مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چگونگی کاستن ترس در کودکان




کارشناس امور اجتماعی گفت: ترس کودکان به عواملی چون شوخی کردن با کودک بوسیله ترساندن آن با پدیده های طبیعی و غیر طبیعی و ساکت کردن خشم و ناراحتی کودک بوسیله ترساندن آن بستگی دارد.



جعفری بیان کرد: ترس عارضه روانی خاصی است که اطرافیان با رفتاری که خواسته یا ناخواسته از خود نشان میدهند، روحیه ترس را بر کودکان بوجود می‌آورند، به عنوان مثال گاهی والدین یا اطرافیان برای بازی و شوخی کودک را با پدیده‌های غیر طبیعی می‌ترسانند و گاهی برای ساکت کردن و آرام کردن کودک او را از اشباح ترسانده، که این عمل باعث شده ترس در وجود کودک نهادینه شود.

وی افزود: چنانچه در روند رشد کودک از مسئله ای بترسد در برزگسالی به سختی می شود این ترس را از او جدا کرده، و اگر کودک از پدیده‌ای ترس و واهمه داشته باشد، باید او را در موقعیت قرار داد تا ترس از این مقوله بریزد.
این کارشناس امور اجتماعی ادامه داد: ما باید روحیه شجاعت و دلاوری را در کودکان آموزش داده و در برابر دلهره و استرس از آن پشتیبانی و حمایت کنیم.

وی توضیح داد: والدین باید به هنگام بروز رفتار شجاعانه کودک را تشویق کرده و به او شجاع بودن و دلاوری را به عنوان یک ارزش مقبول اجتماعی بشناسانند و همچنین وحشت و ترس را مذمت و نکوهش کرده و آنرا به عنوان یک ضد ارزش به کودک معرفی کنند.
جعفری خاطر نشان کرد: بهترین شکل آموزش دلاوری و شجاعت و پرهیز از ترس و دلهره، استفاده از ادبیات داستانی است که در قالب قهرمانان داستان کودک را بی باک تربیت کرده و هر گونه ترس و اضطراب را از دور کرد.

در کنار نوجوانتان محکم قدم بردارید



سلامت روانی و جسمانی نوجوان در سایه توجه به نیازهای همه جانبه او تأمین می شود که به «رشد همه جانبه» آنان را موجب می شود و پدر و مادر موظف هستند همان قدر که به نیازهای جسمانی فرزندشان اهمیت می دهند، به نیازهای روانی آنها نیز توجه کنند. عدم توجه به نیازهای روانی فرزندان، موجب عدم تعادل روانی می گردد و در نتیجه احتمال بروز اختلال های روانی و عاطفی وجود خواهد داشت.


نوجوان به طور معمول نیازش را به طور مستقیم ابراز نمی کند. شما باید از رفتار او به نیازهایش پی ببرید. برای مثال نوجوان گاهی خواهر یا برادر کوچکترش را اذیت می کند، وقتش را به بطالت می گذراند و رفتارهایی برای جلب توجه از خود نشان می دهد. در این شرایط با دقت به حرف هایش گوش بدهید و با نگاه با او ارتباط برقرار کنید. در این باره باید تأکید کرد که اجازه دهید نوجوان با شما درددل کند وحرف بزند.
یکی از نیازهای روانی هر انسان، نیاز به محبت است. پدر و مادر آگاه، از مهر ورزیدن دریغ نمی کنند و به اهمیت محبت به عنوان غذای روحی توجه دارند. آنها می دانند که اگر نیازهای روانی نوجوان برآورده نشود، تعادل روانی او مختل می گردد و چون انسان موجودی «محبت جو» است برای ارضای این نیاز به شخص یا مکان دیگری پناه می برد. نوجوان باید احساس کند که پدر و مادرش او را دوست دارند. ابراز محبت با بیان کلماتی ساده اما به گرمی، مانند «پسرم یا دخترم دوستت دارم، من وجود تو را دوست دارم، تو پسر یا دختر خوبی هستی» صورت می گیرد. البته ممکن است نوجوان در مقابل این گونه رفتارها واکنشی تمسخرآمیز از خود نشان دهد، ولی اطمینان داشته باشید که نوجوان به ابراز محبت از طرف والدین نیاز دارد و از آن لذت می برد.
اگر نیازهای روانی نوجوان برآورده نشود، تعادل روانی او مختل می گردد و چون انسان موجودی «محبت جو» است برای ارضای این نیاز به شخص یا مکان دیگری پناه می برد


اصل ثبات عاطفی والدین
نوجوان نیاز به آرامش دارد. نوجوان نیاز دارد که پدر و مادری با عواطف کم و بیش پایدار داشته باشد، هر قدر روابط پدر و مادر با یکدیگر و روابط پدر و مادر با نوجوان از ثبات و استحکام برخوردار باشد، نوجوان احساس آرامش بیشتری می کند. زمانی که پدر و مادر براساس اصل ثبات عاطفی با فرزندان خود رابطه برقرار می کنند و دارای شخصیت سالم و استواری هستند نوجوان بهتر می تواند روی آنها حساب باز کند و مطمئن تر به آنها تکیه نماید.

در مقابل، در خانواده هایی که پدر و مادر از نظر عاطفی متزلزل، ناپایدار و به اصطلاح دمدمی مزاج هستند، نوجوان قادر نیست به آنها تکیه کند و در نتیجه تلاش می نماید پناهگاه دیگری جست وجو کند و به محل امن یا شخص امن دیگری پناه ببرد. برای مثال، در خانواده هایی که پدر معتاد است، بین پدر و مادر در اکثر مواقع دعوا و کتک کاری است، پدر و مادر نوجوان را تنبیه و سرزنش می کنند و نظایر آن، روابط میان پدر و مادر و نوجوان متزلزل می شود و بذر اضطراب و تعارض در درون نوجوان کاشته می شود.
اینکه نوجوان با چه کسی «همانند سازی» می کند؟ سؤال مهمی است که نظر پژوهشگران متعددی را به خود جلب کرده است. در پاسخ به این سؤال باید گفت اکثر روان شناسان بر این باور هستند که نوجوان با کسی «همانند سازی» می کند که در کنار او احساس امنیت کند و او را شخصیتی دوست داشتنی، باوقار، متین، استوار و ثابت قدم بیابد. نوجوان به کسی پناه می برد که او را پناهگاهی امن بداند.
توجه داشته باشید در صورتی می توانید به فرزندتان که مبتلا به آشفتگی عاطفی است کمک کنید و با او به درستی رابطه برقرار نمایید که خودتان از ثبات عاطفی برخوردار باشید و منصفانه و عادلانه با مشکلات برخورد کنید. هنگامی که پدر یا مادر عصبانی است و تحت فشار هیجانی خاص قرار دارد، امکان ندارد با آرامش و منطقی با فرزندان خود روبرو شود. شاید چند بار پیش آمده است که از فرزند نوجوانتان عصبانی و متنفر شده اید. در این وضعیت بهتر است احساسات خود را نزد خودتان و یا دوستی امین مورد بحث و ارزیابی قرار دهید و با روان شناس و یا مشاور به مشورت بپردازید.
اصل حفظ عزت نفس نوجوانیکی از مؤثرترین روشهای برقراری رابطه انسانی با نوجوان، حفظ و تامین عزت نفس نوجوان است. تحقیقات نشان داده اند نوجوانی که از عزت نفس بالایی برخوردار است، بهتر می تواند زندگی کند، با دیگران رابطه برقرار کند، به پیشرفت تحصیلی نایل گردد و فردی خلاق و پویا باشد. نوجوانی که عزت نفسش حفظ شده است در رویارویی با مسائل و مشکلات از استواری و مقاومت بالایی برخوردار است و آسیب پذیری او کمتر است. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. مجموعه احساسات، عواطف، نگرشها و تجربیات فرد در طول زندگی او موجب می شوند که فرد احساس خود ارزشمندی کند، نسبت به خود، ارزیابی مثبت داشته باشد و احساس لیاقت و کفایت کند.
نوجوان با کسی «همانند سازی» می کند که در کنار او احساس امنیت کند و او را شخصیتی دوست داشتنی، باوقار، متین، استوار و ثابت قدم بیابد. نوجوان به کسی پناه می برد که او را پناهگاهی امن بداند.

همه نوجوانان، صرف نظر از سن، جنسیت و زمینه فرهنگی، به حفظ عزت نفس نیاز دارند. لازمه خلاقیت، پویایی، پیشرفت و حرکت، ارضای عزت نفس نوجوان است. والدینی توانایی های نوجوان را تحسین و تمجید می کنند، موجب می شوند که اعتماد به نفس فرزند آنها تامین شود و با روحیه ای مقاوم با مسائل و مشکلات و مسئولیتها مواجه شوند. در این اصل دو تصویر متفاوت از ویژگیهای نوجوانی که از عزت نفس بالایی برخوردار است در مقایسه با ویژگی های نوجوانی که عزت نفس پایینی بهره مند است، ارائه می شود.
الف) نوجوانی که از عزت نفس بالایی برخوردار است
مستقل عمل می کند احساس مسئولیت می کند و خود تصمیم می گیرد. به دیگران در صورت لزوم کمک می کند.
به پیشرفتهایش افتخار می کند و گاهی از خود تعریف می کند. از تغییر مثبت و نوآوری استقبال می کند. عواطف و هیجانهای خود را نشان می دهد و ابراز می کند. مسائل و مشکلات و ناکامی ها را با شکیبایی تحمل می کند.
ب) نوجوانی که دارای عزت نفس پایینی است
فردی متکی است و تصویری منفی از خود دارد (نمی دانم، می توانم). احساس می کند که دیگران برای او ارزشی قائل نیستند. در رویارویی با مسائل و مشکلات و ناکامی ها احساس درماندگی می کند. برای ضعفهای خود، دیگران را سرزنش می کند و به شانس نسبت می دهند. زود ناامید می شود، بهانه جویی می کند و نمی تواند انتقاد را بپذیرد.
عواطف و هیجانهای خود را نشان نمی دهد و ابراز نمی کند. به سهولت تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد و کارها را چشم بسته انجام می دهد.

آموزش مذکر بودن به پسران


در مقاله ی قبل راجع به سه مرحله ی رشدی پسران صحبت کردیم و گفتیم که سه مرحله ی عمده ی رشدی برای آنان تعریف شده است :1- اولین مرحله از زمان تولد تا شش سالگی است 2- مرحله ی دوم از شش تا چهارده سالگی است. 3- آخرین مرحله، سنین چهارده سالگی تا بزرگسالی است .
در مقاله ی فنون تربیت مردانی توانا راجع به مرحله ی اول توضیح دادیم و اکنون در این مقاله به مرحله ی دوم می پردازیم:


از شش تا سیزده سالگی: آموختن مذکر بودن
در حدود شش سالگی تغییر مهمی در پسران رخ می دهد. در این سن جنسیت مذکر پسران به صورت ناگهانی بروز پیدا می کند. حتی پسرهایی که زیاد تلویزیون تماشا نکرده اند، یکباره علاقه مند می شوند که شمشیربازی کنند، شنلی مانند زورو بپوشند، دعوا کنند، کشتی بگیرند و سروصدای زیاد برپا کنند. اتفاق دیگری نیز رخ می دهد که واقعاً اهمیت دارد که سراسر جهان مشاهده شده است: پسربچه ها در حدود شش سالگی به پدر، پدرخوانده یا هر مرد دیگری که در اطرافشان باشد «می چسبند» و می خواهند با او باشند، از او بیاموزند و از رفتارش الگوبرداری کنند. آنها می خواهند «بدانند که چگونه یک انسان مذکر» باشند.

پسربچه ها در حدود شش سالگی به پدر، پدرخوانده یا هر مرد دیگری که در اطرافشان باشد «می چسبند» و می خواهند با او باشند، از او بیاموزند و از رفتارش الگوبرداری کنند. آنها می خواهند «بدانند که چگونه یک انسان مذکر» باشند.


اگر پدری در این زمان به پسرش بی توجهی کند ، پسر برای جلب توجه او با تمام وجود تلاش می کند. یک بار با پسری مشاوره می کردم که به بیماری سختی دچار شده بود، اما هیچ دلیل واضحی برای بیماری اش وجود نداشت. او در بخش ICU بستری بود. وقتی پدرش که یک کارشناس بود و برای شرکت در کنفرانسی به خارج از کشور رفته بود، بازگشت، پسر بهبود یافت. وقتی پدر برای کنفرانس دیگری عازم سفر شد، مجدداً بیماری پسر عود کرد. از پدر خواستیم که شیوه ی زندگیش را تغییر دهد، زیرا او سالی هشت ماه در سفر بود. او این کار را انجام داد و از آن به بعد پسر دیگر بیمار نشد.پسرها صرفاً برای آنکه علاقه ی پدرشان را به خود جلب کنند حتی ممکن است دزدی کنند، رختخواب خود را خیس کنند، در مدرسه رفتار خشونت باری داشته باشند و به مشکلات رفتاری مختلفی دچار شوند.

مادران همچنان مهم هستند
این تغییر علاقه ی ناگهانی کودک به پدر به معنای آن نیست که مادر صحنه را ترک می کند. در برخی کشورها مادران اغلب در این سن از پسرانشان فاصله می گیرند تا «آنها را پرطاقت پرورش دهند». در انگلیس نیز خانواده های مرفه پسرانشان را در این سن به مدارس شبانه روزی می فرستند، اما موضوعی که کمتر در مورد آن صحبت شده، «شهامت تربیت مردان خوب» است. پسران باید بدانند که می توانند روی مادرشان حساب کنند و مجبور نیستند بر احساسات لطیف خود سرپوش بگذارند. اگر آنها بتوانند در عین حال که به مادرشان نزدیک هستند، پدر را نیز به جمع خود اضافه کنند، همه چیز به بهترین نحو پیش می رود. اگر پدری حس می کند که فرزندش بیشتر مجذوب دنیای مادرش شده است (که ممکن است چنین باشد) باید مشارکت خود را بیشتر کند، نه آنکه مادر را سرزنش نماید! شاید او پدری سختگیر است و توقعات بیش از حدی دارد و پسرش از او می ترسد.


پنج نکته ی ضروری برای پدری کردن
از سنین پایین شروع کنید. از دوره ی حاملگی همسرتان پدری کردن را شروع کنید. در مورد آرزوهایتان برای فرزندتان صحبت کنید. در هنگام تولد نوزاد حضور داشته باشید. از همان ابتدا در مراقبت از کودک مشارکت کنید. این زمان برای ایجاد ارتباط بسیار مهم است. مراقبت از نوزاد اولویت های زندگی تان را تغییر می دهد. پس مراقب باشید! پدرانی که از نظر جسمی از کودک مراقبت می کنند، مجذوب آنها شده و با آنها هماهنگ می شوند. (این را جاذبه می نامند.)



مردان می توانند در خواباندن مجدد نوزادان در نیمه شب مهارت پیدا کنند – در آغوش گرفتن و راه رفتن، آرام تکان دادن آنها، به آرامی آواز خواندن یا هر کار مفید دیگری! به خود اجازه ندهید که در مورد کودک، بی دست و پا باشید – به این کار ادامه دهید. از همسرتان و دیگر دوستان مجرب کمک بگیرید و به توانایی خود افتخار کنید.

حتی اگر شغلی تخصصی دارید ، آخر هفته یا تعطیلات خود را به کودک اختصاص دهید. از دو سالگی به بعد، از همسرتان بخواهید آخر هفته چند ساعتی به میهمانی یا گردش برود و شما را با کودک نوپا تنها بگذارد (به این ترتیب متوجه توانایی های خود می شوید).
وقت صرف کنید. این امر اهمیت زیادی دارد. توجه کنید، این جمله در کل کتاب برای پدران بسیار مهم است: اگر همواره هفته ای پنجاه و پنج یا شصت ساعت کار می کنید، به عنوان یک پدر، کار درستی نمی کنید.

رایانه، دلیل ضعف حافظه در کودکان



یک روانشناس با هشدار نسبت به استفاده زیاد کودکان از کامپیوتر و ابزار دیجیتال گفت: کودکانی که زیاد از این وسایل استفاده می‌کنند، در خطر ابتلا به ضعف حافظه قرار دارند.

عبدالله امیدی، گفت: برخی کودکان و نوجوانان از ابزار دیجیتالی به ویژه رایانه و اینترنت بیش از حد معمول استفاده می کنند که این رفتار می تواند به حافظه آنان ضرر وارد کند.
وی افزود: پژوهش‌ها نشان می‌دهد که کودکانی که از کامپیوتر و تلفن همراه استفاده می‌کنند دچار مشکلات عصب شناختی می‌شوند. امیدی اظهار داشت: استفاده زیاد از رایانه بخش هایی از مغز را دچار کم کاری می کند که فرد را به اختلالی شبیه آنچه سالمندان بر اثر کهولت سن به آن دجار می‌شوند؛ مبتلا می‌کند. وی ادامه داد: زوال عقلی دیجیتال نتیجه استفاده طولانی مدت کودکان از رایانه است که موجب کاهش یادگیری می‌شود.
وی افزود: مکانیزم این اثر به دلیل این است که کودکانی که از رایانه استفاده می‌کنند کمتر فکر می‌کنند، بنابراین دچار نقص در حافظه و کارکردهای ذهنی می‌شوند. این متخصص بهداشت روانی گفت: حضور بیشتر والدین در خانه و توجه به تربیت فرزندان می‌تواند از وابستگی آنها به ابزار دیجیتالی بکاهد.

وی افزود: اگر والدین زمانی که در منزل هستند به صرف غذا با فرزندان بپردازند و با آنها بازی کنند،‌کودکان کمتر به رایانه و تلفن همراه پناه می‌برند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کاشان خاطر نشان ساخت: گاهی تماشای یک برنامه کودک یا فیلم از سوی والدین با کودکان می‌تواند موجب دلگرمی کودکان شود. چرا که ابزار دیجیتال نباید جای والدین را بگیرد زیرا عواقب جبران ناپذیری در یی خواهد داشت.

جویدن ناخن در کودکان و عوارض آن

عضو هیئت مدیره انجمن ارتودنتیست‌های ایران گفت: اهمیت به دندان‌های شیری، مشاوره با ارتودنتیست بعد از رویش اولین دندان‌ دائمی و جلوگیری از مکیدن انگشت و جویدن ناخن در کودکان از ابتلا به ناهنجاری‌های فک و صورت پیشگیری می‌کند.
نوید ناصری اظهار داشت: اگر چه ارث نقش مهمی در ایجاد ناهنجاری‌های فک و صورت دارد ولی با رعایت مواردی می‌توان تا حد زیادی از این ناهنجاری‌ها جلوگیری کرد.
عضو هیئت مدیره انجمن ارتودنتیست‌های ایران گفت: اهمیت دادن به دندان‌های شیری و مراقبت از آنها یکی از این روشهاست؛ چرا که بی توجهی به دندان‌های شیری باعث از دست رفتن زودهنگام این دندان‌ها و رویش نادرست دندان‌های دائمی می‌شود.

فلوشیپ لیزر درمانی در دندانپزشکی ادامه داد: بعد از رویش دندان‌های شیری والدین باید دندان‌های کودکشان را مسواک بزنند و با افزایش سن کودک، به وی در مسواک زدن کمک کنند. متخصص ارتودنسی و ارتوپدی فک و صورت افزود: والدین برای مدتی دندان‌های کودک را مقابل آینه مسواک کنند تا کودک طریقه مسواک کردن صحیح را یاد بگیرد و اگر کودک اصرار دارد که خودش دندان‌هایش را مسواک بزند به والدین توصیه می شود مسواک را با کمترین میزان خمیر دندان یا بدون آن در اختیار کودک قرار دهند.
عضو هیئت مدیره انجمن ارتودنتیست‌های ایران، مراجعه به موقع و منظم به دندانپزشکی و مشاوره با دندانپزشک و متخصص ارتودنسی، به خصوص بعد از رویش اولین دندان‌های دائمی ( حدود 6 سالگی ) را از مواردی دانست که از ابتلا به بسیاری از ناهنجاری‌های فک و صورت جلوگیری می‌کند.
متخصص ارتودنسی و ارتوپدی فک و صورت ادامه داد: جلوگیری از ایجاد و همچنین باقیماندن عادت‌های دهانی غلط در کودک مانند مکیدن انگشت، فشردن زبان به طرف جلوی دهان، مکیدن یا جویدن لب و جویدن ناخن از جمله عادتهایی است که در ایجاد ناهنجاری‌ها موثر باشد.
فلوشیپ لیزر درمانی در دندانپزشکی تصریح کرد: مکیدن انگشت شست یا انگشتان دیگر یکی از عادت‌هایی است که در زمان نوزادی ممکن است در کودک وجود داشته باشد. اگر چه این عمل در نوزاد ممکن است نشانگر گرسنگی و اخطاری به والدین جهت توجه به تغذیه او باشد، ولی باقیماندن این عادت بعد از سه، چهار سالگی می‌تواند عامل پیدایش تغییرات دائمی در استخوان و دندان‌های فک بالای کودک باشد.