سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
صرفنظر از فاصلهای که والدین با فرزندانشان دارند ، اما
باز هم شرایطی پیش میآید که والدین متوجه اشتباهاتی در جوانانشان میشوند
که انتقاد از آنها امری بدیهی میشود.
جوانی دوران شیرین و البته سرنوشتسازی برای همه آدمها محسوب میشود.
وقتی به دنیای یک جوان نگاه میکنی با کولهباری از دغدغههای متعدد مواجه
میشوی. پدرها و مادرها در مدیریت این دوران از زندگی فرزندشان به واقع
نقشی محوری بازی میکنند و به نوعی جهت دادن به این دغدغههای جوانان تا
حد زیادی بر عهده والدین است.
صرفنظر از فاصلهای که والدین با فرزندانشان دارند و البته تاکید میکنیم
که باید با اتخاذ راهکارهایی این فاصله به نوعی کم شود، اما باز هم شرایط و
موقعیتهایی پیش میآید که والدین بر پایه تجربهای که دارند، متوجه
اشتباهاتی در جوانانشان میشوند که انتقاد از آنها امری بدیهی میشود.
برای این که تذکر و موعظه شما در سازندگی جوان موثر باشد، ضروری است نکاتی را رعایت کنید:
* انتقادات باید منصفانه باشند : این جمله را قطعا همه ما به دفعات
شنیدهایم که پدر و مادر خیر و صلاح فرزندانشان را میخواهند، اما مگر
پذیرفتن این اصل کافی است؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است. چرا که مفهومی که
همه ما به عنوان خیر از آن تلقی میکنیم تقریبا یکسان است،ولی روش رسیدن
به آن می تواند کاملا متفاوت باشد. تصور کنید که مادری از انتخاب همسر
آینده دخترش که در دانشگاه همکلاس اوست ناراضی است و با این دیدگاه که خیر و
صلاح دخترش را میخواهد، سعی میکند او را از انتخابش منصرف کند و ابتدا
با یک انتقاد و سپس با اعمال فشار روانی به مقاصدش میرسد. در واقع مادر
گمان میکند که به صلاح دخترش فکر میکند و نه چیز دیگری، اما همه ما قطعا
میدانیم وی سخت در اشتباه است.
پس نتیجه میگیریم که در قدم اول انتقادها باید اصولی و منطقی و از همه
مهمتر منصفانه باشد. ما به عنوان پدر و مادر باید این واقعیت را بپذیریم
که زمانه کاملا تغییر کرده و ایدهآلهای جوان امروز با دوران جوانی ما
کاملا متفاوت است و نمیتوانیم همه دیدگاههای خودمان را به عنوان راههای
طلایی به جوانانمان دیکته کنیم و از آنها تنها اطاعت بیچون و چرا طلب
کنیم.
*در انتقاد کردن، مواظب شخصیت جوانتان باشید : در انتقاد هرگز شخصیت جوان
را زیر سوال نبرید، بدین معنا که اگر مرتکب فعلی اشتباه شده دلیلی ندارد که
شخصیت و شعور وی کوچک شمرده شود و با رفتاری خشن وی را محکوم کرده و
شخصیتش را پیش بقیه اعضای خانواده خرد کنیم.
همچنین از مقایسه جوانمان جدا پرهیز کنیم. بزرگترین سرمایه جوانان
غرورشان است و هرگز نباید با یک مقایسه ساده غرور وی را خدشهدار کنیم.
باید بپذیریم که فرزندمان در حقیقت یک شخصیت مستقل از همه جوانان عالم است
و باید با او مستقل از همه آدمهای دیگر برخورد کنیم، چرا که فرزندمان
جزئی از وجود خودمان است.
با دادن اعتماد به نفس، به جوانان شجاعت دهید و حل مشکلات را در نظر ایشان
راحت و ممکن سازید و با اعطای اعتبار و عزت و کرامت بر روحیه شان
بیفزایید.
*سعی کنید در جمع دوستان به جوان تذکر ندهید : در انتقاداتتان تنها باشید و
سایر اعضای خانواده را وارد موضوع نکنید. اینکه به طبع شما هر کسی به
خودش اجازه دهد که جوان را مورد نصیحت و پند قرار دهد برای جوان دشوار است
و به همین دلیل هم هرگز انتقاداتتان کارساز نخواهد بود، چه بسا سبب
شرمندگی و شکستن غرور و ایجاد عقده در او می شود. بنابراین برای این که
موعظه و پند، مفید باشد، باید به دور از حضور جمع و با زبان نرم و مهربان
صورت پذیرد تا لجاجت جوان را به دنبال نداشته باشد.
*بکوشید خود، الگوی عمل آن چیزی باشید که مورد توجه و نظر شماست : نیکوست
که فرد موعظه کننده خود، نمونه کاملی از محتوای پند و اندرز خویش باشد و
به عبارت دیگر، خود نیز به آنچه به دیگران سفارش می کند، عامل باشد.
*از در دوستی و محبت وارد شوید تا جوان با علاقه و آسودگی خاطر بیشتر به موعظه شما گوش دهد و احساس امنیت کند.
*برای این که توجه جوان به سوی شما و سخنانتان جلب شود، نخست ارزش ها و
نکات مثبت او را با احترام بازگو کنید. مثلا بگویید شما کسی هستی که در
امتحان سراسری رتبه آن چنانی کسب کردی، پشتکار و استعداد درخشان شما
ستودنی است. ازاین رو، سزاوار نیست در کلاس شرکت نکنی یا نمره کم بگیری.
*شفقت و خیراندیشی موعظه گر، با موعظه اش نمودار است و از تذکر آمرانه
پرهیز شود و به صورت تبادل نظر و رهنمود خواستن، صحبت شود. صبورانه به حرف
هایش گوش فرا دهید و بدون تحقیر نظر و افکارش (هر چند ناپسند باشد) به
اندیشه اش جهت داده شود.
*دیدگاه های خود را به گونه ای بیان کنید که جوان در گفت و گو با شما،
احساس نکند شما می خواهید نظر خودتان را بر او تحمیل کنید : چنانچه به
صورت غیر مستقیم موعظه کنید، قطعا سازنده تر و دارای نتیجه بهتری خواهد
بود. چه بسا، موعظه ای که با یک اشاره و یا در قالب کلمه و عبارتی کوتاه و
کلیدی (در صورت دارا بودن شروط لازم) بیشتر از پند و اندرزهای طولانی و
خسته کننده مفید و موثر باشد.
*جایگاه و ویژگی های خاص او را برایش تعیین کنید تا با انگیزه و شتاب
بیشتری در مسیر شکوفایی استعدادها و توانمندی هایش گام بردارد. مثلا
بگویید: در شان شما نیست که وقت اذان یا زمان امتحان، سرگرم بازی رایانه
باشی
*به فردی باید پند و اندرز داد که پندپذیر باشد و در موقعیتی به او پند دهید که از نظر روانی آمادگی آن را داشته باشد.
به اعتقاد بسیاری از روانشناسان وقتی از کسی انتقاد میکنی گویی شخصیت وی
را جراحی میکنی، پس قبول کنید در نگاه اول هیچکس از انتقادکردن خوشش
نمیآید، بنابراین هرگز در انتقاد از جوان به شخصیت وی یورش نبرید و تنها
همان مورد خاص را کالبدشکافی کنید و مورد بحث و بررسی قرار دهید
*موعظه باید رسا و بلیغ باشد و از شرایط بلیغ بودن موعظه این است که
سنجیده و بجا و متناسب با وضعیت فکری و حساسیت های روحی جوان باشد.
مشاور
جمعه 14 آبان 1395 ساعت 02:17
نتایج یک نظرسنجی جدید در دانمارک نشان داد که بسیاری از
جوانان بر اساس سابقه تحصیلی والدینشان، رشته دانشگاهی خود را انتخاب
میکنند.
در این نظرسنجی آشکار شد حتی دانشجویان دانمارکی که در دسترسی به آموزش
شرایط کاملا برابری دارند نیز رشتههای تحصیلی خود را متاثر از پیشینه
تحصیلی والدین خود و طبقه اجتماعی خانواده انتخاب میکنند.
مطالعه اخیر در دانشگاه کپنهاک دانمارک تایید کرد انتخاب رشتههای
تحصیلی دانشجویان اغلب تحت تاثیر شرایط خانوادگی و موقعیت اجتماعی و اولیا
آنها است. به عنوان مثال نوجوانان طبقه کارگری به دنبال انتخاب رشتههایی
هستند که آینده شغلی روشن و درآمد بالایی داشته باشند در حالی که برای
فرزندان والدینی که تحصیلات دانشگاهی دارند، شان و منزلت خانوادگی است که
تعیین میکند آنها چه نوع رشته تحصیلی را انتخاب کنند.
دانشجویان رشتههای پزشکی، مهندسی، اقتصاد و جامعه شناسی اغلب از
خانوادههایی هستند که والدین آنها تحصیلات عالی دانشگاهی دارند و در مقابل
جوانانی که در رشتههای داروسازی و تجارت تحصیل میکنند از خانوادههایی
با پیش زمینه طبقه کارگری هستند.
به گزارش ایسنا به نقل از ساینس دیلی، «جنز پیتر تامسن»، جامعه شناس
آموزشی و یکی از افراد حاضر در این مطالعه گفت: میان انتخاب رشته تحصیلی
دانشجویان و پیشینه اجتماعی آنها ارتباط آشکاری وجود دارد. حتی در بین
داوطلبانی که نمرات ممتازی را در آزمونهای ورودی کسب میکنند و داوطلبانی
که انتخاب گستردهای برای پذیرش موفقیتآمیز در دانشگاهها دارند، سطح
سواد و طبقه اجتماعی والدین نقش مهمی در انتخاب رشته تحصیلی آنها ایفا
میکند.
این مطالعه روی 60 دانشجوی دانمارکی از شش دانشگاه مختلف این کشور و
در رشتههای پزشکی، مهندسی، معماری، جامعه شناسی، اقتصاد، داروسازی و علوم
بازرگانی انجام شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که
دانشجویان از دل خانواده خود الهام میگیرند. در بیشتر موارد اگر
والدین جوانان پزشک یا مهندس با تحصیلات عالی باشند بدون شک در انتخاب
رشته تحصیلی خود راه پدران و مادران خود را دنبال میکنند.
این محقق در ادامه افزود: برای جوانانی که والدین آنها تحصیلات دانشگاهی
دارند، عواملی نظیر منزلت اجتماعی و حس هویت و اعتبار بسیار اهمیت دارد.
از سوی دیگر جوانان در خانوادههای طبقه کارگری تنها بین پنج تا 9 رشته
خاص را انتخاب میکنند. آنها به عنوان مثال رشتههایی نظیر جامعه شناسی را
انتخاب نمیکنند چون آینده شغلی واضحی ندارد. این الگو را در آمریکا و
سایر کشورهای اروپای نیز میتوان مشاهده کرد.
از آنجا که در دانمارک همه فرصت برابری برای انتخاب رشته دانشگاهی دارند،
حقیقت «پیشینه اجتماعی» نقش مهمی را در این انتخاب ایفا میکند.
مشاور
جمعه 14 آبان 1395 ساعت 01:17
هر پدر و مادری شیوه خاصی برای تربیت فرزندان دارد. جالب
این جاست که بسیاری از والدین به شیوه های تربیتی دیگر والدین انتقادهایی
دارند، اما به راستی بهترین شیوه تربیت فرزند دارای چه ویژگی هایی است؟!
در
ادامه به اهمیت مسئله تربیت فرزند و معایب و مزایای هر کدام از این ۳شیوه
تربیتی اشاره خواهیم کرد: والدین و شیوه های تربیت فرزند خانواده نقش
اساسی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی کودکان و والدین دارد.
خانواده اولین و مهم ترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد.
در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را
شاهد هستیم. این تغییرات می تواند به مشکلات رفتاری-عاطفی و یادگیری در
کودکان بینجامد. بیشتر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین
فردی اعضای خانواده به ویژه والدین است.
به عبارت دیگر می توان گفت دلیل اکثر مشکلات رفتاری کودک روابط معیوب
اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات
معیوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد.
شیوه های تربیت فرزند شیوه های تربیت فرزند شامل دو معیار عمده است:
محبت و کنترل والدین. کنترل والدین آن دسته از رفتارهای والدین را شامل می
شود که در خدمت جامعه پذیری کودک (فرآیند انتقال ارزش های اجتماعی از
والدین به فرزندان) قرار دارد. این امر به صورت توانایی والدین دراعمال
رهنمود، ثبات، توانایی تحمل رفتارهای نامطلوب (برای مثال فریاد کشیدن،
بهانه جویی، گریه و ...) و استفاده از مشوق ها و تقویت ها، نمود دارد.
محبت نیز شامل صمیمیت، علاقه، مهربانی و عاطفه والدین است.
بر اساس این دو شاخص مهم، شیوه های تربیت فرزند را به سه دسته عمده تقسیم می کنند: شیوه مقتدرانه، شیوه سهل گیرانه، شیوه استبدادی.
1-شیوه مقتدرانه
والدینی که از این شیوه استفاده می کنند، واقعیت ها را به کودکان خود
منتقل می کنند و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک خود در یک رهنمود
(دستور) از خود نشان می دهند. این والدین سخنوران خوبی هستند و اغلب برای
مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می جویند و به منظور توافق با کودک با
او گفت وگو می کنند، از رفتارهای نامطلوب کودک نمی ترسند و تاب مقاومت در
برابر عصبانیت او را دارند. والدین مقتدر به تلاش های کودکان برای جلب
حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می
کنند.این والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و
علاقه و مهربانی دریغ نمی ورزند.
آن ها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می شناسند و از علایق فردی و
ویژگی های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند.کودکان این والدین؛ فعال، دارای
اعتماد به نفس، استقلال رای، واقع گرا، باکفایت و خشنود، توصیف شده اند.
آن ها به دلیل این که والدینشان فرصت های زیادی در تصمیم گیری و انتخاب در
اختیارشان قرار می دهند و به خاطراین که مورد عشق و محبت واقع می شوند از
نوعی احساس امنیت عاطفی برخوردارند.
2-شیوه سهل گیرانه
والدین سهل گیر کنترل کمتری بر کودکان خود اعمال می کنند و خواسته های آ ن
ها از کودکانشان چندان معقول نیست. مهرورزی و محبت والدین در حد متوسطی
قرار دارد. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است.
والدین کنترل کمی بر کودکانشان دارند، همین طور درباره انضباط کودک از
نگرش هایی متعارض برخوردارند.
والدین سهل انگار در عین آن که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند،
اما توقع چندانی از آن ها ندارند. فقدان خواسته های معقول همراه با
خودداری از ارائه دلیل و گفت وگو با کودک، همواره از ویژگی های این شیوه
به شمار می رود. این والدین به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا
توضیحات دقیق ارائه می دهند. اگرچه والدین سهل انگار زورگو و سرکوبگر
هستند ولی در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک، سر تسلیم
فرود می آورند.
والدین سهل انگار در ابراز محبت با والدین مقتدر تفاوت فاحشی ندارند.
مادران سهل انگار به عنوان تنبیه، کودک را از محبت خود محروم می سازند و
به تمسخر او می پردازند. یک والد سهل انگار در تلاش است درباره خط مشی خود
با کودک مشورت کند و قواعد خانواده را برای او توضیح دهد. او توقع چندانی
برای انجام کارهای منزل و رفتار صحیح از کودک خود ندارد. کودکان این
والدین متکی به خود، نیستند و یا از استقلال رای اندکی برخوردارند. این
کودکان به صورت افرادی نسبتا ناپخته توصیف شده اند که هنگام مواجهه با
ناملایمات، تمایل به واپس روی (روی گردانی) دارند. این کودکان نسنجیده عمل
می کنند و به فعالیت بی هدف می پردازند. پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس
هستند و رفتارهای بزهکارانه از خود نشان می دهند.
3-شیوه استبدادی
نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگر متمایز
می کند. این والدین بسیار پرتوقع اند و پذیرای نیازها و امیال کودکان
نیستند. پیام های کلامی والدین یک جانبه و فاقد محتوای عاطفی است. والدین
مستبد غالبا هنگام اعمال دستورات، دلیلی ارائه نمی دهند. این والدین نسبت
به دیگر والدین در میزان مرعوب شدن در برابر رفتارهای نامطلوب، در حد
متوسطی قرار دارند.والدین متمایل به شیوه استبدادی کمترین مهرورزی و محبت
را از خود نشان می دهند. آن ها به ندرت در رابطه ای که به خشنودی کودک
منجر شود، شرکت می کنند و اغلب نسبت به تلاش های کودکان برای جلب حمایت و
توجه بی تفاوت اند.
ابراز محبت در این الگو در پایین ترین سطح قرار دارد. این والدین، تایید،
همدلی و همدردی اندکی را نسبت به فرزندان خود ابراز می کنند.این والدین
برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند و هیچ گونه
تفاهمی بین والدین مستبد و فرزندانشان وجود ندارد.
این والدین اطاعت بی چون و چرای کودک در هر مسئله ای را یک حسن تلقی می
کنند و در مواقعی که اعمال و رفتار کودک در تعارض با معیارهای آن ها قرار
می گیرد، از تنبیه و اعمال زور برای مهار خواسته کودک استفاده می کنند.
بر اساس تحقیقات، فرزندان والدین مستبد نسبت به فرزندان والدین مقتدر در
برقراری رابطه با همسالان و داشتن موقعیت فعال و نیز استقلال رای در سطح
پایینی قرار می گیرند. این کودکان همچنین افرادی خشمگین، منزوی، غمگین و
آسیب پذیر نسبت به استرس و محتاط توصیف می شوند.
بهترین شیوه کدام است؟
شیوه هایی که والدین در تربیت فرزندان خود به کار می گیرند، نقش اساسی در
تامین سلامت روانی فرزندان آن ها دارد. در سایه ارتباط سالم است که می
توان نیازهای فرزندان را شناخت و نسبت به تامین و ارضای آن ها همت گماشت.
بهترین شیوه تربیت فرزند، شیوه مقتدرانه است که والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند، کنترل کننده و مقتدر هستند.
مشاور
جمعه 14 آبان 1395 ساعت 00:16
لکنت
زبان اختلالی است که در آن، به علت رویدادهای حرکتی و غیر ارادی تکلم،
جریان کلام دچار مشکل می شود. لکنت معمولاً به شکل تکرار و طولانی کردن
اصوات ، وارد کردن اصوات اضافی، مکث در بین کلمات و جایگزینی مشهود کلمات
برای اجتناب از وقفه در بیان دیده می شود.
در برخی کودکان این مشکل همراه با ویژگی هایی مانند اختلال در تنفس، لب
ورچیدن، شکلک های مخصوص، حرکات ناگهانی سر یا حرکات غیر طبیعی بدن است.
لکنت زبان معمولاً بین 18 ماهگی تا 9 سالگی بروز می کند.
این اختلال بیشتر در پسرها دیده می شود و معمولاً در دیگر اعضای خانواده و
اقوام کودک مبتلا نیز دیده می شود. اما لکنت تنها به واسطه جنسیت یا
ژنتیک ایجاد نمی شود بلکه عوامل و مشکلات عصبی فیزیولوژیک و روان شناختی
هم در بروز لکنت سهم دارند.
علاوه بر این مشخص شده است که لکنت در موقعیت های استرس زا تشدید می شود.
لکنت زبان اغلب به طور ناگهانی شروع نمی شود و طی یک دوره چند هفته یا
چند ماهه با تکرار اصوات، تکرار کلمه اول یک عبارت یا کلمات طولانی بروز
پیدا می کند.
با پیشرفت کردن اختلال، تکرارها بیشتر و بیشتر می شوند و سرانجام کودک در
بیشتر کلمات یا عبارات مهم دچار لکنت زبان پایدار می شود. متاسفانه لکنت
زبان معمولاً سیری طولانی دارد و گاهی کودک به مدت چند هفته تا چند ماه
هیچ مشکلی ندارد اما دوباره مشکلش تشدید می شود.
این تشدید شدن نشانه ها معمولاً زمانی بروز پیدا می کند که فرد مبتلا
برای برقراری ارتباط تحت فشار قرار می گیرد. خوشبختانه 50 تا 80 درصد چنین
کودکانی اگر دچار لکنت خفیف باشند خود به خود بهبود می یابند. اما اگر
مشکل کودک ادامه یابد و برای درمانش چاره ای اندیشیده نشود احتمالاً در
آینده دچار مشکلات تحصیلی و اجتماعی می شود. این اختلال ممکن است حتی با
بزرگ تر شدن کودک دشواری های بیشتر ی نیز برای او ایجاد کند. یکی از سخت
ترین مشکلاتی که این کودکان با آن رو به رو هستند آن است که می دانند چه
مطلبی را می خواهند بیان کنند و شاید بارها نیز آن را تمرین یا تکرار کرده
اند، اما در هر شرایطی قادر به بیان آن نیستند.
بنابراین، کودکان برای کاهش و یا رهایی از فشار حاصله از وقفه های غیر
ارادی در کلام شان، دچار پریشانی و آشفتگی می شوند و سعی می کنند با تلاش و
چالش صحبت خود را ادامه دهند. درمان لکنت کودک معمولاً از طریق گفتار
درمانی انجام می شود و یک گفتار درمانگر ماهر، طی جلسات متعدد می تواند
کمک بسزایی به این کودکان کند. اما نکته مهمی که وجود دارد این است که
مبتلایان به لکنت معمولاً اعتماد به نفس پایینی دارند و مبتلا به اضطراب
یا افسردگی نیز هستند بنابراین ممکن است به غیر از درمان لکنت، نیازمند
درمان های دیگری نیز باشند. از این رو، در کنار جلسات گفتار درمانی،
مراجعه به یک روان پزشک یا روان شناس به منظور بررسی همه ابعاد مشکل
فرزندتان ضروری است.
با این حال به طور کلی مواردی وجود دارد که در محیط خانواده از عهده والدین برمی آید که شامل این موارد است:
1) با فرزندتان با محبت و صمیمانه صحبت کنید، اما در عین حال لحن تان به
گونه ای نباشد که از آن، دلسوزی یا ترحم استنباط شود. این تغییر در لحن
شما، به طور مستقیم و بلافاصله به رفع مشکل او منجر نمی شود بلکه باید در
دراز مدت و با صبر و شکیبایی این مشکل را حل کرد.
2) نحوه گفتار او را مورد تمسخر قرار ندهید یا با نگرانی نشان ندهید که حوصله گوش دادن به او را ندارید.
3) به جای او جمله اش را کامل نکنید؛ بلکه برعکس مشوق او برای حرف زدن
باشید. بدین منظور موقعیت هایی را برایش فراهم کنید که شروع به صحبت کند یا
در گفت و گویی شرکت کند. در عین حال باید این موقعیت را به صورت طبیعی و
نه ساختگی ایجاد کنید تا افزایش دهنده واقعی توانمندی های او باشد.
4) به عواملی که باعث اضطراب یا کاهش اعتماد به نفس او می شود بیندیشید و
تلاش کنید تا در بهبود این مشکلات راهنمای مناسبی برایش باشید.
5) از کنترل کردن تمامی برنامه ها و اصطلاحاً نظارت بیش از حد او خودداری
کنید گاهی اوقات نگرانی بیش از حد والدین درباره برنامه های روزمره، لکنت
در کودکان را تشدید می کند.
سعی کنید زمان هایی را در اختیارش بگذارید که خودش برای آن ها برنامه ریزی کند.
مشاور
پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت 23:16
بهبودی از لکنت زبان
اضطراب
و فشار عاطفی – روانی همواره لکنت زبان کودک را تشدید می کند . به همین
دلیل هدف بسیاری از توصیه های درمانی در لکنت زبان کودکان ، این است که حتی
المقدور اضطراب و فشارهای عاطفی و روانی کودک را کاهش دهید . موفقیت شما
در انجام این کار مهم در این است که بتوانید منشاء و منبع اضطراب و فشار
روانی کودک را باز شناخته ، متوجه آن باشید . بررسی های مختلف نشان می دهد
که در اکثر موارد ، زمانی که اضطراب و فشار روانی کاهش می یابد و یا از
بین می رود، مشکل بسیاری از کودکانی که لکنت دارند ، خود به خود برطرف می
شود . در این مورد تقریباً می توان ادعا نمود که به ازای هر فردی که امروز
لکنت دارد ، سه نفر دیگر وجود دارند که آنها نیز در مرحله ای از مراحل رشد
خود تجاربی از لکنت زبان داشته اند . البته
دلایلی که افراد مبتلا به لکنت و یا والدین ایشان درباره از بین رفتن خود
به خودی لکنت آنها ارائه می دهند ، فوق العاده متنوع است و معمولاً نمی
تواند برای ما چندان سودمند باشد . آیا این بدان معناست که آنها زمینه لکنت
زبان را در خود رشد داده بودند ؟ هرگونه پاسخی به این سؤال بستگی به آن
خواهد داشت که شما علت لکنت زبان را چه چیزی بدانید. اگر شما فکر می کنید
که لکنت زبان به دلیل عدم رشد کافی عضلات گویایی و نظام عصبی است ، بدیهی
است در این صورت (که احتمال آن بسیار اندک است ) کودکان می توانند با زمینه
های مساعد لکنت زبان رشد یابند . اما واکنش های هیجانی در ارتباط با
اختلالات گویایی ، امری است کاملاً اکتسابی و ارتباط چندانی با زمینه های
رشد ندارد . کودکی که این چنین رفتارها و واکنش های هیجانی را یاد گرفته
است می بایست به گونه ای بیاموزد که رفتار خودش را تغییر دهد . بسیاری از
محققان و صاحب نظران بر این عقیده اند که لکنت زبان در نتیجه رفتارها و
واکنش های یاد گرفته شده ایجاد می گردد و می تواند یادزدایی شود . لکنت زبان همانند آونگ در نوسان است همان
گونه که پیش از این مطرح شد ، تنوع و شدت لکنت زبان نسبت به موقعیت ها و
شرایط گوناگون نوسان دارد و دائماً در تغییر است . بعضی وقتها کودک بدون
کوچکترین مشکلی صحبت می کند. در بیشتر اوقاتی که کودک با خود صحبت می کند ،
یا با حیوانات اهلی مثل جوجه ، کبوتر ، گربه ، خرگوش ، گوسفند و .... حرف
می زند و یا هنگامی که آواز می خواند ، صحبت او کاملاٌ روان و عادی است .
باید توجه داشت که ممکن است لکنت زبان کودک برای مدت نسبتاً طولانی از
بین برود و مجدداً خیلی جدی ظاهر شود . این حالت معمولاً وقتی اتفاق می
افتد که اضطراب و فشار روانی کودک افزایش می یابد. البته همیشه تشخیص دقیق
منبع و یا منشاء اضطراب کودک به سادگی مقدور نیست . توصیه های نامطلوب ، اما ظاهراً خوب ما
به خوبی واقف هستیم که بسیاری از روشهای کهنه و قدیمی در برخورد با لکنت
زبان مطلقاً مفید واقع نمی گردند. در حقیقت ، به کار بستن این قبیل روشهای
سنتی ممکن است موجب تشدید مشکل گویایی فرد بشود . مثلاً به کودک گفته می
شود : آهسته صحبت کن ، نفس عمیق بکش یا استراحت کن . این توصیه های ظاهراً
دوستانه و دلسوزانه ، غالباً هیچ فایده ای به حال کودک ندارد . ممکن است
بعضی اوقات توصیه ای که به کودک می شود ، مثل : دوباره بگو ، باعث شود که
کودک همان کلمه یا جمله را با روانی ادا کند، اما این روش نیز مشکل اساسی
کودک را برطرف نمی کند . بدتر از اینها دستورهایی است که با صدای بلند
خطاب به کودکی که با لکنت حرف می زند استفاده می شود ، مثل : بس کن ! که
با فریاد زدن بر سر کودک معصوم همراه با نگاه تند و تنبیه گرانه است . این
روشها عموماً بر اساس یک یا چند برداشت ناصحیح از ماهیت لکنت زبان به کار
می رود . مثلاً این اعتقاد که لکنت عادت بدی است که به وجود آمده و اگر
کودک واقعاً سعی کند ، می تواند آن را متوقف نماید و یا این که ممکن است
بعضی بر این باور باشند که کودک عمداً به صورت غیرعادی و تحریک کننده صحبت
می کند .
مشاور
پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت 22:15