مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

درمان لکنت زبان با هیپنوتیزم 2

به آقای آلروتز تعلیم داده شد که هنگام صحبت کردن با مردم اهمیتی برای انها قائل نیست . در حال حاضر او فقط از این می ترسید که هنگام صحبت کردن دچار اشتباه شود و مورد تمسخر قرار گیرد و این ترس علت و ریشه ای در کذشته داشت که چه عامل وعلتی باعث شده که آقای آلروتز صحبت کردن با مردم را خطرناک بداندبخصوص ترس از اینکه دچار اشتباه شود.

آقای آلروتز در این خصوص چیزی نمی دانست و چیزی هم از دوران کودکی بیاد نمی آورد به او گفته شد در حال حاضر احتیاجی نیست که به حافظه خود فشاری بیاورد زیرا بعد از اولین جلسه هیپنوتیزم که توانست خود را رلکس و وانهاده نماید همه چیز را بیاد خواهد آورد.

اولین جلسه هیپنوتیزم-در این جلسه به آقای آلروتز تلقین وتعلیم داده شد، که بجای کنترل و فشار اوردن به خود هنگام صحبت کردن عضلات خود را شل و وانهاده کند(شما هم می توانید با خود هیپنوتیزم این کار را انجام دهید که در جلسات گذشته خود هپنوتیزم را تشریح کردیم)

دومین جلسه هیپنوتیزم- در این جلسه به او تلقین شد در خلال این هفته ، خاطراتی را که برای اولین بار باعث ترس او شده بیاد بیاورد.

سومین جلسه هیپنوتیزم- وقتی او برای سومین جلسه آمد داستان زیر را بیاد آورده بود

زمانی که من در دوران طفولیت به سن 4 یا 5 سالگی بودم ، در همسایگی ما بچه ای به همین سن یا بیشتر زندگی می کرد این پسر بچه دچار لکنت زبان بود و قیافه ای مضحکی داشت . روزی که صحبت کرد دچار لکنت شد و من هم به او خندیدم و طرز صحبت کردن اورا تقلید کردم پدرم ناگهان بر اشفت و فریاد زد اگه یکمرتبه دیگه اینجوری صحبت کنی زبانت را می سوزانم و برای اینکه من بیشتر بترسم دستم را گرفت و سیگارش را تا نزدیکی زبانم آورد و من هم به شدت ترسیدم و از ان روز به بعد هر روز که می خواستم در نزد پدرم صحبت کنم می ترسیدم که مبادا بد صحبت کنم وپدرم زبانم را بسوزاند.

به این ترتیب می بینیم که بزودی فشار عضلانی زبان ودستگاه صوتی بیمار شروع می شود هر چند که این تهدید احمقانه اجرا نشد اما کودک همیشه از صحبت کردن نزد پدر می ترسد و از ان روز به بعد همیشه در حضور پدر ساکت و بی صدا می ماند و روز به روز تکلم کودک بدتر می شود و با هر کس که بر خورد می کرد مثل معلمش ودیگر کسان بیاد پدرش می افتاد و زبانش دچار لکنت می شد این وضع در مدرسه بتدریج بدتر شد تا اینکه بیمار متوجه شد که عیبی در صحبت کردنش وجود داردو تصور کرد که قطعا یک نوع بیماری در دستگاه تکلمش وجود دارد.

جلسات بعدی هیپنوتیزم –در مابقی جلسات اینگونه به او تلقین شد. که او حالا دیگر ان کودک ترسو نیست دیگر کسی نمی خواهد زبان او را بسوزاند و اگر اشتباهی کرد کسی زبانش را نمی سوزاند ودر واقع کسی توجهی ندارد به اینکه او با لکنت صحبت می کند یانه . به او تلقین شد حالا دیگه از هیچ چیز نمی ترسی و هیچ اندوه ونگرانی نداری، در حال حاضر تو می توانی آرام و خوب صحبت کنی ، عضلات تکلمت شل هستند شما همانطور که باسگتان خوب صحبت می کنی با مردم هم می توانیدخوب صحبت کنید.

همچنین به او تلقین شد که تصور کند با کمال اعتماد و اطمینان در حال صحبت کردن با مردم است بدون اینکه دچار لکنت شود.

پس از چند مدت آقای الروتز کاملا خوب شد

درمان لکنت زبان با هیپنوتیزم 1

این مطلب بر گرفته از کتاب روانشناسی کابوک ترجمه فصل 35 صحفه 183 تا 186 کتاب دکتر وان پلت stammering برای دوست عزیزی که در مورد لکنت زبان به ما ایمیل زده بودند


دکتر، اقای الروتز بمن نوشت من خوشحال می شوم ،اگر شما بتوانید کاری برای این بیمار مبتلا به لکنت زبان انجام دهید جوان خوش قیافه ای است ولی همین ناراحتی در صحبت کردنش او را در زندگی عقب انداخته است،الکنت زبانش باعث شده از تر خوردهای اجتماعی بپرهیزد و از رفتن بکار وااشتغال اجتناب کند.وقتی که الروتز شروع به بیان داستان زندگیش کرد ، معلوم شد چقدر ناراحت است زیرا که خیلی به سختی می توانست صحبت کند. تلاش وتقلای زیادی می کرد که صحبت کند ولی به همان نسبت کلمات به سحتی از دهانش خارج می شد.

به آقای آلروتز گفتم ، که با فشار صحبت نکند ، بلکه کلمات را آرام ، آهسته، ملایم، با کشش وآهنگدار بیان کند.عملا تمام کسانی که مبتلا به لکنت زبان هستند چنانچه ملایم با تانی و آرام صحبت کنند و حروف کلمات را قدری بکشند، می توانند بدون لکنت صحبت کنند.

بطوری که بعدا خواهیم دید علت لکنت زبان مربوط به فشار و انقباض عضلات و اعصاب دستگاه تکلم است،چنانچه این کشش وفشار از بین برود الروتز می تواند براحتی صحبت کند.

به شکلی که اضهار می داشت ، در سراسر زندگی اش دچار لکنت زبان بوده است، بهیچوجه نمی توانست حادثه ای را که باعث لکنت زبانش شده بیاد بیاورد . فقط خاطرات بسیار زیادی داشت از اینکه لکنت زبانش موجب بدبختی های بزرگی در زندگی اش شده است.

در مدرسه وضعیتی بدی داشت،برخی اوزگاران اورامدل شوخی و خنده فرلرمی دادندو سایر شاگردان هر یک بنوبه خود موجب اذیت و آزلرش می شدند ، خواندن کتاب در کلاس عفریتی بود که جسم و جان او را در چنگال می گرفت.

وقتی دوران تحصل را تمام کرد،بهترین روشی که بنطرش می رسید دوری از اجتناع و اجتناب از مردم بود .

خرید کردن ایجاد ناراحتی بزرگی برای او می کرد زیرا تصور می نمود که هنگام خرید همه مردم میاستند و به او نگاه می کنند که او چگونه با زور وفشار کلمه ای را از دهان خارج می کند و........................

عجیب این بود که هر وقت آقای الروتز تنها بود و می خواست با سگش صحبت مند اصلا دچار لکنت نمی شد و مثل اشخاص معمولی صحبت می کرد و بعلاوه بخوبی وبه تنهایی با خودش صحبت کند یا کتاب بخواند و از این موضوع مات ومتحییر مانده بود که چرا در تنهایی یا هنگام صحبت با سگش برای مدتی لکنتش بکلی رفع می شود ولی در اجتماع ودر حضور دیگران قادر به صحبت کردن نبود .

بهر حال برای اقای الروتز تعریف شد ، که علت اینکه چرا در تنهائی با سگش میتواند صحبت کند، ولی در اجتماع نمی تواند صحبت کند، این است که مطمئن است که سگش نمی تواند از او عیب وایراد بگیرد بنابراین هنگام صحبت با سگش خود را نمی ترساند و واز ایراد هم نمی ترسید این موضوع ،وجود مردم عامل محرکی برای لکنت زبان او شده بود ، که پاسخ این باز تاب لکنت بود ، هنگام صحبت با مردم می ترسید که دچار اکنت شود . بدین ترتیب هر وقت می خواست با مردم با تلفن صحبت کند ،بطور خودکار و انعکاسی دچار اکنت می شد .

نکته دیگر اینکه هر چه او بیشتر و سختتر بلاش می کرد ، وضع لکنتش بدتر می شد ولی هر وقت ملایمتر وبدون فشار عضلانی صحبت میکرد ،لکنت رفع می شد.

درمان سردرد با هیپنوتیزم

آیا شما نیز به‌طور مکرر دچار سردرد می‌شوید؟ آیا سردردتان مانند نبض، ضربان‌دار است یا مشابه زمانی که یک نوار لاستیکی به‌سفتی دور سرتان بسته شده، احساس فشار می‌کنید؟ آیا این درد در شرایط خستگی و فشار عصبی تشدید می‌شود؟ آیا متوجه ارتباطی بین بروز یا تشدید سردرد و عادت ماهانه (پریود) شده‌اید؟ آیا مصرف برخی داروها موجب شروع سردردتان می‌شود؟ آیا هنگام سردرد حالت تهوع نیز دارید و نور و صدا آزارتان می‌دهد؟ از لحاظ میزان گستردگی منطقه‌ی دردناک، کدامیک از سه حالت زیر اتفاق می‌افتد: آیا این درد تمام سر را درگیر می‌کند، فقط یک نیمه‌ی سر را شامل می‌شود و یا محل اصلی آن در محدوده‌ی یکی از چشم‌ها است؟ آیا تا کنون شده با حالتی مثل رویت یک شعاع نورانی در چشم، شروع درد را قبل از جایگزینی کامل آن متوجه شوید؟ آیا این سردرد در عرض دو تا سه ساعت برطرف می‌شود و یا گاهی حتی تا چند روز ادامه می‌یابد؟ آیا با فعالیت فیزیکی تشدید می‌شود؟ آیا استشمام یک بوی خاص یا خوردن برخی غذاها احتمال بروز آن را بیشتر می‌کند؟ شدت درد صبح‌ها بیشتر است یا عصرها؟ آیا هنگام سردرد پوست ناحیه‌ی شقیقه‌ها و پیشانی‌تان نیز حساس و لمس آن دردناک است؟ با بررسی پاسخ‌های شما به سؤالات فوق، می‌توان علت سردردتان را مشخص نمود.

تقریباً همه‌ی ما حداقل یک بار در طول عمرمان سردرد را تجربه کرده‌ایم. حس بسیار ناخوشایندی که گاه به‌قدری شدید است که بر تمامی فعالیت‌های روزمره‌مان تأثیر نامطلوب می‌گذارد و حتی ما را مجبور به ترک موقت این فعالیت‌ها می‌کند. بعضی از سردردها، گذرا و موقتی‌اند درحالی‌که انواع دیگری وجود دارند که به‌طور مکرر اتفاق می‌افتند و حتی اگر فرد برای مدتی دچار آن نشده باشد، همواره انتظارش را می‌کشد. این گروه، سردردهای راجعه نامیده می‌شوند یعنی سردردهایی که هر از چندگاهی به سراغ‌مان می‌آیند و مدتی آزارمان می‌دهند، سپس بهبود می‌یابند و تا حمله‌ی بعدی خبری از آن‌ها نیست.

سردردهای راجعه موجب اختلال در تمرکز، کاهش کارایی و از دست دادن ساعت‌های کاری زیادی می‌شوند، بنابراین پیشرفت‌های تحصیلی و شغلی را دشوار و کند می‌سازند. روابط بین فردی را مختل می‌کنند و واکنش‌های هیجانی فرد را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. شخصِ دچار سردرد علی‌رغم میل باطنی‌اش، تحریک‌پذیر و پرخاشگر می‌شود و ممکن است رفتارهایی از خود بروز دهد که بر روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی وی صدمات جبران‌ناپذیری وارد نمایند. متأسفانه اطرافیان نیز گاهی بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه‌ی فرد، واکنش‌های هیجانی غیرارادی او را به شکل بدتری پاسخ می‌دهند. این شیوه‌ی تعامل، چرخه‌ی معیوبی در روابط بین فردی ایجاد می‌کند که اگر به‌موقع اصلاح نشود، می‌تواند تبدیل به یک فاجعه گردد. در موارد شدید که تعداد حملات سردرد زیاد است و به‌طور مکرر اتفاق می‌افتد، فرد احساس ناتوانی و عدم استقلال می‌کند و به دلیل انتظار دائمی بروز ناگهانی سردردهای شدید، حتی از گردهمایی‌ها و فعالیت‌های تفریحی نیز نمی‌تواند به اندازه‌ی کافی لذت ببرد.

متأسفانه سردردهای راجعه بسیار شایع‌اند و در هر رده‌ی سنی امکان بروز دارند. در سنین 5 تا 15 سالگی 10%، بین 15 تا 19 سالگی 28% و در بزرگسالی حدود 13% مردم به یکی از انواع سردردهای راجعه مبتلا می‌باشند. در مقایسه با سایر بیماری‌ها، این واقعاً آمار بسیار بالایی محسوب می‌شود. سردردهای راجعه شامل 3 گروه اصلی سردردهای تنشی، خوشه‌ای و میگرن هستند. نوع اول، به دلیل گرفتگی (اسپاسم) عضلات سر و گردن و دو نوع دیگر به‌خاطر برخی تغییرات در قطر عروق سر اتفاق می‌افتند و به همین دلیل آن‌ها را سردردهای عروقی می‌نامند. به‌طور کلی هر نوع درد و در هر قسمت بدن علاوه بر یک حس ناخوشایند جسمی، تغییرات نامطلوب هیجانی و خُلقی نیز ایجاد می‌کند. طبیعتاً سردرد هم از این قاعده مستثنی نیست و چنان‌چه با درمان‌های مناسب کنترل نشود، کیفیت زندگی را به‌شدت پایین می‌آورد.

در این میان، سردردهای تنشی شایع‌ترین نوع است که اغلب بعد از 20 سالگی بروز می‌کند. درد در این گروه به‌صورت احساس فشار پیرامون سر و مانند حالتی است که یک نوار لاستیکی محکم به دور سر بسته شده باشد. در بسیاری از موارد درد به‌طور عمده در پشت سر احساس می‌شود. این نوع سردرد ضربان‌دار نیست و پوست در ناحیه‌ی شقیقه‌ها حساس و دردناک است. به‌طور معمول عصرها و در شرایطی که فرد خسته یا تحت استرس (فشار روانی) است بروز می‌کند یا تشدید می‌یابد. ممکن است طی نیم ساعت خوب شود و یا حتی تا یک هفته ادامه یابد. با فعالیت‌های معمول روزمره یا نور محیط تشدید نمی‌شود و با تهوع و استفراق همراه نیست. علت اصلی سردرد تنشی، گرفتگی (اسپاسم) عضلات سر و گردن در اثر فشارها و تنش‌های عصبی و خستگی مفرط است. لذا با استفاده از روش‌هایی که موجب آرامش عصبی و جسمی فرد می‌شوند می‌توان این درد را از بین برد و هم‌چنین از بروز مجدد آن جلوگیری نمود.

نوع دیگر سردردهای راجعه، میگرن است. این درد که شیوعش در خانم‌ها دو تا سه برابر آقایان است، در اکثر موارد قبل از 20 سالگی و حتی در دهه‌ی اول عمر شروع می‌شود. به‌طور عمده یک نیمه‌ی سر را در بر می‌گیرد، اگرچه در حالات شدیدتر ممکن است به تمام سر گسترش یابد. شدت آن بیش از سردرد تنشی است و لذا اختلال بیشتری در عملکرد فرد ایجاد می‌کند. در 10% موارد حدود نیم تا یک ساعت قبل از شروع درد، فرد تغییری در حال خود احساس می‌کند و یا شعاع نوری را در چشم می‌بیند که نشانه‌ی آغاز سردرد است. اغلب این افراد علایم هشداردهنده‌ی شروع سردرد خویش را می‌شناسند و به تجربه فهمیده‌اند که دقایقی پس از این علایم، درد آغاز می‌گردد. مانند نبض، ضربان‌دار است و با فعالیت‌های روزمره و نور و صدا تشدید می‌شود. بنابراین فرد ترجیح می‌دهد در اتاقی تاریک و ساکت بخوابد و چنان‌چه موفق به خوابیدن شود از شدت سردردش کاسته خواهد شد. از دیگر علایم آن ضعف عمومی، تهوع و استفراغ است. در مواقع فشارهای عصبی و هیجانی، گرسنگی طولانی، پریودهای ماهانه‌ی خانم‌ها، مصرف برخی داروها مانند قرص‌های پیش‌گیری از بارداری یا قرص‌های زیرزبانی مورد مصرف در بیماران قلبی، استشمام بوهای تند یا خوردن بعضی غذاها مانند پنیر کهنه و سوسیس و کالباس ممکن است سردرد میگرنی ایجاد یا تشدید شود. علت فیزیولوژیک این سردرد، گشاد شدن غیرطبیعی و گذرای برخی عروق سر است و فشار بر روی ناحیه‌ی شقیقه شدت درد را کمتر می‌کند. معمولاً بین 3 تا 24 ساعت به طول می‌انجامد و سپس به‌تدریج از شدت آن کاسته می‌شود، اگرچه در موارد نادر هر حمله‌ی میگرن ممکن است تا سه روز ادامه یابد. در اغلب موارد سابقه‌ای از میگرن در سایر اعضای خانواده وجود دارد.

نوع سوم، سردرد خوشه‌ای نام دارد که شیوع آن در آقایان بیش از خانم‌ها است و اغلب دیرتر از میگرن یعنی بعد از 20 سالگی آغاز می‌گردد. درد گذرا ولی بسیار شدیدی ایجاد می‌کند که همیشه یک‌طرفه، بدون احساس ضربان و مکان اصلی آن در چشم و اطراف آن است. حمله‌های این سردرد که بین 15 دقیقه تا 2 ساعت طول می‌کشند، ممکن است هر چند روز یک بار و در موارد شدید حتی تا چند بار در یک روز بروز نمایند. حملات مکرر درد ممکن است از چند هفته تا چند ماه ادامه یابد و پس از پایان هر دوره و تا بروز دوره‌ی بعدی (که گاه ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد اتفاق می‌افتد)، شخص فارغ از درد است. با احتقان و آبریزش همان طرف بینی، قرمزی، احتقان و اشک‌ریزش چشم و تورم و افتادگی پلک همراه است.

از آن‌جایی که فشارهای عصبی در تمامی انواع سردردهای راجعه نقش مهمی ایفا می‌کنند، روش‌های کنترل تنش و مدیریتِ هیجان در مداوا و تسکین آن‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. شیوه‌های مختلفی برای درمان این سردردها به کار رفته‌اند که از آن میان استفاده از داروها، آموزش کنترل استرس، تن‌آرامی، بیوفیدبک و هیپنوتیزم مؤثرترین درمان‌ها به‌شمار می‌روند.

هیپنوتیزم یکی از بهترین روش‌های موجود برای درمان انواع دردهای حاد و مزمن است. در سردردهای تنشی، هیپنوتیزم با ایجاد آرامش عمیق جسمی و روانی و رفع گرفتگی عضلات سر و گردن، موجب درمان قطعی می‌گردد. هم‌چنین با توجه به تشدید حملات سردردهای خوشه‌ای و میگرن در اثر استرس، آرامش عمیق ناشی از هیپنوتیزم باعث کاهش شدت و تعداد حملات این سردردها می‌شود. از سوی دیگر ثابت شده است که هیپنوتیزم به دلیل توانایی تأثیر مستقیم بر عضلات جدار عروق و اصلاح اشکالات عروقی موجود، می‌تواند موجب کنترل مناسب و حتی درمان کامل سردردهای عروقی گردد. امروزه تأثیر هیپنوتیزم بر فیزیولوژی بدن ثابت شده و به‌خوبی می‌دانیم به‌کمک تکنیک‌های هیپنوتیزمی می‌توانیم ضربان قلب، تعداد تنفس، قطر عروق، ترشح غدد، واکنش‌های جنسی، میزان انقباض عضلات، فعالیت دستگاه گوارش، واکنش‌های پوستی … و بسیاری پدیده‌های فیزیولوژیک دیگر را کنترل و تنظیم نماییم.

شایان ذکر است که تکنیک‌های هیپنوتیزمیِ مؤثر در مداوای هر یک از انواع سردردهای راجعه به تناسب علت اصلی و عوامل تشدیدکننده، کاملاً متفاوت‌اند و یک هیپنوتراپیست مجرب قادر است بهترین و مؤثرترین روش درمانی را برای بیمار تعیین و اجرا نماید. از طرفی آموزش تکنیک قدرتمندِ خود- هیپنوتیزم، بیمار را به ابزاری منحصربه‌فرد برای کنترل تمامی دردها و هیجانات خویش مسلح می‌نماید. با استفاده از خود- هیپنوتیزم می‌توان در مواقع تنش‌های عصبی، آرامش لازم را دوباره به‌دست آورد، هیجانات را کنترل نمود و از ابتلا به خیل عظیم بیماری‌های مرتبط با استرس در امان ماند. به این ترتیب حتی سردردهایی که مدت‌ها است امان شما را بریده نیز قابل کنترل و درمان خواهند بود. همواره شاد و تندرست باشید.

درمان مؤثر اضطراب با هیپنوتیزم

آیا شما نیز وقتی در جمعی حضور می‌یابید، احساس می‌کنید همه شما را زیر نظر گرفته و ارزیابی می‌کنند؟ و هنگام صحبت در چنین شرایطی آیا دچار تپش قلب، احساس گُرگرفتگی و قرمزی صورت، تعریق، لرزش دست و پا و یا لرزش صدا می‌شوید؟ آیا تقریباً همیشه و بدون دلیل خاصی دچار تشویش و دل‌شوره هستید؟ آیا مرتب و به‌طور اغراق‌آمیزی نگران وقوع اتفاقات بد مثل تصادف، بیماری و حوادث ناگوارید؟ آیا تا کنون برای‌تان پیش آمده که بدون پیش‌زمینه یا دلیل خاصی ناگهان دچار حمله‌ی شدید وحشت و اضطراب شوید. به‌قدری شدید که حتی احساس کنید در شرف مرگ هستید؟ آیا وقتی یک گربه یا سگ به شما نزدیک می‌شود، دچار ترس شدید می‌شوید؟ آیا از پرواز با هواپیما وحشت دارید؟ آیا وقتی خون می‌بینید، غش می‌کنید؟ آیا به‌دلیل ترس از آسانسور ترجیح می‌دهید از پله‌ها استفاده کنید؟ و آیا از ارتفاع می‌ترسید؟
هر یک از این حالات، نشان‌دهنده‌ی احتمال وجود یک مشکل از طیف بیماری‌هایی است که در مجموع اختلالات اضطرابی نامیده می‌شوند. اضطراب یک احساس بسیار ناخوشایند دل‌واپسی، تشویش و نگرانی است که معمولاً با نشانه‌های جسمی و شناختی همراه می‌شود. اگرچه هرگز تمامی علایم اضطراب با هم دیده نمی‌شوند ولی هر فرد بسته به شدت اختلال ممکن است یک یا چند حالت زیر را تجربه کند: تپش قلب، تنگی نفس، احساس خفگی، خشکی دهان، تعریق، احساس سرما یا داغی، لرزش دست و پا یا تمام بدن، لرزش صدا، تهوع، دل‌پیچه، نفخ شکم، اسهال، تکرر ادرار، حرکات غیرارادی، بی‌قراری، سفتی و تنش عضلانی، سردرد، لکنت زبان، اختلال در تمرکز، فراموشی، بی‌خوابی و تحریک‌پذیری.
آیا اضطراب همیشه نامطلوب است؟
البته نمی‌توان همه‌‌ی انواع اضطراب را مخرب و نابهنجار نامید. برخی از انواع خفیف اضطراب حتی می‌توانند مفید باشند. به‌عنوان مثال اگر اصلاً نگران نتیجه‌ی امتحان هفته‌ی آینده نباشیم، ممکن است سعی کافی برای یادگیری مطالب درسی و آمادگی مناسب برای امتحان نکنیم. و یا اگر نگران شغل و زندگی آینده‌مان نباشیم، برای به‌دست آوردن موقعیت اجتماعی بهتر، تلاش نمی‌کنیم. اما از سوی دیگر چنان‌چه این احساس از حد فراتر رود، خود به یک مشکل تبدیل خواهد شد. در این صورت نه تنها سودمندی‌اش را از دست می‌دهد بلکه موجب اختلال در عملکرد طبیعی فرد می‌شود.
اختلالات اضطرابی
اختلالات اضطرابی، یک اصطلاح کلی و شامل دسته‌ای از بیماری‌ها با تظاهر اصلی اضطراب می‌باشند. این دسته شامل حملات آسیمگی (پانیک)، اضطراب فراگیر و انواع هراس‌ها است.
اختلال آسیمگی (پانیک) عبارت است از بروز غیرمنتظره‌ی حملات اضطراب بسیار شدید که طی آن بیمار احساس وحشت و یا حتی مرگ قریب‌الوقوع دارد. حمله به‌طور ناگهانی شروع می‌شود و با دامنه‌ی وسیعی از ناراحتی‌های جسمی و شناختی که در بالا اشاره شد همراه است. تعداد کمی از این بیماران در فاصله‌ی بین حملات کاملاً آرام هستند، در حالی‌که اکثر آن‌ها به دلیل پیش‌بینی وقوع حمله، همیشه حالتی از اضطراب انتظاری را تجربه می‌کنند. در اضطراب فراگیر، مسأله‌ی اصلی، اضطراب و تشویش شدید و غیرواقع‌بینانه‌ای است که به‌صورت نگرانی در مورد اتفاقات و شرایط مختلف زندگی بروز می‌کند. در این حالت میزان نگرانی بیماران به‌مراتب بیش از خطر احتمالی موقعیت مورد نظر است.
هراس عبارت است از ترسی مقاوم و شدید از شئ یا موقعیتی که یا اصلاً خطرناک نیست و یا میزان این ترس بسیار شدیدتر از خطر احتمالی آن است. با آن‌که غالباً افراد می‌دانند این ترس، غیرمنطقی است ولی قادر به کنترل خویش نیستند و از رویارویی با موقعیت مورد نظر اجتناب می‌کنند. هراس‌ها برخلاف ترس‌های بهنجار که خصوصیت انطباقی و هشداردهنده دارند، فلج‌کننده‌اند و فعالیت‌های روزمره را با اشکال مواجه می‌سازند.
اختلال هراس سه نوع عمده دارد که عبارتند از:
1. هراس ساده یعنی وحشت از رویارویی با شئ یا موقعیتی که فرد آن را ترسناک ارزیابی می‌کند مانند ترس از گربه، ترس از سگ، ترس از بلندی، ترس از پرواز، ترس از آسانسور، ترس از محیط‌های بسته، ترس از بیماری، ترس از دیدن خون و غیره.
2. هراس اجتماعی که عبارت است از اضطراب هنگام قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی و شرایطی که فرد احساس می‌کند توسط دیگران تحت ارزیابی و انتقاد است.
3. گذر‌هراسی که فرد در صورت دوری از مکان‌های امن مثل خانه دچار اضطراب می‌شود، بنابراین از رفتن به مکان‌های شلوغ و محدود مثل فروشگاه، سینما و غیره می‌ترسد و تا حد امکان اجتناب می‌کند.
پیش‌گیری و درمان
مانند هر بیماری دیگر، این‌جا نیز پیش‌گیری مقدم بر درمان است. اگرچه ممکن است وجود زمینه‌ی ژنتیکی، فرد را نسبت به اختلالات اضطرابی آسیب‌پذیرتر نماید ولی بی‌شک توجه به معنویات، عدم درگیری در رقابت‌های غیرضروری و نامتناسب، آشتی با طبیعت و تقویت ارتباط‌های سالم انسانی و خانوادگی بهترین راه کاهش استرس و درنتیجه پیش‌گیری از این اختلالات است. روش‌های درمانی متنوعی مانند دارودرمانی، رفتاردرمانی، شناخت‌درمانی، خانواده‌درمانی، مشاوره، یوگا، مدیتیشن، روش‌های تن‌آرامی، هیپنوتراپی و غیره برای مداوای اضطراب به کار رفته‌اند. هیپنوتراپی که در شاخه‌های مختلف طب به‌ویژه روان‌پزشکی کاربردهای فراوانی دارد، به‌دلیل توانایی‌های متنوع و شکل خاص تکنیک‌ها، همواره مورد توجه هر دو گروه بیمار و درمانگر بوده است. باورهای غلطی مانند قدرت هیپنوتیزور، تحت سلطه قرار گرفتن سوژه، دخالت نیروهای ماوراءالطبیعه و غیره، سال‌ها مانع پیشرفت هیپنوتیزم علمی بوده‌اند. خوشبختانه طی 50 سال اخیر، پیرو توجه فزاینده به مطالعه‌ی علمی هیپنوتیزم، بسیاری از شُبَهات برطرف شده و این پدیده‌ی منحصربه‌فرد به‌عنوان درمانی مؤثر و قدرتمند مورد تایید و استفاده‌ی مراکز معتبر علمی در سطح بین‌المللی قرار گرفته است. در حال حاضر در سراسر اروپا و امریکا، تمایل مردم و درمانگران برای بهره‌گیری از فواید ارزشمند هیپنوتیزم روزبه‌روز بیشتر می‌شود و این روش درمانی محبوبیت و کاربرد افزون‌تری می‌یابد.
خلسه‌ی هیپنوتیزمی به‌دلیل همراهی همیشگی‌اش با تن‌آرامی و آرامش عمیق، به خودی خود موجب کاهش اضطراب و تنش می‌شود. اگرچه حتی هنگام دوچرخه‌سواری می‌توان مجموعه‌ی کاملی از فرایندهای هیپنوتیزمی را تجربه نمود، اغلب جلسات هیپنوتراپی شامل حالاتی از آرامش خوشایند و لذت‌بخش نظیر احساس سبکی،‌ شناوری و آرامش عمیق جسمی و روحی است که موجب تقویت اثرات درمانی هیپنوتیزم می‌شوند. بیمار به کمک هیپنوتیزم می‌آموزد که بیش از آن‌چه تصور می‌کرده بر بدن خود کنترل دارد و می‌تواند تغییرات فیزیولوژیک بدنش را هدایت نماید. بنابراین هیپنوتیزم فرصتی است برای یادگیری اِعمال کنترل بهتر و مؤثرتر. زمانی که شخص چنین توانایی مفیدی را در خود ایجاد و تقویت نماید، اعتماد به نفس وی بیشتر می‌شود و بهتر قادر است آرامش خود را در موقعیت‌های مختلف حفظ و بر اضطرابش غلبه نماید. از سوی دیگر یک هیپنوتراپیست ماهر و باتجربه قادر است با استفاده از تکنیک‌های مؤثر هیپنوتیزمی، اختلال اضطرابی بیمار را درمان و وی را برای همیشه از دست اضطرابش نجات دهد.

درمان هیپنوتیزمی در اختلالات جنسی

یکی از جنبه‌های مهم ازدواج که بر سایر جوانب زندگی و روابط همسران تأثیر غیرقابل‌انکاری دارد، میزان رضایت‌مندی زوجین از فعالیت جنسی است. بی‌شک یکی از معجزات خداوند، آفرینش انسان در دو جنس زن و مرد و ایجاد علاقه و جاذبه‌ی قوی بین آن‌ها است. همین جاذبه، هسته‌ی اصلی تمایل دو جنس به یکدیگر و تشکیل خانواده‌ای شاد و سالم است. همان‌طور که وجود یک رابطه‌ی جنسی سالم و موفق زوجین را به هم نزدیک‌تر و علاقمندتر می‌کند، اختلال این رابطه نیز می‌تواند موجب ناخشنودی و دوری همسران از یکدیگر گردد. متأسفانه این عدم رضایت، زمینه‌ساز اختلافات بیشتر و عمیق‌تری می‌گردد و بر تمامی جوانب زندگی فرد اثرات نامطلوبی می‌گذارد. بنابراین شناخت و درمان اختلالات جنسی در حفظ سلامت جسمی و روانی خانواده و تداوم تعاملات سالم، از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.
طبق تعریف، اختلال جنسی به معنی اشکال در عملکرد طبیعی جنسی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند 31% مردان و 43% زنان در سنین جوانی و میان‌سالی حداقل به یکی از این اختلالات مبتلا می‌باشند و این آمار با افزایش سن بیشتر می‌شود. علی‌رغم درمان‌پذیری قسمت عمده‌ی اختلالات جنسی، متأسفانه به‌دلایل مختلف از جمله احساس شرم و خجالت، تنها 10% آقایان و 20% خانم‌ها برای درمان به مراکز پزشکی مراجعه می‌کنند. شایان ذکر است که آمار فوق مربوط به اروپا و امریکا است و به‌نظر می‌رسد درصد مُراجعین در کشور ما از این هم پایین‌تر باشد.
اختلالات جنسی به چهار دسته‌ی عمده‌ی اختلال میل جنسی، اختلال برانگیختگی، اختلال اُرگاسم (اوج لذت جنسی) و مقاربت دردناک طبقه‌بندی می‌شوند. اختلال میل جنسی خود شامل دو گروهِ کاهش میل جنسی و بیزاری جنسی است. در گروه اول تمایل فرد، کاهش یافته و یا اصلاً وجود ندارد. در گروه دوم، بیمار دچار نوعی بیزاری از فعالیت جنسی است و به‌کلّی از آن پرهیز می‌کند. دسته‌ی دوم یعنی اختلال برانگیختگی در مردان عبارت از اشکال در ایجاد یا حفظ نُعوظ مناسب تا پایان فعالیت جنسی و در زنان به معنی ناتوانی در ایجاد یا حفظ پاسخ‌های معمولِ بدنی برای تسهیل فعالیت جنسی است. دسته‌ی سوم یا همان اختلال اُرگاسم در مردان اغلب به‌صورت انزال زودرس و در خانم‌ها به صورت ناتوانی در تجربه‌ی اُرگاسم بروز می‌کند. انزال زودرس شایع‌ترین اختلال جنسیِ مردان و علت حدود 35 تا 40 درصد مراجعات آنان به کلینیک‌های مربوطه است. از سوی دیگر اختلال اُرگاسم حدود 30% زنان را شامل می‌شود که از این میان به‌طور متوسط حدود 5% زنان متأهل هرگز در طول زندگی خود، اُرگاسم را تجربه نکرده‌اند. دسته‌ی چهارم اختلالات جنسی که به‌طور عمده در خانم‌ها دیده می‌شود، مقاربت دردناک است. این اختلال گاه آن‌چنان شدید است که کلاً مانع انجام فعالیت جنسی می‌گردد. در موارد بسیار شدید حتی علی‌رغم آن‌که سال‌ها از زمان ازدواج گذشته، زوجین هنوز موفق به انجام کامل مقاربت نشده‌اند. این وضعیت را ”ازدواجِ به وصال نرسیده“ می‌نامند.
همان‌طور که پیش‌تر بیان شد اختلالات جنسی اثرات نامطلوب و مخربی بر تمامی جوانب زندگی و روابط بینِ‌فردی بیمار و همسرش می‌گذارند. در بسیاری از موارد فردِ مبتلا اعتمادبه‌نفسش را از دست می‌دهد و قادر نیست نقش خود را به‌عنوان یک مرد یا زن به‌درستی ایفا کند. ممکن است دچار نارضایتی از جنسیت خویش، اضطراب و حتی افسردگی شود. بنابراین هر برنامه‌ی درمانی که برای مداوای اختلالات جنسی به‌کار گرفته شود باید با دیدی وسیع بر تمامی آثار آن، برای هر بخش از مشکل راه‌حل مناسبی ارائه دهد.
در این راستا درمان‌های متنوعی مانند رفتاردرمانی، شناخت‌درمانی، روان‌کاوی، دارودرمانی، استفاده از برخی دستگاه‌های ویژه و هیپنوتیزم‌درمانی به‌کار رفته‌اند. اگرچه هرکدام از درمان‌های فوق می‌تواند از شدت نشانه‌های این اختلالات بکاهد، هیپنوتیزم‌درمانی به‌دلیل استفاده از نیروهای شفابخش ذهن خودِ بیمار، بی‌ضرر بودن، بهره‌گیری از تصویرسازی‌های قویِ ذهنی، مدیریت استرس، کاهش اضطراب و توانایی افزایش قابل‌توجه و پایدار اعتمادبه‌نفس، یکی از بهترین و مؤثرترین درمان‌ها محسوب می‌شود.
توسط تکنیک‌های هیپنوتیزمی می‌توان گذشته‌ی فرد را با رضایت و همکاری خود او بررسی کرد. درنتیجه می‌توان تعارضات موجود، احساسات حل‌نشده در مورد اتفاقات گذشته و اثرات این اتفاقات بر ضمیر ناخودآگاه فرد را کشف و درمان نمود. گاهی بیماران به‌دلایل مختلف قادر و یا مایل به بیان تجربه‌ی ناخوشایند خود در کودکی یا نوجوانی نیستند. در چنین مواردی هیپنوتیزم امنیت روانیِ مناسب برای بیان تجربه و حل‌وفصل نمودن آن فراهم می‌نماید.
آموزش خودهیپنوتیزم می‌تواند نقش مفیدی در مدیریت استرس (فشارهای روانی) داشته باشد. در بسیاری از موارد خستگی مفرط و تنش‌های جسمی و ذهنی منجر به کاهش تمایلات و توانایی‌های جنسی می‌گردد. همه‌ی مردم نیاز به روش‌هایی دارند تا بتوانند با مدیریت فشارهای روانی، فعالیت‌های روزمره از جمله عملکرد جنسی خود را حفظ کنند. از آن‌جایی‌که اختلالات جنسی به‌صورت تکرارشونده و مداوم موجبات ناخرسندی و ناخوشنودی بیماران را فراهم می‌نمایند، آموزش تکنیک قدرتمند و کارآمد خودهیپنوتیزم، فرد را به ابزار مؤثری برای تداوم درمان مجهز می‌نماید.
یکی از پیامدهای عمده‌ی اختلالات جنسی، احساس یأس و ناامیدی فرد در ازسرگیری تجربه‌ی جنسی است. از هیپنوتیزم می‌توان برای القای امید، افزایش اعتمادبه‌نفس و اصلاح باورهای آسیب‌دیده استفاده کرد. درک حالت خاص هیپنوتیزمی و تجربیات منحصربه‌فرد سوژه در این وضعیت، وی را نسبت به قدرت ذهنش و این‌که هیپنوتیزم قادر است به او کمک کند، مطمئن می‌سازد. صرف‌نظر از نوع اختلال جنسی، همیشه این اختلال می‌تواند موجب تیرگی رابطه‌ی بیمار با همسرش گردد. از سوی دیگر وجود روابط خانوادگی نامناسب و مخدوش، به خودیِ‌خود باعث بروز یا تشدید اختلالات جنسی می‌شود. درواقع عملکرد جنسیِ نامطلوب و روابط خانوادگیِ مخدوش، چرخه‌ی معیوبی را ایجاد می‌کنند که درصورت عدم درمان به‌موقع، به‌طور فزاینده‌ای موجب وخامت بیشتر اوضاع می‌گردند.
مبتلایان به اختلالات جنسی به‌خوبی می‌دانند که در مواقع استرس و در شرایط اضطرابی، اختلال‌شان به‌صورت شدیدتری بروز می‌کند. از سوی دیگر بروز شدیدتر اختلال، باعث استرس و تنش‌های بیشتری می‌گردد. این بیماران در ابتدای هر تجربه‌ی جنسی، دچار نگرانی و تشویش ناشی از انتظار تکرار ناکامی‌های جنسی گذشته می‌شوند. همین نگرانی و اضطراب احتمال ناکامی را افزایش می‌دهد. بدین ترتیب چرخه‌ی معیوبی ایجاد می‌شود که به‌طور مستمر بر شدت اختلال می‌افزاید. هیپنوتیزم با مدیریت استرس، ایجاد آرامش و هم‌چنین کنترل نگرانی‌ها و هیجانات ناخوشایند، این چرخه‌ی معیوب را قطع و نشانه‌ها را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بهبود می‌بخشد.
از سوی دیگر می‌دانیم که ذهن و بدن اثرات غیرقابل‌انکاری بر هم دارند و تمامی فرایندهای ذهنی و بدنی متأثر از یکدیگرند. یکی از دلایل ایجاد و یا تشدید اختلالات جنسی، مخدوش شدن ارتباط سالم و طبیعی ذهن و بدن است. در این حالت پیام‌های ارسالیِ مغز، اثرات جسمی مورد انتظار را ایجاد نمی‌کند. توسط هیپنوتیزم می‌توان ذهن را برای ارتباطی سالم‌تر با بدن برنامه‌ریزی نمود و بدین ترتیب فرد حتی بدون آن‌که آگاهانه تلاش نماید، در اعماق ذهن ناخودآگاهِ خویش اثرات درمانی را دریافت می‌دارد.