مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چک کردن موبایل همسر از نظر یک روانشناس!

درمورد میل شدید و وحشتناک به چک کردن گوشی موبایل همسر و درست یا غلط بودن آن با یک روانشناس صحبت کرده‌ایم.
باعث می‌شود احساس بدی پیدا کنید اما نمی‌توانید جلو خودتان را بگیرید. درمورد میل شدید و وحشتناک به چک کردن گوشی موبایل همسر و درست یا غلط بودن آن با یک روانشناس صحبت کرده‌ایم. از بیشتر کسانی که به من برای مشاوره مراجعه می‌کنند شنیده‌ام که خیانت همسرانشان از طریق اس‌ام‌اس، ایمیل و فیسبوک بوده است.

من باور ندارم که این روش‌های ارتباطی باعث باز شدن فضا برای خیانت می‌شود. فقط گرفتن مچ آدم‌ها را آسان‌تر می‌کند. بعضی‌ها نمی‌توانند جلو خودشان را برای چک کردن‌های مداوم بگیرند.
ارباب رجوع‌هایی داشته‌ام که موبایل‌های همسرانشان را چک می‌کرده‌اند. بیشتر‌آنها زن بودند و اکثرشان بعد از اینکه یکبار مچ همسرشان را در خیانت گرفته بودند به این کار روی آورده‌اند. اعتماد بین آنها شکسته شده و اضطراب زیادی درمورد رابطه‌شان دارند. چه موضوع این باشد چه نباشد، کسی که مدام همسرش را چک می‌کند دچار عدم امنیت و مشکلات مربوط به اعتمادبه‌نفس است.
در مواردی که کسی قبلاً به آنها خیانت کرده و همسر کنونی‌شان کاملاً معصوم است، موقعیتی بسیار ناعادلانه ایجاد می‌شود. زوج‌هایی را دیده‌ام که مرد کاملاً به همسر خود وفادار بوده اما باز هم همسر او مدام در حال چک کردن او بوده است.

بعضی اوقات وقتی زنی نمی‌تواند به اضطراب خود غلبه کند، شکافی بین آنها ایجاد می‌کند و رابطه بر هم می‌خورد. خیلی وقت‌ها هم مردهایی کاملاً وفادار را دیده‌ام که فقط بخاطر اینکه همسرشان بی‌اندازه آنها را متهم به خیانت کرده است، دست به خیانت زده‌اند. آنها به نقطه‌ای رسیده‌اند که فکر کرده‌اند وقتی اینقدر باید برای کاری که نکرده‌اند متهم شوند، پس بهتر که آن کار را انجام دهند.
در چنین مواردی خیلی ناراحت‌کننده است که ببینیم ترس از خیانت همسر باعث شده که بدترین ترس او به واقعیت تبدیل شود. وقتی اعتمادی شکسته می‌شود، دوباره اعتماد کردن خیلی سخت است. همه چیز به گرفتن یک تصمیم هوشیارانه از اعتماد به کسی برمی‌گردد. باید از خودتان بپرسید، شفافیت در یک رابطه به چه معناست؟ آیا چک کردن گوشی‌های همدیگر نشانه شفافیت است یا عدم امنیت؟

این چک کردن‌های مضطربانه هیچ جایی در یک رابطه شفاف ندارد. وظیفه من بعنوان یک متخصص مشاور این است که به این افراد پارانوئید کمک کنم بتوانند دوباره اعتماد کنند. یک راه برای انجام این کار این است که کمکشان کنم بفهمند که وقتی با بی‌اعتمادی به کسی نگاه می‌کنند، همه چیز مشکوک به نظر خواهد رسید. حتی اگر ایمیل‌های خودمان را مشکوکانه چک کنیم، بالاخره یک ایمیل مشکوک پیدا خواهیم کرد. اگر نگاهتان اینطور باشد هر نوع صحبتی را ممکن است تیک زدن ببینید.

اگر به دنبال پیدا کردن سند و مدرک برای شیطنت همسرتان هستید، مطمئناً آن را خواهید یافت. من زوج‌ها را تشویق می‌کنم که به جای این، سعی کنند مچ همدیگر را در مواقعی که کار خوبی انجام می‌دهند بگیرند. گرفتن مچ همدیگر در مواقعیکه کار بدی انجام می‌دهیم هیچ عاقبت خوشی ندارد و هیچکس هم دوست ندارد بداند که کسی او را مدام کنترل می‌کند.

همچنین اگر کسی بخاطر اینکه همسرش قبلاً به او خیانت کرده است، مدام او را چک کند، من طرف او را می‌گیرم. غلبه بر شکسته شدن اعتماد کار بسیار سختی است. فردی که خیانت کرده است باید بداند که او مسئول به وجود آمدن این پارانویا و شکاکیت است و به همین دلیل نمی‌توانند به چک کردن‌های مداوم همسرش اعتراض کنند. اما اگر کسی عادت به چک کردن همسر خود دارد بدون اینکه قبلاً خیانتی صورت گرفته باشد، به این معنی است که اعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. احتمالاً نگران هستند که اگر مراقب نباشند، همسرش فردی جذاب‌تر از آنها پیدا کند. خیلی‌ها را دیده‌ام که با این نوع حسادت‌ها همسرانشان را از خود دور کرده‌اند.

پس مراقب باشید:
اگر شما هم اهل اینطور چک کردن‌های آزاردهنده هستید، فقدان اعتماد شما می‌تواند به خیانت همسرتان در آخر منجر شود.
اگر زوجی با چنین موقعیتی پیش من بیایند، به آنها خواهم گفت که رابطه‌شان روی یک زمین لرزان است. به آنها می‌گویم که «دست بردارند، یا از این چک کردن‌ها مداوم و یا از رابطه‌شان.»
بودن در رابطه‌ای که نتوانید اعتماد کنید هیچ ارزشی ندارد.
در یکی از افسانه‌های یونانی خوانده‌ام که خدای عشق گفته است، «عشق در جایی که اعتماد نیست نمی‌تواند وجود داشته باشد.» من با او موافقم.
اگر نتوانید به همسرتان اعتماد کنید، چهار انتخاب دارید: یا به آن رابطه خاتمه دهید و کسی را پیدا کنید که بتوانید به او اعتماد کنید؛ یا تصمیم بگیرید که دوباره به همسرتان اعتماد کنید؛ یا تصمیم بگیرید که ساکت بمانید و بی‌اعتمادی‌تان را فقط پیش خودتان نگه دارید؛ و یا برای حل مسائل و مشکلات بی‌اعتمادی‌تان از متخصص کمک بگیرید.

همسران کسل و این شادی های مخصوص مشترک


روزهای اول زندگی تان را به خوبی به یاد می آورید، آنروزها همه چیز تازگی داشت. سعی می کردید هر روز به شیوه ای جدید در را به روی همسرتان باز کنید.به نوعی می توان گفت شگفت زده کردن همسرتان تنها هدفتان بود اما امروز دیگر ایده ای در سرتان ندارید احساس می کنید خسته اید یا ایده هایتان در این سالها ته کشیده است اما شما به شدت در اشتباه هستید، آرمان شهری که شما به دنبال آن هستید در همین نزدیکی هاست. قرار نیست شما خالق اتفاق خاصی باشید تا زندگی تان رنگ دیگری به خود بگیرد در واقع با کارهایی خیلی کوچک می توانید رنگ زندگی را تغییر دهید. بعضی اوقات اشتباه ما این است که فکر می کنیم، تمیز نگه داشتن خانه، درست کردن غذاهای مختلف لازمه زندگی است، این امورلازم است اما برای یک زندگی خوب کافی نیست.


کارهای کوچک برای نجات زندگی
یکی از کارهایی که به زندگی تنوع می دهد این است که، کارهای متفاوت اما کوچک را انتخاب کنید، شما موفق خواهید شد با کمترین زحمت بزرگترین تغییر را در روال زندگی تان ایجاد کنید در این میان فقظ به کمی چاشنی خوشرویی نیاز دارید تا طعم زندگی تان لذت بخش شود. مهمترین نکته این است که زندگی تان را دوست داشته باشید. برای اینکه هر چه بیشتر به خوب بودن زندگی تان پی ببرید نکات مثبت آن را لیست کنید و هر روز بخوانید.


سرزنش نکنید
وقتی خورشید طلوع می کند و شما از خواب بیدار می شوید تا همسرتان را روانه محل کارش کنید، با بد و بیراه گفتن به زندگی از خواب بیدار نشوید. قبل از اینکه چشمهایتان را بگشایید، تصمیم بگیرید با کلماتی مثبت روزتان را شروع کنید، سرزنش کردن شما در ساعات اولیه روز، همسرتان را دچار یاس و دلزدگی می کند. مطمئنا او روز خوبی را نخواهد داشت. مطمئن باشید این کار سودی برای شما نخواهد داشت و شما را در زندگی یک قدم به عقب می برد. اگر فکر می کنید همسرتان در کاری کوتاهی کرده است، با گفت وگو مسئله را حل کنید. این امر به بهبود رابطه شما کمک می کند.


لبخند بزنید
لبخند یادتان نرود. احساس کنید در مقابل دوربین زندگی قرار دارید و همه حرکات شما ثبت می شود. همسرتان هنگام ورود به منزل نیازمند نگاه گرم شما است. وقتی از اتفاقات روزمره اش با شما سخن می گوید، شنونده خوبی باشید. او منتظر ارائه راهکار از سوی شما نیست.


شگفت‌زده کنید
همسرتان را غافل گیر کنید، با برنامه های کوچک به استقبال خوبیهای زندگی بروید. شما می توانید به سادگی شادی های بزرگی ایجاد کنید. این برنامه ها لازم نیست پر زحمت طرح ریزی شوند. یک برنامه کوچک مثل آماده کردن میان وعده مورد علاقه همسرتان، به او نشان می دهد که شما به فکر او هستید.


به او زمان بدهید
همسرتان برای تغییر نیازمند زمان و اطمینان شما است. او را محدود نکنید و تشویق کنید تا با دوستان و همکارانش به ورزشهای گروهی بپردازند. معمولا ورزش به افراد فرصت می دهد تا افراد رفتارشان مثبت تر و فکرشان بازتر شود.


عشق تان را ابراز کنید

دوست داشتن و دوست داشته شدن مطلوب هر انسانی است. هر از گاهی علاقه تان را به همسرتان عنوان کنید. برای ابراز عشق تان دنبال فرصت های هر چند کوچک باشید.این کمک می کند تا نهال عشق کاشته شده در زندگی انرژی مثبتی را منتقل کند.


گاهی با عینک همسرتان به زندگی نگاه کنید

معمولا زنان و مردان کمتر پیش می آید علاقه مندیهای مشترکی داشته باشند. نوع نگاه مردان و زنان به زندگی متفاوت است. اما برای اینکه این تفاوتها کمرنگ شوند و کمتر گریبان زندگی را بگیرند، در فعالیت های مورد علاقه همسرتان شرکت کنید.


دیدن یک مسابقه یا فیلم مورد علاقه همسرتان می تواند برای او مطلوب باشد.

مطمئنا شما از این معامله ای که انجام داده اید لذت خواهید برد، شما محدود علاقه مندیهای همسرتان نشده اید بلکه به علاقه مندیهای او سرک می کشید و در کنار همسرتان روابط خوبی را تجربه می کنید.

دعوای همسران و تاکتیک های آن



اگر سوزن مان گیر کند، همسرمان برای خلاصی از غرغرهای دائمی، در پیش روی ما رفتار دیگری نشان می دهد، یا اینکه مقابله به مثل کرده وکاری می کند ما احساس کنیم چقدر رفتار پیشین او دوست داشتنی تر بود!

دعوای همسران
گاهی می خواهیم به هر قیمتی که شده رفتارهایی از همسرمان را که مورد تایید ما نیست ، تغییر دهیم، معمولا زوج های جوان به چند راه حل متوسل می شوند.

در ابتدا، به اهرم زور متوسل شده و از قدرتمان استفاده می کنیم. این قدرت نمایی از اخم و تخم شروع می شود و تا کتک کاری و تهدید به جدایی، پیش می رود.

باید دانست که جنگ قدرت، اگر تغییری هم ایجاد کند، تغییری ظاهری و از روی ترس است و تا زمانی ادامه پیدا می کند که قدرت دست شماست! در هر جنگ قدرتی، یک برنده هست و یک بازنده و شخص بازنده (ترسیده) هر زمان فرصتی پیدا کند به رفتار خود برمی گردد و در صدد تلافی بر می آید تا مرهمی بر احساسات جریحه دار خود بگذارد.

باید به دنبال راه حل های" برد- برد" بود که درآن هر دو طرف برنده باشند و بازنده ای وجود نداشته باشد.

در بعضی مواقع برای تغییر رفتار همسرمان ، به تکرار بیش از حد متوسل می شویم، یعنی سوزن مان گیر می کند و مرتب رفتار فرد را به رویش می آوریم و از او می خواهیم آن را تغییر دهد. باید بدانیم، وقتی مسئله ای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست می دهد و به مسئله ای پیش پا افتاده تبدیل می شود، ضمن اینکه ما با پیاده روی، روی اعصاب طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می دهیم. همسرمان یا برای خلاصی از غرغرهای دائمی، در پیش روی ما رفتار دیگری نشان می دهد یا اینکه مقابله به مثل کرده وکاری می کند ما احساس کنیم چقدر رفتار پیشین او دوست داشتنی بود!

متاسفانه روش محبوب بسیاری از افراد، استفاده از نیش و کنایه است . برای مثال می خواهیم با این روش فرد را متوجه رفتار اشتباهش کنیم، اما غافل از آن هستیم که با این کار ، همسرمان را تحقیر کرده و تنها او را می رنجانیم.


همه‌چیز، از خودتان شروع می‌شود. از هیچ‌چیز و هیچ‌کس، هیچ انتظاری نداشته باشید. هیچ‌کس، نمی‌تواند برای شما کاری بکند!... تا خودتان تغییر نکنید، هیچ چیز، تغییر نمی کند!

مهم‌ترین کاری که یکایک‌مان، در این دنیای درندشت، داریم؛ این‌ست که «خودمان» را، برترین و تازه‌ترین آدم دنیا، بکنیم. چراکه همین بهترین دستاورد را- که خودمان باشیم- قرار است به بچه‌هایمان و همه‌ی کسانی که دوست‌شان داریم، بدهیم!... تازه‌ترین «تغییر» را، از نو، از دل «آرامش» و «ایمان» به جوانه‌های جوانی می‌باید نشاند. باید، دوباره، از «ریشه» رویید!...

سردبیرِ روزنامه‌ی «دیلی‌میل» از مخاطبان خود خواسته بود، که برایش بنویسند: «اشکال دُنیا، در چیست؟» که نویسنده‌یی در کوتاه‌ترین کلام نوشته بود: « اگر بخواهیم آن‌کس را، که بیش‌از دیگران به ما لطمه می‌زند، شناسایی کنیم؛ بی‌گمان، به «خودمان» خواهیم رسید!»

برای تغییر دادن این دنیا نیازی نیست که نقش سیاستمداران و دیپلمات ها را بازی کنیم، فقط کافی است انسانهای با هدفی باشیم که می خواهند بین همه انسان ها پل محبت بسازند. با هدف و اراده ای درونی به اینکه باید تغییری انجام شود، ابتدا خودمان باید تغییر کنیم.

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"

وقتی حریف خودتان نیستید، چه‌گونه توقّع دارید حریف دیگران بتوانید بشوید؟! تا شرایط و وضعیّت خودتان تغییر نکند، دنیای‌تان بهبود پیدا نمی‌کند.تا خودتان تغییر نکنید، هیچ‌چیز- هم- برای شما تغییر نخواهد کرد!...

از دیگران، هیچ انتظاری نداشته باشیم.خودتان، خودتان، خودتان را دریابید.قول و قرارهای تازه‌تری را، با خودتان بگذارید. جهان‌تان، به غیر از خودتان، معنایِ دیگری ندارد!

روشی که همسرتان به آن نه نمی گوید!!


اگر می خواهید درخواستی را مطرح کنید ،قبل از اینکه با عجله وارد میدان شوید ،این مقاله را بخوانید.صد در صد تضمینی.

بله گفتن، موافقت
اولین نکته ای که باید توجه کنید زمان درخواست است. وقتی که همسرتان روی موضوعی دقیق شده انتظار نداشته باشید که به تقاضای شما فوراً پاسخ دهد.

مخصوصاً مردها وقتی روی موضوعی تمرکز میکنند ورودی های مغزشان را می بندند و فقط پردازش میکنند و اگر بخواهید زوری بازشون کنید و از حس درشون بیارید مطمئناً یه چیزی بهتون می پرونن!!! اونها این مواقع جداً شوخی ندارند...

آقایون هم خواهشاً بدونن که اگه حرف نزنن خیلی بهتره تا با هان، هون، چیه؟ و یک مشت بله و چشم الکی پاسخ بدن... همینطور خانمها توجه کنند که میزان عشق همسرشان هیچ ربطی به پریدن یا نپریدنش از روی مبل در هنگام کمک خواهی شما نداره!!!...

نکته بعدی لحن شماست. اگر مرد احساس کند که در لحن شما دستور نهفته است جونتون رو نوک لبتون میاره تا کار کنه او دیگر زیبایی کلمه براش مهم نیست... شما دستور داده اید... مردها دوست دارند اگر کاری برایتان میکنند در نهایت قدرت و ابهت باشد. ولی اگر حس کنند که شما امر می کنید و آنها کوچک شده اند توپ هم تکانشان نخواهد داد... پس دستور ندید...

مورد بعدی اینکه حالا که داره یه کاری میکنه هی توضیح واضحات ندید لطفاً! مثلاً وقتی داره سطل آشغال رو میبره دم در هی نگین... بپا نریزی... چکه نکنه... کیسه پاره نشه... اینجوری فکر میکنه شما مامانش هستید نه همسرش!!... آقایون هم بدونن که منظور خانمها از توضیح اضافی این است که شما اهمیت موضوع را بدانید... اونها فکر میکنن اینجوری دارن کمک میکنن... فکر نمی کنن شما دست و پا چلفتی هستید.

مسئله بعدی اینکه خانمها لطفاً درخواستتون رو کوتاه و صریح بگید... مثلاً نگویید... وای از صبح تا حالا میوه ها تو صندوق عقب ماشین جا مونده.... این برای مردها یک جمله خبری توأم با تقصیر از جانب آنها تفسیر میشود نه یک درخواست... کافیست بگید لطفاً میوه ها رو از تو ماشین بیار... به همین سادگی... صریح و راحت...

زنها معمولاً غرغر را به معنی: «نمی خواد کار کنه منت می ذاره»، معنی می کنند در حالیکه غرغر یعنی: من مشغول یه کار دیگه هستم ولی با اینکه تمرکزم به هم می خوره کار شما رو انجام میدم چون اون هم کار مهمیه

یه مسئله دیگه اینکه از کلمه "میتونی "استفاده نکنین... بعضی ها هم میخوان مۆدبانه ترش کنن میگن آیا میتونی فلان کار رو انجام بدی؟؟... این برای مردها یعنی اگه میتونی پس وظیفته که انجام بدی (اجبار) اگه نمی تونی هم که یه فکری خودم میکنم (ضعف)... چرا راحت از کلمه لطفاً استفاده نمیکنین... صریح باشید... سخته براتون بگین ممنون میشم که برام فلان کارو بکنی... حالا یه امتحان کنین ببینین چقدر فرقشه....

نکته بعدی و اصلی ترین مورد برای انجام کار از سوی مردان این است که آنها در جواب منفی دادن آزاد باشند. معمولاً زنها وقتی می خواهند خواسته ای را مطرح کنند از قبل جواب آن را پیش بینی میکنند و سعی میکنند یه جوری مرد را لای منگنه بگذارن. بعضی از زنها هم که حساسترند وقتی از قبل حس کنند که بله قراره کلی خواهش تمنا کنند و بعد هم جواب نه بشنوند اصلاً از کل بیخیال قضیه میشوند! ولی بعدش بدون اینکه سۆالی کرده باشند از یک جواب احتمالی ناراحت شده و حرص میخورند. در نتیجه شوهر از همه جا بی خبر رو الکی میچزونن!!..

خانمهای عزیز... تمرین کنید معنی اصلی کلمه نه رو بفهمید. باور کنید کلمه نه که در فرهنگ لغات زنها با کلمه «گودزیلا» هم معنیه هیچ ربطی به میزان عشق و علاقه همسرتون به شما نداره. وقتی همسرتون در حال دیدن تلویزیونه و شما تقاضایی میکنید مسلماً باید پیش بینی جواب نه رو هم بکنید چون در غیر این صورت 2 تا کنایه شما میزنی 2 تا هم اون، میشه جنگ جهانی. شما فقط کافیه در جواب کلمه منفی بگید: بسیار خوب... اما نه با لحنی که معنیه«خب حالا باش، صبر کن باباتو در میارم» رو بده؛ بلکه یعنی ok. من میفهمم که شرایطت به هر دلیلی برای اجابت خواسته من مسئله نیست و این جواب منفیه تو هیچ تأثیری رو عشقم به تو نمی ذاره. یعنی آخر منطق مثلاً... به عبارت ساده یک بسیارخوب عاشقانه...

اتفاقی که می افته اینکه %90 خواسته شما رو بعد از انجام کارش در اولویت قرار میده! اصلاً خودش ممکنه پیشنهاد بده که: خوب خانم من چیکار باید بکنم؟؟... ولی در حالت معمولی مردها خیلی ملوس آن را فراموش میکنند یا خیلی ریلکس پشت گوش می اندازن (حالا اینجوری بهتره یا اصلاً انجام ندهند؟؟)

مورد بعدی اینکه شما معمولاً گاهی بعد از درخواست غرغر می شنوید... زنها معمولاً غرغر را به معنی: «نمی خواد کار کنه منت می ذاره»، معنی می کنند در حالیکه غرغر یعنی: من مشغول یه کار دیگه هستم ولی با اینکه تمرکزم به هم می خوره کار شما رو انجام میدم چون اون هم کار مهمیه. مردها اگر بدونن که کار شما مهم نیست همون اول میگن نه. پس غر که می زنن یعنی می دونن مهمه. آنها صرفاً از غرغر اعلام وضعیت کاری می کنند ولی خوب به زبان شیرهای یونانی قبل از میلاد مسیح!!!!

زنها فکر می کنن غرغر یعنی : ا ا ا ه ... تو هم وقت گیر آوردی؟؟... اصلاً نمی خوام انجام بدم. در نتیجه ملاج مرد را هدف گرفته و با کلمات نظیر:خوب بابا اصلاً ولش کن، نخواستم، انتظار نداشتم (مثلاً کلی با کلاس) و امثالهم شلیک می کنند.....اما...

بهترین کار اینه که زنها در این مواقع فقط سکوت کنن... همین ... سکوت مطلق... غرغر مرد یعنی آماده شدن برای انجام کار. شما پس هیچی نگین که فکر کنه شما بهش امر میکنین.

مهمترین و آخرین نکته اینکه حتماً بعد از انجام کار با مهربانی ازش تشکر کنید. این کارو یک دستور اساسی بدونین. البته میل خودتونه اگه می خواین دفعه بعد واسه یه کار، نصفه جونتون کنه تشکر نکنین

فراموش نکنین... در انتها با محبت به مردتون پاداش بدین...

بد دهنی همسر و برخورد با آن


3 سال است که ازدواج کرده ام. یک فرزند 6 ماهه دارم. خانمم بد دهانی می کند. هر کاری که کرده ام نه تنها بهتر نشده که بدتر هم شده است. زندگی را برایم تلخ کرده است. من هم گاهی مجبور می شوم جوابش را بدهم و گاهی برای فرار از حرف های زشتش با او درگیر می شوم. برای حل این مشکل باید چه کار کنم؟



بد دهانی به 2 حالت اتفاق می افتد. در حالت اول ممکن است فرد از کلماتی استفاده کند که معنای بدی دارد ولی هدفش پرخاشگری نیست. افراد این چنینی ممکن است به دلیل حضور در یک محیط نامناسب، این نوع ارتباط کلامی را یاد گرفته و به آن عادت کرده باشند. اما به نظر می رسد منظور شما این نوع بد دهانی نبوده است.
در حالت دوم، بد دهانی یکی از شکل های بروز پرخاشگری در افراد است که در ادامه توضیحات بیشتری در باره این نوع بددهانی خواهید خواند.

عزت نفس پایین یکی از دلایل پرخاشگری کلامی
پرخاشگری کلامی که بیشتر به عنوان بد دهانی شناخته می شود، دلایل مختلفی دارد؛ یکی از این دلایل مربوط به مسائل شخصیتی افراد است. مثلا فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد و برای خودش احترامی قائل نیست با بد دهانی تلاش می کند از عزت نفس شکننده اش مراقبت کند. در واقع دست پیش را می گیرد تا پس نیفتد. معمولا این افراد با کلام های پرخاشگرانه و تند مدام به اطرافیان شان حمله می کنند تا اعتماد به نفس پایین شان را جبران کنند. یکی دیگر از دلایل پرخاشگری کلامی، این است که این افراد گاهی از تحقیر کردن طرف مقابل شان استفاده می کنند تا جایگاه شان را در ذهن خودشان و دیگران بالا ببرند.

ناکامی یکی دیگر از دلایل پرخاشگری
یکی از دلایل اصلی پرخاشگری بین زوج ها، ناکامی در تامین نیازهای مختلف زن و شوهر است. این نیازها انواع مختلفی دارد. نیاز به عشق، نیاز به آزادی و .... نیازهای مختلفی است و چون گاهی این نیازها پاسخ مناسبی دریافت نمی کنند، باعث ناکامی می شوند و ناکامی در هر زمینه ای باعث بروز پرخاشگری می شود.

رفتار طرف مقابل هم در پرخاشگری تاثیر دارد
در پرخاشگری یک مسئله مهم رفتار طرف مقابل است. گاهی اوقات رفتار یکی از زوجین، برای بروز پرخاشگری تحریک کننده است؛ مثلا کارهایی که لج طرف مقابل را در می آورد مثل بی محلی کردن، اهمیت قائل نشدن برای انتخاب هایش و .... که ظاهرشان بسیار ملایم تر از واکنش هایی مانند پرخاشگری است ولی باعث می شود طرف مقابل در یک حالت فرسایشی قرار بگیرد. رفتارهای این چنینی باعث می شود که طرف مقابل مجبور شود به صورت پرخاشگری واکنش نشان دهد.

بروز اشتباه هیجان به صورت پرخاشگرانه
نیاز به تخلیه هیجان طبیعی است منتها مسئله ای که وجود دارد این است که ما باید راه درست بروز هیجان را یاد بگیریم! وقتی در مسائل تربیتی به ما آموزش داده نمی شود که چگونه هیجان خود را ابراز کنیم، باعث می شود زمانی که عصبانی می شویم هیجان مان را گاهی با پرخاشگری های مستقیم فیزیکی یا کلامی بروز دهیم. هر فرد برای کنترل و بروز خشم باید مهارت کنترل خشم در مواقع خاص را یاد بگیرد.

واکنش فیزیکی هرگز!
قطعا مقابله به مثل یا واکنش فیزیکی راهکار درستی نیست. چون این نوع واکنش ها خشم فرد پرخاشگر را بیشتر و او را تحریک می کند تا به این کار ادامه دهد؛ بنابراین دلیل این پرخاشگری هرچه که باشد، طرف مقابل در گام اول باید آرامش خودش را حفظ کند و بعد دلایل این پرخاشگری را با توجه به مطلب ذکر شده، پیدا کند. اگر قرار است برای حل این مشکل به نتیجه برسید باید با خودتان صادق باشید. ممکن است بعد از بررسی به این نتیجه برسید که صحبت یا اعمال خودتان هم در پرخاشگری طرف مقابل بی تاثیر نبوده است. اگر مشکل از شما بود، با تغییر دادن رفتارهای تان می توانید وضعیت را کنترل کنید و حتی تغییر بدهید و دلایل پرخاشگری طرف مقابلتان را حذف کنید تا دیگر پرخاشگری اتفاق نیفتد.

با فرد پرخاشگر صحبت کنید
اگر دلیل پرخاشگری همسرتان مربوط به شخصیت اش باشد باید در یک فضای آرام با هم از تاثیرات این بد دهانی بر زندگی تان صحبت کنید. گاهی این صحبت ها می تواند فرد پرخاشگر را قانع کند که این بد دهانی در رابطه تان مشکل ایجاد می کند و باید به آن رسیدگی شود. البته به هیچ وجه فراموش نکنید که همه این راه حل ها، زمانی نتیجه بخش است که فرد پرخاشگر را متهم به پرخاشگری نکنید.