سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
در حال حاضر بیشتر ساعتهای عمر افراد در محیط کار
سپری میشود و طبیعی است که ساعتهای طولانی در ارتباط بودن با هم باعث
ایجاد علاقه و عشق شدید شود...
معمولا محل کار محیطی است که بیشتر افراد بهترین رفتارها را از خود نشان
میدهند و ظاهری آراسته و مرتب دارند! به همین دلیل باید دقت بیشتری در
این زمینه داشت چون ممکن است رفتار همکارتان در بیرون از محیط کار کاملا
برعکس آنچه در محل کار است، باشد.
آدمها در محیط کار لایههای ظاهری شخصیتشان را نشان میدهند، نه تمام
لایهها را. بنابراین باید دید همکار آقا یا خانمی که با او در ارتباط
هستید و او را بهعنوان همکاری با خصوصیات خوب میشناسید، در زندگی مشترک هم چنین خواهد بود؟
1. همه جوانب را بسنجید
معمولا مراودات مستمر در یک محیط نوعی وابستگی ایجاد میکند. پس بهتر است
از احساسی که به همکارتان دارید، مطمئن شوید؛ آیا واقعا این حس، به معنای
عشق واقعی است یا اینکه به بودن او در کنارتان عادت کرده و به او وابسته
شدهاید و فکر میکنید عاشقش هستید؟
علاوه بر این، در برخی ادارهها و شرکتها ازدواج همکاران ممنوع است و این
قانون بیشتر در محیطهای کاری کشورهای اروپایی دیده میشود زیرا مدیران
معتقدند با این کار، کارایی فرد کاهش پیدا میکند. پس همه شرایط و جوانب
را خوب بسنجید.
2. واقعبین باشید
ازدواج
با همکار را نه میتوان توصیه کرد، نه رد. در این نوع ازدواج هم باید
تمام جوانب بررسی شود و صرفا به شناختی که از همکارتان در محیط کار دست
پیدا کردهاید، بسنده نکنید چراکه ممکن است در محیط کار رفتاری مغایر با
آنچه در خانه دارد، داشته باشد.
پس واقعبینانه با این مساله برخورد کنید و مراقب رفتارتان هم باشید زیرا
با برداشتن قدمی اشتباه، همکاران خیلی زود به این علاقه پی میبرند و ممکن
است این مساله در محیط دهان به دهان بچرخد و اگر در نهایت برای ازدواج به
توافق نرسید، جو ایجاد شده برایتان مشکلساز میشود.
3. معایب را هم ببینید
معمولا وقتی اطرافیان متوجه میشوند دو همکار قصد دارند با هم ازدواج
کنند، مدام از فواید این نوع وصلت میگویند: «اینطوری مدت زمان بیشتری
کنار هم هستید حتی مسیر رفت و برگشت»، «راحت میتونید برنامههاتون رو با
هم هماهنگ کنید» یا «بالاخره تو محیط کار کسی هست که هواتو داشته باشه»
و...
شاید این مسایل از نظر دیگران جزو مزیتهای ازدواج با همکار باشد و زوج
همکار شرایط روانی و فکری یکدیگر را بهتر درک کنند اما اینها فقط ظاهر
قضیه است. ازدواج با همکار هم مانند سایر ازدواجها بیعیب نیست.
4. به درآمدهایتان فکر کنید
واقعیت دیگری که نمیتوان آن را انکار کرد، مسایل مربوط به درآمد است که
برای خیلی از زوجها مشکلآفرین است. گاهی زن و شوهرهایی هم که محل کارشان
یکی نیست، درباره میزان درآمد و نحوه خرجکردن آن از یکدیگر میپرسند و
طرف مقابل را در مورد اینکه چرا پولش را خرج زندگی نمیکند، بازخواست
میکنند،
حالا اگر همسرتان همکار هم باشد و از چند و چون حقوق یکدیگر باخبر باشید،
اوضاع سختتر میشود. معمولا بیشتر مردان اصرار دارند خانمهای شاغل
درآمدشان را صرف زندگی کنند درحالی که هر فردی حق دارد در کنار تامین
مایحتاج زندگی، بخشی از درآمدش را پسانداز کند.
مثلا وقتی خانم یا آقایی میبیند همسرش ارتباط صمیمی با همکارش دارد و با
او گرم صحبت یا خنده است، ناراحت میشود حال آنکه همین فرد قبل از ازدواج
درباره نحوه ارتباط با همکاران آقا یا خانم خود حساسیتی نداشته است. از
سوی دیگر، گاهی ساعتهای طولانی در کنار هم بودن باعث سردی و یکنواختی
روابط میشود و نباید این مساله را نادیده گرفت
5. مرزهایتان را مشخص کنید
ازدواج با همکار میتواند تغییرات یا محدودیتهایی را در زندگی مشترک برای
طرفین ایجاد کند و باعث بروز برخی ملاحظات شود که شاید تا پیش از ازدواج
اصلا برای هیچیک از طرفین مهم نبوده و حتی به آن توجه نمیکردهاند؛
مثلا وقتی خانم یا آقایی میبیند همسرش ارتباط صمیمی با همکارش دارد و با
او گرم صحبت یا خنده است، ناراحت میشود حال آنکه همین فرد قبل از ازدواج
درباره نحوه ارتباط با همکاران آقا یا خانم خود حساسیتی نداشته است.
از سوی دیگر، گاهی ساعتهای طولانی در کنار هم بودن باعث سردی و یکنواختی
روابط میشود و نباید این مساله را نادیده گرفت. تفاهمنداشتن بر سر یک
مساله و گاهی بحثکردن در مورد آن، در زندگی هر زوجی اتفاق میافتد و
نمیتوان آن را انکار کرد.
در چنین شرایطی ممکن است زوج همکار اختلافنظر و قهر و دعواهای خود را به
محل کار بکشند و این یعنی باخبر شدن تمام همکاران از مسایل زندگی خصوصی
آنها. با وجود این، نباید فراموش کرد زن و شوهرهای همکاری هم هستند که
اینگونه رفتار نمیکنند بنابراین قبل از ازدواج مرز مشخصی بین زندگی و
کارتان تعیین کنید.
6. محیط کار را میدان رقابت نکنید
یکی از دلایلی که گاهی باعث میشود کار یک زوج همکار به دفتر مشاوره
روانپزشکان بکشد، ارتقای شغلی یکی از طرفین در محیط کار است؛ موضوعی که
در فیلم «همسر» (ساخته مهدی فخیمزاده) به خوبی نمایش داده شد؛ زن و شوهری
که در شرکتی کار میکنند و رییس شرکت به جرم اختلاس دستگیر میشود. مرد
هم که معاونت شرکت را بهعهده دارد، مطمئن است وی را به ریاست شرکت انتخاب
خواهند کرد ولی هیات امنا همسر او را برمیگزیند.
مرد که تحمل ریاست همسرش را ندارد، مشکلاتی در محل کار و در نتیجه خانواده
به وجود میآورد. علاوه بر این، اخراج یا تعدیل یکی از طرفین هم میتواند
مشکلساز باشد. مثلا ممکن است زنی که به دلیل تعدیل نیرو از شرکت بیرون
آمده، عزمش را جزم کند که شوهرش هم از محیط کار بیرون بیاید.
چون معتقد است محیط کار را به خوبی میشناسد و میداند چه کسانی در اطراف
همسرش هستند و اینکه همسرش با زنان یا مردان شرکت ارتباط صمیمیای دارد او
را ناراحت میکند. قبل از هر اقدامی تمام جوانب را در نظر بگیرید و در
خصوص این مسایل با طرف مقابلتان صحبت کنید.
7. مراقب نگاه دیگران باشید
آدمهای کنجکاو همه جا هستند. وجود این افراد فقط محدود به آشنایان و
اطرافیان نمیشود و ممکن است در محیط کار هم همکار کنجکاوی داشته باشید که
بخواهد سر از زندگیتان دربیاورد.
کنجکاویهایی از این دست که «شوهرت بهتنهایی مخارج خانه را تامین میکند
یا اینکه تو هم مجبوری او را همراهی کنی»، «چرا اجازه میدهی همکاران خانم
یا آقا همسرت را به اسم کوچک صدا کنند» و... پس مراقب رفتار و گفتارتان
در محیط کار باشید و حساسیتهای بیجا نشان ندهید زیرا از هر نظر زیر
ذرهبین نگاه دیگر همکاران هستید.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 07:14

بهترین همسری که دوست داشتید را پیدا کردهاید: جذاب، مهربان و … اما یک مشکل وجود دارد، طرفمقابلتان از ازدواج
سابق خود بچه دارد، بچههایی که میتوانند نقش بسیار مهمی در زندگی شما
بازی کنند، مخصوصاً اگر قرار باشد این بچه همیشه با شما زندگی کند نه فقط
هفتهای یک روز!
قبل از اینکه این تصمیم بزرگ را بگیرید و با کسی که بچه دارد ازدواج کنید، چند نکته مهم را باید بدانید.
نسبت به بچهها چه احساسی دارید؟
خیلیها
اصلاً بچه دوست ندارند و خوششان نمیآید بچه دوروبرشان باشد. اگر
میدانید که همه عمرتان بچه دوست نداشتهاید، این را به خودتان یادآور
شوید و باز برای فکر بیشتر به خودتان وقت بدهید. اما اگر معمولاً از حضور
بچهها لذت میبرید، مسئلهای که باید به آن فکر کنید این است که بچههای
طرفمقابلتان را دوست دارید یا نه.
بچه نسبت به شما چه احساسی دارد؟
طلاق
همیشه برای بچهها سخت است اما ازدواج دوباره والدینشان میتواند سختتر
هم باشد. بیشتر بچهها وقتی پدر یا مادرشان فردی جدید را پیدا میکند کمی
حسودی میکنند و گاهی هم میترسند که پدر یا مادرشان را از دست بدهند.
گاهی اوقات فکر میکنند شما میخواهید جای پدر یا مادر واقعیاش را
بگیرید. اینها احساساتی کاملاً طبیعی هستند که با ارتباط و گفتگوی
درست میتوان با آنها کنار آمد. واقعیت سختتر این است که این بچه اعتراف
کند که از همسرتان بدش میآید و ترجیح میدهد با آن یکی والدین خود زندگی
کند. یکی دیگر از مشکلات میتواند این باشد که این بچه بطور مداوم شما و
همسرتان را به جان هم بیندازد. برای کنار آمدن و برخورد با چنین
موقعیتهایی یک توصیه سه کلمهای داریم: گفتگو، گفتگو، گفتگو. بچهها
خرابکارهایی عالی هستند. اگر از قبل میدانید که میتوانند مانعی بر سر
راه شما باشند، میتوانید پیش مشاور بروید و خیلی وقتها هم البته این مشکلات قابلحل نیستند.
پدر یا مادرخوانده بودن چطور زندگیتان را تغییر میدهد؟
از
شبها بیرون رفتن و خوشگذرانی لذت میبرید؟ بدانید که اینها و خیلی
کارهای دیگر اگر نگوییم غیرممکن از این به بعد سخت خواهد شد. باید بفهمید
که وضعیت نگهداری بچه بین همسر جدید شما و همسر سابق او به چه صورت خواهد
بود. بعضی والدینی که از هم جدا شدهاند بچهها را به صورت نیمهوقت نگه
میدارند و گاهی کلاً مسئولیت سرپرستی بچه به عهده یکی از آنها خواهد بود.
چه میزان مسئولیت خواهید داشت؟
بفهمید
که همسرتان از شما بعنوان والدین جدید این کودک تا چه میزان توقع دارد.
آیا انتظار دارد اگر بچه دلدرد گرفت، بخاطر او نیمه شب از خواب بیدار
شوید؟ آیا باید هر شب برای او غذای مخصوص درست کنید؟ برایش شبها قصه
بخوانید تا خوابش ببرد؟ اگر شیطنت کرد تنبیهش کنید؟ ممکن است همسرتان همه
مسئولیتهای پدر یا مادری را از شما توقع داشته باشد. اما اینکه هیچ
مسئولیتی هم به شما در قبال آن بچه واگذار نکند به همین اندازه بد است.
آیا میتوانید تحمل کنید همسرتان با همسر سابقش ارتباط داشته باشد؟
اینکه
بدانید همسرتان قبل از شما همسر دیگری داشته است به اندازه کافی بد است
چه برسد به اینکه مجبور باشید تحمل کنید این رابطه بخاطر بچهها همچنان
ادامه داشته باشد. ببینید اگر همسر سابق او تلفن کند یا اگر بفهمید که با
هم برای تفریح بچه، او را جایی بردهاند چه احساسی پیدا میکنید؟ اینکه
بطور مداوم همسرتان را متهم کنید که رابطه با همسر سابقش را از سر گرفته
است یا بعد از جلسه اولیا و مربیان بچه که همراه همسر سابقش به مدرسه رفته
بود چند روز با او حرف نزنید از نبایدهاست. به خاطر داشته باشید که این
فرد الان به شما متعهد شده است!
آیا میتوانید با این مسئله که همیشه نفر اول نیستید کنار بیایید؟
همه
این فکر را دارند که حداقل چند سال اول زندگی برایشان مثل ماهعسل خواهد
بود -- یعنی فقط شما دو نفر و عشقتان. وقتی همسرتان بچه داشته باشد، این
دوره به محض اتمام ماهعسل تمام خواهد شد (تازه اگر تصور کنیم که قرار است
آن را دو نفری بروید!) و بعد مجبورید به واقعیت زندگی برگردید. دیگر به
جای اینکه همسرتان از پشت شمع روی میز شام به شما زل بزند، مشغول زور کردن
بچهاش برای غذا خوردن است. وقتی دوست دارید برای تفریح به جزیره کیش
بروید، همسرتان ممکن است بخاطر بچهها پارک ارم را پیشنهاد کند. حتی ممکن
است مجبور شود به جای گرفتن دست شما، دست دختر کوچولویش را بگیرد. برای
اینکه با مشکل مواجه نشوید، باید انعطافپذیر باشید و درک کنید که همسرتان
تا چه اندازه دوستتان دارد--هر چقدر که بچههایش را هم دوست دارد دیگر
مهم نیست.
آیا همسرتان میخواهد بچههای بیشتری داشته باشد؟
همیشه
این احتمال وجود دارد که همسرتان به اندازهای که میخواسته بچهدار شده
است. اگر شما هم قصد بچهدار شدن دارید، حتماً باید در این مورد با
طرفمقابل صحبت کنید. ممکن است مجبور شوید آرزوی همیشگی داشتن ۲ یا ۳ بچه
را به یک بچه تقلیل دهید اما اگر این فرد همانی باشد که همیشه
میخواستهاید، ارزشش را دارد!
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 06:14
پژوهش جدید محققان دانشگاه آریزونا نشان داده که تنها موافقت با زنان برای اجتناب از بروز کشمکش کارایی ندارد.
به گزارش ایسنا، محققان شیوههای ارتباطی 44 زوج را با تمرکز بر تفاوتهای میان جنسیت ها ارزیابی کردند.
آنها
دریافتند که زنان بر این عقیده اند که ابراز موافقت همسرشان با گفتن «بله
عزیزم» یا «اوهوم» ریاکارانه است که باعث بدتر شدن شرایط میشود.
پژوهش
موسسه تحلیلهای کشمکش خلاق در سال 2011 که بر روی بیش از 900 مرد انجام
شده بود نشان داد که 68 درصد آنها ترجیح میدهند برای آرام کردن همسر خود
«بله عزیزم» بگویند.
میل وارنر که رهبری این پژوهش را برعهده داشته اظهار کرد که این رفتار پرخاشگرانه منفعلانه به جز ریاکارانه بودن، گیجکننده است.
وی
افزود: همسر یک فرد پرخاشگر منفعل میتواند در بهترین حالت 20 تا 30 سال
از زندگی خود را برای رمزگشایی این پیام دوپهلوی دیوانهکننده تلاش کند.
در عین حال، در تلاش برای این رمزگشایی، شریک بیگناه ممکن است با اتهام
دیوانگی، پرخاشگر و زیادهخواه بودن روبرو شود.
در
حقیقت محققان این پژوهش میگویند که زنان که با اظهارات شریک خود متقاعد
نشدهاند تا زمان دستیابی به یک راهحل رضایتبخش دوطرفه به غر و لند
ادامه خواهند داد.
ادبیات
روانشناسی اجتماعی در مورد تعاون میگوید که زنان به طور کلی به همکاری
بیشتر تمایل دارند، در حالیکه مردان اغلب از تعارض اجتناب میکنند.
این پژوهش در مجله Social and Personal Relationships منتشر شده است.
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 05:13
در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به
قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین
به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست
روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را
تمام کنند.
این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد قطع
رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق
ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند
دوستمان داشته باشند. متاسفانه اکثر ما روش
درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی
قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد
مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم
رفتارهایمان را نقد کنیم. برخورد عاقلانه و
اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می
خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل
باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی
برگردند. البته نمی شود برای قطع رابطه
دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز»
»Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را
پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به
حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند. البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.
1- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید
اگر
احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی
ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح
اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود
اینها را به زبان بیاورد. پال فالزون، مدیر یک
شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک
رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل
خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی
عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت
فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.» راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره
ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را
از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که
دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم
از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد
دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا
آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف
مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و
او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این
نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی
تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.
2- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید
یک
نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این
باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست. در
یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما
اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در
روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری». عده
ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک
می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به
شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در
رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ
توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را
صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم
بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.» جان
کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع
رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو
نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می
کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات
به افسردگی منجر می شود. سوزان نولن – هوکسما
استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی
از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند
باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به
در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی
نزدیک شوند.» برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی
در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها
سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از
گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.» جالب
است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می
شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش
بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید:
«ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس
گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»
3- با وقار رفتار کنید
از
آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام
آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا
خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن
طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.
4- صادق باشید اینکه
بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا
همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و
تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون
نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه
شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش
نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید.
این شکنجه است.» روی بامیستر استاد روانشاسی
دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف
مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به
این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.
5- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید
این
جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره
ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال
ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر)
بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش
نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را
بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.
6- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا به
اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید.
شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه!
ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر
اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما
در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به
رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.
7- کامل قطع کنید
برای
اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه
داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به
بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند
اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه
به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به
سمت زندگی بهتر را می گیرد.
8- موقع خداحافظی قدرشناس باشید
به
اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا
رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و
این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه
به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند
که شخص ارزشمندی بوده است.
9- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید
التماس
نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند
بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است.
اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس
کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع
رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی
کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به
گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف
مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به
شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره
آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به
هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ
نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»
10- از عشق سابق، شیطان نسازید
این
فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست
رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام
شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور
داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.
11- درد را به زور از بین نبرید
بعد
از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی
است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که
شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب
پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه
بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می
گذرد.
12- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید
به
خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را
از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط
همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این
اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص
وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم
با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک
رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال
خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او
هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 04:12
عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی
شکست میخورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان
بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه میشوند و این به آن معنی نیست
که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید
چطور کسی که خیلی دوست داشتهاید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و
نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلیها این کار را انجام داده و با
موفقیت روبهرو شدهاند. ما روش آن را به شما آموزش میدهیم.
مراحل
بخش اول: تغییر دیدگاهتان
۱.
بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور میکنید
نمیتوانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوقالعادهای
را با هم گذراندهاید و بخش مهمی از قلبتان را به او دادهاید. حالا که
تصمیم گرفتهاید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد
نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعیاش را ببینید.
•
اگر به شما دروغ میگوید یا فریبتان میدهد و یا احساسش نسبت به شما عوض
شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب
نمیآید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این
فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش
کرده و زندگیتان را پیش ببرید.
• همچنین درک
کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمیتوانید آن فرد را دوست
داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز
میتوانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید
که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیدهاش
بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.
•
به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن
بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشقهای بیشتر، اطلاعات
بیشتری درمورد خودتان به دست میآورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته
باشید، عشق بعدیتان چطور میتواند باورتان کند؟
۲.
درک کنید که آدمهای دیگری هم هستند--فقط شما نمیبینید. احتمالاً خیلی
زیاد این فرد را دوست داشتهاید که شما را به نقطهای رسانده است که هیچ
کس دیگری را در دنیا به جز او نمیبینید. فراموش کردن سختترین قسمت کار
است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاهتر از آن است که
بخواهید آن را هدر دهید.
• همه ما دوست داریم در
دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامهمان پیش
میرود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست.
افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول
زندگیشان با آدمهای زیادی رابطه عاشقانه برقرار میکنند.
•
سعی کنید خوشبین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر
کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه
فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود میشناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا
باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوشبین بودم کمکتان میکند زودتر
فراموش کنید.
۳. بدانید که ممکن است شما بیشتر
از مقداری که طرفمقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشتهاید. این مورد شاید
سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمیدانسته است که شما چقدر
عاشقش بودهاید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی
دوستداشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری
برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید،
دوستتان بدارد.
• اگر تصورتان این است که
شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشتهاید، از این بعنوان یک انگیزه
استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح میدهید با کسی باشید که کمتر از آن
مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟
•
درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت
خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمیخورد. بیرون بروید، به
استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که میخواهید را پیدا
کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.
۴.
اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفتهاید و هیچ جوابی دریافت
نکردهاید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن
به نفعتان است.
• با یک فرد بیطرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانوادهتان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بیطرف سبکترتان میکند و کمک میکند زودتر فراموش کنید.
•
با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصهای ندارید.
راههای فرار خلاقانهای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق
آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقتها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن
مداوم به آن بدترش میکند.
۵. تصمیم بگیرید
میخواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است
که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازهتان در کنار هم داشته باشید.
بیشتر افراد تصور میکنند آسانتر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه
دارید اما تصمیم با خودتان است.
بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی
۱.
به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط
مناظر تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند
که تغییر محل موقتی باعث میشود ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی
برگردید.
• با محلیها معاشرت کنید. اگر قرار
است همیشه خودتان تنها باشید چه فایدهای دارد که به محلی جدید بروید؟ با
محلیها معاشرت کنید، به داستانهایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.
•
زمانهایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونیتان شاد
شوید. اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به
زندگیتان بیاید میتواند با شما شاد شود؟
۲. به
دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانوادهتان در هر شرایطی در دسترس
شما هستند - از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی میکنید، با اعضای
خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون
بروید. دوستان و خانوادهتان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان
دارند اما به طریقی متفاوت.
• برای اتفاقاتی که
میافتد به نزدیکترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت
دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما
را میبیند که خودتان نمیتوانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد.
دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن
حرفهای دلتان در اختیار شما قرار میدهد و باعث میشود فکر کنید
ارزشمندید.
۳. همه یادگاریهای رابطه قبلی را از
دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است.
فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته.
همه عکسها، یادداشتها، فیلمها، هدیهها و هر چیز دیگری که به او مربوط
میشود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار
ناراحتکنندهای است اما روحیهتان را بهتر خواهد کرد.
•
به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست.
ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاریهایتان را نگه دارید، درست
همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان
بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاریها
بیندازید.
۴. همانطور که غصه میخورید، حتماً
خودتان را خالی کنید. خیلیها تصمیم میگیرند همه احساساتشان را جایی
بنویسند. وقتی حوصلهاش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی
آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر
بگذارید، با خواندن آن نوشتهها خواهید فهمید که چقدر قوی بودهاید که
توانستید آن را فراموش کنید.
• چه حسی دارید؟
پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی میبودید چه حسی داشتید؟ پنج سال دیگر در
چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه چه معنا و
مفهومی برایتان داشته است.
• فقط از طریق نوشتن
نیست که میتوانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص، ساخت و ساز و
دویدن راههای عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته
قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست آید، فوقالعاده خواهد بود.
۵.
از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم
خوردن عشقتان غصه میخورید که تصور میکنید به جسمتان آسیب میزند، حتماً
با یک مشاور صحبت کنید.
۶.
وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است
ماهها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور
نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدمهای
زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش
قائلند.
• خیلیها تصور میکنند که اگر وارد
رابطههای سرسری شوند کمک میکند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این
کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به
دنبال محبت هستید، دیدن آدمهای جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که
برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطههایی نشوید چون ارزشش را
ندارد.
• از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال
فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی
یک دلشکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را
پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.
•
خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید.
برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعیتان را به او نشان
دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر
جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول میکند.
نکات
• کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگیتان تبدیل نکنید.
• وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمیگذراند تلف نکنید.
•
اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید، فقط درمورد
آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما
را ندارد.
• یادتان باشد که بالاخره فراموشش
خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او میاندازد دست بکشید.
زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا میتوانید از
آن استفاده کنید.
• اشکالی ندارد که بعد از آن
احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان
کند. گاهیاوقات احساس ناراحتی و گریه باعث میشود حالتان بهتر شود.
• زمان بهترین دارو است.
• به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگیتان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.
• تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیامهای قبلیتان را چک نکنید.
• فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترینها هستید!
مشاور
جمعه 24 دی 1395 ساعت 03:12