک داوری خوب، آنها را ارزیابی کنند و از کارهای ناممکن بپرهیزند. پذیرش صرف و بدون قضاوت منصفانه اطلاعاتی که شبکه‌های ماهواره‌ای‌ و رسانه‌های دیگر در اختیار ما قرار می‌دهند، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را بر ما وارد کند؛ بنابراین لازم است در پذیرش اطلاعات نقادانه بیندیشیم.


برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشیم

ترکمان نداشتن برنامه هدفمند جهت گذراندن اوقات فراغت را مهم‌ترین دلیل گرایش به برنامه‌های ماهواره‌ای ذکر و اظهار کرد:این وضعیت باعث می شود که بی‌هدف شبکه‌های ماهواره‌ای را تماشا کنیم. گرچه در برخی شهرها، امکانات تفریحی کم، محدود و حتی پرخرج است، با کمی دقت و البته خلاقیت می‌توان برنامه‌های متنوع، سرگرم‌کننده و کم هزینه را برای خود و خانواده‌ تدارک دید تا علاوه بر پر کردن سالم اوقات فراغت،‌ زمانی برای با هم بودن و به هم نزدیک‌تر شدن را داشت.


با فرزندان خود در زمینه محتوا و آسیب‌های ماهواره صحبت کنیم

وی در ادامه گفت: گاهی والدین گمان می‌کنند مسؤلیت آموزش فرزندان برعهده نهادهای دیگر مانند مدرسه و دانشگاه است و آنان وظیفه‌ای و اختیاری در این زمینه ندارند؛ در حالی که با توجه به وجود ماهواره در خانه، پدر و مادر بهترین اشخاص برای آگاهی رساندن به فرزندان در زمینه نحوه استفاده ازماهواره و آسیب‌های احتمالی آن هستند. بنابراین با لحن و گفتاری که متناسب با ویژگی‌های روان شناختی آنان است باید با فرزندان در این زمینه صحبت کنند.


برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای را هدفمند تماشا کنید

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی که با ماهنامه سپیده دانایی گفت‌وگو می کرد، تاکید کرد: کودکان نباید هنگام پخش برنامه‌های بزرگسالان در کنار آنان به تماشای این برنامه‌ها بنشینند و هر محتوایی را ببینند. تنوع شبکه‌های داخلی و شبکه‌های ماهواره‌ای، زیاد است. بنابراین می‌توان به صورت هدفمند، برنامه‌ای را که مناسب و متناسب با سن و ویژگی‌های مخاطب است، انتخاب کرد. بزرگسالان هم باید ازتماشای برنامه های با محتوای خشونت‌بار و ضد ارزشی پرهیز کنند.

ترکمان در پایان گفت: فرزندان می‌توانند برنامه‌ دلخواه و مناسب خود را ببیند البته قرار نیست ماهواره و برنامه‌های آن مامان کودک‌ شوند.

دلایل شک همسرتان به شما چیست؟


کار آسانی نیست که به همسرتان بفهمانید او بیش از اندازه شکاک است به ویژه اگر شما تازه ازدواج کرده باشید.


آیا همسرتان به شما شک دارد؟ چه کمکی می‌توانید به خودتان و او بکنید؟

چه چیزی باعث می‌شود که همسرتان به شما شک کند؟ آیا شما می‌توانید این شکاکیت را از بین ببرید؟
دلایل زیادی وجود دارند که باعث می‌شوند شریک زندگی تان به شما شک کند. احساس عدم امنیت، بدبینی، سوءتفاهم، حسادت و بی‌اعتمادی انگیزه‌های همسرتان را برای سوءظن بیشتر می‌کنند. زندگی ترسناکی است اگر هر روز احساس کنید یک نفر شما را زیر نظر دارد، به هر کاری که می‌کنید حساس است و اجازه نمی‌دهد هرجایی بروید. شما حق دارید از همسرتان عصبانی شوید که شماره‌های تماس، پیامک‌ها و ایمیل‌هایتان را بدون اجازه شما کنترل کند بدون اینکه هرگز در طول رابطه زناشویی تان خطایی از شما سر زده باشد. دفاع از خودتان در برابر این سو ظن و پافشاری برای اینکه ثابت کنید کاری نکرده‌اید بی‌فایده است. همسرتان باید بفهمد که اشتباه می‌کند و از شما بخواهد تا کمکش کنید از شکاکیت رها شود.


چگونه رفتار کنید؟

کار آسانی نیست که به همسرتان بفهمانید او بیش از اندازه شکاک است به ویژه اگر شما تازه ازدواج کرده باشید. بعضی از واکنش‌های خاص مثل داد و بیداد و قهر کردن در برابر پرسش‌های همسرتان مثل اینکه «کجا بودی؟ با کی بودی؟ چرا تلفنت رو جواب ندادی؟ چرا این عطر خاص رو استفاده کردی؟» بسیار ناشیانه و بی‌فایده هستند. پس اگر احساس می‌کنید همسرتان شکاک است باید به دنبال راهکارهای مفیدتری باشید:


مشکل از شما نیست

پیش از هر واکنشی مطمئن شوید همسرتان تا چه اندازه شکاک است. او ممکن است تمام روز مشغول کنترل کردن شما باشد. ایمیل‌هایتان را چک کند و با نام کاربری شما در اینترنت فعالیت کند تا از روابط شما سر دربیاورد. اما این مشکل شما نیست و فقط بخاطر بی‌اعتمادی همسرتان است. واکنش‌های آنی و دفاع از خودتان کمکی به وضعیتی که در آن هستید نمی‌کند. شما حق دارید ناراحت باشید اما حتی یک لحظه فکر نکنید شما غیرطبیعی هستید و راه و رسم برقراری یک رابطه عاطفی زناشویی را نمی‌دانید. این نکته را به راحتی می‌توانید بفهمید؛ آیا شما هم مثل همسرتان بدبین و شکاک هستید و علاقه‌ای به دخالت در امور شخصی همسرتان دارید؟


تحت تأثیر قرار نگیرید

زندگی با کسی که دوستش دارید اما او به شما اعتماد ندارد دشوار است اما شما نباید اجازه بدهید رفتار اشتباه او زندگی تان را برهم بزند، روزتان را خراب کند و غمگینتان کند.


نیازی نیست از خودتان دفاع کنید

می‌توانید تمام روز را با همسرتان به بحث درباره اینکه چه کسی را و کجا و در چه ساعتی دیده‌اید و یا اینکه مغازه دار به شما چه گفته است و چه پوشیده‌اید تلف کنید و یا فقط شنونده ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های همسرتان باشید.


شنونده باشید

به جای انتقاد یا واکنش‌های تند کمی به حرف‌ها و نگرانی‌های همسرتان گوش بدهید. او از چه رفتار شما احساس نگرانی می‌کند؟ همین که او بتواند به شما اعتماد کند تا از ترس‌ها و نگرانی‌هایش بگوید قدم مهمی برای بهبود احساس بی‌اعتمادی اش برداشته است. او می‌گوید: «نپوش، نرو، نیا، نگاه نکن» و وقتی شما پاسخ می‌دهید «به تو ربطی نداره» همه چیز در یک تنش تمام می‌شود. اما اگر بپرسید «چرا؟ از چی می‌ترسی؟ چی شد که این ترس‌ها به سراغت اومد؟ برام توضیح بده چه اتفاقی می‌افته اگه من با یه غریبه تلفنی حرف بزنم؟» همسرتان شروع به واکاوی احساساتش می‌کند و شما خوب می‌دانید که همه ما نیاز به یک شنونده بی‌طرف داریم!


روی رفتارتان کار کنید
بهانه به دست همسرتان ندهید. بعضی از رفتارهای شما ممکن است به نظر همسرتان شک‌برانگیز باشند. اگر عادت دارید در جایی خلوت با تلفن حرف بزنید یا دیر به خانه بیایید آنها را کنار بگذارید.


با هم صحبت کنید
اگر از تلاش برای ایجاد اعتماد در همسرتان خسته شدید باید با همسرتان درباره احساساتتان حرف بزنید. به او بفهمانید که رفتارش چه احساس ناراحت‌کننده‌ای در شما ایجاد می‌کند.
با این حال اگر بعد از تمام تلاش‌های شما برای اعتماد سازی در همسرتان ناکام ماند هنوز یک فرصت مهم دیگر دارید. این تنها راه باقی مانده کمک از متخصصان است. یک مشاور یا روان درمانگر نه تنها می‌تواند علت شکاکیت در همسرتان را تشخیص بدهد بلکه می‌تواند راهکارهایی را برای رابطه و مشکل خاص شما پیشنهاد بدهد.گاهی رفتارهای حسادت‌آمیز همسرتان صرفا بخاطر احساس ناامنی نیست بلکه ممکن است همسرتان شخصیت ناسازگاری داشته باشد و تربیت غلط ذهنیت او را نسبت به روابط تخریب کرده باشد و این مساله‌ای نیست که شما خودتان بدون کمک از یک متخصص آن را حل کنید.

پیشگیری از سقط و منگولیسم در دوران بارداری



یک متخصص زنان و زایمان می‌گوید: مادران باردار باید در سه ماهه اول بارداری برخی علائم مانند تهوع شدید، دردهای ممتد زیر شکمی و در سه ماهه دوم افزایش وزن ناگهانی و سردرد‌های شدید را جدی بگیرند و سریع به پزشک مراجعه کنند.

زهرا قاسمی در پاسخ به اینکه مادران باردار چه علائمی را به عنوان علامت خطر باید جدی گرفته و به بیمارستان مراجعه کنند، گفت:‌ در سه ماهه اول بارداری، در صورت بروز استفراغ و تهوع شدید، دیدن لکه خون قهوه‌ای یا قرمز روشن و خونریزی مادر باردار حتماً باید به پزشک مراجعه کند.

وی همچنین تأکید کرد که زنان باردار دردهای تیرکشنده و ممتد شدید زیر شکم را جدی گرفته و آن‌هایی که بیماری زمینه‌ای خاص دارند باید داروهای تجویزی خود را با پزشک متخصص زنان و زایمان هماهنگ کنند چرا که ممکن است برای جنین مشکل‌آفرین باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران افزود: از هفته 14 تا 16 به بعد اگر مادر باردار با علائمی مانند احساس سردرد شدید که ممکن است نشانه فشار خون بالا باشد، یا ورم ناگهانی و افزایش وزن ناگهانی که 2 کیلو در هفته است مواجه شد باید آ‌ن را جدی بگیرند.
به گفته قاسمی درد جناغ سینه، تاری دید، خونریزی و انقباضات پشت سرهم رحمی در دوران بارداری می‌تواند مشکل آفرین باشد و باید جدی گرفته شود.
وی گفت: برای آنکه خیال مادر از سلامت جنین راحت باشد، بین هفته 11 تا 13 مادر باید برای غربالگری از نظر مشکلات کروموزومی و مونگولیسم مراجعه کند. همچنین سونوگرافی از نظر اندازه‌گیری ضخامت پشت جنین و آزمایش خون در این زمینه لازم است.
قاسمی هفته 16 بارداری را زمان مناسبی برای تشخیص ناهنجاری‌های ستون فقرات در جنین عنوان کرد و افزود: یک سونوگرافی مهم برای تشخیص ناهنجاری‌های ساختمانی جنین مانند قلب، کلیه و بقیه اعضاء بین هفته 18 تا 22 باید انجام شود.
مادران حرکت جنین را باید از هفته بیستم بارداری حس کنند
وی در پاسخ به اینکه برخی مادران نگران میزان حرکت جنین در شکم هستند، گفت: معمولاً مادرانی که اولین بارداری را تجربه می‌‌کنند، حرکت جنین را از هفته 20 تا 21 حس می‌کنند ولی در بارداری‌های بعدی ممکن است از هفته 18 بارداری این اتفاق بیفتد.
قاسمی تصریح کرد: در حالت عادی باید بعد از هفته 21 در هر دو ساعت جنین 10 بار تکان بخورد و اگر مادر یک ساعت به پهلوی چپ بخوابد این مسئله را باید حس کند.

راهکارهایی برای سحرخیزی در این روزها


زمستان! فصل برف و باران و هوای تاریک! فصل شب های بلند و و روزهای کوتاه! اشتباه نکنید، این یک شعر نو نیست! این علت خوابیدن بیش از حد شماست! علت عشق ورزیدنتان به گرمای بالش و پتو! علت تنفرتان از زنگ ساعت که بیدارباش اعلام می کند! دلتان برای روزهای پر انرژی بهار و تابستان تنگ شده؟ دلتان دیدن طلوع خورشید می خواهد! ما به شما راه و روش بیدار شدن در این روزهای زمستانی را یاد می دهیم!


1- قهوه ممنوع
همه ما می دانیم خوردن قهوه باعث می شود بتوانیم بیشتر بیدار بمانیم. بنابراین وقتی می گوییم قهوه نخورید تا بتوانید صبح ها راحت تر از خواب بیدار شوید ممکن است تعجب کنید! مگر قرار نبود قهوه بیدارمان کند؟ پاسخ شما این است: در کوتاه مدت این روش جواب می دهد اما با طولانی شدن مدت استفاده از قهوه یا سایر نوشیدنی های کافئین دار نتیجه ای کاملا برعکس می گیرید! حتی ممکن است بی خوابی های مداوم را هم به دنبال داشته باشد.

برای توجیه این اتفاق باید بدانید وقتی قهوه می نوشید در بدنتان چه می گذرد: غدد فوق کلیوی شروع می کنند به آزاد کردن هورمون کورتیزول، هورمونی وابسته به استرس که باعث می شود بدنتان احساس کند اتفاقی در جریان است و باید بیدار بماند اما به مرور زمان وقتی بدن به این مقدار از کورتیزول عادت کند مشکل خواب آلودگی شما هم شروع می شود. خستگی غدد فوق کلیوی از این دریافت مکرر مشکل خیلی از آدم هایی است که سرشان شلوغ است و خودشان را به قهوه مهمان می کنند!

برای حل این مشکل مصرف کافئین را کم کنید و کم کم قطع نمایید تا بدنتان به روال عادی خودش برگردد. اگر برایتان خیلی سخت است از قهوه یا نسکافه بگذرید، نوشیدنی های بدون کافئین یا انواع چای گیاهی را جایگزین کنید تا بدنتان به شرایط جدید عادت کند.


2- رژیم غذایی تان را اصلاح کنید
تحقیقات دانشمندان نشان داده اگر رژیم غذایی شما کربوهیدرات کمتر و چربی مفید بیشتری داشته باشد می تواند باعث سحرخیز شدنتان شود. خوراکی هایی مثل آووکادو، برنج قهوه ای، موز و گوشت بوقلمون مقدار زیادی تریپتوآن دارند، آمینو اسیدی که به ترشح سروتونین کمک می کند. حالا سروتونین چیست؟ هورمونی که برای خوب خوابیدن کاملا ضروری است. وقتی که خوب بخوابید می توانید راحت هم بیدار شوید! سروتونین باعث می شود ترافیک نرون های عصبی کاهش پیدا کندن و ذهنی آرام را به شما هدیه خواهد داد. رژیم های غذایی اصطلاحا مدیترانه ای رژیم های مناسبی هستندکه شامل مقدار کمی کربوهیدرات و مقدار بیشتری چربی های ضروری می شود.


3- این اتاق چقدر گرمه!
دل کندن از تختخواب گرم و نرم در یک صبح زمستانی حکم کندن کوه بیستون را پیدا می کند! دلیل این امر به دمای اتاق خوابتان برمی گردد. بهترین دما برای ساعاتی که خوابیده اید بین 16 تا 18 درجه سانتیگراد است. اگر دما بیشتر از این مقدار باشد شب نمی توانید به راحتی بخوابید و صبح هم به سختی از جایتان بلند خواهید شد. اگر کمتر از این مقدار باشد هم دل کندن از خواب خیلی سخت خواهد شد. این بار قبل از اینکه بخوابید دمای اتاق را چک و تنظیم کنید.اگر صبح روز بعد به راحتی از خواب بیدار شدید تعجب نکنید لطفا!


4- معجزه آب
فرض کنیم شما مرحله اول را به خوبی پشت سر گذاشته اید و چشم هایتان را باز کرده اید. حالا برای ایکه بتوانید از تخت دل بکنید و با حسرت به پشت سرتان نگاه نکنید بد نیست یک لیوان آب تازه نوش جان کنید. تحقیقات نشان داده اند نوشیدن آب باعث جریان پیدا کردن اکسیژن می شود و در عین حال مواد سمی و زائد را دفع می کند. مرحله بعدی برای سرحال شدن چیست؟ دوش بگیرید! تغییر دما باعث می شود جریان خون هم تغییر پیدا کند و انرژی شما رو به افزایش بگذارد، طوری که خواب از سرتان بپرد.

اگر دوش گرفتن صبحگاهی برایتان سخت است پاشیدن چند مشت آب خنک به صورت و گرفتن مچ دست ها زیر شیر آب را فراموش نکنید که کارگشا خواهد بود. مرحله آخر را هم به آنهایی معرفی می کنیم که هنوز در مرحله اول مانده اندو نمی توانند زود از خواب بلندشوند: قبل از خوابیدن یک لیوان آب میل کنید، ساعات اولیه صبح خود به خود بیدار می شوید!


5- شکم پر نباشید
قدیمی ها می گفتند اگر با شکم پر بخوابید، شب خواب های بد می بینید. گویا قدیمی ها با دانشمندان امروزی سر و سری داشته اند چون امروزی ها هم به این نکته اعتقاد دارند. در عین حال توصیه هات هم بر این هستند که نباید با شکم خالی خوابید. به چه نتیجه ای می رسیم؟ باید حد وسط را نگه داشت.

برای این کار می توانید وعده غذایی ناهار را بزرگتر و حجیم تر از همیشه بگیرید و در عوض شام را به ساعت های اولیه شب موکول کنید، آن هم شامی که شامل مقدار کمی هیدروکربن باشد. بعضی از دانشمندان می گویند برای شام غذایی هایی را انتخاب کندی که هضم شدنشان آسان است و بعضی ها می گویند بهتر است غذاهایی بخورید که برای هضم شان زمان بیشتری صرف شود، اینطوری با مشکل افت قند خون در طول شب روبرو نمی شوید و می توانید تا صبح راحت بخوابید. آدمی که شب راحتی را گذرانده می تواند به جمع سحرخیزان اضافه شود!


6- خواب روزهای تعطیل خوشمزه نیست!
روزهای کاری هفته تمام شده اند و خیلی ها برای خواب آخر هفته توی دل شان عروسی گرفته اند! خیلی ها هم می گویند هیچ چیز به اندازه خوابیدن تا سر ظهر روزهای جمعه نمی چسبد. واقعیت این است که همین خواب می تواند کار دست تان دهد. فکرش را کنید: بدن شما هر روز سعی می کندخودش را با الگوی کاری تطبیق بدهد و درست وقتی که می خواهد این الگو را به بخشی از روال عادی اش تبدیل کند بومب! جمعه از راه می رسد و شما از او می خواهید ساکت شود!

این اتفاق در زمستان سخت تر از هر موقع دیگر سال می شود چون هوای سرد حکم میخی را دارد که شما را به تخت می چسباند و هیچ جوری هم دلتان نمی آید از آن دل بکنید. پیشنهاد ما این است که حداقل در زمستان روال همیشگی ساعت بدن را به هم نریزید و در روزهای تعطیل هم به برنامه سایر روزهای هفته وفادار باشید. اینطوری صبح شنبه برایتان سخت و ناراحت کننده نمی شود. همان ساعت همیشگی بیدار شوید، چای بنوشید یا یک دوش آب ولرم بگیرید.




7- پیاده روی تند و مزایای آن
تحقیقات نشان داده اند راحت خوابیدن در طول شب رابطه مستقیم با راحت بیدار شدن صبحگاهی دارد، بنابراین یکی از توصیه های محققان این است که در طول روز حداقل سی دقیقه پیاده روی تندت داشته باشید یا به ورزش دیگری بپردازید. این کار باعث می شود انرژی اضافه شما به صورت بالفعل دربیاید و تخلیه شود. وقتی انرژی تخلیه شود استرس هم کم خواهد شد و آرامش بدنتان بیشتر. همه اینها به شما کمک می کنند خواب خوبی در طول شب داشته باشیدو صبح هم به راحتی از تخت بیرون بپرید.


8- به خودتان انگیزه بدهید
هیچ چیزی به اندازه انگیزه داشتن نمی تواند به سحرخیزی و کامروایی و اینجور مسائل کمک کند! برای صبح ها بهانه داشته باشید. مثلا درست کردن یک صبحانه تازه و خوشمزه را یاد بگیرید و برای آماده کردنش زودتر بیدار شوید. ممکن است به تازگی کرم یا ماسکی خریده باشید، همین بهترین انگیزه را به شما می دهد تا خیلی زود بیدار شوید و آن را امتحان کنید. رسیدگی کردن به خودتان را در اولویت قرار بدهید تا متوجه معجزه زود بیدار شدن شوید. امتحان کردن ست های مختلف لباس می تواند انگیزه دیگری برای شما به حساب بیاید.


9- ساعت جدیدی تهیه کنید
ساعت های قدیمی را یادتان هست؟ همان هایی که دوتا قابلمه رویشان نصب کرده بودند و چنان زنگ می زدند که انگار آخرالزمان رسیده است! تکنولوژی به درد همین وقت ها می خورد دیگر. ساعت های جدید امکانات جدیدی هم دارند. یک مدل از این ساعت ها مجهز به تعدادی لامپ است که رأس ساعت کوک شده شروع به روشن و خاموش شدن می کند و شبیه نور خورشید عمل خواهد کرد. همین کار دل کندن از رختخواب را آسانتر می کند. ساعت های دیگری هم هستند که موزیک هایی ملایم و شاد دارند یا حتی رأس ساعت مورد نظر صدایی از طبیعت، حتی صدای خروس را پخش می کنند! تهیه این ساعت ها شاید هزینه بر باشد، در این صورت معجزه گوشی تلفن همراهتان را دست کم نگیرید. آهنگ مورد علاقه تان را به عنوان آهنگ بیداری تنظیم کنید و صبح را با موزیک دلخواه تان شروع کنید.


10- توی تخت نمانید
بعضی ها عادت دارند صبح ها بعد از بیدار شدن توی تخت بمانند و شروع به فکر کردن کنند. نتیجه ای که اغلب بعد از این فکرها به دست می آید تنفر از نگاه کردن به ساعت و عشق ورزیدن به بالش محترم است! در مواردی دیده شده افراد دوباره به خواب شیرین فرو رفته اند! این دفعه بعد از اینکه چشم هایتان را باز کردید و ذهن تان هشیار شد به جای ماندن توی تخت اراده کنید و بلند شوید.همین که از تخت بلند شدید کافی است تا انرژی مهمانتان شود و به کمک تان بیاید.