مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

اختلالات روانی گریبانگیر 450 میلیون نفر در جهان



رئیس کرسی یونسکو در آموزش سلامت، با اشاره به شیوع بالای اختلالات روانی در جوامع مختلف گفت: حداقل 450 میلیون نفر در جهان با اختلالات روانی دست به گریبان هستند.
مصطفی معین با اعلام این خبرگفت: با توجه به روند رو به رشد اختلالات روانی در دنیا و اینکه 20 تا 30 درصد افراد در جوامع گوناگون به یکی از اختلالات روانی مبتلا هستند، کرسی یونسکو با همکاری انجمن علمی روانپزشکان ایران و دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت، نسبت به برپایی این کنفرانس اقدام کرده است.
وی با اشاره به اینکه هیچ کس از ابتلا به بیماری های روانی مصون نیست، یادآور شد: حداقل 450 میلیون نفر در جهان با اختلالات روانی دست به گریبان هستند.
رئیس کرسی یونسکو در آموزش سلامت تصریح کرد: بین بیماری های مختلف از نظر میزان ناتوانی، حداقل 14 درصد میزان ناتوانی ها بر اثر ابتلا به بیماری‌های روانی به ویژه افسردگی ایجاد می‌شود.
وی ادامه داد: متأسفانه با وجود این واقعیت ها، نوعی بی توجهی یا غفلت در ارتباط با اهمیت سلامت روانی جامعه از سوی سیاستگذاران، دستگاه های اجرایی، نخبگان علمی و اجتماعی وجود دارد که این امر خسارت زیادی را به لحاظ تحمیل هزینه های بهداشتی، درمانی، اقتصادی و گسترش آسیب های اجتماعی به دنبال داشته است.
معین، افزایش فقر، رشد نابرابری ها و تبعیض های اجتماعی و اقتصادی که با روند جهانی شدن اقتصاد در دنیا افزایش یافته، گسترش شهرنشینی و اختلال در پیوندهای سنتی و خانوادگی را به عنوان عوامل جهانی شیوع اختلالات روانی دانست و ادامه داد: تضعیف نهادهای مدنی ( NGO )، کاهش سرمایه های اجتماعی، تبعیض های جنسیتی، قومیتی و گسترش خشونت و بی اعتمادی به عنوان عوامل گسترش این قبیل بیماری‌ها در کشورهای در حال توسعه شناخته شده‌اند.
وی تأمین و تقویت حقوق شهروندی، ارائه خدمات تشخیصی- درمانی مناسب در نظام مراقبت های اولیه، برنامه ریزی آموزشی و ارائه پزشکی جامعه نگر را به عنوان برخی راهبردهای جهانی برای کاهش اختلالات روانی برشمرد.
رئیس کرسی یونسکو در آموزش سلامت از برنامه ریزی، ارائه آموزش های عمومی و بهره گیری از رسانه ها در کنار جلب مشارکت بیماران، خانواده ها و گروه های اجتماعی در امور پیشگیری و درمان به عنوان دیگر راهبردهای جهانی برای کاهش اختلالات روان نام برد و افزود: به همین منظور کرسی یونسکو در آموزش سلامت تلاش می‌کند تا با فعالیت های آموزشی از قبیل برگزاری همایش های سالانه سلامت روان و رسانه، زمینه اجرای راهبردهای جهانی فوق را فراهم سازد.
وی همچنین از تدوین سیاست ها و برنامه های کلان ملی و ضوابط قانونی مرتبط، توسعه منابع انسانی آموزش دیده و متخصص، تدوین و اجرای برنامه های بین بخشی، پایش مستمر سلامت روانی جامعه و حمایت از مطالعات و پژوهش های گسترده تر در زمینه سلامت روان به عنوان دیگر راهبردهای جهانی کاهش اختلالات روانی نام برد.
کتایون بیداد، دبیر اجرایی کرسی یونسکو در آموزش سلامت نیز از برپایی یک پنل با موضوع "بیمه ها و پوشش بیماری های روانی" و پنل دیگری تحت عنوان رسانه، جامعه و فرهنگ همزمان با برپایی این کنفرانس خبر داد.
وی گفت: کرسی یونسکو به عنوان دبیرخانه دائم آموزش در سلامت مستقر در وزارت بهداشت در زمینه آموزش سلامت در سطح عمومی و تخصصی به فعالیت مشغول است.
بیداد افزود: به دلیل تاثیر گذار بودن رسانه‌ها در افکار عمومی، کنفرانس های سالانه سلامت روان با رویکرد نقش رسانه‌ها در تامین سلامت روان برگزار می‌شود.
وی اظهار داشت: شرکت در این کنفرانس برای روانپزشکان و روانشناسان دارای امتیاز بازآموزی است. همچنین به خبرنگاران و اصحاب رسانه که در این کنفرانس شرکت می کنند، گواهی شرکت در کنفرانس اعطا می شود.
- See more at: رئیس کرسی یونسکو در آموزش سلامت: 450 میلیون نفر در جهان به اختلالات روانی مبتلا هستند/شیوع ۲۰ تا ۳۰ درصد بیماریهای روانی

سلامت مردان و تأثیر بر سلامت دیگر اعضای خانواده



مسئول برنامه سلامت مردان مرکز بهداشت قم گفت: سلامت مردان در سلامت اعضای خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است به همین دلیل نخستین پنجشنبه اسفند هر سال به نام هفته ملی سلامت نامگذاری شده است.
مهشید شادی‌پور با اشاره به اینکه از سال 1385 نخستین پنجشنبه اسفندماه هر سال به عنوان روز ملی سلامت مردان نامگذاری شده اظهار داشت: هدف از نامگذاری این روز، حساس کردن جامعه و مردان برای انجام مداخلات پیشگیرانه و اقدامات درمانی لازم است.
وی افزود: تامین سلامت جسمی و روحی همه اقشار جامعه دارای اهمیت است، اما مردان اغلب به علت توجه کمتر به مساله سلامتی خود و در معرض آسیب قرار داشتن نیازمند توجه خاص هستند.
مسئول برنامه سلامت مردان مرکز بهداشت قم خاطرنشان کرد: مردان پنج برابر زنان در معرض آسیب‌های ناشی از حوادث هستند و بیماری‌های شغلی از جمله تماس با اشعه، سر و صدا، ارتعاش، مواد شیمیایی، فعالیت‌های ساختمانی و همچنین حوادث ناشی از خشونت‌ها و عدم توجه به مقررات راهنمائی و رانندگی بیشتر برای مردان اتفاق می‌افتد.
شادی‌پور به بیماری‌های جنسی شایع در مردان اشاره کرد و گفت: از آنجایی که بیماری‌های جنسی در مردان شایع‌تر است امکان ابتلای همسر به بیماری‌ها نیز بسیار افزایش می‌یابد و رفتارهای پر خطر به ویژه مصرف مواد مخدر و بیماری‌های آمیزشی و هپاتیت نیز به مراتب در مردان بیشتر است.
وی با بیان اینکه مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر در مردان بیشتر است خاطرنشان کرد: مصرف مواد مخدر در مردان ایرانی 10 برابر زنان است؛ شیوع سرطان‌ها در مردان به نسبت 130 مرد به 100 زن است که بیشتر شامل سرطان معده، ریه، خون، کبد و پروستات است.
مسئول برنامه سلامت مردان مرکز بهداشت قم فعالیت‌های جسمانی را از جمله راهکارهای پیشگیری از این بیماری‌ها عنوان کرد و گفت: پیاده‌روی، مصرف غذاهای سالم، مصرف کمتر از نمک و غذاهای سرخ شده، استفاده از روغن مایع، مصرف بیشتر سبزیجات و میوه‌جات بخصوص گوجه فرنگی، کاهش مصرف فست فود و کنسرو، افزایش مهارت کنترل استرس و خشم در محیط زندگی و کار، پایبندی به اخلاق، توجه به مقررات راهنمائی و رانندگی از جمله راه‌کارهای موثر در سلامتی مردان است.
شادی‌پور ادامه داد: گاهی ممکن است علل بسیاری از مشکلات زوجین ناشی از ناباروری‌ها و ناتوانی‌های جنسی باشد که لازم است مردان ابتدا مورد پیگیری و درمان قرار بگیرند.
وی با تاکید بر اینکه سلامت مردان در سلامت سایر اعضاء خانواده تاثیر دارد تصریح کرد: با توجه به تاثیر غیر قابل انکار سلامت مردان در سایر اعضاء خانواده لازم است این قشر نه تنها به مسائل بهداشتی مرتبط با سلامت توجه کنند بلکه الگوی مناسبی برای خانواده خود نیز باشند.

مشکلات ناشی از فاصله سنی زیاد همسران


ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحکم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موکول کرد. یکی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.


فاصله سنی در ازدواج

لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل «فانکحوا ما طاب لکم من النساء» همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب کنید استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت هم کفو بودن مطرح شده است.


پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شان خود ازدواج کنید.


می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مساله نظری بیفکند به راحتی پی خواهد برد که همسر دلنشین و مورد پسند همسری است که دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است که کفو هم بودن از نظر سن تفاوت در سن است نه تساوی زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.

بارها با خانواده هایی مواجه می شویم که فاصله سنی زوجین حتی به،25،20،15، 13 سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یکدیگر مشکلات عدیده ای دارند. ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم که فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.


خارج شدن از معنای اصلی ازدواج

اگر چه در ابتدای ازدواج برای زوجین مشکلاتی به وجود نمی‌آید، اما به مرور زمان و پس از دوره‌های رمانتیک اول ازدواج افراد در صورت ناپختگی و فاصله سنی زیاد با مشکلات زیادی روبه رو می‌شوند. احتمال ایجاد مشکل برای یک زوج 20 ساله و 36 ساله نسبت به یک زوج 40 ساله و 56 بیشتر است زیرا زوج دوم تجربیات بیشتری در طول زندگی کسب کرده‌اند و شباهت بیشتری به یکدیگر دارند. دختری که در دهه سوم زندگی قرار دارد و با مردی در دهه چهارم ازدواج می‌کند تجارب لازم برای یک زندگی مشترک را کسب نکرده است، مسلما تفاوت‌های سنی بالا در بین زن و شوهر که یکی از آن‌ها در دهه‌های سنی پایین‌ است مخاطرات بیشتری به همراه دارد؛ زیرا تحمل بی‌تجربگی‌ها و خامی‌های اشتباهات همسر موجب احساس نارضایتی و تحت‌الشعاع قرار گرفتن آرامش می‌شود.

ازدواج بدین معناست که زن و شوهر در کنار هم و مکمل همدیگر باشند، زمانی که فاصله سنی مناسبی بین زوجین رعایت نمی‌شود ازدواج معنای اصلی خود را از دست می‌دهد و شبیه نقش والد و فرزندی می‌شود و فرد بزرگ‌تر مسلما تجربه بیشتری دارد و ممکن است شروع به پند و اندرز دادن و امر و نهی کردن همسر خود کند. تجربه بالاتر و رویارویی با مسایل و مشکلات بیشتر در طول زندگی موجب می‌شود فرد به همسرش به عنوان یک همسر نگاه نکند و با او مانند یک کودک رفتار کند و از دیدگاه روان‌شناسان ازدواج در دام ارتباط والد و کودکی بیفتد.


کنترل همسر
پند دادن به همسر، فرد با سن کمتر را دچار خشم، تنفر، انزجار می‌کند،‌ زمانی که رابطه از حالت زوجی خارج شود و به یک رابطه والد و کودک تبدل شود رفتارهای جنسی زوجین تحت و شعاع قرار می‌گیرد و در نتیجه کنترل فرد کم سن تر از مشکلات بارز تفاوت سنی زیاد میان زوجین است. کنترل همسر به تدریج زمینه‌های پرخاشگری را فراهم می‌کند، مسلما علاوه بر قدرت نمایی در مسایل مختلف ممکن است فرد بزرگ‌تر از نظر مالی نیز در شرایط بهتری قرار داشته باشد، در نتیجه از هر لحاظ بر همسر خود احاطه پیدا می‌کند و در نهایت زمینه‌های بروز پرخاشگری فراهم می‌شود. در برخی موارد نیز طرف بزرگ‌تر نقش یک قربانی را ایفا می‌کند، فردی که در دهه سوم و چهارم زندگی است نیازهای خاص خود را دارد، اما زمانی که سعی می‌کند خود را پایین‌تر از سن واقعی نشان دهد مسلما نیازهای خاص خود را پاسخ نمی‌دهد و در نتیجه نقش قربانی را پیدا می‌کند.

معمولا فرد بزرگتر برای این که فرد کوچکتر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند. اما هر کس قادر نیست که مدام چنین امتیازاتی بدهد، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممکن می گردد و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می کاهد. از سویی طرف کوچکتر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا، اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می کند و بدین ترتیب خانواده ای نابسامان شکل می گیرد.


عدم تناسب در تواناییهای جسمی
وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلاً زنی که هفده سال دارد، در دوران جوانی به سر می برد و همسر او که در 35 سالگی است، به مرز میان سالی نزدیک شده است. یکی غالباً فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود، گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب کم کاری گذاشته می شود، یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مطرح می گردد، و وقتی که با این عنوان طرح می نماید، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می کند و ممکن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی که مرد قصد شانه خالی کردن از مسئولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسئولیتی می شود و از آنجا که در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد، مجادلاتی در می گیرد.


انعطاف پذیری کمتر فرد بزرگتر
وقتی دو جوان با یکدیگر زندگی می کنند، به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است، امکان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته اند.

همین امکان تغییر و تحول است که ما را به یاد کلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد که فرمود : بیشتر کسانی که به من ایمان آوردند، جوانان بودند.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می کنند به نظر همدیگر توجه می کنند و خود را طوری تطبیق می دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین است.


کمرویی با همسر
در این گونه خانواده ها معمولا فرد کوچکتر دچار نوعی کمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد. لذا حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می کند و گاه به فضای بیرون از خانه کشیده شده، برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فکر می کند که همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده، برای این و آن نقل می کند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد کوچکتر دردها را بازگو نکند، آنها بر روی هم انباشته شده، او را افسرده می کند.

تلاشی عاشقانه با همسر افسرده



تصمیم دارم به احترام همه روزهای شاد و عاشقانه ای که با پروانه داشتم، اونو به زندگی واقعیش برگردونم.....

ما زندگی خیلی شادی داشتیم. تقریبا در همه زمینه ها باهم تفاهم داشتیم. هر دو مان اون قدر با گذشت بودیم که اگر مشکلی هم پیش می اومد کار به جنجال و قهر های طولانی نمی رسید.

مثل خیلی از زندگی های دیگه در کنار روزهای شاد، روزهای غمگینی هم داشتیم که با کمک هم اونا رو حل و فصل می کردیم.

البته یادم رفت بگم که همسرم زن خیلی حساس و عاطفی هست. وابستگی زیادی به من و بچه ها و حتی سایر اعضای خانواده خودش داره. همیشه این اخلاقشو، نگرانیهاشو، دلسوزیهاش و .. را یک امتیاز خاص و خارق العاده می دونستم تا اینکه....

دو هفته ای بیشتر از تولد فرزند دوم مان نگذشته بود که پدر همسرم طی یک سکته قلبی به طور ناگهانی فوت کرد.

همسرم به طور طبیعی بعد از زایمان فرزندمان دچار حالات افسردگی شده بود ولی این اتفاق مشکل مارو خیلی بغرنج تر کرد.

همسرم اصلا به بچه نمیرسید. دایما یک جا مات می شد و هر کاری که من و اطرافیان حتی مادرش می کردیم نمی تونستیم اونو به زندگی طبیعی برگردونیم.

الان دو سال ازاون روزها می گذره. همسرم بهتر شده چون مدتی تحت دارو درمانی بود ولی هنوز اون پروانه سابق نشده.

حرف می زنه، به زندگی میرسه(البته نه مثل قبل) ولی شاد نیست. چند ساعتم کنارت بشینه حرفی نمی زنه مگر اینه خودت به حرف بکشیش. این شرایط خیلی برام سخت شده و تمام تلاشمو برای بهبود حالش می کنم. از سفرهای سیاحتی و زیارتی گرفته تا ایجاد یک جو شاد در خونه و رفتن پیش متخصصان مختلف. می دونم سرعت بهبودش خیلی کنده ولی این تلاشها بی تاثیر هم نیست.

تصمیم دارم به احترام همه روزهای شاد و عاشقانه ای که با پروانه داشتم، اونو به زندگی واقعیش برگردونم.....

افسردگی، تنها به کسی که گرفتار آن شده است تاثیرگذار نیست بلکه مانند هر بیماری دیگر بر روی تمام افرادی که در زندگی این شخص هستند از جمله همسر و فرزندان و ... هم تاثیر می گذارد.

به گفته متخصصان بیماری های روانی از جمله افسردگی می توانند تاثیر بسزایی بر روابط افراد داشته باشد. اینکه این تاثیر به چه میزان است بسته به افراد مختلف متفاوت است. هر پیوندی یک رابطه منحصربه فرد و یکتاست و علائم افسردگی برای هر کسی می تواند منحصربه فرد و خاص خود او باشد و در نتیجه بر زندگی زناشویی وی هم تاثیری خاص و متفاوت از سایر زندگی ها داشته باشد . اگر با همسری زندگی می کنید که از افسردگی رنج می برد این شخص تفکرات منفی بسیار زیادی را تجربه می کند. ممکن است حس کند که آدم های بدی است و سزاوار عشق و توجه شما نیست. همچنین ممکن است علاقه اش نسبت به تمام مواردی که قبلا از انجامش لذت می برده از دست بدهند. حتی بسیار مشاهده می شود که این دست افراد از مشاجرات و چالشهای زناشویی هم دوری می کنند یعنی مشکلات و مسایل زندگی مشترک، دیگر دارای اهمیت قبل برای وی نبوده و همین سهل انگاری و بی توجهی، همسر را بیش از حد آزار می دهد.

چنانچه همسرتان تحت درمان باشد و دارو مصرف کند و یا مجبور باشد که الگوی خوابش را تنظیم کند ممکن است زندگی زناشویی شما هم تحت تاثیر قرار بگیرد. داروها می تواند باعث شود که شخص احساس بی حالی کند و چنانچه لازم باشد که او در ساعت خاصی به رختخواب برود شانس رابطه زناشویی شما با همسرتان کاهش می یابد. تمام این مشکلات به طور اجتناب ناپذیری روی رابطه شما قید و شرط و محدودیت قرار می دهند اما همیشه راههایی برای کنار آمدن با این دست مشکلات وجود دارد.




برای حمایت کردن از همسری که گرفتار افسردگی است پیشنهادهایی به شرح زیر ارائه می گردد:

1-قضاوت نکنید. برچسب های اجتماعی و درک نادرست از افسردگی، باعث شده که افراد شدت این بیماری را به درستی درک نکنند. مهم است که به خاطر داشته باشید افراد افسرده آدم های ناتوان و ضعیفی نیستند و شما نمی توانید به دلیل این بیماری آنها را ناتوان از انجام هر کاری دانسته و حق یک زندگی طبیعی را از وی بگیرید.


2- گفتگو کنید. حرف زدن درباره احساسات کار ساده ای نیست به ویژه زمانی که شما قصد دارید درباره بیماری یک فرد حرف بزنید. اما بهر حال شما نباید از تشویق کردن همسرتان به صحبت کردن درباره علائم و نشانه هایش و آنچه که آزارش می دهد، بترسید.


3- محدودیت هایی وضع کنید. وقتی با کسی که دچار افسردگی است زیر یک سقف زندگی می کنید این که مواظب باشید تبدیل به یک مراقب و نگهدار تمام وقت نشوید بسیار مهم است. لازم است که برخی حد و حدودها و شرایط را لحاظ کنید و این را روشن کنید که شما همسر این فرد هستید نه درمانگر او. همسرتان را تشویق کنید که به دنبال دریافت کمک از متخصصین این فن باشد.


4- به همسرتان امید به زندگی بدهید. درست زمانی که همسرتان ممکن است حس کند افسردگی او هیچ وقت تمام نمی شود لازم است که او را تشویق کنید که با گذشت زمان و انجام درمان لازم بهتر خواهد شد به او آرزوی یک آینده مثبت را بدهید و اجازه دهید متوجه شود که شما در پستی و بلندی های زندگی او را یاری خواهید کرد.


هشدار: در برخی موارد نادر، ممکن است کسی که گرفتار افسردگی است تفکرات خودکشی را هم تجربه کند. این یک تصور غلط است که:
"اگر کسی درباره خودکشی حرف می زند، هرگز آن را انجام نخواهد داد"

در اینگونه موارد لازم است که نگران شوید و دنبال کسب کمک از افراد متخصص باشید. اگر نگران هستید و فکر می کنید که شریک زندگی تان در خطر صدمه زدن به خودش است لازم است که این موضوع را به سرعت با افراد متخصص در میان بگذارید.

چک کردن بیمارگونه همسران + تست


باما صادق باشید. نمی‌توانید بگویید که حسود نیستید و در زندگی مشترک یا اجتماعی‌تان، هیچ‌وقت احساس عمیق اما ناخوشایند حسادت را تجربه نکرده‌اید. اغلب ما کم و بیش با این احساس آشنا هستیم اما نکته همین‌جاست. شما کمی حسادت دارید یا اینکه در آن غرق شده‌اید؟

اگر می‌خواهید پاسخ این سؤال را پیدا کنید، به سؤال‌های زیر صادقانه پاسخ دهید. پاسخ سؤالات شما می‌گوید حسادت از رابطه شما محافظت می‌کند یا اینکه به خطری جدی برای زندگی مشترک‌تان تبدیل شده است.


چه نمره‌ای می‌گیرید؟

به جواب‌های «الف» امتیاز 2 و به جواب‌های «ب» امتیاز یک بدهید. حالا امتیازهای‌تان را با هم جمع کنید. از صفر تا 20 چه نمره‌ای گرفته‌اید؟ وقت آن رسیده که نمره‌تان را با پاسخ‌های زیر مقایسه کنید و ببینید کجای کار هستید.


12تا20: حسادت یا آن چیزی که خودتان اسمش را غیرتی بودن می‌گذارید، همه زندگی شما را در اختیار خود گرفته و به تهدیدی جدی برای رابطه‌تان تبدیل شده است. اگر هرچه زودتر از یک مشاور خانواده وقت نگیرید و نگاه‌تان را تغییر ندهید، خیلی زود با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو خواهید شد.


8تا11: حسادت در زندگی شما یک مشکل است اما می‌توانید با مدیریت ذهن و آموختن مهارت‌های ارتباطی، سهم آن را آرام‌آرام کمتر کنید. اگر چنین امتیازی گرفته‌اید، خواندن کتاب‌های روانشناسی و زوج‌درمانی را به شما توصیه می‌کنیم. سری به شهر کتاب بزنید و از مشاور کتابفروشی بخواهید تاثیرگذارترین توصیه‌هایی که به کار زوج‌های جوان می‌آید را به شما معرفی کند.


4تا7: شما آنقدرها هم که فکر می‌کنید حسود نیستید. کافی است نامزدتان را بیشتر بشناسید و در جریان رابطه، اعتماد متقابل را تقویت کنید. یک رابطه خوب و متعادل و از سوی دیگر تلاش خودتان، می‌تواند شما را از شر این تردیدها خلاص کند.


صفر تا3:
شما اندکی حسود هستید اما این میزان حسادت نمی‌تواند مشکل بزرگی را در رابطه شما ایجاد کند. تصور می‌کنیم بیشتر از آنکه این تردید به رابطه شما لطمه بزند، کمی هوشیار نگاه‌تان می‌دارد و نمی‌گذارد تهدیدهای کوچک و بزرگ میان شما و نامزدتان فاصله بیندازد.


به‌جای گیر دادن به او عشق بدهید

به جای آنکه همسرتان را با حساسیت‌های آزار دهنده به زندگی مشترک امیدوار کنید، عشق‌تان را به او نشان دهید. گفتن دوستت دارم شاید موثرترین و ساده‌ترین راه باشد اما بد نیست گاهی بی بهانه برایش هدیه بخرید یا با لبخند پشت در به استقبالش بروید. حل کردن مشکلات زندگی مشترک را برای فردا نگذارید. هرشب پیش از خوابیدن اختلافات را حل کنید و هرگز به‌دلیل دلخوری از همسرتان، جای خواب‌تان را جدا نکنید.
حسادت گاهی ناشی از احساس خود کم بینی است که در زندگی شما ریشه دوانده، پس بهتر است توانایی‌های خود را تقویت کنید تا تصور اینکه هر زنی توانایی تصاحب زندگی شما را دارد از سرتان بیرون رود. در این مورد هرچه بگوییم کم گفته‌ایم؛ شما و همسرتان می توانید با کمک جلسات مشاوره خانواده خود و یکدیگر را بیشتر بشناسید. نیازی نیست که حتما کارد به استخوان شما برسد تا سراغ مشاور بروید. حتی در شیرین‌ترین لحظات زندگی‌تان هم مشورت با یک روانشناس می تواند راهگشا باشد.