مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

مراقب بازی کودکانتان با لوازم آرایش باشید

یک روانشناس از والدین خواست تا هنگام بازی کودکانشان مراقب حضور بزرگسال در جمع آنها باشند و نسبت به بازی افراطی دختربچه‌ها با لوازم آرایشی هشدار داد.
مرجان فتحی درباره شناخت انواع شخصیت کودکان از طریق بازی‌ها، اظهار داشت: بازی فعالیت جسمی و ذهنی است که هدف‌دار بوده و به صورت فردی و گروهی انجام شود. یکی از این اهداف بازی به رشد شخصیت جنسیت کودکان مربوط می شود که در بازی‌های کودکان سنین ۳ تا ۶ سالگی صورت می‌گیرد.

وی افزود: کودکان در این سنین نقش‌های جنسی را درونی می‌کنند. مثلاً دختران با ایفای نقش‌ مادر و رفتارهای زنانه مانند پوشیدن لباس و کیف مادر رفتار او را تقلید می‌کنند.

وی ادامه داد:‌ برخی کودکان خاله‌بازی را ترجیح می‌دهند که در پذیرفتن نقش‌های اجتماعی آینده کودکان بسیار مهم است. بعضی بچه‌ها بازی‌های اجتماعی را دوست دارند و برخی دیگر از ماجراجویی و طرح بازی‌های جدید استقبال می‌کنند.
این متخصص بهداشت و روان اظهار داشت: کودکان دختر و پسر بودن خود را از طریق بازی‌ها می‌آموزند و می‌پذیرند.کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک نیز جزو اهداف مهم بازی است.انواع بازی‌ها به تقلیدی، اسباب‌بازی، سازنده با قاعده و بی‌قاعده تقسیم می‌شوند.همچنین بازی‌ها می‌توانند ارزش جسمی، اجتماعی و اخلاقی در کودکان داشته باشند.
وی تصریح کرد: در خصوص رشد شخصیت جنسی کودک باید به این نکته توجه کرد که اگر بازی بچه‌ها مغایر با جنسیت آنها باشد، حالت طبیعی این است که کودک یا نقش جنسی خود را نپذیرد یا اساساً با این آن مشکل پیدا کند، در غیر این صورت باید آنها را نزد متخصص بهداشت و روان برد.
فتحی گفت: بچه‌ها هیجان‌طلب، خواهان بازی‌های فعالانه و خلاقانه هستند. برخی دیگر که اجتماعی هستند،‌شکار و ماهیگیری را که بیرون از منزل است ترجیح می‌دهند. آنهایی که خلق آرام‌تری دارند، نقش‌های معمول آدم‌ها را می‌پذیرند. مثلاً دختربچه در خانه چای دم می‌کند و سفره می‌اندازد، پسرها نیز سر کار می‌روند و پول در می‌آورند.بچه‌هایی که دنبال ساختن و خلق چیزهایی هستند، معمولاً با ابزار کار می‌کنند و سراغ وسایل خانه رفته و با آچار و پیچ‌گوشتی آنها را تعمیر می‌کند.
این متخصص بهداشت و روان تصریح کرد:‌ معمولاً بچه‌ها بر یک بازی نمی‌مانند، اما ترجیحات آنها با شخصیت‌شان ارتباط دارد.
وی افزود: نمی‌توان نقش الگوی والدین را به خصوص در بازی‌های تقلیدی نادیده گرفت. بر این اساس والدین می‌توانند رفتارهای خود را از طریق بازی‌های بچه‌هایشان مشاهده کنند. مثلاً ممکن است والدین خود را مهربان توصیف کنند، اما در بازی بچه‌ها متوجه شویم که آنها به عروسک خود امر و نهی می‌کنند و از جملات آمرانه استفاده می‌کنند.
البته بچه‌ها در انعکاس رفتار چیزهایی به آن اضافه می‌کنند و منفعل صرف نیستند. اگر کمی دقت کنیم، متوجه می‌شویم که بازی برای بزرگسالان از حرف زدن با بچه‌ها مهمتر است. همچنین بازی ‌ها می‌توانند اختلالات هیجانی‌ کودکان پیش دبستانی را درمان کنند.
وی گفت: بازی‌ها نقش درمانی نیز برای بچه‌های کوچک دارند و تغییراتی را در آنها ایجاد می‌کند که متخصصان بهداشت روان قادر به انجام آن هستند.
فتحی گفت: قانون و قاعده بازی مربوط به سن خاصی است و پدر و مادر نباید سعی کنند تا اختیار بازی فرزندانشان را بر عهده بگیرند. بهتر است در بازی خودمان را به بچه‌ها بسپاریم و روش بازی آنها را یاد بگیریم.
معمولاً دیده می‌شود که برخی دختربچه‌ها گرایش به بازی با وسایل آرایشی دارند یا در رفتارهای زنانه مانند پوشیدن کفش پاشنه‌دار اغراق می کنند. متأسفانه بخشی از این رفتار متأثر از غرب است که از بچه‌ها به عنوان مدل آرایشی استفاده می‌کنند.
در حال حاضر در غرب نیز از تأثیر بد این رفتار در آینده کودک یاد می‌شود. این کودکان در نوجوانی رفتارهایی افراطی دارند، بنابراین به والدین توصیه می‌شود که ابزارهای متناسب با سن بچه‌ها را در اختیارشان قرار دهند و آنها را به رفتاری بیش از حد تشویق نکنند.
وی ادامه داد:‌ والدین می‌توانند از طریق بازی‌ها مهارت‌های زندگی را به فرزندانشان بیاموزند، مثلاً پدر می‌تواند نحوه استفاده از ابزارها را به فرزندش آموزش دهد.
فتحی گفت: بازی‌های نمایشی بسیار مهم هستند، زیرا فرصتی است تا کودکان هیجانات درونی‌شان را بروز دهند و کنجکاوی و خشم خود را ابراز کنند.
دکتربازی مربوط به رشد جنسی کودک است،.معمولاً این بازی در والدین حس خوبی ایجاد نمی‌کند. نگاه بچه‌ها با ما متفاوت است. باید این بازی‌ها را هدایت کنیم تا درست هدایت شوند. در این صورت به رابطه خاصی نمی‌انجامد و تنها کنجکاوی کودک را از بین می‌برد. البته باید مراقب باشیم که بزرگسال در دکتر بازی کودکان نباشد.
اگر کودک موقع دکتربازی رفتار نامناسبی داشت، از او بخواهید تا لباسش را بپوشد و او را بیرون از منزل ببرید و با او بازی کنید تا حال و هوایش عوض شود.
وی خاطرنشان کرد: گاهی پدر و مادر با رفتارهای نادرست و ممانعت از بازی کودک،‌او را در معرض خطر قرار می‌دهد. این رفتار می‌تواند در کودک کنجکاوی و مقاومت ایجاد کند.

آسیب اضطراب جدایی به کودکان


اضطراب جدایی، گونه ای از اضطراب است که به طور طبیعی در نوزادان ۸ ــ ۹ ماهه اتفاق می افتد؛ وقتی کودک با جدا شدن از مادر بی قراری می کند یا با دیدن غریبه ها نگران و مضطرب می شود و به گریه می افتد، این حالات طبیعی و نتیجه ی رشد کودک است. اما در برخی کودکان، در سنین بالاتر هم ممکن است این علائم دیده شود که طبیعی نیست. از علائم اضطراب جدایی غیر طبیعی در کودکان می توان به این موارد اشاره کرد:
  • ناراحتی مفرط کودک هنگام جدا شدن از مادر یا اشخاص مورد دلبستگی.
  • در کودک نگرانی مفرط در مورد احتمال وقوع جدایی یا از دست دادن فرد مورد علاقه وجود دارد.
  • کودک به شدت از روی دادن اتفاقاتی که منجر به دور شدن از افراد مورد علاقه اش می شود نگران است مثلاً دزدیده شدن یا گم شدن.
  • امتناع از رفتن به مدرسه یا مهد یا جای دیگری که قرار است برود، به دلیل ترس از جدا شدن از مادر یا فرد مور دلبستگی.
  • مقاومت و ترس شدید از اینکه در خانه تنها بماند.
  • ترس و خود داری کودک از خوابیدن بدون حضور فردی که کودک به او دلبسته است.
  • دیدن کابوس های مکرر در مورد جدایی از فرد مورد دلبستگی.
  • وجود برخی شکایات جسمانی مانند سردرد، دل درد، تهوع، استفراغ، هنگامی که کودک می خواهد از فرد مورد دلبستگی اش جدا شود.

البته همه ی کودکان مبتلا به اضطراب جدایی، همه ی این علامت ها را با هم نشان نمی دهند، بلکه در ملاک های تشخیصی، حداقل سه علامت برای مدت زمان مشخص مد نظر قرار گرفته می شود.
اختلال اضطراب جدایی، با دعوا و بحث و تنبیه بر طرف نمی شود و بهتر است برای درمان به موقع آن به سراغ یک متخصص بالینی کوک بروید، هر چه زودتر هم بهتر؛ تا قبل از اینکه به روابطش با شما و دوستانش و موفقیت تحصیلی اش آسیبی وارد شود.

نکات مهم در دادن پول توجیبی به بچه‌ها

گاهی پیش می‌آید کودک خردسال‌تان از شما درخواست یک اسباب‌بازی می‌کند و شما در ​پاسخ می‌گویید که نمی‌توانید فعلا آن را برایش بخرید، ممکن است به شما بگوید «برو از بانک پول بگیر» یا «از بابا، دایی یا فلانی بگیر» این زمان بهترین فرصت برای شروع آموزش، درحد فهم و توانایی ذهنی اوست. روش‌هایی که در اینجا به آن اشاره شده به شما کمک می‌کند​ به کودک خود بیاموزید چگونه پول خود را پس‌انداز و مدیریت کند.



درس اول: پول روی درخت سبز نمی‌شود


وقتی بچه‌ها می‌بینند چگونه پدر یا مادرشان از عابر بانک پول می‌گیرند، نمی‌دانند که پول آنها یک ذخیره محدود و مشخص است. برای او توضیح دهید که هرکسی برای به دست آوردن پول کار می‌کند و فقط می‌تواند به اندازه دستمزدش از بانک پول بگیرد. میزان پولی را که هرکس در قبال کارش می‌گیرد، متفاوت است و بستگی به نوع کار، میزان تحصیلات و مقدار ساعاتی که کار انجام می‌دهد، دارد. به او بگویید همه افراد درآمد یکسانی ندارند​و در آینده، چنانچه شغلش توام با تحصیلات و معلوماتش باشد، موفق‌تر و پردرآمدتر خواهد بود. همچنین، بانک فقط جایی است که برای امنیت و کاربری بیشتر، پول‌ها در آن نگهداری می‌شود. (لطفا هنگام توضیح این موارد هرگز بدبینی‌های خود درباره بحران مالی و اقتصادی را وارد بحث نکنید​)


درس دوم: خرید‌های دلخواهتان را با پول خودتان انجام دهید


گاهی اوقات مسئولان مدارس از دیدن مقدار پولی که نزد دانش‌آموز است، حیرت زده می‌شوند. در هر شرایط مالی که باشید لزومی ندارد که کودکان زیر 12 سال شما اسکناس‌های درشت با خود به مدرسه ببرند و بی‌حساب پول خرج کنند. برای شروع، بهترین راه آموزش مدیریت پول به بچه‌ها، کم‌پول دادن است. اگر زیاده از حد و وقت و بی‌وقت به آنها پول بدهید تا بتوانند هرچه را که اراده می‌کنند، بخرند هرگز نمی​توانید آنها را در این باره راهنمایی وآموزش دهید. در صورتی که مقرری بچه شما محدود باشد به عنوان مثال، تمام پولش را برای بازی‌های رایانه‌ای هدر داده باشد و نتواند DVD مورد علاقه‌اش را بخرد، موقعیت مناسبی پیش خواهد آمد که متوجه پیامد ولخرجی‌اش بشود و به طور ناخودآگاه به تقسیم مقرری اش برای موارد دلخواه خود فکر کند.


درس سوم: تاخیر در به دست آوردن چیزی لذت آن را بیشتر می‌کند


بعضی از والدین به‌دلیل آن‌که در کودکی از امکانات کافی برخوردار نبوده‌اند، بدون در نظر گرفتن عواقب کار، همه نیازهای ضروری و غیرضروری فرزند خود را تامین می‌کنند. بچه‌ای که همه خواسته‌هایش بدون درد سر و زحمت برآورده شود، به جایی خواهد رسید که هیچ چیز دیگر او را راضی​ نخواهد کرد. شما والدین محترم، حتی اگر از تمکن مالی خوبی هم برخوردار باشید باید برای بعضی از درخواست‌ها او را منتظر نگه دارید و گاهی هم از او بخواهید با پول تو​جیبی‌اش در خرید مشارکت داشته باشد. به فرزند خود توضیح دهید که درآمد ماهانه شما بر تعداد روزهای ماه تقسیم می‌شود و مشخص است که هر روز چه مقدار می‌توانید خرج کنید، گاهی چه مواردی را باید حذف کنید تا بتوانید اجناس با اولویت بالاتر را خریداری کنید. او نیز باید مثل شما، براساس میزان پول تو​جیبی‌اش خرج کند و برای به دست آوردن چیزهای مورد علاقه‌اش، از خرید بعضی چیزهای دیگر ​ صرف نظرکند. مثلا به او بگویید اگر روزی نتوانید برای خود و فرزندتان از بیرون پیتزا تهیه کنید، می‌توانید آن را با مواد اولیه موجود در خانه به صورت سالم‌تر و ارزان‌تر آماده کنید وتفاوت قیمت آن با بیرون را پس‌انداز کنید. به طورحتم، وقتی بچه‌ها برای به دست آوردن وسیله مورد علاقه‌اش صبر کنند، بعد از خرید آن، هم لذت می‌برند و هم قدرش را بیشتر می‌دانند.



درس چهارم: پولتان راسریع خرج نکنید


بعضی ​​ بچه‌ها که پول تو​جیبی را به صورت مقرری هفتگی یا ماهانه می‌گیرند خیلی سریع تمام آن را خرج می‌کنند و بعد از کافی نبودن آن شکایت می‌کنند؛ چون نمی‌دانند ​ به دست آوردن پول، برای تامین رفاه و معاش کارساده‌ای نیست و بدون آن زندگی توام با مشقت می‌شود. به اوتوضیح دهید پول ارزشمند است و باید برای رفع نیازهای واقعی صرف شود و سپس آنها را توجیه کنید که این پول برای مدت مشخصی برای او درنظر گرفته شده و باید برای جلوگیری از هدر رفتن آن برنامه‌ریزی کند. به کودکتان یاد بدهید قبل از رفتن به خرید بودجه خود را بسنجد و بداند چرا به خرید می‌رود؟ ازکدام محل باید خرید کند، از اصل قیمت‌ها مطلع باشد و سرانجام محلی راکه با تخفیف بیشتر و ارزان‌تر اجناسش را به فروش می‌رساند، انتخاب کند. با این روش می‌تواند هم خرید مناسبی بکند هم پس‌‌اندازی داشته باشد.


درس پنجم: پس‌انداز برای خرید دلخواه شیرین است


داشتن پس‌انداز برای هرکس مایه دلگرمی است وافراد درهر شرایط مالی باید بخشی از درآمد خود را کنار بگذارند. درزندگی هرکس ممکن است روزهایی پیش بیاید که پس‌انداز حتما مشکل‌گشا خواهد شد. اگر دختر شما می‌خواهد عروسکی بخرد و برای آن پول کافی ندارد، به او بگویید، پس‌انداز کند! برای این کار او را تشویق کنید و بعد از آن‌که مبلغ مورد نظر فراهم شد، او را به فروشگاه ببرید و اجازه دهید خودش خرید کند و به صندوق‌دار پول بدهد. با این شیوه او یاد می‌گیرد، چطور برای رسیدن به اهدافش تلاش کند و هیچ‌گاه لذتی اینچنین را فراموش نخواهد کرد.


درس ششم: حساب دخل و خرجتان را داشته باشید


قدرت مالی هرکس هرچقدرهم که زیاد باشد چنانچه حساب دخل و خرج آن مشخص نباشد بسرعت تمام خواهد شد. یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای مدیریت پول بچه‌ها این است که آنها برای مقرری خود حساب و کتاب داشته باشند. می‌توانید دفترچه‌ای را در اختیار آنان قرار دهید که مقدار پول دریافتی، مخارج و پس‌اندازها را در آن بنویسند یا از رایانه استفاده کنید و برایشان صفحه‌ای باز کنید که بتوانند برنامه‌های مالی‌شان را در آن ثبت کنند. همچنین می‌توانید یک کیف قدیمی در اختیارآنها قرار دهید تا حساب، کتاب‌ها و پس‌اندازشان را در آن قرار دهند.


درس هفتم: آرزوهایتان را بنویسید


در صورتی که هرکسی نیازهای خود را مکتوب بنویسد، دسترسی به آنها سریع‌تر انجام می‌شود، چون طبق فهرست، خرج‌کردن دارای برنامه و اصول شده و مانع از خرید‌های غیرضروری می‌شود. برای همه ما پیش آمده که خرید‌های بی‌برنامه زیادی داشته​ و بعد از آن دچار پشیمانی شده‌ایم‌. این باعث تاخیر در به دست آوردن نیازهای ضروری‌تر خواهد شد. این کار را به کودکانمان یاد بدهیم. داشتن چنین فهرستی برای بچه‌ها، انتظارشیرینی را در پی دارد و انگیزه آنان را برای گوش دادن به توصیه‌های شما و پس‌انداز کردن بیشتر می‌کند؛ اما تهیه آن ممکن است برای آنها سخت باشد. کنار او بنشیند و در نوشتن خواسته‌ها و آرزوها به او کمک کنید. او را راهنمایی کنید تا آنها را اولویت‌بندی کند. فهرست را در اتاقش و در معرض دید او روی دیوار نصب کنید. به این شکل، فکر کردن به مسائل مالی هر روز به او یادآوری خواهد شد.


درس​ هشتم: پس‌انداز خود را افزایش دهید


راه‌های مختلف پس‌انداز کردن را به کودک خود آموزش دهید به عنوان مثال باز کردن حساب‌هایی که به آنها سود تعلق می‌گیرد یا یک حساب سپرده ثابت. می‌توانید حساب او را به صورت روز شمار، از طریق اینترنت و سیستم‌های اطلاع‌رسانی سریع مثل پیامک به او نشان دهید. او از این‌که می‌بیند پس‌انداز اندک او درحال افزایش است، مسلما هیجان‌زده وعلاقه‌مند خواهد شد.


درس نهم: به تبلیغات شک کنید


متاسفانه ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تبلیغات گسترده شرکت‌های تولیدکننده کالاها، همه زندگی ما را تحت‌الشعاع خود قرار داده است و در کوچه و خیابان، سینما و تلویزیون و... با آن مواجه هستیم و از آنجا که همه آنها از علم روان‌شناسی برای جذب مخاطبان خود بهره می‌گیرند، روی افراد زیادی تاثیر می‌گذارند. اگر می‌خواهید فرزندنتان تحت تاثیر تبلیغات هوس انگیز این شرکت‌ها قرار نگیرد، سعی کنید او را طوری توجیه کنید که با کمی شک و تردید به این اجناس نگاه کند. این مساله بسیار برای آنها سرنوشت ساز خواهد بود.
بچه‌ها باید بدانند که پشت این پیام‌های وسوسه‌انگیز، حقه‌های فریبنده‌ای وجود دارد. به عنوان مثال اگر در یک آگهی تجاری به بچه‌ها بگویند ​با داشتن فلان لباس یا اسباب‌بازی محبوب همه خواهید شد​ به آنها بگویید که محبوبیت افراد به داشتن چیزهای مهم دیگری است نه به خریدن چیزی که تبلیغ می‌شود. به فرزندتان یادآوری کنید که هر تبلیغی نشانه کیفیت و کارایی واقعی آن کالا نیست.



درس دهم: بخشش کنید


در ضمیر همه انسان‌ها بعضی از صفات شایسته، به طور ذاتی قرار داده شده است. یکی از آنها، نیکی کردن و انفاق به دیگران است‌. آیا کودک شما از مساله مربوط به امور خیریه اطلاعی دارد؟ در این باره برای او حتما توضیح دهید و تشویق بچه‌ها به انجام این عمل​ به آنها می‌آموزد که پول فقط برای خرید کردن نیست، بلکه با آن می‌توان به مردم نیز کمک کرد. به بچه‌ها بگویید مقدار پولی را که اهدا می‌کنند، مهم نیست، بلکه نیت اهداکننده و بهره معنوی که از آن می‌برند، مهم است. ترغیب کودکان به این کار​ به نوعی به تعدیل افکار و رفتارهای مربوط به امور مالی (ولخرجی یا خساست) بسیار کمک می‌کند.

شنیدن کلمات در روز باعث تقویت "هوش نوزاد"

تصاویر رنگارنگ ذهن نوزاد را تحریک کرده و به بیان احساسات او کمک می‌کند نوزادان در این شرایط احساسات خود را با فریاد کشیدن، نزدیک بردن کتاب به سمت دهان و یا پاره کردن صفحات کتاب ابراز می‌کنند.



مریم محمدی کار‌شناس روانشناسی گفت: ‌ کتاب خواندن برای نوزادان به ساختن کلمات و تحریک تصورات آن‌ها کمک کرده و مهارت‌های برقراری ارتباط را در نوزاد تقویت می‌کند. در حقیقت هر چقدر از ابتدا بیشتر با نوزاد خود صحبت کنید، بیشتر به پرورش و رشد او کمک کرده‌اید.

وی افزود: مهارت‌های زبان و حتی هوش به تعداد کلماتی که نوزاد هر روز می‌شنود ارتباط پیدا می‌کند، همچنین صحبت کردن با نوزاد به او کمک می‌کند یا سریع‌تر کلمات را یاد بگیرد و مفهوم آن‌ها را درک کند.

محمدی تصریح کرد: در ماه‌های اول همان‌طور که نوزاد صحبتهای شما را می‌شنود به ریتم زبان بیشتر از محتوا توجه دارد، بنابراین بدون توجه به محتوا می‌توانید کتاب‌های کودک، یک مجله و یا حتی یک رمان را برای او بخوانید.
وی در پایان اظهار داشت: نوزاد شما ممکن است مجذوب عکس‌های روشن و درخشان داخل کتاب شود، بنابراین تا آنجا که می‌توانید از کتاب‌های مقوایی عکس برجسته و یا کتاب‌هایی که دارای تصاویر زیادی هستند استفاده کنید.

فزندتان را بیشتر بشناسید

این داستان خیلی از بچه‌هایی است که پدرهایشان صبح زود می‌روند و آخر شب​ خسته به خانه بازمی‌گردند. پدرهایی که آن قدر درگیر مشغله‌های زندگی شده‌اند که فراموش کرده‌اند پدر خوب بودن یعنی چه؟

مشاهدات در بسیاری از خانه‌ها نشان می‌دهد ​ پدران فقط روزانه نزدیک به 20 دقیقه زمان برای فرزندانشان صرف می‌کنند. شهره عظیمی که خودش خانه‌دار و از وضع مالی نسبتا مناسبی برخوردار است، می‌گوید: شغل همسرم آزاد است، او صبح زود به بازار می‌رود و دیروقت به خانه بازمی‌گردد، حتی اگر مهشید بیدار باشد باز هم با پدری مواجه می‌شود که یا خیلی خسته است یا مجبور است مدام با تلفن کارهایش را پیگیری کند. خانم عظیمی که خودش زمان زیادی را صرف تربیت کودکش می‌کند، با دلخوری می‌گوید: تلفن همسرم حتی در روزهای تعطیل، یا در مسافرت هم روشن است، او آن قدر درگیر کارش است که وقتی در مکالمات تلفنی‌ با همکارانش بحث یا دعوا می‌کند به هیچ‌وجه ملاحظه حضور دخترم را نمی‌کند.

در جامعه ما مادران را به عنوان عوامل اصلی تربیت فرزندان می‌شناسند و همین عقیده مقدمه‌ای شده تا پدران در مراقبت از کودک خود نقش چندانی ایفا نکنند. بسیاری از پدران منتظر می‌مانند تا فرزندشان بزرگ شود و بعد تازه می‌خواهند با او ارتباط برقرار کنند. آنها بندرت برای فرزندشان کتاب قصه می‌خوانند، کمتر به مهدکودکش سرمی‌زنند، یا تکالیف مدرسه‌اش را نظارت می‌کنند و این در حالی است که در نظر کودک، پدر پناهگاهی امن است که می‌تواند از او و مادر حمایت کند. او قدرت دارد مشکلات را حل کند و خانواده را در مسیر درست هدایت کند.
پدران عامل ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود هستند، پس طبیعی است ​ کودک در بسیاری از رفتارهای اجتماعی، از پدرش الگوبرداری کند. به خاطر داشته باشید​ وقتی رابطه دختران و پدران کمرنگ می‌شود، دختران در معرض خطرهای بیشتری قرار می‌گیرند، چرا که این پدر است که باید به دخترش حس زیبا بودن، شایسته بودن و توجه بدون قید و شرط را بدهد.
این نکته هم حائز اهمیت است که وقتی پدر خانواده از صبح تا شب درگیر معاش خانواده است، به همان اندازه که از وظایف پدری‌اش دریغ می‌کند از وظایف همسری‌اش هم غافل می‌ماند و نتیجه این سبک زندگی کردن، ایجاد فاصله و شکاف میان مرد خانه و باقی اعضای خانواده است. اگر شما هم یک پدر پرمشغله‌اید باید بدانید حضورتان هر چقدر هم که کوتاه باشد باز هم مغتنم است و باید از لحظه لحظه‌اش استفاده کرد، پس کیفیت حضورتان را ارتقا ببخشید.
با تمام وجود در خانه حضور داشته باشید
از ساعاتی که در خانه هستید به نحو احسن استفاده کنید. زهرا افسرزاده که مشکلی از این جنس دارد به شوخی می‌گوید: «جدول و تلویزیون هووهای من در خانه هستند! همسرم از مصاحبت جدول‌ها، سریال‌ها و اخبار بیشتر از مصاحبت با من و فرزندش لذت می‌برد.» سعی کنید جدول حل کردن، تلویزیون نگاه کردن و میزان خوابیدن را محدود کنید و به جای آن حضوری فعال در خانه داشته باشید؛ یعنی با فرزندتان حرف بزنید، بازی کنید و حتی کشتی بگیرید؛ بد نیست گاهی هم شما برایش کتاب قصه بخوانید. این نــکته را هم به خاطر داشته باشید کودکان همان طور که می‌توانند در سکوت و آرامش با شما هم‌صحبت و همبازی باشند ممکن است لجبازی کنند و موجبات عصبانیت شما را فراهم کنند؛ در هر حال شما باید آمادگی نشان دادن رفتاری پدرانه را داشته باشید و گاهی هم آستانه تحملتان را بالا ببرید.
از فرزندتان چقدر می‌دانید؟
اگر از شما بپرسم فرزندتان کلاس چندم است می‌دانید؟ نام معلمش را بلد هستید؟ تا به حال با مدیر مدرسه یا مهد او صحبت کرده‌اید؟ هر روز که کودکتان بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود، نیازهایشان هم تغییر می‌کند، از نیازهای او مطلع هستید؟ تامین هزینه‌های کودک فقط بخشی از نیازهای اوست. شما برای این‌که با طرز تفکر او و تحولات و رشد ذهنی‌اش آشنا شوید بد نیست گاهی گفت‌وگوهای دونفره داشته باشید، با هم به پارک بروید یا به جای سرویس مدرسه خودتان او را به مهد یا مدرسه برسانید. دیدن رفتارها و گفتارهای کودک در اجتماعی بزرگ‌تر از خانواده به شما نشان می‌دهد که روند رو به رشد کودکتان چگونه است؛ ضمن این‌که علاوه بر شناختن علایق کودکتان با دوستان، مربی‌ها و معلمین او نیز آشنا می‌شوید.
کار می‌کنید یا زندگی؟
سختکوشی و تامین معاش، نشانه تعهد به خانواده است، اما به خاطر داشته باشید که اگر میان زندگی شغلی و زندگی خانوادگی خود تعادل ایجاد نکنید، همسر و فرزندان شما، یعنی همان کسانی که برایشان خود را به آب و آتش می‌زنید، از شما دور و دورتر می‌شوند. گاهی لازم است برای حفظ کانون گرم خانواده از برخی امتیازهای مالی چشم‌پوشی کنید؛ این همان کاری است که محمد نادری نژاد انجام داده است. او که یک پسربچه هفت ساله دارد، می‌گوید: سال گذشته همسرم به دلیل سقط جنین دچار افسردگی شد. شرایط طوری بود که باید بیشتر مراقبش می‌بودم، ضمن این‌که مسئولیت بردن و آوردن مهدیار، پسرم هم به عهده من بود. در همان ایامی که تلاش می‌کردم​ از همسرم حمایت بیشتری کنم ، فهمیدم کار و مشغله زیاد چقدر ما را از هم دور کرده است. برای درمان همسرم باید ساعت کاریم را کم می‌کردم. این کار ابتدا برایم سخت بود، اما پس از مدتی که همسرم بهبود یافت متوجه شدم رابطه بسیار بهتری با آنها دارم و کیفیت زندگی‌ام ارتقا یافته است. هرچند در آن مدت تعدادی از مشتریانم را از دست دادم، اما در عوض آرامش بیشتری نصیبم شد.
فرزند توانا، نیازمند پدری تواناست
هومن یک مرد متاهل سی و دو ساله است که چهار سال از ازدواجش می‌گذرد. او می‌گوید: «پدرم به من توجه زیادی داشت، تا جایی که من هیچ وقت نیاز عاطفی یا مالی در زندگی‌ام حس نکردم، او همیشه مرا تشویق به درس خواندن کرده بود و من هم پسربچه درسخوانی برایش بودم، معدل لیسانسم گویای همین مطلب است، اما پدرم مرا مرد بار نیاورده، چرا که بجز کار پشت میزنشینی هیچ چیز دیگری بلد نیستم، حتی یک پنچرگیری ساده هم از عهده‌ام خارج است. او پدر خوبی بود، هیچ‌گاه اجازه نداد کارهای سخت انجام دهم، اما مرا مرد بار نیاورد».
مراقب باشید که کیفیت ارتباط شما با فرزندتان فقط حمایتی نباشد، بلکه طی تجربیاتی که با هم کسب می‌کنید و ساعاتی که با هم می‌گذرانید راه و روش زندگی کردن را نیز به فرزندتان بیاموزید. فرزندان از پدرانشان حس قدرت و اعتماد به نفس می‌گیرند، پس سعی کنید آنها را چند بعدی پرورش دهید. همکاری در کارهای روزانه مثل تمیز کردن ماشین، گل کاشتن در باغچه و کار کردن با جعبه ابزار پیشنهادات خوبی است که ضمن بالا بردن کیفیت ارتباط شما با فرزندتان آنها را نیز توانگر می‌کند.

تفاوت‌های بین نسلی را جدی بگیرید
«من وقتی به سن تو بودم، یک خانه را می‌چرخاندم، دست راست پدرم بودم، هم کار می‌کردم هم درس می‌خواندم، تازه یک‌سوم امکانات تو را هم نداشتم». اگر در هر بار هم‌صحبتی و همراهی با فرزندتان این موارد را به او یادآوری می‌کنید، او را از خودتان دور نگه می‌دارید. تصور کنید به جای دهه 50 یا 60 در دهه 90 به دنیا می‌آمدید، آیا باز هم تمام اتفاقات کودکی‌تان با همان کیفیت تکرار می‌شد؟ مسلم است که خیر. کودکان در هر نسلی با شرایط و اقتضائات همان دوران رشد می‌کنند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: فرزندانتان را به آداب و رسوم خویش مجبور نکنید، چون آنها برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده‌اند.