سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
دیدن
کودکی که با خودش زیر لب حرف می زند یا با دوستی خیالی گرم گفت وگو می
شود یا کنج اتاق، عروسک هایش را می چیند و با برگ درخت یا کاغذهای خردشده
غذا می پزد و دهان عروسک ها می گذارد، چه حسی به شما می دهد؟ بازی های
تخیلی و دوست های خیالی، جزو جدایی ناپذیری از مراحل رشدی کودکان هستند
اما گاهی به حدی می رسند که والدین را نگران می کنند و آنها را به مطب
روان پزشک کودک می کشانند... در گفت وگویی
با دکتر رزیتا داوری آشتیانی، فوق تخصص روان پزشکی کودک ونوجوان، عضو هیات
علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در رابطه با حد و مرزهای طبیعی و
غیرطبیعی بودن تخیل بچه ها پرسیدیم. خیال پردازی در کودکان از چه سنی شروع می شود و آیا طبیعی است؟ خیال
پردازی در هر سنی، ممکن است وجود داشته باشد اما معمولا از خردسالی و
سنین قبل از دبستان آغاز می شود. هنگام خیال پردازی، کودک به صورت موقتی
از دنیای اطراف جدا می شود و درگیر تخیل هایی می شود که شامل آرزوها و
احساسات خوب است. نمی توان گفت خیال پردازی، رفتاری بیمارگونه است بلکه
برعکس کودکانی که خلاق ترند یعنی تفکر تصویری بهتری دارند، خیال پردازی
بیشتری می کنند. خیال پردازی در تک فرزند ها هم بیشتر دیده می شود و طبیعی
است. پس چه موقع از خیال پردازی به عنوان رفتاری بیمارگونه یاد می کنیم؟ وقتی
شدت و دفعه های خیال پردازی زیاد می شود و کودک در محیطی نامناسب شروع به
خیال پردازی می کند باید نگران شد. مثلا در کودکانی که مشکل تمرکز دارند
بسیار دیده شده که معلمان گزارش می دهند کودک موقع درس چشمش به معلم است
ولی حواسش جای دیگری است. یعنی کودک سر کلاس درس و در جمع دانش آموزان
درگیر خیال پردازی است و عملکرد اصلی خود یعنی درس خواندن را از دست داده.
این کودک دچار خیال پردازی بیمارگونه است. در کودکانی که مشکل کم توجهی
دارند، این مساله زیاد دیده می شود و نیاز به مداخله درمانی دارد.
داشتن دوست خیالی هم طبیعی است؟ بله.
دوستی با دوستان خیالی از سنین قبل از مدرسه، شروع و معمولا تا ۱۰ ۸
سالگی ادامه می یابد ولی شدت آن، نشان می دهد این رفتار بیمارگونه است یا
نه. اگر کودک متوجه است که دوست خیالی اش واقعیت ندارد، یعنی مرز بین
واقعیت و خیال را تشخیص می دهد. بازی و صحبت با دوست خیالی ایرادی ندارد
اما اگر کودک مرتب با دوست خیالی اش حرف می زند و متوجه نیست که اطرافیان
به او نگاه می کنند یا مثلا سرکلاس درس با دوست خیالی اش صحبت می کند، این
مساله بیمارگونه است. اکثر کودکان متوجه این مساله هستند که از نظر
اجتماعی، صحبت با دوست خیالی مقبولیت ندارد و این کار را در میان جمع
انجام نمی دهند اما کودکان بیمار، متوجه این مساله نیستند و گاهی در جمع
شروع به صحبت با دوست خیالی شان می کنند. در این کودکان نیاز به بررسی
تشخیصی است. انجام بازی های خیالی برای کودکان مفید هم هست یا تنها سرگرمشان می کند؟ نه،
فقط سرگرمی نیست. اینکه بچه بازی های خیالی دارد نشان می دهد، در حال طی
کردن یکی از جنبه های تکاملی و رشد اجتماعی و هیجانی اش است. کودکان در
بازی های خیالی، نقش پدر، مادر یا... را بازی می کنند که این مساله خود می
تواند باعث افزایش همدلی شود. اینکه کودک با عروسکش همانند یک موجود زنده
برخورد می کند، یعنی بازی خیالی دارد و جنبه مثبتی در رشد کودکان محسوب می
شود. تحقیقات نشان داده، بچه هایی که بازی های تخیلی دارند آنهایی هستند
که کمتر پای تلویزیون می نشینند و سرگرم بازی می شوند و از این بازی های
خیالی چیزهای زیادی یاد می گیرند یعنی بر ترس هایشان غلبه می کنند، روابط
عاطفی شان را گسترده می کنند و در مقایسه با کودکانی که دائما پای تلویزیون
می نشینند شادترند. کودکانی که جلوی تلویزیون می نشینند شاید ادای شخصیت
های کارتونی را درآورند اما معمولا مسایل خشونتی را تقلید می کنند و وارد
روابط عاطفی نمی شوند. آنها بازی خیالی و مفید ندارند یا کمتر دارند. آیا ممکن است کودکی علاقه ای به بازی خیالی نداشته باشد؟ معمولا
نه! اتفاقا اگر کودکی از حدود ۲ سالگی، بازی های خیالی را شروع نکند و
قبل از سن دبستان شاهد بازی های خیالی در او نباشیم باید مورد بررسی قرار
گیرد. بازی های تخیلی در کودکانی که طیف اوتیسم دارند معمولا یا شکل نمی
گیرد یا خیلی دیر شروع می شود. آیا خیال پردازی را باید به کودک یاد داد یا ذاتی است؟ بخش
مهمی از بازی های تخیلی ذاتی است و بخشی مربوط به یادگیری می شود. والدین
می توانند با فرزندشان وارد بازی های تعاملی شوند و نقشی را به خود
بگیرند و راه های حل مشکل را به فرزندشان بیاموزاند اما به طور ذاتی
کودکان از۲ سالگی کنترل تلویزیون یا حتی میوه ای مثل موز را به جای گوشی
تلفن می گیرند و حرف می زنند یا به عروسکشان غذا می دهند یا ادای
نمازخواندن والدین را درمی آورند. خیال پردازی تا چه سنی طبیعی است و از چه سنی غیرطبیعی محسوب می شود؟ اگر
تا ۱۰ سالگی داشتن دوست خیالی برطرف نشد، احتمال وجود برخی اختلال های
روان پزشکی مطرح است و لازم است کودک بررسی شود. این بدان معنی است که کودک
مشکلی دارد که نتوانسته روابط اجتماعی خود را گسترش دهد و دوست صمیمی و
واقعی پیدا کند.
مشاور
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 10:28
اگر در بزرگسالی اعتماد به نفس نداریم, مشکل به دوران کودکی مان بر می گردد.
مریم برای اولین بار تصمیم می گیرد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد.
اولین واکنش پدر و مادرها معمولا این است: «مریم عزیزم! حواست رو جمع کن آب
رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «آفرین که خودت برای خودت
آب می ریزی, عزیزم!» به نظر شما هر یک از این واکنش ها یا جمله های چه
نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت؟ واکنش درست کدام است؟ جمله صحیح کدام
است؟ بگذارید ریسک کند
به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی از انجام کاری, آنچه انتظارش را
داشته, نباشد, همین که راه و کار مورد علاقه اش را انتخاب و برای انجام
آن تلاش کرده, ارزشمند است. فرزند شما به این ترتیب بخش زیادی از راه را
پیموده است. این تفکر مخصوص افرادی است که از به نتیجه نرسیدن کار نمی
ترسند. به یاد داشته باشید که «فرایند» کار مهم است نه «نتیجه», چرا که
بخش اعظمی از نتیجه از قدرت ما خارج است. بنابراین اگر دختر یا پسر
کوچولوی شما تصمیم اقدام به انجام کاری می گیرد, او را تشویق کنید؛ در
مثال ما,استفاده از جمله دوم, یک جمله دلگرم کننده است.
از ریسک کردن های سالم استقبال کنید
در این مثال, مریم می خواهد اتفاق تازه ای را کشف کند. باید با او چه
رفتاری داشته باشید؟ باید او را به کشف چیزی تازه, مثل خوردن غذایی متفاوت
تشویق کنید. با اینکه همیشه احتمال شکست وجود دارد اما بدون ریسک کردن هم
موفقیت به دست نمی آید.پس به کودک خود اجازه تجربه های کم خطر را بدهید و
در مقابل تقاضاهای او دخالتهایتان را کنترل کنید؛ به طور مثال سعی نکنید
به محض اینکه از خواندن کلمه ای دشوار احساس یاس کرد, او را «نجات» دهید.
پریدن وسط کار او و گفتن اینکه «خودم می کنم» او را وابسته بار می آورد.
به او حق انتخاب بدهید
«انتخاب», مریم تصمیم گرفته است از تنگ آب برای خودش آب بریزد. یعنی اینکه
«انتخاب کرده» به این شکل آب بنوشد. این مساله در رفتارهای دیگر والدین
با کودکان, زمانی که دست به انتخاب می زنند, باید دیده شود؛ به گزارش فان
خونه اما به چه شکل؟ وقتی برای خرید لباس کودک می روید, به هماهنگ کردن
رنگ های لباس های مختلف توجه می کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ هایی را
انتخاب کند که خیلی هم باهم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ
ها بپوشد. اینکه کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند, خیلی بهتر است.
بخش مهمی از شکل گیری اعتماد به نفس کودک به «انتخاب های مستقل» او بستگی
دارد.
بگذارید مشکلاتش را خودش حل کند
بچه ها با حل مشکلاتشان, اعتماد به نفس شان را تقویت می کنند. آیا والدین
مریم باید سریع بدوند و برایش آب بریزند یا اینکه باید صبر کنند تا او
مشکلش را حل کند؟ مسلما باید صبر کنند یا در مثالی دیگر, اگر فرزندتان
مشغول پیدا کردن یک تکه پازل است باید صبر کنید تا او تکه پازلش را پیدا
کند. اگر بتواند این کارهای ساده را با وجود اشتباه, انجام دهد, حتما در
آینده با اعتماد به نفس بیشتری مشکل های بزرگ تر را به تنهایی حل می کند.
بی قید و شرط عشق بورزید
اعتماد به نفس کودک وقتی شکوفا می شود که نوعی علاقه بی قید و شرط را
ببیند, عشقی که می گوید «دوستت دارم, هر که باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی
وقتی کودکتان را صرف نظر از توانایی هایش, مشکلاتش, اخلاقشیا قدرتش می
پذیرید, به او بیشترین کمک را می کنید. بنابراین, او را در عشق خود غرق
کنید. وقتی می خواهید موردی به او تذکر بدهید, به او بفهمانید تذکر شما در
مورد رفتارش است و نه خودش. بنابراین والدین مریم باید پس از آنکه دخترشان
از پس انجام کار برآمد یا نصفه و نیمه برآمد, همین رفتار مثبت را با او
داشته باشند و او را با تشویق شان همراهی کنند.
اجازه بدهید اشتباه کند
یک سوی حق انتخاب دادن و خطر پذیری این است که کودکتان در معرض اشتباه
قرار می گیرد. یک سر ماجرای آب خوردن مریم و انتخاب او برای آب ریختن از
داخل تنگ, ریختن آب روی خودش, روی زمین, شکستن لیوان, تنگ و هزار و یک
اتفاق دیگر است. اما در همه اینها درس های با ارزشی برای بالا بردن اعتماد
به نفس مریم نهفته است. بنابراین اگر کودکتان با وقت تلف کردن در اتاق
خوابش, از سرویس مدرسه جا مانده است, او را تشویق کنید که بیندیشد دفعه بعد
چطور رفتار کند بهتر است. به این ترتیب اعتماد به نفسش صدمه نمی بیند و
خواهد فهمید که گاهی می شود اشتباه کرد.
از مقایسه اجتناب کنید
در مثال ما؛ مریم ممکن است با خطای زیاد کار را انجام دهد؛ به طور مثال
کمی از آب را روی خودش یا زمین بریزد. اما باید با او چطور رفتار کرد؟
توانایی های انسان ها با هم متفاوت است. پس استفاده از جمله هایی مثل «چرا
سعی نمی کنی مثل برادرت باشی؟» یا «وقتی برادرت برای اولین بار برای خودش
آب ریخت, خطاهای تو را نداشت» او را به یاد مشکلاتش می اندازد و در او
احساس خجالت, حسادت و رقابت را تشدید می کند. حتی مقایسه های مثبت مثل «توپ
ترین بازیکنی» هم به طور بالقوه مخرباند چون کودک به سختی می تواند
همیشه بر طبق این تصویر خود را بسازد. پس او را مقایسه نکنید.
تشویق کنید
هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که پیغام می دهند
«ما به تو ایمان داریم. ما تلاش هایت را می بینیم. ادامه بده!» تشویق یعنی
تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه, پس اگر کودکتان با مساله
ریاضی دست و پنجه نرم می کند, به جای اینکه بگویی «نه اینطوری نیست,
بگذار برایت حلش کنم», بگویید «خیلی داری تلاش می کنی. تقریبا به جواب
رسیدی». تحسین, پاداش به انجام کار است, در حالی که تشویق, پاداش به فرد
است «تو تونستی» به جای «من به تو افتخار می کنم». تحسین ممکن است به کودک
بفهماند که تنها وقتی «خوب» است که کاری را درست انجام داده باشد. از سوی
دیگر, تشویق به رسمیت شناختن تلاش است. گفتن «خب بهم بگو بازی چطور بود.
دیدمت چطور حمله می کردی» مفیدتر از گفتن «تو بهترین بازیکن تیمی» عمل می
کند. تحسین بیش از اندازه اعتماد به نفس را خدشه دار می کند چون فشاری
برای انجام کار و نیاز مداومی به تایید دیگران ایجاد می کند. بنابراین
تحسین را کناری بگذارید و آزادانه او را تشویق کنید. مریم باید برای
نخستین تلاشش, بدون توجه به نتیجه, تشویق شود.
مشاور
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 09:28
گاهی وقتها رفتار فرزندتان را مورد انتقاد قرار میدهید در
حالی که او مطابق سنش رفتار میکند و احساساتش را بروز میدهد، پس بهتر
است از احساسات کودکتان بیشتر بدانید و بعضی چیزها را هیچوقت به فرزند
دلبندتان نگویید.
«میذارمت و میرم!»
گفتن این جمله بعد از یک روز سخت و خستهکننده که فرزندتان مدام جلوی این
مغازه و آن اسباببازی فروشی میایستد و بهانه خرید میگیرد قابل درک است،
چون کودک شما در شرایط مناسبی قرار ندارد در این مواقع به دلیل رفتاری که
بروز داده تنها احساس ناامنی و طردشدگی میکند. با به وجود آمدن احساس
ناامنی بعد از آن ترس هم ممکن است سراغش بیاید، بنابراین هیچ وقت بچه را
از رها کردنش نترسانید. وقتی کنار خیابان شما را معطل میکند، بگویید «یا
با من بیا یا دستت رو میگیرم و با خودم میبرم.»
«چرا نمیتونی شبیه... باشی؟!»
این کاملا واضح است که کوچولوی شما نمیتواند شبیه هیچکس دیگری باشد.
هیچ کدام از ما نمیتوانیم. میتوانیم؟! کم ارزش کردن فرزندتان به او کمک
نمیکند تا احساس بهتری داشته باشد. با مقایسه کردن کوچولویتان با یک
کودک دیگر او احساس میکند در مرتبه پایینتری قرار گرفته و این راه
مناسبی برای مجبور کردن او به انجام فعالیتی خاص نیست. وقتی کودک خودش را
پایینتر از دیگری حس کند روحیهاش را میبازد بنابراین باید نقاط قوت و
ضعف کودکتان را بپذیرید.
«تو واسه من مهمنیستی»
شما میدانید معنی این جمله چیست. اتفاقا شما اهمیت میدهید به همین دلیل
است که ناراحت هستید. خب، پس چرا این را میگویید و باعث میشوید هر دوی
شما احساس ناراحتی کنید؟! این نوع از ابراز بیتوجهی میتواند تبدیل به
عادت شود. خب، حتما میدانید که مهمترین الگوی بچهها پدر و مادر هستند و
این رفتارها را الگوبرداری میکنند.
«نمیفهمی چی میگم؟»
این واضح است که او نتوانسته منظور شما را درک کند بنابراین چرا باید
وانمود کند که میفهمد؟! حتی بارها تکرار این عبارت هم کمکی به فهمیدن او
نمیکند و تنها او را تحقیر کرده و شما را بیشتر عصبانی میکند. دوباره
شروع کنید و این بار سعی کنید بهتر و سادهتر توضیح دهید.
«بگو ببخشید!»
در این موقع کودک شما نمیفهمد که چرا باید عذرخواهی کند. با این حال ممکن
است این کار را بکند. این مهم است که عذرخواهی را به او یاد دهید اما
مهمتر از آن این است که او بیاموزد چرا باید عذرخواهی کند. به این ترتیب
او هم متوجه کارهای اشتباه خود میشود و هم راهحل جبران آن را میآموزد.
مشاور
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 08:27
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: هر کس از ترس فقر ازدواج
نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر
آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند.
فقدان محبت به خصوص در سنین آمادگی زمینه اضطراب و تشویش وانحراف کودک
را فراهم می سازد. بچه هایی که کمتر محبت پدر و مادر را احساس می کنند به
هر کس پناه می برند تا شاید این کمبود را تامین کنند. عصبانیت و ناراحتی
را باید در فقدان محبت جست و جو کرد که سر انجام عقده حقارت را در وجود او
پدید می آورد.
راز انحراف بسیاری از دختران و لغزش پسران در این مساله نهفته است، مثلا
دختری که سرشار از محبت خانواده باشد، هرگز در محیط جامعه تحت تاثیر محبت
سطحی و ساختگی جوانان عیاش و شهوت پرست قرار نمی گیرد و از حریم عفت و پاکی
بیرون نمی رود و گام در جاده گناه نمی گذارد. باید به این نکته توجه داشت
که مهر و محبت به افراط نکشد، زیرا افراط در محبت نیز زیان های جبران
ناپذیری دارد، که ضعف احساس مسئولیت در کودک، کاهش رشد عقلی، لوس بار آمدن
تجاوز به حقوق دیگران، خود را در همه چیز محق دانستن و... از جمله آن هاست
محبت را باید از دل به زبان و عمل آۀورد تا کودک آن را با تمام وجود
لمس کند ممکن است پدر ومادری فرزند خود را در دل درست داشته باشند، اما
اظهار نکنند. این نوع محبت تاثیر چندانی ندارد، بلکه گاه تاثیر منفی می
گذارد و کودک مهر ومحبت والدین را احساس نمی کند و در نتیجه خود را تنها
می یابد و فکر می کند مورد توجه والدین نیست. بنابر این، عقاید تحقیر آمیز
ی نسبت به خود پیدا می کند. از این رو پدر و مادر باید محبت خود را به
صور گونا گون آشکار سازند. امام صادق(ع) فرمود: خداوند مرد را به خاطر شدت
محبت و دوستی فرزندش، مورد لطف و رحمت خویش قرار می دهد.
مشاور
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 07:27

مشکلات
در تمام دوره های زندگی انسانها وجود دارد، در دوران نوجوانی و جوانی به
علت برخی از مسایل مانند بحران هویت و بلوغ، کثرت این مشکلات افزایش یافته
و بر اهمیت آن افزوده می شود. مشکلات دوران
نوجوانی از دیدگاههای مختلف دارای تعاریف گوناگون است و با ایجاد هر یک از
این مشکلات، امکان به خطر افتادن عملکردهای اجتماعی، زیستی، روانی،
شناختی و... در فرد بوجود می آید که توجه متخصصان را به پیشگیری یا درمان
آن جلب میکند. مشکلات دوران نوجوانی و جوانی عبارتند از: بحران هویت،
بزهکاری، دروغگویی، دزدی، رابطه با جنس مخالف، افسردگی، پرخاشگری و... همچنین
در زمینه مشکلات دوران نوجوانی و جوانی بین دو جنس (دختر و پسر)
تفاوتهایی وجود دارد که این تفاوتها گاه به علت شرایط جغرافیایی، عوامل
فرهنگی و اجتماعی و یا عوامل فیزیولوژیک و... است. البته ما در این
یادداشت قصد داریم مولفه کلی «مشکلات» را در نوجوانان پسر مورد بررسی قرار
دهیم و الا مسائل مربوط به دوران نوجوانی بسیار متنوع بوده و برای
پرداختن به همه آنها، به ارائه مقالات دیگری می پردازیم. واکنش
های منفی والدین نسبت به مشکلات نوجوانان، نه تنها باعث اصلاح رفتار یا
خلق و خوی نوجوان نمی شود بلکه این احساس را در آنان تثبیت می کند که از
طرف اطرافیان به درستی درک نشده و لذا خود را تنهاتر از قبل می یابد در این یادداشت سعی خواهیم داشت که به والدین پسران دردسرساز توصیه های کلی ارائه دهیم: «پسران درد سرساز»
اصطلاحی است که در مورد نوجوانانی به کار می رود که به سوء مصرف مواد می
پردازند، اقدام به فعالیتهای غیرقانونی (تخلفات رانندگی و...) می کنند،
اهل دعوا و درگیری هستند، ارتباط با جنس مخالف دارند و به طور کلی
رفتارهای بد اجتماعی داشته و در مدرسه ناسازگارانه رفتار می کنند. برخی از
پژوهشگران حیطه روان شناسی رشد نوجوانی مانند ریچارد لونر، معتقدند که
جامعه و اولیا و مربیان این دسته از نوجوانان، باید برچسب زدن بر این
نوجوانان را متوقف کرده و توقعات بیجا از آنها نداشته باشند. منظور از
برچسب زدن بر نوجوانان این است که آنها را با کارهای
ناپسندی که انجام میدهند و یا خلق وخوهایی که دارند، به شمار نیاورند
مثلاً اصطلاح «همیشه افسرده، پرخاشگر، معتاد و...» را در مورد آنها اطلاق
نکنند، چون به کاربردن این نوع اصطلاحات و واژه ها باعث شدت یافتن
رفتارهای نامطلوب آنها شده و حتی بر حالات روحی آنان نیز تاثیرات منفی
خواهد گذاشت. برای مثال تصور کنید پسری دارید که تا قبل از دوران نوجوانی
فردی شاد و سرحال بوده اما بعد از ورود به مرحله بلوغ و ایجاد تغییر و
تحولات فیزیولوژیکی، خلق و خو و رفتارش بسیار متحول شده، بصورتی که دیگر
در منزل و در مدرسه سرزندگی سابق را نداشته و به انزوا روی آورده است.
شاید در نظر شما که والدین چنین فردی هستید دیدن این صحنه ها بسیار ناراحت
کننده و عذاب آور باشد و دوست دارید فرزندتان مانند قبل پر انرژی جلوه
کند و شاید در این راه تلاشهای بسیاری بکنید. اما مسئله اینجاست که اکثر
والدین نحوه یاری رسانی درست را نمی دانند و برای همین بعد از مدتی از این
همه تلاش بیهوده برای بهبود حال فرزندشان ناامید شده و دیگر واکنش های
دیگری را در پیش می گیرند. مثلاً چون فرزندشان با آنها در تفریحات و
مهمانی ها همراه نمی شود، با وی درگیر می شوند و او را مورد شماتت و سرزنش
قرار می دهند، گاه به او بی اعتنایی می کنند و یا او را با الفاظی مانند
افسرده، بداخلاق، بد عنق و... می خوانند. این نوع واکنشها نه تنها باعث
اصلاح رفتار یا خلق و خوی نوجوان نمی شود بلکه این احساس را در آنان تثبیت
می کند که از طرف اطرافیان به درستی درک نشده و لذا خود را تنهاتر از قبل
می یابد. این اتفاق در مورد بسیاری دیگری از مشکلات هیجانی و رفتاری
نوجوانان مانند وسواس، پرخاشگری، مشکلات تحصیلی، بی توجهی به رعایت آداب
مذهبی، انواع مشکلات رفتاری و بزهکاری و ... مشاهده می شود. در ادامه
روشهایی به شما والدین گرامی پیشنهاد می شود تا از این طریق راحت تر
بتوانید با نوجوانان دردسرساز خود رفتار کرده و برخورد ناعادلانه با آنها
نداشته باشید: در برابر رفتارهای نادرست فرزندتان قاطع و محکم بایستید ولی عصبانی نشده و پرخاشگری نکنید. گام اولبه
صحبتهای نوجوان خود گوش دهید و با او صحبت کنید تا از این طریق به علت
رفتارها و واکنش های او پی ببرید. در ادامه علایم و نشانه هایی به شما
معرفی می شود که اگر آنان را در پسر خود مشاهده کردید، لازم است که در این
زمینه به او کمک کنید: فقدان تمرکز، برقراری رابطه و دوستی با جنس مخالف،
علایم افسردگی مانند کم حرفی، کم خوابی، پرخوابی، پرخوری، کم خوری و...
اضطراب، سیگار کشیدن (و حتی مصرف مواد مخدر)، واکنشهای هیجانی مانند
افزایش پرخاشگری و فراری بودن از خانه یا مدرسه. گام دومدر
هنگام گفتگو با پسرتان، مخالفت خود با رفتارهای نادرست او را عنوان کنید.
برای مثال برای آنها عنوان کنید که از مصرف سیگار او (و یا حتی دوستی او
با جنس مخالف یا شرکت در مهمانی های نامناسب و...) مطلع بوده و از این
رفتار او ناراحت بوده و به شدت مخالفید. در برابر او قاطع و محکم بایستید
ولی عصبانی نشده و پرخاشگری نکنید. گام سومدلسوزی،
علاقه و محبت تان را به پسرتان نشان داده و نشان دهید که نگران حال او
هستید به او عنوان کنید که قصد کمک کردن به وی را داشته و نمی خواهید او
را تنبیه یا سرزنش کنید.
گام چهارمدر
جستجوی مشورت با یک روان شناس یا روان پزشک باشید و علایم رفتاری
فرزندتان را برای وی شرح داده تا راهنمایی های لازم جهت شناخت مشکل
فرزندتان و همچنین نحوه واکنش نسبت به او را بیاموزید. به این نکته توجه
داشته باشید که تخصص روان پزشکان در تشخیص و تجویز داروهاست در حالیکه
تخصص روان شناسان در روان درمانی و رفتار درمانی است. گام پنجمدر
مورد مشکلات پسرتان با والدین دیگری که درگیر این نوع مسائل هستند، صحبت
کنید. شاید گفتگو با این دسته از والدین تجاربی را در اختیار شما قرار دهد
که خودتان تا به حال اطلاعی از آن کسب نکرده باشید. گام ششمبا مشاور
مدرسه پسرتان صحبت کرده و در مقابل، نظرات مشاور مدرسه را در مورد وی
جویا شوید. از مشاور مدرسه بخواهید که اگر هر گونه برنامه آموزشی، تربیتی و
فرهنگی خاصی در مدرسه اجرا می شود و مناسب فرزند شماست، او را به انجام
این فعالیت ها، ترغیب و حتی وادار کند. از طرف دیگر لازم است که با پسرتان
صحبت کرده و او را تشویق کنید تا به مشاور مدرسه مراجعه داشته باشد. همچنین
به شما والدین گرامی که دارای پسری دردسرساز هستید، توصیه می شود که به
طور منظم با مسئول مدرسه پسرتان، مانند مدیر، معاون و دبیران مدرسه، در
تماس باشید و از وضعیت تحصیلی و انضباطی وی مطلع باشید و توصیه های آنها
را مدنظر قرار دهید.
مشاور
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 06:26