مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

آیا بن تن دوست مناسبی برای کودکان ماست؟

کارتون «بن تن» تولید سال 2007 در کشور آمریکاست که تاکنون در 4 فصل و 52 قسمت به بازار عرضه شده و تاثیرات بسیاری بر کودکان تمام سنین گذاشته است. تاثیر این کارتون بر بچه ها به حدی است که در بازی های خود از شخصیت این کارتون الگوبرداری می کنند، به وسایل و اسباب بازی های مرتبط با این شخصیت علاقه شدیدی دارند و حتی نگرش آنها در مورد جهان و زندگی نیز تحت تاثیر این کارتون قرار گرفته است.

ممکن است والدین به دلیل علاقه زیاد کودکان، از جنبه های مثبت و منفی که شخصیت های این کارتون بر کودکانشان می گذارند غادفل باشند و اطلاعی از اینکه آیا دیدن اینگونه کارتون ها برای کودکان مفید هستند یا مضر نداشته باشند. در این بخش ابتدا به معرفی داستان کارتون و سپس به بیان جنبه های مثبت و منفی آن می پردازیم.


داستان

این کارتون از جایی شروع می شود که بنجامین تنیسون، یا همان بن تن ده ساله قرار است تعطیلات را با پدر بزرگ خود بگذراند و تمام سال را برای این تعطیلات برنامه ریزی کرده است. او بعد از اینکه سوار ماشین پدربزرگش می شود دختر عموی خود، گوئن، را که هم سن اوست و برای گذراندن تعطیلات با پدر بزرگ آمده است می بیند.

بن که تمام نقشه های خود را برای تعطیلات نقش بر آب می بیند، بسیار ناراحت می شود و پس از ورود به جنگل از پدر بزرگ جدا می شود و داخل جنگل می رود. ناگهان شهاب سنگی به سمت او می آید و در نزدیکی او به زمین برخورد می کند. بن به سمت آن شهاب می رود و در کمال تعجب می بیند که ناگهان آن شهاب که بیشتر به یک توپ فلزی شبیه بود، باز و یک ساعت مچی داخلش نمایان می شود.

او دستش را به سمت ساعت دراز می کند و ساعت به دور دست بن می پیچد. پس از مدتی بن متوجه می شود که با هر بار فشار دادن دکمه ای در آن ساعت می تواند به شکل یکی از ده موجود فضایی و خیالی با قدرت بسیار بالا تبدیل شود و وظیفه دارد علیه شر در تمام کهکشان مبارزه کند. او همراه با دختر عمو و پدربزرگش به مسافرت می پردازد و سعی می کند به وظیفه خود عمل و به دیگران کمک کند.



مخاطبان


کارتون «بن تن» که بهتر است نام سریال بر آن بگذاریم، در چند فصل و متناسب با گروه های سنی مختلفی تولید شده است.

در فصل اول، بن پسر بچه لاغر اندامی است که حدود 10 تا 12 سال دارد. در فصل دوم و سوم نیز، بن نوجوان درشت اندامی است که حدود 13 تا 17 سال دارد. بنابراین سازندگان این کارتون سعی کرده اند با تولید آن در فصل های مختلف، گروه های سنی مختلفی را مخاطب خود قرار دهند و در بین کودکان و نوجوانان جای خود را باز کنند اما سوال مهم این است: آیا تماشای این کارتون برای این گروه وسیع از مخاطبان مناسب است؟


تهدیدها


کارتون «بن تن» جنبه های منفی بسیاری دارد که به بررسی تعدادی از آنها می پردازیم.

- خشونت: بر اساس مطالعاتی که در مرکز روان سنجی آمریک انجام شده، وقتی کودکان کارتون هایی تماشا می کنند که در آنها خشونت های بسیار واقعی، به طور مکرر و بدون هیچ تنبیهی به نمایش گذاشته می شود، بیشتر احتمال دارد به تقلید آنچه دیده اند، بپردازند و رفتارهای مشاهده شده در این کارتون ها را در ارتباط با همسالان خود در مهد کودک یا مدرسه اجرا کنند.

- تخیل و توهم: بن تن پسر کوچک ناتوانی است که در مدرسه و خیابان نیاز به یاری دیگران دارد و مدام مورد مضحکه و آزار دوستانش قرار می گیرد. او به یکباره، آن هم فقط با یک ساعت جادویی، تبدیل به موجودی قوی و نیرومند می شود که می تواند به تمام قدرت ها پیروز شود.

در این کارتون کودک می بیند یک فرد بسیار ضعیف با یک اتفاق ناگهانی، تبدیل به قهرمانی قوی و نیرومند می شود و آنچه در زندگی واقعی به زحمت به دست می آید، تنها با فشار دادن یک دکمه انجام می گیرد. این ویژگی ها می تواند موجب شود ذهن کودک به شدت توهمی بار آید و در سنین جوانی نیز فرد فعالی نباشد.

- هیجان خواهی: تاکنون پژوهش های بسیاری در مورد کارتون هایی مثل بن تن کهس رعت تغییر تصاویر در آنها زیاد است، صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که تغییر سریع تصاویر سبب افزایش ترشح دوپامین در مغز است و همین امر سبب احساس هیجان در فرد می شود. البته احساس هیجان به خودی خود ایرادی ندارد اما برای افرادی که دائما این کارتون ها را می بینند، می تواند آسیب زا باشد.

وقتی فرد به طور مکرر در معرض این تصاویر قرار می گیرد، به سطوح بالای دوپامین عادتت و مغز او به نوعی به دوپامین یا همان منبع احساس هیجان اعتیاد پیدا می کند. این اعتیاد سبب می شود فرد حالت هیجان خواهی پیدا کند، و همواره به دنبال امور هیجان انگیز بیشتر که اغلب ناهنجار هستند، باشد تا بتواند سطح دوپامین را در مغز بالا نگه دارد.

نکته تکان دهنده در این بین آن که اسکن مغزی کودکانی که عادت به دیدن چنین کارتون ها و فیلم هایی دارند بعد از مدتی شبیه اسکن مغزی قماربازان حرفه ای می شود.

- کابوس های شبانه: تماشای این کارتون به این دلیل که حاوی خشونت و تصاویر حیوانات و موجودات عجیب است، می تواند برای کودکان زیر 4 سال، کابوس های شبانه و ترس هایغ غیرواقعی ایجاد کند.


فرصت ها

درست است که نکات منفی بسیاری در این کارتون وجود دارد اما به هر حال در بررسی همه جانبه آن می توان جنبه های مثبتی نیز ذکر کرد.

- این کارتون در تقویت رفتارهای مطلوب مانند مهربانی کردن به دیگران، ایثار و همدلی با سایر انسان ها می تواند مفید باشد.

- دیدن این کارتون به کودکان دیرجوش که محتاط و حتی ترسو هستند، کمک می کند که خودشان را جای قهرمان اصلی داستان بگذارند و در تخیل، خود را همانند شخصیت کاذرتون، شجاع، نترس و فداکار بپندارند.

- تماشای این کارتون ذهن خیال پرداز کودکان را به تخیل بیشتر وامی دارد. البته این تخیل زمانی سازنده است که همراه با تفکر باشد.


اقدامات لازم

با توجه به بیشتر بودن تهدیدها نسبت به فرصت ها، احتمالا دیگر برایتان روشن شده که تماشای کارتون هایی مثل «بن تن» به خصوص اگر ساعات زیادی از شبانه روز را دربر بگیرد، چه آسیب هایی می تواند برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته باشد. حال ببینیم برای کاهش این آسیب ها چه اقداماتی می توان انجام داد.

1- اقدامات پیشگیرانه

یکی از مهمترین اقدامات لازم، در درجه اول، محدود کردن تماشای اینگونه کارتون هاست، چرا که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، به این منظور می توانید از راهکارهای زیر کمک بگیرید:

- از همان ابتدای کودکی، بهتر است از خرید فیلم هایی با محتوای خشن خودداری و به عنوان یک قانون از آن یاد کنید. از همان دوران کودکی، یعنی 5/2 تا 3 سالگی، می توان کودکان را با قوانین موجود در خانواده آشنا کرد تا یاد بگیرند که تماشای چه فیلم هایی برای آنها مناسب است.

- برای محدود کردن مدت زان تماشای این فیلم های کارتونی بهتر است کودک در هر روز، بیش از 2 فیلم یا کارتون نبیند و این تماشا کردن نیز تنها در ساعات مشخصی که از قبل تعیین شده باشد. فراموش نکنیدکه وقتی کودک برنامه منظم روزانه داشته باشد، خود به خود زمان کمتری برای تماشای فیلم های کارتونی خواهد داشت.


2- اقدامات اصلاحی


علاوه بر اقدامات پیشگیرانه برای محدود کردن تماشای این کارتون، لازم است اقداماتی نیز برای کاهش آسیب های وارده به کودکان و نوجوانان انجام شود. راهکارهای زیر در این زمینه مفید هستند:

- می توانید همراه با فرزندانتان به تماشای این کارتون ها بنشینید و در پایان، با آنها راجع به آنچه دیده و نتیجه ای که گرفته اید، صحبت کنید. به عنوان مثال، می توان در این مورد صحبت کرد که آیا جنگیدن همیشه درست است؟ آیا بن تن می تواند کاری جز جنگیدن انجام بدهد؟ چه چیزی بن تن را تبدیل به قهرمان می کند؟ آیا چنین فردی در عالم واقع نیز وجود دارد و یا می تواند وجود داشته باشد؟

- اگر فرزند شما شدیدا جذب موجودات خیالی کارتون و مهارت های جنگیدن آنها شده نگران نشوید. می توانیدبا معرفی کتاب های تخیلی مناسب، تفکر فرزندتان را نیز فعال و از این فرصت برای پرورش تخیل او استفاده کنید.

- همچنین می توانید به تدریج به جای قهرمان این کارتون قهرمان های دینی و ملی مثل حضرت علی (ع)، پوریای ولی و رستم دستان جایگزین کنید. البته بدیهی است که به یکباره نمی توان بن تن را با رستم جایگزین کرد. بلکه این کار را باید قدم به قدم انجام داد. می توانید برای این کار ابتدا با جایگزین کردن بن تن با قهرمان های کارتونی مناسب تر آغاز و سپس با معرفی کتاب ها و داستان های آموزنده، در چند مرحله، بن تن را با یک قهرمان و الگوی مناسب جایگزین کنید.



3- اقداماتی برای پس لرزه ها


برخی کودکان ممکن است هرگز کارتون «بن تن» را ندیده باشند اما تحت تاثیر همسالان خود، یا با تعریف هایی که در مهد کودک یا مدرسه از دوستان خود در مورد «بن تن» شنیده اند، جذب کارتون شده و به اسباب بازی ها و لباس های مربوط به بن تن، که در همه اسباب بازی فروشی ها پیدا می شوند، علاقه شدیدی نشان بدهند.

این حالت اغلب برای کودکان بالای 4 یا 5 سال و بعد از ورود به مهد یا مدرسه اتفاق می افتد. بنابراین می توانید با فرزند خود صحبت کنید و برای او توضیح بدهید که این کارتون مضمون مناسبی ندارد و به دلیل وجود خشونت یا به دلایل دیگر مورد تایید شما نیست.

همچنین بهتر است در این مورد که این شخصیت کارتونی و اسباب بازی های مربوط به کارتون مناسب با فرهنگ کشور ما نیست با فرزند خود صحبت کنید.

در نهایت اگر فرزندتان با صحبت های شما قانع نشد و همچنان برای خرید این وسایل اصرار داشت، قدری از سختگیری خود بکاهید تا باعث لجاجت در کودک نشود. مثلا می توانید در شرایط خاصی این خرید را برای کودک انجام دهید، ولی خرید بیشتر این وسایل را محدود کنید.

دختران نوجوان در ذهنشان چه می گذرد؟






شاید بیشترین جمله ای که از زبان دختران نوجوان شنیده شده، این جمله است: «خانم باور کنید هیچ کس ما رو نمی فهمه. پدر و مادرمون اصلا ما رو درک نمی کنند.»

خیلی از مادران با مراجعه به اتاق مشاوره دبیرستان به دنبال جواب این سوال هستند: «نمی دانم با دختر نوجوانم چطور رفتار کنم؟ دیگر خسته شده ام. هر کاری که فکرش را بکنید انجام داده ام اما او عوض شده، دیگر حرف ما را گوش نمی دهد، مدام با ما جر و بحث می کند. همیشه روبروی آینه نشسته. مدام گوشی موبایلش دستش است. به حرف دوستانش بیشتر از ما گوش می دهد و ...»
در مقابل، اتاق مشاوره دبیرستان همیشه پر است از دختران نوجوانی که معتقدند درک نمی شوند.
شاید بیشترین جمله ای که از زبان دختران نوجوان شنیده شده، این جمله است: «خانم باور کنید هیچ کس ما رو نمی فهمه. پدر و مادرمون اصلا ما رو درک نمی کنند.»

در این نوشته قرار است در مورد ویژگی های نوجوانی دختران بگوییم و راهکارهایی برای برقراری ارتباط درست و سالم با یک دختر نوجوان را مطرح کنیم.



* اصلی ترین ویژگی های دوره نوجوانی
برای اینکه وارد جهان نوجوانتان شوید، قبل از هر چیز باید این جهان را بشناسید.

1- تغییرات جسمی
شاید اولین تغییری که در دختر نوجوانتان ببینید، تغییرات جسمی است که در اثر تغییر و تحولات هورمونی در بدن او رخ می دهد. دخترتان ظاهری زنانه پیدا می کند اما رفتارهایش گاهی هنوز کودکانه است. شاید یکی از بزرگترین وظایف مادرانه شما آگاهی دادن و صحبت کردن با دخترتان در مورد تغییرات جسمی او باشد.

2- تغییرات شناختی
هوش نوجوان در این دوره حالت انتزاعی دارد. می تواند قواعد و قضایای منطقی را درک کندو قدرت استدلال کردن دارد. بنابراین گاهی ممکن است با شما بحث کند و شما و افکار و عقایدتان را به چالش بکشد. حتی در مورد افکار خودش هم شک دارد. دختران دیگ رخواسته های شما را به راحتی نمی پذیرد، بلکه بایدب رایش دلیل بیاورید و استدلال کنید. این همه شک و بحث و تردید برای مقابله و دعوا با شما نیست،
در مقابل، اتاق مشاوره دبیرستان همیشه پر است از دختران نوجوانی که معتقدند درک نمی شوند.

بلکه می خواهد همه چیز را از اول و بر اساس استدلال و منطق بازسازی کند.

3- جستجوی هویت
یکی از ویژگی های نوجوانی به دنبال هویت گشتن و رسیدن به پاسخ سوال «من کیستم؟» است. او به دنبال کسب شناخت از خودش در همه ابعاد زندگی است. تلاش می کند به یک من مستقل دست یابد. خلاصه کلام اینکه می خواهد خودش را تعریف کند.

4- خودمرکزیت
اکثر نوجوانان در دوران بلوغ تصور می کنند زیر ذره بین دیگران مخصوصا همسن و سال های خودشان هستند و به همین دلیل وقت زیادی را صرف تفکر در مورد خصوصیات ظاهری خود می کنند و زمان زیادی را روبروی آینه می گذرانند. دختران فکر می کند هنگام رفتن به مهمانی همه به او نگاه می کنند و اگر یک لکه کوچک روی لباسش باشد همه متوجه خواهند شد!

5- تصور آسیب ناپذیری
خود نوجوانان در این سن فکر می کنند اتفاقات بد فقط برای دیگران می افتد و فقط دیگران آسیب می بینند. آنها به اندازه کافی عاقل هستند و به خوبی می توانند از مشکلات بگریزند. البته این افکار چیزی نیست جز یک توهم مخصوص دوران نوجوانی. این توهم می تواند پایه خطرات و انحرافات بسیاری در دختر نوجوان شما باشد. مثلا «اگر سوار ماشین یک غریبه هم باشم برای من هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. من می دوم چطوری باید رفتار کنم.»

6- همسالان، پادشاهان ذهنی
در این سنین دوستان و همسالان برای فرد اهمیت زیادی پیدا می کنند و برای پذیرفته شدن و تعلق داشتن به همسالان خود، همنوایی و شبیه شدن با آنها را انتخاب می کنند، به طوری که بودن در میان همسالان و تشابه با آنان به یک نیاز اساسی در دوران نوجوانی تبدیل می شود. نگران نباشید! بودن در گروه همسالان و اهمیت و نفوذ همسالان برای دختر شما یک ویژگی طبیعی دوران نوجوانی است. نوجوان با بودن در گروه همسالانش، احساس استقلال را خواهد آموخت.

7- کاهش علاقه به درس
معمولا اکثر نوجوانان با افت تحصیلی روبرو می شوند. یکی از اصلی ترین دلایل این افت تحصیلی ورود فعالیت ها و موقعیت های جدید به زندگی است. باید در کنار او باشید. به او کمک کنید تا استعداد و علائق تحصیلی و توانایی های خود را بشناسد.

چند توصیه برای تعامل با دختران نوجوان:
* این اشتباهات را انجام ندهید:

1- تحقیر و مقایسه ممنوع
حواستان باشد بزرگترین اشتباهی که دخترتان را از شما دور می کند، تحقیر کردن او در جمع و حتی در خلوت است. او را به خاطر نقطه ضعف هایش تحقیر نکنید و موفقیت هایدیگران و شکست هایش را بر سرش نکوبید. دختران را همانطور که هست بپذیرید و از او به تناسب استعدادها و توانایی هایش انتظار داشته باشید. مطمئن باشید او نیز استعدادها و توانایی های خودش را دارد. در پیدا کردن استعدادهایش و رفع نقاط ضعفش به او کمک کنید.

دخترتان تا زمانی که باور نکند به او اعتماد دارید به شما اعتماد نخواهد کرد و تلاشتان بی فایده خواهد بود.

2- دائما نگران دختران نباشید
گاهی والدین آنقدر نگران دختر نوجوانشان هستند که او را شدیدا محدود می کنند و تحت کنترل خود قرار می دهند اما متاسفانه دختران، در اکثر موارد، در برابر فشار والدین به دروغگویی رو می آورند و در مورد فعالیت ها و دوستانشان به والدین دروغ می گویند. بنابراین به جای محدودیت بیش از حد سعی کنید مهارت روبرو شدن با خطرات را به دخترتان بیاموزید، به او یاد دهید چگونه تنها به کلاس زبان برود، در برابر شماره های ناشناسی که به او زنگ می زنند یا برایش پیامک می فرستند چه واکنشی بهتر است داشته باشد.

3- تمام کارها را شما انجام ندهید
به او مسئولیت هایی را واگذار کنید. نباید همه کارهایش را شما انجام دهید. اینکه اجازه نمی دهید دست به سیاه و سفید بزند، همه کارهای خانه و حتی کارهای شخصی او را انجام می دهید، شما را تبدیل به یک مادر خوب نمی کند، بلکه باعث می شود دخترتان به یک فرد مسئولیت گریز تبدیل شود. به او وظایفی را محول کنید و اجازه دهید مسئولیت کار و عواقب خوب و بدش کاملا به عهده خودش باشد.

* اصل هایی که باید رعایت کنید:

1- ایجاد محیط امن در خانه
اولین و مهمترین پایگاه و تکیه گاه برای دختر نوجوانتان باید خانه ای باشد که در آن زندگی می کند. سعی کنید محیط خانه را آرام نگاه دارید. محیط پرتنش و پر از دعوای خانوادگی او را از خانه و والدین فراری خواهد داد.

2- اجازه دهید شما را راهنمایی کند
با او صحبت کنید. از او مشورت بخواهید. زمانی که اظهارنظر می کند، مکث توأم با تفکر داشته باشید تا به باارزش بودن زمینه های ذهنی خودش فکر کند. حتی از او راهنمایی بخواهید. مسائلی را مطرح کنید و طوری نشان دهید که شما مشتاقانه منتظر راهنمایی ها و ایده های خلاقانه او هستید.

3- افزایش آگاهی و مطالعه در مورد نوجوانی و انتقال اطلاعات به فرزند
در رابطه با مراحل رشد انسان و تغییرات هر مرحله به ویژه نوجوانی تا آنجا که می توانید اطلاعات کسب کنید. هر قدر دانش شما بیشتر باشد، کمتر در رویارویی با مسائل غافلگیر و مستاصل خواهید شد. علاوه بر این با فرزندانتان نیز در مورد ویژگی های سن نوجوانی صحبت کنید. مثلا وقتی دختر نوجوانتان بداند همهدخترهای هم سن و سالش نگران ظاهر و قیافه خودشان هستند و این یک ویژگی وابسته به سن است بیشتر احساس آرامش خواهد کرد. می توانید در این مورد حتی از خاطرات خودتان هم با او حرف بزنید و به او بگویید شما هم در نوجوانی نگران جوش های صورتتان بوده اید و فکر می کردید همیشگی خواهند بود و اینکه این موضوع در آن زمان چقدر ذهنتان را به خود مشغول کرده بود اما حالا اثری از آنها نمانده است.

دختر نوجوان شما دوست دارد بیشتر وقتش را در اتاقش تنها باشد، موسیقی گوش دهد و شعر بخواند یا حتی برای درس خواندن تنها در اتاقش بنشیند و در اتاقش را ببندد.

4- موضع خود را مشخص کنید
گاهی خیلی از مشکلات بین شما و او به این خاطر اتفاق می افتد که به روشنی و وضوح با او صحبت نمی کنید. بهتر است خواسته هایتان را در مورد رابطه با دوستان و همکلاسی ها، زمان برگشتن به خانه، شرکت در مهمانی ها و استفاده از اینترنت، موبایل و ... مشخص کنید و به روشنی با ذکر دلایل منطقی قوانین و انتظارات خود را توضیح دهید.

5- تصمیم گیری را به او یاد بدهید
مهارتی مهم که دختران نوجوان باید یاد بگیرند «تصمیم گیری» است. دختران را در تصمیمات خانواده شریک کنید. مثلا در انتخاب پرده و دکوراسیون خانه نظر او را بپرسید. او را در موقعیت هایی قرار دهید که تصمیم گیرنده نهایی خودش باشد. یادگیری مهارت تصمیم گیری در دوران نوجوانی به او کمک می کند در تصمیم های مهم زندگی به درستی عمل کند و همه جوانب یک امر را بسنجد.

6- به خلوت او احترام بگذارید
دختر نوجوان شما دوست دارد بیشتر وقتش را در اتاقش تنها باشد، موسیقی گوش دهد و شعر بخواند یا حتی برای درس خواندن تنها در اتاقش بنشیند و در اتاقش را ببندد. دوست دارد یک حریم خصوصی داشته باشد. وقتی در اتاقش را می بندد، اتاقش را قلمرو سلطنت خود فرض می کند. دوست دارد هر طور خودش دوست دارد درآنجا پادشاهی کند. به خواسته او، تا حدی که قوانین خانه تان اجازه می دهد، احترام بگذارید و هرگز سرزده و بدون اینکه در بزنید به اتاقش وارد نشوید مگر اینکه یک دلیل منطقی و مهم داشته باشید.

7- به او اعتماد کنید
دخترتان تا زمانی که باور نکند به او اعتماد دارید به شما اعتماد نخواهد کرد و تلاشتان بی فایده خواهد بود. اعتماد یک پل دوطرفه است، بنابراین به او اعتماد کنید و این را با رفتارتان به او نشان دهید و به او بیاموزید ما در برابر اعتمادی که به هم داریم، مسئول هستیم. البته فراموش نکنید اعتماد باید آگاهانه و هوشیارانه باشد، بهتر است این اعتماد را از سال های آغازین نوجوانی شروع کنید.

8- تحسین و انتقاد درست
وقتی کار یا مسئولیتی را به خوبی انجام می دهد از او تشکر کنید و به خاطر کار خوب تحسینش کنید.
منطقی و درست از او تعریف و تمجید کنید، به کار خوبی که انجام داده است، اشاره کنید.
این اصل را هنگام انتقاد کردن از او هم رعایت کنید و به کار اشتباهی که انجام داده است اشاره کنید و کل وجود او را به خاطر کار اشتباهی که انجام داده، زیر سوال نبرید.

به چه دلیلی بچه ها فکر می کنند لولوخورخوره هست؟

روح، هیولا و لولوخورخوره از جمله شکنجه های روحی شبانه کودکان دوست داشتنی ما هستند. ترس های شبانه کودکان شامل ترس از تاریکی و کابوس ها و شخصیت های ترسناک است. این ترس ها همیشه هم در کودکی باقی نمی مانند و شاید در بزرگسالی او نیز گریبانگیرش باشند.

برخی از ترس های کودکی که اثر روانی بدی روی کودک داشته است، متاسفانه در بزرگسالی نیز برای او آزار دهنده و غیر قابل فراموشی است. خیلی از کودکان دچار فوبیای تاریکی هستند.
تحقیقات جدید نشان داده است، کودکانی که در شب و تاریکی ترس و وحشت بسیاری دارند، بسیار سخت می توانند مرز میان واقعیت و خیال را از هم تشخیص دهند. این تحقیقات در نتیجه آزمایش روی 80 دانش آموز 4 تا 6 ساله صورت گرفته است که همگی از تاریکی وحشت دارند. 50 نفر از این کودکان پسر و 30 نفر دختر بودند. در کنار آنها، 32 کودک نرمال که فوبیای تاریکی نداشتند نیز (18 پسر و 14 دختر) در آزمایش حضور داشتند.
محققان با کودکان و والدین آنها مصاحبه کردند تا میزان ترس کودک را اندازه گیری کنند. در مصاحبه کودکان، محققان یک کتاب داستان عکس‌محور برای کودکان خواندند تا کودک آماده صحبت در مورد ترس هایش بشود. از والدین نیز در مورد ترس های شبانه کودکان و اینکه چه وقت هایی زیاد و شدید می شود، سوال پرسیده شد.
در ادامه تحقیقات، به کودکان «پرسشنامه های ترس کوآلا» داده شد تا میزان ترس خود از عکس های ترسناک را به صورت خرس کوآلا مشخص کنند. به والدین نیز پرسشنامه های دیگری ارائه شد تا میزان ترس کودکان خود را تعیین کنند.

همچنین، به کودکان تصاویری از موجودات خیالی نشان داده شد و از آنها پرسیده شد آیا این موجود در زندگی واقعی وجود دارد یا خیر؟ به طور مثال، تصویر پری به کودکان نشان داده و از آنها پرسیده شد: آیا این پری زیبارو می تواند وارد خانه شما بشود؟ یا آیا این پری را می توانید در فیلم یا تلویزیون ببینید؟ همچنین سوال هایی در زمینه تشخیص واقعیت و خیال همچون «دزدها شبانه وارد خانه می شوند» یا «هیولاها در تاریکی کودکان را می ترسانند» با کودکان مطرح شد.

کودکانی که ترس بسیاری از تاریکی داشتند نمی توانستند میان واقعیت و خیال تمایزی قایل شوند. بعلاوه، آنهایی که سن پایین تری داشتند فوبیای شدیدتر هم داشتند و مشخص شد این مساله با زیاد شدن سن می تواند کمرنگ شود.
در نتیجه این آزمایشات، محققان ثابت کردند، کودکانی که توان تشخیص موقعیت های خیالی و واقعی را ندارند، بیشتر دچار ترس های شبانه و ترس از تاریکی می شوند. همین طور می توان گفت، کودکانی که کابوس های شبانه بسیاری دارند در تشخیص مرز میان واقعیت و خیال بسیار گیج می شوند.

جوجـه اردک زشـت مــن

%D8%AC%D9%88%D8%AC%D9%87.jpg

سه تا بچه در یک خانه را تصور کن که دوتای آنها خیلی زیبا و سومی معمولی که نه، بلکه زشت باشد. حضور یک کودک معمولی در کنار دو کودک زیبا مشکلات بچه معمولی را زیاد می‌کند، چه رسد به این‌که یکی از بچه‌ها زشت باشد، اما زشت بودن بچه تقصیر کسی نیست و کودک زشت هم به اندازه کودکان دیگر حق حیات دارد. درست مثل سعیده کوچولو که با صورتی کوچک، بینی بزرگ و گوش‌های پهن و صورتی پر از کرک‌های بلند سیاه به دنیا آمد.


از همان اول خانواده مادرش او را شبیه خانواده پدر و خانواده پدر او را شبیه خانواده مادر می‌دانستند. این کوچولو که اتفاقا دخترک باهوشی هم بود از همان ابتدا فهمید کسی دوستش ندارد.
او کم‌کم گوشه‌گیر شد و دیگران را رها کرد و یاد گرفت به قضاوت آنها گوش ندهد و خودش را دوست داشته باشد. او امروز از بچه‌های زیباروی خانواده‌هایی که دائم چهره‌اش را با دیگران مقایسه می‌کردند موفق‌تر است، اما همه بچه‌های زشت به این خوش‌شانسی نیستند. هنگامی که کودک می‌آموزد با زیبایی خود جلب توجه کند به این نتیجه می‌رسد که مادیت وجودش با ارزش‌تر از معنویت، پشتکار و تلاشش است. پس از گذر از دوران خردسالی هنگامی که با تکرار بیش از حد اطرافیان، این اندیشه در ذهن کودک به باور تبدیل می‌شود، تمام فکرش، زیباتر‌شدن و تاثیر‌گذاری از این طریق است، بی‌آن‌که برای موفق‌شدن زندگی خود تلاش کند. مقایسه دائم کودک، اعتماد به‌نفس را از او می‌گیرد و باعث می‌شود تا او به فردی غیراجتماعی و ترسو تبدیل ​شود.



در پاره‌ای از موارد نیز این کودکان با خشمی عجیب در درون خود بزرگ می‌شوند و به شیوه‌ای افراطی سعی در اثبات خود خواهند داشت. معمولا این‌گونه بچه‌ها در بزرگسالی به افرادی خشن و یک بعدی در کار یا زندگی تبدیل می‌شوند و نسبت به جنس مخالف خود نیز جبهه می‌گیرند.



اگر کودکی نازیبا در خانه دارید بدانید که مسئولیت شما چند برابر شده است و برای جبران ظاهر زشت فرزندتان باید مهارت‌های او را افزایش دهید و او را به یک انسان با روحی زیبا بدل کنید نه یک عروسک. به او و سایر فرزندانتان در مورد این حقیقت بگویید که ظاهر آدم‌ها برای هم عادی می‌شود، اما آنچه باقی می‌ماند، رفتار درست یا نادرست آنهاست.

این کـار مـن است یـا کـار تـو ؟!

%DA%A9%D8%A7%D8%B1.jpg

مادرخسته و کوفته از سر کار آمده است و در دست خود یک بسته سبزی‌خوردن و یک بسته سبزی قورمه دارد.

او می‌گوید: دلم می‌خواهد با بهترین و تازه‌ترین مواد برای خانواده غذا تهیه می‌کنم، اما این کارها زمان می‌برد. آدم خسته است و نیاز به کمـــک دارد ولی هیچ کدام از افراد خانواده به من کمک نمی‌کنند؛ حتی در حد یک همراهی چنددقیقه‌ای.
سعیده می‌آید و کلی حرف برایم دارد: «مامان می‌خواهم نماز بخوانم بعد درس‌هایم را بخوانم. اگر وقتی باقی بماند کمی هم می‌خواهم بازی فکری انجام دهم.» وقتی به اتاقش می‌روم و به صفحه کامپیوترش نگاه می‌کنم یک بازی در حال انجام است.
وقتی به حسین می‌گویم: مادرجان بیا کمی به من کمک کن تا سبزی خوردن سر سفره داشته باشیم، می‌گوید: مامان درس دارم. بعدش هم باید بروم چند تا نرم‌افزار بخرم، چون باید پروژه‌ام را ارائه بدهم. این پروژه مدت‌هاست که بهانه مناسب و دهان‌پرکنی برای طفره رفتن‌های حسین است.
بچه‌ها را با شوخی تهدید می‌کنم که از سبزی چیزی به آنها نمی‌دهم. آنها هم با گلایه پدر را واسطه می‌کنند و دست آخر همه کارها باز می‌ماند برای خودم.
انگار جایگاه من در خانه این است: کــــــارگر همه فن‌حریف! این احساسی است که شما به مادرتان می‌دهید. آیا می‌خواهید روابط خود را با مادرتــــان ظالمانه شکل دهید.




بچه‌های حرف‌شنو

اگر می‌خواهید بچه‌ها مسئولیت کارهای خانه را بپذیرند و با بزرگتر شدنشان کارهای شما کمتر شود، آنها را درست تربیت کنید.
بچه‌ها زمانی کار‌های خود را به صورت مطلوب انجام می‌دهند که مسئولیت‌ها به​طور عادلانه در خانه تقسیم شده باشد. کارهایی برای فرزندان پسر و کارهایی برای فرزندان دختر، کارهایی برای پدر و کارهایی برای مادر.
رعایت اعتدال و عدالت در مسئولیت سپاری برای اجرای آن کمک زیادی به شما می‌کند.
نسترن دختر بیست و چهار ساله‌ای است که شرایط نابرابر خانه را هرگز نتوانسته است، بپذیرد. او می‌گوید: وقتی بچه کوچکی بودم برادری داشتم که چهار سال از من بزرگ‌تر بود. مادر و پدر همیشه از من می‌خواستند سفره را جمع کنم و به کارهای مختلفی رسیدگی کنم. مثلا جوراب‌های او و پدر را بشویم و کفش‌هایشان را واکس بزنم. این درحالی بود که برادرم اگر صد تومان می‌گرفت تا برود نان بخرد، 50 تومانش را توی جیبش می‌گذاشت و این شده بود یک برنامه مشخص. او در ازای پول کار می‌کرد و من رایگان. اگر کسی در می‌زد من باید از سر درسم بلند می‌شدم و در را باز می‌کردم، چون درس خواندن من مهم نبود. من با خودم می‌گفتم حتما بچه سرراهی این خانه هستم و آنها مرا دوست ندارند. وقتی بزرگ‌تر شدم دیگر از انجام کارهای خانه سرباز می‌زدم و بـه مـادرم پرخاش می‌کردم.





کودکانی توانمند

با پذیرش خطاها و تقویت توانایی‌ها می‌توانید مسئولیت‌پذیری کودک را پرورش دهید.
نادره دختری دوازده ساله است و می‌گوید: وقتی به خانه خاله‌ام می‌روم، دوست دارم در همه کارها به او کمک کنم، اما اصلا دوست ندارم به مادرم کمک کنم. او زنی وسواسی است و مدام از من می‌خواهد هنگام کار در آشپزخانه به صورتم ماسک بزنم و پی‌درپی دست‌هایم را بشویم.
بچه‌ها زمانی کارهای خود را به صورت مطلوب انجام می‌دهند که مسئولیت‌ها به طور عادلانه در خانه تقسیم شده باشد. کارهایی برای فرزندان پسر و کارهایی برای فرزندان دختر، کارهایی برای پدر و کارهایی برای مادر

می‌خواهد همه چیز را به روش او انجام دهم و اگر جزئی‌ترین چیزها را هم رعایت کنم باز هم کار من را قبول ندارد. راستش خسته‌ام می‌کند و حس می‌کنم اصلا مرا قبول ندارد و دوست ندارد به آشپزخانه‌اش وارد شوم، اما خاله‌ام مرا تشویق می‌کند اصول را می‌گوید و بقیه کار را به عهده خودم می‌گذارد و هروقت نزد او می‌روم چیز جدیدی به من می‌آموزد و می‌گذارد در کارها ابتکار به خرج بدهم. اگر هــم بد شود ناراحت نمی‌شود و می‌گوید ما هم زیاد از این اشتباه‌ها کرده‌ایم.

کاری که مادر نادره انجام می‌دهد سبب می‌شود که فرزندانش از کمک به او گریزان شوند. اگر می‌خواهیم کسی کاری را انجام دهد، در عین حال باید به خلاقیت و ابتکار او هم احترام بگذاریم و اجازه دهیم از کاری که می‌کند لذت ببرد. در عین حال اصول غیر قابل تغییر کار را نیز به او بیاموزیم.




آغاز کار

اگر کودک طی سال‌های رشد و تکامل خود هرگز درنیابد که در چارچوب خانواده وظایف و مسئولیت‌هایی برعهده دارد، بدیهی است که در دوران بزرگسالی از زیر بار وظایف و مسئولیت‌های خود شانه خالی می‌کند. برای این کار مسائلی وجود دارد که باید برای فرزندان خود جا بیندازید.





من زندگی خودم را دارم

اگر می‌خواهید به آچار فرانسه خانه و گارسن بچه‌ها تبدیل نشوید باید زمانی را به خودتان اختصاص دهید.
والدینی که فاقد یک زندگی مجزا از فرزندانشان هستند به آنها می‌آموزند که دنیا حول محور آنها می‌چرخد. مهم است که از هــــــمان ابتدا، کودک یاد بگیرد که گاهی اوقات مادرش دوست دارد مطالعه کند و دوست ندارد بازی کند.

مطمئن باشید او می‌تواند خودش را سرگرم کند. این کار برای او هم خوب است. با او همدلی کنید، اما زمان خود را به خود اختصاص دهید.




از بازی تا کار

مسئولیت‌پذیری از بازی شروع می‌شود. با بچه نقش کودکی را بازآفرینی کنید که به مادر کمک می‌کنـــد. از همان ابتدا از کودک بخواهید چیزها را سر جای خود بگذارد و وسایل بازی خود را جمع کند.

با وجود آن‌که بازی می‌تواند فرآیند‌ها و مهارت‌هایی را به کودک بیاموزد، ولی باید بتدریج کودکـــــان را به فعالیت‌هایی غیر از بازی ملزم کرد.




خواستن توانستن است

کودک باید درک کند که قادر نبودن با راحت نبودن متفاوت است. کودکان فکر می‌کنند اگر از انجام کار لذت نبرند آن را باید والدین انجام دهند. این طرز فکر مانع از یادگیری این مطلب می‌شود که زندگی و مشکلات او، مسئولیت خود و نه فرد دیگر است.

افرادی که کارهای دشوار را گردن دیگران می‌اندازند یا از انجام آن سرباز می‌زنند از این گروه هستند.
والدینی که کودکانشان را از سختی کشیــدن دور نگه می‌دارند، مسئول چنین رفتار توام باشکست هستند. آنان باید با تشویق و تنبیه بجا حس مسئولیت را در فرزندان خود تقویت کنند.
سختی‌ها فکر را به کار می‌اندازند و تجربه ایجاد می‌کنند، چنان که می‌گویند احتیاج مادر اختراع است. کودک همچنین باید بیاموزد که هرکاری نتیجه‌ای دارد و اگر کم‌کاری کند عواقب آن یک جریان طبیعی است.