مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چند باور اشتباه رایج در مورد پدرها

بیشتر مقاله ها در همه سایت ها به مادر و کودک او مربوط هستند و کمتر مطلبی را می توان پیدا کرد که به نگرانی های پدرها نیز پرداخته باشد. به همین دلیل، ما در اینجا 5 باور غلط در مورد پدرها برایتان نوشته ایم.
به همین دلیل، ما در اینجا 5 باور غلطی که در مورد پدرهایی که در انتظار تولد فرزند خود هستند یا آنها که به تازگی بچه دار شده اند برایتان نوشته ایم تا شاید در این زمینه به مردها نیز توجه بیشتری صورت بگیرد.


بزرگ ترین باور غلط در مورد مردها:
«پدر خوب» است. این عبارن هیچ مفهومی ندارد. به چه کسی پدر خوب گفته می شود؟ مردی که همه نیازهای همسر و فرزندان خود را برآورده کند؟ برای آشنایی بیشتر با این باورهای غلط با ما همراه باشید.

نخستین باور اشتباه: فقط احساسات مادر باردار مهم است و روحیه پدر در رشد جنین تاثیری ندارد.
درست است که در طول بارداری، این مادر است که تغییر می کند و به همین دلیل، احساسات و روحیه او می تواند بر رشد کودک تاثیر مستقیم داشته باشد. اما پدر به عنوان عضوی از خانواده نیز باید نگران فیزیک و روحیه همسر خود باشد. پدرهای که منتظر تولد فرزند خود هستند خیلی راحت در مورد احساسات مثبت خود در زمینه پدر شدن صحبت می کنند. اما بسیاری از آنها نمی توانند در مورد ترس ها و نگرانی هایشان در این مورد حرف بزنند.
آنها همیشه این دغدغه را دارند که آیا واقعا از پدر شدن خوشحال هستم؟
آیا فرزندم بدون مشکل و سالم به دنیا خواهد آمد؟
نوع رابطه من و همسرم پس از تولد کودک چه تغییری خواهد کرد؟
آیا می تواند وظایف پدر بودن را به خوبی انجام دهم؟
مردها باید با همسران خود در زمینه نگرانی هایشان حرف بزنند. بسیاری از مردها تصور می کنند اگر ترس های خود را مطرح کنند باعث نگرانی بیشتر همسرشان می شوند و به همین دلیل از این کار پرهیز می کنند. اما حرف بزنید. همسر شما نیز باید از چالش های پدر شدن شما آگاه شود. اگر دوست ندارید به همسرتان بگویید، با پدر یا مادر یا دوست صمیمی خود در این رابطه صحبت کنید. یا می توانید کتاب های آموزشی در زمینه پدر شدن مطالعه یا در کلاس های مرتبط شرکت کنید.

دومین باور اشتباه: نوزادان به پدران خود نیازی ندارند
چه کسی گفته نوزادی که تازه متولد شده است به پدر خود نیازی ندارد؟ هنگامی که یک مرد رابطه خود با همسر و فرزندش را صمیمی تر و نزدیک تر کند، متوجه خواهد شد فرزند شیرخواره او تا چه اندازه به حضور او نیازمند است. پدر نیز به اندازه مادر برای کودک ارزش دارد. برای لمس این نیاز، پس از سیر شدن نوزاد به او نزدیک شوید تا ببینید تا چه اندازه از نظر روحی به شما نیاز دارد و حضور شما برایش مهم است. اگر کودک با شیشه شیر می خورد، شما می توانید گاهی این کار را انجام دهید تا رابطه پدر و فرزندی نزدیک تری با یکدیگر ایجاد کنید.

سومین باور اشتباه: مردها نحوه مراقبت از کودکان کوچک را نمی دانند
این دروغ بزرگی است که باعث می شود تا بسیاری از پدرها رابطه صمیمی و نزدیک با فرزند خود نداشته باشند. مادرهایی که تازه زایمان کرده اند به اشتباه تصور می کنند مردان نمی توانند از نوزاد نگهداری کنند و همیشه ترسی بیهوده از سپردن فرزند به پدرشان دارند. برخلاف تصور عموم، پدرها دست و پا چلفتی نیستند و خیلی هم خوب می توانند از نوزادان مراقبت کنند. پدر یا مادر بودن را مرد و زن می آموزند و پدرها نیز هر چه بیشتر با فرزند خود وقت سپری کنند، بیشتر می توانند نیازهای او را تشخیص دهند.

چهارمین باور اشتباه: پدرانی که وقت خود را برای فرزندشان می گذارند از شغل خود باز می مانند.
شغل مردها، یکی از اصلی ترین و نخستین ارزش های زندگی و دلیل اعتماد به نفس آنها است. باور عموم این است که مردی که خانواده خود را بر کار ارجح می نهد، در واقع شغل و پیشرفت خود را فدا می کند. اما دیگر دوره این فکرها به سر رسیده است. فرهنگ ها و دیدگاه ها تغییر کرده اند و حتما خودتان نیز باور دارید که شغل و فرزند مردها هیچ تداخلی با هم ندارند و ترجیح یکی بر دیگری به مفهوم ایجاد مشکل در دیگری نیست.

پنجمین باور اشتباه: هر پدری شبیه پدر خودش خواهد شد
چه کسی این حرف را گفته است؟ واقعیت این است که فرزندان از پدر یا مادر خود تاثیر می گیرند و این مساله کاملا طبیعی است. اما اینکه هر مردی لزوما و دقیقا جا پای پدر خود بگذارد و همچون آن رفتار کند صحت ندارد. این باور غلطی است که میان مردم رواج پیدا کرده است. انسان ها در طول زندگی خود از انسان های متعددی درس و الگو می گیرند از جمله می توان به معلم، دوستان، عمو، دایی و ... اشاره کرد. در فرهنگ های مختلف در دنیا مردها به روش های مختلف همچون پدر خود رفتار می کنند. اما هر پدری باید بداند که بهترین رفتار او چیزی است که برای خانواده اش مناسب تر است. اینکه یک مرد پدر خود را الگو و دقیقا رفتارهای او را تکرار کند، روش درستی نیست.

زندگی مشترک و سوء تفاهمات در آن


نمی دانم تا به حال این اصطلاح را شنیده اید که:"داغ زنده سخت تر از داغ مرده است"
این اصطلاح در روان شناسی امروز با عنوان رها شدگی عاطفی اطلاق می شود. رهاشدگی عاطفی یعنی ایجاد خلا یا حتی گسست جدی در ارتباط عاطفی فرد با افراد مهم زندگی وی.

همانطور که انسانها در برابر داغدیدگی یا همان از دست دادن عزیزان خود واکنشهای عاطفی جدی از خود نشان داده و حتی تا مرز افسردگی هم پیش رفته و گاه تا مدتهای طولانی با آن درگیر می شوند، از دست دادن زندگان یعنی قطع ارتباط عاطفی با اطرافیان نزدیک نیز چیزی کم از داغدیدگی ندارد.

مثل والدینی که مورد بی توجهی فرزندان قرار می گیرند، کودکانی که در خانه دیده نمی شوند، نوجوانانی که محبت دریافت نمی کنند، زن یا مردی که با بی توجهی یا حتی خیانت همسرش مواجه می شود و ....

البته خیلی از مردم نمی دانند که آنها از نظر عاطفی دچار مشکل شده و در حال تجربه رهاشدگی عاطفی هستند. آنها ممکن است احساس ناشادی و حتی افسردگی کنند بدون آنکه بتوانند انگشت روی علت این احساس بگذارند. البته اکثر مردم رها شدگی عاطفی را مقوله ای ظاهری در نظر می گیرند و تصور می کنند که حتما باید یک دوستی کلا از بین برود، رابطه والدین و فرزندان کلا قطع شود و یا زن و شوهر از هم جدا شوند و یا اینکه مرگی اتفاق بیفتد تا رها شدگی عاطفی معنا یابد. شاید خیلی از افراد نتوانند تشخیص دهند که از دست دادن نزدیکی فیزیکی (جسمانی) به علت مرگ، طلاق و بیماری گاهی اوقات نوعی رها شدن یا ترک شدن احساسی تلقی می شود. اما در اصل ترک شدن احساسی هیچ ربطی به قرابت و نزدیکی ندارد. ممکن است این موضوع درست موقعی که کسی کنار شما و در حال زندگی با شما است، اتفاق بیفتد (زمانی که نمی توانید ارتباط برقرار کنید و خواسته های احساسی شما در ارتباطات و رابطه شما برآورده نمی شود).

خواسته‌های احساسی (عاطفی)
اغلب، مردم از خواسته ها و نیازهای عاطفی (احساسی) خود آگاهی ندارند و تنها احساس می کنند که چیزی را گم کرده اند یا چیزی را از دست داده اند.

بقه طور طبیعی افراد در روابط نزدیک خود نیازهای عاطفی بسیاری دارند این نیازها عبارتند از: شنیده شدن و درک شدن، پرورش و تربیت شدن، قدر دانی شدن، باارزش بودن، پذیرفته شدن، نیاز به مهر و عاطفه و محبت، نیاز به عشق و دوست داشته شدن، نیاز یه همراهی و یاری و مصاحبت. لذا چنانچه کشمکش و تعارض شدید، سوء استفاده و یا خیانت زناشویی وجود داشته باشد این خواسته ها و نیازها برآورده نشده و نارضایتی ایجاد می شود. گاهی اوقات خیانت های زناشویی نشات گرفته از رها شدن عاطفی در رابطه زوجین با یکدیگر است. به علاوه چنانچه یکی از زوجین معتاد، خسیس، وابسته به والدین، افراط گر در کار و ... باشد دیگری ممکن است احساس نادیده گرفته شدن بکند زیرا مواد مخدر، پول، والدین، کار و ... اولویت اول همسر می شود و توجه طرف مقابل را صرف خود کرده و از توجه و حضور او می کاهد.

دلایل یا عوامل رها شدن عاطفی
دوران کودکی اول: رهاشدگی عاطفی در دوران کودکی می تواند به این علت باشد که مادر نتوانسته است از لحاظ عاطفی خودش را به فرزندش نزدیک کند. این رفتار مادرها گاهی اوقات ناشی از استرس و گاهی نیز به دلیل این است که او در حال تکرار تجربیات کودکی خودش است. برای رشد عاطفی کودک مهم است که مادرش خودش را با خواسته ها و احساسات کودکش هماهنگ و منطبق کند و آنها را منعکس کند. ممکن است او (مادر) پرمشغله و سرد باشد و یا قادر به همراهی با موفقیت ها و نگرانی های عاطفی فرزندش نباشد. در این صورت کار او ختم به تنهایی، پس زدگی و در نهایت رهاشدگی عاطفی گردد. در نقطه مقابل آن، پدر و مادرانی هستند که توجه افراطی به یک کودک بکنند ولی به نیازها و خواسته های واقعی کودک توجه نکنند و خود را با آنها منطبق نسازند. در این صورت خواسته های کودک برآورده و ارضا نمی شوند که این خود شکلی از انواع رهاشدگی است.

دوران کودکی دوم: همچنین احساس رهاشدگی عاطفی، در سال های بعد نیز ممکن است اتفاق بیفتد؛ درست زمانی که کودک زیاد نکوهش می شود، دایما کنترل می شود، نامهربانانه با او رفتار می شود و یا مکررا این پیغام به او داده می شود که او یا تجربیاتش قابل اهمیت نبوده و یا حتی غلط هستند، زمینه برای رشد رهاشدگی عاطفی مهیا می شود. بچه ها بسیارآسیب پذیرند و زیاد طول نمی کشد که یک کودک احساس صدمه و آزردگی و یا رها شدگی کند.

همچنین این احساس می تواند زمانی که یک پدر و مادر به فرزند شان اعتماد و اطمینان ندارند و یا زمانی که توقعات نامتناسب با سن کودک از او دارند اتفاق بیفتد. در اینگونه موارد کودک باید احساسات و خواسته های خودش را نادیده بگیرد تا خواسته های بزرگسالان را برآورده کند.


زندگی مشترک: حتی در پیوندهای سالم دوره هایی (چند روز و یا حتی چند ماه) از رها شدن عاطفی امکان دارد ایجاد شود که البته ممکن است عمدا و یا ناآگاهانه باشد. علت این امر می تواند موضوعاتی باشد مانند: بیماری، برنامه کاری فشرده و دارای تداخل با جنبه های دیگر، فقدان علاقمندی های مشترک و گذراندن وقت با هم، فقدان تعامل و ارتباط سالم با هم، رنجش ها و ناراحتی های برطرف نشده، ترس و پرهیز از ابراز تمایل و .........

وقتی که زوجین فاقد برنامه خواب، کار یا فعالیت و علاقمندی مشترک باشند یک یا هر دوی آنها ممکن است احساس رهاشدگی کنند.

لذا برای حفظ طراوت و حیات رابطه تان لازم است که تلاش کنید زمانی را صرف صحبت کردن با هم درباره تجربیات و احساسات و تمایلات تان نسبت به هم کنید. مضرتر از این مسئله، الگوی تعامل ناسالمی است که در آن یکی یا هر دو زوجین آزادانه حرفهایشان را با هم در میان نمی گذارند، با احترام بهم گوش نمی دهند و با علاقمندی به هم جواب نمی دهند. اگر حس می کنید که نادیده گرفته شده اید و یا همسرتان درک درستی از آنچه که به او می گویید ندارد این احتمال هست که ناگهان دست از حرف زدن با هم بکشید و در ادامه دیوارهای مابین شما شروع به پیدایش کنند و خود را به لحاظ احساسی مجرد و تنها تصور کنید. از جمله علایم این امر می تواند این باشد که بیشتر از آنچه که با همسرتان خوش باشید و لذت ببرید، با دوستانتان حرف می زنید، تمام وقت تان را به فرزندان یا کار اختصاص می دهید و یا به رابطه جنسی و گذراندن اوقات مشترک بی میل شوید.

وقتی که احساس ها و به ویژه خشم و صدمات خود را نتوانید بیان کنید، رنجش و ناراحتی به راحتی میان زوجین به وجود می آید. وقتی که این مشکلات عمیق تر شوند ممکن است به لحاظ عاطفی خود را عقب بکشید و یا با سرزنش و تذکرات رمق گیر به همسر تان هجوم بیاورید. اگر احساساتی دارید که نتوانسته اید آنها را منتقل کنید و در عوض معتقدید که همسرتان باید آنها را حدس بزند و یا آنها را برآورده سازد در واقع در حال سوق دادن خود سوی ناامیدی و رنجش هستید. زمانی که شما یا همسرتان از ابراز علاقه و تمایل بترسید ممکن است عقب نشینی کنید، دیوار و حایل میانتان ایجاد کنید و یا دایما با یکدیگر دچار تعارضات جدی شوید.

البته در این دست شرایط مشاوره زناشویی بسیار می تواند موثر باشد. در مشاوره زوجین قادر خواهند بود درباره آرزوها و خواسته هایشان حرف بزنند که این امر آنها را بهم نزدیک تر می کند.

آیا عاشق شدن در محیط کار صحیح است؟


در بیشتر مواقع خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید و همچنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. شما بیشتر وقت زمان بیداری‌تان را در کنار کسانی می‌گذرانید که با آنها کار می‌کنید، به همین دلیل درگیر شدن در زندگی همدیگر غیرقابل اجتناب است. طبیعی است که دوستی‌هایی بین شما ایجاد شود و در برخی موارد حتی عشق و عاشقی رخ دهد. سوال این است که چه زمان ایجاد ارتباطی عمیق‌تر با یکی از همکارانتان قابل قبول است؟ وقتی به زندگی همکارانتان نزدیک‌تر می‌شوید، احتیاطات بیشتری را باید پیش بگیرید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که تا زمانیکه در آن محیط کار می‌کنید باید این آدمها را ببینید و به همین علت باید با احتیاط پیش بروید. در مورد دوستی‌های درون محیط‌ کار، مراقب کسی که به او اعتماد می‌کنید باشید. وارد کردن دوستان کاری به زندگی خصوصی‌تان کاری پرخطر است که مرز بسیار ظریفی دارد. یادتان باشد که برای کار کردن در آن محیط هستید و دخالت در زندگی خصوصی همدیگر وضعیت کار را برایتان دشوار می‌کند. قبل از اینکه داستان زندگیتان را برای همکارانتان تعریف کنید، مطمئن شوید که نیت آنها برای شما خیر است. آرام آرام در ارتباطاتتان پیش روید و مراقب باشید اطلاعاتی که برای استخدامتان در آن شرکت اهمیت دارد را با افراد نامناسب درمیان نگذارید.


وقتی دوستی‌ها عمیق‌تر می‌شوند چه اتفاقی می‌افتد؟
شما هر روز همدیگر را می‌بینید و هیجان اولیه خیلی زود از بین می‌رود. قبل از اینکه از روی احساس رفتار کنید، موقعیت را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرید که این عشق ارزش عواقب آن را دارد. اول اینکه، ضروری است از مقررات و قوانین مربوط به روابط میان‌فردی در شرکت مطلع شوید. بسیاری از شرکت‌ها قوانین سفت و سختی درمورد روابط عاشقانه بین پرسنل خود دارند زیرا تصور می‌کنند این روابط بر بازده شرکت اثر منفی دارد. اگر احساس می‌کنید قوانین شرکت را زیر پا گذاشته‌اید، پیشنهاد ما این است که در موقع مناسب نزد رئیستان بروید و او را از این مسئله باخبر کنید. صداقت همیشه بهترین سیاست است.

از ابراز احساسات در ملاء‌عام خودداری کنید این نوع رفتار مشکل‌ساز خواهد بود. نشان ندادن چنین رفتارهایی باعث می‌شود شکست رابطه، عواقب منفی بر کار شما نداشته باشد.

اهداف طولانی‌مدت خود با شرکت را ارزیابی کنید تا زمانیکه در آن شرکت جا نیفتاده‌اید و شخصیتتان را ثابت نکرده‌اید، با کسی رابطه نزدیک ایجاد نکنید. سعی کنید همیشه مرزی مشخص بین کار و زندگی‌ شخصی‌تان داشته باشید.

چرا عاقلانه است که با رئیستان وارد رابطه عاشقانه نشوید یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید در محل‌ کارتان انجام دهید این است که با رئیستان ارتباط نزدیک و عاشقانه پیدا کنید. با اینکه زمان‌هایی هست که این روابط خوب نتیجه می‌دهند اما در اکثر مواقع فاجعه‌آمیز به پایان می‌رسند. بنابراین چرا عاقلانه است که با رئیستان رابطه عاشقانه پیدا نکنید؟ این دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.

1 - ممکن است رئیستان را در موقعیت بدی قرار دهید رئیستان حتماً باید به شخصی دیگر پاسخگو باشد و اگر آن یک نفر شایعاتی درمورد ارتباط شما شنیده باشد، ممکن است رئیستان بخاطر قوانین شرکت در معرض برکناری قرار گیرد. حتی اگر اخراج نشده یا برکنار نشود، باز هم برایشان بد خواهد بود و ارزش حرفه‌ای آنها را پایین خواهد آورد.

2 - ممکن است خودتان را در موقعیت بدی قرار دهید در بیشتر مواقع خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید و همچنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. اگر باوجود همه این مسائل تصمیم می‌گیرید که پیش بروید، باید برای دفاع از رابطه‌تان همیشه آماده باشید.

3 - رئیستان به طرفداری از شما متهم خواهد شد اگر قرار باشد یک پروژه خاص به شما داده شود یا ترفیع بگیرید یا حقوقتان افزایش یابد، ممکن اتس رئیستان به جانبداری کردن از شما متهم شود، حتی اگر واقعیت نداشته باشد. حتی ممکن است منجر به شکایت رسمی شود که شما و رئیس را فقط بخاطر ارتباط عاشقانه‌تان در وضعیت بدی قرار خواهد داد.

4 - اگر قرار باشد دعوا داشته باشید این آتش غیبت‌های درون شرکت را تندتر خواهد کرد. اگر با هم کنار نیایید، کار کردن با همدیگر خیلی سخت خواهد شد. خودتان را آماده کنید که همه اجازه نظر دادن درمورد زندگی عشقی شما را به خود بدهند.

5 - اگر قرار باشد رابطه را تمام کنید اگر این اتفاق بیفتد، از هر اتفاقی بدتر خواهد بود. کنار هم ماندن برای کار برایتان غیرقابل‌تحمل خواهد شد. با در نظر داشتن همه اینها، می‌توانید ببینید که برقرار نکردن رابطه عاشقانه با رئیستان بهترین کار خواهد بود، اگر هر دوی شما مجذوب هم شده‌اید و دوست دارید واقعاً یک رابطه را با هم شروع کنید، بهتر است یکی از شما اول یک کار دیگر برای خود پیدا کند. اگر امکان این وجود نداشت، تنها کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که ارتباطتان را از همه مخفی کنید و امیدوار باشید که هیچ کس از این رابطه بویی نبرد.

استخاره در ازدواج؟؟؟!


از مباحث مهمی که معمولاً در امر ازدواج از آن خیلی سخن به میان می آید، بحث قسمت است. می گویند: سخت گیری نکنید، اگر قسمت باشد می شود و قسمت نباشد نمی شود. قسمت به معنای نقش و اراده نداشتن انسان در رخدادهای زندگی ـ از جمله ازدواج ـ درست نیست. زیرا انسان آزاد و صاحب اختیار آفریده شده است، البته این آزادی مطلق نیست، بلکه مستند به اراده و مشیت خداوند است. برای تحقق یک رخداد (ازدواج) عوامل گوناگونی از جمله اراده انسان دخالت دارد که البته این موضوع در طول اراده خداوند است. مثلاً برای اینکه لامپ منزل شما روشن شود، باید نیروگاه برقی وجود داشته باشد که نیروی برق را تولید کند و باید از نیروگاه تا منزل شما سیمکشی شده باشد، در سیم ها نیز نیروی الکتریسیته جریان داشته باشد و شما هم باید کلید برق را فشار دهید. اگر هریک از این عوامل وجود نداشته باشد، لامپ روشن نمی شود. در رابطه با مسئله ازدواج هم همینطور است. برای ازدواج باید اراده و اقدام کنید و فرایند خواستگاری را بگذرانید، اما درنهایت اگر توکل بر خدا کنید، ممکن است خداوند به جهت مصالحی که نمی دانید، اراده خود را بر اراده شما حاکم کند و با وجود شرایط مناسب ظاهری، آن ازدواج به سامان نرسد.
بنابراین، آنچه در بین مردم معروف است که در ازدواج قسمت و تقدیر دخالت دارد و قبلاً همه چیز معلوم و مشخص شده است و یا می گویند: فلان دختر قسمت فلان پسر است و یا بالعکس؛ این گونه سخنان صحیح نیست و هیچ ریشه دینی و عقلی ندارد. همان طور که به روشنی، اختیار و انتخاب را در خرید و فروش، انتخاب شغل و تعیین رشته تحصیلی می بینیم، در ازدواج نیز که موضوع مهم و سرنوشت سازی است، مشاهده می کنیم. علاوه بر حکم عقل و منطق، روایاتی که در آن معیارهای انتخاب همسر ذکر شده اند، دلیل محکمی بر دخالت انسان در سرنوشت خویش است. پیشوایان دین به ما توصیه کرده اند که در انتخاب همسر نهایت دقت را مبذول دارید و چشم بسته ازدواج نکنید. چرا که ازدواج یک موضوع حیاتی است و برای هرکس به طور طبیعی در طول زندگی اش فقط یک بار اتفاق می افتد. بر این اساس، پسر و دختر جوان، نباید منتظر بخت و شانس و قسمت بمانند، بلکه چه پسر و چه دختر باید برای این تصمیم سرنوشت ساز خود را آماده کرده و با کمال دقت و خردورزی و با کمک تجارب خانواده، راهنمایی مشاوران دلسوز و کاردان، فرد مورد نظر را انتخاب کنند. زیرا منشأ و سرچشمه بسیاری از گرفتاری ها و بدبختی های انسان، غفلت و بی تفاوتی است. غفلت، در تمام امور، خسارت بار است و در مسئله انتخاب همسر، خسارت بارتر. ممکن است یک لحظه غفلت و یا انتخاب نادرست، یک عمر پشیمانی و حسرت را به دنبال داشته باشد. امام علی (علیه السلام) فرموده اند: «خدای منزه را به تغییر اراده های آهنین شناختم.» اگر شما برای ازدواج اقدام کردید و موفق نشدید (خود در محقق نشدن آن دخالت نداشتید) مطمئن باشید آن ازدواج به مصلحت شما نبوده است و دیگر جای رنجش و ناراحتی نیست، این را می توان قسمت الهی دانست. پس قسمت به این معنا درست و به معنای اراده نداشتن انسان نادرست است. اعتقاد به شانس و ستاره بخت نیز یکی از آسیب های ازدواج و شبیه همان اعتقاد به قسمت (به معنای نادرست آن) است که شخص را از حرکت باز می دارد یا عاملی برای بی دقتی و سهل انگاری در ازدواج می شود. اشخاصی که به این خرافات اعتقاد دارند، یا به دلیل تنبلی و سستی برای اقدام است یا از دیدگاه روانشناسی می خواهند ضعف اعتماد به نفس (خودباوری) خویش را بازیابی کنند. در روایات آمده است هرگاه در یک تحیر و سرگردانی گرفتار شدید، با یک نفر مۆمن مشورت کنید. ما به آن مۆمن خیر شما را الهام می کنیم و به زبان او هدایت شما را جاری می کنیم

جایگاه استخاره در ازدواج

از دیگر مباحث مربوط به تصمیم گیری، مسئله استخاره است. مقصود از استخاره «طلب خیر از خداوند» است. وقتی می خواهیم کاری را انجام دهیم، باید از خداوند طلب خیر کنیم، یعنی دو رکعت نماز استخاره بخوانیم و بگوییم خداوندا آنچه خیر است، برای من رقم بزن. آن راهی که خیر است به دل من بینداز تا آن را برگزینم. خدایا اگر خیر من در این ازدواج است، مشکلات را آسان و اگر این ازدواج به صلاح من نیست، مشکل و موانعی برای آن ایجاد کن. نحوه استخاره چنین است که دو رکعت نماز استخاره خوانده می شود، سپس به سجده رفته و صد مرتبه این ذکر گفته می شود: «استخیرالله برحمته» مسئله ازدواج مورد مهمی است که بسیاری از خانواده‏ها برای انجام آن به استخاره روی می آورند. برخی می گویند ما با استخاره می خواهیم با خدا مشورت کنیم؛ استخاره مشورت با خدا نیست. در هیچ روایتی بیان نشده است که برای مشورت با خدا استخاره کنید، اما مشورت با مۆمنین، مشورت با خدا دانسته شده و حتی خدا به پیامبر خود امر به مشاوره و مشورت کرده است. در روایات آمده است هرگاه در یک تحیر و سرگردانی گرفتار شدید، با یک نفر مۆمن مشورت کنید. ما به آن مۆمن خیر شما را الهام می کنیم و به زبان او هدایت شما را جاری می کنیم. نکته مهمی که گاهی از آن غفلت می شود این است که باید قبل از استخاره، مواردی مثل بررسی و تحقیق، مطالعه و فکر، مشورت با اهل فن و افراد مجرب و... انجام شود. اگر این موارد رعایت شد و باز هم تردید وجود داشت، آنگاه نوبت به استخاره می رسد. پس از عمل به موارد گفته شده، اگر شواهد و دلایل کافی برای صلاحیت فرد پیدا کردید و با فرزانگی و حکمت و به دور از هیجان و احساسات طرف را شایسته همسری دیدید، دیگر برای ازدواج با آن شخص به دنبال استخاره گرفتن نباشید. اما اگر پس از طی همه مقدمات و اصول لازم باز هم تردید داشتید، آنگاه نزد فرد شایسته‏ای رفته و اقدام به استخاره کنید. به یاد داشته باشید که هر کسی شایستگی استخاره گرفتن ندارد.

استخاره کردن درباره ازدواج

سوال مهم دیگر این است که برای چه کاری باید مشورت و تحقیق کرد و برای چه کاری باید استخاره گرفت. هیچ کدام به معنای آن نیست که عمل از هر جهت مناسب و بی کاستی است، بلکه بیانگر آن است که در مجموع، انجام آن کار یا ترک آن ترجیح دارد.

چگونه به خواستگار جواب بدهیم؟

لازم نیست دختر در همان جلسه اول لازم نیست جواب مثبت یا منفی بدهد، خانواده دختر باید یک یا دو هفته از خانواده داماد مهلت بخواهد تا بتوانند پاسخ خواستگاری آنها را بدهند و در این مدت نیز باید به کارهای تحقیق، مشاوره و در نهایت تصمیم گیری بپردازند. اگر خواستگار از هر جهت پسندیده شد و نسبت به آنها نظر مثبت داشتید، جلسات دیگری را ترتیب دهید تا همه نکات روشن شود و شبه های برای طرفین در هیچ زمین های باقی نماند. پس از توافق در این جلسات می توانید جواب مثبت خود را به آنها انتقال دهید و برای کارهای آینده برنامه ریزی کنید. البته اگر پاسخ منفی بود، باید با کمال احترام، سنجیده و با دلایل محکم آن را به خانواده داماد منتقل کنید.

واکنشتان به دلخوری در مسایل پیش‌ پا افتاده از همسرتان چگونه باید باشد؟!


وقتی برای مسایل پیش‌پاافتاده از همسر خود دلخور می‌شوید، چه باید بکنید؟ مردم گاهی می‌پرسند: «بیشترین چیزی که زن و شوهرها بر سر آن مجادله می‌کنند، چیست؟» پاسخ همیشه مشابه است: «بیشتر اوقات هیچ‌چیز.»... یک مثال ممکن است راهگشا باشد؛ وقتی یک خانم تلویزیون تماشا می‌کند، شوهرش کنترل از راه دور را در دست می‌گیرد و شروع می‌کند به بالا و پایین کردن فهرست کانال‌ها روی صفحه تلویزیون.
خانم می‌گوید: «این کار را نکن.» شوهر جواب می‌دهد: «یک لحظه صبر کن چیزی را چک کنم.» «نکن این کار را. بدم می‌آید با کنترل کانال‌ها را این طوری بالا و پایین کنی.» باشد. چند لحظه بعد که هر دو آرام‌تر می‌شوند، آقا می‌گوید: «چرا گفتی بدت می‌آید؟» خانم جواب می‌دهد: «برای اینکه تو همیشه کار خود را انجام می‌دهی. خب باشد، کار خودت را بکن.»
حتی اگر بسیار تلاش کنید که همه لحظه‌های زندگی را با خوشحالی بگذرانید، بحث‌های پیش‌پاافتاده‌ای مثل بحث بر سر کنترل از راه دور تلویزیون، همیشه پیش می‌آید. زندگی واقعی هیچ‌وقت مثل آنچه در کتاب‌های داستان نوشته شده یا مانند کتاب‌های راهنمای ازدواج نیست. به همین دلیل، خیلی مهم است که در رویارویی با مسایل زندگی مشترک، به جای اینکه راه‌حل راحت‌تر را انتخاب کنید و مشکلات را ندیده بگیرید، مستقیم به سوی مشکلات یکدیگر بروید و با اشاره به آنها، تنش را بخوابانید. به این طور وقت‌ها، لحظات «درِ کشویی» گفته می‌شود. یعنی لحظه‌هایی که در کشویی را باز می‌کنید، وارد فضای دیگری می‌شوید، درباره مشکلات خود حرف می‌زنید، سپس بیرون می‌آیید و در را می‌بندید. این یک مهارت ساده در زندگی زناشویی است و البته نباید درباره فوایدش خیلی اغراق کرد. در دانشگاه واشنگتن در سیاتل آمریکا، به تازگی روی رفتار زن و شوهرها در یک محیط آزمایشگاهی که «آزمایشگاه عشق» نام گرفته، مطالعه شده است. نتایج این تحقیقات نشان داده که زوج‌هایی که حداقل 6 سال از ازدواج آنها گذشته، در 86 درصد زمان‌هایی که در آزمایشگاه عشق بوده‌اند، مستقیم به مشکلات یکدیگر اشاره کرده‌اند و زن و شوهرهایی که سرانجام کارشان به جدایی کشیده، فقط در 33 درصد موارد این‌گونه رفتار کرده‌اند.
این آمار به زوج‌ها یک فرصت بزرگ می‌دهد؛ این نتایج می‌گوید که شما می‌توانید فقط با علاقه‌مندانه واکنش نشان دادن در اتفاق‌های پیش‌پاافتاده، مانع بروز بسیاری از ناراحتی‌ها و درگیری‌ها بشوید. زوج باید در مواجهه با مشکلات با هم همکاری کنند. حتی اگر یکی از آنها در زمان بروز مشکلات، درِ کشویی را بیشتر باز کند، روابط پیشرفت می‌کند. اگر به موقع در را باز کنید، بیشتر احتمال دارد که همسرتان به داخل پا بگذارد. اما از سوی دیگر، روبرو شدن مستقیم با مشکلاتی که باعث مجروحیت همراهی می‌شوند، می‌تواند روابط شما را خراب کند. بد عمل کردن در این‌باره، باعث می‌شود زن یا شوهر احساس کنند که آسیب‌پذیرند و فضا برایشان ناامن شده است. آنها تلاش می‌کنند به همدیگر درس بدهند و در نقش والدین یکدیگر ظاهر شوند اما با این کار، روابطشان را کاملا نابود می‌کنند. خیلی‌وقت‌ها زن و شوهرها فرصت کافی دارند تا مسیر خود را درست کنند. بیشتر همسران مشکلات را ندیده می‌گیرند چون نمی‌توانند بفهمند که شریک زندگی‌شان حق دارد از آنها انتظار حمایت یا توجه داشته باشد. گاهی انتظارات خیلی کوچک و به نظر بی‌اهمیت می‌رسند اما باید به این درخواست‌های کوچک هم توجه کرد. وقتی برآورده کردن انتظارات کوچک با بی‌اعتنایی به فردا موکول می‌شوند، همسران برای درخواست‌های بزرگ‌تر برای برقراری روابط بیشتر و گرفتن حمایت‌های عاطفی اقدام نمی‌کنند.