سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره
دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه
خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز
کند. «چهارراه نوجوانی» روایتگر تجربه های
اولیا ومربیانی است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در
خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی درباره آن سخن بگویند. بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت. وقتی
که دیکته احمد را به او دادم، اشک در چشمانش حلقه زد. سرش را پایین
انداخت و در حالی که دفترچه اش را زیربغل می زد، رفت و سرجایش نشست. بچه
ها با اشاره دست به من فهماندند که او دوباره دارد گریه می کند و من هم با
اشاره سر به بچه ها حالی کردم که متوجه گریه احمد هستم. این
بار اولی نبود که احمد به خاطر آن که بیست نگرفته بود، گریه می کرد. این
کار تقریباً برای من وهمه بچه های کلاس عادی شده بود. اما آن روز تصمیم
گرفتم که دیگر تسلیم خواست ها و گریه های غیرعادی او نشوم و هیچ گونه گذشت
وارفاقی نسبت به نمره او نداشته باشم. با آن
که بارها در سر کلاس درباره این که تنها نمره ملاک درس خواندن نیست و آن
چه اصل است تلاش و سعی دانش آموز در درک مطالب درسی است، صحبت کرده بودم،
با این همه این حرف ها چندان اثری روی احمد و حساسیت او نسبت به نمره های
درسی اش نداشت. آن روز احمد تا آخر ساعت، توجه
چندانی به درس نداشت. در تمام مدت با بغضی که درگلو داشت و چشمانی که از
گریه سرخ شده بود، به تخته سیاه نگاه می کرد. تا
آن جا که من می دانم، معلمان کلاس اول و دوم احمد نیز با همین مشکل روبه
رو بوده اند. شاید اگر در سال اول یا دوم برخوردی اصولی با مشکل احمد می
شد و راه حلی عملی از طرف مدرسه و معلمان درباره او اعمال می گردید، حل
مسئله او در سال سوم تا این اندازه دشوار نبود. فردای
آن روز، چون احمد را در سر کلاس ندیدم، دلم به شور افتاد. به همین دلیل
در زنگ تفریح شماره تلفن احمد را از آقای ناظم گرفتم و به منزلشان زنگ
زدم. مادرش گوشی را برداشت. وقتی که از حال احمد و غیبت او جویا شدم، گفت:
" حالش خوب نیست، کمی کسالت دارد. اما سعی می کند فردا خدمت شما برسد." از
لحن صحبت مادر احمد احساس کردم که مشکل احمد جدی تر از آن است که من تصور
می کردم. موقع خداحافظی ایشان گفتند:" من هم همراه احمد خدمت شما خواهد
رسید؛ می خواهم درباره موضوعی با شما مشورت کنم. " به ایشان گفتم:"
هرساعتی که تشریف بیاورید درخدمت شما خواهم بود. فردای
آن روز اول وقت، مادر احمد در دفتر مدرسه حضور پیدا کرد. خانمی بود
تقریباً میانسال با چهره ای مضطرب. وقتی که سراغ مرا از همکاران می گرفت،
لرزشی خاص در صدایش احساس می شد. او را راهنمایی کردم تا در گوشه دفتر
مدرسه روی صندلی بنشیند. مادراحمد ضمن بیان
درد دل ها و حرف هایش به من گفت که او و شوهرش هر دو کارمندند و به جز
احمد، دختری دارند که بزرگ تراز احمد است و در کلاس دوم راهنمایی درس می
خواند. حرف های مادر احمد که به این جا رسید، مکثی کوتاه کرد و درحالی که
نفسی عمیق می کشید، گفت: " احمد بچه دوم من است. او در این سه سالی که به
مدرسه می رود به اندازه سی سال من و پدرش را پیر کرده است. او خیلی در
گرفتن نمره وسواس دارد. درکلاس اول و دوم معدل هر سه ثلث او بیست شد. ولی
چه فایده؟! چون همین تلاش و وسواسی که او برای گرفتن نمره بیست دارد باعث
شده که هم خودش از لحاظ روحی صدمه ببیند وهم حسابی دل ما را خون کند. نمی
دانید از دیروز که نمره اش نوزده شده چه الم شنگه ای در خانه به راه
انداخته، نه شب شام خورده و نه صبح، صبحانه!" از
مادراحمد پرسیدم:" وضع تحصیلی دخترتان چطور است؟" او گفت:" به خاطر تشویق
پدرش، او هم شاگرد ممتازی است. پدرش خیلی دوست دارد بچه ها شاگرد اول
بشوند. ریحانه هم اتفاقاً در دوره دبستان اخلاقش شبیه احمد بود، اما من
خیلی با او حرف زدم و نصیحتش کردم تا کم کم روحیه اش عوض شد. اما احمد
اصلاً حاضر نیست از بیست دست بردارد دیشب او به قدری ناراحت بود که حتی
درخواب هم کلافه و ناآرام به نظر می آمد. شما فکر می کنید برای این که او
تا این اندازه روی نمره اش حساس نباشد، چه کاری می توانیم برایش انجام
دهیم؟ من به عنوان یک مادرکه بیش تر از درس نگران روحیه فرزندم هستم، درحل
این مشکل وامانده ام. درضمن، احمد علاوه بر وسواس درسی، دست هایش را هم
زیاد می شوید. شب ها چند بار قبل از خواب در اتاق را امتحان می کند و تا
مطمئن نشود دراتاق را قفل نکرده ایم، خوابش نمی برد. نمی دانم با او باید
چه رفتاری داشته باشم." مادر احمد خیلی نگران
بود. او به عنوان یک مادر دلسوز که هم درخانه زحمت می کشیدم و هم مشغله
اجتماعی داشت، دلش می خواست فرزندش سالم و طبیعی رشد کند و به تحصیلش
ادامه دهد. به او گفتم:" شما تشریف ببرید. من با احمد در این زمینه صحبت
خواهم کرد." این پیش نهاد در حقیقت فرصتی بود که بتوانم راه حلی مناسب و
اساسی دست پیدا کنم. راه حلی بیش از صحبت کردن و نصیحت های متداول که کم
تر راه گشاست.
نوجوان وسواسی چه ویژگی هایی دارد؟
نوجوان
وسواسی، فردی است که خصوصیات بارز و مشخصی مثل نظم و ترتیب شدید، کمال
طلبی و پاکیزگی افراطی و خسیس بودن را از خود بروز می دهد. افکار و اعمال
این قبیل نوجوانان تکراری ، دست و پاگیر و کلیشه ای است ونوجوان خودش را
ناگزیر از انجام آن ها می داند، مانند امتحان کردن مکرر کلید برق و
دستگیره در اتاق یا شستن تکراری یکی از اندام های بدن. در انجام اعمال و
افکاروسواسی، نوجوان نسبت به اختلال خود هوشیار و آگاه است، ولی آن را
تحمیل شده احساس می کند و خود را در محاصره می داند. وارسی کردن، لمس
کردن، افکار آزار دهنده و تکراری معمولاً با اضطراب همراه است.
علل 1-
فرد وسواسی به تدریج یاد گرفته است که با استفاده از مکانیسم های دفاعی
میزان اضطراب خودش را کاهش دهد. این عامل روانی – اجتماعی که نوعی یاد
گیری است، " یادگیری شرطی" نامیده می شود. پدران و مادران کمال طلب که بیش
از حد توان فرزندشان از او توقع دارند، به تدریج سبب می شوند که فرزندشان
دچار وسواس شود. هرچند رفتار وسواسی و رفتارهای بی اختیار غالباً با
یکدیگر همراه اند، اما در پاره ای از موارد رفتارهای بی اختیار با اضطراب
توام نیستند. 2- عوامل بیولوژیکی ( زیستی )
مثل کاهش ترشح هررمون رشد، سابقه ضربه مغزی، بالا بودن میزان ناهنجاری های
الکتروانسفالو گرافی ( درنوارمغزی مشخص است) و بعضی از مشکلات عصبی موجب
بروز اختلال وسواس در نوجوانان می شود. 3-
وراثت تا حدی در وسواسی بودن نوجوانانی که بستگان درجه اول آن ها دارای
بیمارهای روان رنجوری بوده اند، می تواند نقش داشته باشد. در صد نقش ورا
ثت را دراختلال وسواس بین 4 تا 8 درصد تحقیق کرده اند.
پیشگیری و درمان 1-
باید در صورت امکان کشف کرد که چه عامل یا عواملی نوجوان را مضطرب ساخته
است تا شدت یافتن اضطراب منجر به افکار آزاردهنده و وسواسی نشود. 2-
ایجاد یک رفتار تازه و خوشایند به جای رفتار وسواسی تا به تقویت و نگه
داری ر فتار مطلوب منجر شود. درحقیقت باید رفتارتازه یا افکار نو و
خوشایند را جایگزین رفتار و فکر وسواسی کرد. 3-
با توجه به این که افکار و رفتار وسواسی علل و زمینه های مختلف تربیتی،
اکتسابی و زیستی دارد و درمان آن نیازمند بررسی های بالینی است، توصیه می
شود برای درمان نوجوان وسواسی از مشاوره با مشاوران با تجربه یا روان شناسان بالینی بهره مند شویم.
مشاور
شنبه 15 آبان 1395 ساعت 19:44
از جمله هدف های والدین، تشکیل خانواده ای است که در آن صلح
و آرامش میان فرزندان حاکم باشد، در برخی موارد حتی یکی از انگیزه های
تعدد فرزندآوری جلوگیری از تنها ماندن فرزندان و داشتن همدم و همراهی
صمیمی در سال های آتی است، اما این منظور در تمامی خانواده ها محقق نمی
شود و بسیاری از والدین اغلب شاهد چالش، بحث و حتی برخوردهای فیزیکی بین
فرزندان هستند که احتمالا این امر به شدت آن ها را آشفته می سازد.
با این حال، رعایت چند نکته دفعات و شدت چنین رفتارهایی را کاهش می دهد:
علت دعواها را مشخص کنید
توجه به دلایل زیربنایی دعواهای فرزندان تا حد زیادی از بحث های بیشتر در
آینده جلوگیری می کند. به عنوان مثال گاهی اوقات این دعواها بر سر اسباب
بازی یا وسایلی است که هر دو به آن نیاز دارند اما والدین به اندازه کافی
آن وسیله خاص را تهیه نکرده اند، در این شرایط می توان امکانات لازم را
فراهم کرد یا برای استفاده هر یک از بچه ها قوانینی وضع کرد. همچنین
بسیاری از دعواها نیز به علت بی برنامه بودن، کسل شدن و یا حتی گرسنگی بچه
ها روی می دهد به همین دلیل بهتر است در حین بازی یا انجام فعالیت روزمره
شان گاهی با فواصل منظم به آن ها سر بزنید، میان وعده ای برایشان ببرید
یا کمی با آن ها صحبت کنید.
کمبود توجه را جبران کنید
«نیاز به توجه» شاید یکی از دلایل شکل گیری دعوا میان فرزندان باشد زیرا
تا زمانی که آن ها بدون دعوا مشغول کارهای خود هستند، توجهی از سوی شما
دریافت نمی کنند، اما با آغاز جر و بحث ها مسلما وقتی را به آن ها اختصاص
خواهید داد پس سعی کنید وقتی مشغول کارهای مطلوبی مثل نقاشی یا ساختن
کاردستی هستند نیز به آن ها توجه کنید. علاوه بر این ضرورتی ندارد که در
تمامی جر و بحث ها مداخله کنید گاهی بهتر است خود کودکان مشکلات شان را حل
کنند.
تبعیض قائل نشوید
در برخی موارد رفتار والدین یا برخی از آشنایان باعث اختلاف میان فرزندان
می شود یکی از این مشکلات مقایسه کردن کودکان با یکدیگر یا سرزنش یکی از
آن ها با به رخ کشیدن رفتار دیگری است. این کار ضمن ایجاد احساس حسادت،
روابط و همکاری صمیمانه میان آن ها را تخریب می کند. بهتر است ویژگی های
خوب هر فرزند را مورد توجه قرار دهید تا هر یک از آن ها بداند که او را هم
دوست دارید و نیازی به اثبات این موضوع از طریق آزار کودک دیگر وجود
ندارد.
گفت وگو را فراموش نکنید
به دیگر نیازهای عاطفی کودک نیز توجه کنید، دقت کنید که آیا آن روز (هنگام
دعوا) کودک با تنش یا مشکل خاصی مواجه بوده است. بدین منظور زمانی را
برای گفت وگو درباره افکار و احساسات هر یک از فرزندان تان اختصاص دهید با
این کار علاوه بر بهبود رابطه عاطفی میان خود و فرزندان می توانید مشکلات
را به صورت ریشه ای ارزیابی کنید.
پاداش دهید، جریمه کنید
چند قانون کوچک را تعیین کنید، به خصوص قوانینی درباره جلوگیری از
برخوردهای فیزیکی؛ این قوانین را به هر دو کودک اعلام کنید در صورتی که یکی
از فرزندان به قوانین پایبند نبود و به کودک دیگر آسیب رساند جریمه ای در
نظر بگیرید. همچنین در صورت روی ندادن بحث و دعوا در هر روز پاداش هایی
را که برای آن ها تعیین کرده اید در اختیارشان بگذارید البته نسبت به این
تشویق ها نیز پایبند باشید.
انفرادی...!
وقتی فرزندان به طور مکرر برخوردهای فیزیکی دارند آن ها را موقتا به اتاق
های مجزا بفرستید. در این مدت، آن ها اجازه ندارند از تلویزیون یا بازی
های رایانه ای استفاده کنند و باید به تنهایی خود را سرگرم کنند، این کار
باعث می شود قدر لحظه های با هم بودن را بهتر بدانند.
همیشه حق با کتک خورده نیست
همیشه حق با کودک آسیب دیده، گریان یا کوچک تر نیست هر چند کتک زدن راه حل
عاقلانه ای نبوده است اما والدین باید نسبت به رفتارهای قبل از دعوا نیز
حساس باشند و باید برای هر دو کودک براساس نوع رفتارشان برخورد ویژه ای
تعیین شود.
رفتارهای خود را اصلاح کنید
گاهی کودکان این رفتارها را از کارتون ها، بازی های رایانه ای، هم سالان و
یا حتی والدین می آموزند، در این صورت بهتر است برنامه های دیگری را برای
آن ها تهیه کنید، محیط های مناسب تری را انتخاب کنید و رفتارهای خود را
اصلاح کنید.
شرایط سنی را در نظر بگیرید
کودکان در سنین ۲ تا ۴ سالگی از نظر حس مالکیت و تمامیت خواهی در اوج
قرار دارند در نتیجه لجبازی بیشتری ممکن است نشان دهند و هم زمان والدین
از فرزند بزرگ تر انتظار صبوری بیشتری دارند در نتیجه دایم به او تذکر می
دهند که تو بزرگ تر هستی و باید رعایت حال خواهر یا برادر کوچک ترت را
بکنی حال آن که کودک بزرگ تر نیز ممکن است در سنی باشد که هنوز به توجه و
محبت بسیاری نیاز دارد.
بنابراین توجه به مراحل رشد و در نظر گرفتن مشکلات ویژه هر خانواده حائز
اهمیت است.در نهایت چنان چه پرخاشگری کودکان همراه با برخوردهای فیزیکی و
خشن تداوم یابد و آسیب های جدی روابط یا سلامت آن ها را تهدید کند ممکن
است این رفتار نشانه ای از یک اختلال یا مشکلی بزرگ تر باشد در این صورت
بهتر است مشکل خود را با یک روان شناس یا روانپزشک در میان بگذارید.
مشاور
شنبه 15 آبان 1395 ساعت 18:44

وقتی صحبت از کودک آزاری می شود، اغلب یاد چهره کتک خورده و چشمان گریان
کودکی می افتیم که گوشه ای کز کرده و صدایش درنمی آید. در واقع تصویر و
تصویر اغلب ما از کودک آزاری، همین صحنه است؛ چرا که سکوت کودک و البته
خانواده در مقابل کودک آزاری معمولا بارزترین رفتاری است که دیده می شود
اما غافل از اینکه این سکوت، اثرات روانی و جسمی بی شماری را در کودک به جا
می گذارد، شاید یکی از دلایل این سکوت ناآگاهی والدین از برخورد مناسب در
مقابل ودک آزاری باشد.
کودک آزاری (Child abuse) پدیده شومی است که در تمام سطوح اجتماعی،
اقتصادی و در تمام جوامع بشری دیده شده و دامنگیر کودک خانواده و جامعه می
شود. سوء رفتار با کودکان یک موقعیت اضطرابی برای کودک ایجاد می کند.
کودک آزاری و سوءرفتار با کودک را می توان به 3 دسته تقسیم کرد: کودک
آزاری جسمی، جنسی و مسامحه و غفلت از کودک که در آن نیازهای جسمی و روانی
کودک مورد بی توجهی قرار می گیرد. هر یک از انواع این کودک آزاری ها باعث
آسیب کودک می شود.
چگونه قربانیان کودک آزاری را تشخیص دهیم؟
چطور شک کنیم نکند آزار دیده باشد؟
1- پرخاش
یکی از نشانه های کودکآزاری، مشاهده خشونت در رفتار کودکان است. بدخلقی
غیرعادی، بداخلاقی، رفتارهای پرخاشگرایانه که تا پیش از این از کودک سر
نزده بود، می تواند نشانه آن باشد که کودک در معرض کودک آزاری قرار گرفته
است.
2- اضطراب
مشاهده هرگونه رفتار مضطرب در کودک که ممکن است با رفتارهای مانند گربه و
بدخلقی نیز همراه باشد، می توان بیانگر کودک آزاری باشد.این اضطراب می
تواند روی عملکرد رفتاری"، شخصیتی و درسی کودک تاثیر منفی بگذارد.
3- گوشه گیری و سکوت
بعضی از کودکان ذاتا ساکت هستند اما اگر کودکی پیش از این بچه ای گوشه
گیر و ساکت نبوده و از مقطعی به بعد گوشه گیر و ساکت شود، می توان به مسأله
کودک آزاری مشکوک شد.
4- کاهش اعتماد به نفس
افت تحصیلی، تغییر در رفتار کودک در ارتباط با والدین و همسالان که
نشانگر کاهش اعتماد به نفس کودک باشد، باید والدین را به مساله کودک آزاری
حساس کند در واقع کودکی که تا پیش از این برای حضور در جمع و بیان نیازهای
فردی و اجتماعی اش مشکلی نداشته اما در بیان این نیازها دچار مشکل شده،
یعنی اینکه مساله ای در کارت است.
5- فرار از جمع بزرگترها
بعضی از کودکان ذاتا از حضور در جمع هراس دارند. برخی دیگر از حضور در جمع
خجالت می کشند اما گروهی از کودکان هم بدون ترس یا خجالت در جمع حاضر می
شوند. اگر کودکی هیچ خجالتی از جمع نداشته باشد اما از یک مقطع زمانی به
بعد از حضور در جمع بزرگسالان اکراه داشت، مشکوک شوید. ممکن است این کودک
آزار دیده باشد.
6- بی اعتمادی به بزرگسالان
برای همه والدین پیش آمده که فرزندشان را نزد اقوام یا دوستان بگذارند.
برای این منظور نیز اغلب افراد مورد اعتماد انتخاب می شوند. بچه ها نیز
معمولا با آغوش باز ماندن در خانه این اقوام و دوستان را به رفتن به مهد
کودک و ... ترجیح می دهند اما اگر فرزند شما نسبت به ماندن در خانه اقوام
اکراه داشت،این یعنی اینکه کودک با مشکلی روبرو شده است. به این مساله حساس
شوید که چرا فرزندتان که تا پیش از این به راحتی در خانه افراد مورد نظر
شما می ماند، دیگر حاضر به بودن در کنار آنها نیست؟
7- بازی ها با موضوع جنسی
به بازی ها، جمله ها و شیوه رفتاری که فرزندتان در بازی هایش با همسالان
به کار می گیرد، دقت کنید. اگر چه این مساله یکی از موضوع هایی است که بچه
ها نسبت به آن کنجکاو هستند اما این کنجکاوی حد و اندازه ای دارد. اگر
بیشتر بازی ها، تمرکز و توجه فرزندتان معطوف به این مساله است، نگران شوید
این زنگ خطری برای کودک آزاری است.
8- خشونت
در بازی خشونت در بازی، نشانه دیگری برای کودک آزاری است. این خشونت به صورت بارز در رفتارهای کودک با همبازی هایش دیده می شود.
9- کابوس شبانه
کودک دچار این مشکل، یعنی دچار آزار شده است.
10- نارسایی رشد
نقص و اختلال در رشد کودکانی که در دوره رشد قرار دارند، می تواند زنگ خطری برای مساله کودک آزاری باشد.
چگونه قربانیان کودک آزاری را تشخیص دهیم؟
بچه های کدام والدین بیشتر در معرض خطرند؟
1- والدین آزار دیده در بسیاری موارد، والدینی که کودکان را آزار می دهند خود قربانی کودک آزاری بوده اند.
2- اصول تربیتی نادرست اطلاعات نادرست و کم والدین درباره تربیت صحیح
کودک زمینه ساز تربیت نادرست کودک و در مواردی کودک آزاری ناخواسته می شود.
3- خشونت انضباطی در برخی موارد سختگیری والدین می تواند زمینه ساز کودک
آزاری شود. خشونت انضباطی می تواند یکی از موارد خشونت نسبت به کودکان
باشد.
4- درک نادرست از تربیت بعضی از والدین تصور می کنند تنبیه بدنی روش
درست تربیتی است، به همین دلیل برای تربیت کودک از این شیوه نادرست
استفاده می کند.
5- جمعیت بررسی ها نشان می دهد ابزار خشونت نسبت به کودکان در خانواده
های پرجمعیت بیشتر است. دلیل آن نیز بی حوصلگی والدین نسبت به تربیت فرزند
است.
6- فقر و مشکلات خانوادگی این مساله یکی دیگر از عوامل آسیب رسان به
والدین و سپس انتقال این فشار اجتماعی به کودکان از طریق کودک آزاری است؛
به طور مثال عدم توجه به نیازهای کودک به دلیل فقر و مشکلات خانوادگی از
مصداق های کودک آزاری است.
7- بیماری های روانی والدین ابتلای والدین به بیماری هایی مانند
اضطراب، اختلال های خلقی، افسردگی، مشکلات شخصیتی و ... از عوامل زمینه
ساز کودک آزاری است.
8- اعتیاد این مساله یکی از عوامل زمینه ساز کودک آزاری است. در واقع
عدم تعادل روانی و به دلیل مصرف مواد مخدر می تواند کودک را در معرض آزار
جسمی، روانی یا حتی جنسی قرار دهد.
نشانه هایی که اگر دیدید، باید بیشتر شک کنید:
این نشانه ها، نشانه هایی نیست که خود والدین با دیدن آنها اقدام به
بررسی شرایط کودک کرده و درصدد رفع مشکل بربیایند با دیدن هر کدام از این
نشانه ها به روانشناس کودک و یا روانپزشک کودک و نوجوان مراجعه کنید.
1- خراش و جراحت بعد از بازگشت فرزندتان از منزل اقوام، مهد
کودک،میگناir مدرسه و ... با تیزبینی و به شکلی نامحسوس که باعث حساسیت
کودک هم نشوید، بدن او را بررسی کنید. درباره این مساله از کودک سوال کنید
و اگر نسبت به جواب او مشکوک شدید، مساله را به شکلی دیگر، برای مثال
پرسیدن از افرادی که کودک نزد آنها بوده است. پیگیری کنید. اگر کودک گفت
که مثلا زمین خورده باید دقت کنید که این جراحت یا آسیبی که کودک می گوید
تناسبی دارد یا نه.
2- عفونت های جنسی بروز هرگونه علائم عفونت های پوستی از قبیل تبخال
تناسلی یا زگیل در نواحی تناسلی یا اطراف لب و دهان باید توسط پزشک بررسی
شود و در صورت تایید پس از مشورت با پزشک این می تواند مطرح کننده شک در
مورد آزار جنسی کودک باشد.
3- زخم و خونریزی غیرعادی بعضی خونریزی ها مثلا خونریزی از ناحیه
تناسلی یکی از مواردی است که باید به آن حساس باشید. به کودک هم باید یاد
بدهید با دیدن خونریزی از این ناحیه باید بلافاصله به شما گزارش دهد.
چگونه قربانیان کودک آزاری را تشخیص دهیم؟
6 اصل بعد از اینکه فهمیدید چه اتفاقی افتاده:
1- نگران نشوید حالت مضطرب و آشفته شما، کودک را نیز مضطرب می کند.
2- اقدامات اولیه اگر هر نوع آسیب با کمک های اولیه شما قابل کنترل شدن
باشد، سعی کنید از درد جسمی کودک کم کنید تا کودک بداند شما پناه و همراه
او هستید.
3- سرکوفت نزنید حرفی نزنید که کودک بترسد یا فکر کند او را تنبیه می کنید.
4- با او صحبت کنید به او اطمینان دهید که درباره مساله ای که برای او
پیش آمده، با هیچ کس صحبت نمی کنید تا او با آرامش مساله را برای شما تعریف
کند. اگر جایی به حرف های کودک شک کردید یا احساس کردید حرفی را نمی گوید
یا در حال داستان سرایی و بزرگ کردن مساله است، موضوع را به سمتی که می
خواهید ببرید تا به نتیجه برسید.
5- با فرزندتان به روانپزشک
کودک و نوجوان مراجعه کنید تا فرزندتان با حرف زدن با او بتواند مساله
را راحت بیان کند. 6- به کسی نگویید درباره مراجعه فرزندتعان به متخصص،
با کسی صحبت نکنید چون اولا باعث ناراحتی فرزندتان می شوید و در ثانی ممکن
است به گوش فرد کودک آزار برسد و برای تلافی جویی دوباره کودک را مورد
تهاجم قرار دهد.
مشاور
شنبه 15 آبان 1395 ساعت 17:43
یکی از مسائل مهمی که امروزه متخصصان اطفال، پزشکی قانونی و اجتماع با آن
درگیر است، مساله آزار فیزیکی، روانی و جنسی کودکان از جانب والدین یا سایر
افراد بزرگسالی است که با کودک در تماس میباشند. بحث درباره میزان شیوع
کودکآزاری و برآورد دقیقی از آن، بحثی مشکل و بسیار چالشبرانگیز است؛
چرا که تعریف آزار جسمانی و آنچه به عنوان آزار تلقی میشود از سطحی به
سطح دیگر فرق میکند. به علاوه مساله دیگری که امکان تخمین واقعی
کودکآزاری را با مشکل مواجه میسازد، این است که کودکآزاری ممکن است در
سنین خیلی پایین رخ دهد و به سادگی برای دیگران قابل تشخیص نباشد. چرا که
آزار و بهرهکشی از کودکان خردسال تنها زمانی مطرح میشود که آسیبهای
وارده جدی و مهلک باشند. تنها در این گونه موارد است که پزشکان،
همسایهها، یا یکی از اعضای فامیل موضوع را مطرح میسازند. در غیر این
صورت اغلب دروغگویی والدین آزارگر و سن کم کودک آزاردیده باعث میشود این
مساله ناگفته، مکتوم و پشت درهای بسته باقی بماند.
کودکآزاری جسمانی
کودکآزاری جسمانی شامل اعمالی نظیر وارد آوردن ضربه و آسیبهای شدید
جسمانی، کتک زدن، سوراخ کردن، شکستن، لگد زدن، پرت کردن، گاز گرفتن،
سوزاندن و… است. این آسیبها ممکن است تنها یک بار روی داده باشند یا
اینکه مکررا تکرار شوند. آسیبهای جسمانی وارده به کودکان از ضعیف تا قوی
طبقهبندی میشود. ضعیفترین نوع کودکآزاری شامل سختگیری شدید در مورد
کودک و آزردن او، تا تنبیهات شدید نظیر ایجاد کوبیدگی، خراشیدگی، پارگی و
شکستگی در استخوانهای کودک میباشد. شدت ضربات وارده گاهی به اندازهای
است که موجب وارد آمدن ضربه مغزی به کودک یا پاره شدن امعا و احشاء داخلی
بدن وی نظیر کبد، طحال، روده، قلب و … و در نتیجه مرگ کودک میشود.
والدین بدرفتار
اگرچه آمارهای مختلفی در مورد تعداد کودکانی که از لحاظ جسمانی توسط
والدین مورد بدرفتاری قرار میگیرند وجود دارد و میزان واقعی کودکآزاری
اغلب به دلیل شرم و خجالت والدین و نیز ترس از جوابگویی به مراجع قانونی
از نظر دور میماند، اما با دیدن نشانههای زیر میتوان به کودکآزاری
توسط والدین مشکوک شد:
1- والدینی که از دادن شرح حال کامل و ابراز جزئیات واقعه خودداری میکنند.
2- معمولا صدمات با شرح حال دادهشده همخوانی ندارد؛ به این ترتیب که مکانیزم، شدت و نوع آسیب وارده با شرح حال مغایر است.
3- تاخیر در گزارش یا رساندن کودک به مراکز درمانی به رغم آسیبهای جدی و شدید.
4- کودکانی که اغلب شب با آثار ضربه به بیمارستان آورده میشوند و سابقه بیماری قبلی ندارند.
5- در مواردی که کودک (3 تا 5 ماهه) به طور ناگهانی فوت میکند و شرح حال
حاکی از آن است که کودک دائما گریه میکرده و علت مرگ نیز هماتوم ساب
دورال (خونریزی زیر سخت شامهای) بدون شکستگی یا همراه با شکستگی جمجمه و
شکستگی استخوانهای دیگر و تورم نسوج نرم و کوفتگی پوستی است.
نشانگان کودک کتکخورده
حالات و رفتار کودک کتکخورده بارز و مشخص است. چنین کودکانی اغلب علائم
ترس از پدر و مادر را نشان میدهند و از نگاه کردن به دیگران میگریزند.
نگاه این کودکان گاهی حالت مظلومانه دارد و زمانی مات و بهتزده است.
در این کودکان اغلب آسیبهای جسمانی به اشکال مختلف دیده میشود که مهمترین آنها عبارتند از:
1- کوفتگی و جراحات متعدد که اغلب اوقات قرینهاند؛ مثلا در دو طرف صورت،
رانها یا پشت بدن قرار دارند. در کوفتگی ممکن است جای وسایل استفادهشده
مثل سگک کمربند یا طناب پدیدار باشد.
2- شکستگیهای متعدد مارپیچ بهویژه در خردسالان و خونریزی شبکیه چشم در شیرخواران که به علت تکانهای شدید ایجاد میشود.
3- سوختگی ناشی از سیگار که به صورت جوشهای گرد و قرینه دیده میشود و سوختگی ناشی از فرو بردن کودک در آب جوش.
4- آثار برآمدگی بند انگشت، مشت برجسته به صورت ردیفهایی دارای سه یا
چهار کوفتگی تقریبا گرد که اثر آن عموما روی مهرهها یا یک طرف صورت دیده
میشود.
5- آثار نیشگون، گازگرفتگی و سوختگیهای سایشی در مناطق برجسته مثل
چانه، گونهها، یا پشت کودک که در اثر کشیدن او روی فرش، موکت یا مبلمان
ایجاد میگردد.
کودکآزاری و بهداشت روانی کودک
بدرفتاری با کودک عامل مهم اختلال در روند رشد جسمانی، روانی و شخصیت کودک
است و اساس رشد او از عوامل بسیار مهمی سرچشمه میگیرد که در زندگی کودک و
نحوه ارتباط او با والدینش وجود دارد. داشتن رابطه مناسب با والدین،
مواظبت و نگهداری توسط والدین و انسجام خانوادگی از جمله عواملی است که در
رشد شخصیت کودک تاثیر بسزایی دارد. پیامدهای سوء رفتار بدنی بر کودک در
حال رشد به اثبات رسیده است.
پژوهشگران بر این باورند کودکانی که آزار دیده یا مورد بهرهکشی قرار
گرفتهاند، یاد میگیرند دنیایی که در آن زندگی میکنند مکانی غیرقابل
پیشبینی، متخاصم و نفرتبار است. بزرگسالانی که این کودکان را نگهداری
میکنند ممکن است عصبانی، بیتاب و افسرده باشند؛ بنابراین دائما روش خود
را در برخورد با کودک تغییر میدهند و کودک را بیشتر در سردرگمی فرو
میبرند. اینگونه والدین با رفتارهای دوسوگرایانه خود وابستگی و علاقه
کودک را تحت تاثیر قرار میدهند و باعث میشوند کودک، بهخصوص کودکان
خردسالتر، ادراک بد و ناشایستی از خود داشته باشند.
آنها احساس میکنند موجودات دوست داشتنی نیستند و خود نیز نمیتوانند کسی
را دوست داشته باشند. آنها تصوری غلط و ناشایست از رفتارهای خود و
عکسالعملهای دیگران در ذهن دارند. این کودکان رفتارهای خود را به هر
صورتی که باشد محرکی برای شدت یافتن رفتارهای خشونتبار دیگران میبینند،
بنابراین الگویی از رفتارهای انفعالی و انزواجویانه همراه با احساس تردید و
سوءظن شدید به دیگران را در خود شکل میدهند.
کودکان آزاردیده باید دائما نیازهای والدینشان را پیشبینی و آنها را
برآورده کنند. در نتیجه این قبیل کودکان اغلب ناراحت به نظر میرسند و از
محیطشان کمتر خشنودند. این کودکان ممکن است آشفتگی در خواب، حملههای
هراس، افت تحصیلی، شبادراری و … داشته باشند.
کودکان آزاردیده از آسیبهای عصبشناختی نیز رنج میبرند. یک سوم آنان
چنان مشکلاتی شدیدی دارند که آنها را در زندگی روزمره ناتوان میکند.
کودکانی که مورد بدرفتاری قرار میگیرند معمولا در مهارتهای حرکتی مثل
دویدن، جستوخیز یا سهچرخهسواری نقص دارند که ممکن است این امر معلول
ترس از اکتشاف و خطرپذیری باشد. بهره هوشی این کودکان کمتر از حد انتظار
است و تاخیر در رشد شناختی آنها ممکن است مربوط به محیط غیرقابل پیشبینی و
خطرناکی باشد که در آن زندگی میکنند.
این کودکان به جای تمرکز و یادگیری، اغلب مضطرب بوده و با خیالات خود
اندیشناک هستند. آنها دائما راهی را جستوجو میکنند که از مهلکه جان سالم
به در ببرند. کودکان بزرگتری که مورد آزار قرار گرفتهاند، اغلب بر
اساس یک واکنش وارونه تمایل دارند خود محافظ و نگهدارنده والدینشان باشند.
این کودکان اغلب دست به رفتارهای حمایتی و مراقبتی میزنند که نیازهای
والدینشان را ارضا میکند و از استرس آنها میکاهد. آنها سعی میکنند با
خوشخدمتی به دیگران از فاصله عاطفی خود و آنها بکاهند و از این طریق
استرس خود را کاهش دهند.
توضیح دیگر این نقش مراقبتی واژگونشده این است که کودکان با متوسل شدن به
این مکانیزم از احساس بیقدرتی و ضعف خود میکاهند و احساس مثبت دلبستگی
را تجربه میکنند.
پیشگیری از کودکآزاری
برای پیشگیری از کودکآزاری، متخصصان بهداشت روانی باید خانوادههای
خطرساز را شناسایی کنند. والدینی که با کودکان بدرفتاری میکنند تنها
افرادی نیستند که میتوانند از آموزش بهرهمند شوند. اغلب تصور میکنیم که
دوست داشتن کودکان و توانایی در منضبط کردن آنان ذاتی و شهودی
است؛میگناirولی برنامههای مختلف نشان داده است که میتوان به والدین
آموزش داد تا تاثیر بیشتری بر فرزندان خود داشته باشند. در خانوادههایی
که خطر بدرفتاری والدین وجود دارد (مثلا مادران جوان، مادران مجرد
کمدرآمد، والدین کودکانی که هنگام تولد کموزن هستند) میتوان قبل از
شروع بدرفتاری با کودک برنامههایی را برای پیشگیری پیاده کرد. به علاوه،
آموزش رفتاری کنترل تکانهها و مهارتهای مقابلهای و روشهای مناسب
فرزندپروری برای والدینی که میخواهند رفتار خود را تغییر دهند نیز مناسب
است.
در این روش به والدین آموزش داده میشود که چگونه به مشکلات رایج
فرزندپروری پاسخ دهند. متخصصان سعی میکنند از این طریق فنون موثر
فرزندپروری مشاهده الگوهای مربوط به حل مشکلات فرزندپروری، آرامش و سایر
مهارتهای مقابلهای را به والدین آموزش دهند.
مشاور
شنبه 15 آبان 1395 ساعت 16:43
چگونه می توان اضطراب ناشى از ملاقات پزشک را در کودکان کاهش داد؟
اطفال معمولاً نگرانى خاصى از مراجعه به پزشک دارند که این ترس وصف
ناپذیر است. اما باید دید آیاپزشک به کودک صدمه مى رساند؟ آیا کودک مجبور
است لباسش را در آورد؟ آیا پزشک حتما به وىآمپول مى زند؟ اینها همه تصورات
باطلى است که ممکن است در ذهن کودک وجود داشته باشد.عکس العمل کودکان در
مقابل دیدار پزشک بسیار متفاوت است.
چرا کودکان از دکتر رفتن مى ترسند؟
برخى
بسیار خجالتى و ساکت مى شوند ، برخى جیغ مى زنند ، داد مى کشند و مى
لرزند و تعداد اندکى مى خندند یا ریسه مى روند.کودکان بیمار ممکن است
احساس گناه کنند زیرا فکر مى کنند کارى انجام داده اند که باعث بیمارى
ودردشان شده و مستحق تنبیه هستند. کلید اصلى حل این مشکل و برطرف کردن
ترس دوران کودکى از ملاقات پزشکى، شناسایى این ترس و گفتگوى زیاد در مورد
آن با کودک است. با وجود آنکه تعداد کمى از کودکان مشکلى با این موضوع
ندارند ، بسیارى از آنها بخصوص سنین 1 تا 6 سال از دیدن افراد بیگانه و
حتى پزشک نگران مى شوند. در اینگونه مواقع لازم است والدین ذهن کودکان را
پرورش دهند و با استفاده از کتاب داستان هاى مصوّر، چگونگى ملاقات کودکان
با پزشک را براى فرزند خود توضیح دهند. حتى باید براى کودک وسایل پزشکى
بخرند و آنها را به کودک نشان دهند تا ترسش فرو ریزد.
مادران باید کودک را قبل از مراجعه به پزشک آماه کنند و شب قبل و حتى در
راه مطب همه چیز رابرایش توضیح دهند. وقتى او آماده شد، با اطمینان و
اعتماد مى تواند با این مسئله برخورد کند. والدینى که با کودک در مورد
ملاقات مفید با پزشک صحبت مى کنند ، بى تردید یک ارتباط خوب را پایه ریزى
مى نمایند. یک نگرش مثبت ، مراجعه به پزشک را لذت بخش مى کند. در واقع
والدین مى توانند با گفتن جملاتى نظیر » ما امروز پیش پزشک مى رویم که
ببینیم تو چقدر رشد کرده اى «، دکتر رفتن را موجه تر کنند.
در شرایط ایده آل مى توان امکانى فراهم آورد تا ملاقات هاى مقدماتى صورت
گیرد ، یعنى ملاقات هاى 5تا 10 دقیقه اى با پزشک که ضمن آن کودک و والدینش
امکان گفتگوى غیر رسمى را با وى داشته باشند.در طى این ملاقات ها والدین
ممکن است در مورد سابقه و روش هاى درمانى پزشک تحقیق کنند. ارتباط متقابل
بین کودک و پزشک را بررسى نمایند و یا در مورد سوابق پزشکى کودک بحث کنند.
این ملاقات هاباعث مى شود کودکان بدون کمترین اضطرابى با پزشک روبه رو
شوند. زمانى که کودکان بدانند هیچ اتفاق خاصى نمى افتد، احساس راحتى مى
کنند و در واقع ترس شان از بین مى رود. والدین مى توانند براى تصمیم گیرى
در انتخاب پزشک از کودک شان کمک بگیرند. در هر ملاقات با پزشک ، صداقت
داشتن بهترین سیاست است. والدینى که به کودک شان آنچه را انتظار دارد مى
گویند ،ریشه هاى اعتماد را محکم تر مى کنند. اگر ملاقات پزشک براى ارزیابى
دوره اى سلامت کودک باشد، اوباید رشد کودک را اندازه گرفته و سلامتى اش
را کنترل کند. اطمینان داشته باشید که با وجود شرایط فوق، کودکان حتما به
پزشک مراجعه مى کنند. اگر ملاقات پزشک براى تشخیص و درمان بیمارى
است،براى کودک توضیح دهید که دکتر نیاز دارد براى کمک به وى آزمایشاتى را
انجام دهد. زمانى که نیاز به واکسن زدن یا خون گرفتن باشد، به کودک
بگویید که آمپول درد کمى دارد و خیلى زودخوب مى شود. اگر کودک به آنچه
توقع دارد، رسیده باشد ترسش کمتر مى شود.
آماده کردن کودک براى دیدار پزشک بسیار اهمیت دارد. والدین باید توضیح
دهند که پزشک مى خواهدسوابق بیمارى وى را بشنود ، بنابراین باید به پزشک
بگوید چگونه بیمارى شروع شده ، علایم آن چه بودهو آیا شخص دیگرى در مدرسه
یا همسایگى آنها این بیمارى را داشته یا خیر؟
سوابق بیمارى بسیار اهمیت دارد و اغلب ، اهمیت آن از دادن آزمایش براى
تشخیص بیمارى بیشتراست. پزشک معمولاً براى طفل و خردسال توضیح مى دهد که
بیمارى چگونه به وجود آمده تا هر گونه تشویش و نگرانى او را از بین ببرد.
یافتن پزشک متخصص کودکان خیلى مشکل نیست . بیشتر پزشکان که کودکان را
معالجه مى کنند ، براساس انتخاب عمل مى کنند نه شانس و طبیعتا شما به
دنبال پزشکى هستید که مطلع ، صبور وعلاقه مند به کارش بوده و با کودکان
ارتباط خوبى داشته باشد. حال اگر کودک تان کمى بزرگ است، از او بخواهید در
انتخاب پزشکش به شما کمک کند.
پیشنهادات ذیل براى کمک به کودک شما ارائه شده تا بر ترسش از پزشک غلبه کند.
- اول از همه ، پزشکى را انتخاب کنید که بچه ها را دوست داشته باشد.
- در مورد مراجعه به پزشک با کودک تان صحبت کنید. سعى کنید با استفاده از وسایل پزشکى دکتررفتن را تجربه نمایید.
-هرگز ، هرگز ، هرگز نگویید » اگر بچه بدى باشى، دکتر به تو آمپول مى زند.
« تهدیدهاى دیگر را نیز بااستفاده از لفظ پزشک به کار نبرید ، زیرا کودک
باید بداند آمپول زدن تنبیه نیست.
- ملاقات هاى مقدماتى با پزشک ترتیب دهید تا اضطراب کودک کاهش یابد.
-آشنایى با مطب و پزشکى که کودک مى تواند با آن احساس راحتى کند ، بسیار اهمیت دارد.
مشاور
شنبه 15 آبان 1395 ساعت 15:42