مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

آیا شک رابطه‌تان را خراب می‌کند؟

آیا شک رابطه‌تان را خراب می‌کند؟
هر روز گزارشاتی در کانال‌های مختلف تلویزیون و روزنامه‌ها درمورد ازدواج‌هایی که با مشکل شک و سوءظن همراهند می‌شنوید و می‌خوانید. گاهی‌اوقات بیماری شکاکی آنقدر حاد می‌شود که فرد شکاک تا مرز کشتن همسر خود نیز پیش می‌رود.
مطمئناً شما هم مردان و زنان شکاک زیادی را در اطراف خود دیده‌اید. هر چقدر هم که با این آدم‌ها بحث کنید، مخالفت کنید یا متقاعدشان کنید که شک‌هایشان بی‌اساس است، اکثر مواقع بی‌فایده است. خیلی روابط و ازدواج‌ها را می‌بینید که با این شک‌ها از بین رفته است.

چند وقت پیش داستان زندگی مردی را برایمان فرستاده بودند که با ضربات چاقو همسرش را کشته بود چون تصور می‌کرد که با همسایه‌شان رابطه دارد. او سوءظن داشت که بچه‌هایش از او نیستند و به همین دلیل همه آنها را برای آزمایش dna فرستاده بود. آزمایش هم راضیش نکرده بود و به همین دلیل فردی را استخدام کرده بود که جاسوسی همسرش را بکند. حتی بعد از اینکه جاسوس به او گزارش داد که همه سوءظن‌هایش بی‌اساس است، باز هم دست از سر زن برنمی‌داشت و مدام درمورد عاشقی که وجود نداشت از او سوال می‌کرد. و یک روز همسرش را به قتل رساند و سه فرزندش را بی‌مادر کرد.

یکی از همکاران سابقم هم قربانی سوءظن بود. او مدیر بانکی بود که من در آن کار می‌کردم و بیشتر وقت‌ها تا دیروقت در بانک می‌ماند و کار می‌کرد. او فردی پرتلاش و قابل‌اعتماد بود. با اکثر ما هم خیلی دوستانه و صمیمی رفتار می‌کرد. فشارهای کاری او و دیر برگشتن‌هایش به خانه کم‌کم زنش را شکاک کرده بود. هر روز با او دعوا داشت و او را به خیانت متهم می‌کرد. بااینکه او به همسرش اطمینان می‌داد که پای هیچ‌کسی در میان نیست اما او باور نمی‌کرد. یک روز چنان صحنه‌ای جلوی بانک برای او درست کرد که آبروی همکارمان را برد و برای او مایه خجالت شد. سه ماه بعد از آن اتفاق، همکارمان زنش را طلاق داد. این مدت را هم فقط به خاطر بچه‌هایش شک‌ها و بی‌احترامی‌های همسرش را تحمل می‌کرد. اما وقتی همه چیز برایش غیرقابل‌تحمل شده بود، تصمیم گرفت که دیگر به همه چیز خاتمه دهد.

اینجا نکاتی را برایتان مطرح می‌کنیم که کمکتان می‌کند با همسر شکاک خود کنار بیایید.

شما هم به همسرتان شک دارید؟
دوست دارید بدانید چطور با این شک‌ها کنار بیایید؟
چه چیز باعث شکاک شدن یک فرد می‌شود؟
چطور می‌توان با همسر شکاک زندگی کرد؟
آیا شکاک بودن قابل درمان است؟

شکاک بودن می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد مثل حس عدم امنیت، مالکیت، سوءتفاهم، نداشتن اعتماد و حسادت. وقتی کسی همیشه دنبالتان باشد، زندگی به یک کابوس تبدیل می‌شود.
تصور کنید که چقدر می‌‌تواند ناراحت‌کننده باشد وقتی همسرتان همه تماس‌های تلفنی، پیام‌ها و ایمیل‌های شما را برای اثبات بی‌وفایی و خیانت شما چک کند، مخصوصاً وقتی هیچ کار خطایی نکرده باشید. دفاع کردن از خود در چنین موقعیت‌هایی هم بی‌فایده است.
باید ابتدا به همسرتان کمک کنید دلیل شک خود را پیدا کند و به او کمک کنید با آن کنار بیاید.

خیانت در ازدواج این روزها شایع شده است. اما این به آن معنی نیست که همه زن و شوهرها به همسرشان خیانت می‌کنند. این مسئله بسیار حساس است و باید با توجه و دقت با آن برخورد شود. فقط به این دلیل که شوهرتان دیر به خانه برمی‌گردد یا زمان زیادی را خارج از منزل سپری می‌کند، دلیل بر این نیست که مشغول خیانت است!

پس بدون سند و مدرک درست، نتیجه‌گیری نکنید.
بنشینید و روی یک تکه کاغذ بنویسید که چرا فکر می‌کنید همسرتان خیانت می‌کند. خودتان را بعنوان یک قاضی عادل در نظر بگیرید و به مواردی که نوشته شده نگاه کنید. اگر متقاعدتان نکرد که همسرتان گناهکار است، پس احتمال دارد که خطایی مرتکب نشده باشد. اما اگر هنوز قانع نشدید، باید برای جمع کردن مدارک بیشتر وارد عمل شود. مثلاً وجود یک تار مو روی پیرهن شوهرتان به این معنی نیست که با زن دیگری همخوابگی می‌کند. ممکن است وقتی یکی از اقوام او را بغل کرده بود، تار مو روی لباسش افتاده باشد. این اتفاق ممکن است دلایل زیادی داشته باشد و قضاوت درمورد کسی بدون تحلیل موقعیت کار اشتباهی است.

برای آرام کردن فکرتان می‌توانید مستقیماً از همسرتان سوال کنید. اگر دلیل و توضیحی که به شما ارائه کرد، قانع‌کننده بود، مسئله را همان جا تمام کنید. اما اگر هنوز شک داشتید، خودتان موضوع را بررسی کنید تا واقعیت را کشف کنید. بعد از اینکه مدارک محکم در دست داشتید، با همسرتان برخورد کنید.

کار اشتباهی است که درمورد شکتان به همسرتان با همه حرف بزنید.
موضوع را پیش خودتان نگه دارید. مشکلات بین زوج‌ها باید بین خودشان بماند و نفر سومی نباید وارد موضوع شود. اگر لازم می‌بینید که با کسی مشورت کنید، فرد مناسب (مشاور روان شناس) را پیدا کنید که بتواند توصیه‌های مفید و عاقلانه به شما بدهد. اگر دلیل و مدرکتان برای هیچ‌کس به غیر از خودتان قانع‌کننده نبود، احتمال دارد که از یک بیماری روانی شک و سوءظن رنج می‌برید و نیاز به کمک متخصص دارید.

تاثیرات شک و سوءظن و بدبینی در روابط

چه بلایی سر همسر شکاک می‌آید؟
شک و سوءظن چه تاثیراتی می‌تواند بگذارد که فرای کنترل ماست؟
اگر سوءظن به یک اتفاق هر روزه تبدیل شود، می‌تواند مشکل‌ساز شود. فرد شکاک معمولاً احساس ناامنی می‌کند و بدترین چیزها را درمورد همسرش تجسم می‌کند. حتی یک اتفاق ساده مثل برنداشتن تلفن توسط همسرش می‌تواند زندگی فرد شکاک و همچنین همسر و بقیه اطرافیانش را جهنم کند.
افراد شکاک آرامش روحی و روانی را از خود و دیگران سلب می‌کنند.

گاهی اوقات سوءظن به خیانت درست به اندازه همان خیانت می‌تواند به رابطه آسیب بزند. اگر شک‌ها نادرست باشند، همسر فرد شکاک حالت دفاعی گرفته و او را سرزنش خواهد کرد.
گاهی‌اوقات حتی ممکن است وسوسه شود که واقعاً خیانت کند. افراد شکاک افرادی شدیداً متزلزل هستند که احساس ناامنی می‌کنند و حتی ممکن است تا جای پیش بروند که دست به کشتن همسرشان بزنند. حتی ممکن است بخاطر حس عدم امنیت و اطمینانشان خودکشی کنند. به همین دلیل اگر فکر می‌کنید که همسرتان بی هیچ دلیلی به شما شک دارد، به او کمک کنید شک‌هایش را برطرف کند.
اگر باز درست نشد، قبل از اینکه دیر شود از متخصص کمک بگیرید

افزایش همخانگی مجردهای غریبه؛ گسترش «زندگی سفید» در پایتخت(نظر بدید لطفا.خوبه یا بده و چرا؟؟)


روزنامه جهان صنعت می نویسد : تقسیم اجاره و پول پیش نخستین توجیهی است که با دیدن آگهی‌های همخانگی به ذهن می‌رسد. فشار گرانی مسکن می‌تواند توان مالکیت یک واحد آپارتمان را سلب کند‌ اما نیاز اولیه س************ت را نه. نیازی که با س************ت در شهری دیگر یا تمایل به جدایی از خانواده به دلایل مختلف سر بر آورده و راه‌حل‌های موقتی باید به تامین آن کمک و گریزی پیدا کنند.
پل‌های هوایی و دیوارهای شهر می‌توانند وسیله اطلاع رسانی درباره نیاز به همخانه و تقسیم وجه اجاره یک خانه باشد، گاهی هم فضای مجازی محل مناسبی برای انتشار این آگهی‌هاست. آگهی‌هایی که بعضی پر از شرط و شروط و اما و اگر هستند و بعضی دیگر شرایط ساده‌تری دارند. اغلب آگهی‌دهندگان دانشجویان و افراد مجرد شاغلی هستند که به فرد دیگری برای تقبل بخشی از هزینه‌ها نیاز دارند‌ اما در این میان شرایط خاص هم میان آگهی‌دهندگان کم نیست. کسانی که حاضرند از بخش زیادی از سهم پرداختی همخانه یا حتی تمام این سهم بگذرند و با او زندگی کنند. اغلب این افراد جنسیت همخانه مورد نظرشان را ذکر نکرده‌اند و با یک تماس می‌شود فهمید به همخانگی با جنس مخالف تمایل بیشتری دارند. به نظر می‌رسد بعد از ازدواج‌های سفید و رفتن زوج‌ها به زیر یک سقف بدون ایجاد پیوند زناشویی رسمی، این پدیده در قالب جدیدی در حال رشد است. این بار پیوند غیررسمی هم در میان نیست. آنچه در میان است تنها یک ضرورت اقتصادی موقتی برای گذران زندگی است. سقفی برای دو نفر تا اطلاع ثانوی؛ شاید خواستگاری سفید.

تفاهم اخلاقی به جای اجاره

در فضای مجازی سایت‌های متعددی برای ایجاد یک پیام تبلیغاتی وجود دارد. یکی از سایت‌ها به صورت خاص برای جست‌وجوی همخانه فعالیت می‌کند. کسانی که مایل به همخانه شدن با افراد دیگر هستند پیام‌هایی به شکل آگهی‌های غیررسمی منتشر کرده‌اند. بسیاری از آگهی‌ها بی حاشیه بودن و غیرسیگاری بودن را در میان شرایط همخانه مورد نظرشان درج کرده‌اند و به دنبال فرد آرامی می‌گردند که مزاحمتی برای آنها نداشته باشد. بعضی از آنها به جنسیت همخانه اشاره و تاکید کرده‌اند که فقط فرد همجنس با آنها تماس بگیرد‌ اما بعضی دیگر تفاوتی برای دو جنس قایل نشده‌اند.
در یکی از این آگهی‌ها آمده: «سلام، ٣٨سالمه، چهارراه پارک وى یک آپارتمان دو خوابه ١١٠مترى شیک با همه امکانات دارم. مدیر یک کارگاه تولیدى هستم. سیگارى نیستم. اهل ورزش و تفریح هستم. سالم زندگى می‌کنم. دنبال یک آقا یا خانم که دوست داشته باشه با من همخونه بشه هستم. نیاز به اجاره ندارم. مهم‌ترین نکته تفاهم اخلاقیه. لطفا در صورت تمایل مشخصات خودتون رو ایمیل بفرمایید، سپاسگزارم.»
با این حال اغلب آگهی‌دهندگان به هزینه پرداختی اهمیت می‌دهند و آن را در آگهی ذکر کرده‌اند. برای یافتن خانه‌ای که با یک ساکن به دنبال ساکن دوم یا ساکنان دیگرش می‌گردد، سراغ آگهی‌دهندگان این سایت رفتیم.



زن و مرد فرقی ندارد

توضیحات یکی از آگهی‌دهندگان برای خانه‌ای 50 متری در میدان پلیس نشان می‌دهد صاحب خانه همه امکانات از قبیل یخچال، تلویزیون، ماشین لباسشویی و... را فراهم کرده و برای همخانه شدن با او کافی است وسایل شخصی خود را به همراه بیاورید. قیمت برای شخص همخانه دو میلیون تومان پیش و 300 هزار تومان اجاره ماهانه است و بقیه مخارج تقسیم بر دو می‌شود. با او تماس می‌گیریم تا از شرایط همخانگی بپرسیم. بعد از پاسخگویی به تلفن و توضیحاتی درباره شرایط خانه، درباره جنسیت مورد نظرش برای همخانه می‌پرسیم. پاسخ این است که «فرقی نمی‌کند. من برنامه‌نویس کامپیوتر هستم و اغلب اوقات سر کارم. شما برای خودتان می‌خواهید؟»
وقتی با پاسخ مثبت رو‌به‌رو می‌شود و متوجه می‌شود که یک خانم قرار است همخانه او شود درباره موقعیت خانه و مبلغی که بین دو نفر تقسیم می‌شود توضیح می‌دهد و از وضعیت کار و تحصیل می‌پرسد. توافق اصلی موکول می‌شود به زمان ملاقات حضوری و دیدن خانه.

سن و تحصیلات؟

یکی از آقایان آگهی‌دهنده شرایط خانه‌اش را «بسیار تمیز همراه با کلیه لوازم زندگی، 100 متر، دو خواب، واقع در قلهک، نزدیک به مترو» توصیف کرده است. در آگهی درج کرده که فوق لیسانس نرم‌افزار و لیسانس مدیریت دارد، شاغل است و به دنبال همخانه آقا یا خانم با شخصیت و خونگرم می‌گردد. رهن و اجاره را هم توافقی اعلام کرده است.
با این آگهی‌دهنده تماس می‌گیریم و درباره شرایطش برای همخانگی می‌پرسیم. اولین سوال او در رابطه با سن و تحصیلات است. بعد از اینکه متوجه می‌شود با یک دختر دانشجو صحبت می‌کند درباره مبلغ اجاره و پول پیش اطمینان می‌دهد که پس‌اندازی دارد و می‌تواند مبلغ سهم همخانه‌اش را هم تا حدی تامین کند. بقیه صحبت‌ها نیز موکول می‌شود به عصر همان روز و ملاقات حضوری.



نفر سومی که ضروری نیست

یکی دیگر از کاربران در توضیح آگهی‌اش نوشته: «یک خونه گرفتم تو خیابان آذربایجان، نرسیده به رودکی... دنبال یک نفر یا دو نفر همخونه می‌گردم. کارمند هستم و تو ماه نهایتا 10 شب تو تهرانم. خونه 51 متری و تمیز و وسایل اولیه مثل تلویزیون و یخچال و گاز و فرش دارم. اگه غیر از خودم یه نفر پیدا شه 4 رهن و 400 اجاره شه و اگه دو نفر پیدا شه نفری 2 رهن و 250 اجاره شه. فقط فرد تمیز و با اخلاق و کم رفت و آمد باشه‌.‌» او هم در مکالمه می‌گوید جنسیت همخانه برایش مهم نیست و بستگی به خود فرد همخانه دارد. با پایین‌تر آمدن مبلغ پول پیش هم مشکلی ندارد. حتی در صورت مکدر شدن آرامش همخانه پیدا شدن نفر سوم هم ضروری نیست!
در میان آگهی‌دهندگان اغلب خانم‌ها متقاضی همخانگی با یک خانم دیگر هستند و با تاکید در آگهی ذکر می‌کنند که فقط خانم‌ها تماس بگیرند. با این حال بعضی از دختران جوان که به سرعت نیاز به س************ت دارند، حاضر به همخانه شدن با آقایان هستند.

بدون حاشیه و غیرسیگاری

«به یک همخونه آقا احتیاج دارم که فقط شاغل باشه، بدون حاشیه و غیر‌سیگاری. » همخانه‌ای که نویسنده این آگهی به دنبالش می‌گردد باید ضرورتا همجنس باشد و بتواند پول پیش منزل یعنی سه میلیون تومان پیش و 300 هزار تومان اجاره را تامین کند. بسیاری از آگهی‌دهندگان به غیرسیگاری و کم رفت و آمد بودن همخانه مورد نظرشان اهمیت می‌دهند. اما تعداد پرشمار آگهی‌هایی که بدون شرایط لازم در جست‌وجوی فردی برای زندگی زیر یک سقف هستند نشان می‌دهد بسیاری از آنها در مکالمه‌ای تلفنی و کوتاه اهمیت چندانی به وضعیت اخلاقی و شخصیتی افراد نمی‌دهند و در صورت اهمیت دادن به این مساله نیز راهی برای شناخت افراد پیش رو ندارند.



سکوت کارشناسان

با وجود اهمیت اجتماعی این مساله، خبرنگار جهان صنعت در تماس با کارشناسان اجتماعی با در بسته رو به رو شد و اغلب به دلیل نگرانی درباره گذشتن از خط قرمزها تمایلی به اظهار نظر در این باره نداشتند. گرچه پیش از این برخی از چهره‌ها جسته و گریخته به مساله ازدواج سفید و زندگی مشترک زوج‌ها بدون ازدواج سخن گفته بودند اما زندگی افراد جنس مخالف زیر یک سقف بدون اینکه نسبتی هرچند غیررسمی داشته باشند تاکنون نادیده گرفته شده است. به نظر می‌رسد مسایل اجتماعی از این دست با وجود اهمیت بالایی که دارند در میان تابوها جای گرفته‌اند و همین موضوع می‌تواند آسیب‌های ناشی از آنها را تشدید کند.

آرزوهایتان را به هدف های طلایی تبدیل کنید!


اگر بتوانید یک آرزو را اصطلاحا با عدد و رقم بیان کنیم، یعنی به درستی “چگونگی”، “مسیر” و ” زمان” رسیدن

به یک آرزو را مشخص کنیم، آن آرزو تبدیل به یک هدف در زندگی شما میشود!




پس باید در این مرحله آرزوهایمان را شفاف کنیم.




باید با خودمان رک و صادق باشیم و کمی هم آرزوهایمان را تغییر دهیم.




پول دار شدن اگر رؤیای شما نباشد، هرگز آرزوی واقعی شما نخواهد بود و تبدیل به هدف نخواهد شد، پس انگیزه های شما را برای رسیدن به این هدف سست خواهد کرد!


نمی دانم درست است یا نه، ولی بنظر می آید که هدف و راه رسیدن به آن همزمان ایجاد می شوند،
یعنی هنگام خلق هدف باید راه یا راه های رسیدن به آن نیز خلق شود.




ماریا شاراپووا قهرمان زن تنیس دنیا تعریف می کرد که زمانی یکی از قهرمانان بنام تنیس جهان
به محل تمرین من آمد، در آن زمان تنها ۱۳سال داشتم و طبیعتا او مرا شکست داد، از او پرسیدم:
آیا شما ۴ سال دیگر هم تنیس بازی می کنید؟! او با تعجب پاسخ داد: چطور؟!
پاسخ دادم: “می خواهم آن زمان شما را شکست دهم!”

هدف ها نقشه راه شما هستند. حتی بزرگترین امپراطورها هم در سرزمین خود بدون داشتن نقشه گم می شوند!

برگرفته از کتاب ثروتمندترین جوان ایرانی

خانواده‌های اینترنتی

خانواده‌های اینترنتی:
بعد از این‌که رقابت شرکت‌های تراشه ساخت بالا گرفت و یه جورایی وارد جنگ هسته‌ای شدن، هر کدوم سعی می‌کردن هسته‌های پردازشی بیشتری توی نوک سوزن جا بدن. حالا وقت وقت تمرکز روی محیط زیست و مصرف کمه و این وسط دیگه اینتل کم‌کم عقب می‌شینه چون AMD همیشه به مصرف کم پردازنده‌هاش معروف بوده.
در هر صورت همین جعبه فلزی که فس فس کار می‌کنه و صبح تا شب پاش می‌شینیم، اندازه یه لوستر متوسط برق مصرف می‌کنه، اما خودتونم می‌دونین که واقعا آدم دلش نمیاد این مورد رو صرفه‌جویی کنه. پس همون بهتر که لامپ اضافه رو خاموش کنیم، اما همچنان پای کامپیوتر چرت بزنیم. راستی پردازنده‌های نسل جدید قراره علاوه بر این‌که کم مصرف هستن، قیمتشون هم پایین بیاد و چرخه تولیدشون هم سالم‌تر باشه.
به من هیچ ربطی نداره که هر روز چند دفه می‌رین توی گوگل و این‌که چند وقته که دیدین گوگل خوش‌تیپ شده، اینا رو خودم دوس دارم بگم اصلا هم. بخش بازرگانی گوگل اعلام کرده از اونجایی که نیاز به تغییر و تحول توی سایت فوق‌العاده گوگل بود.
پس برنامه‌نویس‌های گوگل هم بی‌کار ننشستن و سعی کردن با چند حرکت ساده یه کمی آب و تاب گرافیکی به صفحه‌های تمام متن بدن. البته این حرکت‌ها بیشتر به چند خط ساده و تغییر فونت بسنده نکرده و کمی توی موتور جست‌وجو هم رفته. برای مثال یه نوار عمودی به سمت چپ اضافه کرده که هم‌زمان می‌تونین چند تا گونه مثل و عکس و مطلب رو باهم جست‌وجو کنین.
این تیکه رو هم داشته باشین برای این‌که یه جا تیریپ اینترنت باز بیایین بد نیست، یه جا داریم با اینترنت ور می‌ریم که دوستمون معنی فلان کلمه انگلیسی رو ازمون می‌پرسه، شما سریع گوگل رو باز کنین و تایپ کنین: define و با یه فاصله کلمه رو تایپ کنین، نتیجش بدک نیست، اما اگه انگلیسی رو از بیخ و بن نمی‌دونین، با این کار آبروتون می‌ره، چون این دستور شما رو می‌بره به واژه‌نامه بزرگ گوگل که کاملا انگلیسی به انگلیسیه.
یه کار با مزه دیگه هم انجام بدین و حالش رو ببرین و اونم اینه که توی قسمت جست‌وجوی گوگل فرمول‌های ریاضی بنویسین تا گوگل در جیک سوت ثانیه حلش کنه. به عنوان چشم‌بندی برای دوستان و آشنایان و مریدان هم اسم شهرتون یا محلتون رو به انگلیسی بنویسین و با یه فاصله تایپ کنین map نتیجه شما رو تبدیل به غول اینترنتی در بین آشنایان می‌کنه و مسلما عزیزانی هستن که با لحن شیرینی به شما بگن «فلانی! تو که اینترنتت خوبه یه تحقیق برای دانشگام در میاری؟ آفرین!»
این مایکروسافت هم عجب روح لطیفی داره به گردن همه ما هم حق داره، والا ازشما چه پنهون برو بچشون نشستن و از صبح تا شب زور خودشون رو بالا پایین کردن و گوشی دادن بیرون وای وای.


از شکل ظاهری شروع می‌کنیم که جزو گوشی‌های نسل شبکه‌های اجتماعی هستن و کلی دکمه کیبورد دارن و صد البته صفحه لمسی هستن و یه محصول کاملا مایکروسافتی یعنی از ویندوز هفت موبایل که اولین اجراش روی سیستم این تلفن هست.
همچنین صفحه خانه داره به اسم loop که فلسفه مایکروسافت رو نشون می‌ده، در دیدار دوستان و آشنایان و لذت بردن از وجودشون تا موتور جست‌وجوی Bing که موتور جست‌وجوی مایکروسافته و البته این شرکت بزرگ خواسته که تواناییش رو بزنه تو چشم دوستان گوشی‌ساز مخصوصا آقای سیب‌خور و در حرکت‌های عجیب و غریب دوربین هشت مگا پیکسلی روش گذاشته با کیفیت زیاد و فیلم‌برداری HD و همه این تصاویر رو توی یکی از با کیفیت‌ترین صفحه نمایش‌های دنیا جلو روتون گذاشته. همه این امکانات رو در کنار امکانات گوشی آقای قارچ‌خور اضافه کرده با محصولات دفتریه مایکروسافت و از همه مهم‌تر فلش دوستان عزیزی که تا الان این مطلب‌ها رو می‌خورین.
لطفا پول‌هاتون رو جمع کنین، چون کمتر از یه ماه دیگه میاد بیرون و با اختلاف پنج هفته هم چند برابر قیمت توی ویترین مغازه‌ها می‌بینیمش. اصلا هم یادم نرفته اسمش رو بگم، فقط محض ایجاد هیجان کاذب دیر گفتم. Kin One و Kin Two اسم محصولات همراه مایکروسافت هستن که اولی اندازه کف دسته و دومی یه کف دست رو انگشتای روشه.
قابل توجه دوستانی که از روابط من و آقای سیب‌خور عصبانی هستن، بابا جون اپل اپله اصلا منم دوستش نداشته باشم خبرسازه کاریش نمی‌شه کرد، بقیه شرکتا می‌خواستن کار کنن تا اسمشون رو صبح تا شب بگیم. در هر صورت خبر مهم این هفته این بود که دوستان فنلاندی نوکیا تصمیم گرفتن که آقای سیب‌خور رو ببرن دادگاه به خاطر یه مشت دلار و داد و فریاد که آره اپل فناوری‌های ما رو هپولی کرده و داره قورت قورت روش آب می‌خوره. البته هنوز آقای سیب‌خور داره دندونش رو خلال می‌کنه و اصلا باکش نیس، ناسلامتی اولین باری نیس که می‌برنش دادگاه بنده خدا دست رو هرچی می‌ذاره صاحاب‌دار می‌شه. صددرصد باهاتون موافقم که دعوا فقط و فقط سر لحاف ملاست. شما بله شما که شبیه علامت سؤال شدین، این دادگاه درباره ماجرای عجیبی نیست، نوکیا فقط می‌گه داداش این سیستم بهبود کیفیت مکالمات و آنتن داخلی و تقویت فرکانس چرا کپ دم و دستگاه نوکیاست؟ من می‌دونم آقای سیب‌خور از پس همشون بر‌میاد می‌دونم.

روزگار عجیبی شده:
خداییش هرچی بار رو آقای سیب‌خور نمی‌بره برو بچ رقیب می‌برن تا آخر مسیر، فکر می‌کنم حتی از جون هم مایه می‌ذارن. آقای سیب‌خور می‌گه من زهر نمی‌خورم یکی از راه می‌رسه، می‌گه بدین من بدین من می‌خورم و هر بلایی هم سرش میاد. ماجرا اینه که گوگل با Android خودش اومده، می‌گه داداش اصلا به حرف سیب‌خور گوش نده من خودم بارت رو می‌برم که هیچ فلش هم ساپورت می‌کنم که هیچ هرچی اپل تو کتش نره هم روش.
اندروید سیستم عامل گوگل هست که به شدت آن لاینه، اما روی اینترنت پرسرعت واقعا عالیه، ایده این سیستم بخش زیادیش درباره تئوری پردازش ابری است، یعنی یه سوپر کامپیوتر کارهای پردازشی شما و خیلی‌های دیگه رو انجام می‌ده و شما از طریق بستر ارتباطی داده‌ها رو جابه‌جا می‌کنین. این‌طوری سیستم شما پردازشی انجام نمی‌ده.
مصرف انرژی و هزینه‌های جانبی‌تون خیلی کم می‌شه. این ربات رو به خاطر داشته باشین، چون در زمان نه‌چندان دور همه‌مون باهاش سروکار داریم. حتی کسانی که خود این سیستم را طی یک دهه اخیر توسعه داده و حمایت کرد‌ه‏‌اند حالا به منتقدان آن تبدیل شده‌‏اند و از طرف دیگر هم مردم نیز به‌عنوان استفاده‏ کنندگان از اینترنت مزه فیلترینگ اشتباهی و سخت‏گیرانه را چشیده‌‏اند.
در زمانی نه چندان دور موضوع فیلترینگ به بحث‏‌های امنیتی پیوند زده می‏ شد تا کمتر انتقادی را به سمت آن متوجه کند، اما حالا به نظر می‏ رسد بحث فرهنگی و اخلاقی اینترنت بار دیگر مطرح شده است.
این بحث اما در فضای کشور ما بی‌سابقه نیست. در هنگام ورود اینترنت به کشور نیز مشابه چنین بحث‏‌هایی وجود داشت. موافق و مخالف ورود اینترنت به کشور با هم بحث می ‏کردند و سرانجام تصمیم به استفاده از این شبکه بین‏‌المللی رسید. صحبت موافقان توسعه اینترنت و شبکه‏‌های ارتباطی روشن است. آنها معتقدند که روش‏های پیشین برخورد با پدیده‌‏های جدید جواب نداده است.
از دوست خوبمون آقای بالمر که به جای بیل گیتس سکان هدایت مایکروسافت رو دس گرفته خبر‌های خوبی شنیده نمی‌شه، دلیلش تبلیغات زیادی بود که شرکت HP روی تبلت جدید خودش کرده بود. همه این آتیش‌ها از تنور آقای سیب‌خوره به خدا اگه آی پد رو به بازار نمی‌داد، الان این همه داد و فریاد نبود. اچ پی اعلام کرده که تبلت جدیدش اصلا با نرم‌افزار‌های مایکروسافت جور نیس و اندروید گوگل رو ترجیح می‌ده.
تو این هاگیر و واگیر هم شرکت دل برگشته صاف تو چشمای آقای بالمر نگاه کرده و گفته آره دااش جووواب نمی‌ده. گوگل هم خوشحال و خندون تیریپ دوستانه و یتیم نوازانه این دو تا شرکت رو بغل کرد و همه منتظرن ببینن چه دسته گلی قراره با گلدون بیاد بیرون. اما قسمت جذابش وقتیه که آقای بالمر یه عالم کلاس گذاشته بود و کلی با تبلت اچ‌پی عکس یادگاری گرفته بود.

پاگذاشتن به سرزمین باورها!


“عشق به ایمان نیاز دارد و هدف به باور!”


تعیین هدف ما را به هیچ کجا نمی رساند، مگر این که آن هدف باور ما باشد،
باور یعنی بالا تر از رسیدن به هر هدفی، یعنی هر آنچه خطوط اصلی ذهنی و فکری ما را تداعی می کند.
نکته دیگر این که باور یک بسته شامل خواب و خیال، رؤیا، آرزو، هدف، انگیزه و هر چیز دیگری برای رسیدن به هدف است!



من حدود ۵ سال را صرف خواندن و آموزش دیدن زبان انگلیسی کردم، با این حال توفیق چندانی حاصل نشد،
ولی پس از خلق باورم در مدت زمانی کمتر از سه سال جهت مکالمه و نامه نگاری های بازرگانی ۳ زبان عربی،
چینی و آلمانی را مسلط شدم!


باور یعنی انگیزه به علاوه هدف به علاوه محرک به علاوه هر چیز دیگری که لازم است برای رسیدن به سرمنزل مقصود!


دوست دارم یکی از معجزات ایجاد باور را برایتان تعریف کنم:
پس از پایان دوره دانشجویی به دلیل فشارهای مالی که به من وارد می شد، اقدام به کشیدن سیگار می کردم،
پس از خلق باورهای اصیلم هرگاه که سیگار می کشیدم، پس از چند ثانیه هیچ ارتباطی بین خودم و سیگار حس نمی کردم، انگار که مسیر ما از یکدیگر جداشده بود! بارها این مساله تکرار شد تا دیگر من سیگار نکشیدم!


همه چیز در تغییر باورهاست، اما افراد کمی هستند که می توانند باورهایشان را تغییر دهند!
یکی از دغدغه های بزرگ من در سال های اخیر یافتن مدیران کارآمد بوده است، تا بتوانم آن ها را با خودم جایگزین کنم،
حدود دو سال طول کشید تا این مدیران را بیابم، به نحوی که بتوانند در تصمیم گیری های مهم نیز به من مراجعه نکنند
و خودشان به صورت مستقل تصمیم گیری نمایند.

مدیران در زمینه های مختلف جایگزین شدند که هم اکنون هر کدام بطور کاملا مستقل در زمینه های مختلف بطور کلان مدیریت می کنند، حتی در امور مهم بدون مشورت با من تصمیم گیری می کنند، چالش های پیش رو را خودشان حل می کنند و من حتی خبردار هم نمی شوم، این افراد سنی در بازه ۲۶ تا ۶۵ سال دارند، همیشه این سؤال ذهن مرا مشغول می کرد که چه ویژگی مشترکی بین همه این افراد با سن، تحصیلات و تجربه متفاوت وجود دارد!؟


به نظر من تنها یک باور مشترک به نام “می خواهم” بین همه آن ها مشترک است!
“اگر به کسی ایمان داشتی، حتما باورش کن؛ زیرا باورهای ما معجزه های زمینی اند!


یک روز از درخت باورت بالا خواهی رفت و از تنومندی ساقه ها و شیرینی میوه هایش شگفت زده خواهی شد!”
با ایجاد یک باور بزرگ مطابق با مراحل یاد شده برای همیشه “نمی شود”، “نمی توانم” و “نمی خواهم”
را از سرزمین باورتان دور کنید و در همه جای امپراطوریتان نمادهایی از “می شود”، “می توانم” و “می خواهم” را بنا کنید!



اگر باور ندارید که می رسید، حتی اگر برسید هم بجای حس کامیابی حس تعجب خواهید داشت!
مبهوت از این که چرا و چطور رسیده اید!اما اگر باور داشته باشید که می رسید، نرسیدن شما هم معنایی شگفت انگیز خواهد داشت!باورهای ما ممکن است متفاوت باشد، مثلا در باور سرزمین شما دریا هست،ولی سرزمین من چون در منطقه ای دیگر مثلا سیبری است چیزی به نام آب و دریا وجود ندارد و همه جا یخ بندان است، یخ باور سرزمین من و دریا باور سرزمین شماست، تمام اشیاء و چیزهایی که سرزمین و کهکشان های وجود شما را میسازدقسمتی از باور شماست! که دیگران شناخت یا درک صحیحی نسبت به آن ندارند، ولی شمایی از آن را می توانند تصور کنند. در حالی که شما می توانید براحتی آن ها را لمس کنید!


باور تو شمشیر توست!
باور تو قطب نمای توست!باور تو آذوقه توست!باور تو عشق توست!باور تو تنها تسکین زخم های توست!باور تو خواب و خیال توست!باور تو رؤیای توست!باور تو آرزوی توست!باور تو هدف توست!باور تو همه چیز توست!