مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

آموزش مقابله با سوء استفاده جنسی به کودکان

آموزش روشهای مقابله با سوء استفاده جنسی به کودکان


امکان سواستفاده جنسی از کودک ، چیزی است که اکثر والدین ترجیح می دهند دربارهآن فکر نکنند. اما این امر اتفاق می افتد و متاسفانه کسانی که مرتکب این عمل می شوند اغلب از نزدیکان کودک هستند( و اکثرا عضو همان خانواده) کودکان قربانی غالبا احساس می کنند که اگر فاش کنند مورد سو استفاده قرار گرفته اند گناهشان دو چندان می شود، بنابراین پرسشهای آنها ممکن است غیر مستقیم و حاوی سرنخهای پنهانی باشد.



- آیا باید به او اجازه دهم مرا ببوسد؟
- آیا حتما باید روی زانوی عمو بنشینم؟
- آیا ممکنه رازداری کار اشتباهی باشه؟
- آیا درسته که کسی به وسط پاهای من دست بزنه؟
- آیا همه کارهای عمو یا بابابزرگ درسته؟



ورای این پرسشها چیست؟
این قبیل پرسشها می تواند نشانه سو استفاده جنسی باشد که یکی از مخربترین شیوه های بهره کشی از کودکان است. بدبختانه اغلب یکی از نزدیکان کودک در این امر دخیل است که می تواند با ایجاد یک پوشش عاطفی بر پایه ترکیبی از راز داری و تهدیدهای ضمنی ، موضوع را مخفی نگه دارد. بسیاری از کودکان به دلایلی کاملا بیهوده از بزرگسالان می ترسند،اما کودکی که مورد سو استفاده قرار گرفته است، اغلب احساس می کند که واقعااشکالی وجود دارد. بویژه اگر فرد متجاوز از او بخواهد تا موضوع را از والدینش مخفی نگه دارد.کودکانی که قول داده اند رازی را نگه دارند ممکن است از صحبت کردن بترسند، پس حواستان به پرسشهایی که ممکن است نشانه آن باشند که کسی دارد از معصومیت کودک شما سو استفاده می کند باشد.


در مورد سایر علایمی نیز که کودکتان نشان می دهد حساسیت به خرج دهید، مانند :
- گوشه گیری
- خودداری از غذا خوردن
- اکراه داشتن از روبرو شدن با یکی از بستگان
- کابوس دیدن- مشکل در راه رفتن یا نشستن
- اجتناب ناگهانی از شرکت در فعالیتهای ژیمناستیک یا فعالیتهای بدنی
- شب ادراری- تغییر ناگهانی در اشتها
- خوردن چیزهای خاص و نشان دادن رفتارهاو اطلاعات جنسی غیرمعمول
- مشغول شدن بیش از حد به ناحیه تناسلی
- خط خطی کردن ناحیه تناسلی یا وسط پاها در نقاشی ها
- استفاده از رنگهای تیره، سیاه و یا تیره کشیدن بعضی از افراد در نقاشی



آموزش روشهای مقابله با سوء استفاده جنسی به کودکان



رهنمودهایی برای پاسخ های شما
کودکان باید بدانند که می توانند در مورد هر چیزی به شما پناه بیاورند. وشما حرف آنها را جدی خواهید گرفت. بسیاری از کودکان از ترس اینکه والدینشان حرف آنها را باور نکنند ، از گفتن مساله به آنها هراس دارند.لازم است شما بسیار آرام باشید و آماده باشید تا با ملایمت این مساله را بررسی کنید و کشف کنید که انگیزه پرسش کودکتان چیست؟ این را برای کودکتان روشن کنید که او می تواند هر چیزی را به شما بگوید، حتی رازهای بسیار مهم را،و به او اطمینان دهید که از او حمایت خواهید کرد.اگرکودک فکر کند که با گفتن این مساله به شما، مورد سرزنش قرار می گیرد و یا شما در موقعیتی قرار می گیرید که آسیب می بینید ممکن است از گفتن مساله پرهیز کند. بنابر این به او نشان دهید که علاوه بر راز دار بودن آنقدر شجاع هستید که بدون اینکه غش و ضعف کنید راز او را تا آخر بشنوید.


فراموش نکنید که در بسیاری از موارد متجاوز و یا فرد سو استفاده کننده با ترساندن کودک از اینکه مثلا مادرو پدرش به دردسر بیافتند او را وادار به رازداری می کند. مثلا به او می گوید: اگر به مامانت بگویی او دیگر سر کار نمی رود وکارش را از دست می دهد. آنوقت تو مسوول این بدبختی مامان هستی!


چه چیزهای دیگری لازم است بدانید
اکثر موارد سو استفاده جنسی از کودکان به وسیله کسی انجام می شود که کودک او رامی شناسد و به او اعتماد دارد. این موضوع ممکن است تکان دهنده باشد، اما شما باید حرف کودکتان را باور کنید. از اینکه ناخودآگاه گفته های کودک خود را به عنوان توهم و یا واکنشی بیهوده رد کنید بپرهیزید ، زیرا ممکن است بطور نا خواسته باعث تکرار سو استفاده از کودک شوید.حتیزمانی که اشاره می کنید کار شخص غلط بوده است، باز هم ممکن است کودکتان احساس کند نمی تواند به او خیانت کند زیرا دوست ندارد که آن شخص تنبیه شود.تمامکودکان قربانی فکر می کنند که به نوعی سزاوار سرزنش اند. به کودکتان اطمینان دهید که او مقصر نیست . اگر راستگو باشد دچار هیچ مشکلی نخواهد شد.

اگر مشخص شود که شخص متعدی از آشنایان و نزدیکان است، حتما باید از مراجع ذیربط تقاضای کمک کنید. شرم و اندوهی که این مساله ایجاد می کند وحشتناک است ، اما مهمترین مسوولیت شما حمایت از کودک است، نه از شخص متعدی.



به کودکتان نکات زیر را برای مقابله با سو استفاده جنسی بیاموزید:
سو استفاده جنسی به تدریج شروع می شود. با تماسهای خوب آغاز می شود، بعد نوبتبه تماسهای مشکوک می رسد و سپس تماسهای بد انجام می شود.
معمولا سو استفاده جنسی همراه با فریب، تهدید و یا حتی تماسهای لذت بخش است. معمولا فردی آشنا در این قضیه درگیر است. گرچه ممکن است غریبه ها هم گاهی به این کار اقدام کنند. معمولا فرد متعرض و یا متجاوز از کودک می خواهد تا راز او را نگه دارد. سو استفاده جنسی می تواند هم پسرها و هم دخترها را تهدید کند و ربطی به خوشگل و زشت بودن ندارد.راههایفرار ازیک موقعیت و یا وضعیتی که ممکن است سو استفاده جنسی در آن رخ دهد را به کودکتان بیاموزید ، می توانید برای این کار از داستانها و یا سناریوهایی مانند مثال زیر استفاده کنید:


مامان سپیده و سارا آنها را برای خریدن نوشابه به سوپر محل فرستاده ، آنها بارهابرای خرید به این فروشگاه رفته اند. وقتی آنها وارد می شوند همسایه که پیرمرد است آنها را برای خوردن بستنی به خانه اش دعوت می کند. وقتی آنها دارند بستنی می خورند، پیرمرد شروع به ماساژ دادن پای سارا می کند. از کودک 6 تا 8 ساله تان بپرسید اگر او به جای بچه ها بود چه کار می کرد؟ به چه کسی خبر می داد؟


می توانید داستان را این طور ادامه بدهید که اگر پیرمرد به آنها بگوید : " اگر به کسی چیزی نگویید من هر بار که اینجا می آیید به شما بستنی می دهم !" آنها چه کار باید بکنند.اگر آنها را تهدید کند که به صاحب خانه شان می گوید که آنها را از خانه بیرون بکند، بچه ها باید چه کار بکنند؟خلاق باشید مثالهایی از این دست فراوانند. شما می توانید با تاکید بر آنچه خود بچه ها می دانند به آنها روشهای مقابله را بیاموزید. لیستی از کسانی که ممکن است کودک در صورت احساس خطر به آنها پناه ببرد برای او مشخص کنید. ( ترجیحا از زنان و خانمهای مورد اعتماد و در دسترس)حمام کردن کودک فرصت خوبی برای آموزش نقاط خصوصی بدن و راههای محافظت از آنها به کودک است. به کودکتان نشان دهید که شستن و تمیز نگه داشتن این ناحیه ، برای سلامتی او اهمیت دارد و در ضمن باید مراقب باشد کسی به این نقطه دست نزند.


نشان دهید که شما هم فقط برای سلامتی و پاکیزه نگه داشتن او به این نقطه دست میزنید. برای شستن این ناحیه از او اجازه بگیرید و یا در سنین بالاتر، در صورتی که او را به حمام می برید به او فرصت دهید تا این ناحیه را خودش بشوید. میتوانید راههای برخورد با تماسهای ناخواسته را به او آموزش دهید. " نه گفتن " را به او بیاموزید و اینکه در صورتی که با تماس ناخواسته فردی سمج و پر زور روبرو شد چگونه از خود محافظت کند. بهکودک بگویید که تمام تماسها خوب نیستند و یک بچه باهوش باید فرق بین تماسهای خوب و بد را بفهمد. باید تماسهای بد را به مادرو پدر، معلم و یا یکفرد مورد اعتماد گزارش بدهد. چون این تماسها ممکن است کم کم پیشرفت کند و به سو استفاده جنسی ختم بشوند.بهکودک اطمینان بدهید که اگر تماسهای مشکوک را به یک آدم بزرگ مورد اعتماد گزارش بدهد ، راحت تر می توان در مورد روش برخورد با آن تصمیم گرفت. به بچه ها بگویید که گزارش دادن موارد مشکوک باعث حفاظت بیشتر خودشان و بچه های دیگر می شود. بهبچه یاد بدهید که نقاط جنسی و بدنش به خودش تعلق دارد و کسی حق ندارد بدوناجازه او به آن نقاط دست بزند. می توانید برای این آموزش از یک شعر و یا داستان استفاده کنید.


چند سال قبل ، شعری ژاپنی را می خواندم که برای کودکان 2- 3 ساله توضیح می دادکه همانطور که مامان ساعتش را بالای کمد می گذارد و یا بابا وقتی موتور سواری می کند از کلاه ایمنی استفاده می کند. او هم پوشک می پوشد. شما هم میتوانید به بچه بگویید که همانطور که او از چیزهای گرانبهایش مراقبت می کندازآن نقطه هم باید مراقبت کند، و اجازه ندهد کسی آن را لمس کند مگر مامانیا دکتر آن هم فقط وقتی که مامان اجازه می دهد.


اگر در سن 3- 2 سالگی این آموزش را به کودکتان بدهید بعد می توانید آموزشهای بعدی را بر همین اساس ادامه داده و در طی سالهای بعد از اینکه او می داند چگونه از خودش مراقبت کند خیالتان آسوده تر باشد. این کودک بعدا بهتر خواهدپذیرفت که برای حفاظت از خودش در برابر بیماریهای مقاربتی از تماس با افراد مشکوک خود داری کرده و از کاندوم استفاده نماید. ارزشهایخانوادگی را به او بیاموزید مثلا بگویید :" ما توی خانوده مون از این کارها نمی کنیم." یا مثلا " ما این رفتارها رو نمی پسندیم".


این کار باید در زمینه ای از واقعیت انجام شود . کودک باید ببیند که شما واقعا برخی رفتارها را عیب می دانید. و به آنها نمی پردازید.؛حتی اگر در حال مشاهده یک رفتار مشکوک توسط یکی از بستگان نزدیک مانند پسر خاله و یا پسر عمویش است. گرچه این کار گاهی بسیار مشکل است اما کودک باید بداند که ارزشهای خانوده او و قوانینی که در خانه آنها وجود دارد حتی با قوانین خانواده عمو و خاله فرق دارد. این کار نیز باید در محیطی آرام و بدون ترس و سختگیری انجام بگیرد. بیشتر روی ارزشهای خانوادگیتان تاکید کنید .وقتیرفتار مشکوکی از یکی از افراد غریبه و آشنا دیدید. برای کودک بگویید که " این رفتار را من نمی پسندم و فکر می کنم خیلی از آدمهای دیگه دنیا هم تاییدش نمی کنند ".


مثالهایی از پرسشهای کودکان و پاسخهای شما
آیا درسته کسی به وسط پاهای من دست بزنه؟ آیا مجبورم توی بغل عمو بشینم؟ آیا ممکنه رازداری کار اشتباهی باشه؟



پاسخها برای سنین 6- 2 سال
اگردوست نداری ، هیچ وقت مجبور نیستی کسی را ببوسی یا بغل کنی. هیچ آدم بزرگیو یا هیچ فرد بزرگتر از تو حق نداره به وسط پاهای تو دست بزنه، پس باید همیشه به من بگویی، تو مجبور نیستی هیچ رازی را از مامان مخفی کنی. حتیاگر کسی به تو بگوید که"اگر این کار را نکنی ، اتفاق بدی می افتد". همه چیز را فورا به من بگو و مطمئن باش کاری می کنم که اتفاق بدی برای تو نیافتد.


پاسخها برای سنین 6- 8 سال:
تنها کسی که تو باید همیشه از او اطاعت کنی مامان است. تو باید در مدرسه همان طوری رفتار کنی که به تو می گویند، اما اگر در مدرسه کسی از تو خواست که کار عجیبی را در تنهایی با او انجام بدهی، لازم نیست حرف او را گوش کنی. اگرکسی به تو بگوید کارهایی مثل دست زدن به بدن همدیگر و یا بوس کردن را انجام بدهی، مجبور نیستی حرفش را گوش کنی. فقط بگو : " من نمی خواهم این کار را انجام بدهم:" یا " نمی خواهم این بازی رابکنم." یا "می خواهم به خانه بروم." اگر کسی از تو خواست تا درباره چیزی راز داری کنی، معمولا به خاطر اینست که او می داند مامان از فهمیدن آن عصبانی خواهد شد.بنابراین کار غلطی است که از تو بخواهند چیزی را به مامان نگویی. من باید همه رازهای تو را بدانم، بخصوص آنهایی که ناراحتت می کند. . اگر شخصی به تو بگوید در صورت فاش کردن رازی به زندان یا جهنم می روی ، بدجنس است و دروغ می گوید. او فقط برای ترساندن تو این را می گوید. نگران نباش مامان می تواند همه چیز را درست کند. و تو اصلا سرزنش نمی شوی. هیچ کسٍ هیچ وقت نخواهد فهمید که تو درباره او با من صحبت کرده ای. تو همیشه می توانی به من اعتماد کنی.


پاسخها برای سنین 11- 8 سال:
بعضی از آدم بزرگها دوست دارند با کودکان؛ پسر یا دختر، کارهای بد انجام بدهند.آنها آدمهای بدی هستند و این کار نیز بسیار غلط است. این آدمها فکر می کنند چون بزرگتر و قویتر از کسی هستند می توانند او را مجبور به انجام هر
کاری بکنند، این اصلا درست نیست. این خلاف قانون است و پلیس بالاخره آنها را دستگیر و زندانی می کند.اگرکسی سعی کند بدن تو را به شیوه بدی لمس کند یا از تو بخواهد بدن او را لمسکنی. حتی اگر فردی از خانواده خودمان باشد، آنچه را به تو گفتم به او بگو.تو هیچ وقت نباید حرف او را گوش کنی. حتی اگر هدیه ها و جایزه های بزرگی به تو پیشنهاد بکند.اگراحساس می کنی که شخصی به تو علاقه خاصی دارد و ممکن است سعی کند تماسهای مشکوکی با تو داشته باشد، فورا به مامان بگو تا من ترتیبی بدهم که تو دیگر هیچ وقت با او تنها نمانی. بعضی بچه ها فکر می کنند که اگر اتفاق بدی برای آنها بیافتد تقصیر خودشان است ، اما تو باید بدانی که اگر یک آدم بزرگ یا دختر یا پسر بزرگتر سعی کند کار بدی مانند این انجام بدهد، هرگز تقصیر از کودک نیست.

تماسهای خوب :
بغل کردن، گرفتن دستها، نوازش کردن موها، بوس کردن، ضربه ملایم به پشت برای تحسین، معاینه توسط پزشک

تماسهای مشکوک:
نیشگون گرفتن،قلقلک و لمس نقاط خصوصی بدن، دست دان همراه با نیشگون گرفتن، دستمالیدن پشت و کمر، بغل کردن طولانی مدت


تماسهای بد:
نیشگون گرفتن پاها و وسط پاها، نوازش ناحیه تناسلی، مالیدن پشت و کمر یا هر نقطه از بدن به پشت و باسن، دست زدن به ناحیه تناسلی و سینه ها





منابع : جزوه سازمان بهداشت جهانی : اصول برخورد با سو استفاده جنسی درسنامه اختلالات جنسی، تالیف : دکتر شایسته جهانفر، میترا مولائی نژاد پرسشهای کودکانه و پاسخ آنها، دکتر میریام استوپارد، ترجمه : دکتر فرهاد سوری

روش های تشخیص افسردگی در کودکان

می خواهید بدانید کودک شما افسرده هست یا نه ؟


متأسفانه نارسایی های خلقی کودکان به گونه ای است که نه تنها شما از پس تشخیص این عارضه برنمی آیید، بلکه بر اساس نتایج به دست

آمده از برخی مطالعات، 83٪ پزشکان کودکان نیز از این توان تشخیص محروم هستند علتش این است که کودکان با یکدیگر تفاوت دارند و در عین

حال در مقاطع سنی گوناگون رفتارهای متفاوتی می کنند. به هر شکل،از نشانه های کلی افسردگی می توان به غم و اندوه کودک، بیقراری،

حساسیت، سرکشی، بی تابی، سردرد و شکم درد و شب ادراری بازگشتی در کودکان شش ساله اشاره کرد.



مطلب در خور توجه دیگر در این رابطه این است که در بسیاری از موارد، اختلال های بی توجهی و بیش فعالی به ویژه در پسران دلالت بر

افسردگی ناآشکار دارد که باید کم و کیف این مسئله را اشخاص متخصص بررسی کنند؛ چه در غیر این صورت، نادیده گرفتن این زمینه ها و

کیفیات بسترساز درآینده برای کودک مشکل ساز می شود.به هر صورت،به نظر ما در صورد ذهن مشغولی کافی والدین، افسردگی کودکان

را به سادگی می توان تشخیص دادمشروط بر آنکهدرباره ی نشانه ها و علایم افسردگی کودک هیچ دلیل پزشکی عضوی و جسمی

وجودنداشته باشد.



نشانه های افسردگی کودک



* آیا کودک احساسات خود را آشکار می کند؟


* آیا کودک دیگر مثل گذشته از فعالیت ها و بازی هایش لذت نمی برد؟


* آیا از مقدار انرژی کودک کاسته شده و کودک غمگین به نظر می آید؟


* آیا کودک از نداشتن عزت نفس رنج می برد و احساس می کند که ارزش و اهمیتی ندارد؟


* آیا کودک درگیر احساس گناه و ناامیدی است؟



دیگر نشانه های اختلال افسردگی کودک به قرار زیر است:


* آیا کودک از مشکل تمرکز حواس و نداشتن قدرت تصمیم گیری رنج می برد؟


* آیا کودک از مسائلی چون سردرد، شکم درد، بی تحرکی و نداشتن انرژی، مشکلات خواب محورانه و تغییرات وزنی و اشتهایی رنج می برد؟


* آیا کودک به سادگی گریه می کند و بی قرار و بی تاب است؟


* آیا کودک بدخلق و به شدت حساس است؟


* آیا کودک تمایل به گوشه گیری و در خود فرو رفتن دارد؟


* آیا کودک ویژگی هایی چون گرایش به بازی هایی درباره ی مرگ و خود کشی دارد و از مهارت دوست یابی و سازگاری با آنها محروم است؟

معایب و مزایای مهد رفتن بچه ها

با تغییر برخی آداب و رسوم فرهنگی و حتی وجود بعضی مسائل اقتصادی، حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی قوی تر و پررنگ تر شده است و این موضوع باعث شده که نیاز به مکان ها و افرادی برای نگهداری از فرزندان آن ها بیش از پیش احساس شود.

در سال های دور زنانی به عنوان دایه در خانه های بزرگ برای تربیت فرزندان خانواده های پرجمعیت و عموماً ثروتمند به خدمت گرفته می شدند. دایه ها جزئی از میراث خانوادگی به حساب می آمدند و گاه یک دایه مسئولیت تربیت دو نسل از فرزندان یک خانواده را بر عهده داشت. اما امروزه به دلیل کم جمعیت شدن خانواده ها و کوچکی خانه ها، دیگر الزامی به حضور دائمی دایه در کنار بچه ها نیست. اما نیاز به محیط و افرادی برای نگهداری فرزندان همچنان وجود دارد. به همین سبب مهدکودک ها تاسیس شدند.

مادران برای اینکه بتوانند با فراغ بال به فعالیت های اجتماعی خود بپردازند فرزندان خردسال خود را به این مکان می سپارند و امید دارند که فرزندشان نیز در این مکان احساس آرامش داشته باشد. کودک در حساس ترین مرحله از زندگی تربیتی خود از مادر و خانه دور می شود و در محیطی بزرگتر به نام مهدکودک ساعت ها را سپری می کند. اما در این بین مهدکودک ها شرایط خاصی دارند که عدم توجه به آنها باعث آسیب دیدن شدید فرزندان دلبندمان می شود.

عدم رسیدگی مناسب
کودکان به خصوص در سنین پایین نیاز به رسیدگی و توجه دائمی و مادرانه دارند. کودک نوپا گرفتاری و کار و فعالیت اجتماعی نمی داند، نیازهایی دارد که برآورده شدن کامل و صحیح آن از حقوق مسلم او است. کودک زیر سه سال یک مادر تمام وقت می خواهد تا در آرامش به امور جسمی و روحی او رسیدگی کند.

عدم وجود مادر در کنار فرزندانی که مادران فعال در اجتماع دارند باعث شده تا این وظیفه خطیر و حساس خواه ناخواه بر شانه مربیان مهد کودک قرار می گیرد. مربی مهد باید شناخت کافی نسبت به خصوصیات هر رده سنی از کودکان داشته باشد تا بتواند ارتباط مفید و موثری را با کودک برقرار کرده و از آسیب روحی نوپا به جهت دوری از مادر جلوگیری کند.

تداخل تربیتی کودک
تفاوت فرهنگی در بیش تر عرصه های زندگی اجتماعی یکی از مواردی است که غالبا به چشم می آید. در محیطی چون مهدکودک نیز به دلیل وجود بچه ها از خانواده های مختلف با فرهنگ ها و منش های تربیتی متفاوت این مطلب کاملا خودنمایی می کند. رفتار و کردار کودکی که در خانواده آزادی کامل دارد و بی هیچ مانعی خودسرانه هرچه بخواهد انجام می دهد، قطعا بر رفتار دیگر کودکانی که پدر و مادر تاکید بر روش های خاص تربیتی دارند اثرگذار خواهد بود.

پدر و مادرهای حساس و دقیق به مرور، متوجه تغییرات خاص رفتاری در فرزندان مهد رفته خود می شوند. یاد گرفتن کلمات جدید و گاه نامناسب یکی از این موارد خواص است. حتی انجام برخی کارها که در خانواده باب نیست. کودک در سنین پایین تر مانند خمیری است در که هرچه خوراک تربیتی، فکری، فرهنگی، آموزشی و …. به او بدهند دریافت می کند.

مناسب نبودن محیط مهد برای نگهداری اطفال
محیط نگهداری از کودکان زیر ۳ سال حتما باید خاص و ویژه مناسبات سنی آنها طراحی شود. محیطی کاملا امن که کودک جستجوگر به راحتی و بدون هیچ خطری به اکتشافات خود بپردازد. محیطی که برای این کودک درنظر گرفته می شود از لحاظ بهداشتی نیز باید کاملا تمیز باشد زیرا کودکان زیر دو سال برای کشف و بررسی بسیاری از چیزها آنها را به دهان می برند. وسایل ریز و آلوده باید از محیط نگهداری این کودکان حذف شود. مکان نگهداری کودک نباید کوچک باشد، نوپایان خیلی زود از محیطی که بستر کوچکی برای اکتشاف و بررسی دارد خسته و کلافه می شوند و بهانه گیری می کنند. محیط های کوچک با تعداد زیاد بچه ها امکان تخلیه انرژی را به کودک نمی دهد در نتیجه کودکی که از صبح در محیطی تنگ زندگی کرد با روحیه ای کلافه با مادری خسته همراه می شود و این اول ماجرای مادر و کودک و اصطکاک بین آنهاست.

عدم آگاهی و آموزش مربیان از نحوه رفتار با کودکان
کار با کودک در همه زمینه ها تخصصی است و ویژگی های خاص خودش را دارد اما متاسفانه در اغلب مهدهای کودک از مربیان کم تجربه و گاها حتی کسانی که رشته تحصیلی و روحیاتشان مناسب نگهداری از کودک نیست استفاده می کنند. در اغلب موارد این مربیان حقوق کمی دریافت می کنند. دغدغه های خارج از محیط مهد ممکن است در رفتار مربیان با کودک تاثیر منفی بگذارد.

شیوع بیماری های واگیردار در بین بچه ها
در محیط هایی که تعداد بچه ها زیاد است احتمال شیوع بیماری های مسری و واگیر بسیار زیاد است. گاهی حضور یک کودک بیمار موجب بیمار شدن کودکان دیگر خواهد شد. در صورت رعایت نکردن بهداشت تعداد زیادی از بچه ها درگیر یک بیماری واگیردار به مدت طولانی خواهند شد.
محاسن مهد رفتن کودکان
اگر کودک در سن مناسب به مهد برود فوایدی دارد که از جمله مستقل شدن و اجتماعی شدن کودک است. کودکی که در یک محیط عمومی ساعاتی از روز را در کنار کودکان دیگر و مربیان می گذراند به تدریج در انجام کارها و امور شخصی اش مستقل می شود و در مراودات خارج از محیط خانواده موفق تر عمل خواهد کرد. در مهد کودک ها آموزش های مناسب سن کودکان به آنها داده می شود که در پرورش خلاقیت و استعدادهای آنان موثر است.

این 25 رفتار را باید به کودکتان آموزش دهید




رفتارهای بی‌ادبانه فرزندتان همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات بچه‌ها تشخیص نمی‌دهند که پریدن وسط حرف دیگران، دست کردن در بینی‌شان یا بلند درمورد عیب دیگران در خیابان حرف زدن کار بی‌ادبانه‌ای است.پدرها و مادرها هم با این زندگی پرمشغله امروز همیشه فرصت نمی‌کنند که زمان کافی برای آموزش این مسائل بگذارند.اما اگر این ۲۵ رفتار مهم را در فرزندتان تقویت کنید، او را به کودکی فوق‌العاده مودب، مهربان و باتربیت تبدیل خواهید کرد.

رفتار ۱: وقتی چیزی از کسی می‌خواهید، بگویید، «لطفاً».

رفتار ۲: وقتی چیزی از کسی می‌گیرید، بگویید، «متشکرم».

رفتار ۳: هیچوقت بین صحبت بزرگترها نپرید مگر اینکه کارتان خیلی مهم باشد. مطمئن باشید وقتی حرفشان تمام شد متوجه شما شده و جوابتان را می‌دهند.

رفتار ۴: اگر نیاز است که فوراً توجه کسی را به خودتان جلب کنید، از عبارت «عذر می‌خواهم» استفاده کرده و پشت سر آن بقیه حرفتان را بزنید.

رفتار ۵: اگر برای انجام کاری تردید دارید، اول اجازه بگیرید. اینکار باعث می‌شود بعداً پشیمان نشوید.

رفتار ۶: برای دیگران هیچ فرقی نمی‌کند شما از چه چیزهایی خوشتان نمی‌آید. نظرات منفی‌تان را برای خودتان نگه دارید یا فقط با دوستانتان مطرح کنید.

رفتار ۷: هیچوقت درمورد خصوصیات ظاهری دیگران نظر ندهید مگر برای تحسین کردن آنها.

رفتار ۸: وقتی کسی از شما حالتان را می‌پرسد، پاسخ داده و شما هم حالشان را بپرسید.

رفتار ۹: وقتی در خانه دوستتان هستید، یادتان باشد موقع رفتن حتماً از پدر و مادرش تشکر کنید.

رفتار ۱۰: وقتی می‌خواهید وارد اتاقی شوید که در آن بسته است، ابتدا در زده و قبل از اینکه در را باز کرده و وارد اتاق شوید، منتظر بمانید که کسی اجازه دهد.

رفتار ۱۱: وقتی به جایی تلفن می‌کنید، حتماً ابتدا خودتان را معرفی کرده و بعد بخواهید که با فرد موردنظرتان حرف بزنید.

رفتار ۱۲: وقتی کسی هدیه‌ای به شما می‌دهد، حتماً از او قدردانی و تشکر کنید. حتی می‌توانید این کار را با یک ایمیل تشکر انجام دهید.

رفتار ۱۳: هیچوقت جلو بزرگترها از کلمات زشت استفاده نکنید. بزرگترها همه این کلمات را بلدند و اصلاً برایشان جذابیتی ندارد.

رفتار ۱۴: هیچوقت به کسی فحش ندهید.

رفتار ۱۵: به هیچ دلیلی کسی را مسخره نکنید. اینکار به دیگران نشان می‌دهد که آدم ضعیفی هستید.

رفتار ۱۶: حتی اگر بازی یا جمعی به نظرتان خسته‌کننده آمد، آرام بنشینید و تظاهر کنید که برایتان جالب است.

رفتار ۱۷: اگر موقع راه رفتن با کسی برخورد کردید، بلافاصله عذرخواهی کنید.

رفتار ۱۸: موقع عطسه یا سرفه کردن جلو دهانتان را بگیرید و هیچوقت در مکان‌های عمومی بینی‌تان را تمیز نکنید.

رفتار ۱۹: وقتی می‌خواهید از دری رد بشوید، نگاه کنید شاید لازم باشد در را برای کسی نگه دارید.

رفتار ۲۰: اگر دیدید والدین، معلم یا همسایه‌تان مشغول انجام کاری هستند، از آنها سوال کنید که می‌توانید کمکشان کنید یا نه. اگر پاسخشان مثبت بود آن کار را انجام دهید چون ممکن است کاری جدید یاد بگیرید.

رفتار ۲۱: اگر بزرگتری از شما می‌خواهد کاری انجام دهید، بدون غر زدن و با لبخند آن کار را انجام دهید.

رفتار ۲۲: وقتی کسی به شما کمک می‌کند. از او تشکر کنید. اینکار باعث می‌شود آن فرد دوست داشته باشد باز هم به شما کمک کند.


رفتار ۲۳: از وسایل غذاخوری درست استفاده کنید. اگر اینکار را خوب بلد نیستید، از والدینتان بخواهید به شما یاد بدهند یا به آنها نگاه کرده و یاد بگیرید.

رفتار ۲۴: موقع غذا خوردن روی پایتان دستمال بیندازید و در صورت لزوم از آن برای پاک کردن دور دهانتان استفاده کنید.

رفتار ۲۵: برای برداشتن چیزی از روی میز غذا خم نشوید، از دیگران بخواهید آن را به شما بدهند.

آسیب‌ شناسی اجتماعی فرار از خانه



امروزه جوامع گسترده به دلیل پیچیدگی‌های خاصی که در این نوع جوامع وجود دارد، با مشکلات و مسائل فراوانی در زمینه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی روبه‌رو هستند و همیشه همراه با پیشرفت با انواع آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو بوده‌اند. از جمله این آسیب‌ها می‌توان از ترک ناگهانی دختران از خانه یاد کرد، که این مسئله در جامعة ما به دلیل وجود معیارها و هنجارهای دینی و خانوادگی، یک نوع آسیب اجتماعی محسوب می‌شود که بایستی به دنبال ریشه‌یابی این مسئله باشیم و به جای پاک کردن صورت مسئله به دنبال یافتن راه‌حلّی مفید باشیم.


مسئله‌شناسی فرار از خانه:



تعریف فرار
:


فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد، غیرقابل‌تحمل و بعضاً تغییرناپذیر است. این عمل معمولاً به‌عنوان مکانیسم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرک‌های آزاردهنده و مضر و دستیابی به خواسته‌های موردنظر و عموماً آرزوهای دور و دراز انجام می‌شود.

امروزه در اکثر کشورهای جهان فرار از خانه به یک معضل جدّی اجتماعی تبدیل شده است. در جامعه ما نیز، مسئله فرار دختران به‌عنوان یک معضل مطرح می‌باشد.
اما در مورد مسئله فرار از خانه، می‌توان این‌گونه بیان کرد که اقدام به فرار هم از سوی پسران و (مردان متأهل) و هم از سوی دختران (و زنان متأهل) انجام می‌شود. البته دلایل چنین اقدامی توسط مردان متأهل و پسران با یکدیگر متفاوت است. زنان متأهل نیز اغلب به خشونت و مفاسد اخلاقی همسر یا اغفال و مفاسد اخلاقی خود از خانه متواری می‌شوند.
در شرایطی ممکن است که اقدام به فرار به همراه فردی از جنس مخالف با زمینة دوستی و قرار ملاقات انجام شود. اخیراً مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است. اما اغلب دختران به تنهایی فرار می‌کنند.
اغلب فرارها از شهرستان‌ها به مرکز و یا شهرهای بزرگ انجام می‌شود. هرچند که مبدأ و مقصد معدودی از فرارها نیز بالعکس می‌باشد و گاهی نیز از شهرهای کوچک و بزرگ به قصد عزیمت به کشورهای دیگر اتفاق می‌افتد.
برخی از دختران برای نخستین‌بار اقدام به فرار می‌کنند و دسته‌ای دیگر علی‌رغم تلاش‌های مددکاران برای بازگشت به محیط خانه و خانواده مجدداً از محیط خانه می‌گریزند.
تبیین عوامل مؤثر در فرار دختران:
آسیب‌های اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینه‌ها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل‌گیری آن مؤثر است.
الف) عوامل فردی:
این دسته از عوامل معطوف به عدم‌ثبات هیجانی - شناختی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
شخصیت‌های ضدّاجتماعی
ویژگی‌های این نوع شخصیت، به‌هم‌ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه و ارتکاب رفتارهای نابهنجار است که موردقبول جامعه نمی‌باشد. ولی معمولاً نزد عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص، ناپسند شمرده نمی‌شود. افراد روان‌رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی‌تفاوت بوده و کمتر آنها را رعایت می‌کنند. اعمال این افراد نظام اجتماعی را متزلزل می‌کند و رعایت ارزش‌های اخلاقی را به پایین‌ترین سطح آن تنزل می‌دهد، و در پند گرفتن از تجربیات، بسیار ضعیف بوده و در قضاوت‌های خود یک‌سویه می‌باشند. این نوع شخصیت‌ها عمدتاً از محیط خانه و مدرسه فرار می‌کنند.
شخصیت‌های خودشیفته:
این سنخ از شخصیت‌ها تمایل شدیدی به خودمحوری دارند و پیوسته به تمجدید و توجه دیگران نیازمندند. این افراد اغلب با رؤیاهایی در مورد مؤفقیت نامحدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند. اغلب این افراد والدینی داشته‌اند که نسبت به آنها محبت باثباتی نداشته یا سرد و طردکننده بوده‌اند یا بیش‌ازحد به آنها ارج نهاده‌اند.
نوجوانان خودشیفته به علّت سرکوب خواسته‌ها و فقدان ارضای تمایلات درونی از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می‌دهند.
آیزنک معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد. فرد برون‌گرا به دنبال لذّت‌جویی آنی است و دم را غنیمت می‌شمارد، تشنة هیجان و ماجراجویی است. کمتر قابل اعتماد می‌باشد، نمی‌تواند احساساتش را کنترل نماید و بدون تأمل عمل می‌کند.
شخصیت هیستریونیک (نمایشی):
نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد . دوست دارند با جوش و خروش صحبت کنند. مشخصة بارز آنها بیان اغراق‌آمیز، هیجانی، روابط طوفانی بین‌فردی، نگرش خودمدارانه و تأثیرپذیری از دیگران است. توجه کافی به درک موقعیت ندارند و تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند. این افراد برای آن‌که خود را ثابت کنند، هر تجربه‌ای را حتّی اگر برای آنان گران تمام شود و مشکلاتی را ایجاد نماید انجام می‌دهند.
از دیگر مشکلات روان‌شناختی که منجر به رفتارهای ضدّاجتماعی می‌شود، می‌توان به ضعف عزّت‌نفس، احساس کهتری، فقدان اعتمادبه‌نفس، اختلال خلقی دوقطبی و ... اشاره نمود. چنین افرادی معمولاً مستعد انجام کارهای نسنجیده، نظیر فرار از خانه می‌باشند.
به اعتقاد صاحب‌نظران، خانواده در شکل‌دهی به زندگی و رفتار فرد تا حدّ زیادی مؤثر است. اگر خانواده با مشکلات و آسیب‌های عدیده‌ای مواجه باشد، روند جامعه‌پذیری اعضای خانواده مختل می‌شود.
ب) روابط در خانواده:
خشونت:
فرار از خانه یکی از بازتاب‌های خشونت خانگی است که به دلیل تأثیرات اجتماعی قابل‌تأمل است. اعمال خشونت‌های روانی - جسمی از سوی اعضای خانواده، عامل بسیار مهمی در فرار دختران است. بسیاری از دخترانی که قربانی این خشونت‌ها می‌باشند، به دلیل ترس از آزاردهندگان و آبروی خویش، جرأت اظهار مشکلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار می‌کنند و در شرایطی که از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند، تمایلی به این کار ندارند. زیرا از محیط ناامن خانه می‌هراسند.
تبعیض:
بسیاری از والدین آگاهانه و یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی آنها از زندگی می‌شوند. تبعیض در مواجهه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبیه تبعیض‌آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعکس موجب سلب اعتمادبه‌نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می‌شود. تبعیض با روحیة حساس و عزّت‌نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران‌ناپذیری را بر روان آنها وارد می‌کند.
محدودیت مطلق:
در این نوع شیوة تربیتی، فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با سن و شرایط خویش محروم‌اند و باید نظر والدین را بدون آگاهی از علّت آن انجام دهند و حق اظهارنظر، دخالت یا تصمیم‌گیری را ندارند. در این خانواده‌ها به خواسته‌های مادّی - معنوی فرزندان توجهی نمی‌شود. لذا توانایی و مقاومت آنها درهم می‌شکند، و ازهر فرصتی برای عدم پیروی از هنجارهای خانواده بهره می‌برند و در صدد هستند با فرار از خانه، از این محدودیت‌ها رهایی یابند.
آزادی مطلق:
همان‌طور که عدم‌توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می‌تواند عامل فرار آنان از کانون خانواده باشد، توجه بیش از حد متعارف و در اختیار بودن امکانات فوق حد سنّی فرزند هم می‌تواند زمینة مسائلی چون فرار از خانه را ایجاد نماید.
وقتی که تمایلات و خواسته‌های فرزندان محقق می‌شود، لذا به محض ایجاد مشکلات و بحران‌ها و فشارهای زندگی، که در آن امکان تحقق برخی از آرزوها سلب می‌شود و یا در شرایطی که خواسته‌های فرزند به افراط می‌گراید و والدین با آن مخالفت می‌نمایند. فرزند، به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی) روحیة عدم‌درک منطقی شرایط، نازپروری و کاهش دامنة استقامت، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می‌گردد که نهایتاً می‌تواند زمینة فرار از خانه را فراهم نماید.
در این شرایط مسائل بسیار کوچک به دلیل پایین بودن آستانة مقاومت در نظر فرد بزرگ و غیرقابل‌تحمل جلوه می‌کند. چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه می‌کند و با احساس عمیق بیدادگری به متهم کردن اطرافیان می‌پردازد و معتقد است فرار او در جهت احقاق حق از دست رفتة خود بوده است. این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می‌شود.
اگر در شبکة روابط اجتماعی این مسئله را در نظر بگیریم فرد عضویت یافته در شبکه‌های ناباب، ارزش‌های نادرست گروه از جمله نحوة مقابله و برخورد با امر و نهی والدین، نحوة مخالفت و به کرسی نشاندن خواست‌ها و تمایلات نفسانی در خانه را درونی می‌کند و با دسترسی به فرصت‌های نامشروع، آنها را به مرحلة عمل می‌رساند. در این گروه‌ها رفتار کج‌رو و نابهنجار بسیار عادی و روال شده است و به‌عنوان ارزش‌های مدرن اشاعه می‌شود و نگرش‌ها و نصایح والدین به‌عنوان ارزش‌های منسوخ محسوب می‌شود. بر اساس تحقیقات حدود ۷۹ درصد از جوانان به همانندسازی با دوستان خود می‌پردازند.
وسایل ارتباط جمعی:
رسانه‌های نوشتاری و دیداری دارای کارکردهای سه‌گانه از جمله اطلاع‌رسانی هستند. زمانی که رسانه‌ها موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می‌کنند، در واقع افراد را نسبت به وضعیت افرادی که شرایطی نامساعد و بغرنج خانه را تحمل نکرده‌اند، مطلع می‌کنند و باعث می‌شود که آنها نیز همین عمل را در مواجهه با مسائل خانواده تکرار کنند. ضمن آن‌که قبح مسئله تا حدّ بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به‌عنوان یک عمل عادی جلوه می‌نماید. از سوی دیگر، برخی از فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشوق فرار از خانه است. ترویج روحیة استقلال‌طلبی غیرمنطقی در سنین نوجوانی، عدم‌رعایت احترام به بزرگترها، حتّی نمایش فرار جمعی از جوانان، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می‌تواند در شیوع این پدیده‌ها مؤثر باشد.
نقش رسانه‌های جمعی، به‌ویژه ماهواره و اینترنت، در رواج بی‌بندوباری اخلاقی، مقابله با هنجارهای اجتماعی، عدم‌پایبندی مذهبی و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است.
شهرنشینی:
بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روزافزون زندگی شهری، فرصت ارتکاب جرائم و رفتارهای ضدّاجتماعی را فراهم می‌کند. جاذبة شهرهای بزرگ، رفاه، تجملات شهری و امکانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می‌کند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امکانات فوق مهاجرت می‌نمایند و شهرهای بزرگ را با خرده‌فرهنگ‌های مختلف در هم می‌آمیزند و بدین‌ترتیب پایبندی به آداب و رسوم کاهش می‌یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می‌شود. گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل دختران را به‌سوی شهرها متواری می‌نماید.
تغییر ارزش‌ها:
انسان‌های دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزش‌ها گرفتار آمده‌اند و نمی‌دانند به کدامین سو حرکت کنند. از یک‌سو جامعه بستر نوینی از ارزش‌های اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد قرار می‌دهد و از سوی دیگر فرد را با بن‌بست‌های بسیاری در دستیابی به اهداف جدید مواجه می‌کند.
جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت روبه‌روست. گاه آن‌چه که اجتماع به‌طور عملی به او می‌آموزد با ارزش‌های خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می‌نماید. دختران امروز دچار درگیری با خویشتن می‌شوند و برای فرار از این حالت به شیوه‌های مختلفی نظیر فرار از خانه متوسل می‌گردند.
مشکلات اقتصادی:
برخی از صاحب‌نظران مشکلات اقتصادی را علّت عمدة آسیب‌های اجتماعی می‌دانند. البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی‌باشد. به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی تأثیرگذار است. فقر و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی زمینه‌ساز انواع رفتارهای نابهنجار می‌باشد.
امروزه فشار و مشکلات اقتصادی، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان‌آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیرمجاز را افزایش داده است. همین مسئله منجر به کم‌توجهی آنها نسبت به نیاز جوانان، رفع مشکلات عاطفی - روانی و تربیت صحیح و شایستة آنها گردیده است.
ضعف نظارت اجتماعی:
با انگیزه‌های فرار دختران از خانه در می‌یابیم که اکثر آنان برای کسب استقلال و آزادی روابط در خارج از خانه اقدام به فرار کرده‌اند. این بدین معناست که جامعه میزان نظارت‌های اجتماعی دولتی و مردمی را کاهش داده و آزادی بی‌قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است.
در حالی که این حدّ افراطی از آزادی مقبول بسیاری از خانواده‌ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می‌شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود کنند و این محدودیت و کنترل دختران را با عقده‌های روانی مواجه می‌نماید و آنان احساس خواهند کرد که خانواده آنها را درک نمی‌کند، در صورتی که به عکس خانواده به دلیل آینده‌نگری و مصلحت‌اندیشی فرزند می‌کوشد دختر را از حیطة خطر دور سازد. برخی دختران به دلیل حساسیت‌های روانی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی تعبیر می‌کنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می‌نمایند.

پیامدهای فرار دختران:
فرار دختران در واقع تعرض به قاعدة کهن و مرسوم زمان‌های دیروز و امروز است که نه خانه را محل امن و آرامش و آسایش می‌داند، نه محلی که باید از آن گریخت. این تعرض و جدال جامعه را تحریک کرده و آشفتگی‌های خاصی را دامن می‌زند. هنگامی که دختری به‌طور غیرمنطقی فرار می‌کند، خود و پیرامونش یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیب‌ها و خطرات زیادی قرار می‌دهد. این پیامدها در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل‌بررسی است.
پیامدهای فردی:
فرار آغاز بی‌خانمانی و بی‌پناهی است و همین امر زمینة ارتکاب بسیاری از جرایم را فراهم می‌کند. دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی‌گری، توزیع مواد مخدر، مشروبات الکلی و کالاهای غیرمجاز، روسپی‌گری، عضویت در باندهای مخوف و کثیف اغفال و فحشاء اقدام می‌کنند. برخی از این دختران پس از فرار در ساختمان‌های متروکه، پارک و خانه‌های فساد، شب را به صبح می‌رسانند و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند، فقط برای آن‌که بتوانند زنده بمانند. دختران فراری تمام پل‌های پشت سر خود را خراب و ویران می‌کنند. ارتکاب به نوع جرایم و فساد اخلاقی موجب می‌شود که دچار انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی شوند و برخی از آنها به دلیل سرافکندگی ناشی از تجاوزات دست به خودکشی می‌زنند.
از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران، روسپی‌گری و ابتلاء به انواع بیماری‌ها از جمله ابتلاء به ویروس HIV (عامل بیماری ایدز) می‌باشد. هر چقدر مدت زمان فرار فرد طولانی‌تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد، خطر ابتلاء به این‌چنین بیماری‌ها افزایش می‌یابد.
پیامدهای خانوادگی:
فرار دختران می‌تواند بزرگ‌ترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد. این عمل اولاً نشانه‌ای از ناکارآمدی خانواده در تربیت فرزند، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان و اختلافات خانوادگی است و ثانیاً از آن‌جا که فرجام و سرانجام دختران در اکثر موارد - چنان‌که ذکر گردید - گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است، لذا فرار به مفهوم لکه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می‌شود و بدین لحاظ است که فرار دختران کمتر توسط خانواده‌ها گزارش می‌شود و اغلب پس از بی‌نتیجه ماندن جستجوها و تلاش‌های خانوادگی، فرار دختران با عنوان فقدانی دختر یا دزدیده شدن او به مراجع قضایی گزارش می‌شود.
از طرف دیگر دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیراخلاقی نمی‌توانند به خانواده باز گردند، مگر آن‌که خانواده به این نکته توجه نماید که عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است. در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشکلات مضاعف خواهد بود.
پیامدهای اجتماعی:
جامعه‌شناسان معتقدند پدیده‌های اجتماعی همچون حلقه‌های زنجیر به هم متصل و وابسته‌اند، به‌طوری که افزایش نرخ آسیب‌هایی چون طلاق، بیکاری، اعتیاد، منجر به افزایش آسیب‌هایی نظیر فرار دختران می‌شود و نکتة قابل توجه آن‌که فرار دختران از خانه به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی منتهی می‌گردد.
آسیب‌های اجتماعی از جمله، فرار همچون امراض و ویروس‌هایی هستند که موجب ایجاد فضای مسموم در جامعه می‌شوند و می‌توانند ضمن لکه‌دار نمودن عفّت عمومی و شکستن حریم‌های اخلاقی، بهداشت روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و آسیب جدّی بر سلامت جامعه وارد نمایند.
از دیگر پیامدهای فرار دختران این است که هزینه‌های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می‌گذارد، بطوری‌که اقداماتی نظیر گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چندگانه امنیتی، بازجویی و مراحل قضایی، ایجاد مراکز مختلف - مانند کانون اصلاح و تربیت و مراکزی که قبلاً در زمینة سازماندهی دختران فراری، فعال بودند و نیز مسئولیت سازمان بهزیستی - که تماماً هزینة هنگفتی را بر جامعه تحمیل می‌نماید.
نقد برخی عملکردها:
در چند سال اخیر مراکز دولتی تحت عنوان خانه سلامت، خانه ریحانه و خانه سبز و ... برای کاهش آسیب‌های ناشی از فرار دختران و بازتوانی آنها و ارجاع افراد به خانواده تأسیس گردید و پس از چندی متوقف شد. در این بخش به چند نمونه از اشکالات این مراکز اشاره می‌شود:
مؤسسین چنین مراکزی هرگز به ریشه‌ها و علل فرار دختران توجهی نداشتند، بلکه در یک حالت انفعالی با پذیرش مسئله فرار دختران مأمنی موقت را طراحی کرده بودند که متأسفانه به دلیل عدم‌سرعت در شناسایی دختران، عمدتاً دختران فراری پس از آسیب‌های فراوان به مراکز وارد می‌شدند.

  • این مراکز، محیطی برای آشنایی دختران فراری با یکدیگر و کسب اطلاعات و تجربیات برای افراد تازه‌کار از دخترانی بود که برای چندمین‌بار از خانه متواری می‌شدند.
  • هیچ دختر فراری، شخصاً به این مراکز مراجعه نمی‌نمود و اغلب پس از مواجهه با مشکلات متعدد و دستگیری به این مراکز فرستاده می‌شد. لذا اگر فرد شخصاً احساس ناامنی، ناتوانی و نیاز نمی‌کرد و محیط خارج را می‌شناخت، به این مراکز مراجعه نمی‌نمود.
  • این مراکز درصدد بودند تا برای دختری که از نظر روانی به تعادل رسیده و از نظر اخلاقی می‌تواند به جامعه باز گردد، کمک‌هایی را برای داشتن خانة مستقل ارائه دهند که خود عاملی برای تکرار و رغبت به کار بود.
  • دختران فراری در این مراکز، اطلاعاتی در مورد شرایط خانوادگی، کارهایی که در مدت فرار انجام داده بودند، علّت حضور در مرکز، برنامه‌های آتی، هنجارها و خرده فرهنگ‌های خیابان از یکدیگر جذب می‌کردند و کار خود را توجیه می‌نمودند، زیرا مشاهده می‌کردند افراد زیادی مانند آنها فرار کرده‌اند، لذا جسورتر می‌شدند.

به راستی چرا چنین مؤسساتی با هزینه‌های هنگفت و بدون کارشناسی و سنجش اشکالات احتمالی کار تأسیس می‌شوند و بعد از مدت زمانی منحل می‌گردند؟!
پیشنهادات:
همان‌طور که ذکر گردید، دختران فراری از بین اقشار مختلف می‌باشند و با انگیزه‌ها و علل گوناگونی اقدام به فرار می‌کنند و پیامدهای فرار آنان خانواده و جامعه را تهدید می‌کند. زمینه‌هایی برای مقابله با این مسئله وجود دارند، از جمله:

  • توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف تربیتی، اقتصادی، فرهنگی آنها از طریق دولت؛
  • تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی مؤثر در امداد خانواده از جهات مختلف، نظیر کمیته امداد امام خمینی، بنیادهای خیریه، صندوق‌های قرض‌الحسنه و ...؛
  • احیای سنت‌های دینی و حاکمیت ارزش‌های اجتماعی اسلام نظیر وجوب احترام به والدین، رسیدگی به خویشاوندان، نظارت‌های فامیلی چون ولایت پدر، جدّ پدری، برادر بزرگتر.

نظر به این‌که با استناد به اطلاعات و تحقیقات، بیشتر دختران فراری از بین خانواده‌های نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، به کارگیری تمام تمهیدات برای پیشگیری و کاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراکز مشاوره ، تشویق به شرکت در کلاس‌های آموزش حقوق و تکالیف زوجین قبل از عقد رسمی، ترغیب در مراجعه به مراکز مشاوره از طریق اهرم‌های دولتی و... ضروری است. نهایتاً چنان‌چه خانواده‌ای به دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیکاری و بیماری همسر از هم گسسته شد، می‌توان خانواده را موظف نمود که وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی که از سوی دولت مشخص می‌شود، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشکلات فرزندان چنین خانواده‌هایی تلاش می‌نماید و نسبت به رفع خشونت‌ها و مشکلات این خانواده‌ها اقدام نماید.
از آن‌جا که بسیاری از دختران فراری (۷۰%) در سنین ۱۴ تا ۱۶ ساله و در دوره‌های حساس نوجوانی قرار دارند و با مشکلات متعدد خاص این دوره مواجه می‌باشند، لذا بخشی از پیشنهادات برای پیشگیری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می‌باشد.
همچنین برخی دیگر از پیشنهادات مربوط به سایر عوامل اجتماعی است که در کاهش فرار دختران دخیل می‌باشد:

  • نظارت، ارزشیابی و بازتعریف وظایف دستگاه‌های ذی‌ربط در امور مربوط به اقشار آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر برای هماهنگی و وحدت رویه و بهینه‌سازی و حتّی ادغام آنها؛
  • تأسیس یک مرکز توانمند برای جمع‌آوری آمار و اطلاعات منطقه‌ای، کشوری، بین‌المللی دختران فراری و شبکه‌های مربوط.
  • تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدیّن برای این مسئله خاص.
  • ضرورت آشنایی نیروهای نظامی به‌ویژه پلیس زن با مسائل روان‌شناسی دختران فراری و خرده‌فرهنگ آنها.
  • اعمال مجازات‌های بسیار سنگین، علنی و جدی (در ملاء عام) برای باندهای فساد، اغفال، تجارت جنسی.
  • قانونمند نمودن نحوة درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوءاستفاده از بیان جزئیات فرار به دلیل بدآموزی و اشاعه منکرات و جلوگیری از قهرمان‌سازی مطبوعاتی از این عاملین؛
  • به‌کارگیری نیروهای مردمی و سازمان‌های غیردولتی برای امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع‌رسانی به نیروهای امنیتی.
  • تقویت نظارت‌های اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارت‌های مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر برای پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادی‌های اجتماعی.