مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

کودکانتان را به همکاری تشویق نمایید!


کار کردن یکی از کلماتی است که معمولاً بچه ها دوست ندارند بشنوند چون انجام این کارها نمی گذارد آنها بازی کنند. بچه ها معمولاً بر سر اینکه چه کسی چه کاری انجام دهد و چه کسی کار بیشتری انجام می دهد و چه کسی کمتر، با هم دعوا می کنند.

یک راه برای اجتناب از این دعواها این است که از ابتدا یک دیدگاه مثبت نسبت به کارهای خانه برای بچه ها ایجاد کنید. این عمل موجب می شود بچه ها با ترس و دلهره به این کارها نگاه نکنند و آن را یک بخش مهم از زندگی خانوادگی شان بدانند.

انجام کارها را برایشان سرگرم کننده کنید. اگر فرزندتان ببیند که شما از اینکه در حال تمیز کردن خانه هستید ناراحتید و یا ببیند شما و همسرتان بر سر اینکه چه کسی خانه را تمیز کند با هم بحث و مشاجره می کنید، مطمئناً تمیز کردن برای آنها هم کاری که با رضایت انجام دهند نخواهد بود. جلوی فرزندانتان همراه با همسرتان کار کنید. به همسرتان لبخند بزنید و از اینکه در انجام کارها به شما کمک کرده از او تشکر کنید. می توانید هنگام تمیز کردن خانه، شاد باشید و به این ترتیب به فرزندانتان نشان دهید که می شود هنگام کار کردن هم شاد بود و از انجام آن لذت برد.

مزایای کار کردن با هم را به طور منطقی برای آن ها توضیح دهید. به فرزندانتان بگویید که انجام وظایف شان در خانه کمک بزرگی به خانواده می کند و اگر آن ها با هم کار کنند می توانند سریع تر وظایف شان را انجام دهند و به این ترتیب هر کدام کار کمتری خواهند داشت. به آن ها بگویید می توانند انجام وظایف شان را به یک بازی تبدیل کنند که در آن مثلاً خدمتکار هتل (یا هر چیز دیگری بنا به تخیل شان) هستند.

وقتی می بینید که بچه ها دارند به کمک هم خانه را تمیز می کنند آن ها را تشویق کنید. تشویق پدر و مادر برای بچه های کوچک تر خیلی مهم است و اگر به کار و تلاش آن ها اهمیت داده شود احساس خوبی نسبت به کاری که انجام می دهند خواهند داشت

فرزندانتان را در تصمیم گیری در مورد کارها دخالت دهید. یک جلسه ی خانوادگی برگزار کنید و در مورد اینکه دوست دارید آنها این هفته چه کارهایی انجام دهند، بحث کنید. بگذارید آنها هم وارد بحث شوند و اگر به اندازه ی کافی بزرگ هستند در مورد اینکه هر کس چه کاری انجام دهد با هم تصمیم بگیرید. اگر یکی از بچه ها از تمیز کردن دست شویی متنفر است، اجازه دهید تا بچه ها بین خودشان بحث و مذاکره کنند. به این ترتیب به آنها یاد می دهید که چگونه برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم سازش و مصالحه کنند. روی بحث هایشان نظارت کنید و مطمئن شوید که وظایف به طور عادلانه تقسیم شود.


وقتی می بینید که بچه ها دارند به کمک هم خانه را تمیز می کنند آن ها را تشویق کنید. تشویق پدر و مادر برای بچه های کوچک تر خیلی مهم است و اگر به کار و تلاش آن ها اهمیت داده شود احساس خوبی نسبت به کاری که انجام می دهند خواهند داشت. به آن ها یاد بدهید که برای کمک گرفتن از دیگران در انجام کارها “خواهش”‌ کنند و از کسی که به آنها کمک کرده “تشکر”‌ کنند.

اگر بچه ها وظایف شان را انجام نمی دهند یا اگر نمی توانند بدون دعوا با برادر یا خواهرشان کار کنند، جریمه هایی برای آن ها در نظر بگیرید. برای تأثیر بیشتر، این کارشان را یک تخلف که باعث رنجش و دلخوری شما می شود محسوب کنید.

به عنوان مثال اگر پسرتان همیشه زباله ها را بیرون می برد اما الان فراموش کرده این کار را انجام دهد و زباله های درون آن کمی بیرون ریخته، او را مجبور کنید تا سطل را خوب تمیز کند.

یا مثلاً اگر دخترتان صبح ها تختش را مرتب نمی کند، او را مجبور کنید که ملحفه ی همه ی تخت ها را عوض کند و پس از آن دوباره همه ی آن ها را مرتب کند.

اگر فرزندانتان همیشه با هم دعوا می کنند آن ها را هم مجبور کنید تا به شما در تمیز کردن کل خانه کمک کنند.


نکات و هشدارها
برای انجام وظایف، به بچه ها جایزه و یا پول ندهید چون این کار باعث می شود آن ها از شما انتظار داشته باشند به ازای هرکاری که در خانه انجام می دهند جایزه دریافت کنند. کارهای خانه مسئولیت هایی هستند که با عضویت در یک خانواده به وجود می آیند.

رابطه نامناسب کودک و مادر، سرچشمه بدبینی است



یک روانشناس با اشاره به بدبینی به عنوان نوعی اختلال، ریشه بدبینی را به تجارب دوران کودکی و رابطه کودک و مادر دانست که بر اساس آن دنیا تهدیدکننده و افراد تهدید محسوب می‌شوند.

حجت‌الله فراهانی در گفت‌و‌گو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس اظهار داشت: بدبینی اصطلاحی کلی است و طبقه‌بندی مختلفی دارد گاهی بدبینی اختلال شخصیت است که از ابتدای کودکی نشانه‌هایی از بدبینی در فرد دیده می‌شود و بعد از 18 سالگی نیز قابل تشخیص است.
وی افزود: هذیان بدبینی با اختلال شخصیت بدگمان نیز فرق می‌کند به این صورت که فرد قبلاً سالم بوده اما بر اثر ضربه‌ای دلخراش و به صورت ناگهانی دچار هذیان و آسیب شده است.
این متخصص بهداشت روان ادامه داذ: به طور کلی بدبینی بر اساس تجارب دوران کودکی و دلبستگی‌های این دوران به وجود می‌آید. اگر رابطه کودک و مادر، نزدیک و همراه با دلبستگی نباشد او دنیا را تهدیدکننده می‌بیند و بعد‌ها نیز این نگاه را به سایر ارتباطات اجتماعی‌اش گسترش می‌دهد در واقع بدبینی‌های کودک با افزایش سن کلی‌تر می‌شود.

فراهانی تصریح کرد:گاهی فرد در دوران نوجوانی آسیب می‌بیند و نسبت به افراد جامعه بد بین می‌شود در برخی موارد نیز بدبینی در بزرگسالی اتفاق می‌افتد و ریشه در برخی اتفاقات مانند معاملات اقتصادی ناموفق دارد.
وی افزود: هسته اصلی بدبینی این است که فرد دنیای بیرون را تهدید کننده بداند نه فرصتی برای تعامل. بنابراین در باید در تعاملات با افراد جامعه آنها را فرصت تلقی کنیم نه تهدید.

این متخصص بهداشت و روان گفت: نتیجه بدبینی این است که اگر دنیا را تهدید کننده بدانیم بدبین می‌شویم و بدبینی استرس زیادی به ما می‌دهد و ما را دست به عصا می‌کند.
فراهانی گفت: آدم وقتی بدبین می‌شود شروع به فرضیه سازی می‌کند گاهی افراد می‌گویند اگر خوش‌بین نبودم این بلاها سرم نمی‌آمد ممکن است این افراد در برخورد با یک درصد جامعه دچار مشکل شوند اما آن را به تمام افراد جامعه تعمیم می‌دهند. این افراد در قضاوت‌های عادی هم بدبین هستند.
این متخصص بهداشت و روان گفت: نگاه افراد بدبین سیاه و سفید است و قادر نیستند تا نگرش نسبی داشته باشند.
وی افزود: درمان این اختلال شناختی است و باید روی افکار افراد بدبین کار شود.باید به آنها یاد داد که برخی افراد قابل قبول هستند، از برخی باید فاصله گرفت و با برخی باید مماس حرکت کرد.آنها باید نگاه صفر و یک خود را در ارتباط با افراد ترک کنند همچنین باید مهارت‌های ارتباطی را یاد گرفته تا بداند با دیگران چگونه ارتباط برقرار کند.
فراهانی تصریح کرد: متأسفانه گاهی اوقات افراد بدبین حریم خصوصی خود را رعایت نمی‌کنند و همه چیز را به دیگران می‌گویند اینها افرادی هستند که مهارت‌های ارتباطی را یاد نگرفتند.

وی ادامه داد: این به خاطر ناامنی دنیا نیست بلکه نحوه ارتباط آنها نادرست است افراد باید فرق همکار دوست، همسر و غیره را بدانند و اینکه آیا زمان برای اعتماد لازم است یا خیر.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران پزشکی گفت: هر کس در زندگی نقش خاصی دارد و نباید نقش ها جابجا شود گفتن اسرار به همکار مناسب نیست باید آرام آرام به او نزدیک شد او را شناخت و بعد بخشی از حریم شخصی را با او در ارتباط گذاشت .
فراهانی تصریح کرد: در خصوص این افراد نیز باید ارزش ‌های فکری و تگرش‌ها را تغییر داد و به آنها نشان داد که دنیا هم آدمهای خوب دارد و هم بد و مهارت‌های ارتباطی ضعیف ما موجب این مشکل شده است.

قصه‌گویی و تأثیر آن بر رشد زبانی کودک زیر دو سال ‌




یک کارشناسی ارشد روانشناسی در یزد گفت: قصه گویی برای کودک زیر دو سال در رشد زبانی و ارتباط مادر و فرزند موثر است.


وجیهه ابراهیمی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران‌(ایسنا)، منطقه یزد، گفت: قصه‌گویی یک نوع انتقال آموزش‌ها و تشویق‌های بزرگسالان به زبان کودکی است و همه قصه‌ها از قصه‌های کهن مادربزرگ‌ها تا قصه‌های امروزی، آموزش‌های خاصی را بطور غیر مستقیم به کودکان می‌آموزد، به عبارتی‌ ترس‌ها، اضطراب‌ها، آرزوها و آنچه کودک در فکر و خیالش دارد، از طریق قصه به وی انتقال می‌شود.


وی ادامه داد: در بسیاری از اوقات، از قصه گویی برای کودکان به منظور ارائه آموزش‌های اجتماعی ‌یا درمان مشکل آنها استفاده می‌شود، بدین معنا که کودکان برای کنار آمدن با مشکلاتشان با شخصیت اصلی قصه، همزاد‌پنداری کرده، حل مساله می‌کنند یا از آن درس می‌گیرند.

ابراهیمی تصریح کرد: آنچه مهم است اینکه هدف از قصه گویی برای کودکان چیست؟ یا کودک با چه مساله‌ای روبروست؟ به عبارت دیگر حتما هم نباید کودک مشکل داشته باشد و با قصه‌گویی درصدد رفع آن برآمد. ولیکن کودک با توجه به دغدغه‌ها و فکر و خیال‌هایش بتواند با شخصیت داستان همزادپنداری کند و به حل مساله هم برسد.

وی گفت: از طریق قصه گویی، بسیاری از آموزش‌ها، مهارت‌های زندگی، مهارت‌های اجتماعی، کنار آمدن با ترس‌ها و اضطراب‌ها و ارتباط با همکلاسی‌ها آموزش داده می‌شود.

این کارشناسی ارشد روانشناسی خاطرنشان کرد: در بسیاری از داستان‌هایی که بصورت روتین گفته می‌شود، روانشناسان روی آنها کار می‌کنند، قصه بر اساس مهارت‌های عقلانی کودک گفته می‌شود و مشکلات مقاطع مختلف سنی نظیر پیش دبستانی و دبستان را بررسی می‌کنند.

وی اضافه کرد: گاهی مادرها نیز ناخودآگاه از این مهارت استفاده می‌کنند و براساس آنچه کودک‌شان با آن درگیر است و مشکلات و دغدغه‌های او، قصه‌هایی می‌گویند‌ یا قصه‌سرایی می‌کنند.


کارشناسی ارشد روانشناسی در مورد قصه‌گویی برای کودک زیر دو سال هم بیان کرد: قصه گویی برای کودک زیر دو سال یک نوع ارتباط محسوب می‌شود و ممکن است کودک اصل داستان را متوجه نشود، ولی آن را یک چیز دنباله دار می‌داند و مهارت خاصی نیز به وی آموزش داده می‌شود.

وی ادامه داد: قصه گویی برای کودکان زیر دو سال برای کسب مهارت‌های گفتاری بسیار مفید است و کودکان آنها را در حافظه خود نگه داشته و در هم کلامی با دیگران از آن بهره می‌برد.

ابراهیمی افزود: از آنجایی که کودک زیر دو سال هنوز ارتباط زیادی با اطراف خود ندارد، مهارت خاصی از طریق قصه گویی به او آموزش داده می‌شود، به عبارتی ‌قصه گویی برای کودک زیر دو سال در رشد زبانی و ارتباط مادر و فرزند موثر است.

برای بلوغ زودرس و دیررس کودکان نگران نباشید!


علی ربانی، فوق تخصص غدد کودکان گفت: نباید خانواده‌ها در هنگام بروز علائم بلوغ زودرس وسواس داشته باشند. دخالت پزشکی در امر بلوغ، امری آکادمیک نیست و نمی‌توان بلوغ را به خاطر افزایش قد کودک نگه‌داشت.

وی اظهار داشت: آشکار شدن علائم بلوغ در پسران در سن زیر 9 سال و در دختران در سن زیر 8 سال، بلوغ زودرس نامیده می‌شود اما بر اساس آماری که اخیراً در دنیا و در ایران به دست آمده است. به ظاهر شدن علائم بلوغ در دختران در سن زیر 7 سال نیز بلوغ زودرس می‌گویند.
فوق تخصص غدد کودکان گفت: دغدغه‌هایی که برای بلوغ زودرس در خانواده‌ها وجود دارد به دلیل آن است که اولاً سن کودکان بسیار کم است و ممکن است از نظر آداب و روابط اجتماعی نتوانند خود را با آن وفق دهند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: بعضی از کودکانی که دچار بلوغ زودرس می‌شوند ممکن است به طور غیرمتعارف قد نهایی‌شان از قد بیولوژیک و قدی که به طور ژنتیک برای آنها پیش‌بینی شده است کمتر شود که تشخیص این امر با پزشک غدد اطفال است.
ربانی ادامه داد: دخالت پزشک در بلوغ زودرس کودکان الزامی نیست و پزشک متخصص غدد فقط در مواردی دخالت می‌کند که قد کودک در حال سوختن باشد یا از نظر فرهنگی خانواده نتواند بلوغ زودرس کودک را تحمل کند.
فوق تخصص غدد کودکان با بیان این مطلب که نباید خانواده‌ها وسواس داشته باشند و در هنگام بروز علائم بلوغ زودرس به پزشک مراجعه کنند گفت: دخالت پزشکی در امر بلوغ امری آکادمیک نیست و نمی‌توان بلوغ را نگه داشت به این خاطر که قد کودک بیشتر رشد کند.
فوق تخصص غدد کودکان به بلوغ دیررس نیز اشاره داشت و گفت: اگر در دختران تا 13 سالگی و در پسران تا 15 سالگی هیچ آثاری از بلوغ مشاهده نشد بلوغ دیررس به وجود آمده است که مشکل کمتری نسبت به بلوغ زودرس به وجود می‌آورد.
ربانی خاطرنشان کرد: با توجه به قابلیت‌های درمانی که در کشور وجود دارد خانواده‌ها نباید به هیچ وجه نگران بلوغ زودرس یا دیررس کودک خود باشند و اگر چنین اتفاقی رخ داد خانواده‌ها باید آرامش داشته باشند و اگر نیازی بود با پزشک متخصص غدد مشورت داشته باشند.

کودک‌آزاری و تفاوت آن در والدین معتاد و عادی




نتایج یک پژوهش در کشور نشان می‌دهد: بین انواع کودک‌آزاری در دو گروه والدین معتاد و عادی تفاوت معناداری وجود دارد.


این پژوهش در ابتدا با اشاره به این که کودک‌آزاری یکی از مشکلات شایع و پیچیده روانی اجتماعی جامعه امروزی است، این پدیده و تجربیات ناگوار دوران کودکی را دارای آثار و پیامدهای درازمدت و ناخوشایندی بر تحول و سازگاری شخصیت در دوران بزرگسالی دانسته و می‌افزاید: کودک‌آزاری طیف گسترده‌ای داشته و در هر جامعه‌ای دارای شدت و ضعف است. در مجموع، کودک‌آزاری به روش‌های مختلف از جمله کار، استثمار کردن، ایذای کودکان توسط والدین یا ناپدری و نامادری یا نابرادری و ناخواهری، نظام آموزشی ناکارآمد و ... ظهور می‌کند.


بر اساس این پژوهش، بدرفتاری با کودکان از دیدگاه‌های مختلف قانونی، پزشکی، اجتماعی و ... تعریف شده است و شامل هر گونه بدرفتاری جسمی و جنسی و روانی با کودک یا غفلت فرد بالغ (بالای 18 سال) از کودک (زیر 18 سال) معیار قضاوت بدرفتاری معمولات قضاوت اجتماعی یا به عبارت دیگر همه اعمال خشونت‌آمیز یا غیرخشونت‌آمیز یا غفلت است که کودک را در معرض خطر قرار می‌دهد.


پژوهش‌های بسیاری هم نشان داده است که سابقه بدرفتاری دوران کودکی که پیامدهای منفی و فراوانی دارد ممکن است منجر به اختلالات و آسیب‌های روانی شود. امروز پدیده کودک‌آزاری و عوارض ناشی از آن بخش وسیعی از مطالعات و تحقیقات را در برگرفته است. از سال 1990 به بعد روانشناسان ، جامعه‌شناسان، پزشکان، روانپزشکان، و مددکاران اجتماعی، سالانه بیش از 500 مقاله درباره موضوع کودک‌آزاری منتشر کرده‌اند که این پژوهش‌ها خود شاهدی بر اهمیت موضوع است.

بر اساس آمار موجود، سالانه حدود 3 میلیون کودک (4 درصد تمام کودکان زیر 17 سال جهان) به شدت مورد ضرب و جرح قرار می‌گیرند. طبق گزارش اداره خدمات بهداشتی و انسانی آمریکا در سال 2000 از هر یکهزار کودک آمریکایی، 30 کودک مورد غفلت قرار گرفته و 18 کودک از نظر جسمی و جنسی و روانی آزار دیده‌اند. فشار روانی ، فقر، ارزش‌های پدرسالارانه،‌ بیماری روانی و اختلال شخصیتی را عوامل عمده در سبب‌شناسی بدرفتاری با کودک یا خشونت خانگی ذکر کرده‌اند.


انزوا،‌ بیکاری، مشکلات خانوادگی، بی‌سوادی و نداشتن مهارتهای سرپرستی نیز به عنوان علل کودک‌آزاری مطرح شده است.


پژوهش حاضر که با همکاری فخرالسادات خسروانی ، مختار ملک‌پور ، احمد عابدی و مریم حریری انجام شده، در ادامه به وضعیت کودکان آزار دیده والدین معتاد پرداخته است: در خانواده‌هایی که پدر یا مادر در بدترین حالت ممکن هر دو معتاد هستند کودکان در شرایط گوناگون در معرض آزار قرار می‌گیرند. والدین معتاد قادر نیستند یک الگوی رفتاری درست را با فرزندان خود دنبال کنند. گاهی قبل از استفاده از مواد مخدر یعنی زمانی که به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند در برابر کوچک‌ترین عمل فرزندانشان واکنشی خشن از خود نشان می‌دهند اما ممکن است پس از مصرف مواد مخدر یعنی زمانی که به آرامش رسیدند به شکل افراطی به کودکانشان محبت کنند. فرزندان چنین والدینی هیچ گاه مفهوم درست عمل درسد و غلط را درک نمی‌کنند.

بنا بر این پژوهش، اغلب کودک‌آزاری را باید نشانه‌ای از یک اختلال در کل خانواده تلقی کرد و فقط با درک عواملی که در رویداد چنین امری دخیل هستند می توان اقدام مقتضی برای رفع آن انجام داد.

اعتیاد والدین اثری طولانی بر سلامتی و ایمنی کودکان دارد . یکی از ریسک‌فاکتورهای کودک‌آزاری را وابستگی به مواد و تغییرات خلقی ناشی از آن ذکر کرده‌اند. مصرف الکل و سایر مواد نیز از ریسک‌فاکتورهای کودک‌آزاری جسمی است.

هیچ یک از دو فرد آزارگر دقیقا مانند یکدیگر نیستند اما عوامل مشترکی برای شناسایی آزارگران مستعد وجود دارد. بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که احتمال کودک‌آزاری در والدین با سابقه افسردگی، اضطراب،‌ مشکلات سلامت روانی و عمومی بیشتر است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد برخی ویژگی‌های کودکان نیز ممکن است در ‌آزار دیدن آنها نقش داشته باشد. البته بسیاری از این ویژگی‌ها خود جزء پیامدهای آزار محسوب می‌شوند. به عبارت دیگر بین ویژگی‌های کودک و آزار دیدن آنها رابطه متقابل وجود دارد.

تحقیقات نشان می‌دهد بین کودک‌آزاری و مشکلات سلامت روان در والدین رابطه وجود دارد . بر اساس این تحقیقات، پدرهایی با سابقه مشکلات روانی همچون افسردگی و اضطراب کودک‌آزاری بیشتری مرتکب می‌شوند. این پدرها برای حل مشکلات درون‌گروهی خانواده غالبا از زور و قدرت بدنی استفاده می‌کنند. ادلسون نیز دریافت که بین ویژگی‌های مادر و کودک‌آزاری رابطه وجود دارد و مادرهای کودک‌آزار اغلب دارای مشکلات سلامت روان بویژه افسردگی و اضطراب بوده و مهارتهای والدینی ضعیف دارند.

کودک‌آزاری به هر شکلی صورت گیرد پیامدها و عواقب ناگواری دارد اما خطر مشکلات عاطفی و سازشی زیادتر است. پیامدهای کودک‌آزاری را می‌توان در دو جلوه جسمانی و روانی بررسی کرد. شکستگی‌ها، کبودی بدن، معلولیت جسمانی،‌در نهایت فوت کودک جلوه‌های جسمانی کودک‌آزاری است و اختلالات روانی مانند افسردگی اضطراب فراگیر ، اختلال استرس پس از سانحه،‌پرخاشگری و ... تظاهرات روانی کودک‌آزاری است.


با توجه به تاثیرات منفی کودک‌آزاری بر جنبه‌های مختلف رفتاری و عاطفی فرد و پیامدهای منفی از جمله گرایش به مواد مخدر، پژوهش پیش رو به بررسی این نکته پرداخته است که آیا بین کودک‌آزاری در دوران کودکی و اعتیاد در دوران جوانی و بزرگسالی رابطه وجود دارد؟

این تحقیق بر روی افراد معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد در طول سال 89 (50 نفر) و افراد عادی (50 نفر) با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری تصادفی مرحله‌ای انتخاب شدند. افراد عادی پرسشنامه سلامت عمومی را پر کرده و سلامت آنها تایید شده و همچنین سن و جنس افراد عادی با افراد معتاد همتاسازی شده بود.

پژوهش فوق، متشکل از 38 سوال از شرکت‌کنندگان بوده که 4 سوال از حوزه آزار جسمی، جنسی ، عاطفی و غفلت را مورد تشخیص و ارزیابی قرار داده است. از میان سوالات این مقیاس 8 سوال برای آزار جسمی، 5 سوال برای آزار جنسی، 14 سوال برای آزار عاطفی و 11 سوال برای بی‌توجهی و غفلت در نظر گرفته شد.

یافته‌های پژوهش نشان داد بین انواع کودک‌آزاری،‌ در دو گروه معتاد و عادی تفاوت معناداری وجود دارد بدین صورت که میانگین نمرات در هر چهار نوع کودک‌آزاری در گروه معتادان بیشتر از گروه عادی است.

بر این اساس افراد معتاد در دوران کودکی نسبت به افراد عادی بیشتر در معرض انواع کودک‌آزاری قرار گرفته‌اند. یافته‌های تحقیق حاضر همسو با نتایج به دست آمده از تحقیقات اریکسون و دیگران بوده است. آنها در این تحقیقات نشان دادند کودکانی که از لحاظ جسمی و روانی مورد غفلت واقع شده‌اند نسبت به همسن و سالان خود مشکلات در خور توجهی در سازگاری شخصی و رفتارهای پرخطر هیجانی از جمله اعتیاد دارند.

همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که آزارهای عاطفی دوران کودکی با رفتارهای ناسازگارانه و رفتارهای پرخطر همچون اعتیاد در نوجوانی رابطه دراد. سرزنش خود،‌احساس گناه به خاطر حادثه رخ داده، و مشکل در تنظیم هیجانات از دیگر مشکلات کودکان آزار دیده است. کودکان آزار دیده عزت نفس، و اعتماد به نفس پایینی دراند و خود را کمتر از دیگران می‌بینند.

نتایج پژوهش حاضر با یافته‌های تحقیقاتی که نشان داده‌اند بین سابقه اعتیاد با کودک‌آزاری ناشی از غفلت ارتباط معناداری وجود دارد همسو بوده است؛ بدین ترتیب که شیوع اعتیاد در خانواده کودکان آزار دیده به طور معنی‌داری بالاتر از شیوع آن در خانواده‌های کودکان آزار ندیده است.

در تبیین نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت آزاردیدن در دوران کودکی به عنوان عامل زمینه‌ساز برای بروز بسیاری از نابسامانی‌های بزرگسالی شناخته شده است؛ اما تا کنون در ایران مطالعات در خور توجهی در خصوص افرادی که در کودکی آزار دیده و در بزرگسالی مبتلا به اعتیاد شده‌اند انجام نشده است.

همچنین از نتایج این تحقیق چنین استنباط می‌شود که سوءرفتار و آزار کودکان به عنوان مساله عمده اجتماعی در سراسر دنیاست و عوامل بسیاری در بروز آن موثر هستند. این پژوهش هشداری است برای والدین معلمان و مسوولان تا با اجرای برنامه‌های گسترده ‌آموزشی و مداخله‌ای موقع و کارا از شیوع این پدیده در خانواده و جامعه جلوگیری کنند.