مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

از شیــر گرفتن کودکــان

واژة "از شیر گرفتن" معمولاً به‌عنوان توقف شیردهی به کار می‌رود. همچنین می‌توان از شیر گرفتن را به معنای تغییر تدریجی تغذیه کودک از شیر به غذاهای ترکیبی دانست. از شیر گرفتن برای کودک به‌لحاظ عاطفی دشوار است، زیرا مادر برای او منبع شادی، نشاط و غذا بوده است. هنگام گرسنگی در آغوش گرم مادر آرام گرفته و شیر نوشیده، که این عمل علاوه بر آن که او را سیر کرده، برایش لذت‌بخش نیز بوده است. به همین دلیل، ترک آن برایش کاری دشوار و نگران‌کننده محسوب می‌شود. پس اگر می‌خواهید کودک خود را از شیر بگیرید این عمل نباید سریع و ناگهانی و یا با اِعمال خشونت همراه باشد. بلکه باید از شش ماهگی به تدریج، با جانشین کردن غذاهای مناسب و کم کردن تعداد دفعات شیردهی، زمینه را برای این کار فراهم سازید.

بهتر است به این نکته هم توجه داشت که از شیر گرفتن کودک برایش چنین تصوری به وجود نیاورد که دیگر از عشق و محبت مادرانه محروم شده است. بنابراین در مراحل از شیرگیری به کودک توجه بیشتری نشان دهید.


* از شیر گرفتن ناگهانی:
اگر به علّت بیماری، بارداری و یا مسافرت مادر، کودک به‌طور ناگهانی از شیر گرفته شود، اضطراب شدیدی در او ایجاد خواهد شد. در مواقعی که مادر شیرده، مجدداً باردار می‌شود، این بارداری به معنای قطع ناگهانی شیر برای کودک اوّل است. در این شرایط مادر فرصتی برای مراقبت از کودک ندارد.
محروم شدن از گرمای محبت مادری موجب می‌شود تا کودک با انجام فعالیت‌ها و رفتارهایی نظیر بداخلاقی و گریه اعتراض خود را اعلام کند و به خاطر آن تنبیه شود که البته چنین رفتاری برای کودکی نگران طبیعی است.



* بارداری مجدد و شیردهی:
بهتر است در مواقعی که مادر به علّت بارداری مجبور به قطع ناگهانی شیر خود می‌شود، برای جلوگیری از کاهش آثار نامطلوب روانی و عاطفی این مسأله، موارد زیر را مدّنظر قرار دهد:
۱. به‌تدریج و برای مدّت بیش از دو تا سه ماه کودک خود را از شیر بگیرد.
۲. کودک از محبت خاصی برخوردار شود تا کمبودی که برایش به‌وجود آمده است، جبران گردد.
۳. برای ارضای غریزة مکیدن کودک از بطری شیر و پستانک استفاده شود.


* روش‌های سنّتی از شیر گرفتن:
طعم ناخوشایند به‌جای شیر مادر: یکی از روش‌های معمول برای از شیر گرفتن کودک، استفاده از داروهای گیاهی تلخ است. مادر قبل از اقدام به شیر دادن، موضع شیردهی را با داروی تلخ گیاهی نظیر صبرزرد، کلپوره و ... آغشته کرده، به محض این‌که کودک شروع به شیر خوردن می‌کند، به‌جای طعم شیرین شیر، دهانش تلخ و از شیر خوردن منصرف می‌شود. از جمله آثار نامطلوب این روش آن است که گیاهان دارویی مصارف درمانی خاص خود را دارند و هر دارو در جهت درمان یک بیماری به‌کار می‌رود. به‌عنوان مثال، صبرزرد جزء داروهای مسهل است و در صورت مصرف زیاد ممکن است کودک را دچار اسهال کند. مصرف بیش از اندازة کلپوره نیز به‌ویژه برای کودکان حالت مسموم‌کننده دارد.
زخمی نشان دادن سینة مادر: در مواقعی نیز مادر با زخمی یا بدنما جلوه دادن سینه، حسّ ترحم کودک را برمی‌انگیزد. در نتیجه، شیرخوار برای این‌که مادرش احساس ناراحتی نکند، شیر نمی‌خورد. از جمله معایب این روش نیز می‌توان به آثاری که این کار می‌تواند بر روان کودک بگذارد، اشاره کرد. در این حالت کودک قلباً برای مادر متأسف می‌شود. گاهی هم ممکن است کودک از این وضعیت بترسد و مشکلی بر مشکلات بیافزاید. ضمن آن‌که بعد از رفع مانع، کودک مجدداً برای خوردن شیر اقدام می‌کند و بعد از آن، حرف‌های مادر را دروغ می‌پندارد و برای حرف او ارزش قائل نمی‌شود.



* روش تدریجی اما قاطع:
روش تدریجی اما قاطع، برای از شیر گرفتن کودک موفق‌ترین روش است. برای کودک ۶ ماهه اجرای برنامة شیردهی هر چهار ساعت یک‌بار مناسب است. ضمن این‌که می‌توان به‌تدریج غذای کمکی را در تغذیة کودک وارد کرد. با اعمال این روش مادر می‌تواند برنامه‌ریزی غذایی برای کودک داشته باشد. در نتیجه، با اعتمادبه‌نفس در پیشرفت و پیش‌بینی مسایل به پیش برود. شروع به دادن مایعات در لیوان مخصوص کودک و یا با قاشق، بغل کردن عروسک، خرس کوچولو یا قطعات پارچه‌ای دیگر جانشین خوبی برای دلبستگی کودک به شیر مادر برشمرده می‌شود. وقتی فواصل شیردهی مشخص شد، مادر می‌تواند حذف تدریجی وعده‌های شیر را شروع کند. حقّ انتخاب با مادر است. بعضی‌ها ابتدا حذف شبانه را در نظر می‌گیرند، برخی ترجیح می‌دهند، شیر دادن وقت ناهار را اوّل قطع کنند. چون اطمینان دارند کودک به‌جای شیر، غذای کافی برای خوردن دارد. اما اغلب بهتر است مادر بعد از خوردن یک غذای سفت، یعنی زمانی که کودک سیر است، به او شیر بدهد.
این مسئله مهم است که وقتی یک نوبت شیر دادن حذف شد، مجدداً در لحظه‌های بی‌تابی کودک برقرار نشود. ممکن است کودک با صدای بلند اعتراض خود را بیان کند، ولی مادر باید هدف نهایی خود را به‌خاطر داشته باشد، چون هرگونه تردید موجب تشدید تقاضاهای کودک می‌شود. وقتی مادر تصمیم خود را گرفت، قاطعیت تصمیم او، به کودک انتقال می‌یابد. تغذیه قبل از خواب و یا هنگام صبح آخرین نوبت‌هایی هستند که باید حذف شوند. پس مادر می‌تواند این نوبت را تا زمانی که کودک علاقة خود را از دست بدهد، حفظ کند.



* توصیه‌های کاربردی:

  • از شیر گرفتن کودک نارس باید دیرتر از کودک عادی و سالم انجام شود.
  • مادر باید کاملاً مطمئن باشد که مایل است کودک را از شیر بگیرد.
  • در صورت امکان برای حذف هر وعده شیر خوردن کودک، یک هفته فاصله زمانی در نظر گرفته شود.
  • زمانی که مادر فرصت بیشتری برای بیرون بردن و سرگرم کردن فرزندش دارد، بهترین زمان از شیرگیری کودک است، زیرا محدودیت‌های محیط بیرون، مانعی برای شیر خوردن کودک محسوب می‌شود و سرگرم بودن او، اشتیاق به شیر خوردن را کم می‌کند.
  • زمانی را برای قطع شیردهی انتخاب کنید که حوادث تنش‌زای دیگری برای کودک در شرف وقوع نباشد. برای نمونه، قطع کردن شیر، قبل از زمان بازگشت مادر به محل کار، رفتن به مسافرت و یا هم‌زمانی آن با آموزش کنترل ادرار نباشد.
  • بهتر است اطرافیان مادر، در خلال دوره از شیرگیری کودک پیشرفت‌های او را در این کار، هرچند جزیی باشد، گوشزد کنند، و با این عمل، به اعتمادبه‌نفس مادر کمک کنند.
  • برای از شیر گرفتن به هنگام شب، هفته‌ای را انتخاب کنید که دیگر افراد می‌توانند کودک را در تخت بخوابانند.
  • پخش کردن موسیقی مخصوص کودکان که آهنگ ملایم دارد. خواندن قصه، عروسک پشمالو و اسباب‌بازی‌های متعدد که کودک بتواند در آغوش بگیرد یا در تخت خود قرار دهد، از جمله روش‌های آرامش‌بخش هستند.
  • در هنگام از شیر گرفتن کودک و تا مدت‌ها بعد از آن، بهتر است مادر کودک خود را با لباس (پوشیده نه عریان) استحمام کند تا کودک دوباره به شیر خوردن تشویق نشود.


* نتیجه این‌که . . .

برای از شیرگیری کودک تنها تلاش مادر کافی نیست. بلکه همکاری همة اطرافیان، به‌ویژه پدر، در این زمینه بسیار مهم است. به‌عنوان مثال، هنگامی که مادر می‌کوشد کودکش را از شیر خوردن منع کند و او به‌شدّت مقاومت نشان می‌دهد، پدر می‌تواند با تشویق کودک به خوردن غذا و سرگرم کردن او به انواع بازی‌ها، وی را از این کار منصرف کند. این مسئله بخصوص در نیمه‌های شب که کودک بهانه‌گیری و گریة بیشتری می‌کند، حائز اهمیت است.

اغلب پدران خود را از این مسئولیت برکنار می‌دانند و از شیر گرفتن کودک را وظیفة مادر تصوّر می‌کنند. در حالی که موفقیت هرچه سریع‌تر در این امر، به‌نفع آرامش مادر، کودک و محیط خانواده است.
نکتة دیگر آن است که به کودک القا کنیم که او به اندازة کافی بزرگ و مستقل شده است، بنابراین خود می‌تواند مانند بزرگترها از غذای سفره استفاده کند.
خلاصه آن‌که، مادر قبل از اقدام به از شیرگیری، باید بیاندیشد که چقدر تحمل شنیدن گریة کودک خود را دارد. اگر بچه کاملاً آشفته است و آرام نمی‌شود، تصور نکند که بازی را باخته است، بلکه بعد از چند ماه که فرزندش بزرگتر و مستقل‌تر شد، دوباره در مورد از شیرگیری او اقدام کند. این بار حتماً مؤفق می‌شود.

بگومگوهای مادر و دختری




مشکل، زمانی به وجود می آیدکه این اختلاف نظرها رفته رفته تشدید شود و به نقطه ای خطرناک برسد. در اینجا شما را با راهکارها و قوانینی آشنا می کنیم که به وسیله آن بتوانید از بعضی اصطکاک ها و درگیری ها جلوگیری کرده و یا آنها را تعدیل کنید.

اختلاف های مادر و دختری از جمله مشکلات متداول در یک خانواده است که می توان با رعایت دستورالعمل های مناسب، خیلی زود آنهار ا حل و فصل کرد. بیشتر اوقات یک سوء تفاهم کوچک باعث تیرگی روابط می شود؛ مثل گرفتن یک نمره بد از مدرسه، نبود شخصی که مادر را در امور خانه کمک کندو ظاهر، نوع لباس و آرایش دختر که مورد پسند مادر نباشد.

نکاتی که در بالا ذکر شد به علاوه مثال هایی از این دست، کاملا معمولی است و در هر خانواده ای اتفاق می افتد؛ ولیکن مشکل، زمانی به وجود می آیدکه این اختلاف نظرها رفته رفته تشدید شود و به نقطه ای خطرناک برسد. در اینجا شما را با راهکارها و قوانینی آشنا می کنیم که به وسیله آن بتوانید از بعضی اصطکاک ها و درگیری ها جلوگیری کرده و یا آنها را تعدیل کنید.


قوانینی که مادر ملزم به اجرای آن است:


زمانی که جر و بحث شما و دخترتان به نقطه اوج خود رسید و شما متوجه شدید که این موضوع از حالت یک جدل معمولی خارج شده است، باید بحث کردن را متوقف کرده و به زمانی که هر دوی شما اعصابی راحت تر دارید، موکول کنید. بدین ترتیب مادر می تواند بهتر و منطقی تر راجع به موارد اختلاف صحبت کند.

بهترین موقع برای ادامه بحث به دو دلیل زیر، فردای آن روز است:


الف. شما و دخترتان اعصابی راحت تر دارید.


ب. موضوع بحث هنوز تازه است و موضوعیت دارد.


در جلسه ای که با هم به گفتگو می پردازید، این نکات را رعایت کنید:


1. هر کس باید نقطه نظرات خود را به راحتی و بدون واهمه بیان کند.


2. هر دو خواسته هایشان را مطرح کرده و تلاش کنند در پایان به یک جمع بندی صلح آمیز و دوستانه برسند.


3. طرفین باید در این جلسه کمی به طرف مقابل هم ارفاق کنند و در برابر نظرات مخالف، انعطاف بیشتری نشان دهند.


4. مهمترین قانون! فریاد زدن بر سر یکدیگر ممنوع!


در صورتی که بحث به بی راهه و دعوا کشیده شود، دوباره ادامه بحث را به زمانی دیگر موکول کنید.


قوانینی که دختر ملزم به اجرای آنها است:


همه قوانینی که مادر ملزم به اجرای آن شده بود، برای دختر خانواده نیز صدق می کند. وقتی که بر سر مسائل بسیار ناچیز بین شما و مادرتان مشاجره به وجود آمد؛ از این موقعیت فرار نکرده و پیوسته خونسردی خود را حفظ کنید. تلاش کنید ضمن بیان واضح و روشن عقاید و دیدگاه های خود، مادرتان را به آرامش دعوت کنید. بدانید که تنها با آرامش و آشتی می توانید زندگی سالم و بی دغدغه ای داشته باشید.

اگر مادر شما به حرف های منطقی شما اهمیت نداد و عصبانیتش فرو ننشست، بحث را ادامه ندهید و با کمال آرامش برای او نامه ای بنویسید و آن را با تشکر از زحماتی که او تا به حال برای شما متحمل شده است، شروع کنید و بعد دلایل و خواسته های منطقی تان را ذکر کنید. راه دیگر این است که شما از یک شخص سومی که مورد اعتماد هر دو طرف است و می تواند بی طرفانه میان شما قضاوت کند، بهره بگیرید؛ مثل معلم، مشاور و ...


حرف آخر


بگومگوهای مادر و دختری با رعایت قوانینی که گفتیم حل شدنی است؛ به شرطی که هر دوی آنها به دنبال حفظ رابطه دوستانه با یکدیگر باشند و بخواهند تا با هم یک تیم مطمئن تشکیل دهند. فاصله ها را از بین ببرید و بیشتر برای یکدیگر وقت هزینه کنید. تفریحاتی را که مقبول سلیقه هر دوی شما است را انتخاب کرده و با هم از آن لذت ببرید و علاقه های همدیگر را با کمی از خودگذشتگی محترم بشمارید.

نکات قابل توجه برای والدینی که می خواهند برای کودک خود تلفن همراه بخرند

ساعات طولانی دور بودن کودک از خانواده به دلیل شرکت در کلاس ها یا شغل والدین، ارتباط با او از طریق تلفن را ضروری می سازد. علاوه بر این باید زمانی وجود داشته باشد که کودک استفاده صحیح از فناوری را بیاموزد و این امر محقق نخواهد شد مگر آن که این آموزش ها به او ارائه شود. بنابراین شاید بتوان با رعایت نکات ذیل از امکانات سودمند این فناوری بهره گرفت:



1 - بررسی کنید و دریابید که فرزند شما به چه علتی برای داشتن این وسیله اصرار می ورزد؟!
آیا او تنها به دنبال وسیله ای برای بازی است؟ آیا می خواهد از این طریق به جلب نظر دوستان خود بپردازد؟ یا آن که می خواهد حریم خصوصی بدون نظارتی را برای مکالماتش فراهم کند؟! چنانچه هدف کودک شما در بر گیرنده این موارد است باید در تهیه تلفن همراه تردید کنید و در گام نخست به دنبال راه حل مشکل زیر بنایی کودک خود باشید؛ مثلا مشکلات مربوط به اعتماد به نفس در کودک را مورد توجه قرار دهید یا اگر فرزندتان تلفن همراه را برای بازی های هیجان انگیز آن می خواهد؛ در این صورت می توان یک وسیله مخصوص بازی که مناسب سن او باشد، تهیه کرد.



2 - گاهی این خود والدین هستند که نیازهای کاذبی را برای کودک شان ایجاد می کنند
مثلا هر گاه والدین حوصله رسیدگی به کودک را ندارند تلفن همراه خود را به عنوان یک ابزار بازی در اختیار او قرار می دهند و از این طریق او را عادت می دهند که به عنوان ابزاری سرگرم کننده به آن نگاه کند.



3 - سن کودک در استفاده از این ابزار حائز اهمیت است اما باید رشد روانی، اجتماعی و عقلی کودک را هم در نظر داشت
در واقع نمی توان یک مرز واضح سنی را در تعیین صلاحیت کودک برای داشتن تلفن همراه مشخص کرد. ممکن است کودکی در 10 سالگی از قدرت تاثیرپذیری و تاثیرگذاری خود در یک مکالمه تلفنی آگاه باشد اما کودک دیگری در همان سن، نتواند زمان خود را برای استفاده از تلفن همراه مدیریت کند. در حقیقت باید کودک به حدی از بلوغ فکری رسیده باشد که تفکر منطقی در او پیشرفت هایی را داشته باشد.




4 - همان گونه که در تمامی امور کودکان نیازمند نظارت والدین هستند در این زمینه خاص نیز باید قدرت و درایت والدین اعمال شود
بنابراین در ابتدا اطلاعات خود را از امکانات نوع گوشی تهیه شده، افزایش دهید سپس اصول صحیح استفاده از این فناوری را به کودک خود بیاموزید زیرا نظارت عالمانه و از روی آگاهی بسیار مفید است.



5 - بهتر است قواعدی برای کاربرد تلفن همراه تعیین کنید و به این قواعد نیز با مهربانی و در عین قاطعیت پایبند باشید
ثبات داشتن در ارائه پاداش یا بر عکس ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در صورت رعایت نکردن قوانین می تواند مفهوم اهمیت رعایت قوانین را برای کودک آسان سازد.



6 - در صورت تهیه تلفن همراه، مدل و امکانات آن را با توجه به نیاز کودک تعیین کنید و صرفاً بر اساس در خواست کودک اقدام به خرید نکنید
زیرا چشم و هم چشمی در این زمینه بین کودکان شایع است. در ضمن استفاده بی حد و مرز از امکانات جانبی گوشی تلفن همراه است که می تواند مضراتی داشته باشد و نه صرفاً خود تلفن.



۷ - ضرورتی وجود ندارد که در ابتدای امر، در هر شرایط و هر زمانی گوشی تلفن در اختیار کودک باشد
یا حتی ضروری نیست که کودکان تلفن همراه اختصاصی داشته باشند. در واقع شما می توانید تلفن را به صورت مقطعی در اختیار او قرار دهید؛ مثل زمان هایی که کودک به کلاس های فوق برنامه می رود..

کودکان از نگاه ابن سینا

توصیه های زیر از کتاب قانون ابوعلی سیناست که یکی از کاربران برای مان ارسال کردند.خواندن این نکته ها با توجه به اینکه خیلی از آن ها این روزها با پیشرفت علم ثابت شده ، نشان دهنده ی این است که این حکیم دانا در سال هاپیش به چه حد بالایی از علم و دانش رسید بودند.

نوزاد را در تابستان باید با آب معتدل، شستشو داد . در زمستان، آب شستشو باید کمی گرم باشد ولی نه به آن اندازه ای که آزار دهنده باشد . بهترین موقع شستشوی نوزاد بعد از خواب طولانی است . رواست که نوزاد را روزی دو تا سه بار شست و زیانی ندارد که در تابستان آب شستشوی نوزاد، ولرم و تا اندازه ای خنک باشد ولی در زمستان حتما باید معتدل الحراره باشد . گرمی آب شستشو باید به حدی باشد که تن نوزاد را گرم کند . موقع استحمام نوزاد باید مواظب بود که آب در سوراخ گوش هایش نفوذ نکند.

شیر مادر برای نوزاد از هر شیر دیگری بهتر است، زیرا بیشتر از هر غذای دیگر، به گوهر غذایی نوزاد که در زندگی جنینی به او می رسد شباهت دارد . حتی به تجربه، ثابت شده است که در دهان گرفتن نوک پستان ، در دفع آزار شیرخواران، بسیار سودمند است . جهت اعتدال مزاج و پرورش صحیح و سالم نوزاد، علاوه بر شیر ، مراعات دو نکته بسیار مهم دیگر نیز ضروری است : یکی از آن دو نکته جنبانیدن نوزاد به آهستگی و ملایمت و دیگری آوازی است که برحسب عادت، برای خوابانیدن نوزاد می خوانند . نوزاد به هر نسبتی که برای جنبانیدن و گوش دادن به صدای خوش آمادگی بیشتری پیداکند، تن و روانش برای ورزش های بدنی و روانی، آمادگی بیشتری می یابد.


توصیه های مربوط به تربیت کودک :
وقتی بچه را از شیر باز داشتند، غذایش باید با شوربا (سوپ) و گوشت های سبک شروع شود . از شیر باز داشتن بچه باید به طور تدریجی صورت گیرد . باید بچه را با قرص هایی که از نان و شکر ساخته شده است مشغول کرد تا پستان را فراموش کند .
بچه را تا وقتی که خود به طور طبیعی یارای نشستن و راه رفتن ندارد، نباید به زور به این کارها وادار کرد، زیرا ممکن است به پشت و ساق هایش آسیبی برسد . در نخستین مراحلی که طفل نشستن و یا خزیدن بر روی زمین را شروع می کند، باید زیراندازش نرم باشد تا از زبری زمین خراش برندارد . باید چوب و کارد و هر چیزی که آزار می رساند و یا می برد از مسیر راهش جمع شود و نگذارند که طفل از جاهای بلند پر ت شود . وقتی دندان های نیش طفل سر بر می آورند نباید چیز سخت را بجود تا ماده ای که نیش از آن تکوین می یابد از بین نرود.
باید بسیار مراقب بود که در اوان انتقال کودک به مرحله خردسالی، اخلاق و رفتار وی پسندیده و معتدل گردد.
باید بسیار مراقب بود که در اوان انتقال کودک به مرحله خردسالی، اخلاق و رفتار وی پسندیده و معتدل گردد. برای این منظور نباید کاری کرد که کودک به خشم زیاد ، ترس زیاد، اندوه و شب بیداری زیاد برخورد کند و یا دچار شود . هرچه را طفل آرزو کرد باید زود برآورده شود و از هر چیز نفرت داشت از وی دور گردد . در این دستور دو نفع وجود دارد : یکی نفع نفسانی است زیرا بچه از همان طفولیت به اخلاق و رفتار نیکو خوی می گیرد و نیکی در او سرشتی می شود و از او جدا نمی گردد . دیگر آنکه برای بهبود تنش مطلوب است، زیرا همانطور که از سوء مزاج، بدخلقی و بدرفتاری سر می زند، از عادت به بدخویی نیز سوء مزاج پیدا می شود . مثلا خشم، مزاج را بیشتر از حالت اعتدال گرم می کند، اندوه ، خشک مزاجی ببار می آورد، پژمردگی و کم ارادگی نیروی روانی را سستی می بخشد و سلامت مزاج رابه سوی بلغمی بودن گرایش می دهد. پس معلوم می شود که در خوش خلقی فایده ی تن و روان نیز هست.

وقتی کودک به شش سالگی رسید، باید او را به معلم و شخص ادب آموز سپرد و به تدریج به کسب تحصیلش واداشت. نباید او را به زور وادار کرد که یک دفعه کتاب را بگیرد و از خود دور نسازد.
وقتی کودک از خواب بیدار شد، بهتر آن است که استحمام شود و بعد به مدت یک ساعت با اسباب بازی هایش و یا به منظور بازی کردن تنها گذاشته شود، سپس کمی غذا بخورد و از آن به بعد زیاد تر از پیش به بازی بپردازد، باز استحمام کند و غذا بخورد و تا حد ممکن نگذارند در وقت غذا خوردن آب بنوشد، زیرا آب غذای خام را قبل از هضم شدن به درون می راند.

وقتی کودک به شش سالگی رسید، باید او را به معلم و شخص ادب آموز سپرد و به تدریج به کسب تحصیلش واداشت. نباید او را به زور وادار کرد که یک دفعه کتاب را بگیرد و از خود دور نسازد.

این بود دستور پرورش خردسالان تا زمان چهارده سالگی آنها . در این مدت همواره باید مراقب حال و مزاج آنها بود که آیا تری یا خشکی در مزاج آنها و یا سختی در جسمشان در افزایش یا در کاهش و یا در حال اعتدال است .

آموزش احترام قائل شدن برای زنان به پسرها

روزی حوالی چهارده سالگی، پسرش کشف مهمی کرد. او ناگهان متوجه شد که از مادرش بزرگ‌تر شده است! بالاخره آرام‌ترین و مودب‌ترین پسرها هم روزی به این نتیجه می‌رسند که مادرم دیگه نمی‌تونه منو به کاری مجبور کنه! این اندیشه به تدریج به عمل نزدیک می‌شود. هر پسری دیر یا زود، تلاش خواهد کرد که بهترین خالی‌بندی‌ها را برای مادرش بکند. حالا از طرق مختلف، گاه زیرکانه، گاه هولناک و زمانی کاملا خودآگاه. لحظه مهم آموزش همین‌جاست. نترسید، جای نگرانی نیست. فرار نکنید. اینک شما را در فضایی قرار می‌دهم که بتوانید مطلب را واقعی‌تر دریابید.
پسر چهارده ساله‌ای به نام بهزاد وظیفه‌ای را در خانواده به عهده دارد. سهم او تمیز کردن ظرف‌ها از ته مانده غذا و گذاشتنشان در ماشین ظرفشویی و روشن کردن ماشین است. کار زیاد سخت و مشکلی نیست! او از 9 سالگی هر شب این کار را انجام داده است اما شب گذشته وظیفه‌اش را کامل نکرد. در نتیجه وقتی امروز مادر به سراغ ماشین ظرفشویی رفت تا ظروف تمیز را بردارد، ملاحظه کرد که ظرف‌ها کثیف هستند، شسته نشده‌اند و ته مانده غذاها روی بشقاب‌ها خشکیده است.
مادر بهزاد طبیعتا او را فرا خواند و پرسید که چه شده؟ غافل از این‌که پسرش اینک احساس 14 سالگی دارد. بهزاد شانه‌هایش را بالا انداخت و با حالت قهر و کمی هم نامحترمانه با مادر حرف زد.
خب حالا بیایید فرض کنیم که این خانواده، خانواده خوشبخت و خوش‌شانسی است. نخست آنکه پدری فعال و باصلابت دارد، دوم آنکه پدر در خانه است و سوم‌ آنکه نقش و وظیفه خود را خوب می‌شناسد. (دیگر داریم به معجزه نزدیک می‌شویم!)
پدر بهزاد در اتاق‌نشیمن روزنامه می‌خواند. متوجه آشپزخانه می‌شود. می‌آید ببیند قضیه از چه قرار است. انگار با احساسی درونی منتظر این روز بود. وارد آشپزخانه می‌شود و به یخچال تکیه می‌دهد. بهزاد به طور غریزی متوجه حضور پدر می‌شود. احساسی برخاسته از نفرت و غریزه و شاید هم درک هورمونی. او اینک جابجایی قدرت را احساس می‌کند. پدر نگاهی سنگین و کشدار به بهزاد می‌اندازد و کلماتی با احترام به زبان می‌آورد. کلماتی که شاید وقتی چهارده ساله بوده‌اید، شنیده‌اید: «آقا بهزاد! با این لحن با مادرت صحبت نکن، صدایت را بالا نبر... و الا با من طرفی.»
اینک مادر بهزاد کاملا قادر به بحث با بهزاد می‌باشد. تنها فرقش این است که تنها نیست. بهزاد تشخیص می‌دهد که حالا با دو نفر که به یکدیگر احترام می‌گذارند و همدیگر را حمایت می‌کنند روبه‌روست. دونفری که تلاش دارند با همکاری هم او را درست و اصولی بزرگ نمایند.
مهم‌تر از همه این‌که مادر بهزاد می‌داند که دیگر هرگز نیازی نیست که در خانه خودش احساس وحشت و ترس داشته باشد. بین بهزاد و پدرش هیچ مطلب ناراحت‌کننده‌ یا درگیری جسمی پیش نیامد و فقط یک فشار اخلاقی ایجاد شد. اگر پدر همیشه واقع‌گرا باشد و همسرش را تائید کند و به او احترام بگذارد، این منش اخلاقی همیشه کارآیی خواهد داشت. حتی اگر بحث و گفت‌وگوی بیشتری نیاز باشد، آن بحث و گفت‌وگو نباید درباره ظرف‌های نشسته صورت گیرد، بلکه شیوه برخورد محترمانه با کنترل کافی مورد نظر است. (اگر مادر خود سرپرست پسرش است در نتیجه باید مطلب کمی تغییر کند.)