مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

از "بکن نکن‌" به کودک بپرهیزیــد

cdeb5549c225a2ac49cedbcdee1e5ba8.jpg

اعتماد به نفس بالا، مدافع کودک در مبارزه با مشکلات زندگی است، کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، زمان کوتاه تری برای کنار آمدن با تعارضات و فشارهای زندگی صرف می‌کنند، شاد هستند و از زندگی لذت می‌برند، این کودکان واقعیت‌ها را می‌بینند و به طور کلی خوشبین هستند.


ثریا زارعی، یک کارشناس علوم تربیتی با اشاره به این‌که اعتماد به نفس از دوران شیرخوارگی(صفر تا دو سالگی) شکل می‌گیرد، توضیح داد:

در این دوران کسب مهارت‌های حرکتی شناختی و موقعیت کودک در انجام بعضی فعالیت‌های مربوط به خود مانند توانایی راه رفتن و غذا خوردن به رشد خودباوری و اعتماد به نفس کودک کمک مؤثری می‌کند.
وی با بیان این‌که باور کودک درباره خود بر مبنای تعاملات او با دیگران به خصوص در ارتباط با والدین شکل می گیرد، افزود داشتن رابطه صحیح والدین با کودکان کمک مؤثری به تقویت خودباوری کودک می‌کند. کودکان دارای اعتماد به نفس با دیگران راحت ارتباط برقرار می‌کنند و در دوست یابی موفق هستند. این کودکان از فعالیت‌های گروهی لذت می برند و نسبت به خود و دنیای اطراف خود خوشبین هستند و در صورت مخالفت دیگران با او، از عقیده خود دفاع می‌کنند و وقتی که کاری را شروع می‌کنند، آن را به پایان می‌رسانند و اگر در کاری شکست بخورند مأیوس نمی‌شوند و با انرژی بیشتری، دوباره پیش می‌روند.



این کارشناس با ذکر این نکته که مهارت‌های حل مسئله در کودکان باید تقویت شود، افزود:

والدین باید فعالیت‌های جدید را با کودکان خود طرح ریزی کنند و در خلال انجام این فعالیت‌ها سعی کنند تا نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی کنند.
زارعی با بیان این نکته که کودکان نیازمند توجه و احترام هستند، تصریح کرد: والدین باید زمان مناسبی را به کودکان خود اختصاص دهند و به صحبت‌های کودکان خود گوش داده، همچنین از نصیحت کردن مستقیم فرزندان خود بپرهیزند.



والدین باید محبت خود را به کودک نشان دهند و به آنها بگویند که چقدر دوستش دارند و همچنین انتظارات خود را با سن، هوش، توانایی و مهارت‌های کودک تطبیق داده و به آنها اجازه دهند تا عقایدش را با شهامت بیان کنند و از ضمیر شخصی او استفاده کنند.نباید کودکان را تحت فشار قرار دهند و از بکن نکن‌های بی مورد پرهیز کنند. والدین باید از اشتباهات کوچک فرزندان خود چشم پوشی کنند و در تقویت رفتارهای مثبت او تلاش کنند.



وی با اشاره به این‌که خانواده‌ها باید از مقایسه فرزندانشان با کودکان دیگر پرهیز کنند، ادامه داد:

باید به تفاوت‌های فردی کودکان توجه شود و والدین سعی کنند الگوی مثبتی برای کودکان خود باشند، چرا که کودکان از والدینشان الگو برداری و رفتار والدین خود را تقلید می‌کنند.
والدین باید برای تلاش کودک خود و نتیجه کارشان ارزش قائل شوند،باید افکار غیرمنطقی کودک نسبت به خود را تصحیح کرده و درک نادرست کودک که در بسیاری از موارد منجر به ایجاد درک نادرست از خود می‌شود را از بین برد.



زارعی خاطرنشان کرد: عکس العمل مناسب والدین در تقویت و ایجاد اعتماد به نفس کودکان نقش کلیدی دارد و باید تلاش کرد تا در کوچکترین نهاد اجتماعی که همان خانواده است زمینه‌های لازم و ضروری تقویت اعتماد به نفس کودکان خود را فراهم کنند.

کــودکــــان حســود

1f3506c55e3991e3729572f6953caca9.jpg

خانم «الف» می گوید: «دختر چهارساله من زندگی را به کام خواهر بزرگ ترش تلخ کرده است. او بدون دلیل با خواهرش دعوا می کند و با او بر سر هر چیزی رقابت دارد. دیگر از دست آنها خسته شده ام! چرا دخترم این قدر به خواهر خود حسادت می کند؟»


حسادت یک احساس قدرتمند است، به ویژه در میان خواهران و برادران. فرزند کوچک تر خانواده غالبا می خواهد در کانون توجه باشد و این مسئله می تواند مشاجرات بی پایان را در میان خواهران و برادران ایجاد کند.
از سوی دیگر برخی از کودکان بیشتر از سایرین مستعد حسادت هستند.

دختر خانم «ب» با برادرش رقابت شدیدی دارد. خوشبختانه این امر به نفع او تمام می شود؛ زیرا انگیزه اش برای تلاش بیشتر است ولی حسادت می تواند مخرب باشد و باعث شود فرد حسود فقط نیمه خالی لیوان را ببیند.



با به کار بستن توصیه های زیر می توانید از میزان حسادت کودکان خود بکاهید:


۱) با هر کدام از کودکان خود به عنوان فردی منحصر به فرد برخورد کنید. اکثر والدین بر این باورند که باید با تمام فرزندان خود به طور یکسان برخورد کنند. هر چند آنها تلاش می کنند عشق، زمان و توجه یکسانی را نثار فرزندان خود کنند ولی این کار سوءظن کودکان را به دنبال دارد، نه رضایت شان را. یک کودک در این گونه موارد از خود می پرسد: «آیا هدیه من به خوبی هدیه خواهرم بود؟» یا «چرا برادرم همیشه بر روی بهترین صندلی می نشیند؟» بهتر است والدین با هر کدام از فرزندان خود رفتار متفاوتی داشته باشند.


۲) از مقایسه کردن فرزندان خود بپرهیزید. هرگز در برابر فرزندان خود از چنین جملاتی استفاده نکنید:«چرا تو نمی توانی به خوبی خواهرت اتاق را تمیز کنی؟» یا «چرا نمرات تو به خوبی نمرات برادرت نیست؟»

والدین با مقایسه کردن، حس حسادت را در فرزندان خود تشدید می کنند. هر چند والدین قصد بدی ندارند ولی فرزندان از سخنان آنها چنین نتیجه ای می گیرند: «مادرم، خواهرم را بیشتر از من دوست دارد» و این رفتار رنجش و کینه دائمی را به همراه خواهد داشت.


۳) صفات مثبت هر کدام از فرزندان خود را تقویت کنید. شناسایی استعدادهای خاص هر کودک باعث می شود او از خواهران و برادران خود متمایز شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.


۴) به هر کدام از فرزندان خود زمانی را اختصاص دهید. کودکان ارزش زمانی را که با والدین خود سپری می کنند می دانند. کاری کنید در آینده از اینکه به حد کافی در کنار فرزندان تان نبودید افسوس نخورید.


۵) به مرزبندی بپردازید. کودکان باید احترام گذاشتن به یکدیگر را یاد بگیرند. کودکان بزرگ تر نباید خواهران و برادران کوچک تر از خود را مورد ریشخند قرار دهند و کوچک ترها هم باید رفتار مودبانه ای با بزرگ ترها داشته باشند.


فرزندان باید برای ورود به اتاق خواهران و برادران خود اجازه بگیرند. والدین باید هنگام بروز مشاجره میان خواهران و برادران شکیبایی به خرج دهند، در غیر این صورت آنها همیشه برای جلب توجه به این کار دست خواهند زد!

انگشــت مکیـدن کــودکــان

رفلکس مکیدن به نوزاد حالت خوشایندی می‌دهد و باعث آرامش نوزاد می‌شود.

یک روانپزشک گفت: شیرخوار به طور اتفاقی یا در هنگام گرسنگی شروع به مکیدن انگشت می‌کند اما اگر این عمل بازگیری نشود کودک در سنین مدرسه و بالاتر این رفتار را در هنگام اضطراب انجام می‌دهد.
هادی معتمدی اظهار داشت: مکیدن انگشت در دوره نوزادی یک رفتار عادتی است چرا که نوزاد همواره در جست و جوی سینه مادر است و به همین منظور رفلکس مکیدن را طی می‌کند.

روانپزشک تصریح کرد: رفلکس مکیدن به نوزاد حالت خوشایندی می‌دهد و باعث آرامش نوزاد می‌شود. این رفتار برای نوزاد عمل لذتبخش شیر خوردن را تداعی می کند؛ بنابراین نوزاد به طور اتفاقی یا در هنگام گرسنگی شروع به مکیدن انگشت می‌کند.
این روانپزشک ادامه داد: بنابراین مکیدن انگشت در سنین نوزادی نمی‌تواند نشانه اضطراب باشد بلکه یک نوع رفلکس جست و جو است که می‌تواند به صورت عادت درازمدت در بیاید.

معتمدی با بیان این مطلب که مکیدن انگشت نوزاد شیرخوار نباید غیرطبیعی تلقی ‌شود ادامه داد: این مطلب بدان معنا نیست که این عمل نباید بازگیری شود بلکه باید در این موقع از پستانک استفاده کرد یا به صورت آرام انگشت بچه را از دهان خارج کرده و با رسیدگی بیشتر مادر و تغذیه به موقع نوزاد، وی را از مکیدن انگشت برحذر داشت.
روانپزشک افزود: اگر این عمل نوزاد بازگیری نشود ممکن است کودک تا سنین مدرسه و بالاتر نیز این رفتار را تکرار کند و در آن موقع هر گاه که دچار اضطراب شود اقدام به مکیدن انگشت کند حتی در موقع خوابیدن نیز انگشت خود را بمکد.
این روانپزشک ادامه داد: بهتر است از همان سنین نوزادی به گونه‌ای که نوزاد اذیت و آزار نشود رفتار بازگیری انجام شود تا بعدها تبدیل به عادت نشده و جدایی سخت‌تر نشود.
معتمدی تصریح کرد: بسیاری از مادران برای بازگیری کودک از مکیدن انگشت در سنین بالاتر انگشت را تلخ می‌کنند یا از مواد تند و آزار دهنده استفاده می‌کنند که باید مادران را از این عمل باز داشت.
این روانپزشک اظهار داشت: استفاده از آبلیمو، مواد گیاهی و همچنین مالیدن موادی که کودک به آنها علاقه ندارند بر روی انگشت کودک می‌تواند در بازگیری کودک از مکیدن انگشت مؤثر باشد.

دیدگاه اسلام در مورد عزّت نفس در کودکان

در دورة کودکی که از مهم‌ترین دوره‌های زندگی بشر است، گذشته از زمینة ارثی, محیط نقش بسزایی در تربیت کودک دارد و نخستین محیطی که کودک در آن زندگی را آغاز می‌کند, خانواده است. والدین به‌خصوص مادر، نقش به‌سزایی در تربیت کودک دارند. از دید اسلام کودکان بر اساس فطرت پاک خود زمینة پذیرش خیر, نیکی و تربیت اسلامی، شکوفا کردن زمینه‌های فطری کودکان می‌باشد و هرگونه انجراف از فطرت بر اساس تقصیر یا قصور والدین صورت می‌گیرد. "کل مولد یولد علی الفطره حتّی یکون ابواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه" هر فرزندی بر اساس فطرت سلیم اسلامی زاده می‌شود و این پدر و مادرند که او را به یهودیت, نصرانیت و مجوسیت سوق می‌دهند. فرزندان در دیدگاه اسلام حقوقی دارند که پدر و مادر بایستی آن‌ها را مراعات کنند، مانند حق تربیت, نام نیکو و ...



روش‌های ایجاد کرامت در کودکان:



۱. نامیدن کودک به اسامی نیکو: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "یا علی! حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و ادبه"، یعنی یا علی! انتخاب اسم خوب و ادب حقّی است که هر فرزند به پدر خود دارد.



۲. احترام به کودک: در جامع الاخبار آمده است "اذا سمیع الولد فاکر مواله واوسعواله فی امجالس و لا تقبحو اله وجها" وقتی که نام فرزندان را می‌برید او را گرامی بدارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او روترش نکنید. پیامبر در این حدیث موضوع احترام فرزندان را به اولیاء گوشزد می‌کند، زیرا کودکی که مورد بی‌اعتنایی و توهین دیگران قرار گیرد، دچار حسّ حقارت و خودکم‌بینی می‌شود. تمام افراد انسانی از توهین و هتک حرمت و زایل شدن شخصیت خود ناراحت می‌شوند. انسان تمنّا و آرزوی احترام دارد و اگر برای او اهمیتی قایل نشود دچار ناراحتی‌های روانی نظیر حقارت می‌شود و این عارضه در کودکان که عاطفی‌تر و حساس‌تر هستند، به شکل بارزتری نمود پیدا می‌کند. کارل راجرز احترام بدون شرط به کودکان را اساس تشکیل عزت‌نفس در آنان می‌داند (شاملو, ۱۳۷۸, ص ۱۱۴).


۳. محبت و ترحم به کودکان: نیاز به دوست داشتن از نیازهای روانی کودک است. دوست داشتن یعنی قبول او به عنوان یک انسان ارزشمند نزد والدین، و این قبول داشت به عزّت نفس منجر می‌شود. از جمله اموری که محبت به کودکان را می‌رساند، بوسیدن آنهاست.



۴. عدم تحمیل بی‌جا به کودک: اگر انتظارات والدین ما فوق طاقت کودکان باشد و بر آنان تحمیل شود, عزّت نفس آنان کاهش می‌یابد، زیرا در مقابل کاری که خارج از توان اوست دچار شکست شده و به دنبال این شکست عزّت نفس او کاهش می‌یابد و باید کودک را به‌عنوان یک کودک پذیرفت، بر توانایی‌های او ارج نهاد و از آن‌چه در توان او نیست صرف‌نظر کرد تا او به سرکشی، دروغ و ... که از پیامدهای ذلّت نفس است دچار نشود.


۵. عدم تنبیه به‌خصوص تنبیه بدنی: انسان جایزالخطاست و کودک به دلیل رشد عقلی ناکافی، نداشتن تجربه و محدود بودن میزان یادگیری‌هایش دچار خطای بیشتری می‌شود. اسلام با نهی از تنبیه به‌خصوص تنبیه بدنی راه را برای بروز احساس حقارت می‌بندد.

علی(ع) فرمود: "لا تضربه و اهجره و لا تطل" فرزند را مزن و برای ادب کردنش از او قهر کن ولی مواظب باش قهرت طولانی نشود و زود آشتی کن.



۶. رعایت مساوات و عدم تبعیض بین کودکان: اگر بچه‌ها خلاف این را احساس کنند، یعنی پدر و مادر در بذل توجه، مساوات را رعایت نکنند، از یک طرف موجبات حسادت و کینه را باعث می‌شود و از طرفی دیگر باعث حقارت و ذلّت را فراهم می‌سازند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمود: "اعدادا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و اللطف" یعنی میان فرزندان به عدالت رفتار کنید همان‌طور که دوست دارید در نیکی و لطف نیز بین شما به عدالت رفتار شود.



۷. سلام کردن به کودکان: پیامبر اکرم(ص) خود همیشه به کودکان سلام می‌کرد زیرا این امر موجب ارزش‌گذاری به کودکان و بالا بردن عزّت نفس در آنان می‌گردد.


منابع مورد استفاده در این مطلب:

۱. سفینه البحار- جلد ۲- ص ۳۷۳
۲. وسائل اشیعه- ج ۵- ص ۱۱۵
۳. جامع الاخبار- ص ۱۲۴
۴. بحار النوار- ج ۲۳- ص ۱۱۴
۵. محجه البیضاء- ج ۲- ص ۶۴

لـالـایی برای کــودکــان

%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg

وقتی چشمانمان را می‌بندیم و به صدای دل‌انگیز باران گوش می‌دهیم، گویی ترانه‌ای آشنا را می‌شنویم که یادآور روزهای کودکی و آغوش گرم مادر و موسیقی دل‌انگیز لالایی‌های مادرانه است، لالایی‌هایی که این روزها به وادی فراموشی سپرده شده‌اند.


نرگس هیبتی، روانشناس، با بیان این‌که لالایی‌ها گنج‌های فراموش شده دوران کودکی هستند می‌گوید :
پس از به دنیا آمدن کودک، وی شاید هر روزه در معرض صداها یا آهنگ‌های مختلفی قرار گیرد، اما یک نوا یا آهنگ که بیش از همه برای کودک دل‌انگیز است صدای لالایی خواندن‌های مادرش است. لالایی اگر از سوی مادر خوانده شود از آنجا که یک احساس هم حسی و تعلق بین مادر و فرزند وجود دارد تاثیر بیشتری بر آرامش کودک می‌گذارد.


تــاثیر لالایی بر ذهــن کودک



مادران اکثراً از تأثیر زمزمه و لالایی در پرورش مغز کودک خود بی اطلاع هستند. در حالی که تحقیقات نشان می دهد کودکانی که در سنین نوزادی مادرشان برای آنها لالایی خوانده یا زمزمه کرده است، نسبت به همسن و سال های خود سریع تر و دقیق تر در دروس مدرسه عمل کرده اند.
پژوهشگران می گویند، سرودهای موزون و موسیقی نقش بسیار مؤثری در پرورش ذهن کودک دارد.


این که انسان نسبت به ریتم و آهنگ حساسیت و توجه خاصی دارد، امری اجتناب ناپذیر است. زیرا انسان از همان لحظه خلقت که در شکم مادر است با شنیدن ضربان آهنگ قلب مادر خود به خود به ریتم و آهنگ عادت می خواند و در مقاطعی که این ریتم، به خصوص پس از تولد ادامه می یابد، او به یک رشد طبیعی دست پیدا می کند. پس به همین دلیل است لالایی هایی که مادران برای کودکانشان می خوانند، در وهله اول وزن و آهنگ دارد: چنانچه در این بین هرچند کودک از مضامین لالایی هایی که مادرش می کند، چیزی دستگیرش نمی شود. اما این کودک از موسیقی ساده نهفته در لالایی و شکل شاعرانه آن بسیار لذت می برد. بنابراین طبیعی است کودکی که در حال گریه کردن است تنها با شنیدن لالایی مادرش و یا حتی شخص دیگری به آرامش دست پیدا می کند و گریه نمی کند. البته ناگفته نماند این توجه به وزن و آهنگ در نزد کودک با سخن گفتن او نیز ادامه پیدا می کند.

آن گونه که کودکان بعد از زبان باز کردن، همواره کلمات دوهجایی چون، بابا، آآ و... را بسیار بر زبان جاری می سازند.

باید گفت اکثر جوامع و فرهنگ ها لالایی های خاص خودشان را دارند که برخاسته از نوع فکر و عقاید آن جامعه در مقاطع گوناگون تاریخی، سیاسی، دینی و... است. هرچند تمام لالایی ها در یک امر مشترک هستند و آن این است که «کودکم آرام بخواب، من حواسم به توست!»