مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

با فرزند خسیستان چه کنید؟

حتماً برایتان جالب خواهد بود اگر تصادفاً بشنوید که فرزندتان به دوستش می گوید: مطمئن باش هر وقت خواستی می توانی با ماشین من بازی کنی. بچه های ۴-۳ساله به شدت به متعلقات خود علاقه مندند. پیش دبستانی ها بیشتر روی نیازها و خواسته هایشان تأکید دارند. با وجودی که کودکان در این سن، معمولاً تمایلی به مشارکت ندارند اما وقتی بزرگترها آنها را تشویق کنند و نمونه خوبی به آنها ارائه دهند، کودکان نیز می توانند بسیار دست و دل باز باشند. مادری چنین می گوید: روزی پسر ۴ ساله ام به پدربزرگش گفت: من نمی توانم در داروهای شما سهیم باشم، اما شما می توانید چند تا از سیب های مرا بردارید. دکتر دونالدک فریدهیم از دانشگاه وسترن ری زرو می گوید: لازم است مشارکت را به کودکان بیاموزیم، کودک مانند یک فرد خارجی است که باید آداب و رسوم کشور ما را یاد بگیرد.



● پیش دبستانی های انحصارطلب
به طور کلی کودکان فکر می کنند همه چیز مال آنهاست، ولی بچه های ۴-۳ ساله به طور اخص چنین برداشت می کنند که فقط چیزهای خاصی به آنها تعلق دارد. به تدریج که استقلال آنها زیاد می شود، حس خود بودن هم در آنها تقویت می شود و به چیزهای مورد علاقه شان بیشتر گرایش می یابند. در نتیجه، طبیعتاً از دارایی هایشان حفاظت بیشتری می کنند. در ابتدا کودکان به خاطر گفته های والدین، مربیان و معلمانشان، از خود مشارکت نشان می دهند. برای این که کودک به طور داوطلبانه از خود مشارکت نشان دهد، لازم است که قادر به درک مسائل باشد، که مثلاً همبازی اش به اندازه او در آرزوی چیز خاصی است.
اما این مهارت شناختی و عاطفی، فقط در کودکان ِ سن خاصی توسعه می یابد. با گذشت زمان کودک شما دست و دل بازتر خواهد شد، چون بعدها با دیدن خوشحالی دیگر کودکان، احساس خوبی در او به وجود می آید. دکتر فریدهیم توضیح می دهد: کودک همچنین تشخیص می دهد در صورتی که هر چه دارد با دوستش به صورت اشتراکی استفاده کند احتمال این که او هم بتواند از وسایل دوستش استفاده نماید، بیشتر می شود.



▪ در رابطه با این مسئله به چندین نکته اشاره می کنیم:

- کودکتان را تشویق کنید تا با شما مشارکت کند


کار ساده ای خواهد بود چون او می داند که شما اسباب بازی اش را نمی قاپید و گریه و زاری هم نمی کنید. اغلب یکی از اسباب بازی های مورد علاقه اش را از او بخواهید و بگذارید برای پس گرفتن آن اسباب بازی خودش از شما تقاضا کند.

- به زمین بازی بروید


بهترین مکان برای آموزش رعایت نوبت به کودکان، زمین های بازی است. چون وسایل بازی در این محوطه ها به شخص خاصی تعلق ندارد کودک شما می بیند که همه برای سوار شدن سرسره و بازی در محوطه شنی باید نوبت را رعایت کنند.

- کودکتان را مجبور نکنید که در همه چیز با دیگران شریک شود


قبل از این که دوستش بیاید، بگذارید خودش تصمیم بگیرد با کدام یک از اسباب بازی هایش می خواهد بازی کند.
پلی گرین برگ سردبیر سابق مجله کودکان می گوید: کودکان نباید مجبور باشند که تمام اسباب بازی هایشان را به صورت اشتراکی با دیگران استفاده کنند، این کار باعث می شود کمتر به اسباب بازی هایشان بچسبند.

- مطمئن شوید که آنها با چند اسباب بازی مشابه بازی می کنند


با استفاده از این روش، احتمال این که بچه ها چیزی را که کودک دیگری با آن در حال بازی است بخواهند، کم می شود. همچنین به آنها کمک می کند که با هم بازی کنند. مثلاً با یک قطار و چند ماشین اسباب بازی به خوبی می توان بازی کرد: وقتی که اتومبیل ها می خواهند از تقاطع بگذرند، لوکوموتیوران، قطار را نگه می دارد. اگر انتظار دارید کودکان نوبت را رعایت کنند، به آنها هشدار دهید و به آن پایبند باشید. چون پیش دبستانی ها، واقعاً به عدالت علاقه مندند. اگر به آنها بگویید: جفری برای مدت سه دقیقه می تواند با این پازل بازی کند و بعد نوبت به مایکل می رسد آن را کاملاً می پذیرند. بهتر این است که چون کودکان در این سن درک مبهمی از زمان دارند، برایشان یک دستگاه تعیین کننده زمان قرار بدهید(مثلاً یک ساعت شنی) وقتی کودک منتظر نوبت است تا با اسباب بازی ها بازی کند، کمکش کنید تا کار سرگرم کننده ای بیابد. می توانید کمکش کنید تا با عروسک ها بازی کند یا یک کتاب با عکس های رنگی به او بدهید یا از او بخواهید غذای ماهی ها را در آکواریوم بریزد.


- اساس مذاکره را به او یاد دهید


وقتی که کشمکشی پیش می آید، هر دو کودک را بنشانید و درباره اینکه چه کار کنند، صحبت کنید.

- راهکارهای مشارکت


به دنبال لحظاتی برای آموزش باشید.مثلاً قبل از این که دوست کودکتان برای بازی بیاید، به او یادآوری کنید که لازم است اسباب بازی هایش را با او به طور اشتراکی استفاده کند.


- بگذارید خواهر و برادرها با هم معامله کنندباید یک قانون مبادله اسباب بازی داشته باشیم. مثلاً اگر پسر سه ساله تان می خواهد با اسباب بازی که دختر یک ساله تان با آن بازی می کند، سرگرم شود، باید اسباب بازی را از او درخواست کند و چیز دیگری آماده داشته باشد تا در عوض به او بدهد. به این روش، او احساس می کند که پسر بزرگی شده است و به خواهر کوچکترش یاد می دهد که چطور عادلانه بازی کند.



- از او قدردانی کنید
مثلاً به فرزندتان بگویید: متوجه این موضوع بودم که تمام بعدازظهر اجازه دادی پسرعمویت با ماشینت بازی کند، تو چه مشارکت کننده خوبی هستی.

نتایج هر نوع رفتار شما با کودکان



آیا می دانید نتایج رفتارهای مختلف شما با کودکان چه خواهد بود ؟




اکثر خانواده ها بدون اطلاع از جنبه های روانشناسی و فقط بر اساس تفکرات خود و رفتارهایی که از والدینشان آموخته اند به تربیت فرزندان خود مبادرت می ورزند .متاسفانه بسیاری از والدین در آینده و هنگام بزرگ شدن فرزندشان می گویند ما غذا ی خوب لباس مناسب مدرسه خوب و همه چیز برای فرزندمان آماده کردیم ولی نمی دانیم چرا اینگونه شد . در زیر به بررسی انواع رفتارهای والدین و تاثیر آن بر روان فرزندان در آینده ذکر شده است :



رفتار / نتیجه


اگر کودک همواره مورد انتقاد قرار گیرد / محکوم کردن را یاد می گیرد
اگر کودک با پرخاشگری زندگی کند / جنگ و دعوا را یاد می گیرد
اگر کودک با ترس زندگی کند / نگران بار می آید
اگر کودک با دلسوزی و ترحم زندگی کند / یاد می گیرد برای خودش احساس تأسف کند
اگر کودک با استحضاء زندگی کند / خجالتی بارمی آید
اگر کودک با خجالت زندگی کند / احساس گناه می کند
اگر کودک با تشویق و دلگرمی زندگی کند / مطمئن و متکی به خود بار می آید
اگر کودک در محیطی که صبر و تحمل در آن است زندگی کند / یاد می گیرد صبور و شکیبا باشد
اگر کودک با تمجید دیگران زندگی کند / یاد می گیرد قدر دان باشد
اگر کودک با تأیید دیگران زندگی کند / یاد می گیرد خودش را دوست بدارد
اگر کودک با شناخت و آگاهی زندگی کند / یاد می گیرد هدف دار زندگی کند
اگر کودک با مشارکت زندگی کند / بخشندگی و سخاوت را یاد می گیرد
اگر کودک با شرافت و انصاف زندگی کند / یاد می گیرد به خود و اطرافیانش وفادار باشد
اگر کودک با رفاقت زندگی کند / یاد می گیرد دنیا محل زیبایی برای زندگی است
اگر کودک با آرامش و صفازندگی کند / در آینده از سلامت روان بر خوردار است.

هشت نکته ای که پدرها در ارتباط با دخترشان باید بدانند

رابطه پدر و دختری آینه انتخاب های دختر شما در اجتماع است؛ برای دور ماندن از گرداب های اجتماعی این ۸ راهکار را آویزه گوش تان کنید.


1- اجازه دهید دخترتان زندگی کند
پدران! وظیفه تربیت دختر تنها بردوش مادر نیست. اینکه شما خارج از خانه مشغول تامین نیازهای مادی خانواده باشید یا خدای ناکرده وقت گذرانی با دوستان, هر دو یک خلا را در زندگی عاطفی دخترتان ایجاد می کنند. برای ایجاد صمیمیت با دخترتان باید برای او وقت بگذارید. این وقت هرقدر هم (به دلیل مشغله) کم باشد تاثیر بسیار چشمگیری دارد. حتی شده ماهی یک ساعت با او بیرون بروید. به گزارش فان خونه به حرف هایش گوش دهید, با هم آشپزی کنید, کتاب بخوانید, برایش خاطره تعریف کنید, رستوران بروید یا شطرنج بازی کنید؛ تمامی این اقدامات نه چندان هزینه بر می تواند زمینه را برای صمیمیت شما با فرزندتان فراهم کند و دختر, شما را مدیر, دانا, مطمئن, سنگ صبور, رازدار و مهربان ببیند و برای طرح هر موضوعی با شما احساس راحتی کند.

۲- نقش پدری تان کمرنگ نشود
هرچه پدر و دختر به هم نزدیکتر باشند بزه های اجتماعی دختر کمتر است. اگر در خانواده ای مادر سالار تمام امور داخلی خانواده بر دوش مادر باشد کم کم نقش مهم پدر کمرنگ می شود, انگار که پدری حضور ندارد؛ مانند خانواده های تک والدی. اگرچه مادر نقش اصلی را در تربیت فرزند دارد اما حضور پدر در تربیت فرزند مانند اهرم قدرت است؛ اگر مادر پدر را فردی ضعیف جلوه دهد و پدر در ذهن دخترش فردی تحقیر شده و ناکارآمد باشد اصلا دیگر در خانه حرفش خریدار ندارد؛ معمولا هم این پدر دیگر خود را کنار می کشد و به مرور معضلات تابع این کمبود یک به یک خود را نشان می دهند.

۳- صمیمیت ایجاد کنید اما به تدریج
اگر پدر در هر برهه زمانی و گروه سنی نقش خود را در زندگی دخترش ایفا نکند, کمبودها و خلاهای عاطفی لازم در هر سن خیلی سخت جبران می شوند. زمانی می رسد که دختر عاقل و بالغ است و کاملا ارتباطش با پدر قطع شده است. پدرها باید از سنین خردسالی برای ایجاد صمیمیت با دخترشان بکوشند چون شکل گیری حلقه ارتباطی که به موقع شکل نگرفته در سنین بالاتر مشکل است؛ البته غیرممکن نیست. در این موراد مشاوره به دختر کمک می کند و دختر درک می کند که رابطه ناسالم او با پدرش ریشه در نفرت پدر ندارد بلکه پدر چگونگی ارتباط با دخترش را بلد نبوده است.

۴- راننده بولدوزر نباشید
برخی پدرها در امور تربیتی دخالتی ندارند اما وقتی دخترشان با معضلی جدی روبه رو شد همه را از چشم مادر می بینند و سعی می کنند با برخورد و الفاظی نامناسب مانند: «آدمت می کنم», «قلم پایت را می شکنم», «معلوم می کنم برات دنیا دست کیه» مشکل را از ریشه قطع کنند که این برخورد جز ایجاد وحشت و فصله گرفتن بیشتر دختر از پدر نتیجه ای ندارد. چین دخترانی که از بدو تولد مشکل نداشته اند, به مرور دچار مشکل می شوند اما از پدرشان رودربایستی یا وحشت دارند و نمی توانند مشکل شان را با او درمیان بگذارند؛ پس پنهان کاری را در پیش می گیرند. روزی پدر با کوهی از مشکل روبه رو می شود و رفتار پر از تهدید, تحقیر و پرخاش او رعب و وحشت در دل دختر می اندازد. متاسفانه در این مواقع نه تنها دوری عاطفی بلکه دوری فیزیکی یا فرار از خانه را هم داریم. پدرها توجه کنند اگر رابطه شان با دخترشان صمیمی باشد هیچ وقت این معضلات پیش نمی آید.

5- از دخترتان حمایت کنید
رابطه پر از مشکل و خشن پدر و دختر هیچگاه از ذهن دختر پاک نمی شود و می تواند سبب تعارض در زندگی مشترک او شود. در عوض اگر پدر حامی دخترش باشد حتی می تواند مشکل گشای رابطه عاطفی دخترش با همسرش شود. به او راهنمایی دهد, سنگ صبور او شود و به عنوان یک مرد که مشکل را درک کرده پیشنهاد بدهد که برای ارتباط بهتر با همسرش چه رفتاری داشته باشد.

۶- مراقب شیوه برخورد با همسرتان باشید
اگرچه بهتر است فرزند تا زمانی که ازدواج نکرده در رابطه پدر و مادرش دخالت نکند اما فرزند به هرحال دقت می کند که اختلاف سر چیست؟ کدام والد به دیگری زور می گوید؟ پدر و مادر چقدر به هم احترام می گذارند؟ چقدر یکدیگر را تخریب می کنند؟ گاهی یک والد در غیاب والد دیگر همسرش را تخریب و ترور شخصیتی می کند؛ در مقابل اگر دختر ببیند مادرش اصلا نمی تواند از حق خود دفاع کند با تمام تلاش سعی می کند از پدر دور شود و در عین حال مثل مادرش ضعیف نباشد؛ بنابراین یک شخصیت خیلی پرخاشگر و زورگو پیدا می کند که در ارتباط او با جنس مخالف مشکل زاست.

۷- آغوش پدرانه خود را باز کنید
دریافت حس محبت در خانم ها از طریق حس لامسه است. پدر باید از همان سنین خردسالی دست دخترش را با مهربانی بگیرد, اگر ناراحت است دست بر شانه او بگذارد, نوازشش کند و به این شکل حمایت پدرانه خود را به طور فیزیکی هم نشان دهد؛ در این صورت دختر در اولین ارتباط با یک غیر همجنس از روی هیجان فریب نمی خورد.

۸- از دخترتان تعریف کنید
هر دختری احتیاج دارد که هویت زنانه اش مورد تحسین قرار گیرد. وقتی این احساس مثبت را از پدر نگیرد, خیلی راحت تحت تاثیر مردان دیگر قرار می گیرد و بدون شناخت پیش می رود و آسیب می بیند. در مقابل اگر دختری با پشتوانه عاطفی پدرش وارد اجتماع شود و پسری به او محبت کند نه از روی هیجان بلکه از روی عقل تصمیم می گیرد و بی گدار به آب نمی زند. پدران باید از تمام ویژگی های ظاهری و رفتاری دخترشان تعریف کنند. در این صورت دختر با کوچکترین محبت جنس مخالف از خود بی خود نمی شود؛ حتی ممکن است پدرش را در جریان رابطه اش قرار دهد, چون می داند پدر گوش شنوا دارد و او را راهنمایی می کند.

ابراز تنفر در کودکان

▪ یاد بگیرید در برخورد با کودکانتان خونسرد باشید.
هرگز نخستین باری را که پسر ۶ ساله ام به خاطر نخریدن اسباب بازی مورد علاقه اش سر من فریاد کشید و با عصبانیت گفت: «مامان ازت بدم می‌آد»، فراموش نمی‌کنم. در آن لحظه ترکیبی از احساسات و عواطف به مغزم هجوم آورد؛قسمتی از وجودم مستعد خنده بود، زیرا می‌دانستم به درستی معنی حرف خود را نمی‌داند، فقط این کلمات را از دوستانش شنیده و طوطی وار یاد گرفته است، اما بخشی از وجودم ناراحت و غمگین بود.با خود فکر می‌کردم پسرم که عاشقش هستم و زحمت زیادی برایش کشیده ام، چگونه می‌تواند از من نفرت داشته باشد.در همین زمان هم با خود فکر کردم چقدر شجاع است که مقابل مادر قدرتمند خود ایستاده و با کمال شجاعت به او اعلام می‌کند که مراحلی از رشد را گذرانده و در کمال احساس امنیت می‌تواند میزان خشم خود را نشان دهد و بگوید که از من متنفر است؛ کاری که من در کودکی هرگز نتوانستم انجام دهم.«ازت بدم می‌آد» نخستین چیزی است که کودکان وقتی از والدین خود ناراحت هستند، بر زبان می‌آورند. اکثر والدین از کودکان ۵ تا ۱۳ ساله جملاتی مانند:«تو همیشه مخالفت می‌کنی»، «پدر (یا مادر) از تو مهربان تر است» و یا «تو خیلی بی انصافی» را از کودکان خود می‌شنوند و بدترین حالت در سنین بالاتر اتفاق می‌افتد، وقتی که نوجوانان یا جوانان با پدر و مادر مشاجره و جر و بحث می‌کنند و گاهی اوقات نیز واژه‌های مخرب یا تمسخرآمیزی به کار می‌برند.
▪ واکنش شدید و بیش از حد نشان ندهید:

همه ما می‌دانیم که عکس العمل نشان ندادن در مقابل چنین رفتار و گفتاری کار مشکل و سختی است. بهترین راه برای جلوگیری از بروز خشم، کشیدن چند نفس عمیق است، بنابراین به جای این که عصبانیت خود را نشان دهید، ۲ یا چند نفس عمیق بکشید و هرگز اجازه ندهید که بروز خشم موجب ایجاد مشاجره میان شما و فرزندتان شود. به جای فکر کردن به کلمات گفته شده، روی احساسات قلبی خود تمرکز کنید و سعی کنید خونسرد باشید.من همیشه در چنین مواقعی به پسرم می‌گویم:«می‌دانم که از دست من عصبانی هستی، اما می‌توانیم در مورد این مسأله با هم صحبت کنیم ولی هم اکنون وقت آن نیست. می‌توانیم تا زمانی که تو کمی‌آرام تر شوی صبر کنیم.»برای کودکان درک احساس و عواطفشان اهمیت فوق العاده ای دارد و از این که والدین احساسات آنها را نادیده بگیرند، ناراحت می‌شوند. گاهی اوقات لازم است فقط وانمود کنید که حالت آنها را درک می‌کنید.
▪ کمی‌زمان به خود و کودکتان بدهید:

زمان ادامه دادن به بحث بسیار مهم است. لازم نیست خیلی منتظر شوید، فقط سعی کنید بفهمید چقدر طول می‌کشد تا عصبانیت کودک شما کاهش پیدا کند و به حالت طبیعی بازگردد.
برای مثال شیلا می‌گوید: پسر ۸ ساله من وقتی ناراحت می‌شود، خود را در اتاق حبس می‌کند و ساکت می‌ماند، ولی به محض این که متوجه صدای بالا کشیدن بینی اش شوم، می‌فهمم که به من نیاز دارد و عصبانیتش فروکش کرده است.زمانی که می‌خواهید در رابطه با این اتفاقات با کودک خود صحبت کنید، احساسات و افکار شخصی را فراموش کنید و سعی کنید به بعد واقعی و حقیقی مسأله نگاه کنید.حتی گاهی لازم است فقط شنونده باشید. مادر مارتا، ۱۱ ساله، می‌گوید: وقتی می‌خواهم با دخترم در مورد موضوعی که موجب عصبانیت او شده صحبت کنم، بیشتر سعی می‌کنم خونسردی خود را حفظ کنم و اصلاً حالت دفاعی به خود نمی‌گیرم.فقط سرم را تکان می‌دهم و سعی می‌کنم از دیدگاه او به مسائل نگاه کنم و اشتباه خودم را بفهمم. اگر هم مقصر نبودم دیدگاه و نقطه نظر خود را بعداً و در زمان مناسب تر برایش توضیح می‌دهم.
▪ نظر بچه‌ها را بپرسید و از ایده‌هایشان مطلع شوید:

از کودک خود سؤال کنید که نظرش در مورد بهتر شدن شرایط و جلوگیری از دعوای دوباره چیست از او راه حل بخواهید و با واداشتن او به فکر، او را نیز در جایگاه محاکمه قرار دهید.با این کار نه تنها کودک شما فکر می‌کند که برای او ارزش خاصی قائل شده اید و به نظراتش احترام گذاشته اید، بلکه با خود و افکارش جدالی خواهد کرد تا احساس بهتری پیدا کند.
▪ دوست داشتن شان را به آنها یادآوری کنید:

به کودکان خود نشان دهید که حتی اگر هم از دست آنها عصبانی و ناراحت باشید، باز هم آنها را دوست دارید و ناراحتی شما خیلی طول نخواهد کشید.
مارگارت می‌گوید:«وقتی پسران من کوچک بودند و من با آنها دعوا می‌کردم یا مرا ناراحت می‌کردند، به آنها می‌گفتم: با وجود این که از دست شما عصبانی هستم اما هنوز دوستتان دارم و این حرف من موجب می‌شد تا هر وقت که آنها نیز از دست من عصبانی بودند، همین جمله را تکرار کنند.»
کودکان در هر سنی نیاز دارند که بدانند، زمانی که توفان خشم فرومی‌نشیند یا کاهش پیدا می‌کند، خود را دوباره در یک پناهگاه امن و دوست داشتنی خواهند دید. جایی که دوست داشته می‌شوند.

مدیریت روابط فرزندان

سارا دختر بچه دو ساله ای است که موی بچه ها را می کشد، علی پسر سه ساله ای است که وقتی دوستانش به اسباب بازی های او دست می زنند، گریه می کند. مریم دختر دو و نیم ساله ای است که برادرش را با هل دادن و کتک زدن از اسباب بازی های خود دور می کند. و...

این کودکان با وجود آن که تفاوت سنی دارند، در یک چیز مشترک هستند و آن استفاده از زور برای حل مشکلات است. والدین از خود می پرسند آیا استفاده از زور برای حل مشکلات درست است ؟ و پاسخی که بدان دست می یابند مقبت است زیرا بچه های کوچک هنوز راه حل های دیگر را نیاموخته اند. والدین با آموزش راه حل های دیگر می توانند رفتار آنها را تغییر دهند.

اگر فرزندتان احساس کند که شما از حقوق او دفاع خواهید کرد از دعوا کردن خودداری می کند. او باید به بی طرفی شما اعتقاد داشته باشد. گاهی اوقات کودکان احساس می کنند که از برادر یا خواهر بزرگتر خود ناتوان تر هستند، لذا به اذیت کردن آنها می پردازند. شما باید به فرزندان بزرگ تر کمک کنید تا متوجه شوند رفتارهای آزار دهنده برادر یا خواهر کوچک ترشان برای آسیب رساندن به آنها نبوده است.

کودکان به دلایل گوناگون به دعوا و زد و خورد مبادرت می کنند به طور مثال:
کودکی که هنوز حرف زدن را نیاموخته، ممکن است خواهر یا برادرش را صدا کند و در صورت نشنیدن پاسخ، موی او را بکشد ولی همین که حرف زدن را بیاموزد از چنین روشی استفاده نخواهد کرد. اگر با چنین مشکلی روبرو هستید درباره این رفتار فرزندتان به او تذکر دهید و از این که برادر و خواهر خود را کتک بزند، جلوگیری کنید. اما او را تنبیه نکنید زیرا در این صورت کشیدن مو را ترک کرده و روش کتک زدن را به کار خواهد برد.

بسیاری از والدین معتقدند که برخی از برنامه های تلویزیونی موجب بدآموزی کودکان می شود در چنین مواردی بهتر است به فرزند خود اجازه ندهید تا فیلم های خشونت آمیز ببینند و یا برای مدت کوتاهی اجازه ندهید تلویزیون تماشا کند. مادری می گوید: وقتی فرزندم برای چند روز از تماشای تلویزیون محروم شد، رفتار تهاجمی خود را ترک کرد. بنابراینف او باید برای تنبیه فرزندش از این روش استفاده کند.

کودک باید به اندازه کافی فرصت فعالیت های فیزیکی داشته باشد اگر هوا بارانی باشد می تواند طناب بزند یا نرمش کند. فعالیت فیزیکی در آرامش بخشیدن به کودکان تاثیری قابل ملاحضه دارد.

فعالیت بیش از حد نیز سبب خستگی کودکان می شود آنها به طور معمول در حالت خستگی دچار کم حوصلگی و بدرفتاری می شوند.

اکنون در ادامه این یادداشت به نکات کلیدی اشاره می کنیم که به هنگام برخورد و جنگ و دعوایی کودکان باید مورد توجه قرار گیرند:

1- اگر فرزند کوچک تر شما موجب آزارو اذیت فرزند بزرگ تر می شود، محل بازی آنها را از یکدیگر جدا کنید.

2- سرزنش کردن فرزند کوچک تر در زمانی که مقصر است و فرزند بزرگ تر را اذیت می کند، سبب می شود که فرزند بزرگ تر احساس کند شما قضاوتی عادلانه داشته اید. البته ممکن است فرزند کوچک تر گیج و مبهوت شود اما نگران نخواهد شد.

3- هنگامی که فرزند کوچک تر موجب اذیت و آزار فرزند بزرگ تر می شود، شما با فرزند بزرگ تر همدردی کنید و به او توضیح دهید که برادر یا خواهرش هنوز کودک است و او باید چیزهای زیادی به فرزند کوچک تر بیاموزد. فرزند کوچک تر را نیز در آغوش گرفته و ببوسید تا از عشق مادری محروم نشود.

4- فرزند بزرگ تر را برای تمام روز از فرزند کوچک تر جدا نکنید. اجازه دهید گاهی اوقات با هم بازی کنند و درگیری های جزئی آنها را نادیده بگیرید.

5- به فرزند بزرگ تر خود مسئولیت واگذار کنید تا بتواند با بدخلقی های فرزند کوچک تر برخوردی مسئولانه داشته باشد.

6- برای بررسی این که آیا تغییری در رفتار فرزندتان به وجود آمده است یا نه، از آموزگاران او پرس وجو کنید ممکن است شما تلاش کنید تا از بروز مشاجره و دعوا در خانه جلوگیری به عمل آورید اما در رفتار خشونت آمیز فرزندتان تغییری مشاهده نکنید. کودکان اغلب در خانه بیش از محیط بیرون دعوا می کنند، بنابراین ممکن است رفتار پرخاشگرانه آنها در محیط خارج از خانه تغییر کرده باشد اما هنوز این تغییر در محیط منزل نمایان نشده باشد. از طریق گفتگو با معلمان می توانید از انجام این تغییرات آگاه شوید.

7- اگر فرزندتان در یابد که شما بی طرف هستید و از حقوق وی دفاع می کنید ، او نیز بخشندگی و تحمل خود را افزایش می دهد و خشمگین نمی شود.

8- از فرزندان خود انتظار نداشته باشید که همه وسائل خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

9- شما نباید در تمام دعواهای فرزند تان دخالت کنید، اگر از داوری دست بردارید، فرزندان شما هم چگونگی حل مشکلات خود را خواهند آموخت.

10- بعضی از کودکان برای برقراری ارتباط با والدین خود ناگزیر می شوند دعوا کنند. به جای داوری و قضاوت در این نوع دعواها، با فرزندان خود بازی کنید و با آنها ارتباط برقرار سازید.