مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

از همسرتان قبل از سال جدید عذرخواهی کنید!

عذر خواستن یکی از موثر ترین روشهایی است که می تواند آتش معرکه را در خانواده خاموش کند و جو آرامی را دوباره به خانه تان بر گرداند.مخصوصا در این روزها که به عید نزدیک می شوید و اگر با هم قهر باشید تعطیلات بدی را تجربه می کنید.

اما عذر خواهی هم مانند هر کار دیگری ،چم و خم های مخصوص به خود را دارد مانند:

انتقاد را بپذیرید: گوش دادن به حرف‌های همسرتان یک موضوع‌ مهم برای پایان دادن به جر و بحث به شمار می‌رود؛ مجادله‌هایی که هر دوی شما تصور می‌کنید، حق با شماست و مشکل مربوط به همسرتان است.

این به خصوص زمانی صدق می‌کند که قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید.
وقتی او از شما انتقاد می‌کند، نشان دهید که حرف او را می‌فهمید، همان گونه که انتظار دارید هنگامی که شما صحبت می‌کنید، او نیز متوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ کرده و جلو بروید.

به خود استراحت دهید: در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا می‌رود، تپش قلبتان بیشتر می‌شود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوما از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید. البته هنگامی که خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از مکان‌ها استفاده نکنید. سعی کنید کمی قدم‌زده و یا بدوید یا به آشپزخانه رفته کمی از ظروف نشسته را بشویید.
انرژی خود را معطوف فعالیت‌های مفیدتر و سودمندتر کنید و در عین حال به همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بحث و مجادله بعد از یک استراحت کوتاه باعث می‌شود در مورد موضوع با دیدی بازتر و فکری آزادتر بنگرید و امید بیشتری برای رسیدن به یک نتیجه عملی و منطقی در شما ایجاد شود.

گذشته را یادآوری نکنید: اگر می‌خواهید به توافقی در آینده دست پیدا کنید با پیش کشیدن گذشته‌ها به هیچ کجا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته‌ها گذشته. به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش‌آور معرکه شدن راه به جایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق خواهید رسید.

دوست داشته باشید: اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می‌کنید و همسرتان یک باره صدایش را بالا برده و از کوره در رفت،‌کافی است به طرفش رفته و او را آرام کنید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی‌اهمیت است و شما برای شنیدن صحبت‌های او در کنارش هستید به علاوه این رفتار نشان دهنده این است که شما به او اهمیت داده و دشمن او نیستید.
تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت، گاهی اوقات خانم‌ها نیز می‌خواهند فقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند، اما تا زمانی که نتوانید، کوتاه آمده و عذرخواهی کنید، به خصوص هنگامی که برایتان دشوار است، نمی‌توان گفت که انسانی معتدل و منطقی هستید


جوی مناسب جهت ارتباط ایجاد کنید: در حالی‌که او به حالت قهر به اتاق خواب می‌رود، چند عدد شمع روشن کرده، چای یا نوشیدنی بیاورید و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفت‌وگو نزد شما بیاید. او اتاقی که با سوسو زدن شعله‌های لطیف شمع روشن می‌شود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه می‌توان آن را کنترل کرد.

مشکل‌ترین کلمه را به زبان آورید: یک عذرخواهی واقعی می‌تواند یکی از دشوارترین پیشنهادات باشد برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به به زبان آوردن این کلمه 6حرفی «متاسفم» بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است. می‌توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید «متاسفم» به بحث و جدل ادامه دهید، اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریع‌تر غائله را ختم کنید. تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت، گاهی اوقات خانم‌ها نیز می‌خواهند فقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند، اما تا زمانی که نتوانید، کوتاه آمده و عذرخواهی کنید، به خصوص هنگامی که برایتان دشوار است، نمی‌توان گفت که انسانی معتدل و منطقی هستید.

جمله‌ای دلپذیر بگویید: یک مجادله می‌تواند بسیار خسته کننده بوده و اثرات احساسی سوئی را به طور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت تلخ باعث بروز صدمه می‌شود. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگرچه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزار شما شود، اما در عوض بسیاری از محاسن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش دوست دارید، در این صورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله به مثل خواهد زد. گاهی اوقات فراموش کردن حرف‌های آزاردهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می‌رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبه رو شدن با مسئله بسیار آسان‌تر خواهد شد.

گفتگوی آزاد داشته باشید: با وقت گذاشتن برای بحث و گفت‌وگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که می‌دانید طرف مقابلتان را دوست دارید خواهید توانست اختلاف نظرها را تبدیل به وسیله‌ای برای پیشرفت و ابزاری آموزنده کنید. به یاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوست شما است.
از خود بپرسید: آیا طرز رفتار یا صحبت من با یک دوست این گونه باید باشد؟ آنگاه در آینده به اختلافات به گونه‌ای دیگر خواهید نگریست.

بگویید دوستش دارید: بسیار تاکید می‌کنیم همیشه، همیشه، همیشه هنگامی که می‌خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن اینکه احساس شما به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهید کرد، در دستیابی به یک نتیجه صلح‌آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت.

برای عصر برنامه‌ریزی کنید: بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد، برای آزاد شدن فکرتان از مجادله، برای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید. اگر همسرتان قبلا برای رزرو بلیت سینما و یا گرفتن تاکسی اقدام می‌کرد، این بار شما پیش‌دستی کرده و این کارها را انجام دهید، او تحت تاثیر این اعمال نوظهور شما قرار خواهد گرفت و این به شما فرصتی می‌دهد تا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید.
ممکن است زمانی توسط همسرتان «آدمی تنبل و نامرتب» مورد خطاب قرار گرفته و این موضوع را فراموش کرده باشید! اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می‌توانند سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج کنند. با پیش‌قدم‌شدن در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، به‌خصوص بعد از جر و بحث نه تنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر می‌کنید، بلکه به همسرتان می‌فهمانید که هنوز هم دوستش دارید. وقت‌تان را با او بگذرانید. عذرخواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسفید و آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث تجدید دوباره رابطه‌تان می‌شود.

ببخشایید، اما همیشه فراموش نکنید: عذرخواهی تنها به ایـن مـعنا نـیست کـه بـگویید متـاسفید و آن اتفاق را برای همیشـه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث می گـردد کـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـرای بـحـث و گـفـتـگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که میـدانـید طرف مقابلتان را دوست دارید، خواهید توانست اختلاف نظرها را تـبـدیل به وسـیـله ای بـرای پیـشـرفت و ابـزاری آموزنده گردانید.

تصاویر مبتذل در کامپیوتر همسرم!

یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیرًا مِّنَ الظَّنّ? إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ? إِثْمٌ

«اى کسانى که ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناه است »
( حجرات ، 12).
بیچاره شدم !! در کامپیوتر شوهرم ، عکس های مبتذل وایمیل هایی که نمی دانم به چه کسی فرستاده است ، مشاهده کرده ام فکر می کنم شوهرم با خانمی ارتباط دارد . چه کار کنم ؟
پاسخ شما به این خانم چیست ؟
کدام یک از روش های زیر را به او تجویز می کنید ؟

الف ـ در اولین فرصت تمام مطالب نادرست کامپیوتر شوهرش را ازبین ببرد.
ب ـ به چک کردن کامپیوتر و موبایل وحتی کیف دستی او ادامه بدهد تا مدارک متقنی بر اثبات خیانت شوهرش جمع آوری کند ، وآنگاه علیه او اقدام کند .
ج - شوهرش را تهدید کند اگر دست ازاین کارهایش برندارد ، حتماً از او جدا می شود.
د ـ به عنوان اعتراض چند روزی به خانه مادرش برود تا اوقول دهد که دست از این کارهایش بردارد.
آیا فکر می کنید روش های فوق موجب اصلاح شوهر این خانم می شود ؟
مطمئن هستید این نوع برخورد پاسخ مثبت می دهد ؟
آیا سراغ دارید که کسی با استفاده ازاین نسخه ها موفق بر اصلاح شوهرش شده است ؟

ولی تجربه سال ها مشاوره بیانگر این حقیقت است که این گونه رفتار ها نتیجه عکس می دهد . شاید برای مدت بسیار کوتاهی شوهر را وادار کند از این اعمالش دست بردارد . ولی مطمئن باشید که اولاً تنفرش ازهمسرش بیشتر می شود؛ به خصوص زمانی که این مطلب به بیرون از خانه درز پیدا کرده است ، وقلب خود را از محبت همسرش خالی می کند .

ثانیاً حتماً بعد مدت خیلی کم وبا گذاشتن رمز بر کامپیوتر وموبایل خود ویا شیوه های دیگر و با احتیاط ومخفی کاری بیشتر ، این رفتارش را تکرار می کند.


چه باید کرد ؟
باید ابتدا هدف خود را از این اعمال برای خود روشن کرد . احتمالاً پاسخ خواهید داد که «می خواهم شوهر خود را اصلاح کنم» . یا آن که «محبت شوهرم را به خودم را بیشتر کنم تا به زن دیگری رجوع نکند» .
شما تصور می کنید با این اعمال به این دو هدف می رسید ؟ !
و به عبارت دیگر آیا کسانی بدین گونه عمل کرده اند به اهداف خود رسیده اند؟ یا این که برعکس متأسفانه شوهرشان از آنها بیشتر دور شده است !! و حتی در ارتباط با زن دیگری مصمم تر شده است ؟
به این نکته تربیتی دقت کنید :
اگر « شوهرتان » بخواهد تغییر کند ،این تغییر باید از درون و با آگاهی و بصیرت خودش باشد ، نه از روی اجبار و جوسازی که شما در محیط خانواده، برایش درست می کنید !!
شوهرتان باید نسبت به شما علاقه بیشتری پیداکند و براثر علاقه و عشقیکه به شما دارد ، در رفتار خود تجدید نظر کند وآن را تغییر دهد ؛ والّا به هیچ عنوان شما موفق نخواهید شد واگر تغییری انجام گیرد از روی نفاق وموقتی است! ودر اولین فرصت به رفتار خود ادامه می دهد وگاهی با شدت بیشتر !!
اولین مطلبی که باید توجه کنید آن که بد بینی موجب دوری از قلب شوهرتان خواهد شد ؛ وبر عکس خوش بینی موجب جلب قلب شوهر شده و او را از خیانت مصون خواهی کرد ، و آمادگی روحی پیدا می کند تا رفتارهای نادرست خود را تصحیح کند .
کارهایی که موجب جلب قلب شوهرت می شود بیشتر توجه کنید . که مهم ترین این کار ها « اطاعت » از شوهرت و « احترام » به اوست .
آیا شما به کسی که احترام می گذارید به خودتان اجازه می دهید که کیف ووسایل شخصی اورا بررسی کنید ؟ !
به این خاطره توجه نمایید :
خانمی که سی دی های مبتذل شوهرش ریز کرده بود تا شوهرش را ازاین عمل زشت باز دارد . شوهرش با مشاهده این کار زنش به شدت ناراحت شد و این اختلاف منجر به طلاق زن شد .
وقتی بنده با ایشان گفتگو می کردم تا از خطای همسرش درگذرد همسرش هم عذر خواهی کرد ) این جمله را به من گفت : فلانی زنم با خورد کردن سی دی های من « من » را خورد کرد!!
دیگر نمی توانم او را دوست داشته باشم !!
مطلب این نیست که رفتار آن « مرد » درست بوده ؛ بلکه مردود شمردن شیوه اصلاح شوهر است . این زن می توانست با جلب شوهرش آرام آرام اورا سوق دهد که خودش تصمیم بگیرد از آن سی دی ها استفاده نکند .
مطلب دیگر این که علت وریشه این رفتار نادرست « شوهرت » را پیدا کن . پس آن که ریشه یابی کردی با کمک ومشاوره یک متخصص این « بیمار » را مدوا کن .
و بهترین راه و کوتاهترین برای اصلاح شوهر و حتی افراد خانواده بعد از محبت واحترام ، فراهم وایجاد کردن فضای ایمانی وتقوا در خانواده است .
وقتی خانه ای از خالی از خدا وتقوا است ، سریع تر به رفتار های نادرست مبتلا می شود . درست مانند کسی که ایمینی بدنش کم است سریع به بیماری مبتلا می شود .
برای مصون ماندن از بیماری می بایست ایمینی بدنش را افزایش دهد . با اطاعت از خدا ودوری از گناه ومعصیت خود واعضای خانواده را از هر گونه انحراف حفظ نمایید .

به آیه قرآن توجه کنید :
الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده ?اند، برای آنان واقعاً اَمن وآرامش است ، وآنها از هدایت یافتگان هستند ( الأنعام : 82 )

آشنایی با سبک زندگی فاطمه (س)

بی‌گمان فاطمه(س) در همه عبادات از جمله نماز سرمشق اولیای الهی است، چنان نماز می‌خواند که محل عبادتش در نجوای توحید با او همصدا می‌شد و ملائکه برای دیدن عبادت او صف می‌کشیدند.



حجت‌الاسلام امیرعلی حسنلو (مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم): سبک زندگی جامعه ما مدتی است از ریل خود خارج و به سوی انحراف کشیده شده است، رنگ سبک زندگی که زیبا و سرشار از عواطف و احساسات عمیق الهی بود، اکنون با رنگ‌های غیر دینی آمیخته و واژگون و پژمرده شده است، بدان جهت انواع ناهنجاری‌ها در جامعه نمایان می‌شود، آسیب شناسی علمی و دقیق نیز متأسفانه صورت نگرفته است تا اصلاح واقعی و درمان ریشه‌ای انجام شود.


حقیقت این است که دوری از فرهنگ و سبک زندگی به شیوه اهل بیت(ع) اساسی‌ترین عامل همه ناهنجاری‌های فردی، اجتماعی و خانوادگی است، اگر معیارهای زندگی را بر اساس موازین و اصول مکتب اهل بیت(ع) تعریف کنیم و زندگی‌ها را بر اساس آن معیارها تشکیل دهیم، بر پایه استواری قرار داده‌ایم که لغزنده و آسیب‌پذیر نخواهد بود.

باید برای اصلاح همه ابعاد زندگی الگوهای برتری داشت که برای همه سرمشق باشند، ائمه(ع) برای خود الگو داشتند، امام زمان(عج) برای خود الگو دارد و بر اساس رفتار آن الگو عمل می‌کند، آن حضرت می‌فرماید الگوی من دختر رسول خداست(1)، بانوان باید افتخار کنند به این مسأله که الگوی انسان کامل فاطمه(س) است، به عنوان یک بانوی نمونه است، الگوی همه اهل بیت و علمای بزرگ صاحب‌نام، فاطمه است، فلسفه و سر الگو بودن فاطمه برای انسان کامل باید کنکاش شود و این به دست نمی‌آید مگر با شناخت فاطمه و منزلت رفیع او.
لذا درباره زندگی فاطمه زهرا ابعاد ناشناخته و زیبایی‌های فراوان وجود دارد که هنوز شناخته نشده است، فاطمه اقیانوس معرفت و شناخت است، لذا خداوند نیز او را با واژه « کوثر» معرفی کرده است، زیبایی‌های معرفت در وجود فاطمه نهفته است که به گوشه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
از آنجایی که زیبایی از کیفیات است و امری نسبی شمرده می‌شود، لذا در تعریف و تفسیر آن سخنان فراوانی از زیبایی شناسان و دانشمندان ارائه شده است.(2) مرحوم علامه جعفری می‌فرماید: معنای زیبایی و جمال حقیقتی است که در برابر درک آدمی بر نهاده می‌شود و موجب تحریک مشهود و ذوق و یا احساس خاص زیبایابی می‌شود و یا در وضع روانی آدمی انبساط به وجود می‌آورد.
اما حد اعلای زیبایی، پرده و نمودی است نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده است که موجب اشتیاق آدمی به سوی آن کمال می‌گردد و کمال همان قرار گرفتن هر موضوعی در مجرای بارستگی‌ها و شایستگی‌های خود است.(3)
البته باید دانست زیبایی‌ها چه در نمایشگاه حیرت‌آور طبیعت و چه آنچه که محصول فکر و ذوق خلاق آدمی است از دیدگاه اسلام محبوب و مطلوب بوده و همه مستند به خداوند یگانه است چنانچه می‌فرماید:
«قل من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده»(4)، ای پیامبر! (به مردمان) بگو کیست که زینت خداوندی را که برای بندگانش (از جهان طبیعت) برآورده تحریم کرده است.
برای شناخت وجود فاطمه باید از قرآن و تفسیر قرآن کمک گرفت، اگر گوییم قرآن کریم تفسیری از ابعاد وجود فاطمه است، سخن به گزاف نگفته‌ایم، فاطمه سرّ الله است و قرآن کلام الله است، هر که فاطمه را نشناخت راهی به سوی معرفت قرآن ندارد، برای فهم زیبایی‌های زندگی فاطمه باید از قرآن استمداد کرد.
در آیات قرآن چند اصل با ارزش و آرمان معقول به زیبایی توصیف شده است که به آن‌ها فهرست‌وار اشاره می‌کنیم:
1. عفو و اغماض زیبا(حجر، 85)
2. شکیبایی زیبا(معارج، 5)
3. جدایی و مفارقت نمودن زیبا(مزمل، 10)
4. زیبایی ایمان(حجرات، 7)
5. محبّت الهی و تبعیت از رسول اکرم(ص)(اعراف، 31)
اما قرآن کریم در آیات دیگری، خاطر نشان می‌سازد که هر زیبایی و آرایشی نمایانگر حقیقت نیست و چه بسا ظاهر زیبا که موجب لذات است و جسم را می‌آراید، امّا جان را می‌آزارد و دل را می‌آلاید؛ لذا هشدار می‌دهد که نباید زیبایی‌ها در خدمت پوشاندن پلیدی‌ها باشد؛ چنانچه برخی از آن‌ها را چنین بیان فرموده است:
الف: سخنان زیبا برای پوشاندن درون پلید (بقره، 204)
ب: آرایش جسمانی ظاهری با حیاتی خشکیده، (منافقون، 3 و 4)
ج: زیبایی ظاهری بی‌ارزش (بقره، 221)
و در نهایت هدفمند بودن دنیا و ظواهر زیبای آن تذکر داده می‌شود تا همه آن‌ها در خدمت سعادت اخروی قرار گرفته شود، لذا می‌فرماید: «انّا جعلنا ما علی الارض زینةً لها لنبلونهم ایهم احسن عملاً»، ما آنچه را که در روی زمین است برای آن زینت قرار دادیم تا بندگان را بیازماییم که چه کسی از آنها دارای عمل نیکوتر است.(5)
از این رو درباره زیبایی‌های سبک زندگی حضرت فاطمه که شمه‌‌ای از دریای بی‌پایان عظمت و شکوه بی‌مانند بانوی دو عالم است، اشاره می‌‌شود تا عیدی زیبا برای مردم ایران و زنان آزاده جهان باشد:
1-زیبایی سرشتی و عظمت وجودی:
خداوند برای انسان قدر و منزلت والایی در بین مخلوقات و آفریده‌ها قرار داده است، برای انسان پیامبرانی را فرستاده که ممتازترین انسان‌ها بودند، در تربیت آنان اهتمام داده و برنامه داشته است، حتی در آفرینش آن‌ها چون عیسی برنامه داشته است، درباره موسی می‌فرماید: «واصتنعتک لنفسی یا موسی»(6) در همین راستا برای ائمه که تمام کننده و ادامه دهنده را پیامبران هستند برنامه داشته است، برای آنان مادر و بنیانی چون فاطمه آفریده است، آفرینش فاطمه با برنامه بوده است، لذا فاطمه از نظر پاکی طینت و آفرینش بر اساس خواسته پروردگار متعال آفریده شده بود، همان گونه که خداوند در آفرینش هدایت گران انسان و انبیاء خود توجه ویژه و لطف خاص مبذول داشته است در آفرینش فاطمه که مادر یازده امام باید می‌بود برنامه باید داشته باشد.
رسول خدا(ص) فرمود: «انّ فاطمه خلقت حوریه فی صورة انسیه»(7) همانا فاطمه چون حوریه‌ای در صورت انسانی خلق شده است، از این ویژگی فاطمه نیز می‌توان درسی اساسی برای بنیان خانواده پاک درس گرفت و قبل از تولد کودک برای پاکی فطرت و نهاد و سرشت او مراقبت‌های ویژه داشت تا فرزندانی پاک و نسلی مؤمن و متعهد به جامعه تحویل داد.
رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «فاطمه حوراء انسیه فکلّما اشتقت الی رائحة الجنة شممتُ رائحة ابنتی فاطمه، فما قبّلتها قطّ الاّ وجدت رائحة شجرة طوبی منها»(8) فاطمه حوریه‌ای انسانی است، هر زمان مشتاق بوی بهشت می‌شوم فاطمه دخترم را می‌بویم، هیچ وقت او را نبوسیدم، مگر اینکه بوی شجره طوبی را از او استشمام می‌کنم.
2-ایمان آن حضرت:
ایمان عبارت است از معرفت عمیق و شهود قلبی از پروردگار و آفریدگار هستی، ایمان فاطمه (س) در رتبه‌ای بود که ائمه او را الگوی خود دانسته‌اند، از این رو رسول خدا(ص) فرمود: «انّ ابنتی فاطمه ملأ الله قلبهما وجوارحها ایماناً الی مشامئها»(9) همانا خداوند قلب و جوارح دخترم، فاطمه را تا مغز استخوان از ایمان سرشار کرده است.
3-عبادت و تهجد:
در اصلاح سبک زندگی مهم‌ترین تأثیر را می‌توان به بندگی داد، از جمله نماز اگر چه عبادت تنها منحصر در نماز نیست، اما زیباترین نمود بندگی که در اصلاح نفس و عمل کارساز است نماز است، بی‌گمان فاطمه(س) در همه عبادات از جمله نماز سرمشق اولیاء الهی است، چنان نماز می‌خواند که محل عبادتش در نجوای توحید با او همصدا می‌شد و ملائکه برای دیدن عبادت او صف می‌کشیدند.
4- ادب و شخصیت:
شخصیت انسان با ادب و رفتار مؤدبانه او تجلی می‌یابد، ام سلمه همسر رسول گفته است: رسول خدا(ص) امر دخترش را به من واگذار کرد تا تربیتش کنم، اما «کانت والله أداب منی واعرف بالاشیاء کلها»(10) به خدا او مؤدب‌تر از من بود و به همه چیز معرفت داشت.
5-جهیزیه و عروسی ساده:
یکی از مهم‌ترین و راهبردی‌ترین درسی که جامعه ما می‌تواند از زندگی مشترک فاطمه زهرا(س) و علی(ع) بگیرد و سبک زندگی خود را اصلاح کند، سادگی و آسان گرفتن در تشکیل زندگی است، گذشتن از موانع تشریفات پایه‌گذاری آسان زندگی مشترک مهم‌ترین روش برای اصلاح سبک زندگی است که در سایه آن مهم‌ترین عنصر زندگی زیبا نهفته است.
آنچه زندگی‌ها را پر از استرس‌ها و سختی‌ها و بیماری‌ها کرده است، به اساس تشکیل خانواده بر می‌گردد، وقتی زندگی ساده برگزار نشد، با وام‌های آلوده به ربا و اقساط سنگین بنیان زندگی نهاده شد، در حقیقت بنیان زندگی بر اساس ربا و تشریفات گذاشته شده است، چنین زندگی در معرض آسیب‌ها و آفت‌هاست، اگر در مراسم تشریفات و مهمانی‌ها هزینه سنگین به داماد تحمیل شود، داماد در آغاز زندگی زیر بار قروض و گاهی قروض ربوی و دیون سنگین غیر شرعی برود، پس از پایان مراسم که همه به دنبال زندگی خود روند، این عروس و دامادند که باید آغازگر زندگی زیبا و شادی بخش و نشاط انگیز باشند.
در پی چاره‌اندیشی به پرداختن قروض، زندگی تلخ استرس‌زا شروع کرده ممکن است همین زندگی به شکست منجر شود، سنت قدیم ایرانیان در عروسی براساس مکتب اهل بیت(ع) بود، عروسی بی تشریفات با ولیمه ساده در حد توان و جمعی از خویشان به عنوان هدیه مبالغ یا هدایای غیر نقدی در تأمین مایحتاج زندگی عروس و داماد شرکت می‌جستند، زندگی همراه با عواطف با مصداق «تعاونوا علی البر والتقوا» شروع می‌شد، اگر زندگی در تالارهای آن چنانی با چندین نوع غذا شروع شود که تنها هزینه اجاره تالار گاهی به میلیارد بالغ شده که با این پول‌ها می‌توان چندین خانواده تشکیل داد و صدها مشکل و معضل را از جامعه پاک کرد، چنین زندگی اساس بی‌بنیان خواهد داشت.
این عروسی‌ها در سبک زندگی هیچ یک از ائمه ما وجود نداشته است، بلکه بر عکس زندگی مستبدان و ظالمان و اشرار و دشمنان اهل بیت(ع) این گونه بوده است، معاویه چنین مجالسی برای عروسی یزید برپا کرد، فرهنگ اهل بیت(ع) در ازدواج این گونه پس از خواستگاری و تهیه جهاز زندگی که داماد و عروس یا خانواده و نزدیکان تهیه می‌کردند، پس از ولیمه ساده که فقرا در آن از دعوت شدگان بودند، عروسی انجام می‌گرفت و زندگی بی‌آلایش شروع می‌شد و از تشریفات سنگین و هزینه‌های دروغین خبری نبود، جوانان در سنین آغاز بلوغ ازدواج می‌کردند، لذا مفاسد اخلاقی کمتر بود.
پیامبر برای تهیه اسباب اولیه زندگی به برخی از یاران گفت: این پول را ببرید و آنچه یک زندگی بدان آغاز می‌شود تهیه کنید و بیاورید، پول که شصت درهم بود، یک پیراهن سفید، یک مقنعه، یک حوله تختخواب، دو تشک، چهار بالش، یک قطعه حصیر، یک آسیای دستی، یک کاسه مسی، یک مشک آب، یک طشت، یک کاسه گلی، یک ظرف آبخوری، یک پرده پشمی، یک ابریق، یک سبوی گلی، دو کوزه سفالی، یک پوست به عنوان فرش و یک عبا، همه ابزاری شد برای زندگی آن دو...
وقتی وسایل را پیش روی پیامبر(ص) نهادند، اشک در چشمان او حلقه زد، دست‌های مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد و دعا فرمود: خدایا به اهل بیت من برکت عنایت کن و این ازدواج را برای کسانی که اکثر ظرف‌هایشان گلی است، مبارک گردان، بعد رو به علی(ع) کرد و فرمود: علی جان! می‌خواهی فاطمه را به تو بسپارم؟ گفتم: بله! یا رسول اللّه! فرمود: علی جان! امشب یک مهمانی مختصر بگیر و همسرت را ببر، یکی از اصحاب گوسفندی هدیه کرد و دیگر ذرت آوردند و علی با ده درهمی که پیامبر(ص) داده بود، روغن و خرما و کشک خرید و سفره?ای گسترده شد.
بعد از ضیافت شام که مهمانان همه رفتند، پیامبر(ص) علی(ع) و فاطمه(س) را فرا خواند، فرمود: علی جان! همسرت خوب همسری است و بعد به فاطمه(س) فرمود: دخترم مبادا نگران باشی از فقر شوهرت، دخترم تو را به بهترین مرد روی زمین شوهر دادم، همسرت بزرگ دنیا و آخرت است؛ دخترم مبادا که از شویت نافرمانی کنی، شوهرت اولین مؤمن و عالم‌ترین خلق روی زمین است. دخترم ذخایر دنیا و آخرت را بر پدرت عرضه کردند، بی‌آنکه هیچ از مقامش در نزد خداوند بکاهند، امّا من نپذیرفتم و تن به مال و ثروت ندادم.(11)
6-شوهر داری:
فاطمه در زندگی چونان زنان دیگر و رزمندگان زمان پیامبر(ص) مشکلات زیادی داشت، اما هیچ گاه مشکلات و فقر و دوره جهاد علی(ع) در جبهه‌های دفاع از اسلام هیچ وقت به رخ خود نیاورد، این زیباترین نماد شوهرداری از یک زن است که بانوان دیگر از آن باید الگو بگیرند و در زندگی صبورانه شوهرداری و با کاستی‌های معاش بسازند تا زندگی در پرتو نور صبر زیبا نماید.
7-تأیید علی از شوهر داری فاطمه:
امیرمؤمنان(ع) همواره از سیره فاطمه(س) در شوهرداری لذت می‌برد، چنان که فاطمه(س) در اواخر عمر و آخرین روزهای بیماری خود، خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) عرض کرد: ای پسر عمو، هیچ وقت مرا در زندگی دروغگو و خائن ندیدی و از وقتی که با تو بودم هیچ مخالفت تو را نکردم.
پس حضرت علی(ع) فرمود: «معاذ الله انت اعلم بالله و ابرّ واتقی و اکرم و اشدّ خوفاً من الله ان اوّنجک بمخالفتی»(12) پناه به خدا، تو به خدا عالم‌تری و آن قدر نیکوکار و پرهیزگار و خداترس هستی که من تو را به مخالفت با خویش توبیخ کنم، اگر در جامعه امروزی ما زنان شوهران خود را از رفتار خود و شوهرداری خود راضی کنند؛ باید به آنان جایزه داد، اگر چنین باشد بسیاری از معضلات اخلاقی جامعه ما حل خواهد شد و سبک زندگی اصلاح خواهد شد، اصلاح جامعه ما به دست بانوان است که اگر به وظایف خود درست عمل کنند و از زندگی فاطمه الگو بگیرند.
8-تربیت فرزندان:
فاطمه در تربیت فرزندان برای همه الگو است، چون فرزندانی تربیت کرد که دین خدا را حفظ کردند، فرزندانی چون حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم تربیت کرد که هر یک نقش بزرگ الهی در راه اعتلای دین خدا داشتند، فاطمه علم و شجاعت و پارسایی و تقوا را به فرزندان با رفتار خود یاد داد، شجاعتی که امام حسین(ع) از مادر آموخت، در کربلا به جهانیان آموخت و عزتی که زینب و ام‌کلثوم از مادر آموختند در کوفه و شام به همه درس دادند که در راه دین باید بردباری داشت و از همه عزیزان گذشت، آری! دین اسلام برای همه عزیز است.
9-رعایت حق همسایگان:
قرآن به همسایه‌داری سفارش کرده و حقوق همسایگان را لازم می‌شمرد، پیامبر اکرم(ص) نیز این گونه است، از این رو امام حسن(ع) فرمود: شاهد عبادت سخت و با شکوه مادرم و نماز شب او بودم، دیدم همسایگان را دعا می‌کرد ؛ گفتم مادر جان چرا به خودمان دعا نمی‌کنید؟ فرمود: همسایگان مقدمند(13)، اگر ما امروز حقوق همسایگان را چونان زهرا مراعات کنیم و سبک رفتار با همسایه را از زهرا بیاموزیم چه روی داد زیبا در جامعه به وجود خواهد آمد؟
10-حیا و عفّت:
عفت و حیا نیروی باطنی انسان است، در روایات دینی عفت از لوازم تقوا و ایمان شمرده شده است، فاطمه در عفت و حیا نیز نمونه بود، از کودکی سرشت او تجلی‌گر عفت بود، گزارش شده چون آن حضرت از خانه بیرون آمد، تا برای بازپس گرفتن فدک نزد ابوبکر برود، چنین حجابی در بر داشته است: «هی لاثت خمارها علی رأسها واشتملت بجلبابها تطأ ذیولها»، او روسری بر سر داشت و در چادر خود فرو رفته بود در حالی که انتهای چادرش زیر پایش می‌ماند.(14) امیرمؤمنان فرمود: وقتی پیامبر(ص) از اصحاب پرسید چه چیزی برای زن نیکوتر است، همه از جواب عاجز بودند، وقتی سؤال را از فاطمه پرسیدم، فرمود: بهترین و نیکوترین چیز برای زن این است که هرگز در معرض دید نامحرم واقع نشود، نه مرد نامحرم او را ببیند نه مرد نامحرم را ببیند، وقتی پیامبر(ص) از این پاسخ آگاه شد بسیار خشنود شد و فرمود: پاسخ درستی داده است، او پاره تن من است(15) اگر بانوان تنها همین موضوع را فقط از حضرت درس بگیرند، عفت و حیا در پوشش که در جامعه به ویژه در برخی شهرها از جامعه کم رنگ شده به جامعه بر می‌گردد، ایمان و تقوا در سایه عفت اجتماعی تأمین می‌شود، چه مردان و چه زنان باید در عفت و حیا و نوع پوشش از فاطمه سرمشق بگیرند.(16)
11- راستگویی و صداقت:
دروغ بزرگ‌ترین گناه و کلید هر بدی است(17) که اگر گسترش یابد و از روابط فردی به اجتماعی کشیده شود، سبب بازداری از نزول برکات آسمانی و نزول بلاها می‌شود، دروغ بزرگ‌ترین آفت و آسیب زندگی امروزی شده است، قبح و زشتی دروغ امروزه به اندازه‌ای از جامعه و عرف رفته است که مردم به آسانی دروغ می‌گویند، فاطمه(س) در راستگویی و صداقت گفتار نیز مثال زدنی و سرمشق است، عایشه گفته است: من راستگوتر از فاطمه جز پدرش را ندیده‌ام، آری! عایشه همسر پیامبر(ص) می‌گوید که فاطمه همانند پدرش راستگوترین امت بود(18)، سزاوارست راستگویی را از فاطمه به عنوان درس برای اصلاح خود فرا بگیریم و سال جدیدمان را با راستی و درست‌گویی آغاز کنیم.
12- تأمین غذای نیازمندان:
اطعام فقرا و نیازمندان دستور قرآن و از سفارشات پیامبر و از جمله مسئولیت‌های بزرگی است که در قیامت در پیش روی انسان است، وقتی از اهل جهنم می‌پرسند به چه جرمی در آتش قرار گرفتید؟ گویند: به چند جرم: اول نماز نخواندیم؛ دوم به فرودستان نیازمند غذا ندادیم(19) و ...، فاطمه در تأمین غذای نیازمندان و رفع گرسنگی آنان به اندازه‌ای اهتمام داشت که وقتی با خانواده روزه بودند، غذای خود را سه شب متوالی به فقرا دادند و مورد تحسین خداوند واقع شدند و در شأن اخلاص آنان سوره انسان نازل شد(20) ؛ اگر این سبک زندگی او و نحوه رفتارش با فقیران برای جامعه ما درس و الگو باشد و برای همه ثروتمندان اسوه باشد، بی‌گمان آسیب‌های زیادی از جامعه رخت خواهد بست، سزاوار است در سالی که اولش با یاد و نام مادر مهربانی‌ها و شرف و عزت و آزادگی و انسانیت حضرت فاطمه(س) شروع شده درس‌هایی از زندگی او برای اصلاح سبک زندگی‌مان توشه برداریم.

آیا شما شوهر خوبی هستید؟

در بسیاری از مواقع مردان شاهد بروز مشکلات جدی در زندگی مشترکشان هستند و گاه به مرحله ای می رسند که احساس می کنند دیگر توانایی مدیریت این مشکلات را ندارند.

هر چه در خودشان دقت و توجه می کنند با مشکلی روبه رو نمی شوند و هر چه روشهای مختلف همسرداری را امتحان می کنند باز هم به وضعیت مطلوبی نمی رسند. لذا به سرعت به این نتیجه می رسند که این زن، آن کسی نبوده که بتواند وی را خوشبخت کند و لذا همه مشکلات را در طرف مقابل می جویند.

در حالی که این طور نیست. عمدتا افراد دنیا را از دریچه نگاه خود می نگرند و لذا هر رفتاری که از آنها سر می زند در نظرشان منطقی و درست است و این طرف مقابل است که رفتار درست را بلد نیست.

در این یادداشت قصد داریم به مردانی از این دست توصیه کنیم که قبل از یک قضاوت عجولانه در مورد همسرشان، قدری به خودشان هم بپردازند و ببینند آیا واقعا مرد خوبی برای همسرشان هستند؟

این چند علامت را پیگیری کنید. اگر هر یک از این علایم در شما وجود داشت یعنی آن طور که باید شوهر خوبی برای همسرتان نبوده اید:
- همسرتان را تحقیر می کنید و به وی بها نمی دهید. یکی از علائم سو رفتار و سو استفاده، زمانی است که یکی از زوجین دیگری را تحقیر کند و یا باعث تنزل شان او شود به ویژه اگر او این کار را در انظار عمومی انجام دهد. اینکه شما باعث شوید همسرتان احساس بدی نسبت به خود داشته باشد موید نشان از آن است که شما نتوانسته اید مرد خوبی برای همسرتان باشید و یک احساس خوب را در وی زنده نگهدارید.

- اگر به وی صدمه بدنی می زنید و یا دایما وی را تهدید می کنید. بر روی همسرتان دست بلند می کنید، صرفنظر از اینکه علتش چیست؟ بسیاری از زنان با مردانی که آنها را تهدید به صدمه بدنی می کنند علی رغم اینکه هیچ گناه و اشتباهی مرتکب نشده اند کنار می آیند. اما به هر حال این سبک رفتاری یعنی اینکه شما مردی مهربان برای همسرتان نیستید و قطعا همسرتان از لحاظ عاطفی احساس دلبستگی و تعلق خاطر نسبت به شما نخواهد داشت.

- اگر سعی می کنید وی را از دوستان و خانواده اش جدا کنید. منزوی سازی در روابط پدیده بسیار رایجی است و اغلب سوء‌استفاده از فرد زمانی آغاز می شود که او را کاملا منزوی کرده باشید.
- اگر به همسرتان دروغ می‌گویید. داشتن اعتماد بخش بسیار مهم در ارتباط با هر فردی است. اگر به همسرتان دروغ می گویید مرد خوبی نیستید زیرا گفتن یک دروغ عذر و بهانه گفتن سایر دروغها را فراهم می کند.

- اگر نسبت به همسرتان دست به مخفی کاری می زنید. نیرنگ و فریب یک رفتار خودخواهانه است تا از طریق آن خواسته های خود را مافوق خواسته های همسرتان قرار دهید و کاری که خودتان دوست دارید(حتی در خفا) انجام دهید. فراموش نکنید که این سبک رفتاری رسم یک زندگی مشترک نیست. زنها آنقدر بر روابط و مناسبات همسرشان حساس هستند که بعد از مدتی این دست مخفی کاری ها فاش می شود.

- اگر مرتبا خواسته هایتان را به وی تحمیل می کنید. مرد خوب فردی باملاحظه و فکور است. زیرا اگر در یک رابطه، یک طرف کاملا خودخواه باشد این رابطه کارایی نخواهد داشت. اگر هرگز از همسرتان نمی‌پرسید که او چه نظری دارد و یا احساسات وی را در نظر نمی‌گیرید ، پس به اندازه کافی در ارتباط با همسرتان، شوهری موفق نیستید.

- اگر همسرتان را دایما کنترل می کنید. روابط زمانی به بهترین شکل ممکن کارایی دارد که اعتماد کافی میان زوجین وجود داشته باشد. در حقیقت اعتماد شریان حیاتی یک رابطه است. اگر بدنه یک زندگی زناشویی به اندازه کافی توسط این شریان حیاتی تغذیه شود، درخت زندگی زناشویی روز به روز قوی تر و ریشه دار تر می شود اما زمانی که این شریان حیاتی قطع شود، باید در انتظار خشک شدن ریشه ها باشید.

- اگردر برابر همسرتان مرموز و تودار هستید. بین کسی که برای غافلگیر کردن همسرش مخفی کاری می کند با کسی که در مسایل مختلف زندگی پنهان‌کاری می کند تفاوت وجود دارد.

مرد مرموز و مخفی کار، یعنی مردی که به هیچ عنوان اجازه نمی هد همسرش به هیچ جنبه از زندگی وی اشراف یافته و اطلاعات داشته باشد. چنین مردی به مرور دیگر حرفی برای زدن با همسرش نداشته و کم کم رابطه میان زن شوهر سرد و بی روح می شود و این یعنی شما نتوانسته اید به عنوان یک مرد سدهای ارتباطی را از میان بردارید.

البته بعید به نظر می رسد که مجموعه ای از این ویژگی ها در وجود یک مرد جمع شود. اما وجود هر یک از این عادات یا ویژگی ها باعث می شد که تعامل و ارتباط زن و شوهری دچار خلل جدی شود. لذا هر یک از این موارد به تنهایی این قدرت را دارد که زندگی زناشویی شما را مختل کند. پس یک بار دیگر این چند علامت را مطالعه کنید و اگر خودتان را حایز هر یک از آنها می دانید برای رفع آن تلاش جدی نمایید و البته حتما از یک مشاور هم کمک تخصصی دریافت کنید.

درد سرهای همسر ماجراجو

روانشناسان بسیاری می‌گویند اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعد براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. برای مثال آدم‌های ماجراجو حتما باید در این مورد دقت کنند. فکر می‌کنید زندگی با یک فرد ماجراجو چگونه خواهد بود؟ یعنی تماما سرشار از هیجان و خطر است؟ یا اینکه چنین حالتی با روحیه شما سازگار نیست و دلتان می‌خواهد با آرامش و عدم تغییر زندگی کنید؟

جهانگردان شجاع
زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتی می‌دهند که سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما، نگران و وحشت‌زده نمی‌شوند و با محدودیت‌ها می‌جنگند و جان خود را به مخاطره می‌اندازند. برای آنها تن به خطر دادن، معادل پاداش است. آنها می‌گویند اگر خطری نباشد سودی هم در کار نیست. بیشتر آنها تحت‌تاثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجتماعی قرار نمی‌گیرند و به ارزش‌های خودشان معتقدند. آنها به‌راحتی به فعالیت‌های پرخطر تن می‌دهند و می‌گویند زندگی باید مخاطره‌آمیز باشد. در زندگی استقلال دارند. آنقدرها نگران دیگران نیستند و معتقدند هرکس در قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد کردن برخوردارند و به‌راحتی دیگران را تحت‌تاثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می‌خرند. به سیاحت و سیر و سفر علاقه بسیار دارند. در برابر هر کس که بخواهد از آنها سوءاستفاده کند، می‌ایستند و جسور و شجاع هستند. یکی از ویژگی‌های مهم آنها «در حال زندگی کردن» است. آنها به‌دلیل حوادث و رویدادهای گذشته تاسف نمی‌خورند، برای آنها زندگی چیزی است که باید آن را اکنون پیدا کرد.

ماجراجوها باید مواظب باشند
افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. چنین شخصیتی، احتمالا بسیار کنجکاو، خلاق و پرانرژی است و معمولا فرد خودانگیخته‌ای است، علائق فراوانی دارد؛ از کوهنوردی و ماهیگیری گرفته تا رفتن به سینما و تئاتر. اگر شخصیت ماجراجویی داشته باشید، با افراد ماجراجویی که درست مانند خودتان هستند، به خوبی رابطه برقرار می‌کنید. اگر دنبال همسر ایده‌آل خودتان هستید، عجله نکنید؛ چون ماجراجویی شما باعث می‌شود خیلی سریع در عشق گرفتار شوید و عاقلانه‌ عمل نکنید. اگر به کسی واقعا علاقه دارید، به خودتان فرصت دهید تا بهتر او را بشناسید. در عین حال گاهی ماجراجویی بیش از اندازه ممکن است آینده‌تان را به خطر بیندازید ولی باید با این خصوصیت نادرست مبارزه کنید.

با این تست می​فهمید ماجراجو هستید یا نه؟!
حالا که تاحدی متوجه شدید که شخصیت ماجراجو چه شخصیتی است، با پاسخ به این 12 سؤال می‌توانید ببینید که تا چه حد از این شخصیت در شما و همسرتان وجود دارد؟

1- دوست ندارم وقتم را با خیالبافی هدر بدهم.
2- وقتی روش درست انجام یک کار را پیدا کنم به همان می‌چسبم و ادامه می‌دهم.
3- نگاه کردن به نظم حاکم بر طبیعت و زیبایی هنرها برای من بسیار جالب است.
4- من معتقدم اگر به دانشجویان اجازه بدهند به سخنرانی‌های پرچالش بحث‌برانگیز و متناقض گوش دهند،همه آنها سردرگم و گمراه می‌شوند.
5- خواندن یک شعر تاثیر ناچیزی بر من دارد یا اینکه اصلا تاثیری ندارد.
6- معمولا غذاهای جدید و ناآشنا را امتحان می‌کنم.
7- به‌ندرت متوجه می‌شوم که احساساتم در محیط‌های مختلف فرق می‌کند.
8- معتقدم برای اخذ تصمیم درباره موضوعات اخلاقی باید به مقامات دینی خودمان اقتدا کنیم.
9- گاهی شعری می‌خوانم یا به یک اثر هنری نگاه می‌کنم و یک حالت یأس یا موجی از برافروختگی را در خودم تجربه می‌کنم.
10-من علاقه‌ای به تامل و تفکر درمورد ماهیت جهان یا وضعیت انسان ندارم.
11- من خیلی کنجکاوم.

خلاقیت یا تکرار؟!
اصلا فرض کنید که شما آخر خلاقیت و هنرشناسی هستید و به کمتر از گردش موزه هنرهای معاصر راضی نمی‌شوید یا دوست دارید بروید کل دنیا را بگردید، با جسارت حرف‌هایتان را می‌زنید و اصلا محافظه‌کار نیستید، خودتان بگویید چطور می‌توانید با همسری زندگی کنید که هنر کلاسیک را قبول ندارد، شهر، محله و خانه خودش را از همه جا بیشتر دوست دارد و می‌خواهد همه چیز همانطور که هست باقی بماند؟ خب معلوم است به مشکل می‌خورید.

ماجراجوها همه اینها را دوست دارند

اشتیاق ماجراجوها به تجارب تازه شامل موارد زیر است:
تخیلات؛ کسانی که مشتاق به کسب تجارب تازه هستند، تخیلات قوی‌تری دارند. تخیل با خیال فرق می‌کند؛ تخیل فعالانه و خلاقانه است. تصور کنید فردی با تخیل بسیار قوی با کسی زندگی کند که در عمرش یک‌بار هم درمورد چیزی یک تخیل قوی نداشته باشد.

زیبایی‌ها؛ کسانی که ماجراجو هستند، دوست دارند هر روز زیبایی‌های بیشتری را ببینند. آنها عاشق دیدن آثار هنری هستند؛ از تئاتر و سینما گرفته تا نمایشگاه‌های نقاشی. آنها نسبت به زیبایی حساسیت دارند. حالا تصور کنید کسی که اصلا اثر هنری را نمی‌فهمد با کسی زندگی کند که فکر و ذکرش فهم زیبایی‌های هنری است.

احساسات؛ کسانی که به تجربه‌های تازه اشتیاق دارند، بدشان نمی‌آید که احساسات جدید را هم تجربه کنند؛ مثلا آنها دوست دارند شادی بعد از طلوع آفتاب جنوب ایتالیا را هم تجربه کنند.

اعمال؛ ماجراجوها رفتارهای جدید را هم دوست دارند. آنها دلشان می‌خواهد سبک‌های جدیدی از زندگی روزمره را امتحان کنند. تصور کنید کسی که به‌شدت به پایدار بودن یک شیوه زندگی اعتقاد دارد با کسی زندگی کند که هر روز شعارش این باشد که «خب! این جوری‌اش را هم امتحان می‌کنیم.»

تفکرات؛ مشتاقان به تجارب تازه عاشق شنیدن فکرهای تازه‌اند. آنها بدشان نمی‌آید که یک نفر درمورد فکرهای متفاوتش با آنها حرف بزند؛ برای همین است که زیاد کتاب می‌خوانند. درواقع آنها می‌خواهند فکرهای تازه در کتاب‌ها را کشف کنند.

ارزش‌ها؛ مشتاقان به تجربه‌های تازه حتی در برابر ارزش‌های تازه هم از خود مقاومت نشان نمی‌دهند، برای همین خیلی به یک نوع ارزش نمی‌چسبند. این مورد هم برای نامزدها باید خیلی مهم باشد، وگرنه زندگی تبدیل به بحث‌های ایدئولوژیک خواهد شد.